سه شنبه 25 خرداد 1395

سرزدن فریاد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،

سرزدن فریاد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سرزدن فریاد
چهارمین و جدیدترین کتاب فریاد ناصری، شاعر جوان و پرکار همدانی، با عنوان «سرزدن» توسط نشر حکمت کلمه منتشر شده است. «سرزدن» شامل 2 دفتر با عنوان‌های «براده‌های پریشانی» و «دفتر ژانت و آوازهای ایرانی» است که در 127 صفحه روانه بازار شده است....
1395/03/24
چهارمین و جدیدترین کتاب فریاد ناصری، شاعر جوان و پرکار همدانی، با عنوان «سرزدن» توسط نشر حکمت کلمه منتشر شده است. «سرزدن» شامل 2 دفتر با عنوان‌های «براده‌های پریشانی» و «دفتر ژانت و آوازهای ایرانی» است که در 127 صفحه روانه بازار شده است. به اعتقاد شاعر، شعرهای این کتاب هم به لحاظ زبانی وهم به لحاظ فرمی کمتر مرسوم است. به بهانه انتشار مجموعه شعر جدید با ناصری گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • شعرهای مجموعه «سرزدن» عاشقانه آغاز و با غم و حسرت تمام می‌شود؛ علت آن چیست؟
فکر می‌کنم این ساخت مسلط زندگی ماست. هرچند دوست دارم آگاهانه و به لحاظ نظری این ساخت تغییر کند و بشکند. همیشه در تاریخ کشور ما اتفاقی می‌افتد، یک نیروی جاری و حرکتی شروع می‌شود بعد شکست می‌خورد. به‌ همین دلیل خیلی از بزرگان ما معتقدند این دور باطل و تناوب ویژگی فرهنگی ماست. من به این موضوع فکر کردم که چرا این موضوع را انسان ایرانی امروز باید بپذیرد؟ آگاهانه دست به این بردم که در جایی بتوانیم این ویژگی را بشکنیم؛ البته در این مجموعه دفتر دوم بیشتر این ویژگی‌ها را دارد.
  • شعری با عنوان «دوا» با حرکت ضمه دارید.  «دوا» به چه معناست؟
در شعر قدیم عروض بر لفظ مکتوب مطرح نمی‌آمد بلکه بر لفظ ملفوظ بیان می‌شد، مثلا اگر «دوا» و «دعا» نوشته نشود شما متوجه نمی‌شوید. الف دوا هم نفی است هم نشانه اولین آدم است که در ادبیات عرفانی الف (ا) آمده است. در این شعر آنچه در عرفان قدیم بین خالق و مخلوق اتفاق می‌افتاد بسان دو الف یا دو انسان آمده که با هم دیالوگ کنند و حرف بزنند.
  •  دلیل اینکه به صورت عریان و مستقیم در شعر «دوا» و «دانوش» به زبان اشاره می‌کنید چیست؟
ما در ساده‌ترین گفت‌و‌گوها که فکر می‌کنیم معنا را درمی‌یابیم، می‌بینیم زبان دخالت می‌کند و ما برداشت‌های مختلفی را داریم. به ویژه در زبان فارسی ما این دخالت‌ها را داریم. به همین دلیل تلاش کردم بگویم نباید فکر کنیم زبان به آنچه منظور نظر ماست تن می‌دهد بلکه در بین راه خودش دست بر نظر ما می‌برد.
  • اگر تن نمی‌دهد شما چگونه در برخی شعرها از زبان آذری هم استفاده کردید؟ آیا زبان فارسی به تنهایی پاسخگوی نظر شما نبود؟
موسیقی خفته در سطرها مد نظر من بود و ریتم را در نظر داشتم. خیلی‌ها می‌گفتند معنا را در پانوشت بنویس اما من می‌خواستم چیزی را بخوانیم که اگر هم نمی‌دانیم چیست، موسیقی و ترنم کلام و موسیقی کلام به ما بگوید این کلام چه می‌گوید. اختلاط این دو در واقع می‌خواهد بگوید دو فرهنگ با هم گفت‌وگو می‌کنند و زبان فارسی و آذری دست در دست هم این ترکیب‌بندی را می‌سازد.
  • چرا کمتر از این ترکیب استفاده می‌کنید؟
زبان مادری من آذری است؛ اما من تربیت شعری و ادبی ترکی ندارم. آموزش و تربیت ادبی من فارسی است. منظور من از ایرانیت جامعیت همه اقوام و خرده‌فرهنگ‌هاست و حتی معتقدم در کردستان عراق، افغانستان، آذربایجان و تاجیکستان غریبه نیستیم و آنجا نیز فرهنگ ایرانی رواج دارد. برخی می‌گویند اسم این مجموعه را ایران نگذاریم اما به نظر من همه این‌ها ایران فرهنگی هستند. غیر از ایران چیزی نیست و فرهنگ ایران در اینجا جاری است.
  • حضور همدان در شعر شما چقدر است؟
در همدان همه راه‌ها برای من به کوهستان ختم می‌شد و جالب است در سال‌های اول که به تهران آمدم و نزدیک دانشگاه شریف ساکن شدم وقتی از خانه بیرون می‌رفتم کوه را می‌دیدم. برداشتی که من داشتم این بود که کوه روبه‌رویم بود و تجربه زیسته خود را از همدان با خود آورده بودم. برای من همدان همیشه حضور داشته است. سال‌ها پیش به دوستان داستان‌نویسم می‌گفتم یک شهر و شهریت آن چندان در شعر وارد نمی‌شود بلکه در داستان وارد می‌شود. ما داستان و رمانی نداریم که همدان را روایت کند. به همین دلیل در همدان به محله‌ها و مناطق مختلف قدیمی می‌رفتم، قدم می‌زدم و معتقد بودم آن‌جا انباشتی از زیست است که حضور من می‌تواند آن را بگیرد؛ مثلا حضور بزرگانی چون عارف قزوینی و تاگور در باغ بدیع‌الحکما، حضور ابن‌سینا، باباطاهر، بوعلی و غیره یک فضا و جوی را به وجود می‌آورد که لایه به لایه در مکان خودنمایی می‌کند. شما بازار و محله‌های همدان را در هیچ جا نمی‌بینید.
  • این حضور مستقیم است یا غیر مستقیم؟
هویت همدان و حضور در این شهر ممکن است در لفظ نیاید اما در ساخت می‌آید. من هرجا بروم انسان‌های زیرک می‌توانند بگویند ساخت شعرهای من مربوط به همدان است.
  • تفاوت مجموعه سرزدن با کتاب‌های پیشین شما در چیست؟
در این کتاب شعر من رخی غیرمرسوم دارد. در 3 کتاب پیشین من شعرهایی می‌خوانید که رخ آن‌ها در جاهای دیگری دیده شده اما این کتاب، هم به لحاظ زبانی، هم به لحاظ فرمی کمتر مرسوم بوده است و هم غربت‌های ذهنی و هم غربت‌های تصویری دارد. توجه من به زبان هم بوده؛ البته نه مانند شاعران زبانی.
  • محتوای سیاسی فلسفی کتاب از کجا نشات می‌گیرد؟
این کتاب انبان به یاد آوردن است. من به عنوان یک ایرانی، مسلمان، شیعه و ترک‌زبانی که فارسی می‌نویسد 5 مفهوم کلان را با خود دارم که با مفاهیم و اساطیر جداگانه و با تاریخ و زیست جداگانه در یک جا از یک نفر سر بلند می‌کند.
  • انتظار شما از مخاطب چیست؟
من دوست دارم این کتاب از منظر فکری و شکل‌گیری اندیشه دیده شود. آنجاست که من احساس می‌کنم عناصر جدیدی در این کتاب خود را نشان می‌دهد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D8%AF%D9%86-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، شعر امروز همدان ، معرفی کتاب ، مجموعه شهر سرزدن ،

سه شنبه 24 آذر 1394

وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت
سال 94 برای کتاب و کتابخوانی در همدان سال پرباری است و کتاب‌های خوبی در حوزه ادبیات داستانی و شعر در این استان منتشر شده است...
1394/09/23
سال 94 برای کتاب و کتابخوانی در همدان سال پرباری است و کتاب‌های خوبی در حوزه ادبیات داستانی و شعر در این استان منتشر شده است. یکی از این آثار کتاب «وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت» نوشته «امیر اسدیان» است. این کتاب به تازگی از سوی انتشارات انجام کتاب به بازار آمده است.
 این مجموعه در3 هزار نسخه به قیمت 50 هزار ریال ودر 71 صفحه منتشر و در کتابفروشی‌های شهر توزیع شده است.
«امیر اسدیان» متولد16 اسفند 43 در همدان و دارای مدرک کارشناسی ارشد ادبیات است وسال هاست در مدارس همدان به تدریس ادبیات مشغول است. وی از شاعرانی است که با فضای مجازی نیز آشناست و وبلاگ‌نویسی را از سال 86 شروع و برخی از مطالب و شعرهایش را در وبلاگی به نام خودش منتشر کرده است.
اسدیان سال ها با نشریات محلی در همدان همکاری کرده است.همچنین مطالبی در زمینه ادبیات و فرهنگ از او در هفته نامه‌های استان منتشر شده است.
 این شاعر در طول یک دهه گذشته چندین مجموعه از آثار خود را به‌صورت کتابچه های کوچک در شمارگان محدود منتشر کرد و در اختیار دوستانش قرار ‌داد، اما «وقتی که برای لحظه ای برمی گشت» اولین اثر مکتوب چاپی اوست. این مجموعه شامل 65 رباعی نو است که با مضامین اجتماعی و عاشقانه سروده شده است.
اسدیان تلاش کرده در این مجموعه به زبانی جدید در سرودن رباعی دست پیدا کند و همین نو بودن باعث شده بر دل مخاطب بنشیند و ارتباط خوبی با آن برقرار کند. به نظر می رسد جای چنین آثاری در ادبیات امروز خالی بود. از جمله رباعی‌های چاپ شده در این کتاب:
از راه نگو! که رد پا مانده هنوز/ نقشی ز تو در مسیر ما مانده هنوز/ رفتی و... نمانده یادگاری جز این / زخمی که درون سینه جا مانده هنوز
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/وقتی-که-برای-لحظه‌ای-برمی-گشت


برچسب ها: معرفی کتاب ، همشهری همدان ، امیر اسدیان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic