سه شنبه 23 آذر 1395

فلسفه به زبان کودکان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

فلسفه به زبان کودکان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
فلسفه به زبان کودکان
شراره طیار مدرک کارشناسی ارشد نمایش عروسکی را از دانشگاه تهران گرفته و 14 سال است در این زمینه فعالیت می‌کند. او در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان با نمایش «تو شجاع هستی؟» حضور دارد. طیار در گفت‌وگو با همشهری از فعالیت‌هایش می‌گوید...
1395/09/23
شراره طیار مدرک کارشناسی ارشد نمایش عروسکی را از دانشگاه تهران گرفته و 14 سال است در این زمینه فعالیت می‌کند. او در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان با نمایش «تو شجاع هستی؟»  حضور دارد. طیار در گفت‌وگو با همشهری از فعالیت‌هایش می‌گوید.
  • چگونه به حوزه تئاتر وارد شدید؟
سال 1381 وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم و شاگرد زنده‌یاد جواد ذوالفقاری بودم. کم‌کم دستیار ایشان شدم و در اولین تجاربم در نمایش‌های او به بازیگری و عروسک‌گردانی پرداختم. با کارگردانانی چون حسن دادشکر، عادل بزدوده، شیوا مسعودی، فریبا رئیسی و مریم کاظمی همکاری داشته‌ام.
من معلم کودکان هستم و نمایش خلاق و فلسفه به آن‌ها تدریس می‌کنم. کم‌کم به فکر افتادم نمایشی با بچه‌ها و برای بچه‌ها تولید کنم. قبل‌ترها هم کارگردانی می‌کردم اما سال 1392 به صورت تخصصی وارد این حوزه شدم و نمایش «فراخوان» نوشته مهدی فرشیدی‌سپهر را در جشنواره شهر به اجرا رساندم. بعد این نمایش در بخش تئاترهای دانش‌آموزی در تالار هنر به روی صحنه رفت.
  • در عرصه نمایش به ویژه تئاتر کودکان چه عنصری بیش از همه شما را جذب می‌کند؟
در نمایش قدرت انتقال تفکر وجود دارد. تئاتر چون آینه‌ای است که مقابل مخاطب‌ خود قرار می‌گیرد و او را به خودش نشان می‌دهد. تماشاگری و تفکر ما از دوران کودکی آغاز می‌شود، پس چه چیز بهتر از تئاتر برای کودکان وجود دارد؟
  • نمایش «تو شجاع هستی؟» چه پیامی را می‌خواهد به مخاطب بدهد؟
نمایش «تو شجاع هستی؟» اقتباسی از قصه «آزمون شجاعت» نوشته لورنس پاولی است. در واقع این قصه مخاطب را به این فکر می‌اندازد که دعوت دیگران به چالش را چگونه پاسخ بدهیم. این موضوع یکی از مباحث ما در کلاس‌های فلسفه برای کودک است. در این نمایش لحظاتی هست که تسهیلگر فلسفی در حین روایت خود از کودکان سوال می‌پرسد و آنها را به تفکر وا می‌دارد.
درست زمانی که موش و قورباغه و حلزون در گفت‌وگویی پیرامون شجاعت کار خاصی برای اثبات شجاعت‌شان انجام می‌دهند، گنجشک نمایش تصمیم می‌گیرد برای اثبات شجاعتش هیچ کاری نکند، سکوت طولانی میان آن‌ها به وجود می‌آید و همه به فکر فرو می‌روند، بعد موش، قورباغه و حلزون می‌خندند، گویی متوجه چیز تازه‌ای شده‌اند.
  • این کار برای کودکان تهیه شده یا با بزرگسالان هم می‌تواند ارتباط برقرار کند؟
این نمایش به شیوه‌ای برای مقطع سنی خردسال تولید شده، اما داستان مفهومی برای تفکر تمام انسان‌هاست.
  • کودکان چگونه می‌توانند فلسفی بیندیشند و با فلسفه ارتباط برقرار کنند؟
این نمایش کلاس درس فلسفه برای کودکان است و به واسطه قراردادنشان در موقعیت تماشاگر به گفت‌وگوی فلسفی درباره مفهوم چگونگی شرکت در یک چالش می‌پردازد. کودکان فیلسوفان ذاتی‌اند و ما در این نمایش فرصت چرا پرسی را برایشان فراهم کرده‌ایم. ما تسهیلگران فلسفه برای کودکیم و به گفت‌وگو با فیلسوفان کوچک ادامه می‌دهیم و کلاس فلسفه این بار روی صحنه تئاتر برگزار خواهد شد.
  • در اجراهای پیشین چه بازخوردی از کودکان گرفته‌اید؟
این نمایش در مراحل تولید بارها در کلاس فلسفه برای کودک به اجرا رسیده تا در موقعیت‌های گوناگون خود را محک بزنیم. برای ما شنیدن نظرات کودکان اهمیت دارد پس هر کجا که شده بساط کوچک نمایش‌مان را با مفهومی عمیق و فراگیر پهن کرده‌ایم اما هنوز اجرای عمومی به معنای متعارف نداشته‌ایم.
  • وضعیت تئاتر کودک و نوجوان نسبت به گذشته چگونه است؟
وضعیت تئاتر در حوزه کودک و نوجوان رو به افول است. کافی است نگاهی به آثار عباس کیارستمی، صمد بهرنگی، جبار باغچه‌بان و بیژن مفید داشته باشیم تا دریابیم چقدر از ارائه محتوای آموزشی به کوکانمان دور شده‌ایم. هر روز بیشتر از پیش کودکان را مشغول دست زدن و هورا کشیدن می‌کنیم، تا می‌توانیم هجویات را با بدترین کیفیت تولید در معرض دیدشان قرار می‌دهیم. بازیگران با لحن‌های تکراری و صداهای ساختگی و لباس‌های براق بی‌کیفیت به روی صحنه می‌روند و خوراکی مسموم به خورد ذهن و روان کودکان می‌دهند.
  • تاثیر برگزاری جشنواره‌ها از جمله جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان را در به وجود آمدن شرایط فعلی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
جشنواره هم متاسفانه در بخش کودک و نوجوان تبدیل به رپرتوار همین کارهای اجرا شده در سالن‌های تئاتر شده است. گرچه در بخش خردسال هنوز امکان تولید کار مختص جشنواره هست که البته باید دید امسال با رقابتی شدن این بخش چه اتفاقی در انتظارمان خواهد بود. جشنواره‌ای در جهت بهبود شرایط تئاتر گام بر می‌دارد که خود در بهبود کیفیت تئاترهای شرکت‌کننده پیشرو باشد.
  • پیش از این در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور داشته‌اید؟
بله تجربه شرکت داشته‌ام و این بار پنجم است که در جشنواره حضور دارم. گرچه 3 دوره گذشته را با تمرکز در بخش خردسال شرکت کرده‌ام زیرا فکر می‌کنم هنوز فرصت نمایش دادن تولیدات نو و در خور در این بخش وجود دارد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر ، بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان ، شراره طیار ،

جمعه 13 آذر 1394

کنسرو لوبیا قرمز هندی در جشنواره همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،هنر ،

انتخاب خبر- حسین زندی: نمایش  کنسرو لوبیا قرمز یکی از کارهای کشور هند بود که در بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان حضور داشت و یکی از پرطرفدار ترین کارهای جشنواره بود که با استقبال مردمی مواجه شد. این کار نوشته بالاسوبرامانیان و به کارگردانی کریشنا کومار بود که در هندوستان  به او مستر کی کی می گویند. داستان نمایش از این قرار است که در اثر یک اتفاق تمامی مردم جهان نابود می شود و پسرنوجوانی زنده می ماند این پسر یک کنسرو لوبیا پیدا می کند اما نمی تواند در آن را باز کند. او معتقد است اگر در کنسرو را باز کند می تواند جهان را نجات دهد. در این گفت و گو مستر کی کی از تجربه حضور در ایران می گوید.

نظربرخی  مخاطبان این بود که نمایشنامه کنسرو لوبیا قرمز مقداری طولانی تراز حد معمول بود، به طور مثال می توان همین کار را به جای یک ساعت و بیست دقیقه در نیم ساعت اجرا کرد.

ما نمونه های مختلفی از اجرا را آزمایش کردیم این نمایش را در زمان نیم ساعته و یک ساعته هم اجرا کردیم اما بهترین بازخورد را در این اجرا داشتیم وقتی هم روی صحنه هستیم به مخاطب توجه می کنیم و وقتی متوجه می شویم بازخورد خوب است و مخاطب آماده پذیرفتن کار است اجرا را طولانی تر می کنیم و اگر بازخورد وجود نداشت  اجرا را کوتاه تر می کنیم.

یکی از ویژگی های این کار باز بودن پایان بندی و مشارکت تماشاگران بود  و کار به سبک «پی رنگ باز بود» این کار برای شما چه ویژگی و برتری خاصی داشت؟

البته  خیلی نمی توان گفت که «پیرنگ باز» بود و اگر دقت کرده باشید دیالوگ هایی پایانی نمایش  در همه اجراها مشترک بود و بازیگر می گفت« ای کاش یک نفر بودتا من کنسرو را با او تقسیم می کردم ما باید قدر آن چیزی را که داریم بدانیم نه آن چیزی که از دست دادیم»  در این نمایش هدف ما این بود که مخاطب را متوجه این موضوع کنیم که با پیشرفت تکنولوژی ما خلاقیت خود را از دست می دهیم اجرایی که مخاطب مشارکت می کند این خلاقیت را زنده می کند.

اما وقتی تماشاگران را به روی صحنه دعوت می کردید تا بازی کند احتمال هر عکس العملی وجود داشت و ممکن بود کار شما خراب شود؟

خاصیت این نوع نمایش همین است که هربار یک فرد متفاوتی را به روی صحنه دعوت می کنیم رفتار متفاوتی با نفر قبل داشته و گاهی با افرادی برخورد می کنیم که رغبتی به همراهی در نمایش ندارد.البته بچه ها همیشه دوست دارند با ما بازی کنندو این عکس العمل متفاوت جذاب است.

از کدام شهر به ایران آمده اید؟

از شهر جنی یکی از ایالات هند است.

وضعیت نمایش در آنجا چگونه است؟

در شهر ما نمی توان مقایسه ای بین نمایش ها و تئاترها انجام داد چون نمایش ها بر اساس سلیقه ها خصوصیت خود را دارد.

 هر گروهی کار می کنند، مخاطب خود را دارد و تئاتر خیلی پر طرفدار است.

این جشنواره را چطور ارزیابی می کنید؟

در مرحله اول این است که فرصتی پیش می آید تا ما هنرمندان کشورهای دیگر را ببینیم و به همدیگر احترام بگذاریم. فضای دوستانه ای در همدان دیدم و در همدان چون مردم رفتارصمیمانه ای داشتند برای من لذت بخش بود.

در مورد کارهایی که در جشنواره از ایران به روی صحنه رفته چطور؟ نظری ندارید؟

به نظرم  غیر منصفانه است که سطح کارهای کشورهای مختلف را با هم مقایسه کنیم هر کشوری برای خود امکانات خاصی دارد و نیزمحدودیت های خاصی دارد من اهل گلایه کردن نیستم و سعی می کنم با هر امکاناتی کارم را اجرا کنم.

خلاقیت خاصی را در طراحی دکور این نمایش دیدیم که ما در ایران کمتر داریم آیا همه نمایش های هندی اینگونه است؟

یک روش جدیدی است که در هند هم خیلی از آن استفاده می کنند.

روند تولید کار نمایشی در هند چگونه است نقش بخش خصوصی و دولتی در این روند چیست؟

در هندوستان کمک های دولتی بسیار کم است و بیشتر حامیان مالی کمک می کنند و اگر کاری موفق باشد کمپانی های بزرگ فیلم سازی وارد کار می شوند و تهیه کنندگی کار را برعهده می گیرند.

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=6096,1


برچسب ها: تئاتر ، نمایش لوبیای قرمز ، نمایش هند ، تئاتر در هند ،

جمعه 13 آذر 1394

گفت و گو با کارگردان نمایش دختر گوجه فرنگی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،هنر ،

گفت و گو با کارگردان نمایش دختر گوجه فرنگی

آژانس خبری تهران: دختر بوته گوجه فرنگی یکی از نمایش های پذیرفته شده در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان بود که به مقابله خیروشر و مسایل تربیتی از نگاه یک شخصیت خوب و یک شخصیت بد می پرداخت.


حسین زندی

بازیگرهای نمایش دختر بوته گوجه فرنگی ملیحه مقیمی، پریا علیمحمدی مریم اکبری بودند. سعید صادقی مدیر اجرایی، فرزاد سلیمانی مدیر صحنه، ساناز رضائیان منشی صحنه، روشنک کریمی طراح لباس، فرید نوایی آهنگسازی نمایش را برعهده داشتند و آواهای کار را رامین کهن و روشنک کریمی اجرا کردند.مریم اکبری کارگردان  این نمایش از وضعیت تئاتر می گوید.
کار شما در کدام بخش جشنواره پذیرفته شده؟
بخش کودک و مسابقه هست.
سال گذشته هم همدان بودید؟
من پارسال بازی می‌کردم. سر کار استخوان ماهی جادویی به کارگردانی آقای احسان مجیدی.
همدان را چطور دیدید؟
همدان مردمانی بسیار مهربان دارد. آدم‌های همدان خیلی خوش برخورد هستند،خیلی مهربان هستند،خیلی معاشرت بلدند و این به نظر من خیلی خوب هست.
از کارهای بچه‌های همدان دیده‌اید؟
سال‌های قبل بله. ولی امسال متاسفانه ندیدم.
ارزیابی شما از تئاتر همدان با توجه به اینکه جشنواره در همدان برگزار شده چه هست؟
این خیلی خوب هست که بچه‌های همدان جشنواره را بهانه کرده‌اند و دارند کار می‌کنند. این بهانه، بهانه خوبی هست. و مداوم کار می‌کنند، کار تولید می‌کنند. اما من غصه ام از این است که خوب بالاخره مثل همه شهرها یکروزی این جشنواره هم از این شهر برداشته می‌شود اتفاقی که در اصفهان افتاد اینجا نیفتد، به محض اینکه از آنجا برچیده شد و به همدان آمد، بچه‌های اصفهان نشستند و در سالن‌ها را بستند و دیگر کار نمی‌کنند. جشنواره نباید بهانه بشود.
یکی از مسائلی که ما در همدان داریم این هست که در واقع همین موردی که فرمودید، تئاتر کودک و در کل تئاتر در همین یک ماه خلاصه شده است.
این خیلی بد هست.
چطوری می‌شود این مشکل را حل کرد، شما انتقاد کردید حالا پیشنهادی دارید؟
اعتقاد خودم این هست که بچه‌هایی فعال هستند، بچه‌هایی که دلشان می‌خواهد در تئاتر کودک کار کنند، در تمام مدت سال چه جشنواره‌ای باشد و چه نباشد ادامه دهند. جشنواره مهم نیست، جشنواره در واقع یک دور همی هست که همه می‌خواهند با همدیگر آشنا بشوند، همین هست و چیز بیشتری از نظر من نیست. تئاتری های همدان کار تولید کنند خودشان برای شهر خودشان استارت بزنند و در این روند باشند. باورکنید هیچ‌‍ کس به اندازه خود بچه‌های شهر به شهر خودشان نمی‌توانند کمک کنند. هیچ کس نمی‌آید دل بسوزاند. این یک واقعیت است. به امید این نمانند که حالا ما جشنواره داریم کاری می‌کنیم که در فستیوال شرکت بکنیم. نه، شاید از سال بعد این جشنواره غیر رقابتی بشود. یعنی باید بچه‌ها به خاطر یک جایزه علاقه‌شان کم شود یا از بین برود؟ جایزه‌ای که اصلا ملاک خوب بودن یا بد بودن از نظر من نیست. جایزه یک بهانه است. اینها همه یک بهانه است. بچه‌ها باید کار بکنند.
چیزی که من دیدم از نمایش دیدم همه صحنه از بافتنی تشکیل شده است و اینکه کف صحنه سبز است، زمین، محیط زیست و توجه به محیط زیست  موج می زند. از گنجاندن این موضوع در نمایش چه هدفی داشتید؟
کلا جریان قصه ما در دو باغچه می¬گذرد. البته دو باغچه نیست، در متن نمایشنامه ما دو تا بچه‌ای را می‌دیدیم که در دوتا خانه کنار هم زندگی می‌کنند و بعد رفت و آمد اینها را به باغچه‌هایشان می‌دیدیم. این دو بچه که همسایه هم هستند دائم داخل خانه می‌روند و باز به باغچه برمی‌گردند. من گفتم خوب کلا  کار را در باغچه می‌گیریم. فقط می‌بینیم که اینها به خانه‌هایشان می‌روند ولی داخل خانه را نمی‌بینیم. و درواقع چون بچه‌ها عموما خاله‌بازی‌ها و بازی‌هایشان در کوچه هست، در حیاط است، کنار دل هم هستند و خیلی کم پیش می‌آید اگر حیاط نداشته باشند داخل خانه می‌روند. بچه‌ عاشق فضای سبز است. وکلا می‌طلبید به خاطر نمایشنامه که مثلا ما این گل و گیاه را داشته باشیم. درباره دکور اعتقاد من بر این هست که بافتنی خیلی فضای فانتزی زیادی دارد و اینکه در ایران و می‌توانم بگویم در دنیا چنین اتفاقی نیفتاده بود، ما می‌خواستیم در گینس ثبت کنیم که یک مبلغ خیلی زیادی از ما پول می‌خواستند و پول نداشتیم که ثبت کنیم، هیچ تئاتری کار نشده که صددرصد آن بافتنی باشد و من کلا یونولیت دوست ندارم.   
درباره محیط زیست هم یک مقدار توضیح دهید.
دختری که شخصیت بد نمایش بود اصلا به هیچ چیزی توجهی نمی‌کرد، روی حیوان می‌رفت و می‌ایستاد. بوته‌اش خشکیده بود، آبیاری نمی‌کرد. چون فقط به تجملات ظاهری خودش می‌رسیدد ولی آن دختر خوب نمایش با حیوانات رابطه بسیار مناسبی داشت. گل و گیاهانش همه مرتب بود، آبیاری می‌کرد،بوته‌اش خیلی خوشگل و مرتب شده بود. ما در تهران وقتی اجرا می‌رفتیم آخر نمایش به بچه‌ها گلدان و بذر گوجه می‌دادیم.
چند روز در تهران اجرا داشتید؟
بیست و نه یا سی شب.
داستان اصلی نمایش بر اساس  قصه بود یا نمایشنامه ؟
این نمایشنامه بود اما چیزی نیست که من برای اجرا آوردم، خیلی تغییر داشت.
دقیقا می‌خواستم همین را بپرسم چون شعرها، ترانه‌ها خیلی ایرانیزه شده بود؟
اول اینکه متن ترجمه اصلا شعر نداشت. من خودم شعر گذاشتم چون بچه ایرانی شعر دوست دارد. شعرها کار آقای مجتبی مهدی است. که از شاعران بسیار قدیمی کودک هستند. تمام ترانه‌ها کار آقای مجتبی مهدی بود و اینکه در ترجمه خیلی از ادبیات مستهجن استفاده شده بود یعنی این دختر بدجنس به دختر خیلی فحش می‌داد، بعد ما دیدیم تنها چیزی که می‌توانیم انجان دهیم به جای فحش کلماتی که بچه ها در دعواها ابه کار می برند استفاده کنیم. در آخر ترجمه متن اصلی وقتی دختر بد می‌رفت هیچوقت بازگشتی نداشت و به انزوا می‌رفت که من خودم این را دوست ندارم. چون از نظر من هیچ بچه‌ای نباید طرد بشود. بچه‌ها اخلاق بد دارند، بچه‌ها بد نیستند به خاطر محیطی که در آن تربیت می‌شوند. صدای مادر در متن اصلی آنقدر پررنگ نبود، من پررنگ کردم ولی دلم نمی‌خواست هیچ تصویری از مادر بدهم برای اینکه ناخودآگاه شاید شبیه یک مادری می‌شد.
بحث ضعف نمایشنامه در ایران را چگونه می توان برطرف کرد؟
بله نمایشنامه‌ها ضعیف است. کارگاه‌های تخصصی نیاز است، ما نویسنده‌های خوبی که داریم عموما کار بزرگسال می‌نویسند. چون کار کودک را خیلی حقیر می‌بینند. از نظر من چه بازیگرهای کار بزرگسال و چه کارگردان‌های کار بزرگسال و چه نویسندگان جرات کار کودک کردن ندارند. چون کار کودک تحرک زیادی دارد. شما با روان یک بچه سه ساله درگیر هستی که هر چیزی به گونه دیگری می بیند.
فکر نمی کنید خیلی از نویسنده‌های حوزه کودک دولتی شده‌اند و مستقل نیستند؟ در گذشته محمود کیانوش را در شعر داشتیم ولی الان اکثرا وابسته به حوزه هنری هستند.
باز هم می‌بینیم که آن ها هم ضعیفهستند. یعنی من خودم حسرت به دلم مانده است که یک نمایشنامه بخوانم که نخواهم دائم آنرا عوض کنم، بالا و پایین آنرا قیچی کنیم و پر و بال بدهیم و بعد روی صحنه ببریم. این خیلی بد است.
موردی درباره مادر و تربیت داشتید بیشتر توضیح می‌دهید؟
دختر بد الگویش مادرش بود. چون جایی که مادرش می‌گفت «وگرنه من می‌دانم و تو...» به دختر هم بازی اش همین را می‌گفت. یک سلسله مراتب بود. بزرگ ما مادر بود بعد دختر بد داستان، بعد آن دختر مهاجر بود و بعد بچه خردسال یعنی بوته گوجه فرنگی بود. بعد می‌دیدیم این هم ناخودآگاه به او زور می‌گوید.
آیا این آگاهانه هست، تماشاگر تئاتر کودک که همراه با بزرگسال و مادر است. چقدر تاثیر می پذیرد؟
من عمدا خواستم که این بزرگسال هم  باشد، خواستم این را ببینند. در اجرای تهران، در پایان نمایش یک بنر را می‌آوردیم روی آن می‌نوشتیم من از مامانم فحش دادن یاد گرفتم. من از بابام کتک زدن یاد گرفتم.
این خیلی مستقیم و کلیشه‌ای می‌شود؟
در آخر برای اینکه مامان‌ها و بابا‌ها ی که می‌گویند ما که اصلا کار بد نمی‌کنیم،  دختر بد نمایش می‌گفت می¬خواهم خوب باشم مثل شماها، چون شماها مامان و باباهای خوبی دارید. به شما فحش نمی‌دهند. کتک نمی‌زنند. تنبیه نمی‌شوید. شماها خوب هستید چون مامان و باباهای خوبی دارید. آن مامان و بابا هم انشاالله می‌فهمید که ما چه داریم می‌گوییم.

http://tehrannewsagency.com/Home/Single/8956
    


برچسب ها: تئاتر ، نمایش دختر گوجه فرنگی ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic