جمعه 13 آذر 1394

دنیای گرد آلمانی ها در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

انتخاب خبر: نمایش دنیا گرد است  به نویسندگی و کارگردانی دنیس بالدوف از کشور آلمان یکی از آثاری بود که به بیست دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان راه یافته بود. داستان دو عروسک که ماجرای سفرشان را به نمایش می گذارند و مخاطب را همراه خود می کنند. در این گفت و گو از دنیس بالدوف  در مورد تفاوت های نمایش در دو کشور آلمان و ایران پرسیدیم. 

اولین باری هست که به ایران می‌آیید؟

بله

از کدام شهر آمدهاید؟

از برلین

برداشت من از نمایش این بود که انگار یک گریزی هم به بحث آفرینش و گرد‌بودن زمین و این مسائل داشت و موضوع آفرینش را گنجانده بودید؟

نه درمورد آفرینش نبود ولی در مورد خود دنیا بود که گرد هست و همیشه می‌چرخد  در واقع داستان دختری است که افکار زیادی در سرش دارد و سوال‌های زیادی را در ذهن دارد اما برداشت مخاطب هم مهم است و مخاطب آزاد است چنین برداشتی داشته باشد.

از کارهای کارگردان های همدانی دیده اید؟

بله یکی یا دوتا دیده ام.

وضعیت تئاتر ایران را چطور دیدید؟

خیلی آثارتئاتر ایران را ندیده ام  سه تا نمایش در جشنواره دیده ام  اگر می‌خواهید در مورد آن سه کار بگویم.

اگر ممکن هست به صورت  کلی  برداشت خود را از وضعیت تئاتر ایران بگویید.

چیزی که به نظرم آمد در تئاترهایی که دیدم این بود که خیلی بازیگرها حرکت داشتند، خیلی صحنه رنگی بود و بیشتر کارها آبستراک بود. در مورد محتوای کارها نمی‌توانم بگویم چون که چیزی از محتوا نفهمیدم.

اتفاقا فکر می‌کنم که نمایش شما هم یک مقدار برای مخاطب ایرانی این قضیه نا مفهوم بودن را داشت که، با اینکه واژه‌های فارسی، اصطلاحات فارسی هم گاهی استفاده می‌کردید ولی خیلی دریافتش حتی برای من بزرگسال هم راحت نبود. با این  موضوع چطوری برخورد می کنید؟

اگر می‌خواهیم به این نقطه برسیم باید بیشتر با بدن و صدا کار کنیم نه با حرف زدن، یعنی صدایی که به گوش برسد. در اجرای ما هر دو موضوع بود اما به هر حال این نا آشنایی با زبان را نمی توان نادیده گرفت.

می‌گویند تئاتر یک زبان بین‌المللی هست و چطور می‌شود این را کمی برای کودک ملموس‌تر کرد؟

همانطور که گفتم باید با زبان بدن کار کرد.

کار شما برای چه مقطع سنی اجرا می شود؟

برای بچه‌های خیلی کوچک و هم بچه‌های سه تا شش سال است  به هیچ عنوان  نمایش ما تئاتری برای بزرگسال نیست. حالا اینجا اتفاقا خیلی دوست داریم که بچه‌ها بیایند ولی مدام بزرگسال‌ها آمدند. در این جشنواره تمام تئاترها ی خارجی را بیشتر بزرگسال‌ها دیدند.

تئاتر کودکان در آلمان چگونه است یعنی بیشتر مخاطبان به سالن ها می آیند یا گروه ها به مدارس و آموزشگاه ها می روند؟

هم در تئاتر بازی می‌کنیم و هم به مهدکودک‌ها می‌رویم.

در ایران تئاتر به نوعی وابسته به دولت است، در حالی که در غرب اینطوری نیست. مساله ای داریم به عنوان خصوصی‌سازی در عرصه فرهنگ، که آنجا جا افتاده و اینجا جا نیافتاده. با وضعیتی که از تئاتر ایران حتما مطالعه کرده اید چکار می‌شود می­توان برای خصوصی سازی تئاتر در ایران انجام داد؟

نمی‌خواهمخیلی مستقیم جواب شما را بدهم. مثلا نمایش ما به عنوان مثال به هیچ عنوان وابسته به دولت نیست ولی خودما آدم‌های پولداری نیستیم و می‌شود گفت اصلا فقیر هستیم. در آلمان مثلا یک امکانی هست  که می‌توانیم با هر امکاناتی کار کنیم. تئاترهایی که من دیدم هنرمندهای ایرانی  خلاقیت خودشان را یکجوری نشان می‌دهند. با وجود محدودیت‌ها سعی می‌کنند و با وجود امکانات کم مالی، سعی می‌کنند که خلاقانه کار خودشان را نمایش دهند و مثلا خانم‌ها به هیچ عنوان حق ندارند روی صحنه برقصند ولی توی تئاتری که من دیدم اینقدر حرکاتشان زیاد بود که تقریبا یک نوآوری بود و تقریبا با این حرکات (ولی نه رقص)، توانسته بودند این کاری را که می‌خواهند اجرا بکنند، به چیزی که می‌خواهند با خلاقیت خودشان می‌رسند و به نظر من رسیده‌اند. اگر ایرانی‌ها بیایند آنجا و برعکس گروه های آلمانی به ایران سفر کنند این رابطه به رشد تئاتر ایران کمک خواهد کرد.

چیزی که من  از کار شما دیدم انگار با وسائل بازی کودکانه و وسائل آموزشی  اجرا می کردید دلیل آن چه بود؟

بیشتر از اشیاء استفادهمی کنیم، بله از فیگورها و اشکال استفاده  می کنیم . همچنین یک مقدار سایه بازی داریم. در کل همه تئاترهای من و  کار تخصصی­ام  اینطوری هست که می‌خواهم با اپیکت‌ها کار کنم و  با اشیاء کار می کنم.

رنگ‌هایی که برای کوه استفاده کردید، اول آبی بود و به خاطر همین این برداشت را داشتم که بحث آسمان آبی و آفرینش را دارید کوه که آبی نمی شود علت آوردن این رنگ چه بود؟

سوال خیلی خوبی بود. در آلپ، کوه‌های آلپ از نزدیک سبز هستند ولی وقتی خیلی دور می‌شویم کوه‌ها را اصلا آبی می‌بینیم.

پس اول آبی بود به خاطر اینکه شخصیت های نمایش از کوه دور بودند و وقتی نزدیک شدند پوششی با پارچه سبز روی آن را گرفت؟

بله به خاطر اینکه کوه را عقب بردیم . اینجا گفتند که کوه‌ها آبی هستند و مسلماً هم خیلی دور هستند. دیدید که اول اینجا بود بعد بردیم عقب از دور کوه‌ها آبی هستند. و اینکه در تئاتر شما می‌شنوید که بهترین رنگی که رزا یعنی قهرمان داستان از آن خیلی خوشش می‌آید آبی هست و این  دلیل دیگری است که  کوه‌ها در این نمایش آبی هستند.

دلیل  اینکه رنگ سبز را انتخاب کردید این نیست که طرفدار حزب سبز آلمان یا طرفدار محیط زیست هستید؟

نه اصلا. ما در آنجا مشکل کم آبی نداریم. ما به این فکر نکردیم ولی از این که شما یک چنین برداشتی کردید خیلی خوشحال هستم چون اینجا کم آبی هست و شما به این فکر کردید خیلی خوشحالم ولی مد نظر ما این نبود. ما از کشوری آمدیم که همیشه به اندازه کافی آب داریم.

ما در ایران مسئله‌ای بحث نمایشنامه چه در بحث تئاتر بزرگسال و چه در بحث کودک داریم . نویسنده‌ها با بحث روانشناسی کودک آشنا نیستند .آنجا چقدر این قضیه متداول هست؟

در آلمان اینطوری هست که این موضوع خیلی خیلی ارزش زیادی دارد تئاترهایی که بر پایه روانشناسی باشد خیلی قدیمی هست ولی در تئاتر ما به هیچ وجه نمی‌خواهیم  عامدانه این کار را بکنیم و می‌خواهیم  غیر مستقیم این کار را انجام دهیم.

 اینکه چرا گفیم در تئاتر نمی‌خواهیم  روانشناسی را داشته باشیم به خاطر این است که  ما دنیایی از دنیای رزا قهرمان فیلم را اینجا نمایش دادیم و می‌خواستیم که تماشاچی‌ها با او ارتباط داشته باشند و هم‌ذات‌پنداری داشته باشند و یک جوری دنیای خودشان را تصور کنند. دقیقا همین برداشت آزادی که در مورد آلودگی محیط زیست داشتید درست است،  اینها درباره آلودگی هوا دارند صحبت می‌کنند و شما فکر کردید درباره آفرینش هست. البته شما چون حرف‌ها را نمی‌شنوید فقط فیگورهایی که می‌بینید را متوجه می‌شوید. می‌خواهند در این سفری که این کوچولو رزا می‌کند شما هم همراهش بشوید و به خودتان و به درون خودتان برگردید.

گفتگو: حسین زندی

http://entekhabkhabar.ir/VisitorPages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=6098,1


برچسب ها: نمایش آلمان ، تئاتر آلمان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic