فرهنگ چیست که به آن دل بسوزانند

خیال می کنید برج سازی آبادانی است!؟

حسین زندی

مدتی پیش نشست شناسایی و حفظ میراث ناملموس در همدان با حضور و سخنرانی میهمانان و استادانی در رشته های مختلف برگزار شد. از جمله مردم شناس برجسته دکتر محمد میرشکرایی، معاونت میراث فرهنگی کشور محمد حسن طالبیان ، رئیس دفتر مطالعات منطقه ای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس آسیای غربی  یونسکو یدالله پرمون ، استاندار همدان  محمدناصر نیکبخت ، مدیر کل دفتر ثبت آثار تاریخی کشوردکتر فرهاد نظری  و مورخ برجسته و نسخه شناس همدانی دکتر پرویز اذکایی در این نشست به ایراد سخنرانی پرداختند. دکتر اذکایی با رویکرد تاریخی به تحلیل میراث فرهنگی پرداخت و از وضعیت تخریب آثار تاریخی و معنوی انتقاد کرد به دلیل اهمیت موضوع بتهر دیدیم بخش هایی از متن این سخنرانی را در نویسار منتشر کنیم تا خوانندگان با شرایط میراث همدان بیشتر آشنا شوند.

دکتر پرویز اذکایی مورخ و نسخه شناس همدانی در آغاز سخنان خود گفت: عرض سلام دارم خدمت اساتید معظم، علما و فضلای فرهنگ مدار که اینجا خطابات بلیغ فرمودند بالاخص دوست دیرین چهل پنجاه ساله آقای دکترمحمد میرشکرایی. واقعا مستفیض شدیم، بنده عرضی ندارم که بر مطالب ایشان علاوه کنم. تنها برای امتثال امر آقای زندی و مهندس سروش اینجا هستم. نمی­دانم چه بگویم؛ چند کلمه عرض ­می­کنم. بنده طلبه تاریخ هستم و میراث فرهنگی ملموس یا ناملموس، معنوی یا مادی را آموخته ام که از منظر تاریخی به آن نگاه کنیم. دوستان فاضل دانشمند اینجا چیزهایی گفتند که جگرم کباب شد و دلم به درد آمد میراث معنوی و مادی تقریبا نابود شده است و چیزی از آن نمانده. به قول همدانی­ها «میراث همدان یی قرته­ای بود بچه­ها خوردن رفتن صحرا تمام شد». فقط می­خواستم عرض کنم که در باب این مسائل ردیابی نشد.

این مورخ همدانی در بخشی از سخنرانی خود گفت: از میراث گرانبار دوره ساسانی صحبت شد و دوره آل بویه و مخصوصا دوره پارتها(اشکانیان) یعنی همان دوره پهلوانی. بنده یک جا در مقدمه کتاب رازی نوشته‌ام: «این ملت کهنسال در دو دوره تاریخش روز خوش دیده است، یکی همان دوره پهلوانی و دیگری دوره آل بویه که از قضا شبیه دوره پهلوانی است » موقع تفوق نژاد ایرانی، چرا که هر دوی اینها ایرانیان با نژادی بودند. تفوق فرهنگی بر مبنای عنوان روبنا-به قول آن فیلسوف- بر حسب صورت­بندی های اقتصادی اجتماعی است. اگر در تاریخ می­خوانید و می­بینید که اقوام ترک و تازی به ما حمله کردند و باز هم فرهنگ ما بر قرار است علت این است که آنها از لحاظ صورت بندی های اجتماعی یک مرحله یا دو مرحله از ما عقب تر بودند. حتی امپراطوری روم هم نتوانست بر ما برتری فرهنگی پیدا کند چرا که ما دارای صورت بندی اجتماعی اقتصادی به نام زمین داری آرمنده بودیم و آنها از ما یک مرحله مهم تاریخی عقب تر بودند و در مرحله برده داری قرار داشتند.

اذکایی با اشاره به سخنان سخنرانان پیش از خود گفت:  تمام سخنانی که امروز فرمودند تحلیل تاریخی دارد، البته اینجا جای تحلیل تاریخی نیست فقط نقل قولی می­کنم از یک فیلسوف قرن چهارم به نام ابوالحسن عامری، او کسی است که بر ابن سینا تاثیر گذاشته است. این فرد از دست حکام و فقهای زمانه به خاطر تکفیرشدن فراری بوده و در نهایت از ترس تکفیر و تحریم حکام، سلاطین وفقهای وابسته به آنها کتابی نوشت به نام مناقب اسلام که در مطاوی کتاب مطلب بسیار مهمی را بیان کرده است. بنده این مطلب را چند جا نقل کرده­ام ولی برای اولین بار استاد شهید مطهری مطلب را بیان کرده است. می­گوید: « ایرانی ها که در مورد عناصر عمران و آبادانی، فرهنگ و تمدن و اینها شهره جهانند و خلاصه در مورد شکوفایی فرهنگی و عمران و آبادانی هیچ چیز کم نداشتند، فقط گرفتار دو بلای بسیار ویرانگر بودند. بلای اول استبداد شاهنشاهی و سلطنتی ودوم استبداد موبدان دینی» و توضیح می­دهد چرا که شخصی نظریه پرداز بوده است. برای اینکه مانع تحرک اجتماعی می­شده وانسان نمی­توانسته از یک طبقه اجتماعی به طبقه اجتماعی دیگر فرایازی و ارتقا پیدا کند. داستانش را اهل علم و فضلا می دانند مثلا کفشدوزی می­خواست پسرش جزء طبقه دبیران شود انوشیروان بسیار عادل! حتی در برابر تامین مخارج جنگ­هایش توسط کفشدوز این امر را نپذیرفت. بلای دوم به قول عامری استبداد دینی و موبدانی است که مرحوم مطهری از آن به عنوان-عین کلمه را عرض می­کنم- رژیم موبدانی یاد می کند. آن طور که عامری می­گوید مانع از ترقی فکری، اعتلای روحانی، رسیدن مردم به حکمت الهی و توجه به فلسفه می­شده است.

این پژوهشگر با اشاره به تاریخ ساسانیان افزود: بسیاری از شما، شاید شما نه ولی خیلی ها هستند خمیازه می­کشند برای دوره ساسانی که، آوخ دوره ساسانی چه دوره ای بود!، انوشیروان عادل چه بود و چه بود! ولی اصلا توجه ندارند که در آن دوره موبدان و مغان و اینها - آنطور که عامری می­گوید (بنده از خودم چیزی ندارم اهل سیاست هم نیستم طلبه تاریخم) چه استبدادی حاکم کرده بودند، تمام عناصر فرهنگی را نابود کردند البته ایرانی های دلیر و گندآور قیام­هایی کردند. قیام مزدک سرکوب شد. یک مکتب جهانی از این مبارزات ملت ایران در زمان ساسانیان یک مذهب جهانی بزرگ شکل گرفت مانویت، از بهرام اول گرفته تا بهرام پنجم تمام را سرکوب کردند، مزدکی ها را سرنگون کردند در خاک اینها، در هر صورت مشکل ما استبداد بوده است. بله این مشکل ما بوده است هر کس می­خواهد، به سمع جان گوش کند به ما می­گویند کشور استبداد شرقی. ویت فوگل کتابی نوشته وآنجا این مساله را ثابت کرده است. استبداد که شاخ و دم ندارد. آنطور که عامری می­گوید« یک وجهش استبداد سلطنتی بوده است» همین که عرض کردم از لوله تفنگ بیرون می­آید و یک وجهش هم از جانب موبدان و مذهب و اینها بوده است. حالا هی کاسه وای چه کنم دست بگیریم. فرهنگ ما از بین رفت تخریب شده محیط زیست تخریب شده است. چیزی از آن نمانده است. این همه از همدان تعریف می کنید بنده که خوش خوشانم نمی­شود. همدان 30 سال پیش را شما ندیده بودید. یکی از جنات اربعه بود حالا تخریب شده خیال می­کنید برج سازی آبادانی است؟ نه خیر اینها تخریب است. حرص و شره و طمع و آز بشری عامل این تخریب است، اینجا مردم هم مقصرند، مردم مقصرند یعنی آن طور که مولا علی می­گوید: «کیف ما تکونوا یولی علیکم» هر طور که باشید همان طور بر شما حکومت می کنند. مردم هم استبداد پذیرند. حرص و شره و آز، دیو آز که مانی می گوید در وجودشان مخمر شده دست از منافع آنی مادی برنمی­دارند. فرهنگ چیست؟ که دل بسوزانند ......  

از هفته نامه نویسار شماره 2


برچسب ها: میراث همدان ، دکتر پرویز اذکایی ، میراث ناملموس ،

چهارشنبه 29 مهر 1394

ضرورت تاریخ نگاری محلی در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

ضرورت تاریخ نگاری محلی در همدان

نویسنده: حسین زندی همدان – خبرنگار همشهری
ضرورت تاریخ نگاری محلی در همدان
دکتر «پرویز اذکایی» پژوهشگر و تاریخ‌نگار همدانی در مقدمه کتاب «همدان‌نامه» از ضرورت تحریر تاریخ محلی سخن می‌گوید و آن را به مثابه امری ادبی به شمار می‌آورد...
1394/07/29
 دکتر «پرویز اذکایی» پژوهشگر و تاریخ‌نگار همدانی در مقدمه کتاب «همدان‌نامه» از ضرورت تحریر تاریخ محلی سخن می‌گوید و آن را به مثابه امری ادبی به شمار می‌آورد. او همچنین می‌نویسد: «وطن دوستی انگیزه دیگر نوشتن تاریخ محلی است.» اما به جز آثار گرانسنگ این پژوهشگر همدانی، اثر درخور توجهی در زمینه تاریخ محلی همدان نمی‌توان نام برد که اصول روش‌شناسی و پژوهش دانشگاهی را به جا آورده باشد و نیز اطلاعات موثق و معتبری را در کتاب خود برای مخاطبان به جا گذاشته باشد.
اگرچه تجربه‌هایی از نوع دوم در این زمینه یعنی پژوهش‌های شخصی منتشر شده است، اما در این آثار نویسندگان از روش تحقیق و پژوهش کمتر بهره جسته‌اند و این کتاب‌ها بیشتر در حد انشا و خاطره‌های شخصی است. در نبود آثار معتبر پژوهشی همین اندک نوشتار و کتاب که توسط علاقه‌مندان به نویسندگی به صورت ناشیانه ضبط و ثبت شده در خور تامل و احترام است.
اما چرا در این زمینه، یعنی تاریخ محلی و به طور کلی همدان‌شناسی تولیدی علمی صورت نمی‌گیرد و اثری خلق نمی‌شود؟
آیا در این شهر سوژه تحقیق وجود ندارد؟ یا تعداد نویسنده‌ها و پژوهشگرها در حوزه همدان‌شناسی اندک است؟
به نظر می‌رسد موارد و دلایل مختلفی در این استان دست به دست هم داده است تا اتفاقی در این عرصه نیفتد. یکی از اصلی‌ترین علت‌ها این است که این حوزه در استان متولی ندارد، بدین معنی که هیچ نهاد، پژوهشکده یا دانشگاهی دغدغه و برنامه‌ای برای تحقیق در مورد تاریخ محلی، آداب و رسوم و فرهنگ عمومی استان و مردم همدان ندارد و ضرورتی نیز برای طرح موضوع احساس نمی‌کند. به طور مثال در دانشگاه‌های همدان پایان‌نامه‌های حوزه علوم اجتماعی، مردم‌شناسی و موضوعات فرهنگی کمتر به سمت استان سوق داده می‌شود.
به همین سبب کار معتبری در دوره‌های ارشد و دکتری نمی‌بینیم. در حالی که مدرسان دانشگاه‌هایی مانند گیلان موضوع پایان‌نامه‌های دانشجویان دوره ارشد ایران‌شناسی را تنها در حوزه گیلانشناسی می‌پذیرند.بنیاد ایرانشناسی در بیشتر استان‌های کشور، حتی در شهرستان‌ها نمایندگی دارد، اما مسئولان استان به درخواست‌های مردمی در زمینه ایجاد بنیاد ایرانشناسی پاسخی نداده‌اند و اقدامی در این مورد صورت نگرفته است.
هرچند با نگاهی به آثار منتشر شده از سوی این نهاد می‌توان دریافت که این بنیاد هم کارنامه چندان درخشانی در زمینه تولید و نشر آثار ندارد، اما به هر حال بودنش بهتر از نبودن است.
به تازگی حوزه هنری همدان در قالب پروژه‌ای، در حال گردآوری 110 جلد کتاب باعنوان دائره‌المعارف استان همدان است که بر اساس شواهد و قراین ناچارم در اینجا قضاوت و پیشداوری کنم که تعداد بسیاری از این کتاب‌ها در صورت انتشار هیچ باری از روی همدان‌شناسی برنخواهد داشت.
انتشار چنین کتاب‌هایی که به صورت سفارشی و دستوری از طرف نهادهای دولتی صورت می‌گیرد فقط برای تقویت کارنامه مسئولان استان است.
اگرچه نام‌هایی مانند دکتر علیرضا ذکاوتی‌قراگوزلو و دکتر پرویز اذکایی در فهرست اصلی این مجموعه به چشم می‌خورد، اما آیا از نظرات تخصصی ایشان استفاده شده است.
از سوی دیگر از گفتار متولیان امر و سفارش‌دهندگان این دائره المعارف چنین بر می‌آید که گویی چارچوب و قالبی ساخته شده تا هر آنچه در زمینه همدان وجود دارد در همین 110 جلد با تعدادی نویسنده خاص جا بگیرد و از سویی دیگر گویی هرآنچه را که دیگران انجام داده‌اند بی‌ارزش است.
تجربه دیگران نشان می‌دهد که اگر قرار باشد در این زمینه اتفاقی بیفتد، قطعا نیازمند مراکز پژوهشی مستقل و مردمی است. پژوهشگاه‌ها، بنیادها، موسسه‌ها و دائره‌المعارف‌هایی با تخصص‌های گوناگون می‌تواند زمینه‌ساز حفظ و انتشار آثار قابل قبولی در این زمینه باشد. واگذاری عرصه فرهنگ به بخش خصوصی و اهل فرهنگ مهم‌ترین کاری است که مدیران فرهنگی و مسئولان ارشد استان می‌توانند انجام دهند.
تنها تسهیل در زمینه صدور مجوز بنیادها و موسسه‌های همدان شناسی کافی است و به نظر این بار را باید بخش خصوصی و نهادهای غیر دولتی به دوش بکشند.
نباید فراموش کرد که با فراگیر شدن فناوری از یک سو و از بین رفتن راویان فرهنگ شفاهی و سالخوردگان از سوی دیگر این روزها آخرین فرصت برای ضبط و ثبت تاریخ محلی و شفاهی است.  
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B6%D8%B1%D9%88%D8%B1%D8%AA-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%85%D8%AD%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، تاریخنگاری محلی ، تاریخ شفاهی همدان ، دکتر پرویز اذکایی ،

یکشنبه 3 خرداد 1394

ادای احترام به سال‌ها پژوهش و نگارش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،روزنامه همشهری ،

ادای احترام به سال‌ها پژوهش و نگارش

نویسنده: حسین زندی/همدان- خبرنگار همشهری
ادای احترام به سال‌ها پژوهش و نگارش
عصر دوشنبه سالن ابن‌سینای همدان شاهد گردهمایی علاقه‌مندان فرهنگ و هنر همدان و مدیران ارشد شهر از جمله استاندار همدان، امام جمعه، مدیركل اداره فرهنگ و ارشاد، مدیركل اداره آموزش و پرورش استان و جمعی از نویسندگان و شاعران همدانی بود تا به 2 پژوهشگر مطرح استان دكتر«پروز اذكایی» نسخه شناس، فهرست‌نویس و مورخ برجسته همدانی و همچنین به پژوهشگر، منتقد و مترجم نام آشنای استان استاد «علیرضا ذكاوتی قراگوزلو» ادای احترام كنند...
1394/03/02
عصر دوشنبه سالن ابن‌سینای همدان شاهد گردهمایی علاقه‌مندان فرهنگ و هنر همدان و مدیران ارشد شهر از جمله استاندار همدان، امام جمعه، مدیركل اداره فرهنگ و ارشاد، مدیركل اداره آموزش و پرورش استان و جمعی از نویسندگان و شاعران همدانی بود تا به 2 پژوهشگر مطرح استان دكتر«پروز اذكایی» نسخه شناس، فهرست‌نویس و مورخ برجسته همدانی و همچنین به  پژوهشگر، منتقد و مترجم نام آشنای استان  استاد «علیرضا ذكاوتی قراگوزلو» ادای احترام كنند.

تجلیل از علم
استاندار همدان در این مراسم با تأكید بر جایگاه علمی دكتر پرویز اذكایی و استاد علیرضا ذكاوتی قراگوزلو گفت: قدر و منزلت بزرگان ما باید به درستی شناخته شود و همه ما باید برای بازشناسی فرهنگ استان تلاش وافری داشته باشیم.
«اكبر ایرانی» مدیرعامل انتشارات میراث مكتوب نیز در این مراسم گفت: بدون‌ تردید سخن گفتن از این دو دانشی‌مرد‌كاری است دشوار از این‌رو می‌كوشم تنها در بیان احساسم اكتفا و اشاره‌ای به همكاری‌های این دو عزیز با میراث مكتوب كنم.
 زیرا كه «یارم همدانی و خودم هیچ ندانی/ یارب چه كند هیچ ندانی به همه دانی». نام اذكایی و ذكاوتی در تاریخ و فرهنگ معاصر این كشور همراه با تعابیری چون دو یار غار و به قول حافظ حریف حجره و گرمابه و گلستان را تداعی می‌كند. تعبیری از دوست مشترك دور از وطن «ابوالقاسم امامی» دارم كه می‌گفت؛ نمی‌شود ذكاوتی بنویسی و اذكایی نخوانی و این یكی را ببینی و سراغ آن دیگری را نگیری.

چرا شهرهای ما از نخبگان خالی شد
سخنران دیگر این مجلس دكتر «حسین‌معصومی‌همدانی» پژوهشگر و منطق‌دان برجسته كشور بود  كه دوستی چندین ساله با اذكایی و ذكاوتی دارد. وی با اشاره به این دوستی و پیوند گفت: من با شهرهای دیگر پیوندی ندارم، اما وقتی به همدان می‌آیم دنبال چیزهایی می‌گردم كه پیدا نمی‌كنم. یكی از انگیزه‌های من برای آمدن به همدان دو نشانی بزرگ در زندگی من است. استاد اذكایی و استاد ذكاوتی. آشنایی من با اذكایی به مقاله‌هایی برمی‌گردد كه در نشریات محلی منتشر می‌كرد اما آشنایی من با ذكاوتی از نزدیک بود. چرا كه با برادر ایشان دوست بودم و بعدها با پیوند فامیلی این آشنایی بیشتر شد.
معصومی ادامه داد: یكی از مصیبت‌های ما در 50 یا 60 سال اخیر خالی شدن شهرهای ما از اهل علم بود. جاذبه‌های زندگی در تهران اشخاص را به سمت سواد اعظم می‌كشاند. همدان این اقبال را داشت كه اذكایی كه مدت‌ها در همدان نبود به همدان بازگشت و ذكاوتی هم هرگز از همدان بیرون نرفت. به یك معنی می‌توان گفت این 2 بزرگوار اوتاد این شهر هستند.

زنجیره‌های یادگیری
این پژوهشگر ادامه داد: من از هر دوی ایشان بسیار آموختم. از آقای اذكایی بسیار یادگرفته‌ام كه بیشتر از طریق آثار او بوده است. خیلی از مورخان، عرفان همدان را از طریق آثار ایشان آموخته‌اند به همین دلیل امروز كسانی از نقش اذكایی در شناساندن باباطاهر واقعی سخن می‌گویند.
انس من با آقای ذكاوتی بوده و ایشان آنقدر آدم قلندری است كه اگر من پاپی او نمی‌شدم هیچ یك از آثارش چاپ نمی‌شد. چرا كه همیشه بی‌اعتنا و بی‌میل به ظواهر است.
«اصغر محمد‌خانی» از مدیران شهر كتاب سخنران دیگر این مراسم بود كه به معرفی آثار دكتر اذكایی و ذكاوتی پرداخت و نقش ایشان را  در برنامه‌های دهه 70 و برنامه‌های مختلف شهر كتاب تشریح كرد.
در پایان این مراسم نیز «علیرضا ذكاوتی» گفت: من توقعی از دوستان ندارم و اگر اینجا حضور دارم به بهانه تجلیل از علم است. دكتر پرویز اذكایی نیز از برگزار‌كنندگان مراسم تشكر كرد.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AD%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D9%84%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D9%BE%DA%98%D9%88%D9%87%D8%B4-%D9%88-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، دکتر پرویز اذکایی ، علیرضا ذکاوتی قراگوزلو ، مفاخر همدان ،

 
 
جشن همدان با عزای خانه بدیع الحکما برگزار شد
 

جشن همدان دیروز در حالی برگزار شدکه چندی پیش خانه بدیع الحکمای این شهر تاریخی تا آستانه تخریب رفت. با این وجود دوستداران میراث فرهنگی همچنان دور هم جمع شدند تا میراث تاریخی، فرهنگی و طبیعی همدان را پاس بدارند.

 
 
 
خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- دکتر پرویز اذکایی که یکی از سخنرانان این جمع بود در این مراسم درباره وضعیت خانه بدیع الحکما اظهار نگرانی کرد و گفت: «باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند. ما عجب مردمانی هستیم.»
 
آغاز روز همدان
یکی از مولفه های توسعه فرهنگی، خصوصی سازی در عرصه فرهنگ است. پررنگ شدن نقش حکومت‌ها و دولت ها در امور فرهنگی، کارکرد و نتیجه رنگارنگ بودن را از تولیدات فرهنگی می گیرد و به یک پدیده تکراری تبدیل می شود. متولی گری در اجرای مراسم ها و مناسبت های فرهنگی نیز هم جنبه مردمی بودن آنرا کمرنگ می‌کند و هم ازمشارکت سلیقه های مختلف جلوگیری می‌کند.

 جلسه‌ای به مناسبت روز همدان
 
پس به نظر می‌رسد سپردن اجرای مراسم و مناسک فرهنگی نتیجه مطلوب تری داشته باشد. برگزاری روز همدان توسط سازمان‌های غیردولتی استان که با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی، اعضای شورای شهر قدیم و جدید، برخی از مقامات شهرستان و فعالان عرصه فرهنگ تجربه موفقی بود که پس از هشت سال اتفاق می افتاد. اعضای سازمان‌های غیر دولتی امیدوارند این گونه مراسم را بیشترتجربه کنند.
 
پس از اجرای آیین‌های رسمی، عباس زند با معرفی بابک مغازه‌ای مجری برنامه برای سخنرانی دعوت شد موضوع سخنرانی این پژوهشگر وضعیت چشمه های همدان بود. عباس زند گفت:« شهر همدان را شهر هزار چشمه می گفتند که از زیر قله کوه الوند این چشمه ها تا انتهای شهر جریان داشتند و هرساله توسط مالکان لایروبی می‌شدند. این چشمه با اینکه از مناطق مختلفی عبور داده شده بودند و در طول مسیر مدام توسط مردم استفاده می‌شد هرگز گل آلود و آلوده نمی‌شدند، این فرهنگ غنی در بین مردم بود که آلوده کردن آب را گناهی نابخشودنی می‌پنداشتند و پیش از اسلام هم ایزد آب و  آناهیتا نشانگر این مدعاست که مورد احترام بود و معابدی برای آناهیتا ساخته اند .
 
زند در ادامه گفت: در خانه هایی که دارای چشمه بودند از بامداد تا شامگاه به روی مردم جهت استفاده باز بود و آن را برای اجر اخروی می دانستند.
 
عباس زند در پایان سخنانش با برشمردن ده ها چشمه در شهر همدان ابراز تاسف کرد که این چشمه ها نابود شده اند.
 
سخنران دوم فرزند زنده یاد دکتر علی اقبالی، بنیانگذار رشته های نقشه برداری، زمین شناسی و کشاورزی در ایران بود که به شخصیت علمی دکتر اقبالی پرداخت. خانم اقبالی با تبریک روز همدان و روز پزشک از آرزوهای بزرگ پدر درباره همدان گفت:دکتر اقبالی عاشق بزرگی ایران بودند و علاقه خاصی به زادگاهشان استان همدان داشتند. تاسیس مدرسه عالی کشاورزی همدان در سال 1345 و پایه گذاری موسسه عالی آموزش عمران و توسعه روستایی از آن جمله است. او ادامه داد: پدرم همیشه دنبال باران بود و چشمه چون عاشق محیط زیست بود، دوست داشت زمین ها همیشه سبز باشند و آب و آبادانی را دوست داشت. اقبالی ادامه داد: من که فرزند ایشان هستم هرگز نتوانستم مثل ایشان برنامه داشته باشم دکتر اقبالی در آستانه 100سالگی همچنان کلی برنامه توسعه و آبادانی در سر داشت و او عاشق ایران بود و یک ایرانساز به تمام معنا بود، او می گفت من اول ایران را دوست دارم بعد بقیه فکرم برای بچه های خودم هست چون بقیه بچه های ایران هم حق دارند موفق و تحصیلکرده باشند.
 
پس از دکتر شکوفه اقبالی سخنران سوم،مهندس جعفر محمد علیزاده بنیانگذار موزه تاریخ طبیعی همدان و موزه بزرگ دانشگاه آزاد همدان و از شاگردان دکتر اقبالی پس از اینکه از حاضران درخواست کرد به احترام دکتر اقبالی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند. او گفت:« آقای دکتر انار بودند که هزاران دانه مثل من را در سراسر ایران دارند».
 
علیزاده ادامه داد من یکی از شاگردان دکتر اقبالی هستم که شاید گاهی باهم اصطکاک داشتیم اما نمی توانم بگویم ایشان الگوی من نبودند. در این زندگی که من کم تر شادی داشتم بزرگ ترین شادی من این بود که یک روز رفتم عکاسی دیدم عکس آقای دکتر اقبالی بالا دست و عکس من زیردست ایشان است و حاصل زحمات ایشان باعث شد که به عنوان شاگرد ایشان نفر اول ترویج علم در کشور در سال 1384باشم. من در آغاز سخنرانی اشاره کردم اولین دانشگاه جهان در همدان با کمک صد نفر از طلبه های زرتشتی تاسیس شد و بعد از هزاران سال دکتر اقبالی دانشگاه تاسیس کردند ، دکتر اقبالی برای تاسیس موزه همدان یک فولکس داشت که فروخت و چهار هزار تومان کمک کرد تا ما موزه را ایجاد کنیم. علیزاده در پایان با اشاره به اینکه ما همدانی ها به الوند پایبند بودیم و می گفتیم ما آب الوند خورده ایم اما الوند این روزها متاسفانه فراموش شده و شعری در وصف کوه الوند خواند : اجنبی می خواست تو را از من بگیرد الوندم / نتوانست/ اما ریزدانه های خاکش،ای اسف تورا محو کرده.
 
خانه بدیع الحکما جگرم خون است
پرویز اذکایی پژوهشگر ارزنده تاریخ که بیش از چهارصد مقاله، پنجاه رساله علمی و سی جلد کتاب در کارنامه خود دارند، در روز همدان به تاریخ همدان در دوره قاجار پرداخت.اما در این سخنرانی استثنایی که به همه جنبه‌های محیط زیستی، جغرافیا و فرهنگ و جامعه شناسی را در برداشت ومانند همیشه احساسات حاضران را برانگیخت.
 
باغ خانه بدیع‌الحکما
 
او گفت: قرن سیزدهم هجری قمری برابر با قرن 17و 18میلادی حدود 140 سال تمام دوره قاجاریه در ایران حکومت کردند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این جهت که آخرین دولت عشایری حاکم بر ایران بوده است، دولت هایی که طی 2700 سال در این آب و خاک حکمراندند منشا عشایری داشتند و این آخرین دولت عشایری است راز ماندگاری سرزمین هم توالی حکومت های عشایری است. نکته مهم این است که ما در عصر قاجاریه بود که با تمدن غربی آشنا شدیم دوره مدرنیسم یا تجدد از اواسط دوره قاجاریه از ایران آغاز شده دوره آغاز سرمایه داری و به اصطلاح چپ ها برژوازی در همین دوره بود.
 
پرویز اذکایی همچنین اشاره کرد: در دوسه روز گذشته جگرم خون است اگر تا حالا سکته نکرده ام نمی دانم چرا؟ باغ بدیع الحکما را دارند ویران می کنند بلدوزر گذاشته اند و دارند خرابش می کنند خبرنگاری را کتک زده اند 120 هکتار باغ را از بین برده اند حالا 62هزار متر باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم .
 
او با اشاره به شعری از عین القضات که در زندان بغداد برای همدان، همدانی که می گفتند یکی از چهار جنات جهان سروده است چند سطری درمورد الوند گفت: اما دریغا امروزه، بی هیچ پرده پوشی و بدون وطن دوستی ریایی، باید گفت که از آن همه لطف و طراوت ، سرسبزی و خرمی، جمال و نزاهت الوند، زیاده چیزی برجای نمانده است. بلای آلودگی های دم افزون زیست محیطی از یک طرف، ولی خصوصا توسعه ویران گرانه و ساختمان سازی از طرف دیگر تمام فضای حیاتی سبزینه و بیشه زارهای مصفا و باغ های پردارو باروبر را که حالا معلوم می شود چقدر هم منافع اقتصادی داشته اند یکسره به وسعت هزاران هکتار از دامنه الوند زدود و یکباره از میان برد که هنوز هم می برد .
 
طبیعت بی نظیری که جامه زیبای آفرینش آن را دست خداوند (جمیل و یحب الجمال) طی میلیون ها سال تطور طبیعی بر قامت الوند سرفراز ما پوشانده بود ، ظرف سی سال اخیر به یک طرفة العین با دست انسان طماع «ظلوم جهول» تجاوزکار معاصر پاره پاره ، دریده و گسیخته، نابود و ویران گشت مظهر آیات الهی در وطن ما اینک مزبله رجس آدمیان ناسپاس و نادان شده است.
 
خسارت های مطلقا جبران ناپذیری که طی چند دهه اخیر به بافت و ساخت طبیعی شهرو کوه و دشت ما وارد شده، فقط می تواند خیانت محض باشد،تخریبی که بر آن رفته ومی رود، هیچ قوم یاجوج و ماجوج و چنگیز مغول چنین بلایی برجای دیگرنازل نکرده است.اگر زمانی میلتون انگلیسی از کوهپایه های الوند به عنوان « بهشت بازیافته» سخن گفته بود اینک دریغ آمیز و سوگبار به واقع تنها می توان از آن «بهشت گمشده » یاد کرد . حالا مضمونی جز مرثیه یا«سوگ بر الوند» متبادر به ذهن نشد . دریغا که این کوه لخت بلند بالا دیگر آن « الوند» نیست خدا را ، الوند ما کجاست ؟ همدان ما کجاست؟
 
برنامه بعدی اجرای گروه موسیقی شهسواران بود که به آهنگسازی و نوازندگی قادر شهسواری و خوانندگی پرویز نظری اجرا شد در این برنامه پس از اجرای قطعه ای با عنوان الوند و آوازی در مایه اصفهان با شعر مولانا با تقدیم قطعه ای به نام مهد دلیران به دکتر پرویز اذکایی به پایان رسید. آخرین سخنران برنامه میلاد وندایی از باستان شناسان جوان همدان بود که به باستان شناسی همدان در دوران تاریخی پرداخت وندایی آثار مادی، هخامنشی، اشکانی و ساسانی اشاراتی داشت.و گفت هیچ اثر مادی از هگمتانه یافت نشده و همچنان پایتخت مادی هگمتانه در ابهام است.
 
دراین برنامه که به همت موسسه آموزش عالی عمران وتوسعه ونهادهای مدنی همدان از جمله انجمن دوستان زمین، کانون تبلیغاتی راد، بنیاد مهر ، پویشگران سفر پاک ،بهار ثمین الوند واتاق فکر انجمن های زیست محیطی همدان برگزار شد، نمایشگاهی از دستاوردهای اعضای انجمن ها در زمینه صنایع دستی و کتاب هایی که درهمدان منتشر شده بود درحاشیه مراسم برقرار شد که با استقبال حاضران مواجه شد.  
حسین زندی
 


برچسب ها: روزهمدان ، دکتر پرویز اذکایی ، باغ بدیع الحکما ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic