جمعه 29 بهمن 1395

خودم را می‌نویسم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

خودم را می‌نویسم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
خودم را می‌نویسم
مهدی شادمانی‌روشن شاعر،نویسنده و دستیار کارگردان در همدان است. اهالی ادبیات او را به عنوان شاعری متفاوت می‌شناسند. اولین کتاب او با عنوان «من عاشق توام، جمله مستقیم‌تر از این؟» به تازگی از سوی انتشارات نصیرا روانه بازار و در همدان با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. به همین بهانه گفت‌وگویی با این شاعر همدانی داشته‌ایم که باهم می‌خوانیم....
1395/11/27
 مهدی شادمانی‌روشن شاعر،نویسنده و دستیار کارگردان در همدان است. اهالی ادبیات او را به عنوان شاعری متفاوت می‌شناسند. اولین کتاب او با عنوان «من عاشق توام، جمله مستقیم‌تر از این؟» به تازگی از سوی انتشارات نصیرا روانه بازار و در همدان با استقبال خوبی روبه‌رو شده است. به همین بهانه گفت‌وگویی با این شاعر همدانی داشته‌ایم که باهم می‌خوانیم.
  • در شعر چه چیزی را دنبال می کنید؟
در شعر به دنبال شعر هستم. خود شعر هدف من بوده، هست و خواهد بود. البته این با هنر برای هنر و مفاهیمی از این دست تفاوت دارد. در واقع وقتی شعری می‌نویسم که قابل قبول درمی‌آید احساس می‌کنم هنوز زنده‌ام.
  • مهدی شادمانی‌روشن را در کجای شعرها باید جست‌وجو کرد؟
از عصر زمستانی 17 سالگی که برای اولین بار دست به نوشتن بردم تا همین حالا، هرگز سعی نکردم شعرم جدا از زندگی‌ام باشد. در هر سطری که می‌نویسم خودم را می‌نویسم. در واقع عناصر و ابزار من برای شعر، هر چیزی است که در زندگی‌ام بوده و هست و تا در زمینه‌ای تجربه‌ای نداشته باشم، وارد شعرم نمی‌کنم. مثلا من الان ساکن همدان هستم پس عادی است که همدان در لایه‌های شعر من باشد. زمانی در تهران دانشجو بودم و تهران در شعرم حضور داشت. ادبیات نمایشی خواندم و همین باعث شد که عنصر روایت و حتی دیالوگ نویسی حضور غلیظی در شعرهایم داشته باشند. در روایت شاعرانه، ما بزرگ‌مردی به نام مهدی اخوان ثالث را داریم که خواندن آثارش برای هر شاعری یک کلاس درس است.
  • اگر شعر را از مهدی شادمانی‌روشن بگیرند چه اتفاقی می‌افتد؟
اغلب ممکن است در پاسخ به این سوال بگویند که می‌میرم. من نه. نمی‌میرم. فقط تهی می‌شوم. خالی و پوچ.
  • سال‌هاست مشغول شعر گفتن هستید و بسیاری از اهالی ادبیات شما را به عنوان شاعری متفاوت پذیرفته‌اند. چرا امسال کتاب شما منتشر شد؟ دیر نیست؟
یک بخش این دیرکرد برمی‌گردد به بی دست و پایی خودم. در کنارش این هم هست که هرگز زیر بار این موضوع نرفته و نمی‌روم که بروم پولی تهیه کنم بدهم دست یک ناشر و ناشر هم تعدادی کتاب چاپ کند بدهد دستم و بگوید به سلامت. برای این کتاب با ناشری روبه‌رو شدم که شعر من را پذیرفت. البته باید به پیگیری‌ها و زحمت‌های علی‌رضا نوری هم اشاره کنم که اگر تلاش او نبود این اتفاق نمی‌افتاد. از نشر نصیرا هم تشکر می‌کنم. لزوما هم این اتفاق دیر نیفتاده چون تلاش کرده‌ام همیشه شعری بنویسم که تاریخ مصرف نداشته باشد. حال موفق بوده‌ام یا نه، این را اهل فن باید بگویند. خودم واقعا نمی‌دانم.
  • شما شاعر پرکاری هستید و شعر فراوان گفته‌اید. انتخاب شعرهای این کتاب برچه اساسی صورت گرفت؟
وقت انتخاب، تلاشم بر شعریت شعرها بود و البته کار ساده‌ای نبود چون مثلا می‌دیدم شعرهایی دارم که فقط 2 سطر قوی دارد و طبیعی است که برای مجموعه انتخاب‌شان نکردم. البته می‌توانستم بازنویسی‌شان کنم اما در این صورت تاریخی که زیر شعرها گذاشته‌ام بدل به دروغ می‌شد و شاعر دروغ نمی‌گوید، شعر می‌گوید. راستگویی لازمه‌ شاعری است.
  • اسم کتاب از کجا آمد؟
سطری است از یکی از شعرهای مجموعه اما در واقع دوست داستان نویسم، محمدرضا زهاب بارها این سطر را زمزمه می‌کرد و این در خاطر من ماند تا روزی که خواستم اسم مجموعه را انتخاب کنم. خود سطر به من گفت من را بگذار بالای کتاب. بی‌ربط هم نگفت. خواهرم نیز بر اساس شعرهای مجموعه نقاشی روی جلد را کشید که به نظرم خیلی با متن کتاب هماهنگ شده است.
  • کتاب شما قرار است در فضای کنونی چه اتفاقی را رقم بزند؟
یک کتاب به این همه کتاب شعر اضافه شده. چه اتفاقی می‌تواند رقم بزند؟ نمی‌دانم. به آن فکر نکرده‌ام فقط امید دارم که در بازار داغ شاعری که شاهدیم، کتاب من غیربازاری باشد.
  • بیشتر شعرهای شما سرشار از عشق است و می‌توان گفت بهترین کارهای شما نیز عاشقانه هستند. خودتان به چنین موضوعی قائل هستید؟
بله همین طور است. من شعر عاشقانه را عاشقانه می‌نویسم و خوشحالم که جسارت این کار را دارم.طی این سال‌ها انتقادات فراوانی به من شد اما من را از « عاشقانه»  دور نکرد.
  • برنامه‌‌ای برای انتشار دیگر شعرهایتان دارید؟
منتظرم مدت زمانی از انتشار این کتاب بگذرد. بازخوردها و نقدها را ببینم و بشنوم. بعد باز به ترتیب تاریخ سرودن شعرها دست به انتخاب بزنم. برای کتاب بعدی و شاید کتاب‌های بعدی.
  • فکر می کنید با توجه به وضع نشر در کشور رویکرد مخاطبان حرفه‌ای شعر به کتاب شما چگونه باشد؟
تا اینجا با توجه به پخش محدودی که کتاب داشته و فقط یک فروشگاه کتاب در همدان حاضر به سفارش دادن و آوردن کتاب شده، حس می‌کنم با برخوردهای مثبتی روبه‌رو خواهم شد چون با همین محدودیتی که گفتم، شهر کتاب همدان 2 بار سفارش این کتاب را به پخش‌کننده داد. بار اول در 4 روز تمام شد.
  • با توجه به این‌که بخشی از اوقات خود را در فضای مجازی می‌گذرانید، رابطه شعر و فضای مجازی را چگونه می‌بینید؟
فضاهای مجازی به شعر لطمه زده و شعر را تبدیل به فست‌فود کرده‌اند. شاعرانی هم هستند که از این راه کسب و کار و شهرتی دارند چون چیزهایی می‌نویسند که بی‌شباهت به لقمه‌ جویده شده نیست. کاربرها می‌خوانند و رد می‌شوند چون شاعران مورد اشاره آنها را به ایستادن و دوباره خواندن و تلاش و کشف دعوت نمی‌کنند. فقط لایک می‌خواهند و تعداد زیاد بیننده برای صفحات و کانال‌هایشان. از سویی هم عده‌ای می‌آیند از یک شعر بلند، 4،3سطرش را انتخاب و منتشر می‌کنند و کاربرها با دیدن همان 4،3 سطر خیال می‌کنند فلان شاعر را شناخته‌اند در حالی که غافل هستند از کلکی که خورده‌اند. راحت بگویم،فضاهای مجازی با قدرت تمام دارند سطح سلایق را پایین و پایین‌تر می‌آورند و به کتاب و فرهنگ کتابخوانی لطمه‌ اساسی وارد می‌کنند. امیدوارم این بیماری به شکلی درمان شود.
  • ارزیابی شما از آینده شعر چیست؟
عادت دارم همیشه امیدوار باشم. شعر در کشور ما بسیار زیاد مظلوم واقع شده است. شاعران واقعی که شعر را برای شعر می‌گویند در انبوهی از زیرهم نویس‌ها گم می‌شوند. من خواهش می‌کنم که هر کسی به حرفه‌ خود بپردازد. چه لزومی دارد یک سینماگر یا بازیگر یا رمان‌نویس یا روزنامه‌نگار وقت بیکاری‌اَش بگوید خب فعلا بیکارم، بنشینم چند تا شعر بنویسم، پول که دارم شهرت هم که دارم، صفحات مجازی‌ام هم که کلی دنبال‌کننده دارند پس دراین وقت بیکاری یک مجموعه شعر هم منتشر کنم. شعر ما گرفتار بحرانی ساختگی شده اما این موضوع گذراست و در طی زمان شعر باقی می‌ماند نه دل نوشته و مانند آن.
https://goo.gl/RvZhDl


برچسب ها: شاعران همدان ، همشهری همدان ، مهدی شادمانی روشن ،

پنجشنبه 1 بهمن 1394

سیروس حقگو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

سیروس حقگو

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
سیروس حقگو
سیروس حقگو متخلص به «موقر الشعرا» سال ۱۳۱۰ در همدان متولد شد و در سال ۱۳۲۴ به تهران مهاجرت کرد. او از نوجوانی به سرودن شعر علاقه داشت و در کنار برادر خود به محافل ادبی آن روزگار راه پیدا کرد...
1394/10/30
 سیروس حقگو متخلص به «موقر الشعرا» سال ۱۳۱۰ در همدان متولد شد و در سال ۱۳۲۴ به تهران مهاجرت کرد. او از نوجوانی به سرودن شعر علاقه داشت و در کنار برادر خود به محافل ادبی آن روزگار راه پیدا کرد. حقگو نزدیک به ۷ دهه از عمر خود را  صرف آموزش و آموختن ادبیات کرد. حاصل این فعالیت‌ها نوشتن ۵ اثر ادبی است که در یک دهه گذشته به بازار آمده است.
این شاعر همدانی در گفت‌و‌گو با همشهری از استادان خود در زمینه شعر یاد می‌کند و ادامه می‌دهد: استادان شعر من ابوالحسن‌ ورزی، جواهری‌وجدی و ابوالقاسم حالت بودند. من در تمامی اوزان عروضی فارسی تجربه‌هایی داشته‌ام و شعر سروده‌ام. اولین اثرم با عنوان «آهنگ عشق» با مقدمه عرفانی استاد جواهری‌وجدی در سال ۸۹ منتشر شد که حاصل ۲۰ سال تلاش و اندوخته ادبی من بود.
حقگو به تاثیرپذیری‌اش در سرودن از باباطاهر اشاره می‌کند و می‌گوید: دومین کتاب من «ترانه‌های حقگو» است که پس از منتشر شدن در سال ۸۹ با استقبال خوبی مواجه شد. این اثر به پیروی از دوبیتی‌های باباطاهر عارف دلسوخته همدانی و الهام از لالایی مادران به اقتضای زمان و در باب ادبی، عشقی، عرفانی و اخلاقی سروده شد‌ که قرار است دوباره تجدید چاپ شود. این شاعر ادامه می‌دهد: مهم‌ترین کتابی که تهیه کرده‌ام «گفتار بزرگان در آینه زمان» با ۱۵۰۰ نکته ادبی است که سال ۹۱ در سه جلد آماده شد. در این کتاب گفتار بزرگان را آورده‌ام و بر اساس آن دو یا سه بیت شعر سروده‌ام که در پای هر گفتاری آمده است.
حقگو با بیان اینکه کتاب چهارم نیز با نام «عارفان شهید» سال ۹۱ منتشر شده است، می‌‌گوید: این کتاب شامل ۴۰۰ غزل ۱۲ بیتی با مضمون عرفانی است.
وی می‌گوید: هیچ انگیزه‌ای بالا‌تر از تشویق، همدلی و همگامی خوانندگان نیست و من این اقبال را داشته‌ام تا با تشویق خوانندگان روبه‌رو شوم. همین تشویق مردم و خوانندگان بود که توانست مرا ترغیب به انتشار کتاب پنجم یعنی «گلبانگ عشق» کند.
این شاعر به نمود همدان در اشعار خود اشاره می‌کند و می‌گوید: اشعار زیادی را در وصف همدان و هگمتانه سروده‌ام. در همین مجموعه نیز چند شعر درباره زادگاهم همدان است.
آخرین کتاب حقگو با نام گلبانگ عشق با مقدمه پروفسور سیدحسن امین توسط انتشارات نور گیتی در سال ۱۳۹۲ و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه به بازار آمده است. این کتاب شامل ۴۰۰ غزل با مضمون عرفانی در ۴۷۰ صفحه با حروفچینی خط نستعلیق رایانه‌ای چاپ شده‌ و مورد استقبال طرفداران غزل قرار گرفته است.

مقدمه کتاب
پروفسور سیدحسن امین، سرپرست «دایرهًْ المعارف ایران‌شناسی»، مقدمه کاملی بر کتاب «گلبانگ‌عشق» حقگو نوشته است. او در سخن آغازین می‌نویسد: «اشعار حقگو، از نظر تقسیمات شعر معاصر فارسی به کهنه و نو، از مقوله شعر کلاسیک و به اصطلاح نوآمدگان، قدمایی است؛ بنابراین اصول و قواعد صوری شعر کهن، یعنی تبعیت از وزن بیرونی کلام در قالب بحور عروضی، در آن‌ها رعایت شده است.»
سیدحسن امین در این مقدمه به شباهت‌های شعری حقگو به حافظ و صائب اشاره می‌کند و می‌‌نویسد: «یکی از ویژگی‌های شعر این شاعر صراحت و صداقت آن است. وی به سبک هندی و اصفهانی گرایشی ندارد و سخن خود را صاف و روشن بیان می‌کند. غزلیات این شاعر شباهت‌هایی به شعر حافظ دارد، مخصوصاً از لحاظ ردیف‌دار بودن که غزل را خوش‌آهنگ‌تر و دلنشین‌تر می‌کند. شباهت دیگر اشعار حقگو با حافظ، تکرار قافیه است.»
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/سیروس-حقگو?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سیروس حقگو ، شاعران همدان ، گلبانگ عشق ،

دوشنبه 31 فروردین 1394

سی سال صبوری و انگشتان هنر آفرین یک توانجو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،گفتگو ،

سی سال صبوری و انگشتان هنر آفرین یک توانجو

mina.jpg

برای بیشتر مردم، حتا تصور اینکه سی سال در کنار انسانی که تنها قادر است بنشیند و یک انگشتش را تکان دهد، زندگی کنند کاری دشوار و گاه غیر ممکن است اما عزیز خانم 30 سال، مینا را تر و خشک کرده است، با مینا بیدارشده است، زندگی کرده است، رنج کشیده است، لذت برده است، دربیماری‌هایش درد کشیده است، در شادی‌هایش خندیده است و در رشد و بالیدن دختر هنرمندش همراه و همگام بوده است، اگرچه در دهه‌ی پنجم زندگیش به یک بانوی سالخورده می‌ماند که گویی دراین پنج دهه قرنها زیسته است.


در تمام دنیا افراد توانجوی بسیاری زندگی می کنند، شرایط عده‌ای بهتر از مینا آذر افشان است و برخی نیز وضعیت دشوارتری دارند اما تعداد توانجوهایی که به موفقیتی همسان مینا دست می‌یابند بسیار کم است به نظر من مینا را می‌توان با استفن هاوکینگ مقایسه کرد البته مینا اگر درغرب زندگی می‌کرد هم وضعیت درمانی بهتری داشت و هم موفقیت‌هایش دوچندان می‌شد، او بارها به این موضوع اشاره کرده است که همان چند ماهی که درکودکی برای درمان به اروپا رفته بوده شرایط بهتری نسبت به ایران داشته است، اما به نظر می رسد مینا از دو فرصت و یا موهبت برخوردار است که دیگر توانجوها در ایران کمتر از آن بهرمند هستند، همین دوعامل در موفقیت‌های او بسیار نقش تعیین کننده‌ای داشته است؛ وجود عزیزخانم مادر مینا که نعمتی بزرگ در زندگی میناست و نقشی فراتر از یک مادر و یک انسان را دارد. عزیز خانم هرگز گله مند نیست، نه از شرایط مینا و نه از تنها ماندش با کوهی از رنج که برخی اطرافیانش براو تحمیل کرده‌اند، عزیز خانم بر این باور است که مینا یک دختر کاملا سالم است تا جائی که گاهی مینا را مورد خطاب قرار می دهد: " مادر پاشو بیا کمک کن غذا درست کنیم" عزیز خانم می گوید: روزهایی که مینا غذا نمی‌خورد من هم لب به خوراک نمی‌زنم. مینا دانشجوی کارشناسی ادبیات دانشگاه پیام نور همدان است و استادانش برای امتحان گرفتن به خانه او می‌آیند، در طول سال تحصیلی هر روز عزیزخانم  کتاب را مقابل چشمان مینا می‌گیرد، مینا می‌خواند و وقتی به پایان صفحه رسید عزیزخانم ورق می زند و صفحه بعد را در مقابل چشمان مینا می‌گیرد این روند ادامه می یابد تا کتابی خوانده شود، کتاب‌هایی دوره شود و از مینا دانشجوی موفقی بسازد.
مورد دوم در زندگی مینا ویژگی شخصیتی اوست، مینا دوستان زیادی دارد، دوستانی از نقاشان، شاعران، هنرمندان موسیقی و فعالان مدنی همدان که مدام به او سرمی‌زنند و همگی به اتفاق بر این باورند که وقتی در کنار مینا هستند از او انرژی می‌گیرند و به زندگی امیدوار می شوند این ویژگی شخصیتی او موجب شد تا بهترین نقاشان همدان دوستانه او را آموزش دهند وبا شیوه‌ها و سبک‌های نقاشی آشنا کنند.
مینا در سال 1391 اولین گالری خصوصی استان همدان را در زیرزمین خانه‌اش افتتاح کرد و بیش از 60 اثر نقاشی را در این گالری به نمایش گذاشت، برای ایجاد این نمایشگاه دائمی از هیچ نهاد دولتی کمک نگرفت و به سخن دیگر هیچ نهادی برای افتتاح این گالری کمک نکرد، کارهای او بارها در نمایشگاه‌های گروهی به نمایش درآمده و امسال نیز در نظر دارد نمایشگاهی خارج گالری خصوصی اش در یکی از گالری های شهربه نمایش بگذارد. اولین مجموعه شعر او با عنوان یاد ستاره درسال 1391 منتشر شد و مجموعه دوم او نیز در انتظار مجوز است.
1
به پرواز عاشقانه ام،
کودکانه نگاه مکن!
من...
باتمام هستی ام پرکشیده ام،
تو...
با تمام نگاهت آسمانم باش
2
تنهایی من
چنان دور است
که که هیچ عابری
از آن گذر نمی کند،
دلم به آسمان خوش است،
از این مردمان سرد و سخت،
برای چیدن ستاره ام
کسی حذر نمی کند.
3
توصدایت زمزمه سبزدرخت است
به هنگام بهار
ونگاهت موجی است
که مرا می برد از دست خزان
تا دراعماق خیال
ریشه کنم.
4
وقتی تو میرسی
شکسته ام در انعکاس آب
سایه ام
نشسته درسراب
تو می رسی
به آخرین نفس
به فصل حرف های بی جواب
5
دلتنگ
به سبزه ی یادخدا
لغزیدم
سبزه ای سبز
من تشنه بر آن باریدم
گشتم از همهمه ی کوچه بیتابی دور
نغمه ای
از لب پرنازنسیم
برچیدم.
کردم از خانه ی دل
یاد غریبان بیرون
جامه ی تازه ی گل های عطش
بوسیدم.
6
به من فرصتی بده...
تورا نجوا کنم
اندازه یک پرواز کوتاه کبوتر
پروازم بده
تا برایت معنا شوم
واژه ای از بودن.
7
تا من هستم
و اشکهایم هست، تو بخند!
لبخندت به من
اجازه سجده می دهد،
سجده،
روی سبزه های بارانی
سهم من از تو
عطرباران است.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/166-%D8%B3%DB%8C-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%B5%D8%A8%D9%88%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%86-%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%88


برچسب ها: مینا آدر افشان ، همگان ، هنرمند همدانی ، شاعران همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic