دوشنبه 11 خرداد 1394

گزارشی از حضور عکاسان همدانی در گالری هگمتانه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

گزارشی از حضور عکاسان همدانی در گالری هگمتانه

gallery-hegmataneh.jpg

هفته‌ی گذشته، گالری هگمتانه در تهران شاهد حضور آثار نوزده عکاس جوان از سراسر کشور بود و در این میان، بیشترین آثار به نمایش درآمده در این گالری، مربوط به عکاسان همدانی بود. محمد نصرتی، رضا مقدم، علیزاده، فاطمه کرباسچی و نعیمه مجذوبی از همدان در این نمایشگاه که به صورت خیریه برگزار شده بود حضور داشتند.
عباس عربزاده عکاس و مدیر گالری هگمتانه گفت: این نمایشگاه برگزیده‌ی کارهای هنرجویان دوره‌ی مقدماتی آموزشگاه هگمتانه است و برخی از این هنرجویان وقتی وارد آموزشگاه شدند اولین بار بود که دوربین به دست می گرفتند البته بعضی‌ها هم قبلا تجربه داشتند. در این دوره بر اساس متد و شیوه‌ی تدریس من با کمک استاد میری تلاش کردیم عکاسی را درست و علمی و تکنیکی انتقال بدهیم تا دوره‌های بعدی یعنی متوسطه و پیشرفته را راحت‌تر طی کنند.


این عکاس نام‌آشنای کشور ادامه داد: تعداد هنرجویان این دوره 22 نفر بودند که دو نفر از آنها آخر دوره به کانادا سفر کردند و می‌شود گفت که کار همه هنرجویان این دوره خوب بود. همچنین عرب‌زاده از شکل برگزاری دوره‌های آموزشی‌اش اینگونه می‌گوید: من در طول ترم کارگاه آموزشی یک‌روزه برگزار می‌کنم و یک یا دو تور سه روزه‌ی عکاسی هم در طول ترم داریم و به دلیل این که کارهای هنرجویان در این دوره متفاوت تر و بهتر از قبل بود در نظر داشتم یک ژوژمان رسمی‌تر انجام دهم. از آنجا که گالری در ایران، درد عجیبی است و به هر گالری‌دار پیشنهاد نمایشگاه می‌دهیم تاریخ دو سال آینده را اعلام می‌کند، تصمیم گرفتم بخشی از آموزشگاه را به سالن نمایشگاه و نگارخانه تبدیل کنم و همزمان با این نمایشگاه، مراحل اخذ مجوز را پیگیری کردم.
عربزاده افزود: همیشه دلم می‌خواست یک مدرسه‌ی تصویر راه‌اندازی کنم تا عکاسان جوان ما بدانند هنر عکاسی را باید به صورت علمی و آکادمیک دنبال کنند و آموزش ببینند. همچنین این پیشنهاد هنرجویان بود که درآمد حاصل از این نمایشگاه به امور خیریه اختصاص یابد.

 MG 0852
یکی از عکاسانی که در این نمایشگاه کارهایش به نمایش درآمده‌بود، عکاس توانجو، فاطمه حاجی‌علی بود. عربزاده با اشاره به کارهای این عکاس گفت: در مورد فاطمه حاجی علی همه‌ی همکلاسی‌هایش خیلی تعصب دارند و خیلی دوستش دارند. ما دو سفر عکاسی برگزار کردیم و در هر دو سفر، فاطمه ما را همراهی کرد در ابیانه و کاشان و در جاهایی که پله زیاد بود بچه‌ها دست به دست هم دادند که او بتواند همه جا را ببیند و در کویر هم دوستان کمک کردند تا او کویر را ببیند و کویر هم این هنرمند عزیز را ببیند. عربزاده افزود: این خانم با یک آموزش علمی می‌تواند به یکی از عکاسان متفاوت ایران تبدیل شود. در این نمایشگاه سه اثر از این هنرمند توانجو انتخاب شده که البته از بهترین آثار این نمایشگاه است. او هنرمندی است که دید متفاوت دارد او ارتفاع را نمی‌تواند ببیند و هر عکسی که می‌گیرد در ارتفاع کمتر از یک متر است و این ویژگی عکسی او به شمار می‌آید.

 MG 0868
او ادامه داد: در این نمایشگاه پنجاه و هفت اثر از هنرجویان به نمایش در آمده و یک اثر از من هم همراه آثار دیگر هنرجوها در معرض دید مخاطبان قرار گرفته است. خیلی از دوستان از شهرستان‌های همدان، شهرضا، بروجرد و همچنین شمال کشور می‌آیند و هزینه‌ی رفت و آمدشان حتی بیشتر از هزینه‌ی کلاس‌ها است و این گواه بر این است که دوستان هنرجو، عاشق هستند و بی‌تردید، معلم‌های فردای عکاسی ایران خواهند بود.
فاطمه حاجی‌علی که فارغ التحصیل رشته‌ی روزنامه‌نگاری از دانشگاه آزاد تهران شرق است می‌گوید: یک سال است که عکاسی می‌کنم، نخستین تجربه‌ای بود که به کویر می‌رفتم، این سفر، از بهترین خاطرات من بود با تمامی مشکلاتش.
حاجی‌علی با اشاره به بیماری خود گفت: مشکل من به دلیل نسبت فامیلی پدر و مادرم، ژنتیکی است به مرور زمان و از 13 سالگی دچار این بیماری شدم و حالا 14 سال است که ویلچر نشین هستم.
او ادامه داد: عکاسی، دیدی خوب و انرژی مثبت به من انتقال می‌دهد، عکاسی به من زندگی دوباره‌ای بخشید گرچه به خاطر مشکلی که دارم نمی‌توانم بیش از صد سانتی متر عکاسی کنم.
محمد نصرتی آهنگساز و عکاس همدانی با اشاره به رابطه‌ی موسیقی و عکاسی می‌گوید: هر دو هنر است گاهی هنرمند سوژهای خود را با عکاسی ارایه می‌کند و گاهی هم درون یک آهنگ به گوش علاقه‌مندانش می‌رساند و به همین دلیل خواستم هر دو تجربه را داشته باشم. من از کودکی عکاسی می‌کردم، مدتی بود که تصمیم گرفتم به صورت منسجم‌تر پیش بروم که به آموزشگاه دوست سی‌ساله و همشهری‌ام عباس عربزاده آمدم.
رضا مقدم، عکاس همدانی هم گفت: من همیشه در فضای مجازی عکس‌های عربزاده را می دیدم و لذت می‌بردم و به روزی می‌اندیشیدم که از عربزاده بپرسم فلان عکس را چطور و در چه حال و هوایی گرفتی؟ اوایل پاییز قرعه به نام من خورد و با تماسی که با هم داشتیم خبر خوبی شنیدم که قرار است کلاسهای آموزشی او برگزار شود.
مقدم افزود: بسیار خوشحال و خرسندم که عکاسی را نزد یکی از برترین عکاسان ایرانی می‌آموزم و شادتر این که او همشهری و هم محله‌ای من است.
فاطمه کرباسچی عکاسی دیگر از همدان نیز گفت: امسال سه اثر از من در این نمایشگاه گروهی که زیر نظر استاد عباس عربزاده برگزار شده به نمایش در آمده است. البته من دوست دارم این کارها در همدان نشان داده شود، فکر می‌کنم انجمن سینمای جوانان همدان بتواند کمک کند تا این اتفاق رخ بدهد و این آثار در همدان هم دیده شود.
نعیمه مجذوبی نیز متولد 1358 در همدان است و با سه اثر در این نمایشگاه شرکت کرده‌است. او می‌گوید: عکاسی را سه چهار سال است شروع کرده‌ام، یک دوره در همدان گذراندم و اکنون نیز نزد استاد عباس عربزاده ادامه می‌دهم. او در مورد علاقه‌اش به عکاسی گفت: دریچه‌ی هنر بی‌نهایت برای من زیباست و پیش از این هم تابلوهای هنری، نقاشی و کارهای چینی شکسته کار می‌کردم اما عکاسی بهترین حس را به من می‌دهد عکاسی زوایای مختلفی دارد و بهترین انتخاب برای من، عکاسی مستند اجتماعی است.

http://hmag.ir/fa/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1/236-%DA%AF%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B6%D9%88%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C-%D9%87%DA%AF%D9%85%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87



برچسب ها: همگان ، عکاسان همدان ، گالری هگمتانه ، عباس عربزاده ، عکاسی ،

یکشنبه 10 خرداد 1394

صلح، موسیقی، عکاسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،روزنامه همشهری ،موسیقی ،

صلح، موسیقی، عکاسی

نویسنده: حسین زندی
صلح، موسیقی، عکاسی
«محمد نصرتی» از آهنگسازان جوانی است که سال‌ها با گروه‌های مختلف کار کرده است. آخرین اثر او «قلبی بزرگ‌تر از جهان» به عنوان اثر صلح ایران در یونسکو ثبت شده است...
1394/03/09
«محمد نصرتی» از آهنگسازان جوانی است که سال‌ها با گروه‌های مختلف کار کرده است. آخرین اثر او «قلبی بزرگ‌تر از جهان» به عنوان اثر صلح ایران در یونسکو ثبت شده است. نصرتی به تازگی به عکاسی روی آورده است. 3 قطعه از عکس‌های برگزیده او در یک نمایشگاه گروهی در گالری هگمتانه تهران به نمایش درآمد. این نمایشگاه بهانه‌ای شد تا در مورد فعالیت‌های عکاسی و موسیقی این هنرمند به گفت و گو بنشینیم.
  • موسیقی کجا و عکاسی کجا؟ چه رابطه‌ای با هم دارند؟
هر دو هنرند. من از کودکی عکاسی می‌کردم. مدتی بود که می‌خواستم منسجم‌تر پیش بروم. پیش از این هم تجربه عکاسی داشتم، اما احساس کردم باید این هنر را به صورت حرفه‌ای دنبال کنم.
  • این اولین تجربه نمایشگاهی شما است؟
بله. اولین تجربه است. اما تجربه‌ای که در دوره آموزش داشتیم، بسیار جالب بود. دوره‌ای آموزشی برگزار شد و از میان کارهای انجام‌شده در آن انتخاب کردیم تا در این نمایشگاه گروهی به نمایش در آیند.
  • به نظر می‌رسد این دوره‌های آموزشی به صورت کارگاهی است و در طول پروسه آموزش، تور عکاسی هم دارید.
بله. درست است، اما در کنار کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی، تورهای عکاسی را تجربه می‌کنیم که به نظرم شیوه خاصی در آموزش عکاسی است.
  • نمایشگاهی که به صورت گروهی در کنار «عباس عربزاده» از عکاسان برجسته استان برگزار کردید، چه ویژگی و تمایزی دارد؟
مهم‌ترین موضوع در این نمایشگاه، دوستانی هستند که به صورت گروهی یک دوره را گذرانده و حاصل آن را ارائه کرده‌اند. شاید برای بینندگان این نمایشگاه تنها یک نمایشگاه عکس باشد اما برای کسانی که عکس‌ها را خلق کرده‌اند، یک تجربه مشترک است که فضای دوستانه‌ای پدید آورده. به نظرم این گروه در آینده عکاسان موفقی در جمع خود خواهد داشت.
 اینجا تجربه‌های خاصی شکل گرفت. وقتی آدم به صورت فردی کار می‌کند، نتیجه‌ای می‌گیرد اما وقتی گروهی کار می‌کند و تجربه جمعی فضای دوستی و همگرایی دارد، نتیجه واقعا چیزی دیگر است.
  • جالب است که آقای عرب‌زاده هم هنر را با موسیقی شروع کرده و به عکاسی رسیده است. شما هم پس از 2 دهه کار موسیقی به سراغ عکاسی رفتید. چه اتفاقی افتاد که به این سمت و سو کشیده شدید؟
ما دوست 30 ساله هستیم و با هم موسیقی را از کودکی شروع کردیم. عرب‌زاده موسیقی را رها کرد و به سراغ فیلمسازی رفت. سپس عکاسی را ادامه داد، اما من تنها در حوزه موسیقی فعالیت کردم.
  • شما سال‌ها در زمینه موسیقی کار کردید و چهره شناخته‌شده‌ای در آهنگسازی هستید. از عکاسی چه چیزی می‌خواهید که در موسیقی نیست؟
گاهی هنر را با صوت می‌توان ثبت کرد، اما گاهی تصویر مناسب‌تر است و با عکس می‌توان موقعیت و لحظه ای را ثبت کرد. به همین دلیل هر یک کارکرد خود را دارد. کارهایی را هم در زمینه موسیقی و عکس به صورت ترکیبی انجام می‌دهم.  تابلوها‌یی دارم  و در حال ساختن موسیقی روی آن تابلو‌ها هستم. البته این علاقه‌ای شخصی است و امیدوارم در نمایشگاه بعدی تجربه‌ای از عکس و موسیقی را همزمان داشته باشم.
  • از کارها و فعالیت‌های جدید در زمینه موسیقی بگویید.
اواخر سال گذشته آلبومی ارائه کردم با عنوان «قلبی بزرگتر از جهان»  که به عنوان اثر صلح ایران در یونسکو ثبت و به چندین زبان ترجمه و پخش شد. متن این اثر از «عرفان نظرآهاری» است و موسیقی آن، از من. به نظرم کار قابل توجهی شد. این آلبوم سال گذشته در موزه قصر رونمایی شد. نسخه سوئدی آن نیز به تازگی در آن کشور رونمایی شد. همچنین آلبوم‌هایی را برای خواننده‌ها کار می‌کنم و تهیه آلبوم‌های شعر و موسیقی و همکاری با ارکستر را هم ادامه می‌دهم.
  • نگاهتان به همدان و کار هنری و موسیقی در همدان چگونه است؟
اگر چه ارتباط من با هنرمندان در همدان کم شده است، اما از فعالیت‌های دوستان هنرمند باخبرم. وضعیت کمی بهتر شده و به تازگی ارکستری راه افتاده است و کارهای دیگری هم انجام می شود. من وقتی می‌شنوم کارهای خوبی صورت می‌گیرد، خوشحال می‌شوم.
  • وضعیت آموزش موسیقی را در همدان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
سال‌ها بود دنبال آموزش‌های دانشگاهی موسیقی در همدان بودیم و از طریق دانشگاه علمی- کاربردی آن را پیگیری می‌کردیم. وقتی دیدم دانشگاه فرهنگ و هنر همدان رشته موسیقی را ارائه کرده است، خوشحال شدم. اگر چه در همدان نیستم، اما از اینکه رشته موسیقی در دانشگاه تدریس می‌شود، بسیار خوشحالم. امیدوارم در دانشگاه بوعلی هم این اتفاق بیفتد چون همدان درموسیقی، توانایی بسیاری دارد.

http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B5%D9%84%D8%AD%D8%8C-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C%D8%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، محمد نصرتی ، عکاسی ،

 
خودنمایی سیم برق‎های باستانی روی اماکن تاریخی

سواد بصری در اماکن تاریخی صفر است

عکاسی از اماکن تاریخی و جاذبه های گردشگری این روزها تبدیل به یکی از مخاطره انگیزترین کارها شده است. چنانکه سیم های برق و لوله پلیکا از یک سو، سطل های زباله و مرمت های نادرست از دیگر سو منتظر بصری بناهای تاریخی را با نازیبایی های بسیار همراه کرده و دیگر کادری زیبا برای عکاس باقی نگذاشته اند.

 
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه فرهنگ و هنر ـ یکی از بزرگان عکاسی کشور می‌گوید "عکاسی کردن در ایران از دشوار ترین کارهاست." شاید در ابتدای امر این جمله خنده دار به نظر آید و یا ذهن را به سوی تابلوهای هشدار "عکاسی ممنوع" ببرد اما افرادی که در حوزه عکاسی از میراث فرهنگی و محیط زیست فعال هستند مفهوم این گفته را کاملا درک می‎کنند.
 
با اینکه صنعت عکاسی طی سال‌های اخیر پیشرفت قابل توجهی داشته و دوربین‌های دیجیتال با لنزهای مدرن و پیشرفته همه روزه تولید و وارد عرصه عکاسی می‌شود و هر روز شاهد افزایش تعداد عکاسان هستیم، اما در کشور ما این هنر یکی از مشکل‎ترین فنون است.
 
البته این دشواری کار، به ویژه در حوزه‌های عکاسی از اماکن تاریخی و باستانی بیش از سایر حوزه‌ها رخ نشان می‎دهد چراکه به ندرت مکانی را پیدا خواهید کرد که از سیم‎کشی‎های عجیب و غریب، کابل‎های فشار قوی و ضعیف در امان باشد.
 
در یک روستای هدف گردشگری زیبا که میلیاردها ریال هزینه بازسازی آن شده به غیر از کابل برق شما چیزی نمی‎بینید. شاید نمونه بارز برای این قضیه همان روستای اورامانات باشد که خبرهای بسیاری نیز در این خصوص منتشر شد.
 
اورامانات روستای هدف گردشگری
یا به طور مثال شما در هیچ جای این کره خاکی نخواهید دید بر دیوارهای یک اثر مقدس مذهبی یا یک مکان تاریخی برای نصب پرده و پلاکارد میخ‎های فلزی در اندازه‎های مختلف کوبیده باشند ولی این اتفاق نامبارک در اماکن مذهبی، امامزاده‎ها، مساجد و بقاع متبرکه ایران بیش از سایر مکان‎ها دیده می‎شود.
 
البته نصب این پلاکاردها در ایام نوروز بیش از سایر فصول می‎شود که مطمئنا  بنا را متحمل تخریب‎های بسیار می‌کند. نظیر این مثال نیز در بسطام و بقعه امامزاده محمد کاملا مشهود است.
 
بقعه امامزاده محمد در بسطام
علاوه بر سیم کشی‎ها و پرده کوبی‎ها، اتفاقات ناخوش‎آیند دیگری هم در مکان‎های تاریخی می‎افتد. مثلا دور تا دور امامزاده را می‎کنند و جاکفشی نصب می‎کنند یا تاسیسات آبرسانی و... را در ورودی یک بقعه نصب می‎کنند، یا یک گوشه از یک مسجد قدیمی را بدون مشورت با اهل فن و یا کارشناسان میراث فرهنگی بتن‎ریزی می‎کنند و 10‎ها مورد دیگر که همه روزه شاهد آن هستیم.
 
به همین علت بیشتر بناها ظاهر زیبای خود را از دست داده‌اند به طوری که نمی‎توان یک عکس زیبا بدون وجود عناصراضافه در تصویر گرفت چنانکه این عناصر اضافه برجسته‎تر از سوژه اصلی هستند.
 
مجموعه قلعه فلک الافلاک
اگر از عکاسی حرفه‎ای بگذریم باز این سوال مطرح می‎شود که  اگر فردی بخواهد با گرفتن یک عکس یادگاری، تصویر خود را در کنار یکی از آثار تاریخی یا طبیعی جاودانه کند چه حسی نسبت به سطل زباله‎ای خواهد داشت که با چنان تبحری و به طورشگفت‌انگیزی درمحل نصب شده که هر جور کادر را در نظر بگیری باز در تصویر جای می‎گیرد! یا این شخص چه حسی می‌تواند نسبت به  نیت و هدف مرمتگر و بازساز اماکن باستانی داشته باشد که  لوله گاز یا سیم برق را در منظر و چشم انداز بناهای تاریخی کار می‎‌گذارند؟
 
کاش ما هم اندکی از آنچه بدان سواد بصری و زیبایی شناسی گفته می‌شود بهره می‌‍بردیم. کاش متولیان امر در سفرهای خارجی به شیوه‌های مرمت دیگر کشورها کمی توجه داشته باشند. کاش تمدن هزار ساله امان را با سیم برق و لوله پلیکا نازیبا نمی‌کردیم. کاش با توجه به همین نکات کوچک درس‌های بزرگی به مردم خود می‌دادیم تا شاهد یادگاری نویسی‌ها بر اماکن تاریخی نباشیم. کاش...
 
البته سیم و لوله پلیکا و سایر عناصر مزاحم در اماکن تاریخی در حوزه آثار طبیعی و کوه‌ها ،جنگل و دریا جای خود را به زباله داده‌اند چنانکه از هرمنطقه طبیعی بخواهید عکاسی کنید خودنمایی زباله‌ها را خواهید دید. امید آن می‌رود با نزدیک شدن نوروز که نظافت و زیبایی از نشانه‌های آن است کمتر پرده و بنر تبلیغاتی بر دیوار اماکن تاریخی و جاذبه‌های گردشگری نصب شود و شهروندان مسئولانه باسرمایه های فرهنگی و طبیعی برخورد کنند و شاهد رها شدن زباله در طبیعت نباشیم.
حسین زندی
 


برچسب ها: عکاسی ، سواد بصری ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic