استقبال از نمایشگاه مجسمه‌های اردشیر محرابی در همدان

b_575_300_16777215_00_images_phocagallery_gellery_93_ardeshir-mehrabi_img_1018.jpg

هفته گذشته نگارخانه بوعلی سینا در همدان میزبان آثار حجمی «اردشیر محرابی»، مجسمه‌ساز جوان همدانی بود که با استقبال گرمی روبه‌رو شد. اردشیر محرابی اختر متولد اسفندماه 1358 در همدان است و سال‌هاست در زمینه مجسمه‌سازی فعالیت می‌کند و تجربه‌هایی در خلق آثار سنگی، گچی و چوبی دارد. به بهانه‌ی نمایش آخرین کارهای چوبی این هنرمند با او به گفتگو نشسته‌ایم.

سرچشمه علاقه شما به هنر از کجا می‌آید؟
از همان دوران کودکی به هنر علاقمند بودم، اغلب اسباب بازی خودم، دوستان و همبازی‌هایم را با چوب و گل می‌ساختم برای همین دوستان زیادی داشتم. این مرحله از زندگی من ادامه داشت تا اینکه بعد از اتمام دوران دبیرستان و هنرستان هنرهای تجسمی مشغول به کار در یک شرکت خصوصی شدم اما نامرتبط با هنر. در کنار کار شرکت و اوقاتی که در خانه بودم شروع به ساخت حجم‌های چوبی و مومی کردم. علاقه من به مجسمه‌سازی و حجم باعث شد به پیشنهاد یکی از دوستان به اصفهان برویم و ساختن ساز کمانچه را بیاموزیم. استاد «ابراهیم دره شوریان» ساخت کمانچه را به طور کامل به من آموزش دادند و پس از مراجعت به همدان کارگاه کوچکی دایر کردم.

مجسمه‌سازی را چگونه آموختید؟
در کنار ساخت کمانچه افتخار آشنایی و شاگردی استاد «عطاالله یوسفی» را داشتم. استاد بی ادعایی که خالصانه اطلاعات هنری و آموخته‌های خود را در اختیار شاگردان خود قرار می‌دهد. کار حجم نیز انجام می‌دادم در برخی از سازها هنر مجسمه (و سرستون‌های تخت جمشید) و ساز کمانچه که یک ساز ایرانی است را تلفیق کردم اما همچنان فکر حجم غالب بر ساختن ساز بود تا این‌که کاملاً به مجسمه‌سازی و حجم پرداختم. در سال‌های 1387 و 1388 در جشنواره‌های زمستانی ساخت تندیس‌های برفی همدان شرکت کردم و رتبه دوم سال 87 و رتبه اول 88 را کسب کردم و در سال 93 به همراه آقای «مرتضی شعبانی» داور بخش ساخت تندیس‌های جشنواره زمستانی بودم.

تاکنون درچند نمایشگاه شرکت کردید؟
نمایشگاه آثار حجمی گالری بوعلی سینا اولین نمایشگاه آثار بنده است که به طور انفرادی برگزار کردم.

به نظر می‌رسد از مصالح مختلف برای ساختن مجسمه استفاده می‌کنید، با کدام یک ارتباط بیشتری برقرار می‌کنید؟
چوب بیشترین استفاده در کارهای من را دارد ولی از مصالح و مواد دیگر مانند سنگ، گچ، گل سفال‌گری و صابون نیز در برخی از کارها استفاده می‌کنم. اما فرم‌های ساخته شده از چوب برای خود من دلنشین‌تر و قابل احساس‌تر است. احساسی که من از چوب می‌گیرم باعث ایجاد انگیزه جهت پیش رفتن کار می‌شود برای من در چوب حسی هست که حتی از آن ایده می‌گیرم یعنی ذهنیت اولیه که برای من ایجاد می‌شود انگیزه اجرای آن با چوب چندین برابر است.

حجم اندازه مجسمه‌هایی که در این نمایشگاه در معرض دید است به نظر می‌رسد کوچک‌تر از حد معمول است دلیل این امر چیست؟
اجرا شدن حجم به اندازه دلخواه و اجرای آن طبق ذهنیت و ایده‌ای که در ذهن هست من را به جلوتر پیش می‌برد و هدفمندتر می‌کند و تجسمی که از کار انجام شده نهایی با چوب در ذهن ایجاد می‌شود انگیزه را در من چندین برابر می‌کند و به جلو پیش می‌برد.

ایده‌های اجرای کار را از کجا می‌گیرید؟
دیدن اطراف اشیا و اشخاص با دقت به جزئیات باعث ایجاد ایده در من می‌شود گاهی یک ایده مانند جرقه‌ای ذهن من را درگیر می‌کند که بلافاصله روی کاغذ اتود و طرح اولیه‌ی آن را اجرا می‌کنم و بعد یک مدل کوچک مومی از آن می‌سازم و نقایص آن را برطرف می‌کنم تا به اندازه دلخواه و با متریال مناسب آن را اجرا می‌کنم.

از چه هنری بیشتر الهام می‌گیرید؟
اغلب هنرهای نمایشی ادبیات شعر و موسیقی در کارهای من موثرند گاهی یک صحنه از یک تئاتر ایده‌ای در من ایجاد می‌کند یا برداشتی از یک قطعه شعر، حتی حرکتی که موسیقی در ذهن ایجاد می‌کند باعث خلق یک اثر می‌شود.

در این نمایشگاه چند اثر به نمایش در آمده است؟
در این نمایشگاه تعداد 25 اثر ارائه کردم که بیشتر کارها چوبی هستند اما تعدادی حجم اجرا شده با گل سفالگری نیز دارم. مجسمه سفالی مادری که فرزندی در آغوش دارد و مجسمه‌ای که خیمه‌شب‌بازی رها شده از بند و رها شده در عالم خود، صندلی‌هایی که در عالم استراحت به سر می‌برند و پایه‌های آن‌ها با پای انسان تلفیق شده‌اند، سازهای کمانچه که با سرستون‌های تخت جمشید (عقاب و گاو) تلفیق شده‌اند. چند کار چوبی به صورت سورئال از صورت انسان اجرا و به نمایش گذاشته شده است.
با توجه به این که اولین بار است به صورت عمومی آثارتان را به نمایش می‌گذارید، برخورد مخاطبان با این نمایشگاه چگونه بود؟
استقبال از نمایشگاه با توجه به اطلاع‌رسانی کم، خوب بود البته فرصت کمی در اختیار داشتیم و با توجه به نیمه کاره بودن برخی آثار و اینکه برای روز نمایشگاه حاضر شود اطلاع رسانی مناسبی صورت ندادیم با این حال با وجود مسیر دور گالری بازدیدکنندگان گرامی زحمت کشیدند و با نگاه سبزشان مرا دلگرم‌تر به آینده و نمایشگاه بعدی کردند.

از برنامه‌های بعدی هم برای علاقمندان آثارتان بگویید.
برنامه‌ی بعدی بنده اجرای حجیم‌تر کارها و استفاده از متریال‌های مختلف و مناسب برای اجرای احجام است، اندازه‌ی مجسمه‌ها به حجم دلخواه اجرا شود در نمایشگاه بعدی که در آینده نزدیک خواهد بود به نمایش گذاشته شود.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%82%D8%A8%D8%A7%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%D9%85%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: رسانه تحلیلی همگان ، همگان ، مجسمه سازی همدان ، هنر در همدان ،

جمعه 8 اسفند 1393

معرفی مجموعه داستانی از گودرز شکری، نویسنده همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،

نقبی بر خزان در خزان

معرفی مجموعه داستانی از گودرز شکری، نویسنده همدانی

«خزان در خزان» نام مجموعه داستانی‌ست که از «گودرز شکری» توسط انتشارات «نیستان» منتشر شده است این مجموعه شامل هشت داستان در 61 صفحه است. گودرز شکری هفتاد و پنج سال پیش در همدان متولد شد و نزدیک چهل سال است که در شهر آمل در شمال کشور زندگی می‌کند. شکری سال‌ها در شهر آمل به آموزش هنر از جمله نقاشی مشغول بود و آثار نقاشی خود را در محل زندگی‌اش به نمایش گذاشته است. با این‌که می‌توان او را جزء نویسندگان پرکار به شمار ‌آورد اما «خزان در خزان» اولین اثر مستقل اوست حال آنکه پیش از این چندین داستان کوتاه در نشریات از او به چاپ رسیده است.

داستان اول این مجموعه «روز سرد الیاهو» نام دارد که زندگی یک یهودی دوره‌گرد در همدان را روایت می‌کند او در این داستان زندگی و مهاجرت یهودیان همدان را به تصویر می‌کشد.

KhazanDarKhazan

به نظر می‌رسد اهمیت قصه‌ها از آن جهت است که برای اولین بار شهر همدان در مجموعه‌ای از داستان‌های یک نویسنده معرفی می‌شود کوچه‌ها، آدم‌ها، مشاغل و داستان‌های یک نسل را شکری در چند قصه از این کتاب آورده است. اگرچه گویی دچار خود ممیزی نیز شده و برخی داستان‌ها ازجمله «روز سرد الیاهو» چیزی کم دارد و ناقص به پایان می‌رسد اما از اهمیت کار شکری کم نمی‌کند.
داستان دوم این مجموعه «دو مرد در شب» نام دارد که به نظر می‌رسد برشی از زندگی خود نویسنده است. مردی در یک شب اسیر پلیسی می‌شود که در پایان معلوم می‌شود دوست قدیمی‌ و ولی نعمت اوست و کسی است که باعث شده مرد با سواد و زندگی‌اش دگرگون شود.
این قصه نیز نیم نگاهی به همدان دارد و در آن «چاپخانه ندای میهن» همدان که شکری در نوجوانی در آن کار کرده است به خواننده معرفی می‌شود.
«دراندرون من خسته دل» داستان مجرمی‌ست که خود روانشناس خود است و در مقابل یک سروان در عین اعتراف، به ریشه‌های ارتکاب جرم خود می‌پردازد و آن را در کودکی خود جستجو می‌کند.
چهارمین داستان این مجموعه «جن دره ظلمت» نام دارد، این داستان منولوگ‌های یک باغبان معتاد است که گذشته‌ی خود در روستای زادگاهش را به یاد می‌آورد و در نهایت در مسیر پیچ شمران تا راه آهن از پای در می‌آید، شکری در این داستان تلاش کرده آسیب‌های مهاجرت روستاییان به شهر را روایت کند.
«در ره منزل لیلی» نگاهی متفاوت به جنگ دارد. در این داستان تعدادی از کارکنان یک اداره در شهری که درگیر جنگ است به تصویر کشیده می شوند، گفتگوهای بین این شخصیت‌ها و اتفاق‌هایی که برای آن‌ها می‌افتد از خواندنی‌ترین بخش‌های این مجموعه است.
«بابا بزرگ آلمانی من» داستان بعدی این مجموعه است که در آن گودرز شکری روابط انسانی ملت های مختلف را ترسیم می کند.
گودرز شکری در داستان«بقال محل» نیز درگیری انسان‌هایی که قربانیان فقر و شرایط اجتماعی هستند و به ناچار تن به رشوه و بی اخلاقی می‌دهند را بیان می‌کند.
آخرین قصه این مجموعه «خزان در خزان» نام دارد که نام کتاب نیز برگرفته از آن است. درون‌مایه طنز در این داستان ملموس‌تر از سایر قصه‌هاست. داستان از زبان خری روایت می‌شود که ناظر خزان صاحبش است، خر روزهای پایانی زندگی «شاه کرم» ارباب خود که دچار نسیان شده را با زبان طنز بازگو می کند.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/%D9%86%D9%82%D8%A8%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AE%D8%B2%D8%A7%D9%86



برچسب ها: خزان در خزان ، ادبیات همدان ، گودرز شکری ، رسانه تحلیلی همگان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic