دوشنبه 26 آبان 1393

راه دشوار اجرای نمایش در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

فت‌و‌گوی همشهری با كارگردان همدانی «نوعی داستان عاشقانه»

راه دشوار اجرای نمایش در همدان

نویسنده: حسین زندی‌ـ خبرنگار
برخورد مناسبی با نمایش و نمایشنامه‌نویسی در ایران نمی‌شود و متولیان هنر نگاه سازنده‌ای به این مقوله ندارند
1393/08/25
همدان‌ـ حسین زندی‌ـ خبرنگار همشهری: «سهراب نیك‌فرجاد» كارگردان نام‌آشنای همدانی پس از كارگردانی و بازی موفق «خواستگاری» و «آواز قو» كه با حضور پدر تئاتر همدان استاد «نصرالله عبادی» در تابستان گذشته به روی صحنه رفت، این‌بار نمایشی دیگر از آرتور میلر را كارگردانی می‌كند.
نیك‌فرجاد این روزها با گروه خود در حال تمرین است. منیژه احمدی و سهراب نیك‌فرجاد در این نمایش نقش‌آفرینی می‌كنند. به همین بهانه با این كارگردان گفت‌وگویی داشتیم.
  •     این روزها مشغول چه‌كاری هستید؟
به تازگی نظرم به یكی از نمایشنامه‌های آرتور میلر به نام «نوعی داستان عاشقانه» جلب شد كه این روزها در حال تمرین هستیم و امیدوارم به‌زودی به روی صحنه برود.
  •     نمایش چه موضوعی را دنبال می‌كند؟
نمایش به مسائل اجتماعی آمریكا به‌ویژه اضمحلال شخصیت زن در كنار فساد دستگاه قضایی آن كشور می‌پردازد. یكی از شخصیت‌های این نمایشنامه كاراگاهی است که دنبال اثبات بی‌گناهی متهمی در زندان است. تنها كسی كه می‌تواند به این بی‌گناهی شهادت دهد زنی به نام آنجلا است. این زن دچار اختلال شخصیت است و در طول نمایشنامه مشخص می‌شود كه پرونده باید بسته شود.
همه شخصیت‌های دولتی و قضایی فاسد در این پرونده حضور دارند كه در مفاسدی  مانند مواد مخدر و جرم‌های دیگر غرق هستند. در این نمایشنامه با یك نگاه زیركانه تلاش دارد نشان دهد كه یک جامعه فاسد چگونه از زن به‌عنوان یك وسیله ابزاری استفاده می‌کند و برای پیشبرد كارهای سیاسی دست به هر‌كاری می‌زند. حتی خود كارآگاه هم می‌گوید در این جامعه عشق معنایی ندارد.
    علت انتخاب نمایشنامه‌های خارجی در اجراهای اخیر شما چه بوده است؟ به نظرم این چهارمین‌كاری است كه از نمایشنامه‌نویسان خارجی انتخاب كرده‌اید.
گاهی دلایل شخصی است مثل علاقه شخصی من به چخوف كه باعث شد 2 نمایشنامه «خواستگاری» و «آواز قو» را تابستان گذشته به روی صحنه ببرم اما علت دیگر این است كه اعتقاد دارم در این شهر باید از نمایشنامه‌نویسان بزرگ هم كار روی صحنه برود تا هم مخاطبان قدرت انتخاب داشته باشند و هم هنرمندان كارهای متفاوت را دتجربه کنند. پیش‌تر كه نمایش «مرگ و دختر جوان» اثر آریل دورفمان را اجرا كردیم، به دلیل برجسته بودن نمایشنامه بود. این نمایشنامه در عین متفاوت بودن متناسب با جامعه ما بود.
  •     علت انتخاب این كار چه بود؟
یكی از دلایل انتخاب نوعی داستان عاشقانه این است كه نشان دهیم امریكایی‌ها چه دستگاه فاسدی دارند و هر جامعه‌ای كه در آن فساد باشد راه و رسم درستی نخواهد داشت. البته انتخاب نمایشنامه‌های خارجی به این معنا نیست كه ما در ایران هیچ نمایشنامه خوبی نداریم گرچه این روزها نمایشنامه خوب بسیار كم داریم و در زمینه نمایشنامه‌نویسی دچار ضعف هستیم. حتی به تعداد انگشتان یك دست در ایران نمایشنامه‌نویس درجه یك نداریم.
  •     علت را چه می‌دانید؟
یكی از دلایل این است كه پیشینه نمایشنامه نویسی  در ایران بسیار كم است. این پدیده از دوره مشروطه آغاز شده است. در حالی كه یونان از 2600 سال پیش نویسندگانی بزرگی در این زمینه  را در خود پروراند. در كشورهای غربی نیز از زمان رنسانس نمایشنامه‌نویسی رشد كرد. بدیهی است آنها از ما جلوتر باشند.دیگر این كه برخورد مناسبی با نمایش و نمایشنامه‌نویسی در ایران نمی‌شود و متولیان هنر نگاه سازنده‌ای به این مقوله ندارند. مگر ما در سال چند كار از استادانی مانند اكبر رادی اجرا می‌كنیم یا كارهای محمد رحمانیان، محمد چرمشیر و محمد یعقوبی چه مدت روی صحنه می‌رود؟ این برخوردها تئاتر را رو به نابودی می‌كشاند‌.
    شما از افرادی كه نام بردید‌كاری اجرا نمی‌كنید؟
البته یكی از كارهای زنده‌یاد اكبر رادی انتخاب كرده‌ام به نام «خانومچه و مهتابی» كه در مراحل اولیه است‌.
  •     برخورد تماشاچیان همدانی با نمایشنامه‌های خارجی چگونه است؟
وقتی كارگردانی از اجرای همكارش خسته می‌شود و تحمل تماشای اثر را ندارد چه انتظاری از تماشاچی عادی می‌توان داشت؟ از طرفی كسانی باعث می‌شوند منِ نویسنده كار ضعیف ارائه كنم كه شناختی از هنر ندارند و به‌عنوان متولیان فرهنگی مانع راه هنرمندان می‌شوند.
 در طول یك سال حتی دو نفر را معرفی و حمایت نمی‌كنند. هیچ‌كس به این فكر نیست كه راهكاری پیدا كند تا وضعیت تئاتر بهتر شود و مخاطب با صحنه آشتی كند.
  •     شما انتظار چگونه حمایتی را دارید؟
به‌طور مثال زمانی كه كارهای چخوف را به روی صحنه بردم همه هزینه به‌صورت شخصی پرداخت شد و هیچ تبلیغاتی برای من نكردند در صورتی كه اگر تبلیغات درستی داشتیم، می‌توانست انبوه تماشاگر را به سالن بكشاند اما برای نصب بنر تبلیغاتی آن‌چنان درگیر مسائل اداری بودیم كه 3 روز پس از اجرا توانستیم آن را نصب كنیم. وقتی همه هزینه‌ها برعهده خود كارگردان است مسلماً دكور ضعیف می‌شود و طراحی لباس و گریم باب میل كارگردان نیست. متأسفانه مدیران فرهنگی هیچ برنامه‌ای برای تئاتر ندارند و تنها شعار می‌دهند. تلویزیون همان تعرفه‌ای كه برای تبلیغ یخچال و چیپس دارد انتظار دارد همان را برای تبلیغ یك كالای فرهنگی دریافت كند.
  •     با این شرایط چرا همچنان كار می‌كنید؟
ما اعتقاد به هنر این كشور داریم و معتقد به مردم سرزمینمان هستیم. هرچند كار بزرگی انجام نمی‌دهیم اما وجدان ما راحت است به رغم این‌كه پیش پای ما موانع فراوانی وجود دارد اما تلاش می‌کنیم و پیش‌ می‌رویم.


برچسب ها: نمایش در همدان ، نوعی داستان عاشقانه ، تئاتر همدان ، روزنامه همشهری همدان ، سهراب نیک فرجاد ،

گفتگو با سهراب نیک فرجاد کارگردان نمایشنامه های خواستگاری و آوازقو

حسین زندی – سهراب نیک فرجاد کارگردان مطرح تئاتر در همدان به تازگی دو اثر از آنتوان چخوف به نام های خواستگاری و آواز قورا به روی صحنه برده است، در این نمایشنامه ها استاد نصرالله عبادی به ایفای نقش می پردازد و به گفته کارگردان هدف از اجرا ها بزرگداشت مقام هنری استاد عبادی است . به گفته نیک فرجاد روز جمعه6 تیرماه در پایان اجرای نمایش توسط هنرمندان همدانپدر تئاتر نوین همدان تجلیل خواهد شد.   

آقای نیک فرجاد دلیل انتخاب نمایشنامه های خواستگاری و آواز قو چه بود؟

علت انتخاب این دو متن به ،شدت علاقه من به آنتوان چخوف برمی گردد که این مرد بسیار شریف کسی است که به لحاظ اخلاقی، رفتاری، گفتاری و احساسی نمونه دوران است. وقتی می گویند چخوف نازنین بیراه نگفته اند. چخوف از بزرگان ادبیات جهان است ما دو سال پیش تمرین ها را شروع کردیم اما به دلایلی یک وقفه افتاد .

به نظر می رسد نمایشنامه دوم یعنی آواز قو به دلیل حضور استاد نصرالله عبادی انتخاب شده است به نوعی زبان حال او و هنرمندان هم نسل اوست؟

دقیقا ،حضور و وجود استاد باعث شد چنین اتفاقی بیافتد معمولا نمایشنامه های چخوف را چون کوتاه است دوتایی باهم کار می کنند ما هم خواستیم در همدان چنین تجربه ای داشته باشیم که البته به یک هدف والا تبدیل شد .وقتی من این نمایشنامه را خواندم دیدم چقدر مناسب است با شخصیت استاد عبادی چون حدیث نفس یک بازیگر است و استاد هم یکی از بازیگران دوران همیشه است اما چون خودشان سالیان گذشته فعالیت کرده اند و در سال های اخیر در صحنه نبودند خیلی از مردم در جریان بازیگری استاد نیستند فکر می کردند آقای عبادی تنها در زمینه ادبیات نمایشی ، نوشتن وداوری فعال است در حالی که یک بازیگر قدرتمندی است که اتفاقا در زمینه طنز تواناست. و نمایشنامه آواز قو در واقع حدیث نفس یک بازیگر است که چخوف انتخاب کرده ما بازیگر چخوف را به عاریت گرفتیم و حضور و وجود استاد را به عنوان خمیر مایه بازیگرو نمونه بازیگری در شهر همدان دستمایه قرار دادیم ویکی دوتا از موتیوها را به کارگرفتیم وبه عنوان پانتومیم جان دادیم و از همان ابتدا که وارد سالن می شوید با این دو بازیگر مواجه می شوید که در واقع قامت استاد را تعریف می کنند و در پایان شما تصاویری از پیشکسوت های تئاتر می بینید که همه دلگیر و به عبارتی به این اوضاعی که در صحنه تعریف می شود دلخوشی ندارند و نگرانند.

در این نمایشنامه چقدر به متن اصلی چخوف پایبند بودید؟

ما خیلی به متن دست نزدیم چخوف همین دیالوگ ها را دارد اما در طول بازی چند سطر از چند نمایشنامه را آورد ه که بازیگر اجرا کند به جای نمایشنامه هایی که چخوف انتخاب کرده بود و ما نمی شناختیم ازنمایشنامه هایی استفاده کردیم که پیش تر کار کرده بودیم از جمله آنتیگونه که به ساختار وسبک کار چخوف لطمه نمی زند.

زمان اجرای این نمایشنامه تا ابتدای ماه رمضان است برای بعد از ماه رمضان برنامه ای دارید؟

خودتان می دانید در همدان کشاندن تماشاگر به سالن های تئاتر به خصوص کارهای متفاوت وجدی بسیار مشکل است چون هم دردسر بیش تری دارد همتوان ، هزینه و انرژی بیش تری نیاز دارد از طرفی هیچ کس و هیچ نهادی در این شهر نیست که حمایت کند . حتی اداره ارشاد که متولی این کار است حمایت نمی کند وعملا اعلام می کند یک ریال به کسی نمی دهیم و به ما نیز کمک مالی نکرده اند تنها کاری که اداره ارشاد انجام می دهد،انتخاب کارهاست و سالن تمرینی که در اختیار گروه ها قرار می دهد برای آقایان کارخوب و بد تفاوتی ندارد و دوغ ودوشاب نزدشان یکیست حتی به نظر می رسد اگر در تئاتر بسته شود هم تفاوتی برای ایشان ندارد البته ناگفته نماند حضور استاد و من که گردی بر روی سرم نشسته است هرجا که برای تمرین کارها رفتیم مانندسالن شهید آوینی همکاری و محبت داشتند به خصوص آقای گل محمدی و معاونت فرهنگی شهرداری نهایت لطف را با ما داشتند و فضا و مکان را بدون هزینه در اختیار ما قرار دادند .

در همه جای دنیا متداول است که هم رادیو تلویزیون دولتی هم رسانه های صوتی تصویری خصوصی در ترویج و تشویق تماشاگر و معرفی کارها فعال هستند رادیو تلویزیون همدان چطورکمک می کنند ؟و جایگاه تئاتر این نهاد چگونه است؟

من با رادیو محله همکاری می کردم به خاطر علاقه ای که به مخاطبان رادیو محله همدان دارم و لطف آن ها و تماس هایی که همچنان با هم داریم ،دوست داشتم بیایند و این کار را ببینند. به تهیه کنندگان رادیو محله گفتم یک روز از کار را به شنوندگان شما اختصاص می دهیم آقایان مسئولان گفتند پس ما به صورت تلفنی دعوت می کنیم و در رادیو اعلام نمی کنیم نکند خدایی نکرده تبلیغی برای نمایش باشد.حال شما انتظار دارید این ها پشتیبانی کنند با این حال من گفتم ایرادی ندارد هرطور که شما می گویید هدف من دیده شدن نمایش است نه تبلیغات در حالی که 200نفر بلیت7000 تومان ارزش این را ندارد که نام یک نمایش را از رادیو اعلام کنید این را هم دریغ می کنند و من حیرت کردم از این برخورد. البته شهرداری به خصوص آقای یوسفیان که متاسفانه کنار گذاشته شد و هم معاونت فرهنگی شهرداری به این نتیجه رسیدند که شهروندان تئاتر نیز نیاز دارند و با گروه ما همکاری خوبی داشتند.  

شما دو کار را همزمان روی صحنه بردید این کار مشکلاتی دارد به طور مثال ممکن است نقش متفاوت را وقتی یک نفر با فاصله کم اجرا می کند به مشکلاتی دچار شود مثلا دیالوگ را فراموش کند تا به حالچنین مسائلی پیش نیامده است؟

می دانید چه چیزی باعث می شود من بازیگر حواسم پرت شود و یا فراموش کنم ؟ این که احساس کنم هیچکس پشت سرم نیست و کسی حمایت نمی کند نه رسانه ها نه مسئولان هر جا می روم احساس می کنم تحقیر می شوم بلیت فروشی هم برای کارهای جدی و سنگین هنوز جا نیفتاده است این جاست که آدم فراموش می کند.  سه روز طول کشید تا پروانه نمایش اازارشاد به دستم رسید تا آن را به شهرداری ارائه کنم و لازم بود مشاهده کنند ومجوز سالن را صادر کنند سپس ما تبلیغات کنیم سه روز فاصله افتاد، نامه نوشتم ،خواهش کردم که لااقل یک پیامک ارسال کنند هنوز بعد از چند اجرا این اتفاق نیفتاده است .بله من باید خون گریه کنم نه این که فراموش کنم  من از کسانی که به نوعی بدون چشم داشتی گروه راکمک کردند تشکر کنم .

روزنامه همشهری همدان 

چهار شنبه 4 تیر ماه 1393


برچسب ها: تئاتر همدان ، سهراب نیک فرجاد ، نصرالله عبادی ، چخوف ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات