شنبه 14 اسفند 1395

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،فرهنگ عامه ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت...
1395/12/14
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت.
این شناخت تا امروز ادامه داشته و افزون بر کار تئاتر و سرودن شعر یکی از کسانی است که فرهنگ عامه همدان را خوب می‌شناسد.وی در این گفت‌‌‌وگو از خاطراتش از تئاتر همدان می‌گوید.
  • دلبستگی به تئاتر از کجا شروع شد و به کجا ختم شد؟
تئاتر در همدان از اول خیابان عباس‌آباد جایی که الان بانک صادرات است، آغاز شد. در زمانی که من حدودا ده ساله بودم یعنی سال‌‌‌های 27 یا 28 که تئاتر سعدی در تهران فعالیت داشت، عده‌ای از شاگردان عبدالحسین نوشین به همدان آمدند. یکی از آنها کهنمویی بود، مشعشعی و نویدی نیز آمدند و آنجا را نمایش‌خانه اکباتان نامگذاری کردند.
  • مالک نمایش‌خانه اکباتان چه کسی بود؟
بانی آن را اطلاع ندارم اما می‌دانم که این سه بزرگان هنر بودند. من از اینکه چه کسی از این افراد خواست که به همدان بیایند اطلاعی ندارم اما شاید به علت گستره تئاتر بوده یا فردی خواسته که من بی‌اطلاع هستم. فکر می کنم آقایی که نام خانوادگی‌اش نویدی و اهل همدان بود و نامش را به خاطر ندارم، این افراد را به همدان آورد.
سیف‌الله گلپریان و امیر ساسان دهگان هم با این گروه تئاتر هم بازی و همنوازی می‌کردند. اینها آمدند و در همدان تئاتر را شروع کردند. پدرم من و برادرانم را گاهگاهی برای تماشای تئاتر می‌آورد.
  • چه سالی بود؟ نام نمایش را به خاطر دارید؟
من متولد 1316هستم و در آن موقع 10 ساله بودم. چون در آن زمان من سن کمی داشتم خوب به یاد ندارم که موضوع نمایش چه بود. زنده‌یاد مشعشعی، گریمور پرقدرتی بود و چهره‌‌‌ها را طوری تغییر می‌‌‌داد که به هیچ وجه کسی شخص را نمی‌‌‌شناخت.
  • تئاتر اکباتان تا چه سالی برپا بود؟
دقیقا اطلاع ندارم اما فکر می‌کنم دو یا سه سالی بیشتر نبود. بعد از اینکه آن تئاتر به هر دلیلی جمع شد آن مکان به زغال‌فروشی تبدیل شد. مدت‌ها طول کشید تا برای بار دوم همان محل زغال‌فروشی به تئاتر بازگشت. این بار بنیانگذار این تئاتر زنده‌یاد سیدرضا همراه بود که با چند نفر شراکت کرد از جمله مرحوم زین العابدین شاملو که دبیر ریاضی بود و برادران علی و اصغر باب الحوائجی و  تئاتر را شروع کردند.
  • در دوره دوم تئاتر اکباتان چه کارهایی روی صحنه می‌رفت؟
از آنجایی که تئاتر در همدان پایه نداشت ابتدا از هنرمندان سایر نقاط ایران به‌‌‌ خصوص تهران دعوت می‌کردند که  نمایشنامه‌‌‌هایی اجرا کنند. یکی از آن نمایشنامه‌‌‌ها «ماهی طلایی» بود که حدود  سال1334 اجرا شد. این اتفاق همزمان با وقفه 5 ساله در تئاتر همدان بود. نمایش ماهی طلایی برنامه تقریبا کمدی و شیرینی بود که دربار خلیفه و آنچه  را در آنجا می‌‌‌گذشت نشان می‌داد.
  • بازیگران را به خاطر دارید؟
عزیز گرجی برادر نعمت گرجی آن زمان به همدان آمد. زنده‌یاد سیف الله گلپریان در آنجا برنامه تئاتر گذاشت که برنامه زیبایی بود و برای اجرای آن نمایشنامه از همه هنرمندان همدان استفاده کرد. من نبودم اما برادر بزرگ‌ترم پژمان بود و علی بهاری و  نصرالله عبادی و زنده‌یاد جلالی هم بازی می کردند. نمایشنامه بسیار قشنگی بود، موضوع اجتماعی داشت و استقبال شایانی از آن شد.
سیف الله گلپریان نقش بسزایی در تئاتر همدان دارد و اگرچه زنده‌یاد امیرساسان دهگان علاقه فراوانی به تئاتر داشت اما علاقه گلپریان چیز دیگری بود و با تمام وجود برای تئاتر تلاش می‌‌‌کرد. معمولا کارگردان گلپریان بود و دهگان بازی نداشت. من بازی ایشان را ندیدم. گلپریان هم نقش بازی نمی‌کرد و فقط کارگردان بود. آنجا هم به دلایلی تعطیل شد.
  • آقای همراه فقط در راه اندازی تئاتر نقش داشت یا کار نویسندگی و بازی هم می کرد؟
زنده‌یاد رضا همراه هم مترجم بود و هم نویسنده. اما در زمینه تئاتر و نمایشنامه‌نویسی و بازیگری من چیزی از ایشان ندیدم.
  • بعد از تعطیلی دوباره اکباتان، سرنوشت این گروه چه شد؟
تئاتر در آن مکان تعطیل شد و به اول خیابان بوعلی آمد که مکان فعلی باشگاه بانک تجارت است. طبقه بالا و نمایش‌خانه اکباتان شد تئاتر بوعلی. دیگر گلپریان همکاری نداشت. عده‌‌‌ای که در آن مکان بودند   با مالک آنجا مشکل داشتند و مجبور شدند مکان را عوض کنند و به اول خیابان بوعلی منتقل شدند. رضا همراه ، شاملو و برادران باب‌الحوائجی ادامه تئاتر را در پیش گرفتند و زنده‌یاد امیرساسان دهگان کارگردانی را به عهده گرفت.
در ابتدا که آمده بودند برای انجام برنامه‌‌‌های تئاتر از تهران هنرپیشه می‌‌‌آورند ما که آنجا بودیم اعتراض کردیم و گفتیم اساس تئاتر را به خطر می‌اندازند.
  • مصطفی اسکویی یا کهنمویی آمده بود؟
خیر. مصطفی اسکویی جزو هنرمندان خیلی قدرتمند، همسر مهین اسکویی و از شاگردان مهین اسکویی بود.  مصطفی اسکویی شاید به نمایش‌خانه اکباتان آمده بود که من به خاطر ندارم اما در تئاتر بوعلی نبود.
  • حقوق شما چقدر بود؟
در آن زمان من شبی 2 تومان می‌گرفتم و نقش بازی می‌‌‌کردم. روزهای جمعه که مجبور بودیم 3 سئانس بازی کنیم دستمزدمان 3 تومان می‌شد. نصرالله عبادی هم این طور بود. ما گله می‌‌‌کردیم و آنها هم می‌گفتند که نمی‌چرخد، راست هم می‌گفتند. روز جمعه بعدازظهر و شب شنبه بیننده زیاد می‌شد .در روزهای دیگر بیننده کم بود. هنوز هنر تئاتر در ذهن مردم شکل نگرفته بود و با توجه به اینکه سینما هم در آن زمان تازه داشت پا می‌گرفت، به سینما هم مردم آنچنان گرایشی نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، منصور جمشیدآبادی ،

شنبه 7 اسفند 1395

«باز باران» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،کتاب ،روزنامه همشهری ،

«باز باران» در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
«باز باران» در همدان
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم....
1395/12/07
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • از نمایشنامه « باز باران»  بگویید.
مجموعه نمایشنامه « باز باران»  یک سه‌گانه نمایشی یا تریلوژی است که می‌توان به صورت جداگانه  نیز خواند و اجرا کرد. به این دلیل که هر نمایشنامه ظرفیت اجرای مستقل را دارد و هم می‌تواند به دنبال هم اجرا شود.
  • این نمایشنامه‌ها با چه سبک و سیاقی نوشته شده است؟
به نظرم این 3نمایشنامه تجربه‌ای فرمالیستی در آثار درام نویسی من است. به دلیل این‌که سال‌ها در ژانر اسطوره و حماسه کار کرده بودم و مدت‌ها درباره اساطیر نوشته بودم. مثلا کتاب «جاده لغزنده است» مجموعه 5 نمایشنامه را شامل می‌شود که متاثر از شاهنامه فردوسی است.
در کتاب «باز باران» هم تلاش کردم در فرم، کار متفاوتی کرده باشم. در نوع نگاه نیز منتقدانه به آسیب‌های اجتماعی پرداخته‌ام. این آسیب‌ها از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه را در بر می‌گیرد تا آدم‌ها به عنوان الگوهای این جامعه.
  • کدام یک از کارها پیش از این اجرا شده است؟
هرسه نمایشنامه به صورت جداگانه در همدان اجرا شده است.
  • در اجراها از چه الگویی پیروی می‌کردید؟
در اجراهای خودم تلاش کردم نگاه فرمالیستی بر نگاه محتوایی و متنی اثر غالب شود و خود را نشان دهد. تلاش کردم تجربه‌ای از روایت مدرن را ارائه کنم و فکر می‌کنم کم و بیش موفق بوده ام. البته من قاطعانه نمی‌توانم نظری ارائه کنم.
  • تاکید بر فرم به زیبایی آسیب نمی‌زند؟
در حوزه درام نویسی تلاش شده ساختار و استاتیک کار در نظر گرفته شود و عنصر زیبایی‌شناسانه چاشنی کار بوده است. هرچند حرف‌هایی که در قالب نمایشنامه زده می‌شود اهمیت خود را دارد اما باز هم تأکید می‌کنم بحث فرم برای من مهم‌تر بود.
  • نمایشنامه «باز باران»  چه چیزی را به حوزه نمایشنامه‌نویسی اضافه می‌کند؟
حس کردم با توجه به شرایط جدیدی که به صورت طبیعی به‌وجود آمده و چالش‌های فرهنگی موجود در حوزه رسانه‌ای که در تمامی دنیا حاکم شده و گریبان جامعه ما را هم گرفته است، با قالب‌های قدیمی و ساختار کلاسیک نمی‌توان تاثیرگذار بود پس در این کار نیز تلاش کردم با توجه به شکاف و گسستی که بین نسل‌ها به وجود آمده کار کنم. همیشه یکی از مباحثی که برای من مهم بوده شکاف بین نسل‌ها بوده است و همیشه بر این باور بودم که کشمکش‌های بین نسلی را در قالب نمایشنامه بیاورم. با وجود این شکاف ارتباط به‌سختی برقرار می‌شود. در این کار ساختار ارسطویی و کلاسیک دستکاری شده و همان‌طور که گفتم تجربه جدیدی برای من بوده است.
  •  بازخورد اجراها در همدان چگونه بود؟
خوشبختانه در اجراها بازخورد خوب بود اما هنوز بازخورد چندانی از نمایشنامه‌خوان‌ها ندیدم. در اجرا ما توانستیم آدم‌هایی را برای تماشای این کارها به سالن‌ها بیاوریم که تئاتر را به عنوان یک رسانه اصلا قبول نداشتند. اولین اجرا که در سالن بوعلی بود کف سالن هم پر شد.
  • جذب مخاطب به نمایش از طریق نوشتن چگونه اتفاق می‌افتد تا نمایش از مخاطب‌گریزی فاصله بگیرد؟
عنصری که هنر مدرن امروز به آن می‌پردازد عنصر آشنایی‌زدایی است که به آن غریب‌نمایی یا برجسته‌سازی هم می‌گویند.
 اگر نویسنده و درام‌نویس ما این جسارت را نداشته باشد که از پوسته خود خارج شود نمی‌تواند اثری را ارائه کند که مورد نظر مخاطب قرار بگیرد. مخاطب امروز دنبال آشنایی‌زدایی است و مسائل متعارف و آشنا او را جذب نمی‌کند، این ویژگی هنر مدرن و هنر پسامدرن است. الگوهای کهنه چندان پاسخگوی او نیست به دلیل این‌که مخاطب امروز با حجم زیادی از رسانه‌ها و اطلاعات روبه‌رو است و در واقع مورد هجوم اطلاعات است پس به راحتی نمی‌تواند با الگوهای قدیمی ارتباط برقرار کند و جذب شود. یک نمایش معمولی را به راحتی نمی‌پذیرد.
  • نویسنده باید چه کاری انجام دهد؟
نویسنده باید این جسارت را داشته باشد هرچند این جسارت هزینه هم دارد و ممکن است در گام اول مخاطب نپذیرد اما به هر حال تجربه‌گرایی بهترین ویژگی هنر است که هنرمند جسور می‌تواند داشته باشد.
  • دیالوگ‌های نمایش شما بسیار عامیانه است. علت انتخاب این سبک چه بوده است؟
وقتی شما به حوزه‌های تاریخی وارد می‌شوید طبیعتا زبان شما هم باید کلاسیک باشد آدم‌های شما همان آدم‌های جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنید. باید« باز باران» با همان مردم حرف بزند تا باور کنند و همذات‌پنداری شکل بگیرد پس برای باورپذیری زبان باید هماهنگ باشد.
  • برای این‌که نویسنده به دام عوام‌زدگی نیفتد چه باید کرد؟
این موضوع متفاوتی است و ارتباطی به زبان یا دیالوگ ندارد.بحث نوع استفاده ادبیات و نوع استفاده از زبان محاوره‌ای یا کلاسیک نیست، بیشتر به دلیل پرداخت و انتخاب موضوع یا درونمایه است. سال‌های گذشته این عوام‌فریبی بسیار اتفاق افتاده است. برخی به جای پرداختن به عمق جریان‌های اجتماعی با استفاده از احساسات مردم و ارزش‌های جامعه به مسائل سطحی می‌پردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ، نویسندگان همدان ،

جمعه 29 بهمن 1395

از نور دردوربین تا نور در صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،سینما ،تئاتر ،

از نور دردوربین تا نور در صحنه

نویسنده: حسین زندی/ مسعود احمدی خبرنگار همشهری -همدان
از نور دردوربین تا نور در صحنه
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم ...
1395/11/26
روزنامه همشهری همدان چندی است اولین‌های مشاغل و حرفه‌های گوناگون را به خوانندگان خود معرفی می‌کند . در شماره‌های پیشین با مهدی محمودیان اولین نورپرداز صحنه تئاتر در همدان گفت‌وگو کردیم و با تاریخچه ورود این حرفه به همدان آشنا شدیم. این بار به سراغ حسن کوثری یکی دیگر از هنرمندان پیشکسوت نورپردازی در همدان رفته‌ایم. کوثری علاوه بر ادامه راه محمودیان اولین کسی است که در تئاتر همدان انتخاب موسیقی را به صورت حرفه‌ای وارد کرده و علاوه بر حوزه تئاتر از اولین فیلمسازان همدان نیز به شمار می‌رود.
از ورودتان به عرصه هنر بگویید.
من فعالیت هنری را از سال 1349 با عکاسی شروع کردم. از پول‌های عیدی آن سال که خانواده و فامیل به من داده بودند یک دوربین آکفا به قیمت 7 تومان و 5 ریال خریدم و عکاسی را آغاز کردم.
  • فرایند چاپ چطور بود؟ همه کارها برعهده خودتان بود؟
سال اول دبیرستان بودم و زنده‌یاد برادرم نیز عکاسی می‌کرد. او یک لابراتوار عکاسی سیاه و سفید داشت که در صندوقخانه خانه پدری درست کرده بود و عکس‌های مرا هم چاپ می‌کرد. اما برای هرعکس 10 شاهی باید به او می‌دادم. برای تهیه این 10شاهی بایستی با هزار دوز و کلک از مرحوم پدرم این پول را می‌گرفتم. چون دستگاه خشک‌کن گران بود و ما هم پول نداشتیم دستگاه بخریم، مجبور بودیم عکس‌ها را به شیشه بچسبانیم تا خشک شود.
  • برای چه جاهایی عکاسی می‌کردید؟
برای دل خودم عکس می‌گرفتم و آن زمان عکس‌هایم را برای نمایشگاه، مجله یا جای دیگری نمی‌فرستادم. در سال‌های اخیر بود که به فکر انتشار عکس‌ها افتادم.
  • علاقه به فیلمسازی چگونه پدید آمد؟
از کودکی و نوجوانی به سینما علاقه داشتم و بیشتر فیلم‌هایی را که در همدان اکران می‌شد، میدیدم. این روند ادامه داشت تا مرکز سینمای آزاد کشور که وابسته به رادیو تلویزیون ملی آن زمان بود راه‌اندازی شد و به دنبال آن این مرکز در همدان نیز آغاز به کار کرد.
  • سینما آزاد را چه کسانی شکل دادند؟
عبدالله باکیده و حوا نیکنام رفتند تهران و این مرکز را به همدان آوردند. من، عبدالله باکیده، حوا نیکنام و سعید بنی‌صدر سینمای آزاد همدان را شکل دادیم. در ابتدای خیابان کرمانشاه دفتری راه‌اندازی کردیم  و ابراهیم نوچی هم به ما پیوست. وقتی سینمای آزاد شکل گرفت رقیبی برای سینمای جوان آن زمان که وابسته به وزارت فرهنگ و هنر ملی بود و در ساخت فیلم‌های کوتاه فعال بود به شمار می‌رفت.
  • از تجربه‌های فیلمسازی در این دوره بگویید.
آن زمان 12 فیلم 8 میلیمتری ساختم که 2 فیلم من در جشنواره سینما آزاد اصفهان جایزه گرفت و یک فیلم دیگرم بنا به دلایلی توقیف شد. این کار را ادامه دادیم تا زمان گرفتن دیپلم. پس از اینکه دیپلم گرفتیم پراکنده شدیم و گروه از هم پاشید و هرکس به سمتی رفت. من سال 1352 دیپلم گرفتم و به خدمت نظام رفتم.
  • چه زمانی وارد عرصه تئاتر شدید؟
پس از پایان دوران سربازی بار دیگر فعالیت‌ها را آغاز کردم. آن زمان تئاتر وضع خوبی داشت و تئاتر همدان جای خود را باز کرده و شناخته شده بود. صادق آشور پور، مسعود احمدی، عباس نفری، جلال میرزاپور، مهدی فاضلی، احمد بگلریان و رضا کشانی که به عنوان کارشناس تئاتر اداره فرهنگ و هنر بود، فعالیت‌های خوبی داشتند و من در کنار سینما وارد تئاتر هم شدم.
  • در چه شاخه‌ای از تئاتر کار می‌کردید؟
آن زمان موسیقی متن تئاتر به صورت امروز نبود و نورپردازی تئاتر هم چندان اهمیت نداشت. من در همدان روی موسیقی متن تئاتر بیشتر کار کردم و این شاخه را انتخاب کردم. از روی صفحه‌ها و نوارهای کاست، موسیقی متن برای نمایش‌ها انتخاب می کردم که مورد استقبال دوستان نیز بود.
  • اولین کار را با چه کسی تجربه کردید؟
اولین کار من «آی بی‌کلاه‌آی باکلاه» به کارگردانی استاد نصرالله عبادی بود. پس از آن نیز با دوستان زیادی از جمله صادق آشورپور، رضا کشانی، احمد بگلریان و بسیاری از دوستانی که دست اندرکار تئاتر بودند کار می کردم. آن زمان من و رضا بیابانی بیشتر وقت‌ها باهم کار می‌کردیم. ما آهنگساز نبودیم اما در انتخاب موسیقی همکاری می‌کردیم. بیابانی تئاتر کار نمی‌کرد اما موسیقی و هنر را می‌شناخت.
  • چه شد که به سمت نورپردازی رفتید؟
پس از آن در کنار انتخاب موسیقی نورپردازی را آغاز کردم. مهدی محمودیان پیش از من در این کاربود و غلامرضا مهری هم در زمینه صدابرداری کار می‌کرد. البته آنها به استخدام رادیو وتلویزیون درآمدند و من در کنار آنها برخی کارها را نورپردازی می کردم. همین سال‌ها به استخدام آموزش وپرورش درآمدم. احساس نیاز بود. وقتی می‌دیدم کار دوستانم در یک رشته‌ای ضعف دارد کمک می کردم برطرف شود.
  • تا چه زمانی این روند ادامه داشت؟
همین روال ادامه پیدا کرد اما با فرهنگ و هنر همکاری می کردم. پس از مدتی که سینما جوان اداره فرهنگ و هنر مستقل شد و ساختمانی در خیابان سعیدیه گرفت و حمید شریف‌زاده مسئول سینما جوان شد از ما هم دعوت به همکاری کرد و من در کنار سینمای آزاد با آنها هم کار می‌کردم.
با اهالی تئاتر نیز کار می کردم. این همکاری‌ها ادامه داشت تا سال 1367 که طرحی را به امور تربیتی آموزش وپرورش آن زمان دادم که حالا به عنوان کانون‌های پرورشی از آن اسم می‌برند. این طرح فیلم به وزارتخانه رفت و تصویب شد به صورت یک فیلم ساخته شود.
  • فیلم را خودتان ساختید؟
بودجه فیلم را آموزش وپرورش پرداخت کرد من ساخت این فیلم را آغاز کردم که بلندترین فیلم 16 میلیمتری آماتوری بود و 72 دقیقه زمان داشت. فیلم «تابلو» به جشنواره سراسری کار و کارگر رفت و سپاس‌نامه ویژه را دریافت کرد و به عنوان فیلمی آموزشی تربیتی شناخته شد.
  • شما در استخدام آموزش و پرورش بودید. چگونه از اداره فرهنگ و ارشاد سر درآوردید؟
بنابر همکاری‌های پیشین به وزارت فرهنگ دعوت شدم تا به اداره فرهنگ منتقل شوم. حکم انتقالی من را زدند و به عنوان کارشناس امور سینمایی در این اداره مشغول به کار شدم. همین زمان مسئولیت فنی تالار فجر را پذیرفتم. پس از این دوره بود که صبح‌ها در اداره و بعدازظهرها در خدمت دوستان تئاتر و سینما بودم.
  • در نورپردازی چه نوآوری‌هایی کردید؟
تمرین‌های تئاتر که شروع می‌شد من هم طراحی نور را آغاز می کردم.
نمایش «سوگ جامه» صادق آشورپورکه برنده بهترین نورپردازی در جشنواره منطقه‌ای شد، تلفیقی از نورپردازی تئاتری و سینمایی بود. صحنه تاریک را تبدیل به پلان تئاتر کردیم  متن و  نورپردازی را ادامه دادم.
https://goo.gl/4d78JL


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

دوشنبه 4 بهمن 1395

از بازیگری تا روزنامه‌نگاری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

از بازیگری تا روزنامه‌نگاری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از بازیگری تا روزنامه‌نگاری
کمال شهبازبگیان مدت‌ها در عرصه تئاتر همدان و تهران فعالیت کرده است. پدر وی از زغال‌فروشان مطرح همدان بود اما او شغل آبا و اجدادی را رها کرد...
1395/11/02
کمال شهبازبگیان مدت‌ها در عرصه تئاتر همدان و تهران فعالیت کرده است. پدر وی از زغال‌فروشان مطرح همدان بود اما او شغل آبا و اجدادی را رها کرد و به دنبال هنر رفت. شهبازبگیان بیش از 20 سال با روزنامه کیهان به عنوان روزنامه‌نگار و ویراستار همکاری کرد. وی 43 سال است از همدان مهاجرت کرده اما همچنان به همدان تعلق خاطر دارد و از خانواده و طبیعت تا مزار دکتر میرهادی او را به همدان می‌کشاند. او در این گفت وگو ازفعالیت‌های گذشته اش می‌گوید.
  • از دوران کودکی بگویید.
دوران کودکی من در محله آقاجانی بیگ گذشت. سپس به محله پلویی آمدیم که نشانه ای به نام قبر پلویی داشت و ما در ضلع غربی قبر پلویی زندگی می کردیم. شب های جمعه مردم، به ویژه زن ها، می آمدند و برای گرفتن حاجت دعا می‌کردند. حدود سال های 47 به محوطه بنی صدر آمدیم و تا سال 1352 که من به تهران آمدم منزل پدری ما آنجا بود.
  • دوران تحصیل چطور؟
دوران ابتدایی را در مدرسه علمی که فردی به نام صادق حجازی آن را می گرداند و یک مدرسه پولی بود درس خواندم. متاسفانه مدیریت بسته ای داشت و اختناق شدید در آن حاکم بود. مدیر هم دانش‌آموزان را کم اذیت نمی ‌کرد. سال ششم تا نهم را در مدرسه پهلوی قدیم خواندم. دیپلم را در هنرستان او.آر.تی و و لیسانس را در مدرسه عالی بازرگانی تهران گرفتم.
  • شرایط فرهنگی شهر آن زمان چگونه بود؟
جوان ها با شرایط سخت آن دوران دنبال فضایی بودند که آزادی عمل و فعالیت داشته باشند. یادم هست ابتدا سازمان پیشاهنگی تاسیس و سپس فعالیت خانه جوانان و فرهنگ و هنر آغاز شد. فکر می کنم سال 51 یا 52 بود که روزی به بیرون از خانه آمدم، متوجه شدم کاغذ الوانی به دیوارها نصب شده مبنی بر پذیرش هنرجو. من هم به دنبال آن کاغذ رنگی رفتم.
  • درآموزشگاه ثبت نام کردید؟
اولین برخورد من با رضا کشانی در ساختمان فرهنگ و هنر خیابان سعیدیه بود؛ مردی با موهای بلند و از نظر فیزیکی و حرکات انسانی خاص، متفاوت و هنرمند بود. با هزار جان کندن توانستم بگویم که من علاقه‌مند به هنر هستم. فرمی به من داد که  پرکردم.  یک جزوه به من داد که بخوانم و هفته بعد امتحان بدهم. با شوق و ذوق تمام جزوه را حفظ کردم که چند شعر، چند دیالوگ از اتللو و متن های مختلف بود. در آزمون قبول شدم و ثبت نام آغاز شد. کارت من شماره 3 بود و از اولین کسانی بودم که وارد کلاس‌های فرهنگ و هنر در همدان شدم. روزی که من آنجا بودم خانم دکتر ایراندخت میرهادی نیز آمد که برای من نوجوان شخصیت جالبی بود.
  • با چه کسانی هم‌دوره بودید؟
آقای کشانی اوایل دهه 50 به همدان آمد. همان سال‌ها فرهنگ و هنر همدان شکل گرفت که من جزو اولین هنرجوهای کشانی بودم. با صادق آشورپور، جلال میرزاپور و مهدی چایانی هم دوره بودیم. قاسم زارع‌زاغه و عباس شیخ‌بابایی دوره های بعد آمدند که قاسم زارع‌زاغه به خاطر صدای خاصش در روستاها نقالی هم می کرد. کلاس ها یک روز در میان برگزار می شد. کشانی درس می داد و همزمان با آموزش نمایش هم کار می کردیم.
از اولین اجراها بگویید.
اولین کار ما «صبح طلوع می کند» ابراهیم مکی بود که با قاسم زارع‌زاغه و عباس شیخ‌بابایی بازی کردیم. نمایشنامه «مستاجر»،« شب شولم آش» و چند نمایشنامه دیگر را هم کار کردیم.
  • در دوران مدرسه هم کار می‌کردید؟
من با ناصر جمشیدآبادی «سگی در خرمن‌جا» اثر نصرت‌الله نویدی و «از پا نیفتاد‌ها» اثر غلامحسین ساعدی را در دبیرستان امام(ره) کار کردیم. سگی در خرمن جا فقط پنجشنبه شب ها اجرا می شد که دختر عموی من هم در آن بازی می کرد.
  • در همدان علاوه بر جمشیدآبادی با چه کسانی کار می کردید؟
بین سال‌های 1353 تا 55 کار آزاد داشتم و با روزنامه کیهان به صورت رسمی کار نمی کردم. تابستان ها به همدان بر می‌گشتم. صحبت بود که گروه همدان برای جشنواره ساری کار آماده کند. «اتفاق» را به کارگردانی جلال میرزاپور که نوشته صادق آشورپور بود در ساری اجرا کردیم. سپس «کارد و پیاز» کشانی را بازی کردم. همین باعث شد که من پیگیر اجراهای اسماعیل خلج شوم و با گروه همشهری اسماعیل خلج همکاری کنم.مهدی هاشمی بعدا وارد گروه شد.
  • با قدیمی های تئاتر مانند رضا همراه ارتباط داشتید؟
دهه‌های 40 و 50 دکه ای در خیابان بوعلی بود که مالک آن رحیم نراقی بود و ما با یک ریال هر شب کتابی از آن کرایه می‌کردیم و می خواندیم از جمله ترجمه های رضا همراه از عزیز نسین، اما با خود آقای رضا همراه ارتباط چندانی نداشتم و اجراهای تئاترش را ندیده بودم. وقتی به تهران آمدم تازه به تاریخ تئاتر همدان علاقه‌مند شدم.
  • با دکتر میرهادی کار مشترک داشتید؟
من هربار به همدان بر می گردم بر سر مزار خانم میرهادی می روم. با دکتر میرهادی تقریبا همسایه بودیم. صبح‌ها که به مطب می رفت و عصرها که بر می گشت برای من جالب بود. اولین ساندویچی که من خوردم خانم میرهادی به من داد. آن زمان تنها یک ساندویچی به نام مجلسی در همدان بود که برخی افراد می توانستند به آنجا بروند. شب های مهتابی 2 یا 3تاکسی کرایه می کرد و ما را به کوه های خورزنه می برد، فضایی را انتخاب و تئاتر تمرین می کرد. یک شب ما را دعوت کرد و گرامافونش خراب شد. ما را شب به هتل بوعلی برد و در رستوران سرباز هتل برای ما ساندویچ آوردند. همیشه سر ساعت می آمد و بازی می کرد. زن بزرگی بود، بازیگری به نام حسن ممتازی را که بسیار قوی بود و پسرخوانده او بود آموزش داد که بسیار موفق عمل کرد.
  • از مهاجرت به تهران و کار تئاتر در پایتخت بگویید.
پدر من آدم سرشناسی بود و چند مغازه در خیابان اکباتان داشت اما رضایت نمی داد من به تهران بیایم. علاقه به هنر باعث شد به تهران بیایم، بارها تنبیه شدم اما بالاخره آمدم. از فردای روزی که به تهران آمدم به گروه همشهری و کارگاه نمایش رفتم و وارد کار تئاتر شدم. اولین کاری که همان روزها شروع کردم، تمرین نمایش «کالیگولا» بود که آربی آوانسیان کارگردانی می کرد و من، اصغر همت و حبیب دهقان‌نسب به عنوان بچه هایی که نقش مترسک‌ها را بازی می‌کردیم در آن حضور داشتیم.
  • در تهران آموزش هم دیدید؟
بله در تهران وارد کار روزنامه شدم اما هنر را رها نکردم. دوره‌هایی را در دانشکده هنرهای دراماتیک که دکتر رکن‌الدین خسروی آنجا بود گذراندم. در کلاس‌های آزاد دانشگاه تهران اسماعیل شنگله، سمندریان و رکن‌الدین خسروی تدریس می کردند.
  • تا چه زمانی کار می‌کردید؟
تئاتر را تا دهه 80 ادامه دادم و چند کار در تئاتر شهر اجرا کردم از جمله نمایش « شبدیز» صادق آشورپور که یک ماه اجرا رفت. نمایشنامه های محمدرضا یوسفی  را هم که گاهی به کیهان می‌آمد و با کیهان بچه‌ها کار می‌کرد اجرا کردم. آخرین اجرای من سال 1378 بود و از تئاتر هم مانند روزنامه خداحافظی کردم.
  • کار با روزنامه چطور بود؟
از شهریور 1355 تا دی 1376 در روزنامه کیهان بودم. 2 سال به موسسه رسانه های تصویری رفتم. 3یا 4 سال اول که کیهان بودم تابستان ها 2 ماه به همدان می آمدم اما بعد از رسمی شدن مدام کار می‌کردم و کمتر می‌آمدم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، کمال شهبازبگیان ،

یکشنبه 26 دی 1395

عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر

نویسنده: مسعود احمدی- حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر
محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. او از سال 1342تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود...
1395/10/26
 محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. او از سال 1342تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود.مهیمنی نقش مهمی در رشد تئاتر شوشتر داشت و بیشتر اهالی تئاتر شوشتر به طور مستقیم و غیر مستقیم خود را شاگرد او و به همین دلیل خوزستانی‌ها او را بنیانگذار تئاتر نوین شوشتر می‌دانند. همشهری در زمان حیات این نویسنده گفت‌و‌گویی با او داشته که می‌خوانید.
  • چه اتفاقی شما را به سوی شوشتر کشاند؟
تقریبا 18 سال از سنم نگذشته بود که دانشسرای مقدماتی را به پایان رساندم. آن سال همدان از نظر معلم اشباع شده بود. ما هم تعهد داده بودیم 5سال در خدمت آموزش و پرورش باشیم و ما را به خوزستان فرستادند. فکر می‌کردم مرا در اهواز یا آبادان نگه می‌دارند و با این‌که برای من فراهم بود در همدان بمانم اما عشق فضای جنوب مرا ترغیب کرد به خوزستان بروم. وقتی به خوزستان رسیدیم گفتند که باید منتظر باشید قرعه‌کشی کنیم. با خودم فکر کردم اگر مرا به هویزه یا سوسنگرد بفرستند چه کار باید بکنم. گفتند می‌توانید از بین 3 یا 4شهر انتخاب کنید. من در بین 4 شهر با تحقیق شوشتر را انتخاب کردم اما در شوشتر هم من را به روستا فرستادند. نامه‌ای نوشتیم که یا ما را به همدان بفرستید یا در شهر نگه دارید. با همان نامه ما را در شهر شوشتر نگه‌داشتند.
  • کار تئاتر را در شوشتر از چه زمانی آغاز کردید؟
از همان سال اول کار تئاتر را آغاز کردیم. با برداشتی از نمایشنامه‌« ولپن» بن جانسن نمایشی را به نام «عروس قلابی»  تولید کردیم.
  • چه چیزی شما را به سوی تئاتر کشاند؟
من از کودکی عاشق موسیقی و نمایشنامه‌های رادیو بودم اما پدری داشتم که خیلی رادیو و موسیقی دوست نداشت. تابستان‌ها که قصه شب از رادیوی همسایه‌ها پخش می‌شد با عشق دعا می‌کردم که کاش هر شب این اتفاق بیفتد. این عشق در وجود من انباشته شده بود اما مجالی برای بروز آن نبود. در شوشتر فضا را مناسب دیدم و گفتم حالا وقت این کار است و دوستان و همکاران همدانی را دعوت کردم و شروع به کار کردیم.
  • آن موقع شوشتر امکانات اجرای تئاتر را داشت؟
شوشتر امکاناتی نداشت؛ نه سن مناسب داشت و نه سالن درستی. دبیرستان آنجا کارگاهی داشت که ما میزهای کارگاه‌ را تبدیل به سن کردیم.پیش از آن سالن تئاتری ندیده بودم، همه کارها ابتکار خودم بود. در همدان صحنه‌های ابتدایی در دبیرستان دیده بودم که معلمانی به نام شجاعی و شمس نمایش‌هایی را کار می‌کردند. آنها هر سال 2، 3نمایش آموزشی در دبیرستان ابن سینا اجرا می‌کردند.
  • پیش از شما وضع تئاتر این شهر چگونه بود؟
اگر از شوشتری‌ها بپرسید می‌گویند که تا سال‌های 1342-43 تئاتری وجود نداشت. در تمام شهر 2 تاکسی بیشتر نبود. اولین نمایش شوشتر عروس قلابی بود که مناسب فضای آن زمان بود. اگر می‌خواستیم« اتللو» را کار کنیم جواب نمی‌داد. شوشتر اداره فرهنگ و هنر نداشت. ما با استفاده از امکانات آموزش و پرورش کار اجرا می‌کردیم.
  • مضمون کارهایی که اجرا می‌کردید چه بود؟
مثلا «عاقبت قلم‌فرسایی» غلامحسین ساعدی یا«شب» نوشته امین فقیری را اجرا می‌کردیم که کارمان به ساواک کشیده می‌شد. اما کس دیگری را نداشتند که تئاتر کار کند. سال دوم با دانش‌آموزان دبستانی کاری را تمرین کردیم. در یک کلاس کوچک نیمکت‌های کلاس را به هم چسباندیم و ریش‌هایی به صورت بچه‌ها چسباندم و نمایشی به نام «دلاور سیستان» سرگذشت یعقوب لیث صفاری را کار کردیم. این روند هرسال ادامه داشت و گاهی 2 نمایش در سال کار می‌کردیم.
  • هزینه‌ها از کجا تامین می‌شد؟
من غرور خاصی داشتم و نمی‌خواستم به سراغ فرهنگ و هنر خوزستان بروم و کمک بگیرم. برای همان نمایش دلاور سیستان بلیت فروختیم و همه مدارس دانش‌آموزانشان را برای دیدن کار ما آوردند. با بلیت هر نفر 5 ریال یک کتابخانه برای دبستان درست کردیم و حدود 500 جلد کتاب برای کودکان گرفتیم. خیلی عشق به کار معلمی داشتم. شب‌ها بعد از کلاس هم با گچ تابلو درست می‌کردیم و به در و دیوار کلاس‌ها می‌چسباندیم.
  • رابطه شما با سینما چگونه بود؟
من تا 13 سالگی حتی سینما را ندیده بودم و سینما برای من یک دنیای اسرار آمیز بود. چوبی را به زبان می‌گرفتم و صدای تار در می‌آوردم یا با شانه صدای ساز دهنی درمی‌آوردم. دایی من در خانه ما زندگی می‌کرد و بلندگویی به اتاق ما وصل کرده بود. اگر در زمان ورود پدرم بلندگو روشن بود، سیم را می‌کند و بلندگو را به حیاط پرتاب می‌کرد پدرم زمان انقلاب با رادیوو تلویزیون آشتی کرد.
  • عشق به موسیقی را چه کار کردید؟
من به نی علاقه داشتم اما امکان رفتن به اهواز و رفتن به کلاس موسیقی را نداشتم بنابراین جست‌و‌جو کردم و متوجه شدم یک خیاطی هست که نی نوازی هم بلد است.از او خواهش کردم به من آموزش بدهد اما گفت آموزش دادن بلد نیستم، من می‌زنم، گوش بده و یاد بگیر. هرکاری کردم نتوانستم صدای نی را درآورم. رفتم سراغ تار. استادی پیدا کردم که آنقدر مغرور بود که به هرجایی نمی‌رفت. آنقدر اصرار کردم تا پذیرفت و یک جلسه به خانه من آمد و در برخورد اول رابطه خوبی شکل گرفت. چنان به من علاقه‌مند شد که من شدم پسر او و هر وقت به خانه او می‌رفتم همسرش می‌گفت پسرم. من آن زمان گیاهخوار بودم و در تهیه غذا مراعات مرا می‌کرد. استاد عبدالمحمد برجسته نت نمی‌دانست اما گوشه‌ها و دستگاه‌ها را می‌شناخت. وقتی او ساز می‌زد، مثلا سه‌گاه می‌نواخت من نت‌ها را می‌خواندم چون یک پیشینه و شناختی از تار داشتم. من با عشق موسیقی را آموختم.
  • برخورد اداره فرهنگ و هنر با نمایش‌های شما چگونه بود؟
سال 1355یک گروه از اداره فرهنگ و هنر اهواز آمدند و اجرای «سگی در خرمن‌جا» نوشته نصرت الله نویدی را اتفاقی دیدند و گفتند چرا خودت را معرفی نکردی ؟ من‌گفتم وظیفه شما بود که بیایید و مرا پیدا کنید. آنها گفتند برای اداره فرهنگ و هنر کار کنید و گروه تئاتر پژواک آنجا شکل گرفت.
  • آن زمان ازدواج نکرده بودید؟
من سال 1348 ازدواج کردم. 2 پسر اولم در کار سگی در خرمن جا بازی می‌کردند.
  • از چه زمانی نوشته‌های خودتان را اجرا کردید؟
سال 1356 نمایش« مژده ‌ای دل » را نوشتم و در جشنواره استانی در بین رقبایی از اهواز، آبادان، خرمشهر و دزفول اول شدیم و به عنوان جایزه، این کار در تمام شهرهای اصفهان اجرا شد. بعدها خواستیم در تهران اجرا کنیم اما گفتند ممکن است مقامات بیایند ببیند بخشی را حذف کنید. من گفتم دست به نمایش نمی‌زنم مقابل هرکس که می‌خواهد اجرا شود.
  • داستان نمایش چه بود؟
تعدادی معلول در یک اردوگاه کار هستند و یک پزشک ‌آنها را استثمار می‌کند. یک نفر معلول در آنجا بلد است حرف بزند و می‌داند بر سر بقیه چه می‌آید که در نهایت کشته می‌شود.
  • آن زمان به انستیتو امور هنری نرفته بودید؟
سال 1350 به انستیتو رفتم. آنجا با اکبر عاقلان، امامی، هادی گروسین، علی کریمی و یساولیان که از همدان آمده بودند آشنا شدیم. از همه شهرهای ایران می‌آمدند و ما مامور به تحصیل بودیم.
  • از استادان انستیتو بگویید.
در انستیتو استاد موسیقی ما آقای صالحی بود که کار مرا تایید کرد. ایرج زهری استاد دیگر ما بود که خیلی دوست شدیم. جلسه اول از همه خواست شرح حال خود را بنویسیم و من تنها یک خط نوشتم. تا وارد شد گفت مهیمنی کدام شما هستید و من دستم را بالا گرفتم،گفت تنها کسی که حرف درست نوشته مهیمنی است.
  • آن جمله چه بود چه نوشتید؟
نوشتم شرح حال واقعی انسان کار مهمی است که او انجام داده است. من هنوز کاری انجام نداده‌ام که شرح‌حالی داشته باشم. من اسمم را در کلاس‌های فوق برنامه دانشکده هنرهای زیبا هم نوشتم و همه نمایشگاه‌های نقاشی را می‌رفتم. این 2 سال در زندگی من بسیار مهم بود. نوشتن را نیز به صورت حرفه‌ای بعد از انستیتو شروع کردم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، محمدعلی مهیمنی ، همشهری همدان ،

دوشنبه 29 آذر 1395

آموزش زیست محیطی به کودکان با نمایش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

آموزش زیست محیطی به کودکان با نمایش

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آموزش زیست محیطی به کودکان با نمایش
فاطمه ابرار پایدار هنرمند همدانی با نمایش «هیزم شکن» در بیست وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور داشت.با او درباره این نمایش و وضع تئاتر کودک در همدان گفت وگو کرده ایم....
1395/09/29
فاطمه ابرار پایدار هنرمند همدانی با نمایش «هیزم شکن» در بیست وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور داشت.با او درباره این نمایش و وضع تئاتر کودک در همدان گفت وگو کرده ایم.

شرایط رو به پیشرفت
ابرارپایدار می‌گوید: زمانی که وارد حوزه تئاتر شدم، نوجوان بودم و عنصر کارگروهی، مشارکت و همکاری جمعی مرا جذب این هنر کرد. همچنان گرایش عجیبی به هنر تئاتر دارم و در حال حاضر، قدرت خارق‌العاده و زیبای نهفته در زبان تئاتر برای بیان دیدگاه‌هایم بسیار جذابیت دارد.این هنرمند تئاتر با اشاره به وضع هنر نمایش در استان می‌افزاید: به نظر من شرایط هنر نمایش در استان رو به بهبود و پیشرفت است. البته اگر همدلی بین هنرمندان بیشتر باشد این پیشرفت بهتر احساس خواهد شد و نگاه تخصصی به تئاتر کودک و ارائه تجربه‌های جدید در کشور گسترش و ارتقا می‌یابد.

تامین نیاز
ابرار پایدار درباره تئاتر کودک و نوجوان می‌گوید: برای بهبود وضع اجراها باید تحولی ایجاد شود به طور مثال زمان اجراها کوتاه ‌شود تا با حوصله این گروه سنی باشد. عنصر فانتزی بسیار قوی و مهم است و باید پررنگ شود و نیز استفاده از رنگ‌های شاد و خالص و موسیقی از دیگر ویژگی‌های این گروه سنی است اما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.او به تاثیر استفاده از روان‌شناسی در تئاتر کودک و نوجوان تأکید دارد و اضافه می‌کند: تا از نیازهای روحی و جسمی کودک آگاه نباشیم نمی‌توانیم اثر مناسب کودک تهیه کنیم. ممکن است نمایش‌های خوبی تولید شود اما مناسب سنی این گروه  سنی نباشد و نتواند نیازهای آنها را عنوان کند. همین طور باید بدانیم نیازهای کودکان در هر طبقه اجتماعی چیست و جامعه‌های مختلف نیازهای متفاوت دارند.

حضور در جشنواره
ابرار پایدار با نمایش «هیزم شکن» در بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان حضور داشت که کار مشترکی بود از او و خواهرش ندا ابرارپایدار.
وی با اشاره به داستان نمایش می‌گوید: این نمایش قصه 2 مرد هیزم‌شکن است، یکی راستگو و دیگری دروغگو. طی اتفاقاتی هر دو از سوی فرشته‌ای مورد آزمون قرار می‌گیرند و در نهایت مرد راستگو به خاطر مهربانی‌اش صاحب ثروت می‌شود و مرد بدجنس تمام دارایی خود را به خاطر دروغگویی از دست می‌دهد.این هنرمند می‌افزاید: نمایش ما برای مقطع سنی 3تا 6 سال است. این نمایش پیش از جشنواره اجرای عمومی نداشت اما در کلاس‌های آموزشی نمایش خلاق، بارها قصه آن را با کودکان کار کردیم و بازخورد خوبی گرفتیم. نویسنده کار خودم بودم اما در حین تمرین تعدادی از صحنه‌ها و دیالوگ‌ها تغییر کرد. البته ایده اصلی قصه ثابت مانده است.وی درباره توجه به محیط زیست در این نمایش می‌گوید: بی‌توجهی عمیق به مسائل زیست محیطی و بی‌دفاع بودنش در برابر ظلمی که به آن می‌شود و نیز فاجعه‌ای که به خاطر نابودی کره زمین در انتظار آیندگان است موجب شد گوشه چشمی هرچند اندک در این نمایش به این موضوع داشته باشیم تا ذهن کودکان را نسبت به این موضوع حساس و آگاه کنیم.

 جشنواره رقابتی
این کارگردان همدانی با اشاره به بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان می‌گوید: دوست داشتم بخش خردسالان مانند گذشته به‌ صورت مسابقه‌ای برگزار نمی‌شد تا هدف هنرمندان به طور اخص ارائه و دریافت تجربه باشد.وی اضافه می‌کند : در این صورت نه گروهی برتر بود و گروهی پایین‌تر، نه کسی از گرفتن جایزه شادتر بود و نه کسی از نگرفتن آن ناراحت و همه در یک سطح بودند و از یک میزان شادی برای حضور در جشنواره بهرمند می‌شدند نه این‌که رقابت برای گرفتن جایزه برتر با یکدیگر رقابت کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

یکشنبه 21 آذر 1395

همدان؛ رنگین‌کمان نمایش کودک و نوجوان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

همدان؛ رنگین‌کمان نمایش کودک و نوجوان

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ رنگین‌کمان نمایش کودک و نوجوان
بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان از 22 تا 27 آذرماه در همدان برگزار می‌شود. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می‌پردازند....
1395/09/21
بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان از 22 تا 27 آذرماه در همدان برگزار می‌شود. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می‌پردازند.
افتتاحیه این جشنواره عصر فردا 22 آذرماه در سالن ابن‌سینا نمایشگاه بین‌المللی همدان برگزار خواهد شد و در طول برگزاری این رویداد فرهنگی هنرمندان شناخته‌شده عرصه‌های نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی حضور خواهند داشت.
بر اساس تصمیم شورای سیاست‌گذاری جشنواره تئاتر کودک و نوجوان، مراسم بزرگداشت این دوره جشنواره به رضا فیاضی پیشکسوت هنر نمایش اختصاص مییابد. همچنین امسال بخش ویژه‌ای به 100 سالگی تئاتر کودک و نوجوان اختصاص خواهد یافت.

10 بخش
به گفته دبیر جشنواره، آثار نمایشی از 10 بخش در 12 سالن به اجرا در خواهد آمد. در این دوره 50 گروه نمایشی با 60 اجرا میزبان علاقه‌مندان به هنر نمایش می‌شوند که در این میان 550 هنرمند شرکت‌کننده خواهیم داشت که 51 هنرمند آن خارجی هستند.
بخش مسابقه پوستر و عکس جشنواره بیست و سوم تئاتر کودک و نوجوان همدان نیز داوران خود را از میان چهره‌های شناخته‌شده عکاسی تئاتر و طراحان پوستر معرفی کرد. حمید جبلی بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون که آثار متعددی برای کودکان و نوجوانان دارد و یکی از عکاسان پیشکسوت تئاتر است در کنار سیف‌الله صمدیان عکاس، فیلمساز و فیلمبردار و سیامک زمردی مطلق آثار رسیده به بخش عکس بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را در همدان داوری خواهند کرد.قباد شیوا طراح و گرافیست، آرش تنهایی طراح گرافیک و نویسنده که از نسل پنجم طراحان گرافیک ایران محسوب می‌شود و در حوزه طراحی پوستر، پژوهش و آموزش گرافیک فعالیت دارد در کنار امیر اسمی گرافیست تئاتر که دبیری بخش پوستر و عکس جشنواره‌های متعدد تئاتری را بر عهده داشته داوری بخش پوستر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان را بر عهده گرفتند.
نمایشگاه عکس و پوستر جشنواره همزمان با برگزاری این رویداد هنری از ۲۲ آذرماه در همدان آغاز به کار می‌کند و تا پایان جشنواره برپا خواهد بود.

 نمایشنامه‌نویسی
شورای داوری بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شامل منصور خلج، حسن دولت‌آبادی، احمد بیگلریان، سید حسین فدایی حسین و جواد عاطفه با ارزیابی آثار متقاضی در 2 بخش آثار چاپ‌شده و نمایشنامه‌های تولیدی فهرست نامزدهای هر دو بخش را معرفی کرد .این شورا 5 نمایشنامه چاپ شده و ۶ نمایشنامه تولیدی را به عنوان نامزد این بخش معرفی کرد.
نمایشنامه‌های برگزیده در 2 بخش آثار چاپ‌شده و در بخش آثار تولیدی در مراسم اختتامیه جشنواره معرفی خواهد شد.
بخش نمایشنامه‌خوانی جشنواره با حضور ٤ کارگردان تئاتر از ٢٤ تا ٢٦ آذر ماه برگزار می‌شود که ٤ نمایشنامه از زنده یاد باغچه‌بان را می‌خوانند.
امسال مانند سال‌های گذشته کارگاه‌های آموزشی نیز برپا خواهد شد. رویکرد اصلی کارگاه‌های امسال مخاطب‌شناسی است. مدیر کارگاه‌های آموزشی جشنواره تئاتر کودک و نوجوان از حضور یک مدرس ایرانی مقیم آمریکا در این دوره از جشنواره خبر داد و گفت: گنجعلی از هنرمندان ایرانی مقیم آمریکاست که کارگاه خود را بر اساس تجربیاتی که در حوزه تئاتر عروسکی و ساخت عروسک دارد، برگزار می‌کند.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ،

یکشنبه 21 آذر 1395

از «بوق بوق» تا «چرا بارون نمیاد؟»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،هنر ،

از «بوق بوق» تا «چرا بارون نمیاد؟»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از «بوق بوق» تا «چرا بارون نمیاد؟»
بیست وسومین دوره جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان از امروز در همدان آغاز شده و تا 27 آذرماه ادامه دارد. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می پردازند....
1395/09/21
بیست وسومین دوره جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان از امروز در همدان آغاز شده و  تا 27 آذرماه ادامه دارد. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می پردازند.
«مریم مهدی‌پور» کارگردان گیلانی با 2 اثر نمایشی از شهرستان آستانه اشرفیه در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان حضور دارد. نمایش «بوق بوق» او در بخش خردسال و «چرا بارون نمیاد؟» در بخش خیابانی اجرا می‌شود.
مهدی‌پور متولد 1364 در شهرستان رشت استان گیلان است. او دانشجوی ارشد رشته حسابداری است اما همچنان در عرصه تئاتر فعال است. به بهانه حضور این هنرمند گیلانی در همدان با وی گفت‌وگو کرده‌ایم که می خوانید.
  • چه چیزی باعث شد وارد حوزه تئاتر شوید؟
من با تشویق همسرم محمدرضا جعفری که یکی از فعالان در عرصه هنر تئاتراست وارد این حوزه شدم.
  •   اولین نمایشی که در آن حضور داشته اید چه کاری بوده است؟
اولین کار من با حضور در جشنواره ملی جوان در بخش عروسکی بود. اما اولین تجربه کارگردانی من در سال 1387 با نمایش «نقل پیچای و مومای» بود.
  • از حضورتان در جشنواره‌ها بگویید.
در جشنواره‌های رضوی، راه روشن، مریوان و فجر بارها شرکت کرده‌ام و در جشنواره‌های استانی نیز به عنوان طراح لباس و بازیگر حضور داشته اما عنوانی کسب نکرده‌ام.
  • در عرصه نمایش چه عنصری بیش از همه شما را جذب می‌کند؟
بنده به عنوان یک مادر و با داشتن پسری 4 ساله به تئاتر علاقه  بیشتری پیدا کردم. آموزش مهارت‌های زندگی از طریق تئاتر به کودک برایم اهمیت ویژه‌ای دارد و سعی می‌کنم از طریق بازیگری به او آموزش دهم. این کار از لذت‌بخش‌ترین بخش‌های تئاتر برای من است.
  • شما در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان با دو اثر حضور دارید. ابتدا بگویید داستان «بوق بوق» چیست؟
موضوع نمایش بوق بوق آموزش مقررات راهنمایی و رانندگی به شیوه‌ای ساده در قالب نمایش است و تلاش کرده‌ام علاوه بر خلاقیت به پیام‌رسانی هم توجه کنم.این نمایش برای گروه سنی 3تا 7 سال یعنی خردسالان اجرا می‌شود.
  • پیش از جشنواره اجرای عمومی داشته‌اید؟
خیر، اما قصد داریم پس از بازگشت از همدان در استان گیلان اجرای عمومی داشته باشیم.
  • در این اثر چقدر به متن اصلی پایبند بودید و نویسنده چقدر در اجرا نقش داشت؟
کاملا پایبند به متن هستم و به علت حضور نویسنده به عنوان بازیگر نقش اصلی این پایبندی بیشتر است.  محمدرضا جعفری به عنوان نویسنده و بازیگر نقش مهمی در تقویت کار به ویژه در اجرای نمایش داشت.
  • پیش از این، تجربه حضور در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را داشته‌اید؟ فکر می‌کنید برگزاری چنین جشنواره‌ای چه تاثیری در بهبود شرایط تئاتر کشور خواهد داشت؟
در 3 دوره شرکت داشته‌ام و از نظر من با توجه به حضور گروه‌های حرفه‌ای و تماشای نمایش‌های همدیگر تاثیر بسزایی در ارتقای سطح کیفی تئاتر کودک کشور خواهد داشت. تئاتر خردسال به دلیل شرایط سنی مخاطب خود سهم بسیار مهمی در ایجاد علاقه‌مندی در آنان برای شکل‌گیری تماشاگر حرفه‌ای در سال‌های آینده دارد و ما سعی داریم تماشاگران حرفه‌ای تئاتر را از همین سن پرورش دهیم.
  • داستان «چرا بارون نمیاد» چست؟
تی تی دختری است که درختی از مادربزرگ به یادگار دارد و به او قول داده که از غصه خوردن درخت جلوگیری کند اما فکر می‌کند تنها بی‌آبی باعث غمگین شدن درخت می‌شود.اما او با ورود شخصیت‌های دیگر به نمایش متوجه می‌شود که مواردی چون آلودگی هم باعث ناراحتی درخت می‌شود.
  • علت این‌که با دو اثر در این جشنواره شرکت کردید چه بود؟
بیشتر به علاقه‌مندی کل گروه «تی تی» برای حضور در جشنواره تئاتر کودک همدان مربوط می‌شود. این گروه امسال با 3 نمایش در این جشنواره حضور دارد و بنده کمترین سهم را در این اتفاق مبارک دارم.
  • حضور در یک جشنواره با 2 اثر چه مشکلاتی دارد؟
گروه تئاتر تی تی به دلیل داشتن عوامل عاشق تئاتر همه مشکلات را به جان خریده و با گذشتن از این مشکلات حضور چشمگیر خود را به نمایش گذاشته است. اما مهم‌ترین این مشکلات مربوط می‌شود به مسائل مالی و زمانبندی تمرین. به دلیل شاغل بودن اعضا و بازیگر خردسال داشتن در کنار بازیگران حرفه‌ای مشکلاتی به وجود می‌آید که ناگزیر نمی‌توان همه آنها را برطرف کرد.
  • پرداختن به مسائل تربیتی مانند مسائل محیط زیستی و راهنمایی و رانندگی که درد امروز جامعه نیز است چقدر در تغییر رفتار مردم می تواند موثر باشد؟
به نظر من اگر قرار است سرمایه‌گذاری مادی و معنوی برای رشد جامعه صورت می‌گیرد  باید با کودک آغاز شود. به دلیل این که کودکان قرار است آینده این جامعه را  بسازند  اگر‌ مسائل تربیتی در قالب تئاتر به آنها آموزش داده شود در ذهنشان ماندگار می‌شود و قطعا تاثیرگذار نیز هست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D8%A8%D9%88%D9%82-%D8%A8%D9%88%D9%82%C2%BB-%D8%AA%D8%A7-%C2%AB%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%9F%C2%BB?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان ، تئاتر همدان ،

سه شنبه 25 آبان 1395

قصه آرش‌های سرزمین من

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

قصه آرش‌های سرزمین من

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قصه آرش‌های سرزمین من
نمایش «آرش کمانگیر» به کارگردانی فریبا یعقوبلو از اول تا پانزدهم آذرماه ساعت 17 در کانون فرهنگی تربیتی مهدیه به روی صحنه خواهد رفت. یعقوبلو لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی در دانشگاه هنر و معماری است. وی در این گفت‌و‌گو از فعالیت‌هایش و نمایش آرش کمانگیر می‌گوید...
1395/08/25
نمایش «آرش کمانگیر» به کارگردانی فریبا یعقوبلو از اول تا پانزدهم آذرماه ساعت 17 در کانون فرهنگی تربیتی مهدیه به روی صحنه خواهد رفت. یعقوبلو لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی در دانشگاه هنر و معماری است. وی در این گفت‌و‌گو از فعالیت‌هایش و نمایش آرش کمانگیر می‌گوید.
  • نمایش آرش کمانگیر نوشته کیست و از چه آثاری الهام گرفته است؟
نمایش آرش کمانگیر برگرفته از منظومه‌ای به همین نام از سروده‌های سیاوش کسرایی با دراماتورژی بنده است.
  • نمایش پیش از این اجرا شده، چه عاملی باعث شد بار دیگر آن را اجرا کنید؟
نمایش آرش کمانگیر به سفارش دبیرستان الزهرا برای اجرا در همایش ادبی استانی سال گذشته برای کارگردانی به من پیشنهاد شد. اولین اجرای نمایش در همایش با اقبال بسیار عالی اساتید ادبیات و فرهنگ و هنر روبه‌رو شد و در چند همایش مختلف نیز به اجرا درآمد و مورد توجه مخاطبان مختلف قرار گرفت.
این نمایش در مسابقات تئاتر دانش‌آموزی ناحیه و استانی مقام اول را کسب کرد. سپس با حضور در مسابقات کشوری نیشابور در سال 1394 حائز مقام دوم اجرا و بازیگری شد.
  • این نمایش در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان که آذرماه سال جاری در همدان برگزار خواهد شد حضور دارد؟
از آنجا که 2، 3سالی است بخشی در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان به نام بخش دانش‌آموزی پایه‌ریزی و برنامه‌ریزی شده، نمایش آرش کمانگیر بعد از پشت سرگذاشتن اولین مرحله داوری از بین آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره، اقبال حضور در بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را به دست آورد. نمایش آرش کمانگیر منتخب شرکت در بخش ویژه همدان نیز است که به دلیل تداخل اجرا در 2 بخش مجبور به اکتفا در اجرا در یک بخش از جشنواره است.
  • از مضمون و قصه کار بگویید.
نمایش آرش کمانگیر برگرفته از حماسه ملی و ریشه‌ای و فرهنگ ایران است. آرش و آرش‌های فراوانی از اعصار گذشته تاکنون با نثار جان خود که ارزنده‌ترین دارایی هر انسان است نام بلندآوازه ایران و ایرانی را در جای جای این کره خاکی در بلندای ابدیت و انسانیت فریاد کشیدند و با شهادت پرافتخار خود، مرزهای پاک و پرافتخار کشورمان را از تعدی و تجاوز بیگانگان مصون نگه داشتند.
 من افتخار تقدیم نمایش را به روح پرفتوح و افتخارآفرین آرش، آرش‌ها و شهدای ۸ سال دفاع مقدس و همچنین تمامی جانبازان و ایثارگران از گذشته تاکنون دارم. آرش، هویت و ملیت من به عنوان یک ایرانی است. دیدن این نمایش فاخر ملی را به همه اقشار جامعه، خانواده‌ها، دانشگاهیان، دانش‌آموزان، اساتید شعر و ادب پارسی، دانش‌آموزان از سنین ابتدایی تا دبیرستان از هر سن و موقعیت اجتماعی توصیه می‌کنم.
  • عوامل نمایش چه کسانی هستند؟
بازیگران نمایش هما زند، غزال طالبی، مریم یوسفی، مبینا امینی، پرتو پیروویسی، شیما باقراسیجان، نازنین ملکی، فاطمه صادقی، مبینا زمانیان و فاطمه بابایی هستند. نور و صدا کار سیدناصر اسدی و سیدعلیرضا اسدی، منشی صحنه سیده گلبرگ اسدی، انتخاب موسیقی فریبا یعقوبلو و نوازنده دف مبینا زمانیان هستند.
  • وضعیت تئاتر همدان در سال جاری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تئاتر در همدان امسال اتفاقات متفاوت و چشمگیری را نسبت به سال‌هاى گذشته تجربه نکرده و فقط ممیزی‌ها و مسائل مالی پررنگ‌تر از گذشته بود.
  •    از چه سالی وارد عرصه تئاتر شدید؟
از سال 1371 فعالیت هنری خود را در زمینه بازیگری آغاز کردم که تاکنون ادامه دارد. از سال 1387 در زمینه نویسندگی و کارگردانی به فعالیت خود ادامه دادم. من بازیگری را با حضور در نمایش‌های متفاوت در خدمت اساتید و کارگردانان بنام شهر و کشورم آموختم. حال این وظیفه را برعهده خود می‌دانم که آموخته‌ها و آموزه‌هایم را با هنردوستان کودک و نوجوان و جوانی که به این عرصه وارد می‌شوند به  اشتراک بگذارم و نقشی هرچند کوچک را در آموزش طالبان عرصه هنر ایفا کنم.
  • از کارهایی که در آنها به عنوان بازیگر و کارگردان حضور داشتید بگویید.
در جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی، استانی، منطقه‌ای، فجر، عاشورائیان، دفاع مقدس و غیره حضور داشته‌ام. از سال 1391 تاکنون نیز در چند دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور دارم. تئاتر پرفورمنس را در همدان در سال 1392 با نمایش «زیر گنبد کبود» پایه‌گذاری و تجربه کردم. سال 1393 با نمایش «همه جا به رنگ زمین» در خدمت شهروندان بودم و در سال 1394 اولین تجربه درام مدرن را با نمایش «یه دنیای رنگی» داشتم. در حال حاضر نمایش پرفورمنسی به نام «رؤیای حوا» را آماده اجرا دارم.
همچنین اولین تجربه نمایش «تخته، حوضی» به نویسندگی احمد بگلریان را دارم که این نمایش به دلیل مشکل کاری بازیگر نقش سیاه هنوز به روی صحنه نرفته است. امیدوارم این اثر را به زودی روی صحنه ببینیم.
  • از حضورتان در جشنواره‌ها و مقام‌هایی که کسب کرده اید بگویید.
در سال 1393 اولین تجربه در زمینه نقالی را در هشتمین جشنواره نقالی و شاهنامه‌خوانی مناطق زاگرس‌نشین در شهر لردگان استان چهارمحال و بختیاری داشتم که مقام نخست در رده سنی بزرگسالان را کسب کردم. در همان سال با اجرای نمایش «زیرگنبد کبود» در شهر فرانکفورت آلمان افتخار اولین اجراى خارج از کشور را برای شهر همدان به همراه تیم اجرایی داشتم. در اسفند سال گذشته به عنوان هنرمند بین‌المللی به جشنواره اشتارک اشتوک در فرانکفورت آلمان دعوت شدم. در حال حاضر پیشنهاد انجام یک کار مشترک نمایشی را از کشور آلمان دارم که به دلیل مشکلات مالی هنوز آغاز نشده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، نمایش آرش کمانگیر همدان ،

چهارشنبه 12 آبان 1395

«واگویه‌های گندابی» به نجف می‌رود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

«واگویه‌های گندابی» به نجف می‌رود

«واگویه‌های گندابی» به نجف می‌رود
نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودراهنگی از 26 تا 28 آبان ماه در شهر نجف به روی صحنه خواهد رفت.
1395/08/12
به گزارش همشهری این نمایش به تهیه‌کنندگی حوزه هنری استان همدان به مناسبت یک فستیوال آیینی در کشور عراق حضور خواهد داشت. «واگویه‌های گندابی» در 2 ماه گذشته 2 بار در همدان و یک بار در تهران به روی جلسهه رفته و به در خواست حوزه هنری استان‌های مختلف ممکن است پس از اجرای نجف بار دیگر در برخی شهرها اجرا شود.
سیدمهرداد کاووسی حسینی که نقش داوود نوچه و جان فدای علی گندابی را در نمایش واگویه‌های گندابی بازی می‌کند، می‌گوید: ما از طریق یک فستیوال در عراق حضور خواهیم داشت. در این جشنواره حدود 60 اجرای خیابانی از سراسر کشور شرکت می‌کنند اما تنها اجرای جلسهه‌ای را نمایش علی گندابی خواهد داشت. همه این نمایش‌ها با موضوعات عاشورایی است و در مسیر کاروان زائران اجرا خواهد شد و پس از رسیدن به نجف نیز به صورت خیابانی کارهای خود را اجرا می‌کنند.کاووسی می‌افزاید: علی گندابی بر اثر یک تحول روحی به نجف رفت و در آنجا مدفون است. گروه ما نیز به مناسبت این فستیوال در کنار مزار او اجرا خواهد کرد. یکی از افتخارات من بازی در این نمایش است و افتخار دیگر اجرای آن در شهر نجف.
بازیگر نقش داوود در نمایش علی گندابی می‌گوید: در سال‌های اخیر تنها نمایشی که به صورت چرخشی در شهرهای گوناگون اجرا شده واگویه‌های علی گندابی است و خوشبختانه وقتی در تهران این نمایش را با لهجه همدانی اجرا می‌کردیم استقبال خوبی از آن صورت گرفت.
محمد جواد کبودراهنگی کارگردان همدانی نمایش «واگویه‌های گندابی» نیز می‌گوید: علی گندابی یک شخصیت لات یا لوطی همدانی بوده اما مهم‌ترین ویژگی او تحولی است که در دوره‌ای از زندگی‌اش رخ می‌دهد و چگونگی این تحول و اتفاقات بعدی در زندگی او مهم است که باعث شده این شخصیت شنیدنی و دیدنی شود.سهراب نیک‌فرجاد، سیدمهرداد کاووسی حسینی، احمد جلیلوند، سعید باغبانی نیر، یاسر محمدی، ندا هادیان، سعید محمودیان، میلاد سلوکی، اکبر اسلامی، سعید متعبد، محمد طالبی، سپهر مسافران، نگار فیروزی، محسن صلواتی، محسن رضانیا، مبین خانیان، علی پاشاپور و زهرا بختیاری بازیگران این نمایش هستند.نیما بیگلریان به عنوان مدیر تولید، نگار فیروزی منشی جلسهه و سودابه طاهری طراحی پوستر نمایش را بر عهده دارند و تهیه‌کننده آن حوزه‌ هنری استان است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D9%88%D8%A7%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%A8%DB%8C%C2%BB-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%AC%D9%81-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

دوشنبه 10 آبان 1395

روایتی عاشقانه از جنگ

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

روایتی عاشقانه از جنگ

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
روایتی عاشقانه از جنگ
«عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری» نام نمایشنامه‌ای است که در نیمه دوم آبان ماه از سوی حسین صفی کارگردان شناخته شده تئاتر همدان با هنرمندی بازیگران همدانی به روی صحنه می‌رود...
1395/08/10
 «عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری» نام نمایشنامه‌ای است که در نیمه دوم آبان ماه از سوی حسین صفی کارگردان شناخته شده تئاتر همدان با هنرمندی بازیگران همدانی به روی صحنه می‌رود. صفی در این نمایش وقایع پس از جنگ را از نگاهی نو و با ساختاری جدید روایت می‌کند. بازیگران این اثرمرتضی تحصیلی، نفیسه صالحی، محمود غفاری، کیانوش بهروز پور، فواد ابراهیمی و بابک ابراهیمیان هستند و نویسندگی اثر نیز از سوی حسین صفی صورت گرفته است. درباره این نمایشنامه با حسین صفی گفت وگو کرده ایم.
  • در مورد موضوع نمایش توضیح می‌دهید؟
این کار در حوزه اجتماعی است و گریزی به دختران جنگ دارد. نمایش نگاهی آسیب‌شناسانه به دخترانی دارد که که در زمان جنگ مورد تعدی از سوی دشمن قرار گرفته‌اند اما در همین فضای نقادانه کار من تم عاشقانه هم دارد.
  • جغرافیای نمایش کجاست و در چه منطقه‌ای اتفاق می‌افتد؟
به لحاظ تاریخی مربوط به بعد از حمله عراق است و از نظر جغرافیایی نیز تفاوتی ندارد. در هر زمان و هر نقطه‌ای از ایران ممکن است ماجرا اتفاق افتاده باشد.
  • فضای کار چگونه است؟
کار شلوغی است و به دلیل مشغله دوستان اذیت شدیم. «عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری» 6 بازیگر دارد. طراحی صحنه و طراحی دکور هزینه بر و زمان بر بوده. کار پر نوری است. بخشی از داستان از سوی پیرمردی روایت می‌شود که دچار توهم است و در حوزه درام اتفاق می‌افتد.
  • با این تفسیر می‌توان گفت کار مدرنی است؟
بله. نوع روایت، مدرن است. اساس کار و شیوه اجرا و متن مبتنی بر تجربه گرایی است. خود من هم تجربه جدیدی داشتم. اگر بازبینی به مشکلی برنخورد نمایش از نیمه دوم آبان ماه به مدت 15 شب اجرا خواهد شد. از آنجاکه نمایش تراژدی است و کار شادی نیست و به معضلات عاطفی آدم‌ها در حوزه جنگ و اتفاقات دردناک عملیات کربلای 4 می‌پردازد مناسب ماه صفر است. در نمایش آسیب‌شناسانه به این حوزه نگاه شده است.
  • در زمینه متن و نمایشنامه‌های آیینی کمبود نداریم؟
در چاپ نمایشنامه‌های مناسبتی هزینه شده و در سراسر کشور از نظر متن کمبود نداریم اما اجرای تئاتر هزینه‌بر و متفاوت با هنرهای دیگر است. اصولا کار گروهی مشکل است.
  • پیش‌بینی شما  در خصوص استقبال از اجرای نمایشنامه جدیدتان چیست؟
من این سد را شکستم و این بار با تعمد خواستم در ماه‌های محرم و صفر تئاتر اجرا کنم تا سایر همکاران هم ترغیب شوند. همان‌طور که می‌دانید سال‌ها همکاران ما در ماه اسفند نمایش اجرا نمی‌کردند و نگران مخاطب بودند اما من هرسال اسفندماه کار اجرا می‌کنم و مخاطب نیز استقبال می‌کند. ما خودمان گاهی مانع می‌شویم و سد ایجاد می‌کنیم. امسال هم می‌خواهم بگویم در محرم وصفر هم می‌توان تئاتر اجرا کرد.
  • برگردیم به نمایشنامه «عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری». زمان آن چقدر است؟
زمان کار حدود 70 دقیقه است. 4 اپیزود مستقل است که این اپیزودها در یک جایی ارتباط داستانی، دراماتیک و اپیزودیک پیدا می‌کنند.
  • تفاوتی با کارهای قبلی‌تان دارد و اگر دارد در متن است یا ساختار؟
بله دوست داشتم این تفاوت را لحاظ کنم هم در درونمایه این تفاوت وجود دارد. هم به لحاظ ساختار یک روایت مدرن است. به لحاظ درونمایه با تجربه‌ها و کارهای پیشین من تفاوت دارد.
  • پس چرا به یک موضوع تاریخی پرداخته‌اید؟
بحثی که همیشه مطرح کرده‌ام و در این نمایش هم می‌خواستم بگویم این است که دلمشغولی‌ها و دغدغه‌های شخصی به نام حسین صفی هنوز رفع نشده است.
در این کشور این دغدغه‌ها همچنان موجود است و این کار هم هنوز نشانی از دلمشغولی‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی من دارد که از بین نرفته و نوع روایت و شکل بیان تغییر کرده است.
  • در مراحل تمرین تا اجرا مشکل نداشتید؟
تا زمانی که مسئولان کشوری و استانی تئاتر نبینند ما به عنوان هنرمند فکر می‌کنیم ضرورتی برای هنر تئاتر وجود ندارد.
من می‌خواهم نمایش اجرا کنم اما عزا گرفته‌ام که برای تبلیغات چه ‌کار کنم؟ نه پول تبلیغات دارم، نه بیلبورد. شهرداری هیچ امکانی نمی‌دهد و صدا و سیما حمایت نمی‌کند.
چطور انتظار هست کار خوب ارائه کنم؟ هیچ‌کس متولی این امور نیست. ما پول نمی‌خواهیم، حداقل امکانات برای تبلیغات در نظر بگیرند.
  • پیشنهادتان برای بهبود وضع تئاتر استان چیست؟
اگر هر نهاد دولتی یا هر اداره‌ای در اجرای هر تئاتر 50 بلیت بخرند مشکل تئاتر استان حل خواهد شد. هم مردم به دیدن تئاتر عادت می‌کنند هم سالن‌ها خالی نمی‌ماند و هم هنرمند احساس خلأ نمی‌کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%AC%D9%86%DA%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، «عاشقانه‌ای برای سایه دختر سال‌های ابری» ،

چهارشنبه 14 مهر 1395

«گندابی» به تهران رفت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

«گندابی» به تهران رفت

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«گندابی» به تهران رفت
نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودرآهنگی از روز یکشنبه 11 مهرماه در تماشاخانه‌ مهر حوزه هنری تهران به روی صحنه رفته است....
1395/07/14
نمایش «واگویه‌های گندابی» به نویسندگی و کارگردانی محمدجواد کبودرآهنگی از روز یکشنبه 11 مهرماه در تماشاخانه‌ مهر حوزه هنری تهران به روی صحنه رفته است.
این نمایش به تهیه‌کنندگی حوزه هنری استان همدان به به مناسبت دهه‌ اول محرم‌ تا 16 مهر هر روز از ساعت 18 و 30 دقیقه اجرا خواهد شد.
«واگویه‌های گندابی» آخرین اثر محمدجواد کبودرآهنگی کارگردان همدانی است که نمایشنامه آن را نیز خودش نوشته است. این نمایش پیش از این از ابتدای مرداد ماه سال جاری به مدت 15 شب در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین همدان به روی صحنه رفته بود و این بار در تهران اجرا می‌شود.

داستان نمایش
محمدجواد کبودراهنگی در گفت وگو با همشهری می‌گوید: برنامه تهران یک مجموعه اجرا از آثار برجسته و برتر استان‌ها است که با اجرای 9نمایش از یکم شهریور تا16مهر در سالن‌های ماه و مهر حوزه هنری تهران برگزار می‌شود. نمایش واگویه‌ها در دهه اول محرم یعنی 11تا16مهر از ساعت 18 و 30 دقیقه در تماشاخانه مهر اجرا خواهد داشت. زنگ افتتاح نمایش روز 11 مهر از سوی شهرام کرمی دبیر اجرایی جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان باحضور هنرمندان برجسته کشور ونیز هنرمندان همدانی مقیم مرکز نواخته شد.

برنامه‌های جنبی
کبودراهنگی با اشاره به برنامه‌های جنبی نمایش واگویه‌های علی گندابی در تهران توضیح می‌دهد: در طول اجرا جلسه نقد و بررسی هم خواهیم داشت که با حضور منتقدان برجسته کشور این نشست‌ها برگزار می‌شود. در این اجرا نمایش به نوعی از زبان شخصیت اصلی نمایش علی گندابی روایت می‌شود.
این کارگردان همدانی با تأکید بر این‌که گروه آمادگی اجرای نمایش در دیگر شهرها را نیز دارد می‌گوید: برنامه بعدی گروه اجرای مجدد نمایش از اول آبان ماه و دهه دوم محرم در همدان خواهد بود. احتمال اجرا در دیگر استان‌ها نیز وجود دارد و اگر مسئولان حوزه هنری در سایر استان‌ها موافقت کنند و شرایط و امکانات فراهم شود آمادگی اجرای نمایش را در دیگر نقاط کشور نیز داریم.

تغییرات نمایش
کارگردان نمایش واگویه‌های علی گندابی در ادامه با اشاره به تغییرات عوامل نمایش با اجرای همدان می‌گوید: عوامل اجرا همان عوامل قبلی هستند و هیچ تغییری نداشتیم. خوشبختانه گروه منسجم و خوب عمل کرده و با آمادگی کامل اجراهای خوبی خواهیم داشت. البته اجرای تهران با تغییراتی در صحنه‌ها و زمان نمایش به روی صحنه می‌رود.
وی می‌افزاید: اجرای تهران به همت حوزه هنری تهران و حوزه هنری همدان صورت گرفته است و از هنرمندان و مخاطبان همدانی مقیم تهران برای دیدن این نمایش دعوت می‌کنیم.
کبودراهنگی همچنین به اجرای موفق همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: حدود 2 هزار نفر نمایش واگویه‌های علی گندابی در همدان را تماشا کردند.

عوامل نمایش
سهراب نیک‌فرجاد، سیدمهرداد کاووسی حسینی، احمد جلیلوند، سعید باغبانی‌نیر، یاسر محمدی، ندا هادیان، سعید محمودیان، میلاد سلوکی، اکبراسلامی، سعید متعبد، محمد طالبی، سپهر مسافران، نگار فیروزی، محسن صلواتی، محسن رضانیا، مبین خانیان، علی پاشاپور و زهرا بختیاری بازیگران این نمایش هستند. نیما بیگلریان مدیریت تولید، نگار فیروزی منشی‌گری صحنه و سودابه طاهری طراحی پوستر نمایش را برعهده دارند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%AF%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%A8%DB%8C%C2%BB-%D8%A8%D9%87-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%81%D8%AA?magazineid=چاپ


برچسب ها: همشهری همدان ، علی گندابی ، تئاتر همدان ،

شنبه 10 مهر 1395

برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان

نویسنده: حیدر زند همدان - خبرنگار همشهری
برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان
کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان از اردیبهشت سال گذشته به صورت رسمی آغاز به کار و برنامه‌های مختلف آموزشی، فرهنگی و هنری در طول این مدت برگزار کرده است....
1395/07/10
کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان از اردیبهشت سال گذشته به صورت رسمی آغاز به کار و برنامه‌های مختلف آموزشی، فرهنگی و هنری در طول این مدت برگزار کرده است. این کانون قرار است برنامه‌های مشترکی با کانون تئاتر کودک تهران در طول جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان که آذرماه امسال در همدان برگزار می‌شود  اجرا کند.برای بررسی عملکرد کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان به ویژه در فصل تابستان به سراغ نوشین بیگلریان مدیر این کانون رفته ایم.
  •  تابستان گذشته با توجه به تعطیلی نهادهای آموزشی مانند دانشگاه ها و مدرسه‌ها چه برنامه هایی در کانون داشتید؟
در این مدت کارهایی که کانون تئاترکودک انجام داده متنوع و گوناگون بوده است. از جمله می‌توانم به برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته کارگردانی از سوی دکتر حسن دولت آبادی، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته بازیگری حامد سلیمان زاده، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته نویسندگی علیرضا نادری، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته عروسکی استادعلی پاکدست و مریم اقبالی اشاره کنم. همچنین برگزاری مراسم اختتامیه بیست‌و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در سال گذشته، حضور غرفه کانون تئاتر کودک و نوجوان در نمایشگاه تخصصی کتاب کودک، برگزاری همایش تابستانی در تابستان 94، برگزاری همایش ورزشی، فرهنگی، هنری در تاریکدره، برگزاری جلسه نقد و بررسی نمایش های اجرا شده از سوی کانون، معری اعضای کمیته داوران کودک و نوجوان جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان و عقد قرارداد بین کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان و تئاتر هووس فرانکفورت از دیگر فعالیت های کانون در فصل‌های گذشته است.
  • آموزش در کانون چه وضعی داشت و چه تعداد و گروه هایی از فرصت های آموزشی کانون در فصل گذشته استفاده کردند؟
در تابستان گذشته برگزاری کلاس های تابستانی آموزش تئاتر برای کودکان و نوجوانان را داشتیم که کلاس های کودک با 10نفر از 6تا 10سال تشکیل شد و در کلاس های نوجوان 28نفر از 12تا16سال بودند. در پایان گواهی پایان دوره به هنرجویان تعلق گرفت. همچنین امسال کارهای تولیدی از سوی کانون داشتیم که می‌توانم به نمایش موش وگربه به کارگردانی فرزاد لباسی، نمایش تیک‌تاک به کارگردانی محسن پورقاسمی، نمایش اون طرف دریاها کجاست به کارگردانی سعید باغبانی و نمایش اکو به کارگردانی امید انصاری اشاره کنم. از فروردین هر گروهی که آماده اجرا بود، اجرای عمومی خود را در سالن های همدان انجام می‌داد.
  • اعضای اصلی کانون همه از اهالی تئاتر هستند؟
بله هیأت مدیره کانون تئاتر کودک عبارتند از خود من (نوشین بیگلریان) مدیر کانون، فرزاد لباسی نایب رئیس، محسن پورقاسمی عضو هیأت مدیره، نیما بیگلریان عضو هیأت مدیره، سعید باغبانی عضو هیأت مدیره و صابر دارپوی بازرس که همه افراد از فعالان این عرصه هستند.
شکل‌گیری یونیما (اتحادیه جهانی نمایشگران عروسکی) در همدان چقدر
  •  می تواند در فعالیت های کانون تاثیر بگذارد؟
شکل‌گیری یونیما در همدان اتفاق مبارکی است. یونیما چون مربوط به نمایشگران عروسکی است طبیعی است که رابطه تنگاتنگی با کانون تئاتر کودک داشته باشد. در اصل من فکر می کنم این تشکل هایی که شکل می گیرند همگی مکمل همدیگر هستند و فرصتی برای تئاتر استان به شمار می رود. به دلیل این‌که تئاتر هنر انفرادی نیست.پس انجمن نمایش، کانون تئاترکودک و یونیما تشکل هایی هستند تئاتری و گره خورده به هم. باید در کنار هم باشند تا اتفاق های بزرگ در تئاتر همدان رقم بخورد.
  • یکی از اتفاق‌های خوب در حوزه تئاتر ایجاد خانه عروسک بود. ایده خانه عروسک همدان از کجا آمد؟
خانه عروسک که به تازگی در همدان افتتاح شده در محل تئاتر شهر یا مجتمع شهید آوینی واقع شده است. ایده اصلی از سوی اعضای هیأت مدیره کانون مطرح شد و 3 ماه چیدمان و راه‌اندازی آن طول کشید. جا دارد از رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان همدان تشکر ویژه داشته باشم که در راه‌اندازی خانه عروسک کمک های فراوانی به کانون کرد. همچنین اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان در این مورد همکاری هایی داشت.
  • برنامه‌های کانون برای فصل بعدی چیست؟
کانون در فصل پاییز برگزاری یک کارگاه آموزشی پیشرفته و بازدید از تمرینات نمایش عروسکی استاد بهروز غریب‌پور را در تهران خواهد داشت.
  • کانون در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان چه برنامه و نقشی دارد؟
با توجه به پیش رو بودن جشنواره بین المللی تئاتر کودک در آذرماه قطعا امسال وظایف بیشتری به کانون محول خواهد شد. بر اساس صحبت هایی که با مدیرکل ارشاد فاضل عبادی و دبیر جشنواره شهرام کرمی انجام شده، حضور کانون پررنگ تر از سال گذشته خواهد بود. همچنین کانون تئاتر کودک همدان و کانون تئاتر کودک تهران در حال بررسی و انجام یکسری برنامه‌های اجرایی مشترک در طول جشنواره هستند اما با توجه به این‌که تقریبا 2 ماه ونیم به برگزاری جشنواره مانده هنوز کارهایی که قرار است به کانون محول شود اعلام نشده است.
دواریم با مرور زمان این مشکلات حل شود.
  • از عملکرد اعضای کانون رضایت دارید؟
کانون تئاتر کودک مانند نوزادی بود که در دامان ما متولد شد و شکل گرفت، روزهای سختی را طی کرد تا به اینجا رسید. حال 3ساله شده است.
هیأت مدیره کانون تئاتر کودک پس از برگزاری جشنواره، مقدمات انتخابات را آماده می کنند وطبق اساسنامه اعضایی که شرایط کاندیداتوری دارند می توانند  آمادگی خودشان را برای انتخابات و وارد شدن به هیأت مدیره کانون آماده کنند، با اعلام کردن برنامه‌هایشان در انتخابات شرکت کنند و وارد این نهاد شوند. انتخابات رسمی کانون در 14اردیبهشت 96صورت می گیرد و پیش‌بینی ما این است افراد جدیدی هم وارد این نهاد هنری بشوند.
  • آینده را چگونه می‌بینید؟
روزهای طلایی برای کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان آرزو می کنم و دوست دارم در سال های آینده کانون به قدرتی دست پیدا کند که بتواند جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان را برگزار کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

چهارشنبه 24 شهریور 1395

«تیک تاک» دوباره روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

«تیک تاک» دوباره روی صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«تیک تاک» دوباره روی صحنه
«محسن پورقاسمی» متولد سال 1352 در همدان است و از سال 1368 فعالیت در زمینه نمایش را آغاز کرده است. او نویسنده، کارگردان و بازیگر بیش از 60 نمایش صحنه‌ای (عروسکی) و خیابانی است و در طول این سال‌ها سابقه فعالیت در صدای مرکز همدان به عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر، حضور در چندین مجموعه تلویزیونی، تله تئاتر و تله فیلم، عضویت هیأت امنای انجمن نمایش همدان، عضویت هیأت موسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان همدان را در کارنامه خود دارد....
1395/06/24
«محسن پورقاسمی» متولد سال 1352 در همدان است و از سال 1368 فعالیت در زمینه نمایش را آغاز کرده است. او نویسنده، کارگردان و بازیگر بیش از 60 نمایش صحنه‌ای (عروسکی) و خیابانی است و در طول این سال‌ها سابقه فعالیت در صدای مرکز همدان به عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر، حضور در چندین مجموعه تلویزیونی، تله تئاتر و تله فیلم، عضویت هیأت امنای انجمن نمایش همدان، عضویت هیأت موسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان همدان را در کارنامه خود دارد.
پورقاسمی کارشناس ارشد ادبیات نمایشی است و همچنین نویسندگی و کارگردانی نمایش‌هایی چون سفید سیاه خاکستری، دختر آدای، دلنگوان، لنگ درازها، حسنی باهوش دیو درازگوش، عروسک، قاب شیشه‌ای، شهر زیبا، غوره و کوره، دارو دایره، فرش آهو، ایوان طلا، رویای شیرین، مهره ریزان، قصه‌های ننه متل، کمند گیسو، گلاب ومن و برادرم اقبال را برعهده داشته و در ده‌ها جشنواره منطقه‌ای و کشوری شرکت کرده است. آخرین کار محسن پورقاسمی به عنوان کارگردان، نمایش عروسکی تیک تاک است که در جشنواره بیست و یکم تئاتر کودک و نوجوان حضور داشت.
این نمایش عروسکی با تکنیکی متفاوت و بدون کلام، زندگی یک انسان را از تولد تا مرگ به تصویر می‌کشد و با نگاهی جدید درگیری انسان قرن 21 را با دنیای مجازی به چالش می‌کشد. نمایش تیک تاک بار دیگر از 20 شهریور روی صحنه رفت و تا 5 مهر ماه 1395 هرشب 2 سئانس در سالن پلاتو تئاتر شهر همدان اجرا می‌شود. به بهانه اجرای دوباره این نمایش با کارگردان همدانی آن گفت‌وگویی کردیم که با هم می‌خوانیم:
  • نمایش تیک تاک را معرفی کنید.
نمایش تیک تاک از تجربه‌های آخر من بود که سال گذشته در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان پذیرفته شد و در بخش مسابقه کودک، رتبه ویژه کارگردانی را دریافت کرد و در بخش موسیقی نیز جایزه اول را از این جشنواره گرفت. تیک تاک از کارهای تحسین شده جشنواره به شمار می‌آید این نمایش کار رومیزی است و کاری که به صورت رومیزی اجرا می‌شود معمولا با تکنیک سیاه است.
  • ایده نمایش چگونه شکل گرفته است؟
من مدت‌ها به دنبال یک کار بی‌کلام در ژانر عروسکی بودم. 2 سال پیش وقتی پدرم را از دست دادم مرگ را خیلی ساده دیدم یعنی مرگ یک اتفاق روزمره به نظرم رسید که اگرچه تلخ است اما مانند به دنیا آمدن، عاشق شدن و سرکار رفتن است. وقتی دیدم دخترم برای پدربزرگش گریه می‌کند به نظرم رسید که یک قصه‌ای را از قبل از تولد یک انسان تا مرگ بنویسم و تبدیل کنم به یک نمایش عروسکی بدون کلام که این کار نتیجه آن ایده است.
  • این نمایش برای دومین بار است که به روی صحنه می‌رود، دلیل خاصی دارد؟
این کار پیش از جشنواره بین‌المللی اجرا شد اما آن زمان فرصت خوبی برای اجرای عمومی پیدا نکردیم و تراکم کارها باعث شد اجرای عمومی به تعویق افتد. در سال جاری قرار شد بار دیگر در شهریور تیک تاک را به روی صحنه ببریم که خوشبختانه در حال اجراست.
  • این اجرا چه تفاوت و تغییری نسبت به اجرای جشنواره کرده است؟
2 نفر از عروسک‌گردان‌های ما تغییر کرده‌اند و عروسک‌ها به دلیل گذر زمان و آسیب‌دیدگی عوض شده‌اند اما محتوا کمترین تغییر را داشته و فقط حدود 5درصد تغییر کرده است.
  • به نظر شما به عنوان فعال این حوزه وضعیت نمایش عروسکی در استان چگونه است؟
خوشبختانه وضعیت رو به رشد است. یکی از رخدادهای خوب در سال جاری این بود که ما «یونیمای استان» ( شعبه استانی اتحادیه جهانی نمایشگران عروسکی) را راه‌اندازی کردیم. هفته گذشته دکتر اردلان رئیس یونیمای کشور حکم من را به عنوان مسئول یونیمای استان ابلاغ کرد و فعالیتمان را آغاز کردیم. اولین گام ما برگزاری کارگاه 3 روزه‌ای بود که با مشارکت کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان برگزار کردیم. مریم اقبالی و علی پاکدست که از بازی‌دهندگان و کارگردانان نمایش عروسکی کشور هستند مدرس این کارگاه بودند. کار دیگر ما راه‌اندازی خانه عروسک بود که هفته گذشته در فرهنگسرای آوینی اتفاق افتاد. این خانه تاریخ 15 ساله نمایش عروسکی همدان را در خود جای داده و به صورت موزه عروسک‌ها را با شرح حال به نمایش گذاشته است.
  • با توجه به حضور فعال همدان در جشنواره تهران - مبارک امسال فکر می‌کنید نقش یونیما در آینده نمایش عروسکی استان و حضور در این جشنواره‌ها چگونه است؟
قطعا در سال‌های آینده وجود یونیما در استان تأثیرگذار خواهد بود. ما امسال برای جشنواره تهران- مبارک 7 گروه متقاضی داشتیم که در بازبینی 3 گروه به جشنواره راه پیدا کردند، 2 گروه در بخش خیابانی و یک گروه در نمایش صحنه‌ای از استان در جشنواره حضور داشتند. امیدواریم در سال‌های آینده نمایندگان بیشتری در این جشنواره و جشنواره‌های بین‌المللی داشته باشیم.
  • چه برنامه‌ای در این زمینه دارید؟
برنامه‌هایی داریم در زمینه آموزش تا در آینده دوستانی را که در حوزه نمایش عروسکی فعال هستند شناسایی و ساماندهی کنیم تا دوستان تولیدات خود را در مسیر درستی به روی صحنه ببرند. پاییز امسال جشنواره نمایش‌های 5 دقیقه‌ای را داریم که بعد از ماه محرم و صفر برگزار خواهد شد. این جشنواره باعث می‌شود کمک کند دوستان به خودباوری برسند و ایده‌های خود را عملی کنند.
  • محتوا در نمایش‌های عروسکی چه وضعیتی دارد؟
در نمایش عروسکی، تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد بحث قصه تقریبا به حاشیه رفته است و در حال فراموش شدن است. در این نمایش‌ها بیشتر مسأله موقعیت مطرح است یعنی در یک فضای نمایشی با قرار دادن یک شخصیت در موقعیتی خاص نمایش تولید می‌شود. این روند در جهانی شدن یک نماش بسیار موثرتر است و نمایش مبتنی بر کلام محلی نیست بیشتر نمایش‌های عروسکی به این سمت می‌روند.
  • وضعیت سالن‌های همدان برای نمایش عروسکی مناسب است؟
ما در استان هیچ سالنی نداریم که مناسب نمایش عروسکی باشد. سالن استاندارد و تخصصی نداریم مجبور هستیم با سالن‌های موجود کنار بیاییم و نمایش را با سالن‌های فعلی تطبیق بدهیم.
  • لطفا عوامل نمایش عروسکی تیک‌تاک را معرفی کنید.
عوامل نمایش عروسکی تیک تاک عبارتند از: نویسنده و کارگردان محسن پورقاسمی، تهیه‌کننده میلاد فضلیان، آهنگساز رضا عباسی، دستیار کارگردان مهدی رضایی منش، مشاور کارگردان اعظم ترابی، طراحی لباس مهناز کرمی، طراح عروسک طیبه آنجدانی ، نوازندگان رضا عباسی، افشین چوبریزان علی ایرانپور، بازی‌دهندگان فاطیما پورقاسمی، حامد ترابی، ندا هادیان، سید مهرداد کاووسی حسینی.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%C2%BB-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ، نمایش در همدان ، تیک تاک ،

سه شنبه 23 شهریور 1395

همه تئاتر همدان روی صحنه ملایر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

همه تئاتر همدان روی صحنه ملایر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همه تئاتر همدان روی صحنه ملایر
بیست و هشتمین جشنواره تئاتر استان از ٢٢ تا ٢٥ شهریورماه این باردر شهرستان ملایر و با حضور ١٠ گروه نمایشی از شهرستان‌های استان در حال برگزاری است. حسین صفی کارشناس تئاتر اداره کل فرهنگ و ارشاد استان و مدرس تئاتر در همدان به پرسش‌های ما در این باره پاسخ می‌دهد...
1395/06/23
بیست و هشتمین جشنواره تئاتر استان از ٢٢ تا ٢٥ شهریورماه این باردر شهرستان ملایر و با حضور ١٠ گروه نمایشی از شهرستان‌های استان در حال برگزاری است. حسین صفی کارشناس تئاتر اداره کل فرهنگ و ارشاد استان و مدرس تئاتر در همدان به پرسش‌های ما در این باره پاسخ می‌دهد.
  • در مورد ماهیت جشنواره توضیح می‌دهید؟
مبنا بر این است که در سراسر کشور همه استان‌ها همزمان این جشنواره را برگزار کنند به دلیل این‌که راهیابی به جشنواره فجر از طریق جشنواره‌های استانی بود. تا 2 سال گذشته به این صورت بود که بعد از جشنواره‌های استانی 2 نماینده به جشنواره‌های منطقه ای راه می‌یافتند، آن زمان مناطق چهارگانه و پنجگانه را داشتیم و از آنجا توسط هیأت داوران به جشنواره بین‌المللی فجر راه پیدا می‌کردند اما 2 سال است که جشنواره منطقه‌ای حذف شده است.
  • جشنواره منطقه ای در کدام استان برگزار می‌شد؟
هر سال در یک استان برگزار می‌شد، بستگی داشت کدام استان میزبانی جشنواره را می‌پذیرفت. همدان تا بیست و دومین دوره این جشنواره را برگزار می‌کرد اما وقتی جشنواره بین المللی تئاتر به همدان آمد لطفی نداشت آن را هم برگزار کنیم. مناطق براساس داوطلب شدن میزبان‌ها انتخاب می‌شدند و به همین دلایل گروه‌های شرکت‌کننده تغییر می‌کرد، مثلا همدان یک‌سال با زنجان هم گروه می‌شد سال دیگر با تبریز و یا سال دیگر با کرمانشاه هم گروه بود.
  • اکنون که جشنواره منطقه ای حذف شده شیوه ورود به جشنواره فجر چه تغییری کرده است؟
پس از این‌که جشنواره منطقه ای حذف شده، دبیران جشنواره استانی از هر استان 2 اثر انتخاب می‌کنند و به دبیرخانه جشنواره بین المللی تئاتر فجر ارسال می‌کنند. گاهی از تمامی کشور بیش از 70 اثر ارسال می‌شود که از بین آنها منتخبان این جشنواره مشخص می‌شوند.
  • بیست و هشتمین دوره جشنواره استانی در همدان برگزار خواهد شد؟
بله، این بار در شهرستان ملایر برگزار می‌شود. با توجه به نزدیک شدن محرم و صفر با هماهنگی مرکز هنرهای نمایشی تمام جشنواره‌های استانی پیش از آغاز مهر به پایان می‌رسد. ما مهلت ارسال آثار را به جشنواره استانی تا 7 شهریور تمدید کرده بودیم و آثار خوبی هم رسیده است. شرط جشنواره این بود که کارها پیش از ورود به جشنواره استانی باید اجرای عمومی داشته باشند به همین دلیل زمان ارسال کارها تمدید شد. بازبینی‌ها صورت گرفته و برنامه جشنواره را از 22 تا 25 شهریور قرار داده‌ایم که در ملایر برگزار خواهیم کرد. ظرفیت ما برای ورود به جشنواره تا سقف 10 کار است که خوشبختانه کارها رسیده است.
  • این جشنواره از طرف نهادهای تصمیم گیرنده چقدر جدی گرفته می‌شود؟
جشنواره به صورت رقابتی برگزار می‌شود و ما در کدهای مختلف هر سال 30 الی 40 جایزه داریم، کمک‌هزینه داده می‌شود و با همکاری دوستان در اداره کل جوایز ریالی را هر سال بالا می‌بریم. هر سال هم سطح ورودی‌ها را بالا می‌بریم تا کارگردانان هزینه‌ها را تامین کنند.تندیس، لوح تقدیر، لوح سپاس و لوح افتخاری که داده می‌شود برای شرکت کنندگان مهم است چون جشنواره استانی معتبر و رسمی است و دروازه ورود به جشنواره بین المللی است.
  • آثار پذیرفته شده در جشنواره چه بازه زمانی را در بر می‌گیرد؟
حد فاصل پذیرش آثار در جشنواره استانی از مردادماه سال گذشته تا شهریور سال جاری است که تقریبا یک سال است.
  • وضعیت کارهای سال جاری چطور است؟
چون شهرستان‌ها شورای مستقل دارند ارزیابی من پس از بازبینی نهایی در استان می‌تواند ارائه شود و اگر دقیق‌تر بخواهیم بررسی کنیم، باید منتظر برندگان باشیم.
  • آثار در چه سطحی است؟
یکی از مشکلاتی که ما در جشنواره استانی داریم این است که دوستان آثار خود را دقیقه 90 آماده می‌کنند به همین دلیل کارها چنگی به دل نمی‌زند. مسأله دیگر این است که در شهر همدان با توجه به حضور جشنواره تئاتر کودک، بخش عمده ای از ظرفیت دوستان به سمت کودک می‌رود. طبیعتا جذابیت‌های کار کودک بیشتر است به ویژه حضور در جشنواره بین المللی گرایش بیشتری ایجاد می‌کند و کار کودک به لحاظ گیشه درآمدزاست. همچنین با توجه به این‌که هیچ نوع کمک مالی از طرف استان و مرکز به گروه‌های نمایشی نشده، برای تامین هزینه‌ها گروه‌ها به سمت کار کودک گرایش پیدا می‌کنند.
  • سال‌های گذشته شهر همدان در جشنواره بین المللی نماینده نداشت، فکر می‌کنید امسال داشته باشد؟
بله، سال‌های قبل از شهر همدان نماینده نداشتیم البته از شهرستان‌ها داشتیم. بحث من این است با توجه به حضور جشنواره کودک بخش عمده ای از ظرفیت ما در این بخش هزینه و این باعث ضعف گروه‌های بزرگسال می‌شود.
  • چاره کار چیست؟
باید بسته‌های تشویقی ایجاد کرد. ما ورودی‌ها را 100درصد افزایش دادیم دیگر این‌که ما نیاز به یک ساماندهی داریم تا بتوانیم کار را تخصصی‌تر ببینیم و هر کسی به خود اجازه ندهد نمایش عروسکی کار نکند، هرکسی سنتی کار نکند، هر کس کودک کار نکند و هرکسی نمایش بزرگسال اجرا نکند. این فرهنگ باید جا بیفتد تا وضعیت تئاتر استان سامان پیدا کند.
  • با توجه به انتخابات جدید انجمن نمایش همدان، این تشکل چقدر پیگیر قضیه است؟
در حال حاضر در انجمن هیچ اتفاقی نیفتاده است. با سازوکاری که انجمن دارد چندان امیدی نیست چون در اساسنامه هیچ تغییری صورت نگرفته است و اساسنامه همان اساسنامه دوره پیشین است. اگر قرار بود با این اساسنامه اتفاقی بیفتد دوره قبل می‌افتاد به هر حال یکی از اصلی‌ترین وظایف انجمن‌های نمایش در کشور با توجه به مردم نهاد بودنشان باید این باشد که مسائل و ارتباط درون صنفی را تنظیم و پیگیری کند و پیگیر مطالبات باشد، امیدوارم در آینده این اتفاق بیفتد.
  • در شرایط فعلی اصلی ترین مشکل تئاتر استان چیست؟
مشکل عمده ما در استان‌ها این است که مسئولان و متولیان امر به دیدن تئاتر نمی‌آیند اگر این به عنوان رفتاری اجتماعی و فرهنگ تبدیل شود بخش بزرگی از مشکلات ما حل خواهد شد. در این صورت قطعا مخاطب‌ها ساخته می‌شوند و این روند تبدیل به جریان سازی فرهنگی می‌شود. وقتی ما 15 شب اجرا داریم همیشه در حسرت هستم که یک عضو شورای شهر، یک شهردار یا یک مدیر کل به دیدن تئاتر بیاید اما چنین چیزی نیست وقتی پدر خانواده حرکتی مثبت می‌کند اعضای خانواده تبعیت می‌کنند. خواسته و خواهش کلی ما این است این ضرورت برای مسئولان ایجاد شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D9%87-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87-%D9%85%D9%84%D8%A7%DB%8C%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

دوشنبه 8 شهریور 1395

دوست دارم به شهرم برگردم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

دوست دارم به شهرم برگردم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
بهنام میرزاپور، بازیگر تئاتر همدانی، مدتی است به تهران مهاجرت کرده و در گروه‌های نمایشی پایتخت فعالیت می‌کند. آخرین حضور او در صحنه، بازی در نمایش «مرسانا» به کارگردانی هوشنگ هدایتی، کارگردان همدانی، است که در سالن کنش معاصر (تهران) هر شب ساعت ۱۹ از اول مرداد به روی صحنه رفته و تا پایان این ماه اجرا خواهد شد. با این بازیگر همدانی درباره فعالیت‌هایش و علت مهاجرتش گفت‌وگو کردیم...
1395/06/06
بهنام میرزاپور، بازیگر تئاتر همدانی، مدتی است به تهران مهاجرت کرده و در گروه‌های نمایشی پایتخت فعالیت می‌کند. آخرین حضور او در صحنه، بازی در نمایش «مرسانا» به کارگردانی هوشنگ هدایتی، کارگردان همدانی، است که در سالن کنش معاصر (تهران) هر شب ساعت ۱۹ از اول مرداد به روی صحنه رفته و تا پایان این ماه اجرا خواهد شد. با این بازیگر همدانی درباره فعالیت‌هایش و علت مهاجرتش گفت‌وگو کردیم.
  • چه شد از همدان مهاجرت کردید؟
پدر من پیشکسوت تئاتر همدان بود و من همیشه با ایشان کار می‌کردم. از آنجا که شرایط کار برای ما در همدان فراهم نبود با هم به تهران مهاجرت کردیم.
  • هیچ‌وقت به بازگشت به همدان یا اجرای نمایش در همدان فکر نمی‌کنید؟
همدان را بسیار دوست دارم اما با توجه به اینکه در تهران زندگی می‌کنم و در آنجا شاغل هستم بعید به نظر می‌رسد برای کار به همدان بیایم، مگر پروژه‌ای خاص که به آن شهر دعوت شوم.
  • کار نمایش در تهران چه تفاوتی با کار در شهرستان‌ها، از جمله همدان، دارد؟
کار در تهران تفاوت‌های خودش را دارد و اصولا به تئاتر حرفه‌ای‌تر نگاه می‌شود. وجود امکانات بیشتر و تعدد گروه‌های نمایشی که اغلب حرفه‌ای هستند و وجود رقابت شدید و تنگاتنگ و مرکزیت این شهر کار در تهران را متمایز و متفاوت می‌کند.
  • نگاه شما به وضعیت تئاتر همدان چگونه است؟
پیشینه تئاتر یا هنر نمایش در همدان بسیار بالاست. از اواخر دوره قاجار در مدارس و مراسم مختلف در همدان تئاتر اجرا می‌شده است؛ حتی پیروان ادیان مختلف نیز برای خود تئاتر اجرا می‌کردند. دهه 50 اوج شکوفایی تئاتر همدان بود که پدر من هم آن زمان گروه تئاتر آزادشهر را پایه‌گذاری کرد. این گروه در جشنواره‌ها و برنامه‌های مختلف موفق عمل می‌کردند. بعد از انقلاب و در دهه 60 هم شرایط مانند گذشته خوب بود و همه گروه‌ها فعال بودند. اما در دوره‌ای خیلی از هنرمندان همدان یا خانه‌نشین شدند یا مهاجرت کردند. عده‌ای معتقدند جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان بر این مسأله تأثیرگذار بود و عده‌ای نیز دلایل دیگر را مطرح می‌کنند.
همدان استادان تئاتر خوبی دارد که بر اهالی تئاتر تأثیر زیادی گذاشته‌اند. حتی آن‌هایی که مهاجرت کرده‌اند بر اهالی تئاتر دیگر استان‌ها مؤثر بودند و این را از اجراهای آن‌ها می‌توان متوجه شد.
  • فکر می‌کنید در چه شرایطی هنرمندان مهاجرت‌کرده به همدان برمی‌گردند؟
مسئولان استان باید شرایطی فراهم کنند که بار دیگر هنرمندان مهاجرت‌کرده به همدان برگردند و فعالیت کنند. من هم مانند همه هنرمندان دوست دارم به شهرم برگردم و فعالیت‌هایم را در همدان ادامه دهم. هیچ هنرمندی دوست ندارد موطن و زادگاه خود را برای همیشه ترک و آن را فراموش کند. اگر شرایط مهیا باشد دوست داریم مرسانا را در همدان هم اجرا کنیم؛ البته تعداد بازیگران این نمایش زیاد است و ما توان پرداخت هزینه اقامت را نداریم. در همدان هزینه‌های اجرای نمایش را تأمین نمی‌کنند به خصوص وقتی مسأله اقامت پیش می‌آید.
  • از نام و موضوع نمایش جدیدتان بگویید؟
در حال حاضر مشغول بازی در نمایش مرسانا هستم، داستان نمایش مرسانا یک افسانه از ایران باستان است که گویش آن سراسر پارسی است. مرسانا یک داستان عاشقانه در دوران ایران باستان است. دختری از تبار بزرگان به نام مرسانا که پدرش فربد خنیاگر رامشگر دربار است دلباخته جوانی به نام بردیا می‌شود که پدرش به شیوه آهنگری روزگار می‌گذراند. از آن‌سو، شاهزاده آستیاک که پدرش در لشکرکشی تورانیان بر قسمت‌هایی از سرزمین ایران باستان استیلا یافته به توصیه پدرش برای رسیدن به تاج و تخت ناچار می‌شود برای به دست آوردن مرسانا که جایگاه ویژه‌ای در میان مردمان ایران دارد با جمع‌آوری هرگونه خردنامه و به آتش کشیدن کتاب و کتابخانه‌ها جهل را بر مردمان حاکم کند تا با استفاده از تغییر فرهنگ مردمان زودتر به خواسته‌اش که همانا رسیدن به تاج و تخت است دست یابد.
  • از نقش خودتان در نمایش بگویید؟
نقش من در این نمایش شاهزاده‌ای تورانی و جوان است که پدرش بر ایران استیلا یافته و او خواهان به ارث بردن تاج و تخت از پدر است؛ اما پدر شرط این ارث بردن را ازدواج آستیاگ با مرسانا، که بانویی ایرانی است، قراره داده و آستیاگ دست به هر خدعه‌ای می‌زند تا با مرسانا ازدواج کند و به ماترک شاه دست یابد.
  • در این نمایش شما نقش منفی را پذیرفته‌اید. چه احساسی دارید؟
بازی کردن نقش منفی سختی‌ها و پیچیدگی‌های خاص خودش را دارد؛ خاصه آنکه تاریخی و شخصیتی باشد که غیر ایرانی است و در مقابل ملت و فرهنگ ایرانی ایستاده تا آن‌ها را به نابودی بکشاند.


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، میرزاپور ،

دوشنبه 8 شهریور 1395

«اکو»‌ی همدان در تهران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

اکو»‌ی همدان در تهران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«اکو»‌ی همدان در تهران
امید انصاری هنرمندی همدانی است که در زمینه بازیگری، کارگردانی و طراحی صحنه فعالیت می‌کند...
1395/06/08
امید انصاری هنرمندی همدانی است که در زمینه بازیگری، کارگردانی و طراحی صحنه فعالیت می‌کند.
«اکو» اولین کار صحنه‌ای انصاری به عنوان کارگردان تئاتر یک نمایش عروسکی است که به شانزدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران ـ مبارک راه یافت. این جشنواره از یکم تا ۷ شهریورماه ۱۳۹۵ برگزار شد. به بهانه اجرای نمایش اکو با این کارگردان و بازیگر گفت‌وگو کرده‌ایم.
  •  «اکو» به چه معناست و داستان نمایش چیست؟
اکو نام عروسکی است که از عنوان اکوسیستم و محیط زیست گرفته شده است. این عروسک از طبیعت به وجود می‌آید و به صورت درخت ظاهر می‌شود. ما در این نمایش تلاش کردیم سیر تکاملی درخت را با چهره یک انسان نمایش دهیم. این درخت به دلیل کم‌آبی از جنگل به شهر می‌آید. 3 عروسک داریم که در واقع اعضای یک خانواده هستند؛ پدر، مادر و کودک. در نمایش اکو با زبان عروسک پیام نمایش به مخاطب القا می‌شود.
  • چه عاملی باعث شد به بحث محیط زیست بپردازید؟
یکی از دغدغه‌های دنیای امروز و به دنبال آن کشور و شهر ما مسأله کم‌آبی و بحران محیط زیست است. این موضوع باعث از بین رفتن محیط زیست به خصوص جنگل شده است. یکی از بزرگ‌ترین مسائل و دغدغه‌های ما نیز همین مسأله است که در حوزه تئاتر و نمایش نیز وارد شده است؛ به طور مثال در این زمینه جشنواره‌های محیط زیست مانند جشنواره سبز برگزار می‌شود. خوشبختانه اهالی تئاتر هم پیگیری می‌کنند.
  • نمایش اکو پیش از این اجرای عمومی داشته است؟
خیر؛ با فراخوان جشنواره تهران ـ مبارک، اسفندماه سال گذشته طرح و ایده این نمایش همراه 400 طرح از نقاط مختلف کشور به دبیرخانه جشنواره فرستاده و خوشبختانه پذیرفته شد. این اثر نیز در بین سایر کارها در 3 مرحله بازبینی که توسط داوران مجرب صورت گرفت، پذیرفته شد. در این مراحل حدود 17 داور حضور داشتند که این نمایش به مرحله نهایی رسید. ما تمرین‌ها را آغاز کردیم و تا روزهای پیش از جشنواره تمرین داشتیم.
  • نمایش شما در کدام بخش پذیرفته شد؟
نمایش «اکو» تنها نماینده بخش صحنه‌ای جشنواره از استان است.
  • کار شما چه زمانی اجرا شد؟
این نمایش روز 6 شهریور 2 اجرا داشت که اجرای نخست ساعت 6 و اجرای دوم 8 شب در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر بود.
  • شما به عنوان بازیگر، کارگردان و طراح صحنه در تئاتر دنبال چه چیزی هستید؟
در هنر هر فردی دنبال این است که دغدغه‌های خود را مطرح کند و حرف خود را بزند. من هم علاقه‌مندی خود را در هنر تئاتر دنبال می‌کنم. هرچند بیشتر کارهای من در زمینه طراحی صحنه و لباس بوده اما این اولین بار است که جسارت کردم و وارد کارگردانی تئاتر شدم. امیدوارم نتیجه خوبی داشته باشد.
  • از کسانی که تمرین‌ها را دیده‌اند چه بازخوردی گرفتید؟
چند نفر از پیشکسوت‌های تئاتر استان از جمله احمد بیگلریان که این کار را در اجراهای خصوصی دیده‌اند به نوعی از کار رضایت داشتند و کار را یک اثر خلاقانه می‌دانند؛ اما چون اجرای عمومی نداشته‌ایم دقیق نمی‌توانیم نظر قطعی بدهیم. بازخوردی که گرفته‌ایم محدود است و نظر همه مخاطبان را نداریم.
اما من در تمام کارهایی که انجام داده‌ام تلاش کرده‌ام از کسی تقلید نکنم و کار تکراری نکنم تا نگاه جدید به کار عروسکی داشته باشیم. در نمایش اکو نیز به عروسک‌گردانی و بازیگری نگاه دیگری داشته‌ام.
  • وضعیت نمایش عروسکی در استان را چگونه می‌بینید؟
وضعیت تئاتر در شهر همدان مشکل بزرگی دارد که وابسته به تئاتر کودک شده است آن هم به دلیل حضور جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان. تئاتر بزرگسال در همدان سابقه و تاریخی درخشان دارد که ما نصیبی نبرده‌ایم و تئاتر کودک آن را تحت تأثیر قرار داده است. در زمینه تئاتر عروسکی هم تعداد اندکی از اهالی تئاتر کار می‌کنند اما نسبت به استان‌های دیگر وضعیت بهتری دارد. همدان به لحاظ کارنامه موقعیت خوبی در کشور دارد؛ در بیشتر جشنواره‌ها پیشتاز بوده است و پیش از این در این حوزه کارهای خوبی صورت گرفته است. امیدوارم در آینده هم شاهد اتفاقات خوبی باشیم. دفتر یونیمای همدان در حال شکل‌گیری است. امیدوارم این رویداد نتایج خوبی داشته باشد و به بهبود وضع تئاتر عروسکی استان کمک کند.

   درباره انصاری
امید انصاری متولد سال 1363 همدان است. او از سال 1382 کار خود را با تئاتر و تلویزیون آغاز کرد و در بیش از 20 کار نقش‌آفرینی و چندین جوایز ملی و بین‌المللی در این زمینه کسب کرده است. انصاری همچنین آثاری در زمینه نقاشی و تصویرگری دارد و نمایشگاه‌های متعددی در این حوزه برگزار کرده است.
این هنرمند همدانی 5 فیلم در کارنامه خود دارد که فیلم داستانی «خدا همین نزدیکی» و «فردای فردای فردا» از جمله آن‌هاست. اولین کار صحنه‌ای امید انصاری به عنوان کارگردان تئاتر یک نمایش عروسکی با عنوان «اکو» است که به شانزدهمین جشنواره بین‌المللی نمایش عروسکی تهران ـ مبارک راه یافت.
در نمایش عروسکی «اکو» امید انصاری به عنوان کارگردان، سعید باغبانی سرپرست گروه، مسعود طاهری عروسک‌گردان، آرش اسکندرلو آهنگساز، راضیه پاشایی سازنده عروسک، مهناز انصاری طراح عروسک و شیما شادمانی نویسندگی کار را بر عهده داشته است؛ همچنین مشاوران کارگردان زهرا صبری، دکتر مهناز انصاری و تارا جهانی‌راد بودند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%A7%DA%A9%D9%88%C2%BB%E2%80%8C%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

نگاه دوستان ازبالا به پائین است به ما به عنوان شهرستانی می نگرند و تحقیر آمیز صحبت می کنند، مسئله ای که داریم موضوع مالی نیست مشکل این است که به تعدادی ازهنرمندان پیشکسوت همدان توهین شده است، از دنیای هنر به دور است چنین برخوردهایی با هنرمندان بشود.
مدتی است سیروس مقدم کارگردان سریال پربیننده تلویزیونی «پایتخت» درحال ساخت سریال جدیدش درهمدان است.

به گزارش تابناک همدان، «علی البدل» نام سریالی است که درروستاهای «ورکانه»، «اشتران» و شورین درهمدان تولید می شود هرچند به گفته کارگردان سریال مکان و زمان در این اثرمشخص نیست و اشاره ای به این روستاها نمی شود اما از روزی که گروه فیلم سازی سیروس مقدم برخاک همدان پا گذاشته اند آوازه این رویداد هنری دراستان پیچیده و روستاهای یادشده به ویژه ورکانه بر سر زبان ها افتاده و مردم استان برای دیدن هنرمندان به این روستاها می روند.

رویدادهای هنری درهر استانی منافع زیادی برای آن استان دارد به ویژه درمعرفی ظرفیت های فرهنگی و گردشگری استان بسیار مفید است با توجه به این که سریال علی البدل درسه روستای هدف گردشگری استان همدان ساخته می شود می توان آن را به عنوان یک سرمایه گذاری دراز مدت رسانه ای-تبلیغاتی درامر گردشگری دانست. اما درکنار این مزیت ها گاه مسائلی نیز پیش می آید که باعث رنجش خاطر جوامع محلی یا دوطرف میزبان و میهمان می شود. آنچه درمسیر ساخت این فیلم بین تعداد اندکی ازعوامل فیلم و هنرمندان بومی همدان رخ داده است از آن جمله است که هنوز این کدورت برطرف نشده و هنرمندان همدانی حتی شکایت خود را از طریق نماینده مجلس و مقامات ارشد استانی پیگیری می کنند.

داستان از آن جا آغاز می شود که عوامل پیش تولید فیلم با ده ها نفر ازهنرمندان عرصه بازیگری استان تماس می گیرند و از آن ها برای بازی درسریال «علی البدل» دعوت می کنند دراین مسیر تعدادی از بازیگران را انتخاب کرده وپس ازتوافق برسر مسائل مالی قرار ملاقات و امضاء قرارداد با دستیار اول کارگردان گذاشته می شود اما به ادعای هنرمندان انتخاب شده، دستیار کارگردان به تعهد خود عمل نمی کند و برخورد نامناسبی با آنان می کند. پس از این اتفاق هنرمندان رفتار او را توهین تلقی کرده و پیگیر این موضوع و اعاده حیثیت هستند. 

تعدادی از آنان در کفت و گو با تابناک همدان، مسائل پیش آمده را با ما در میان گذاشتند. امید است انتشار این گزارش و پاسخ عوامل سریال این کدورت را برطرف کرده و خاطره ای خوش برای میهمانان همدان و هنرمندان و بازیگران استان برجای گذارد تا شیرینی تماشای این سریال به کام هیچ بیننده ای تلخ نگردد.

مرتضی تحصیلی یکی از بازیگرانی که برای همکاری دراین سریال دعوت شده می گوید: «حدود 2ماه پیش ازاین با من تماس گرفتند که قرار است سریالی ساخته شود و ازشما هم دعوت می کنیم برای تست های اولیه به دفتر مجموعه بیایید. وقتی رفتم دیدم حدود 70 نفر از همکاران قدیمی را دعوت کرده اند سپس ازما عکس هایی گرفتند و پیشینه و رزومه ای روبه دوربین گفتیم و بازگشتیم.»

این بازیگر همدانی ادامه می دهد: «پس ازچند روز دوباره تماس گرفتند و این بار با حضور دستیار اول کارگردان آقای مصطفی تنابنده مذاکره کردند. البته دراین روز علاوه برهنرمندان همدانی عده زیادی از شهروندان علاقمند به بازیگری را ازطریق فراخوان و ثبت نام  نیز دعوت کرده بودند. باردیگر از 30 نفر از همکاران ما تستی گرفتند و سه روز بعد  یازده نفر ازما را انتخاب کردند و دعوت کردند تا قرار داد امضاء کنیم. با مذاکرات اولیه که با آقای خانی یکی ازمدیران برنامه انجام شد، قرار شد 90 روز قرار داد ببندیم و هرماه 2میلیون تومان برای هریک از بازیگران پیشکسوت همدانی قرارداد بسته شود.»


گلایه‎های هنرمندان همدانی  از عوامل «علی‎البدل»


تحصیلی ادامه می دهد:« دوروز بعد باردیگر با تک تک ما تماس گرفتند که ساعت 9 شب درهتل آرین برای عقد قرارداد حاضر باشید. همه همکاران راس ساعت 9 درلابی هتل آماده بودیم، اما پس از این که مدت زیادی معطل شدیم وقتی آقای مصطفی تنابنده وارد شد با یک برخورد غیرحرفه ای و فوق العاده بد با پیشکسوت های بازیگری روبرو شد. با اینکه دوبار با ما مذاکره کرده بود و تست گرفته بود دست درجیب خطاب به یکی از همکارانش گفت؛ «این ها هستند؟» و آقای بهنام باباخانی گفت؛ «بله» وسپس خطاب به آقای باباخانی با یک ادبیات خاص ادامه داد:«ما بهشون گفتیم نفری بیست تومن، نهایتا 50 تومن خیرشو ببینین» و راهش را گرفت که برود.»

این بازیگر همدانی ادامه می دهد: «من گفتیم جناب تنابنده ما قبلا با آقای خانی و شما صحبت کردیم و امشب طبق دعوت شما برای عقد قرارداد خدمت شما رسیدیم اما باز ادامه داد: "همین که گفتم، هستید بسم اله نیستید خوش آمدید."»

محمود حکمتی اطهر بازیگر و کارگردان همدانی نیز دراین باره می گوید: من به آقای تنابنده گفتم من سال گذشته درهمدان هرروز 270 هزار تومان دست مزد قرارداد بسته ام،  چگونه از یک کارگردان درسطح ملی چنین پیشنهادی را قبول کنم، که با لحن بدی خطاب به من گفت؛ «5 میلیون تومان کافیه».

این هنرمند ادامه می دهد: «نگاه دوستان ازبالا به پائین است به ما به عنوان شهرستانی می نگرند و تحقیر آمیز صحبت می کنند، مگر نه این که اگر بخواهند هر بازیگری را ازتهران به استان ما بیاورند  هزینه اقامت، خوراک و دستمزد بیشتری دارد. البته ما مسئله ای که داریم موضوع مالی نیست مشکل این است که به تعدادی ازهنرمندان پیشکسوت همدان توهین شده است، از دنیای هنر به دور است چنین برخوردهایی با هنرمندان بشود.»


گلایه‎های هنرمندان همدانی  از عوامل «علی‎البدل»

محسن تیما یکی دیگر ازبازیگران تئاتر درهمدان که ازرفتار دستیار کاردان «علی البدل» گه مند است می گوید: «ما با نماینده همدان آقای امیر خجسته ملاقات کردیم و موضوع را مطرح کردیم که قرار شد پیگیری کنند. یک ملاقات نیز با آقای بنی عامریان معاون سیاسی فرماندار همدان داشتیم که مسائلی را مطرح کردند و قرارشد جلسه ای با حضورعوامل سریال و به ویژه مصطفی تنابنده و هنرمندان همدانی درمحل فرمانداری داشته باشیم تا مسائل روشن شود و عذرخواهی کنند اما ظاهرا پیگیری نکرده اند.»

محسن تیما می گوید: «به ما گفتند فیلم نامه نداریم، نقش ها مشخص نیست و فیلمنامه سرصحنه نوشته می شود، من تعجب می کنم کارهای آقای مقدم که این همه بیننده دارد، یک کارگردان حرفه ای است وگروه حرفه دارد چرا باید اجازه دهد چنین برخوردی غیرحرفه ای با همکاران هنرمند بشود.»


گلایه‎های هنرمندان همدانی  از عوامل «علی‎البدل»



هنرمندی اخلاق مداری است و بهتر است آنچه از دریچه دوربین به مردم نشان می دهیم، درپشت دوربین هم رعایت کنیم، اما متاسفانه برخوردهای صورت گرفته نشان می دهد آنچه درتلوزیون می-بینیم با رفتار تولیدکنندگان متفاوت و متناقض است. هنر دکه و تجارتخانه نیست هنرمند الگوی مردم است.

حکمتی اطهردر ادامه می گوید: «ما هیچ پشتیبانی درپیگیری مطالبات نداریم، خانه تئاتر تعطیل است و اداره ارشاد کمک نمی کند. معاون سیاسی فرماندار بعد از جلسه با ما خواستار این شدند که این مسئله را پیگیری نکنیم، توصیه کرده اند که ادامه ندهیم چرا که ارزش کار هنرمندان پایین می-آید. ما این پیگری را ادامه می دهیم که نشان دهیم به ارزش های انسانی و اخلاقی پایبندیم، تا حرمت خود را حفظ کنیم و بار دیگر هنرمندان مرکز نشین به خود اجازه ندهد با دیده تحقیر به ما نگاه کنند و با پیشکسوت های هنریک شهر چنین برخوردی شود.»

تحصلی می گوید: «من گله ای از مسئولان شهر دارم  که پیش از ساختن فیلم از سازندگان درمورد جایگاه هنرمندان استان نیز جویا شوند. تعجب من این است که چرا چنین حساسیتی ازطرف مدیران فرهنگی استان وجود ندارد مسلما مدیرکل ارشاد از این اتفاق با خبر است چرا پیگیر نیست؟»

 حکمتی اطهردر پایان می گوید: «وقتی مسئولان به ما توصیه و تاکید می کنند که موضوع را پیگیری نکنیم ما مصمم می شویم که خودمان دنبال کار را بگیریم به همین دلیل ازطریق روزنامه مطالبات و خواست ها را مطرح می کنیم اگرمسئولان پیگیر مطالبات ما نشوند قصد داریم تجمع کنیم تا اعتراض ما شنیده شود انتظار داشتیم مسئولان ما را تنها نگذارند.»
http://www.tabnakhamadan.ir/fa/news/263026/%DA%AF%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8E%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%B9%D9%84%DB%8C%E2%80%8E%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%AF%D9%84


برچسب ها: تئاتر همدان ، سریال علی البدل ، خبرگزاری تابناک ،

چهارشنبه 23 تیر 1395

همدان تئا‌تر فامنین؛ پیش به سوی حرفه‌ای شدن

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

تئا‌تر فامنین؛ پیش به سوی حرفه‌ای شدن

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
تئا‌تر فامنین؛ پیش به سوی حرفه‌ای شدن
رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان فامنین که خود یکی از کارگردانان شناخته‌شده تئا‌تر در همدان به شمار می‌رود، برای توسعه هنر به ویژه تئا‌تر در این شهرستان کمر همت بسته است...
1395/04/23
 رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان فامنین که خود یکی از کارگردانان شناخته‌شده تئا‌تر در همدان به شمار می‌رود، برای توسعه هنر به ویژه تئا‌تر در این شهرستان کمر همت بسته است. محمدمهدی کلهری که رشته تحصیلی‌اش تئا‌تر است پس از ورود به شهرستان فامنین گروه تئاتری تشکیل داده و خارج از ساعت اداری با گروه تئا‌تر شهرستان تمرین می‌کند. کلهری امیدوار است سال آینده تولیدات شهرستان به جشنواره‌ها برسد.
گوشه‌ای از تلاش‌های یک‌ساله او در زمینه تئا‌تر این شهرستان اجرای نمایش خیابانی «تجسس ممنوع» در شهرستان‌های فامنین و اسدآباد بود که با استقبال خوبی روبه‌رو شد. رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان فامنین در این گفت‌وگو وضعیت فعالیت‌های فرهنگی و هنری در این شهرستان را تشریح کرده است.
  •  از پیشینه فعالیت نمایشی در فامنین بگویید؟
نمایش به صورت حرفه‌ای در فامنین وجود نداشته است. گاهی به تقلید از «فیلم‌تئاترها»یی که از تهران می‌آمد در مدارس یا به مناسبت‌های مختلف کارهای تقلیدی و ضعیف انجام می‌‌شد. در واقع کارهای انجام‌شده جریان‌ساز و تأثیرگذار نبودند.
  •  چه تلاش‌هایی در زمینه حرفه‌ای شدن تئا‌تر در فامنین انجام شده است؟
من از یک سال پیش که وارد شهرستان فامنین شدم تلاش کردم که نه تنها تئا‌تر بلکه هنرهای تجسمی و موسیقی هم بتوانند فعال شوند و از ظرفیت‌های شهرستان استفاده شود؛ به خصوص تئا‌تر که رشته دانشگاهی و حرفه خودم است و بیرون از ساعات اداری در این زمینه کار می‌کنم. گروهی را تشکیل دادیم که بیش از ۱۰ نفر به صورت جدی در آن فعالانه کار تئا‌تر می‌کنند. هرچند هنوز به سطح حرفه‌ای نرسیده‌ایم و به صورت نیمه‌حرفه‌ای است، رضایت‌بخش است.
  •  برای تابستان سال جاری چه برنامه‌ای دارید؟
پیش‌بینی می‌کنیم تابستان امسال ۶۰ هنرجوی تئا‌تر داشته باشیم که ۲۰ نفر بزرگسال هستند و به صورت حرفه‌ای نمایشنامه‌نویسی، کارگردانی و بازیگری را فرامی‌گیرند. ۴۰ نفر دیگر نوجوانان هستند و به صورت مقدماتی و نیمه‌حرفه‌ای وارد عرصه تئا‌تر می‌شوند.
  • برنامه‌های آینده شما برای فامنین چیست؟
در حوزه هنرهای تجسمی انجمن تشکیل داده‌ایم. در این حوزه دوستانی هستند که قبلا کار کرده‌اند. تابستان یک کارگاه برای آن‌ها با استادان مجرب همدان تشکیل داده‌ایم که کارهای قبلی هنرجو‌ها توسط این مربی‌ها نقد و بررسی و اصلاح می‌شود. در بحث تئا‌تر به مربی‌ها تأکید کرده‌ام خروجی کلاس‌ها باید یک نمایش باشد برای هر گروهی که در کلاس‌ها حضور دارند. کار‌ها در حوزه موسیقی نیز به صورت پراکنده است و باید تلاش کنیم به یک انسجام برسیم؛ البته کارگاهی تشکیل شد که به دلیل بی‌نظمی‌ها موفق نبود.
  •  چشم‌اندازی که برای تئا‌تر شهرستان ترسیم کرده‌اید، چگونه است؟
آنچه گفتم نقطه آغاز کار ما بوده است. یکی از اهداف ما شرکت دادن دوستان در جشنواره‌های معتبر استانی، منطقه‌ای و کشوری است و به دنبال آن جشنواره‌های بین‌المللی را نیز پیگیری خواهیم کرد.
  •  ضروری‌ترین نیاز شهرستان در حوزه کاری شما چیست؟
به نظر من ظرفیت بسیار بالایی داریم. استعدادهای خوبی داریم اما متولی نبوده که پیگیری کند و حمایت و هدایت داشته باشد. در واقع وضعیت خوب است، اما مورد غفلت واقع شده است. دلیل اصلی این است که فامنین قبلا بخش بوده و چند سالی است به شهرستان تبدیل شده است.
  •  با توجه به برنامه استعدادیابی که پیگیری می‌کنید از ظرفیت‌های شهرستان راضی هستید؟
یکی از مسائلی که ما در حوزه فرهنگ و هنر داریم مشکل بودجه است. اگر بودجه خوبی اختصاص داده شود، می‌توانیم از مدرسان و مربیان استانی استفاده کنیم و در ارائه مطلب تنوع داشته باشیم. به هر حال من و سایر دوستان که در شهرستان کار می‌کنیم یک روش و منش فکری و سلیقه محدود داریم، فکر می‌کنم حق هنرجو این است که با نظرات و دیدگاه‌های گوناگون هنری آشنا شود. اگر بتوانیم از استادان کشوری استفاده و کارگاه‌های بیشتری برگزار کنیم تأثیر بیشتری خواهیم داشت؛ البته آنچه در توان داریم انجام می‌دهیم.
  •  برخورد مردم شهرستان با مقوله هنر چگونه است؟
من یک خواهش از مردم فامنین دارم که از هنرمندان شهرشان بیشتر حمایت کنند. هنرمندان سرمایه‌های معنوی شهر هستند؛ خواهش می‌کنم دوستان را دلگرم کنند و در عصر شعر‌ها، نمایش‌ها و نمایشگاه‌های هنری حضور داشته باشند. چراکه پشتوانه مردمی اساسی‌ترین عنصری است که هنرمند را دلگرم می‌کند.
  •  نمایش «تجسس ممنوع» چگونه شکل گرفت؟
نمایشی را با عنوان زود قضاوت نکنیم یا تجسس ممنوع با هنرجو‌ها تمرین کردیم که در آن سعی کردم از جوهره، توانایی و سلیقه خود بچه‌ها و هنرجو‌ها استفاده کنم.
تجسس ممنوع اولین کار جدی در فامنین است. ۱۰ نوبت در فامنین اجرا داشتیم و به درخواست همکاران شهرستان اسدآباد ۱۰ نوبت نیز در شهرستان اسدآباد اجرا کردیم و بازخورد بسیار خوبی از تماشاگران گرفتیم.
یک عادت خیلی بدی که در جامعه ما فراگیر شده این است که بدون اطلاع از پیشینه دیگران درباره آن‌ها قضاوت نادرست داریم. چه در فرهنگ ما و چه در فرهنگ‌های دیگر مدام سفارش شده دیگران را بدون شناخت داوری نکنیم. ما سعی کردیم بر اساس همین آموزه اخلاقی و این محور پیش برویم. در این نمایش موقعیتی را به وجود می‌آوریم که یکی از شخصیت‌ها گذشته خود را بازگو می‌کند و یک بازگشت به گذشته دارد و این پیام اخلاقی را با اجرا به گوش تماشاگران می‌رساند.
  •  چقدر از طنز در این نمایش استفاده شده بود؟
چون یک نمایش خیابانی است و با عموم مردم سروکار دارد تلاش کردیم جذاب باشد به همین دلیل از طنز هم استفاده کردیم. تلاش کردیم مفهوم را در جذابیت به مخاطب انتقال دهیم.
  •  از اجرا‌ها راضی بودید؟
من فکر می‌کنم هنر نمایش مانند همه تریبون‌ها و رسانه‌هاست؛ حتی اگر یک مخاطب هدف ما تحت تأثیر قرار گیرد و ذهن‌‌ همان یک نفر را تحریک کند ما نتیجه گرفته‌ایم.
  •  چه کسانی در این کار با شما همکاری داشتند؟
بازیگران نمایش حمید عسگری و امیرترابی بودند. نویسندگی و کارگردانی هم با خود این دو هنرجو بود. تنها کاری که من انجام دادم هدایت و سرپرستی کار بود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D9%8A%D8%A7%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%A7%D9%85%D9%86%DB%8C%D9%86%D8%9B-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D9%88%DB%8C-%D8%AD%D8%B1%D9%81%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، نمایش در فامنین ، نمایش همدان ،

سه شنبه 22 تیر 1395

لوطی‌گری در صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

لوطی‌گری در صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
لوطی‌گری در صحنه
محمدجواد کبودراهنگی، یکی از کارگردان‌های باسابقه تئا‌تر، نمایش «واگویه‌های گندابی» را روی صحنه می‌برد. «واگویه‌های گندابی» آخرین اثر این کارگردان همدانی است که نمایشنامه آن را نیز خودش نوشته است...
1395/04/22
محمدجواد کبودراهنگی، یکی از کارگردان‌های باسابقه تئا‌تر، نمایش «واگویه‌های گندابی» را روی صحنه می‌برد. «واگویه‌های گندابی» آخرین اثر این کارگردان همدانی است که نمایشنامه آن را نیز خودش نوشته است. او این روز‌ها با گروه ۲۰ نفره در حال تمرین این نمایش است که از اواخر تیرماه در سینماتئا‌تر الوند (فلسطین) روی صحنه خواهد رفت. نمایش واگویه‌های گندابی که به زندگی «علی گندابی»، لوطی دوره قاجاریه در همدان، می‌پردازد بهانه‌ای شد تا با محمدجواد کبودراهنگی گفت‌وگو کنیم.
  • از متن نمایش شروع کنیم؛ نوشتن نمایشنامه چه روندی را طی کرد؟
نمایشنامه «واگویه‌های گندابی» اولین متن یا اولین نمایشنامه‌ای است که من نوشته‌ام. درواقع اولین تجربه من در نمایشنامه‌نویسی محسوب می‌شود. پایه و اساس تحقیقات من برای نوشتن این نمایشنامه تاریخ شفاهی و تحقیقات میدانی بود. از چند کتاب نیز استفاده کردم. کتاب‌هایی که مطالب کوتاهی داشتند یا اینکه از گندابی نام برده بودند.
  • چقدر به زندگی واقعی این شخصیت در نمایشنامه وفادار بودید؟
تناقض در گفتار زیاد بود؛ اما از آنجا که منظور من نوشتن درام بود و کار دراماتیک انجام می‌دهم مواردی را نادیده گرفتم یا به قصه اضافه کردم. قصه با تخیل سر و کار دارد. تمام هدف ما این بود که شخصیت علی گندابی را نمود ببخشیم و برجسته کنیم.
  • چه وجه از زندگی او شما را به نوشتن این کار ترغیب کرد؟
علی گندابی یک شخصیت لوطی همدانی بوده، اما مهم‌ترین ویژگی او تحولی است که در دوره‌ای از زندگی‌اش رخ می‌دهد و چگونگی این تحول و اتفاق‌های بعدی در زندگی او مهم است که باعث شده این شخصیت شنیدنی و دیدنی شود. من حس کردم این کار را روی صحنه بیاورم. پیش‌تر قصه زندگی او در پای منابر و سخنرانی‌های مذهبی شنیده شده بود. فکر کردم می‌توان از طریق نمایش به آن پرداخت و پس از تحقیقات میدانی کار نوشتن را شروع کردم. عاملی که باعث شد این نمایش را کار کنم اصرار زنده‌یاد علی‌اکبر محمودی‌وثاق بود که بسیار دوست داشت این کار را اجرا کنم و قرار بود خودش نقش گندابی را بازی کند. محمودی‌وثاق منابع خوبی درباره گندابی داشت که متأسفانه پس از مرگش آن‌ها را از دست دادیم. اما به سفارش او عمل کردم و نمایش را نوشتم و ادامه دادم. ما دِینی داریم که باید افراد شاخص استان را معرفی کنیم. به نظرم در منطقه خودمان به این موضوع کم پرداخته‌ایم. شخصیت‌های بزرگی در همدان داریم که می‌توانند در قالب داستان، نمایش و فیلم مطرح شوند. امیدوارم دوستان ورود پیدا کنند و این اتفاق بیفتد.
  • درباره خانواده گندابی هم نشانی یافتید یا از آن‌ها هم استفاده کردید؟
از خانواده او کسی را پیدا نکردم؛ البته شنیدم خواهرش در شهر بروجرد است اما نشانی از او پیدا نکردم. بیشتر از طریق گفت‌وگوهای شفاهی با افراد قدیمی به ویژه پیشکسوت‌های ورزش باستانی بهره بردم.
  • آیا از گویش همدانی هم استفاده کرده‌اید؟
نمایشنامه را به گویش همدانی نوشتم. شخصیت اصلی هم همدانی است و قصه در همدان می‌گذرد. در نتیجه یک نمایش کاملا بومی است البته با مایه‌های دینی که می‌توان گفت نمایش دینی است.
  • برداشت من از نمایش این است که به نوعی به لمپنی و لوطی‌گری مشروعیت می‌دهد. شما به چنین برداشتی قائل هستید؟
من به دنبال دفاع از لوطی‌ها و لمپن‌ها نیستم؛ اما باید توجه داشت که لوطی را باید لوطی نشان داد. اگر آن‌طور که هست نشان داده نشود نمی‌توانیم تأثیراتش را درست ببینیم. شخصیت گندابی، دوستانش و آن فضا را باید نشان دهیم تا بتوانیم کار قابل قبولی را به تماشاگر ارائه دهیم.
  • در دوران قاجار و پهلوی اول ورزش باستانی خیلی برجسته بود. در این نمایش چقدر به شخصیت‌های این ورزش پرداخته‌اید؟
در خصوص پهلوانان همدانی، فقط در چند مورد از جمله پهلوان علی‌میرزا همدانی نام برده‌ایم. شاید افراد زیادی بودند اما آن ویژگی مورد نظر ما را نداشتند. از علی گندابی پهلوان‌تر و جاهل‌تر بسیار داشته‌ایم؛ اما ویژگی شخصیتی و دگرگونی مثبتی را که در زندگی او رخ داد، در موارد دیگر نمی‌بینیم.
  • شما در این کار بازی می‌کنید‌؟
خیلی دوست داشتم در این کار بازی کنم اما به دلیل حجم کار نتوانستم. تعداد بازیگران زیاد است. حدود ۲۰ بازیگر در ۱۲صحنه بازی می‌کنند و زمان آن ۹۰ دقیقه و طولانی است.
  • موسیقی نمایش از کیست؟
موسیقی نمایش را از آثار بزرگان انتخاب کرده‌ام و کنار هم قرار داده‌ام. حتی از صدای زنده‌یاد «ناصر مهرورز»، خواننده صاحب‌نام، استفاده کرده‌ام. در این نمایش سعی کردم از شعار پرهیز کنم. فضای نمایش همدانی باشد، آواز همدانی، جغرافیای همدان، گویش بومی و افراد همدانی را دخیل کردم و باید اعتراف کنم یکی از کارهای دشواری است که من انجام داده‌ام.
  • دشواری آن در چیست؟
تعداد بازیگران و عوامل زیاد است. حجم کار بزرگ است. حتی می‌خواستم موسیقی زنده داشته باشیم که فکر کردم سنگین‌تر خواهد شد و جمع کردن آن زمان‌بر است.
  • نمایش در کدام سالن اجرا خواهد شد؟
در سالن سینماتئاتر الوند (فلسطین) اجرا خواهد شد که اولین اجرای جدی در این سالن پس از افتتاح آن است. امیدواریم هم سالن معرفی شود و هم تماشاگر به این سالن بیاید و ما اجرای خوبی را ارائه کنیم. حدود ۱۵ اجرا خواهیم داشت. در زمان اجرا باید سینما تعطیل شود و این خود مشکلی است.
  • طراحی صحنه را چه کسی بر عهده دارد؟
به طور کلی صحنه سینما مناسب اجرا نیست و جای حرکت و اجرای زیاد ندارد. چون قبل و بعد از اجرا، فیلم نمایش داده می‌شود پس مجبور بودیم از موادی که ساده‌تر جابه‌جا شوند استفاده کنیم. دکور را جمع کنیم و بتوانیم در جاهای دیگر هم استفاده کنیم. با همکاری عوامل صحنه دکور ساده‌ای تهیه کرده‌ایم.
  • نقش علی گندابی را چه کسی بازی می‌کند؟
سهراب نیک‌فرجاد هم نقش علی گندابی را بازی می‌کند، هم مشاور من در زمینه کارگردانی و نویسندگی بودند. درواقع نوشتن متن نمایشنامه را مدیون سهراب نیک‌فرجاد هستم.
  • با توجه به بومی‌بودن قصه، گویش و بازیگران، پیش‌بینی شما از استقبال کار چیست؟
افراد از اصناف و اقشار خاصی هم نسل قدیم و هم نسل جدید علاقه‌مند به علی گندابی هستند و فکر می‌کنم از کار استقبال کنند. شخصیت جذابی است و مردم نسبت به او یک ذهنیت خاص دارند و دنبال شناخت او هستند.
 جالب است که بیشتر مردم او را می‌شناسند و به ویژه سال‌های اخیر در فضای مجازی بسیار به او توجه شده است.
  • نمایش از چه تاریخی اجرا می‌شود؟
تلاش ما این است که برای ۲۶ تیرماه اجرا را آغاز کنیم اما نهایتا از اول مردادماه اجرای نمایش آغاز خواهد شد.

   بازی نقش علی گندابی
سهراب نیک‌فرجاد، کارگردان و بازیگر همدانی، این بار در کنار محمدجواد کبودراهنگی در نقش یک لوطی ظاهر می‌شود. سهراب نیک‌فرجاد با اشاره به اهمیت شخصیت علی گندابی به همشهری می‌گوید: گاهی وقت‌ها به قهرمان‌های منطقه‌ای یا قومی توجه چندانی نمی‌شود؛ در حالی که بسیار تأثیرگذارند و به دلیل تحولی که در زندگی دچار می‌شوند سرنوشت تأثیرگذاری پیدا می‌کنند. علی گندابی از جمله این افراد است؛ اما چون شخصیت برجسته‌ای نبوده، به او پرداخته نشده است. وی می‌افزاید: تحولی که در زندگی آدمی در حد علی گندابی اتفاق می‌افتد بسیار مهم است. او فرد لات یا لوطی بوده که می‌توانسته با گردن‌کلفتی بخشی از شهر را کنترل کند. زمان زندگی او اوایل دوره رضاشاه، اوج لوطی‌گری و به قول معروف لات‌بازی بوده. او نه یک اسطوره و نه یک قهرمان است. بلکه در حد یک لوطی می‌توان از او نام برد که مانند خیلی از جاهل‌های آن دوره اگر در طول سال مرتکب خلاف می‌شدند در ماه‌های محرم، صفر و رمضان خلاف نمی‌کردند و حتی کمک و دستگیری از محرومان هم می‌کردند. نیک‌فرجاد ادامه می‌دهد: علی گندابی یک خصیصه دیگری هم داشته که نسبت به دیگران برجسته‌تر است. در دوره جوانی او روس‌ها وارد خاک ایران شده بودند و تعدی، ظلم، ستم و تجاوز زیادی در شهر می‌کردند. او در زمان ورود روس‌ها اسلحه به دست می‌گیرد و با روس‌ها می‌جنگد.  این بازیگر ادامه می‌دهد: آما آنچه او را برجسته‌تر از دیگر لوطی‌ها می‌کند تحولی است که تا آخر عمر پیدا می‌کند.
در شبی از شب‌های سال با دوستانش در کنار دروازه شهر در حال مستی بودند که به شیخ‌حسن روضه‌خوان بر می‌خورد. شیخ به آن‌ها می‌گوید لااقل حرمت محرم را نگه می‌داشتید و در شب اول محرم مست نمی‌شدید. آنجاست که گندابی متوجه می‌شود دچار گناهی بزرگ شده و متوجه آمدن ماه محرم نشده است. قسم می‌خورد و از شیخ می‌خواهد برای آن‌ها روضه بخواند و تحت تأثیر قرار می‌گیرد.‌‌ همان کار و احساس گناه باعث می‌شود ترک دیار کند. به نجف می‌رود و مجاور می‌شود.
در آنجا نیز بعد از سال‌ها از دنیا می‌رود. این دگرگونی در نجف به قدری بوده که از او یک شخصیت متفاوت می‌سازد و به یک فرد معتمد، انسان خداجو و معتقدی که همه مردم به او اعتماد داشتند تبدیل می‌شود. نیک‌فرجاد با اشاره به علت پذیرفتن نقش علی گندابی در این نمایش می‌گوید: باور من این است که بازیگر باید بتواند هر نقشی را بازی کند. حال اینکه گاهی با فیزیک، جسم، قد و قواره هماهنگ نباشد موضوع دیگری است اما توانایی را نباید نادیده گرفت. هرچند من هر نقشی را نمی‌پذیرم و بازی نمی‌کنم، از آنجا که گندابی یک شخصیت همدانی و انسانی عیارگونه بوده برای من جالب بود که نقش او را بازی کنم. این هنرمند همدانی ادامه می‌دهد: گندابی به لحاظ شخصیت‌پردازی بسیار خاص است و بومی بودن شخصیت او هم برای من جالب بود.
 امیدوارم تماشاگران نیز در کنار لذت بردن از کار از انسانی که کارهای بد و زشت بسیاری داشته اما داشتن قلب مملو از ایمان و انسانیت توانسته او را دگرگون کند تأثیر بپذیرند.
گفتنی است به غیر از سهراب نیک‌فرجاد، سیدمهرداد کاووسی‌حسینی، احمد جلیلوند، سعید باغبانی‌نیر، یاسر محمدی، ندا هادیان، سعید محمودیان، میلاد سلوکی، اکبر اسلامی، سعید متعبد، محمد طالبی، سپهر مسافران، نگار فیروزی، محسن صلواتی، محسن رضانیا، مبین خانیان، علی پاشاپور و زهرا بختیاری بازیگران این نمایش هستند. نیما بیگلریان به عنوان مدیر تولید، نگار فیروزی منشی صحنه و سودابه طاهری طراحی پوستر نمایش را بر عهده دارند. تهیه‌کننده نمایش حوزه هنری است و به زودی توسط گروه نمایش بوعلی به روی صحنه خواهد رفت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%84%D9%88%D8%B7%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ، تئاتر همدان ،

یکشنبه 20 تیر 1395

تئاتر؛ از اصفهان تا همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،هنر ،

تئاتر؛ از اصفهان تا همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
تئاتر؛ از اصفهان تا همدان
سال 1350 «رضا کشانی» به عنوان نخستین کارشناس تئاتر اداره فرهنگ و هنر همدان وارد این شهر می شود و مدت 7 سال به آموزش هنر تئاتر در استان همدان مشغول می شود...
1395/04/20
  سال 1350 «رضا کشانی» به عنوان نخستین کارشناس تئاتر اداره فرهنگ و هنر همدان وارد این شهر می شود و مدت 7 سال به آموزش هنر تئاتر در استان همدان مشغول می شود. حاصل کار وی آشنا شدن و آموزش علاقه‌مندان و هنرمندان هنر نمایش همدان با تئاتر مدرن بود، به طوری که بیشتر شاگردان او امروز افراد موفقی در تئاتر همدان و کشور به شمار می آیند. یکی از شاگردان رضا کشانی برادر او «اکبر کشانی» است که سال های نوجوانی  خود را همراه برادرش در همدان  به بازیگری در تئاتر گذراند. وی امروز در شاهین شهر اصفهان به آموزش و کارگردانی تئاتر مشغول است. اکبر کشانی در گفت و گو با همشهری از خاطرات حضورش در همدان می گوید.
  • چگونه وارد عرصه نمایش شدید؟
وارد شدن من به عرصه تئاتر داستان خاصی دارد. برادر من «رضا کشانی» جزو 11 نفری بود که به  عنوان اولین کارشناسان تئاتر وارد شهرستان ها شدند. من هم چون پدر نداشتم و با برادرم زندگی می‌کردم با او از اصفهان به همدان رفتم.
  • در همدان با تئاتر آشنا شدید؟
من در  همدان مدرسه می رفتم و آن زمان لهجه بسیار شدید اصفهانی داشتم. در مدرسه  کسی را نمی‌شناختم. روزی دبیر تاریخ مرا به پای تخته دعوت کرد و درسی را پرسید، من در حالی که پاسخ می دادم متوجه شدم همه همکلاسی ها به من می خندند. آن زمان بسیار خجالتی بودم و شرایط بدی داشتم. ادامه ندادم و آقای معلم نمره 7 را برایم در نظر گرفت. دفعه های بعد هر بار سوال کرد گفتم بلد نیستم و با نمرات صفری که گرفتم آن سال مردود شدم. وقتی برادرم علت را پرسید و من واقعیت را گفتم مرا وارد تئاتر کرد.سال 50 یک دوره 6 ماهه بازیگری در فرهنگ و هنر نزد برادرم گذراندم و سال 52 نیز به استخدام فرهنگ و هنر آن  زمان درآمدم.
  • درس را چگونه ادامه دادید؟
جالب است سال بعد که به مدرسه رفتم دیگر خجالت نمی کشیدم و هر بار معلم سوال می‌پرسید این بار با لهجه همدانی پاسخ می دادم. همزمان از سال 1352به صورت حق الزحمه در اداره فرهنگ و هنر استخدام شدم و تا زمانی که در همدان بودم این روند ادامه داشت. پس از اتمام دوران دبیرستان وارد دانشسرای مقدماتی تربیت معلم شدم که در خیابان کمال بود و سال 57 به خدمت سربازی رفتم.
  • آن زمان وضعیت تئاتر همدان چگونه بود؟
نمایش های متعددی در همدان بازی کردم. صحنه های همدان با شرایط آن زمان بسیار خوب بود. 8 سالی که من با دوستان همدانی کار می کردم بهترین دوران زندگی من بود و همدان یکی از شهرهای بسیار خوب است. سطح معلومات عمومی دوستان تئاتری همدان بسیار خوب بود. آن زمان کلاس های آموزش بازیگری اولین بار بود که در همدان برگزار می شد. خیلی از بازیگران جدید در کنار هنرمندان قدیمی از این کلاس ها استقبال کردند و گروه های تئاتری در سطح شهر به صورت علمی شکل گرفت.
  • شیوه کار در این کلاس‌ها چگونه بود؟
رضا کشانی در کار بسیار جدی بود و هنوز هم جدی است. او از نظر علمی جزو انگشت‌شمارهای کشور است. جامعه‌شناسی و روان‌شناسی را خوب می داند و علم تئاتر را می شناسد. به همین دلیل توانست در همدان حتی کسانی که ابتدا با او مقابله می کردند را با داشته های علمی مجاب و به کلاس ها دعوت کند. بهترین دوستان خانوادگی ما تئاتری های همدان هستند و من لذت می برم وقتی اسم آنها را می شنوم چون همه آن ها به جاه و مقام دراین رشته هنری رسیده اند. احمد بیگلریان، مهدی چایانی، صادق آشور پور و بسیاری دیگر را می توانم نام ببرم.
  • تئاتر در شهرستان ها چه وضعی داشت؟
برادرم یک دوره نقالی برای ما گذاشته بود که من، مهدی چایانی و قاسم زارع زاغه در این کلاس ها شرکت کردیم. معمولا به شهرهای اطراف همدان مانند تویسرکان، ملایر، نهاوند و مریانج می رفتیم و گاه در فضای باز یا در قهوه‌خانه ها نقالی می کردیم. برای مثال در نهاوند در یک میدان که درخت تنومندی هم داشت نقالی می کردیم.
  • ارتباط با خارج از استان چگونه بود؟
سفرهای خیلی خوبی داشتیم. یک سال به شهرهای شمال می رفتیم و کار اجرا می کردیم و سال دیگر به جنوب یا اصفهان می رفتیم و تئاتر کار می کردیم. با نمایش های مختلف در شهرهای مختلف حضور داشتیم. نمایش«تندر» و نمایش «آل» یک فضای خاصی داشت. سوژه، فضا و اجرا تفاوت می کرد. هم اجرای همدان داشتیم هم شهرستان ها که شهرستان ها بهتر بود. گاهی از طرف همدان به تبریز می رفتیم. وضعیت نمایش تبریز بسیار خوب بود. وقتی در آن شهر کار اجرا می کردیم و آنها نقد می کردند ما خودمان را باور می کردیم و احساس می کردیم رشد کرده‌ایم. در تئاتر باید از منتقدان و تماشاگر حس بگیری تا بتوانی خود را باور کنی.
  • اولین بار در چه نمایشی بازی کردید؟
اولین باری که من به روی صحنه رفتم نمایش «افعی طلایی» نوشته علی نصیریان به کارگردانی رضا کشانی در سال 50 بود. من نقش یک تماشاچی دور معرکه را داشتم که مهدی چایانی نقش نقال را داشت و نظام صالحی مرشد و علیرضا بیداریان نقش پهلوان داشت. در این اجرا بازی های در سکوت من شرایطی پیش آورد که برادرم از بازی من خوشش آمد. یکباره نمایش مستاجر پرویز صیاد را کار کرد که من نقش پسر بچه ای به نام رضی را داشتم و نقش مهمی بود. در این کار هم با آقایان حسن مهتابی، علیرضا بیداریان و احمد بیگلریان بازی می کردیم.
  • از اتفاق های بزرگ در تئاتر آن دوران بگویید؟
یک کار بزرگی که رضا کشانی در  همدان انجام داد این بود که برای نویسندگان معاصر همایش هایی گذاشت و همه نمایش های یک نویسنده را برای اجرا به کارگردانان پیشنهاد داد. اولین کسی که همه نمایش هایش در این همایش اجرا شد علی نصیریان بود و تمامی نمایش‌های آقای نصیریان را کار کردند.
  • شما هم نقش داشتید؟
در نمایش «بلبل سرگشته» من نقش بابا را داشتم هرچند ریش و سبیل نداشتم. در نمایش «رویا» نقش سوپور،نمایش
 «لونه شغال» نقش ولی و در«پهلوان‌کچل» نقش جوان خوش پوش را داشتم. رضا کشانی نمایشی با عنوان «اسکندر و آریو برزن» را کار کرد که بسیار عظیم بود و در کوه های گنجنامه با بیش از 100نفر بازیگر اجرا می شد. از آن زمان آرام آرام تئاتر دائمی همدان شکل گرفت و تماشاگر خود را پیدا کرد.
  • در همدان چه نقشی را دوست داشتید بازی کنید که نکردید؟
هرچه در تئاتر می خواستم به دست بیاورم در همدان به دست آوردم. نمایشی به نام «تندر» بود که با آقای «مسعود احمدی» بازی می کردیم. در این  نمایش فضا و جنس بازی را دوست داشتم چون متفاوت بود و یا «ریل» و «مسافر» محمود دولت آبادی که شخصیت لمپنی داشتم را  بسیار دوست داشتم. در نمایش «شاهسون ها» من 2 نقش بازی می کردم که 2 برادر دوقلو یکی یاغی و یکی قهوه‌چی بود. بازی ها متفاوت بود؛ مثلا در یکی نقش پیرمرد بودم یکی جوان یا نقش قدیسین را که در نمایش «آدم و حوا» داشتم عالی بود.
  • نقش زنان را چه کسانی بازی می کردند؟
مرحوم دکتر ایراندخت میرهادی یکی از هنرمندان خوب همدان بود و من کنار ایشان بسیار یاد می گرفتم. دکتر میرهادی هنرمند، نویسنده و شاعری توانا بود و تا آخرین لحظه در کنار برادرم رضا کشانی ماند.
  • چه چیزی از مرحوم میرهادی آموختید؟
چیزی که از خانم دکتر میرهادی آموختم این بود که ظواهر نمی تواند اصل باشد و هرچه هست در درون هر انسان است. به همین دلیل به ظاهر توجه نمی‌کرد. در طبابت نیز یار محرومان بود. میرهادی در تئاتر بازیگری بود که براساس آموزه های کارگردان نقش می‌پذیرفت، استعداد بسیار بالایی داشت و باسواد بود. اگر یک جمله بخواهم از میرهادی بگویم ، اینکه او یک انسان واقعی چند بعدی بود. آدم های مختلفی را زیر بال و پر خود می گرفت و کودکانی که نقص عضو داشتند را نگهداری می کرد.
  • از خاطراتتان بیشتر بگویید؟
خاطره ای در کنار آقای «مسعود احمدی» داشتم. یک صحنه ای بود که من باید از آب می‌گذشتم، احمدی می‌ماند و با عوامل می‌جنگید. نقطه کوری را باید به مسعود احمدی نشان می دادم و می‌گذشتم. از من پرسید می دانی نقطه کور کجاست؟ من خواستم با دست آن را نشان دهم  که دستم به شدت به صورت مسعود احمدی خورد و او گفت: «نقطه کور در گوش من نیست جلوتر است».
یک بار هم نقش یک بازیگر ملایری را گرفتم و او بسیار ناراحت شد. پس از 40 سال در یک جشنواره داور بود و وقتی روی صحنه رفت، گفت:  این آقای کشانی حق مرا خورده و حالا من تلافی می‌کنم و تلافی کرد.
  • هیچوقت رضا کشانی هنگام کار از شما نمی رنجید؟
برادرم احساس کرده بود من مغرور شده ام. زمانی بود که «لونه شغال» را کار می کردند ومن یک پارچ آب در دست داشتم. هر وقت بازیگران تشنه بودند یک لیوان آب می دادم. مهدی چایانی نقش یوزباشی را داشت.  یک روز آهسته به برادرم گفتم امکان دارد من نقش یوزباشی را تست بدهم؟ با خنده تمسخرآمیزی به دوستان گفت: «ببینید اکبر چه می گوید» بعد به من گفت برو ببینیم چه می‌کنی؛ من وقتی بازی کردم مهدی چایانی گفت این نقش حق اکبر هست اما باز برادرم نپذیرفت و نقش «ولی» را به من داد. بعد از آن، نقش پیرمردها را به من می داد. در «بلبل سرگشته» هم پیرمرد بودم.
  • از هنرمندان همدانی که دیگر در بین ما نیستند بگویید؟
با زنده‌یاد احمد لباسی دو، سه کار انجام دادیم. بسیار بازیگر خوبی بود، با عباس نفری همکاری داشتم. نمایش «تیاله» و «مستاجر» را با هم کار کردیم. بدون اغراق بچه های تئاتر همدان دوست داشتنی هستند و من زندگی خوبی در همدان داشتم. با زنده‌یاد پرویز چهاردولی دوست صمیمی بودیم و نمایشی را برای سپاهی دانش بازی کردیم. او از خبرنگاران خوب بود یادشان گرامی.
  • وقتی به اصفهان آمدید، تفاوت کار دراصفهان با همدان چگونه بود؟
من هرچه آموختم در همدان آموختم. بعد از انقلاب به اصفهان آمدم. در اصفهان شرایط با همدان تفاوت داشت. هنرمندان بیشتر بودند و جو سنگین تر و بزرگتر بود. در این شرایط جنگیدن خیلی سخت است. در همدان نیازی به جنگیدن نبود، همه چیز روال عادی داشت اما در اصفهان باید می جنگیدیم.
  • در اصفهان چه فعالیت‌هایی انجام می دهید؟
عضو گروه «پژوهش» هستم و خودم گروه تئاتر «سها» را دارم. تعداد زیادی از هنرمندان شاهین شهر شاگردان من بودند و من هرآنچه از برادرم آموخته بودم را اینجا ارائه کردم.
  • نمایشنامه‌نویسی را دنبال می کنید؟
خودم را نمایشنامه نویس نمی دانم اما آنچه نوشته ام کاملا حسی بوده مانند نمایش «هویت مجهول» که درباره مادر است یا «تراژدی نقالی» را براساس شاهنامه نوشته‌ام. تا کنون حدود 30 نمایش نوشته ام. یک نویسنده اگر دوران تخصصی درتئاتر را گذرانده باشد بهتر می تواند نمایشنامه بنویسد.
  • کدام را بیشتر دوست دارید؟
هویت مجهول را بسیار دوست دارم. نمایشی نوشته ام به اسم «تار و پرنده» که آن را براساس ارتباطم با «سیاوش دیهیمی» که استاد روان‌شناسی من در دانشسرا بود نوشته ام. لحظاتی که صدای تارش را در خانه فرهنگ می شنیدم حس خوبی می گرفتم. این نمایش را براساس این دیدارها نوشته ام.
  • در حوزه کارگردانی چطور، کار خارجی هم دارید؟
کارگردانی 150 نمایش را بر عهده داشته ام. در همدان تنها نمایش «آنکه گفت آری و آنکه گفت نه» را کار کردم.در مورد نمایش خارجی نیز «خواستگاری» چخوف را داشتم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، رضا کشانی ، اکبر کشانی ، تئاتر اصفهان ،

چهارشنبه 26 خرداد 1395

آموزش در نمایش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

آموزش در نمایش

نویسنده: حسین زندی
آموزش در نمایش
نمایش «اون طرف دریاها کجاست» با رویکرد آموزشی برای کودکان و نوجوانان از 6تا 24 خردادماه در سالن پلاتو مجموعه تئاتر شهر همدان اجرا شد...
1395/03/26
نمایش «اون طرف دریاها کجاست» با رویکرد آموزشی برای کودکان و نوجوانان از 6تا 24 خردادماه در سالن پلاتو مجموعه تئاتر شهر همدان اجرا شد.سعید باغبانی، کارگردان «اون طرف دریاها کجاست»، به همشهری می گوید: این نمایش به بعد آموزش توجه دارد که در شهر و حوزه نمایش همدان به آن کمتر پرداخته می شود. این کار قرار نیست نمایش شادی باشد؛ البته عناصر شاد را داریم. نمایش ما شادی، موسیقی و جنبه طنز را دارد با این حال ما تلاش کردیم به جنبه‌های دیگر نمایشی نیز بپردازیم.
باغبانی با اشاره به رابطه نمایش با تماشاگران ادامه می دهد: سعی کردیم از دکور کاربردی با رنگ‌آمیزی شاد استفاده کنیم. خوشبختانه دوستان تماشاچی هم از این اتفاق راضی بودند. تماشاگران ما بیشتر کودکان هستند هرچند ما به بلیت‌فروش‌ها تأکید کردیم به خریداران بگویند این نمایش برای نوجوانان است اما برای ما جالب است که کودکان هم ارتباط خوبی با این نمایش برقرار کرده اند.وی می گوید: با توجه به اینکه ما سلیقه تماشاگر را پایین آورده ایم و باعث شده‌ایم نمایش های کودک و نوجوان رنگ و لعاب زیاد و موسیقی شاد داشته باشد، من سعی کردم از این رویکرد فاصله بگیرم. این نمایش به بعد آموزش می پردازد و از بازیگران نوجوان استفاده کرده ام، در حالی که نمایش های کودک و نوجوان از بازیگر کودک کمتر استفاده می کنند.

پشتکار
این هنرمند اظهار می کند: دغدغه من این بود که کودکان و نوجوانان برای تصمیم‌گیری ها روی پای خود بایستند و کمتر متکی به پدر و مادرها باشند. خودشان کار کنند و پشتکار داشته باشند. به طور مثال بیشتر کودکان حالا دیگر با پدر و مادر یا با سرویس به مدرسه می روند و همین باعث شده وابسته بار بیایند. این روزها استقلال در کودکان کمتر است.
باغبانی می گوید: ما برای اینکه نظر تماشاگران را بدانیم، دفتر انتقادها و پیشنهادها گذاشتیم. در طول اجرای نمایش هیچ نظر منفی نداشتیم و همه رضایت و پیشنهاد بود که از این بابت خوشحالم.وی با بیان اینکه آنچه در تئاتر اتفاق افتاده بسیار خوب است، اضافه می کند: ظرفیت بازیگری در شهر همدان بسیار بالاست اما کمتر از آن‌ها استفاده می‌شود. تئاتر استان ما جشنواره‌زده شده است. خیلی از دوستان ما کودک را نمی شناسند. تئاتر کودک را باید به کودک‌کارها سپرد.

ضعف تبلیغات در همدان
این کارگردان همدانی با تأکید بر ضعف تبلیغات در همدان می گوید: ما همیشه در مسأله تبلیغات با مشکل روبه‌رو هستیم؛ البته باید تشکری از اداره‌ کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری داشته باشم که اجازه داد در این کار تبلیغات مشارکتی انجام شود. اما دوستان خبرنگار گله می کنند که کارگردانان اجراهای خود را اطلاع‌رسانی نمی کنند. ما برای این نمایش 3 روز پیش از اجرای نمایش، روزنامه‌ها، خبرگزاری‌ها و اهالی رسانه را دعوت کردیم و اولین اجرا را در تاریخ 6 خرداد به صورت ویژه برای رسانه ها اجرا کردیم؛ اما تعداد کمی فقط از روزنامه همشهری و یکی از نشریات دیگر آمدند. وی اضافه می کند: انتظار ما از اهالی رسانه بیشتر است.
 من جای گله را برای خودم باز می‌گذارم. وقتی دوستان ما برای کار فرهنگی وقت نمی گذارند ما چگونه باید تعامل داشته باشیم.
جایگاه تئاتر و هنر در بین اصحاب رسانه خالی است. نقاشی، موسیقی و ادبیات هم همین وضعیت را دارد. حال ما چه انتظاری از مردم و شهروندان عادی داریم؟
باغبانی ادامه می دهد: مردم ما از دوستان فرهنگی بیشتر تئاتر را دوست دارند. حتی صدا و سیما هم جایگاهی برای تئاتر قائل نیست. فقط یک یا دو سایت گاهی اوقات یادی از تئاتر می‌کنند. فقط در زمان جشنواره تئاتر کودک اهالی رسانه و خبرنگاران را می بینیم و مشخص نیست در دیگر مواقع سال این دوستان کجا هستند؟
باغبانی در پایان می گوید: نمایش «اون طرف دریاها کجاست» برای جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان آماده می شود که امیدوارم پذیرفته شود.

دنیای صادقانه کودکان
مصطفی بیگی، بازیگر نمایش «اون طرف دریاها کجاست»، می گوید: این کار برای من یک کار جدیدی بود. کارکردن با کودکان برای من یک لذت خاصی دارد. بی‌آلایش و صادق بودن کودکان برایم بسیار مهم است. بیگی با اشاره به ارتباط برقرارکردن با متن نمایش می افزاید: متن یک پیچیدگی دارد که امیدوارم در حین اجرا توانسته باشم مفهوم اصلی را برسانم. بعضی ها می گویند کار کسل‌کننده است و انتظار دارند کار شادی و شعف داشته باشد اما به نظر من به عنوان یک سیاه‌باز ضمن اینکه آواز و شادی جزء مؤلفه‌هاست، نمایش باید پیام و هدف خاصی نیز داشته باشد. گاهی در سیاه‌بازی هم شادی و آواز را ضروری نمی دانیم. وی می گوید: این کار یک مفهوم مذهبی معنوی دارد که امیدوارم پیام نمایش را رسانده باشیم. قرار است فیلم نمایش را به جشنواره های رضوی و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان ارسال کنیم که اگر پذیرفته شود باز اجرا خواهد شد.

   درباره نمایش
نویسنده «اون طرف دریاها کجاست» اسدالله اسدی و کارگردان آن سعید باغبانی است و امید انصاری و محسن سپهدوست به عنوان دستیار کارگردان در این نمایش حضور دارند. طراح صحنه نمایش امید انصاری، آهنگساز مجید شهبازی و بازیگران آن فاطمه عباسی، مبین خانیان، محراب رستمی، حسین قاسمی و مصطفی بیگی بودند.داستان از این قرار است که دختربچه ای نامه ای به خدا می نویسد و در نامه از خدا می خواهد پدر بیمارش را شفا دهد. اتفاق‌هایی در خواب برای این دختر می‌افتد که حضور یک پستچی بامزه در نمایش به جذابیت داستان آن افزوده است.
  • قرار است فیلم نمایش «اون طرف دریاها کجاست» برای اجرا به جشنواره رضوی و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان ارسال شود.
  • http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

شنبه 8 خرداد 1395

نمایش آواز عاشقانه در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

نمایش آواز عاشقانه در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نمایش آواز عاشقانه در همدان
نمایش سِرناد تا پایان اردیبهشت درسالن پلاتو تئاتر شهر همدان به روی صحنه رفت و به دلیل استقبال تماشاگران اجرای آن تا 5 خرداد تمدید شد...
1395/03/08
نمایش سِرناد تا پایان اردیبهشت درسالن پلاتو تئاتر شهر همدان به روی صحنه رفت و به دلیل استقبال تماشاگران اجرای آن تا 5 خرداد تمدید شد. نمایش سرناد نوشته «اسلاو میرمروژک» است که رضا روان، کارگردان همدانی، آن را روی صحنه برد.
این نمایش به گفته کارگردان به محمدجواد کبودراهنگی، کارگردان شناخته‌شده همدانی، تقدیم شده است. برای آشنایی بیشتر با نمایش سرناد با رضا روان، کارگردان نمایش، گفت‌‌وگو کردیم.
  • سِرناد به چه معناست؟
سِرناد به معنای آواز عاشقانه است؛ از آنجا که عشق در کل کار حضور دارد نویسنده این نام را برگزیده است. اسلاو میرمروژک، نویسنده کار، از لحاظ اجتماعی و ترفند‌‌های محیطی تم عاشقانه را بیشتر در این نمایشنامه دیده و مد نظر قرار داده است.
  • پیام نمایش چیست؟
داستان از این قرار است که روباهی به یک مرغدانی که سه مرغ و یک خروس دارد وارد می‌‌شود و با حیله‌گری می‌‌خواهد هریک ازاین مرغ‌‌ها را به‌‌دست بیاورد یا بخورد. ما پایان-بندی را باز گذاشتیم تا مخاطب برداشت آزادی از آن داشته باشد. در کل پیام اثر اجتماعی است و می‌‌خواهد افراد روباه‌صفت و حیله‌گرانی را که در‌‌جامعه وجود دارند، بازنمایی کند.
  • علت انتخاب نمایش سِرناد چه بود؟
این کار یکی از بهترین متن‌‌های مروژک است؛ البته هنوز منتشر نشده است. متن به‌‌روزی است و اگر سالیان سال هم از اجرای آن بگذرد باز هم به‌روز است و مخاطب و تماشاچی خود را دارد. این اثر به صورت فانتزی نوشته شده و به راحتی با تماشاگر رابطه برقرار می‌‌کند. حدود 8 سال بود دوست داشتم سرناد را کار کنم که خوشبختانه بالاخره این اتفاق افتاد.
  • اجرای یک کار خارجی در همدان را چگونه تحلیل می‌‌کنید؟
کارهای معمول که درشهرستان‌‌ها اجرا می‌شود چه در قالب کار کودک یا بزرگسال سطح و کیفیت چندان بالایی ندارند. کارهای خارجی از نظر متن وضعیت بهتری دارند. این کارها از لحاظ بازی و سبک کار و محتوا از کارهای ایرانی بهتر اجرا می‌‌شوند و کارگردان، بازیگران و عوامل بیشتر تلاش می‌‌کنند.
  •  منظور شما این‌‌است که متن نمایش‌‌های ایرانی ضعیف است و ما ضعف نمایشنامه‌نویسی در شهرستان‌ها داریم؟
صددرصد ضعف نمایشنامه‌نویسی را به خصوص در شهرستان‌ها داریم. در آثار خارجی متن رابطه برقرار می‌‌کند و تأثیر می‌‌گذارد. در شهرهای بزرگ هم نویسنده‌‌ها خودشان متن‌‌های خود را کار می‌کنند و تمایلی به اجرای آن توسط دیگرکارگردانان در شهرستان‌‌ها ندارند. مسأله دیگر این است که از لحاظ مالی توان خرید متن‌‌های ایرانی را نداریم و کارهای بومی هم کیفیت ندارند، پس گاهی ناگزیر به کار خارجی روی می‌‌آوریم.
  • از برخورد و استقبال تماشاگران راضی بودید؟
با این که همدانی‌‌ها نسبت به کار بزرگسال با وسواس برخورد می‌‌کنند و راحت وارد سالن‌‌ها نمی‌شوند به دلیل استقبال خوب از نمایش، این کار برای 5 روز دیگر تمدید شد و تا 5 خرداد ادامه پیدا کرد. اگر مسئولان موافق باشند باز هم می‌‌توانیم تمدید کنیم.
  • بازی‌‌های خوب این نمایش، از جمله بازی نقش روباه که بهروز ناصرشریعتی آن را ایفا می‌‌کند، چگونه به وجود آمده‌اند؟
برای نقش روباه گزینه‌‌های زیادی داشتیم؛ دوستان وقتی آمدند و متن را خواندند، نتوانستند با این نقش رابطه برقرار کنند و حس خوبی بگیرند اما آقای شریعتی، با این‌‌که چندان تمایلی به نقش‌آفرینی در این سبک کاری ندارد، قوی ظاهر شد.
روزی که نقش را پیشنهاد کردیم نپذیرفت و گفت با این نقش نمی‌‌توانم ارتباط برقرارکنم اما با اصرار آمد و نقش را برعهده گرفت و در نهایت بسیار موفق عمل کرد.
این روزها شخصیت‌‌های حیله‌گری در جامعه ما هستند که آقای شریعتی توانست نقششان را به خوبی اجرا کند.
  • نظرتان درباره بازی دیگر بازیگران چیست؟
آقای مالمیر، بازیگر نقش خروس، اولین تجربه بازیگری‌‌اش را در این نمایش داشت؛ البته در همدان بازیگران زیادی می‌‌توانستند این نقش را برعهده بگیرند اما من معتقدم از استعدادهای جدید باید استفاده کرد. تیپ و قواره آقای مالمیر نقش نو و تازه‌‌ای را خلق کرد که در این فضای فانتزی جا افتاد.
 بیشتر بازیگران البته اولین اجرایشان بود. سه ماه مشغول تمرین بودیم که تمام توانشان را گذاشتند و با متن ارتباط خوبی برقرار کردند. بازی همکاران از دید من رضایت‌بخش بود و امیدوارم تماشاچیان نیز رضایت داشته باشند.
  • در نمایش هم موسیقی زنده داشتید و هم ضبط شده؛ علت چه بود؟
متن را که شروع کردم دوست داشتم موسیقی زنده در صحنه داشته باشم اما با امکانات کم شهرستان میسر نشد. وقتی با آقای ستاری، آهنگساز کار، صحبت کردم، پیشنهاد داد کار به صورت ضبط و زنده باشد؛ یعنی موسیقی اصلی که با ویلن اجرا می‌‌شود به صورت زنده باشد و آهنگ اصلی نمایش ضبط شود.
  • نمایش سِرناد باز هم اجرا خواهد شد؟
این کار در بخش نوجوان جشنواره بین‌‌المللی تئاتر کودک و نوجوان شرکت داده خواهد شد و اگر فرصتی باشد و پیشنهادی داشته باشیم آماده هستیم کار را بار دیگر روی صحنه ببریم.
  • برنامه‌‌های آینده شما در حوزه نمایش چیست؟
کار بعدی من یک کار عروسکی است که در مرحله پیش‌تولید است.


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، سرناد ،

شنبه 25 اردیبهشت 1395

جای خالی تئا‌تر در مدارس

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

جای خالی تئا‌تر در مدارس

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
جای خالی تئا‌تر در مدارس
ضرورت بردن نمایش به مدارس از اصلی‌ترین دغدغه‌های مزدک مهیمنی، کارگردان خوش‌ذوق تئا‌تر در همدان است. «چرکولک» نام آخرین نمایش او است که سال گذشته پیش از جشنواره بین‌المللی تئا‌تر کودک و نوجوان در همدان روی صحنه رفت و امسال نیز از اول تا ۱۰ اردیبهشت در ۲ نوبت صبح و عصر برای تماشاگران از جمله در مدارس اجرا شد...
1395/02/25
ضرورت بردن نمایش به مدارس از اصلی‌ترین دغدغه‌های مزدک مهیمنی، کارگردان خوش‌ذوق تئا‌تر در همدان است. «چرکولک» نام آخرین نمایش او است که سال گذشته پیش از جشنواره بین‌المللی تئا‌تر کودک و نوجوان در همدان روی صحنه رفت و امسال نیز از اول تا ۱۰ اردیبهشت در ۲ نوبت صبح و عصر برای تماشاگران از جمله در مدارس اجرا شد. برای بررسی وضعیت تئا‌تر همدان و اجرای نمایش برای دانش‌آموزان با مزدک مهیمنی به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم.
  • ایده نماش چرکولک چگونه شکل گرفت؟
مدت‌ها بود دغدغه مسأله زباله را داشتم. گاهی می‌دیدم فردی با خودرو آخرین سیستم از کنارم می‌گذرد و پاکت بیسکوئیتش را به بیرون پرتاب می‌کند؛ شما وقتی چنین چیزی را مشاهده می‌کنید متوجه می‌شوید وضعیت اقتصادی چندان نقشی در این رفتار غیراخلاقی ندارد. به دلیل اینکه کار من بیشتر در حوزه کودکان است و مستقیم‌گویی را به هیچ وجه بر نمی‌تابم دنبال این موضوع بودم که به صورت کاملا غیرمستقیم این موضوع را با کودکان مطرح کنم.
  • درباره شخصیت اصلی نمایش توضیح می‌دهید؟
شخصیتی بدون اسم خلق کردم تا معضل زباله را در خلال داستان مطرح کنم. این شخصیت دست ندارد و برای رشد باید زباله را جلوی دهانش بریزند تا به یک غول ویرانگر تبدیل شود. حدود ۲ سال به صورت متوا‌تر و غیرپیوسته کار کردم. در ‌‌نهایت قصه اواخر تابستان ۱۳۹۳ تکمیل شد و نوشتن نمایشنامه بهار ۱۳۹۴ پایان یافت. تلاش می‌کردم هرچه بیشتر داستان غیرمستقیم باشد و دیوار و بعد چهارم را در نوشتن مدنظر داشتم.
  • فکر می‌کنید در زمان اجرا به آن هدف رسیدید یا اینکه پیام در جاهایی به صورت مستقیم به مخاطب ارائه می‌شود؟
تا حدی که می‌شد غیرمستقیم است اما چند دیالوگ را بازیگران رودررو با تماشاگر صحبت می‌کنند. این برای تأثیر و ارتباط بیشتر با تماشاگر است اما مشارکتی از تماشاگر نمی‌گیریم. کار تعلیم و تربیت مرز باریکی با شعارزدگی دارد. اگر بلغزید اثر کار پایان می‌پذیرد.
  • معمولا کودکان نمایش را در کنار والدینشان تماشا می‌کنند. مخاطبان بزرگسال چه برخوردی با این نمایش داشتند؟
من معتقدم به ‌طور کلی مخاطبان بزرگسال ما از دست خارج شده و شخصیت آن‌ها شکل گرفته است؛ پس نمی‌توان کار چندانی در زمینه تغییر رفتار آنان انجام داد مگر از طریق کودکان. چند نفر از کسانی که نمایش را دیده بودند در شب‌های بعدی با ما تماس گرفتند و گفتند از آن شبی که نمایش را با فرزند خود تماشا کردیم کودک ما شروع کرده به تفکیک زباله و هر کجا زباله می‌بیند در سطل آشغال می‌اندازد و مواردی را به ما گوشزد می‌کند. در روزهایی که ما برای مدارس اجرا داشتیم حداقل زباله را در سالن دیدیم و این موضوع مرا شگفت‌زده می‌‌کرد.
  • در کار شما علاوه بر زبان، موضوع حرکت و بازی پررنگ بود. آیا عمدی در کار بود؟
تئا‌تر هنر دیداری است اما من مطلقا به حذف کلام از جمله تئا‌تر فیزیکال، لال‌بازی، پرفرمنس آرت و تمام گونه‌هایی که کلام را نادیده می‌گیرند، معتقد نیستم. به دیالوگ خیلی اهمیت می‌دهم چون با حرکت نمی‌توانیم شخصیت‌پردازی کنیم. ممکن است فقط بتوانیم یک وضعیت خلق کنیم اما بر وجه دیداری و کنش خیلی تأکید دارم و مرتب به دنبال حرکتی هستم که خاصیت کلام را تقویت کند.
  • در گذشته تئا‌تر همدان در مدارس پررنگ‌تر بود. حال ورود چنین اثری که جنبه آموزشی دارد به مدارس چه تأثیری می‌تواند در مخاطب‌پذیری داشته باشد؟
حضور تئا‌تر در مدارس و ضرورت بردن نمایش به مدارس از اصلی‌ترین دغدغه‌های من است اما همیشه این امکان وجود ندارد و مدارسی که دانش‌آموزان را برای تماشای تئا‌تر به سالن می‌آورند گاهی آن را با جنگ شادی و شو اشتباه می‌گیرند و به دنبال یک شادی گذرا هستند. طیف وسیعی از کارهایی که در همدان اجرا می‌شود سطح پایینی دارد و برای پول انجام می‌شود. ما در کار‌ها باید حدی را در نظر بگیریم که مخاطب کار را پس نزند.

چه پیشنهادی برای برطرف شدن این مشکل دارید؟
یک پیشنهاد کلی دارم و آن اینکه تئا‌تر را به عنوان یک واحد درسی در مدرسه‌ها تدریس کنند. تئا‌تر زندگی را می‌آموزد و تمام مفاهیم قابلیت کودکانه‌شدن را دارد؛ چنانکه ما در کارهای دیزنی می‌بینیم. پیچیده‌ترین مفاهیم انسانی می‌تواند به زبان کودکانه در قالب تئا‌تر برای کودکان اجرا شود و راه زندگی را برای آن‌ها مشخص کند تا انتخاب کنند.
  • وضعیت کار تئا‌تر کودک را در استان چگونه می‌بینید؟
من یک انتقاد از شرایط فعلی نمایش در استان، مجموعه تئا‌تر و متولیان آن دارم. تئا‌تر هنری است که مظلوم واقع شده. در تئا‌تر باز است، هر کسی می‌تواند بدون هیچ‌گونه سواد، تخصص، دید هنری و دانش به راحتی وارد کار اجرا ‌شود. متأسفانه این‌گونه جا افتاده که تئا‌تر کودک حتما باید موزیک شش و هشت داشته باشد تا تماشاگر راضی باشد و اسباب کیسه دوختن و سوء استفاده برخی از افراد فراهم شده است.
  • چه کسی مقصر است؟
من بیشتر از هرکس متولیان تئا‌تر را مقصر می‌دانم. کار‌شناس تئا‌تر در استان یک تنه می‌‌جنگد اما سیستم و چارچوب مشکل دارد. احساس می‌کنم به طور عمد کیفیت تئا‌تر و ذائقه مخاطب پایین آمده است. امروز تئا‌تر از لحاظ سطحی بودن با شبکه‌های ماهواره‌ای برابری می‌کند.
  • دلیل اجرای دوباره نمایش چرکولک در سال جاری چه بود؟
اگر عوامل گرد هم بیایند و شرایط مهیا شود ۱۰ بار دیگر هم می‌توانم کار را به روی صحنه ببرم. فکر می‌کنم کار بی‌زمانی است و زباله معضل جهانی است. اردیبهشت‌ماه امسال صبح‌ها برای مدارس اجرا می‌کردیم و شب‌ها هم اجرای عمومی داشتیم.
  • در کار شما برجسته‌بودن موسیقی و هماهنگی آن با کلام برای مخاطبان ملموس بود. شما موسیقی کار را چگونه انتخاب می‌کنید؟
گروه ما حرفه‌ای هستند و این را می‌توان در بازخورد مخاطبان دید. یکی از کسانی که در کارهای قبلی هم با ما همکاری می‌کرد یاسر ساکی‌مهر، آهنگ‌ساز خوش‌ذوق و تواناست. او هم نگاه متفاوتی دارد و هم دانش و پنجه قوی دارد و از نوازنده‌های برجسته ایران است. سطح توقع خودش از کارش بسیار بالاست و وسواس او باعث تولیدشدن چنین اثری می‌شود؛ البته بازیگران و عوامل همه توانا هستند. مشاور همیشگی من مازیار مهیمنی و بازیگران خوب نمایش بهداد بلیغ‌فر، پیمان زند، شهرزاد نظرپور، امیر باباشهابی، احسان نعمتی، نفیسه صالحی و دوستان دیگر تمام تلاش خود را کردند تا این کار دوباره روی صحنه رفت.


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدان ، چرکولک ، مزدک مهیمنی ،

دوشنبه 13 اردیبهشت 1395

کنسرت موش‌ها در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

کنسرت موش‌ها در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
کنسرت موش‌ها در همدان
نمایش «کنسرت موش‌ها» کاری از گروه نمایش راسپینا از ۱۰ تا ۲۶ اردیبهشت‌ماه هر روز از ساعت ۱۹ در مجتمع فرهنگی شهیدآوینی همدان روی صحنه می‌رود. کنسرت موش‌ها نمایشی موزیکال برای گروه سنی کودک و نوجوان است که به نویسندگی فرهاد لباسی و کارگردانی سیده‌معصومه زیوری‌حسینی اجرا می‌شود...
1395/02/13
نمایش «کنسرت موش‌ها» کاری از گروه نمایش راسپینا از ۱۰ تا ۲۶ اردیبهشت‌ماه هر روز از ساعت ۱۹ در مجتمع فرهنگی شهیدآوینی همدان روی صحنه می‌رود. کنسرت موش‌ها نمایشی موزیکال برای گروه سنی کودک و نوجوان است که به نویسندگی فرهاد لباسی و کارگردانی سیده‌معصومه زیوری‌حسینی اجرا می‌شود.
سیده‌معصومه زیوری‌حسینی، کارگردان نمایش، در گفت‌وگو با همشهری درباره این نمایش و فعالیت‌های گروه راسپینا توضیح می‌دهد.
  • درباره نمایش کنسرت موش‌ها توضیح می‌دهید؟
کنسرت موش‌ها، نمایشی شاد، موزیکال و عروسکی برای کودکان و خانواده‌های آن‌هاست. برای اولین‌بار است که نمایش کودک با مضمون بهداشت و سلامت در استان همدان اجرا می‌شود.
  • علت انتخاب این موضوع چه بود و چه تأثیری در تغییر رفتار خانواده‌ها و به خصوص کودکان در مصرف تنقلات خواهد داشت؟
اگر ما بخواهیم به کودک مستقیم بگوییم که تنقلات نخور یا اینکه از او بخواهیم کارهای ناشایست انجام ندهد کودک قبول نمی‌کند و در برخی موارد حتی لجبازی هم می‌کند اما من با کمک روان‌شناس کودک (فرهاد لباسی) تصمیم گرفتم با کمک موسیقی، که تأثیر بیشتری بر کودک دارد، این کار را انجام دهم و از طریق کنسرت موش‌ها، که موضوعی کاملا آموزشی در حیطه بهداشت و سلامت دارد، بر کودکان به طور غیرمستقیم تأثیر بگذاریم. دلیل دوم این بود که بنا بر گفته لقمان حکیم (ادب از که آموختی از بی‌ادبان) خواستم الفاظ و اشعاری درباره تمیزی و سلامت بر زبان موجودی که خود عامل کثیفی و ناقل بیماری است جاری باشد تا تأثیر بیشتری داشته باشد.
  • به طور کلی رسالت تئا‌تر در این زمینه چیست؟
رسالت تئا‌تر در این زمینه منع کودک از بدی‌ها، آلودگی‌ها، بی‌نظمی‌ها، تصمیم‌های سرخود و بدون مشورت و تمرد از والدین است. در نمایش کنسرت موش‌ها تمام موضوعات و اشعار و حتی نور، دکور و تمام مسائل زیرنظر روان‌شناس کودک (فرهاد لباسی) انجام شده است.
  • با توجه به اینکه گروه راسپینا هم پرکار است و هم به صورت تخصصی درحوزه کودکان کار می‌کند، فکر می‌کنید چه بازخوردی از مخاطبان بگیرید؟
ما همیشه از بازخورد مخاطبان در اجرای نمایش‌های گذشته رضایت داشتیم. در نمایش کنسرت موش‌ها همه اجزا از قبیل کارگردانی، طراحی صحنه، نور و ساخت عروسک‌ها جزء به جزء با فکر و مدیریت کار شده و تبلیغات هم تخصصی و منحصر به فرد انجام شده است. به امید خدا از مردم شهر خوب همدان نتیجه خوب دریافت خواهیم کرد چون مردم ما به همه مسائل هنری واقف هستند.
  • نقش موسیقی در این نمایش چقدر است؟
نمایش کاملا موزیکال و شاد است و به طور کلی بار نمایش روی موسیقی و نور است. در واقع ما یک کنسرت واقعی را در ژانر کودک و خانواده‌هایشان اجرا می‌کنیم.
  • چقدر در این نمایش از طنز استفاده شده است؟
تا حدی که در موازات کار باشد، به گونه‌ای که نه کار خیلی خشک و رسمی باشد و نه خیلی به سمت لودگی برود.
  • آیا در نوشتن و اجرا به کودکان همدانی هم توجه شده یا فراگیر است؟
کودکان همدان نیز جزو مجموعه کودکان این سرزمین هستند پس کار به صورت فراگیر و همگانی است.
  • وضعیت نمایش کودکان در همدان را با توجه به امکانات چگونه ارزیابی می‌کنید؟
نمایش در حیطه کودک خوشبختانه در همدان رفته‌رفته جایگاه خود را پیدا کرده و امیدوار هستیم روزبه‌روز بهتر و بهتر شود. خوشبختانه ما مردم فهیمی داریم که از هیچ کاری برای کودکان خود کوتاهی نمی‌کنند.
  • برنامه‌های آینده گروه شما چیست؟
گروه نمایش راسپینا در آینده برنامه‌های جدید و جذاب همچنان در حیطه کودک به صورت تخصصی خواهد داشت. امیدواریم تا تابستان کار جدیدی را آماده کنیم.


برچسب ها: تئاتر همدان ، همشهری همدان ، کنسرت موش ها ،

سه شنبه 7 اردیبهشت 1395

«چرا یک مرد همراهت نیست؟» روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

«چرا یک مرد همراهت نیست؟» روی صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
 «چرا یک مرد همراهت نیست؟» روی صحنه
نمایش «چرا یک مرد همراهت نیست؟» به نویسندگی و کارگردانی روح‌الله صالحی و بازی سعید باغبانی‌نیر و مانا پوراسد در سالن پلاتوی آمفی‌تئا‌تر همدان روی صحنه رفته است...
1395/02/07
نمایش «چرا یک مرد همراهت نیست؟» به نویسندگی و کارگردانی روح‌الله صالحی و بازی سعید باغبانی‌نیر و مانا پوراسد در سالن پلاتوی آمفی‌تئا‌تر همدان روی صحنه رفته است.
روح‌الله صالحی از سال ۱۳۶۹ بازیگری تئا‌تر را آغاز کرده و در نمایش‌هایی مانند «سهراب شنبه» در جشنواره استانی حضور داشته است. وی که اولین تجربه کارگردانی خود را سال ۱۳۷۳ پشت سر گذاشت، سال‌هاست نویسندگی می‌کند و به عنوان طراح صحنه نیز با سایر کارگردانان همدانی همکاری دارد. آخرین کار او، به عنوان نویسنده و کارگردان، نمایش «چرا یک مرد همراهت نیست؟» با موضوع کشف حجاب در دهه‌های اول قرن حاضر است که اکران آن تا 8 اردیبهشت ادامه دارد. صالحی در گفت‌و‌گو با همشهری از تجربیات خود و وضعیت تئا‌تر در همدان می‌گوید.
  • از میان نویسندگی، کارگردانی و بازیگری به کدامیک گرایش بیشتری دارید؟
هر بخشی از تئا‌تر را که بتواند به دغدغه‌هایم پاسخ دهد کار می‌کنم.
  • با برگزاری جشنواره کودک در همدان خیلی از اهالی تئا‌تر به سمت کار کودک رفتند. شما چرا نرفتید؟
من در حوزه تئا‌تر بزرگسال کار می‌کنم و تا به حال در بخش تئا‌تر کودک کار نکرده‌ام چون تخصصی ندارم.
یکی از شاخصه‌های توسعه در هر جامعه‌ای رشد فضا‌ها و حوزه‌های فرهنگی است و مهم‌‌ترین نماد رشد در حوزه فرهنگ داشتن تئاتری پویاست. اگر شما تئاتری پویا داشته باشید می‌توانید امیدوار باشید در جامعه توسعه‌ای پایدار مبتنی بر عقلانیت حاکم است؛ زیرا تئا‌تر است که جامعه را به نقد می‌کشد و روش زندگی را در جامعه رصد می‌کند. تئا‌تر نسخه نمی‌‌پیچد اما غیرمستقیم درد‌ها را بیان می‌کند. تئا‌تر آینه جامعه است و می‌تواند جامعه را از گسست‌ها‌‌ رها کند.
  •  چرا موضوع تاریخی انتخاب کردید؟
به نظر من داستان نمایش مسأله روز است شاید شکل و قالب کهنه است اما روایت نو و تازه است. یک حادثه تاریخی در ابتدای قرن حاضر رخ داده اما هنوز انعکاس آن را در جامعه می‌بینیم و اعتقاد ما را تحت‌الشعاع قرار داده است پس حرف روز نیز است.
  • ایده «چرا یک مرد همراهت نیست؟» از کجا آمد؟
از آنجا که در داستان‌نویسی و نمایشنامه‌نویسی درباره دوره‌های مختلف نوشتاری و گفتاری زبان تحقیق می‌کنم، در بخشی از این پژوهش‌ها به اواخر دوره قاجار رسیدم. بازی زبانی در ذهن من باعث شد فضایی را خلق کنم که یک دغدغه اجتماعی از آن دوره را دنبال کنم. به همین دلیل مسأله حجاب و کشف حجاب که از ابتدا به امروز برای من دغدغه بود را انتخاب کردم. من به دنبال این مسأله بودم که بانوان ایرانی در آن دوره چه کنش و واکنشی داشتند.

  • در نمایش شما شخصیت اصلی داستان بدون رجوع به قانون در حال انتقام‌گیری است. فکر نمی‌کنید این دفاع از خشونت و قانون‌گریزی باشد؟
در دوره تاریخی که کشف حجاب اتفاق افتاد یک بی‌قانونی حاکم بود حتی خود کشف حجاب یک نوع بی‌قانونی است چراکه سلسله مراتب قانونی برای آن رخ نداده است و دیکتاتوری آن را با زور اعمال کرد. شخصیت داستان هم چون با بی‌قانونی مادر خود را از دست داده و زخم‌دیده مقاومت می‌کند. نقطه مقابل زور مقاومت بود چون هیچ محکمه‌ای نیست که داد خود را بستاند؛ البته آخر کار به معنویت و سقاخانه پناه می‌برد و معنویت را برمی‌گزیند.
  • بازخورد کارتان تا الآن چطور بوده؟
باید ببینیم مخاطبان چه نظری دارند. اما از آنجا که من دنبال تجربه‌های جدید فرمی و زبانی هستم راضی‌ام؛ البته تاکنون عده‌ای راضی بودند و عده‌ای نظر خوبی نداشتند که طبیعی است. ما اگر به خودمان و اطرافیانمان تلنگر بزنیم کافی است زیرا رضایت همه را نمی‌توانیم تامین کنیم.
  • وضعیت امروز نمایش در همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تئا‌تر همدان در تمامی کشور شناخته شده و چهره‌های سر‌شناس و خوبی دارد. اخیرا هم تبدیل شدن مجتمع آوینی به تئا‌تر شهر اتفاق خوبی بوده است. اگر حمایت همیشگی باشد، نمایش بدون وقفه اجرا شود و تئا‌تر بزرگسال هم در سبد کالایی خانواده جا بگیرد بسیار مورد استقبال اهالی تئا‌تر قرار می‌گیرد. ما در همدان یک دوره طلایی را پشت سرگذاشته‌ایم و امیدوارم به آن دوره باز گردیم. جشنواره بین‌المللی روی کودکان تأثیر خوبی داشته اما برای وقتی که کودکان بزرگ می‌شوند چه تدبیری داریم؟ ما باید برای کودکانی که بزرگ می‌شوند هم شرایط را آماده کنیم.  مشکل اصلی تئا‌تر تبلیغات است که امیدواریم شهرداری همکاری بیشتری در این زمینه داشته باشد. همیشه بخش بزرگی از مردم همدان متوجه اجراهای ما نمی‌شوند.

استقبال خوب سعید باغبانی بازیگر اصلی نمایش «چرا یک مرد همراهت نیست؟» است. از این بازیگر شناخته‌شده همدانی نیز از چگونگی همکاری‌ خود در این نمایش پرسیده‌ایم.
  • همکاری شما با کارگردان از کجا شروع شد؟
این نمایش را آقای روح‌الله صالحی سال گذشته برای جشنواره استانی آماده کرده بود که متاسفانه به نتیجه نرسید. بازیگر مرد محمود غفاری بود که به توافق نرسیدند و نتیجه این شد که آقای صالحی این نقش را در بهمن‌ماه گذشته به من پیشنهاد داد و من وقتی متن را خواندم پذیرفتم. فرصت کم بود و تعطیلات نوروز هم باعث شد چندان وقت تمرین نداشته باشیم. بعد از تعطیلات نیز اجرا‌ها را آغاز کردیم.
  • بازتاب اجرای نمایش چگونه است؟
خوشبختانه خیلی راضی هستیم چون تماشاگران هر شب استقبال خوبی دارند. هم از اعضای گروه که تلاش زیادی برای تبلیغات کردند تشکر می‌کنم و هم از مردم. مردم بسیار فهیم و فرهنگ‌دوست هستند و هر وقت نمایش خوبی اجرا شده به سالن‌ها آمده‌اند و کار ما را تماشا کرده‌اند. جدا از تبلیغات مقصر ما هستیم که کار خوب ارائه نمی‌کنیم.
  • برنامه شما برای سال جاری چیست؟
قرار است در یک نمایش عروسکی برای امید انصاری عروسک‌گردانی کنم که برای جشنواره بین‌المللی عروسکی است. کاری از علیرضا نادری به نام «پچ‌پچه‌های پشت خط نبرد» برای اجرا داریم که یکی از بهترین نمایشنامه‌های ۴ دهه اخیر است و بازیگرانی از۳ یا ۴ دهه اخیر بار دیگر روی صحنه بر می‌گردند
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%86%D8%B1%D8%A7-%DB%8C%DA%A9-%D9%85%D8%B1%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%AA-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%9F%C2%BB-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ، تئاتر همدان ، چرا یک مرد همراهت نیست ،

یکشنبه 29 فروردین 1395

«رنگ رنگ نقاشی» دور از همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،گفتگو ،

«رنگ رنگ نقاشی» دور از همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
 «رنگ رنگ نقاشی» دور از همدان
«رنگ رنگ نقاشی» نام نمایشی است که این روزها توسط برادران دوست‌قرین در تالار هنر تهران به روی صحنه رفته است. صالحه اسدی، رامین خزایی، مریم الهامیان، شیما لطیفی، مرتضی عبدالهی و یاسمین زارعی بازیگران این نمایش هستند و محمد نصرتی آهنگساز شناخته‌شده کشور برای «رنگ رنگ نقاشی» موسیقی ساخته است...
1395/01/29
«رنگ رنگ نقاشی» نام نمایشی است که این روزها توسط برادران دوست‌قرین در تالار هنر تهران به روی صحنه رفته است. صالحه اسدی، رامین خزایی، مریم الهامیان، شیما لطیفی، مرتضی عبدالهی و یاسمین زارعی بازیگران این نمایش هستند و محمد نصرتی آهنگساز شناخته‌شده کشور برای «رنگ رنگ نقاشی» موسیقی ساخته است. نمایش این اثر از 18 فروردین‌ماه آغاز شده و تا 17 اردیبهشت، به مدت یک ماه، ادامه خواهد داشت.
عباس و بهرام دوست‌قرین 2 برادر نمایش‌نامه‌نویس و کارگردان همدانی هستند که پس از 2 دهه فعالیت هنری در همدان مجبور شدند برای ادامه کار همدان را ترک کنند. این 2 کارگردان عرصه نمایش مدتی است در جزیره کیش فعالیت می‌کنند اما قلب و روحشان با همدان است و امیدوارند به زودی فضایی فراهم شود تا بار دیگر در زادگاه خود کارهای نمایشی را دنبال کنند. اجرای «رنگ رنگ نقاشی» بهانه‌ای شد تا با عباس دوست‌قرین به گفت‌وگو بنشینیم.
  • داستان نمایش «رنگ رنگ نقاشی» چیست؟
«رنگ رنگ نقاشی» روایت یک تابلو نقاشی نیمه‌تمام است. پس از آن‌که نقاش آن را رها می‌کند تابلو جان می‌گیرد، شخصیت‌ها از تابلو بیرون می‌آیند و به دو گروه شخصیت‌های رنگی و سیاه و سفید تقسیم می‌شوند و داستان ادامه می‌یابد.
  • فکر می‌کنم نمایش شما یک بار در همدان روی صحنه رفت. این اولین اجرا در تهران است؟
در سال‌های گذشته «رنگ رنگ نقاشی» در چند استان به صورت عروسکی اجرا شده بود. در همدان نیز پیش از این به روی صحنه رفته است و در جشنواره نمایش‌های عروسکی هم حضور داشت اما این‌بار با حضور بازیگران و غیرعروسکی اجرا می‌شود.
  • علت اجرای این نمایش در تهران چه بود؟
چند کار در دست نوشتن و اجرا داشتم. برنامه قبلی نداشتیم و می‌خواستیم در تهران فعالیت داشته باشیم. وقتی پیشنهاد شد پذیرفتم. با مرکز هنرهای نمایشی صحبت کردم. این مرکز با تالار هنر به توافق رسید که اجراهایی در آنجا داشته باشیم. تمرین‌ها حدود 6 ماه طول کشید تا آماده اجرا شود.
  • شما در کیش فعالیت می‌کنید و بازیگرانتان از تهران و همدان هستند. این فاصله چگونه مدیریت می‌شود؟
من در واقع نویسنده کار هستم. در اجراهای قبلی همراه بهرام دوست‌قرین، برادرم، حضور داشتم اما این‌بار بیشتر من با بهرام هماهنگ می‌کردم و او در تمرین‌ها حضور داشت و اگر لازم بود من هم یا به صورت تلفنی یا حضوری همراهی می‌کردم.
  • چه تغییری در محتوا و اجرای نمایش نسبت به اجراهای گذشته صورت گرفته است؟
قطعا تغییراتی داشتیم. فرم اجرا کاملا تغییر کرد، شخصیت‌ها از عروسکی به انسانی تبدیل شدند؛ در نتیجه شیوه اجرا نیز تغییر کرد. موسیقی براساس اجرای جدید توسط محمد نصرتی ساخته شد، دکور نیز برای کار رئال است اما داستان جز در مواردی خاص چندان تغییری نداشت فقط دیالوگ‌ها کم یا زیاد شدند.
  • کار در تهران چه تفاوتی با شهرستان دارد؟
شرایط تهران حرفه‌ای‌تر است؛ در نتیجه نگاه‌ها نیز حرفه‌ای‌تر است، هم از طرف مدیران و هم از طرف اهالی تئاتر. این باعث شده مخاطب حرفه‌ای به وجود آید؛ پس همه کارگردان‌ها و تئاتری‌های شهرستان‌ها دوست دارند در تهران نیز کار اجرا کنند.
  • با توجه به اینکه مدتی است در کیش فعالیت می‌کنید وضعیت تئاتر در این جزیره را چگونه می‌بینید؟
تئاتر در کیش اصلا شکل و شمایل حرفه‌ای ندارد. ما تلاش می‌کنیم برنامه‌ریزی داشته باشیم، اوضاع تئاتر را بسامان کنیم و به نتیجه برسیم. در کیش تئاتر جنبه سرگرمی دارد و تئاتر حرفه‌ای و کار هنری مفهوم و جایگاه چندانی ندارد؛ البته جسته گریخته کارهایی صورت می‌گیرد اما رضایت‌بخش نیست. در این جزیره افراط در جنبه سرگرمی و تفریح نمایش را به سمت مضحکه برده اما در مدتی که به کیش رفته‌ایم، تلاش کرده‌ایم درحد توان خود حرکتی در جهت حرفه‌ای‌تر شدن تئاتر این منطقه کرده باشیم.
  • وقتی از بیرون به تئاتر همدان نگاه می‌کنید وضعیت این هنر را در استان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همدان ظرفیت خیلی خوبی در تئاتر دارد. اگر برنامه‌ریزی درستی شود تئاتر شکل می‌گیرد. طبقه‌بندی و شکل سازمان‌یافته در تئاتر همدان نداریم که این آشفتگی ایجاد هرج و مرج می‌کند و به تئاتر استان بسیار آسیب جدی وارد کرده است. سردرگمی را، هم در برنامه‌ریزان می‌بینیم، هم در اهالی تئاتر استان؛ البته این وضعیت، بخشی به دوستان تئاتری برمی‌گردد و بخش عمده آن با تصمیم‌گیران و مدیران بخش دولتی است که سیاستگذاری اداره ارشاد از جمله این موارد است.
یک معضل دیگری که تئاتر همدان دارد انجمن نمایش است. این نهاد در حد یک اسم باقی مانده و نتوانسته است فعالان این حوزه را سازماندهی و مطالبات تئاتر استان را پیگیری کند.
  • پیشنهاد شما برای بهبود وضعیت چیست؟
من اعتقاد دارم در همدان کارگردان خوب، بازیگر توانا، نمایش‌نامه‌نویس قوی و ظرفیت مناسب داریم اما گمشده این حوزه برنامه‌ریزی درست است تا این ظرفیت از حالت بالقوه به صورت بالفعل در آید. مشوق‌هایی لازم است که کمک کند تئاتر استان از این بن‌بست خارج شود.
  • علت مهاجرت شما از همدان چه بود؟
من همدان و بچه‌های تئاتر همدان را دوست دارم، عاشق مردم همدان هستم و برای کارهای تئاتری‌های همدان ارزش قائلم. همیشه ترجیح می‌دهم در حد همدان کار کنم. هیچ وقت دنبال دیده‌شدن نبودم. علاقه‌ای به حضور در جشنواره‌ها نداشتم و دنبال موقعیت‌های بزرگ نبودم.
همیشه تلاش کردم در کنار مردم همدان و هنرمندان همدان باشم اما متأسفانه شرایطی پیش آمد که مجبور شدیم همدان را ترک کنیم. یکی از علت‌ها به مشکلات کاری در همدان برمی‌گردد که اجازه نمی‌دهد کاری که دوست داریم انجام دهیم. موانع در همدان زیاد است.
  • دوست دارید به همدان برگردید و دوباره کار کنید؟
بسیار متاسفم که در همدان نیستم اما هرجا باشم خودم را همدانی و از بچه‌های تئاتر همدان می‌دانم و معرفی می‌کنم. همیشه از استانم درحد توانم دفاع می‌کنم. امیدوارم نام همدان زنده و پویا باشد و روزی بتوانم باز هم در همدان و در کنار همکارانم کار کنم و مخاطب و تماشاگر همدانی را در سالن‌ها ببینم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D8%B1%D9%86%DA%AF-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C%C2%BB-%D8%AF%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، همشهری همدان ، نمایش در همدان ،

به بهانه نمایش سوء تفاهم صورت گرفت؛

 گفت وگو با استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان

نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است | یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد.
به گزارش همدان پرس؛ نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است. 

یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند. 

نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد. حضور این هنرمند پیشکسوت در این نمایش بهانه ای برای این گفت وگو شد.

چه شد که بار دیگر به صحنه تئاتر برگشتید؟
آقای سهراب نیک فرجاد تماس گرفتند و گفتند نقشی دراین نمایش هست و من خود ایشان را وکیل قرار دادم و گفتم نمی توانم تصمیم بگیرم و با پیشنهاد ایشان پذیرفتم.

نقش شما در این نمایش چیست؟
قدیم ها درتئاتربرخی ها  نقشی را برعهده می گرفتند که به آن «نقش مردی» گفته می شد  

«نقش مردی» در واقع آزمایشی بود برای کسانی که علاقمند بودند بیایند به کار بازیگری و تئاتر. یک بار در یک نمایش دوستی، بسیار علاقمند بود که سر صحنه بیایدو بازی کند، یک نقشی داشتیم که فردی می آمد و پیرمردی را کول می کرد و از یک سوی صحنه به سوی دیگری می برد این دوست آن قدر علاقمند بود که یک «سور» یا هدیه ای به بازیگر این نقش داده بود تا به جای بازیگر ما پیرمرد را درهنگام اجرای تئاتر خودش حمل کند. خیلی جاها این نقش مردی وجود داشت و من هم در نمایش سوء تفاهم نقش مردی دارم.

چه کار می کنید؟
شخصیتی را دارم که فرد مرموزی است و اصلا دیالوگ ندارد  تنها حرکت است. البته دوستان سوری به من نداده اند.

یعنی از نقشتان در این نمایش رضایت ندارید؟
می دانید این موضوع را نمی توان کتمان کرد که من از حضور در این نمایش احساس غبن نمی کنم دیگران، تماشاچیان وهرکس درمورد من هرنظر و ظن مثبت یا متفی دارد در جای خود محفوظ است اما برای من واقعا لذت بخش است که بازهم در صحنه ای با تماشاچی هایی که با آن ها انس گرفته ام، هستم این با مردم بودن برای من بسیار لذت بخش است.

بازخورد کارهای شما در جامعه چگونه است؟ 
گاهی وقت ها که برای خرید یا کاری به بیرون از خانه می روم، افرادی احوالپرسی می کنند و می گویند مرا می شناسی؟ می گویم نه متاسفانه. می گوید فلان تماشاخانه یا فلان نمایش یادت هست؟ این ها یک نیرو و انرژی خاصی به من می دهد. حال که چهره در چهره تماشاگر هستم برای من بسیار با ارزش است و این لذت برای من کافی است.

اهالی تئاتر همکاری با شمار را یک سرمایه و تجربه گران بها می دانند نگاه شما به این قضیه چگونه است؟
آنچه همکاران تئاتری من و دیگران در مورد من فکر می کنند مقوله جدایی است و خود من آن لذت واقعی که یک لذت معنوی است از صحنه می برم.

خیلی از افرادی که سال های دور تئاتر می دیدند و دوستاران قدیمی تئاتر هنوز انتظارحضور پیشکسوت ها را بر روی صحنه می کشند حضور شما چه تاثیری بر آشتی مردم با تئاتر دارد؟
البته این برداشت ایشان است و اگر چنین مساله ای در کانون فکری ایشان برای حضور من و امثال من بوده حداقل یکی از آنان جامه عمل پوشیده و من روی صحنه هستم حال آنها چه خواهند کرد و چه پاسخی به حضور من خواهند داد، آیا در این شب در سالن حضور خواهند داشت؟ البته همانطور که گفتم همشهریانم همیشه به من لطف دارند.

این چهره در چهره شدن چه ویژگی هایی دارد؟
جدای از لطف این دوستان، در شب های نمایش این تماشاچی است که خود را نشان خواهد داد. لااقل اگر ما چیزی تجربه نکرده باشیم این تجربه را از تماشاگر آموخته ایم که نگاه او چه می گوید، حرکت و رفتارش چه می گوید، خوب است، بد است، طعنه آمیزاست یا بیراهه رفته ایم این ها را بدون این که حرفی بزند از حرکت اش متوجه می شویم و به ما القا می کند. همچنان آیا کارمن هم توانسته، آنچه منظور متن بوده را به آنها القا بکند. هرچند به زعم خودم کارم را انجام داده ام اما از این تاثیر فعلا بی خبرم.

فضای تمرین ها چگونه بود؟
تمرین ها بی نهایت جالب است هرچند نقش من حرکت های به ذهن سپرده ای دارد و به سان رباطی آمدورفت می کند اما من از حرکت و بازی همراهانم لذت می برم.

اینکه چهارنسل تئاتر همدان در کنارهم بازی می کنند و حضوردارند چه تاثیری می تواند در الگوپذیری سایر گروهای تئاتری داشته باشد؟
به نظر من کم هست. باید خیلی بیشتر حتی علاقمندان و افرادی که در لیست تئاتر همدان هستند،بیایند و تبادل افکار و اندیشه داشته باشند. دادن و ستاندن فرهنگ خود به خود عامل پیشرفت فرهنگ است  پس خیلی بیشتر و برتر با تفکری عمیق تر برای کسب تجربه، چه در برنامه و چه خارج از برنامه لازم است حضور داشته باشند و ارتباط بگیرند. اگر چنانچه این ارتباط نباشد و هرکس راه خودش را برود یک جدایی، تفرقه و انشقاق به وجود می آید که حاصل مثبتی ندارد.

----------------
حسین زندی
----------------


برچسب ها: همشهری همدان ، همدان پرس ، نصرالله عبادی ، تئاتر همدان ، پدرتئاتر نوین همدان ،

دوشنبه 5 بهمن 1394

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهنگ عامه ،مشاغل ،تئاتر ،سینما ،روزنامه همشهری ،هنر ،

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه
ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است...
1394/11/05
 ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است و به همین دلیل خود را عکاس سیار می‌نامد. مردم همدان، به ویژه دهه شصتی‌ها، او را با شخصیت «آمیرزا» در سریال خاطره‌انگیز «مکتبخانه» پخش‌شده از سیمای همدان می‌شناسند؛ سریالی موزیکال با گویش همدانی که صادق آشورپور آن را کارگردانی کرده بود و زمانی از پرطرفدار‌ترین برنامه‌های صبح جمعه تلویزیون همدان بود. ناصر صفا این روز‌ها در آستانه ۷۲ سالگی کنار آبشار و کتیبه‌های گنجنامه از مهمانان این میراث هگمتانه عکس می‌گیرد. او در این گفت‌وگو از سرگذشت خود می‌گوید.
  • عکاسی را کجا یاد گرفتید؟
یک عکاسی به نام «متروپل» اول خیابان باباطاهر بود؛ مدتی آن جا کار کردم. مدتی هم نزد عکاسی به نام مرتضی بودم.
  • چند سال است عکاسی می‌کنید؟
 حدود ۵۰ سال.
  • اولین دوربینی که خریدید چه زمانی بود؟
اولین دوربین را زمانی خریدم که یک مغازه میوه‌فروشی در فرعی خیابان اکباتان در کمربندی نظربیک داشتم. یک روز یک پیرمرد با دوربینی در دست وارد مغازه شد و گفت این را پسرم برایم فرستاده و نمی‌دانم چه‌کارش کنم. من آن دوربین را ۲ تومان و یک حلقه فیلم هم به قیمت ۱۵ ریال خریدم و‌‌ همان روز از دوستان و آشنایان عکس گرفتم. برای هر عکس ۵ ریال می‌گرفتم و آن روز ۵ تومان کاسب شدم. دوربین ۱۶ تا فیلم داشت و ۲ ریال هم برای ظهور و چاپ می‌گرفتند. آن زمان عکس‌ها را به رنگ سبز چاپ می‌کردند و ما به آن عکس‌ها می‌گفتیم عکس رنگی.
  • از آن زمان شغلتان را تغییر دادید؟
بله با ۲ تومان عکاس شدم. بعد از آن با یک دوربین روسی و فلش شدم عکاس سیار.
  • کجا عکاسی می‌کردید؟
من از دوران جوانی که عکاسی را شروع کردم همیشه در طبیعت بودم. اوایل در منطقه «آخر آسفالت» بودم که آن زمان خاکی بود و خودرویی‌ تردد نداشت؛ اما طبیعت زیبا مردم را به آن جا می‌کشاند و من هم بساط عکاسی را آن جا پهن می‌کردم. بعد‌ها عکاسی صفا را در‌‌ همان محله نظربیک باز کردم و مدتی هم خیابان جانبازان بودم.
  • چرا مغازه عکاسی را تعطیل کردید؟
از روزی که تلفن همراه آمد عکاسی دیگر به صرفه نبود. به همین دلیل حدود ۵ سال است که مغازه‌ام را جمع کرده‌ام.
  • از کسانی که سال‌های اول عکاسی پیش شما عکس گرفته‌اند کسی مراجعه می‌کند؟
بله؛ خیلی‌ها هنوز عکس‌هایی را که من مهر عکاسی صفا در کمربندی نظربیک را بر آنها زده‌ام، دارند. حدود ۴۰ سال از آن زمان گذشته است.
  • عکس‌های شما چه ویژگی خاصی داشت که در عکس‌های همکارانتان نبود؟
آن زمان لباس غربی، اسب و اسلحه بود که من به مشتری‌ها می‌دادم، می‌پوشیدند و عکس می‌گرفتند که خیلی طرفدار داشت.
  • عکاسی قدیم و جدید چه تفاوتی دارد؟
قدیم اگر عکس را روی یک تکه کاغذ به مشتری می‌دادیم اعتراض نمی‌کرد، چون آگاهی مردم اینقدر نبود.
  • نگاتیوهای قدیم را حفظ کرده‌اید؟
نه دیگر، چون چند بار جابه‌جا شدم و کسی دیگر چاپ نمی‌کرد.
  • لذت عکاسی قدیم بیشتر بود یا حالا؟
قدیم خیلی بهتر بود. روتوش و چاپ می‌کردیم. عکس رنگی وجود نداشت. من شب‌ها در خانه با کاغذکشی عکس‌ها را رنگ می‌کردم.
  • این‌جا چه وضعیتی دارید؟
سی چهل سال است که هر روز ساعتی را به اینجا می‌آیم؛ اما از وقتی دوربین دیجیتال و موبایل آمد کاسبی ما هم خراب شد. اما من به خاطر علاقه‌ای که به صحرا و طبیعت دارم می‌آیم.
  • بیمه یا بازنشسته هستید؟
نه؛ هیچ‌کدام.
  • چه آدم‌هایی در اینجا به شما مراجعه می‌کنند؟
همه جور آدم به اینجا می‌آید. گردشگر خارجی، شهرستانی، تا هنرپیشه‌ها و آدم‌های معروف. مثلاً حمید جبلی، بازیگر، چند وقت پیش آمد و عکس گرفتم. اما همدانی‌ها و کسانی که من را می‌شناسند بیشتر مراجعه می‌کنند و برخورد خوبی با من دارند.
  • چه نوع عکسی را دوست دارید؟
من دوست دارم هر عکسی که می‌گیرم عکس شادی باشد؛ چه عکس از طبیعت و چه عکس از افراد. دوست دارم موجب شادمانی شوم. اگر کسی که پیش من می‌آید اخم کرده باشد عکس نمی‌گیرم.
  • کسی برای آموختن عکاسی پیش شما می‌آمد؟
بله؛ تا چند سال پیش دانشجوهایی که با دوربین‌های آنالوگ رشته عکاسی را شروع می‌کردند می‌آمدند. چون با دوربین‌های قدیمی عکاسی می‌کردم و با دیافراگم و سرعت این دوربین‌ها آشنا بودم.
  • هیچ اتفاق افتاده که سازمان‌ها و مسئولان از شما بخواهند از مراسمی عکاسی کنید؟
نه؛ تاکنون چنین درخواستی از من نشده.
  • در مجالس و عروسی‌ها هم عکاسی می‌کردید؟
بله؛ در همدان قدیم رسم بود کسانی که می‌خواستند عروسی با شکوهی داشته باشند عکاس ببرند. این بیشتر در طبقه بازاری‌ و کارمندان بود و در بین مردم فقیر رایج نبود.
  • قدیم که فیلم‌ها ۲۴تایی و ۳۶تایی بود معمولاً چند فریم را خراب می‌کردید؟
بستگی به این داشت که خودم ظاهر و چاپ کنم یا به چاپخانه بدهم. معمولاً وقتی خودم انجام می‌دادم بیشتر فیلم‌ها سالم بود اما وقتی به عکاسی‌های دیگر می‌سپردم گاهی نور زیاد می‌دادند و عکس‌ها محو می‌شد.
  • تجربه بازیگری چطور بود؟
اگر با دوربین آشنایی نداشتم نمی‌توانستم به راحتی مقابل دوربین تلویزیون و سینما بایستم و بازی کنم. بازیگری که وارد این عرصه می‌شود بهتر است با این رشته‌ها آشنایی داشته باشد و مهم‌تر این‌که حتما آموزش دیده باشد.
  • در رشته عکاسی به کار کدام عکاس علاقه‌مندید؟ مثلاً دوست داشتید جای کدام یک از عکاسان مطرح باشید؟
من دوست ندارم جای هیچ کس دیگری باشم؛ همین که جای خودم هستم بسیار راضی‌ام. وقتی جای خودم هستم کار خودم را ارائه می‌کنم؛ مثلاً در سریال «مکتب‌خانه» نقش مرا چندین نفر بازی کرده بودند اما هیچ‌کدام کار من نشد و مردم مرا می‌شناسند. هر کسی را برای کاری ساخته‌اند. من دوست دارم هر روز بر چهره چند نفر لبخند بنشانم و این بهترین لذت است.
  • امروز که در دهه هفتم زندگی هستید و سال‌ها عمر خود را در راه بازیگری و عکاسی گذرانده‌اید، فکر می‌کنید مردم همدان و نهادهای دولتی حق شما را ادا کرده‌اند؟
مردم همدان بسیار قدر‌شناس هستند؛ اما من زمان بازیگری فکر می‌کردم مرا بیمه کنند و در این سن و سال حقوقی داشته باشم تا مجبور به کار کردن در این سن نباشم. اگر بیمه بودم و حقوق بازنشستگی داشتم بیشتر وقتم را در خانه به نوشتن نمایشنامه می‌گذراندم؛ اما اکنون درآمدی ندارم. هر کسی هنر و کاری انجام می‌دهد، می‌خواهد آتیه و آینده خود و خانواده‌اش را تأمین کند و من حدود ۴۰ سال در اداره ارشاد، رادیو، تلویزیون و سینمای جوان بازی کرده‌ام و گاهی نوشته‌ام، اما نتیجه‌ای حاصلم نشده است. برای مثال ۱۴ ماه که در سریال مکتب‌خانه کار کردم مبلغ ناچیزی به من به‌صورت قسطی پرداخت کردند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%9B-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، ناصر صفا ، عکاسی همدان ، تئاتر همدان ،

شنبه 3 بهمن 1394

همدان در سوگ یک بازیگر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

همدان در سوگ یک بازیگر

وداع مظاهر هندی ورکانه

مظاهر هندی ورکانه هنرمند رادیو، تلویزیون و تئاتر عصر روز دوشنبه در سن 36 سالگی در گذشت.

 مظاهر هندی ورکانه متولد 14 مرداد 1358 بود. او از اواخر دهه 70 خورشیدی با هنرمندانی مانند محمدعلی مهیمنی وارد عرصه تئاتر شد و سال­ها به عنوان بازیگر و مدیر صحنه در این عرصه فعالیت کرد همچنین  همزمان فعالیت هنری خود را در رادیو از سال 1379 آغاز كرد و بیش از 15 سال به عنوان بازیگر و اِفكتور در رادیو فعالیت کرد هندی ورکانه  همچنین به عنوان گزارشگر رادیو ، بازیگر ، صدا پیشه ، تصویر بردار و افکتور در صدا و سیمای مرکز همدان فعالیت می کرد .

نمایش «دُرّ و صدق»، «طمع»، «دل و دشنه»، «موج مهربانی»، «فرشته ها»، «صدای سوت باران» و طمع از آثار به جای مانده از این مرحوم است. همچنین از آثار وی در حوزه تئاتر می توان نمایش صبور، من دیگه آدم بشو نیستم، مرگ آمد ما هم مردیم، یک کمی پیاده راه برویم، در راه ماندگان  را نام برد.به همراه تله فیلم غریبه و گزارشگری شب غربی است.
یکی از ویژگی های شخصیتی و رفتاری او مهربانی و خوش برخوردی بود که بیشتر مردم همدان رابطه خوبی با آن مرحوم داشتند. او تحصیلکرده  رشته گرافیك كامپیوتری بود و علاوه بر فعالیت های نمایشی در دوبله و هنرپیشگی صداپیشگی آثاری را از خود برجا گذاشت.
این هنرمندهمدانی از سال 1385در قسمت تولید صداوسیمای همدان به عنوان بازیگر فعالیت کرد و پس از آن در چند سریال به عنوان دستیار کارگردان همکاری می کرد. برخی ازمتن های آثار نمایشی رادیویی را که بازی می کرد خودش می نوشت و تجربه هایی در نمایشنامه‌نویسی و تصویربرداری تلوزیون نیز داشت.

زنده یاد هندی ورکانه مدتی بود که با عارضه قلبی دچار بود و سرانجام شامگاه دوشنبه در بیمارستانی در تهران جان به جان آفرین تسلیم کرد .پیکر این هنرمند جوان همدانی پس از تشییع بر دستان مردم هنر دوست همدان در باغ بهشت این شهر آرام گرفت.

گفته می شود مسئولان بتغ بهشت همدان و اداره ارشاد اجازه ندادند پیکر این هنرمند در قطعه هنرمندان باغ بهشت به خاک سپرده شود.

پس از مرگ این هنرمند همدانی دوستان، همکاران و شاعران همدانی با سرودن اشعار و مرثیه ابراز احاسات کردند. در اینجا سروده هایی از مهدی شادمانی و مریم رازانی را می خوانیم.

...
.
.

.
نه خودت را به خواب زده‌ای
نه مُرده‌ای، نه.
خواب خودش را به تو زده است که آرام بگیرد
مردن خودش را به تو زده است که خنده‌ دار شود
خنده دار است که باور کنم مظاهر هندی که باور کنم مظاهر هندی که باور کنم...
اما مظاهر هندی آن قدر خندیده است 
که بادهای همیشه‌ی همدان طعمی از به سُخره گرفته شدن پیدا کرده‌اَند در تمام فصول.
.
باور کن باور می‌کنم که تو مرده‌ای
باور می‌کنم که باید بیایم گورستان سر روی شانه‌های سعید باغبانی بگذارم 
چیزی نداشته باشم به مریم رازانی بگویم
چیزی نداشته باشم به نرگس مرادی بگویم
اما خب که چی
برای تو چه فرق می‌کند که دست از سر خندیدن برنمی‌داری آن قدر دست از سر خندیدن برنمی‌داری
که قلب‌َت به این دنیا بگوید: زکّی... 
.
زکّی جهانِ پیش از مظاهر هندی
زکّی جهان پس از مظاهر هندی
زکّی سیگار کشیدن از روی خشم و استیصال
زکّی خندیدن به دهان خندان خاک که باز شده با تو بخندد
وَ بخندد به ما بگوید: زکّی، حالا مظاهر را با تمام خنده‌هایش صاحب شده‌اَم.
.
زکّی
زکّی
زکّی.
نقطه:
اول خط
مظاهر هندی 
نه خودش را به خواب زده
نه مُرده
فقط قلب‌ش را فرو کرده در چشم دنیا./.
.
مهدی شادمانی روشن
سه شنبه 29 / 10 / 94

..........................................................................

گفتم قاصدک قصه ی منی. خندید؟ نه ! چهره ش به تبسم نشست . طوری که نبیند ، پشت ِ یک فال که از قفس مرغ عشقِ توی خیابان خریده بودم نوشتم :
من پریشانیِ یک قاصدک ام
زیر باریدنِ یکریزِ تگرگ 
و خروشیدنِ بی وقفه ی سیل
باد فریادِ مرا خواهد برد؟

زیرش نوشتم: مظاهر

مریم رازانی


برچسب ها: مظاهر هندی ورکانه ، تئاتر همدان ،

تعداد کل صفحات: 3 1 2 3
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic