دوشنبه 25 خرداد 1394

گفت با مهدی مسلم خانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

گفت و گو با مهدی مسلم‌خانی مشاور امور جوانان استاندار همدان

mehdimoslemkhaani.jpg

مهدی مسلم خانی از فعالان مدنی با سابقه‌ی همدان است که از دوره‌ی نوجوانی وارد عرصه فعالیت فرهنگی شد اگر چه با روی کار آمدن دولت نهم و دهم و فشارهای موجود از تشکل های غیر دولتی فاصله گرفت اما همواره تلاشگر این حوزه محسوب می‌شد. پس از پیروزی دولت روحانی در انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر فعالیت خود را شروع کرد و در خرداد 93 به عنوان مشاور امور جوانان استاندار همدان منصوب شد. با مهدی مسلم‌خانی در مورد مسایل جوانان و وضعیت نشاط اجتماعی در همدان گفت و گویی کرده‌ایم که در پی می‌آید.
ابتدا در مورد ماهیت مشاوران جوان دولت توضیح دهید.
بحث ارتباط دولت با جوانان از دولت آقای خاتمی ایجاد شد در دولت اصلاحات برنامه‌ریزان در تلاش بودند تا پلی ارتباطی بین جوانان و دولت ایجاد کنند و از طرفی نهادی وجود داشته باشد که متولی امور جوانان بوده و به عنوان یک دستگاه حاکمیتی به این امور نظارت داشته باشد به همین سبب سازمان جوانان ایجاد شد اما در دولت نهم و دهم این سازمان با سازمان تربیت بدنی ادغام شد و وزارت ورزش و جوانان شکل گرفت. در این دوره رییس دولت، ایده‌ای داشت که مشاوران جوانی را برای دولت در نظر بگیرند که در واقع از نظر سنی جوان باشند اما در همه‌ی امور مشاوره دهند و به نوعی این جوانان کارآزموده شوند برای ورود به رده‌های مدیریتی و اجرایی اما در عمل اتفاقی که افتاد این نهاد، تبدیل به یک مجموعه‌ی سیاسی شد و می‌توان گفت که به نوعی از نیروی جوانی و خلوص این مجموعه، به گونه‌ای سوء استفاده شد.
در این دولت از چه الگویی پیروی می‌شود؟
در دولت جدید این ایده دنبال نشد و نقدی هم بر آن وارد گردید که نیروی جوان با تجربه کم وارد این عرصه می‌شود و نمی‌تواند در همه‌ی امور دخالت کند. از طرفی تجربه‌ی بد دولت نهم و دهم را هم پشت سر داشت که رابطه‌ی بدنه‌ی دولت و حوزه‌ی مشاوران جوان خیلی مناسب نبود و باعث شد دولت تدبیر و امید نگاه جدیدی به موضوع داشته باشد.
شما در کنار استاندار چه برنامه‌هایی را دنبال می کنید؟
ماهیت فعالیت ما مشاوره‌ای است و وارد حوزه‌ی اجرایی نمی‌توانیم بشویم اما با این حال در آغاز ورود پژوهشی انجام دادیم تا بدانیم در این حوزه چه مشکلاتی داریم و رابطه‌ی بین جوانان و مدیران اجرایی دولت در چه وضعیتی قرار دارد نتیجه‌ی این پژوهش به ما نشان داد که رابطه‌ی مدیریت عالی اجرایی و جوانان نزدیک به صفر است.

چرا چنین رابطه‌ای را نمی بینیم؟
دلیل این مشکل اینجاست که فهم مشترکی بین این دو جریان وجود ندارد. از طرفی جوانان متخصصی را در جامعه داریم که دغدغه‌ی توسعه شهر و استان خود را دارند که در کنار ایده، طرح و برنامه‌های خود، نقدهایی هم به عملکرد مدیران داشتند اما هیچ‌وقت امکان بروز و ظهور این استعدادها وجود نداشت و مطالبات آنها نیز مغفول می‌ماند. همیشه می‌دیدیم اگر دیداری هم صورت می‌گرفت در یک جلسه‌ی پرسش و پاسخ بود و پس از پایان جلسه، مطالبات فراموش می‌شد. همیشه جوانان مدعی بودند که مدیران و مسئولان، جوانان را درک نمی‌کنند و از ایده‌ها و طرح‌های ما استفاده نمی‌کنند و از سوی دیگر نیز مدیر یا مسئول معتقد بود که این جوانان نمی‌دانند من در چه شرایطی قرار دارم. مشکل اصلی اینجا بود که آنها رابطه‌ی روش‌مند و سیستماتیک نداشتند و از وضعیت یکدیگر نیز اطلاعات درستی نداشتند.
منظور از نداشتن اطلاعات همدیگر چیست؟
مثلا در حوزه میراث فرهنگی وقتی جوانان عملکرد یک مدیر را نقد می‌کردند و مطالباتی را طرح می‌کردند نمی‌دانستند بر اساس اسناد بالادستی توسعه‌ی استان، این اداره و مدیر در چه نقطه‌ای قرار دارد و به چه نقطه‌ای می‌خواهد برسد و در حوزه‌ی اجرای این هدف هم با چه موانعی روبرو است.
شما برای رفع این موانع چکار کرده‌اید؟
با توجه به ماهیت حوزه فعالیتم در امور جوانان و برای ایجاد یک رابطه‌ی سازمان یافته و هدفمند بین جوانان متخصص و مدیران اجرایی، مجموعه‌ای را با عنوان مجمع مشورتی جوانان استان تعریف کردیم که برداشتی از مدل‌های اروپایی بود. مثلا شورای جوانان اتحادیه اروپا، اگر چه ساز و کار در کشور ما متفاوت است. ما هم مسایل بومی را در نظر گرفتیم و هدف را در این مجمع ارتباط روشمند مدیران و جوانان متخصصی که دغدغه‌ی توسعه‌ی استان را دارند، قرار دادیم. پس از این که طرح مذکور با مدیریت عالی استان مطرح شد و مورد استقبال قرار گرفت در نخستین اقدام، بانکی اطلاعاتی تهیه کردیم که در آن بیش از 450 جوان متخصص دارای تحصیلات کارشناسی ارشد و دکترا را شناسایی کرده ایم اگر چه هنوز جای کار دارد.
این 450 نفر چه وظیفه ای دارند؟
ما هم‌اکنون در آغاز فعالیت و دوره‌ی آزمایشی این مجمع و فقط در شهر همدان قرار داریم لذا تعدادی از این افراد دعوت شده‌اند و در کمیته‌های تخصصی مختلف از جمله: کمیته‌ی عمران، شهرسازی و معماری، کمیته‌ی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، کمیته‌ی کشاورزی و محیط زیست، کمیته فرهنگی هنری، کمیته‌ی اجتماعی و کمیته‌ی برنامه ریزی و توسعه عضو شده‌اند و البته بیشتر این کمیته‌ها هم فعال هستند و ارتباط خوبی با مدیران پیدا کرده‌اند. به عنوان نمونه، کمیته‌ی میراث و گردشگری جلسه‌های مداوم را با مدیر کل میراث فرهنگی دارند و نقدهای خود را به صورت مستقیم ارایه می‌کنند و همچنین طرح‌ها و پیشنهاد و مطالبات را نیز عنوان می‌کنند که درجشنواره‌ی زمستانی اخیر نیز طرحها و پیشنهادهایی از طرف همین جوانان مطرح شد. در سایر حوزه ها هم همین گونه است.
نتیجه و برونداد این جلسه‌ها چه بوده است؟
پس از تشکیل کمیته‌ها و برگزاری جلسات آنها، مجموعه‌ی حاضر در کمیته‌ها در حوزه تخصصی خود مساله یابی می‌کنند و ایده‌ها و طرح‌های خود را کاربردی کرده و طی جلسات منظم به مدیران کل انتقال می‌دهند. در صورتی که اختیارات سازمانی به مدیر دستگاه اجرایی اجازه دهد این مسائل و طرح ها در همان دستگاه عملیاتی می‌شود اما بسیاری از این مسائل و طرح ها نیاز به تصمیم‌گیری در جایگاه بالاتر دارد. لذا جلسات دیگری برای این کمیته‌ها با معاونین استاندار در نظر گرفته شده و از طرف دیگر هم نمایندگان کمیته‌های تخصصی مجمع در کارگروه‌ها و شوراهای تخصصی استانی شرکت می‌کنند (که فکر می‌کنم این حضور جوانان در کارگروه‌های استانی، کم‌نظیر و شاید بی‌نظیر باشد که خوشبختانه این موضوع در استان ما در حال انجام است). در آینده‌ی نزدیک هم قصد ما بر این است که این مجمع مشورتی در شورای برنامه‌ریزی استان مصوب شود و مجمع به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کند و همچنین در شهرستان‌های دیگر استان نیز شکل بگیرد.
هرچند مسولیت شما و این مجمع، مشورت دادن و تصمیم‌سازی است اما آنچه در کشور متداول شده برگزاری جلسه‌های مختلف و ارایه‌ی آمار است که گاهی هیچ نتیجه‌ای نیز در پی ندارد. آنچه شما گفتید گزارش برگزاری جلسه‌ها بود، این جلسه‌ها چه زمانی به یک نتیجه‌ی دلخواه خواهد انجامید و یا اگر در این مدت فعالیت، برونداد ملموسی داشته، بفرمایید.
ماهیت ما مشورتی است و همانطور که گفتم ارتباط روشمند بین مسئولان و جوانان متخصص توسعه محور است. این راه با اینکه زمان اندکی است آغاز به کار کرده‌ایم نتیجه بخش بوده است، بیشتر این دوستان متخصص هستند و مشاوره‌ی رایگان به مدیران می‌دهند، مثلا یکی از مدیران کل در جلسه‌ای گفت که من در کل مجموعه خودم سه نفر بیشتر ندارم که رشته تحصیلی‌اش با فعالیت‌اش همخوان باشد شما 3 دکترا و 5 کارشناسی ارشد به ما معرفی کرده‌اید. استاندار محترم هم اطمینان خاطر به ما داده تا اگر طرح کاملی مطرح شود و در اداره‌ها پیگیری نشود خود ایشان وارد می‌شوند. به طور مثال، کمیته‌ی گردشگری و میراث فرهنگی ما در جشنواره زمستانی یا در حوزه میراث فرهنگی طرح‌های مختلفی پیشنهاد داد که به نتیجه رسید و یا کمیته عمرانی و شهرسازی ما چند طرح مفید و کاربردی برای استان پیشنهاد کردند که به تایید اولیه رسیده است.
اشاره کردید که در همدان بیش از 450 نفر از جوانان متخصص را شناسایی کرده‌اید درحالی که تعداد فارغ التحصیلان و فعالان بیش از این تعداد است، ممکن است شما نتوانید از همه ظرفیت‌های این استان در مجموعه‌ی خود استفاده کنید برای بقیه‌ی نیروها چه فکری کرده‌اید؟
باید توجه داشت که کشور ما با پنجره‌ی طلایی جمعیت روبرو است یعنی متوسط جمعیت بین 25 تا 40 سال است که یک فرصت طلایی است و در دنیا به آن پنجره طلایی جمعیت گفته می‌شود و اگر دولت در بخش اقتصاد و اشتغال این جمعیت برنامه‌ریزی کند با یک جهش اقتصادی روبرو خواهد شد. ما در همدان در حال رسیدن به این رده‌ی جمعیتی هستیم، بدین معنا که جمعیت استان ما جوان‌تر از سایر استان‌هاست. یک سوم جمعیت ما 15 تا 29 ساله هستند که در سالهای آینده به این پنجره‌ی طلایی خواهند رسید و باید برای سال‌های آینده برنامه‌ریزی کنیم. به هر حال در یک وضعیت ایده‌آل، وقتی در هرم جامعه، حاکمیت در بالا قرار گرفته و بدنه مردم در کف هرم هستند تشکل‌های مدنی در بین این دو جریان قرار می‌گیرد و باید کمک کنیم که این جوانان به سمت نهادسازی گام بردارند. توجه بفرمایید که بابت همین مجمع مشورتی هم در خلاء ngoها، ما در این عرصه وارد شده‌ایم و وقتی غیر دولتی‌ها فعال نیستند من دولتی وارد فعالیت شده‌ام و کار من کار اجرایی نیست پس در پاسخ به سوال شما باید بگویم ما دنبال این هستیم که تشکل های غیردولتی را فعال کنیم و باید نماینده ngoها با مراکز مشورتی مرتبط شوند، در این جلسه‌ها حضور داشته باشند، به عبارت دیگر، ما در غیاب تشکل‌ها فعالیت می‌کنیم.
برای شکل گیری و تقویت نهادهای مدنی چکار کرده اید؟
در دوره‌ی اصلاحات تشکل‌ها تازه شروع به فعالیت کرده بودند و آغاز کار آنها بود، همچنین فعالیت آنها در دوره‌ی هشت ساله‌ی دولت نهم و دهم که دولت اعتقادی به نهادهای مدنی نداشت، دچار رکود شد و فعالیت‌ها معلق بود. حالا با این فاصله‌ی ده ساله‌ای که داریم، با این رکود روبرو هستیم که متاسفانه از طرفی جوانان آن میل سابق را برای ایجاد سازمان‌های مردم نهاد ندارند و از طرفی موانع باقی مانده است ما باید این موانع قانونی و دولتی را برطرف کنیم تا نهایتا بی اعتمادی که حاصل ده سال گذشته است برطرف شود تا دوباره تشکل‌ها فعال شوند.
استقبال جوانان برای پیوستن به انجمن‌های غیر دولتی چگونه است؟
باید عرض کنم بسیارند جوانانی که دغدغه‌ی توسعه دارند اما چون فرهنگ‌سازی دقیق و درستی صورت نگرفته که از راه نهادهای غیر دولتی می‌توانند به توسعه نزدیک شوند، به همین خاطر دغدغه پیوستن و ایجاد تشکل‌های غیر دولتی کم است. البته باز هم عرض می‌کنم عدم اعتقاد دولت نهم و دهم به این نهاد‌ها در این بی‌اعتمادی، بسیار تاثیر گذار بوده است.

آنچه در همه‌ی کشور به ویژه در همدان شاهد هستیم در عین حال که با پنجره طلایی جمعیت روبرو هستیم با مشکل بیکاری، آسیب‌های اجتماعی و ... نیز مواجه هستیم یکی از خلاء‌ها نبود تفریح است شما این مساله را چگونه می‌بینید و به طور کلی به مساله‌ی نشاط اجتماعی چگونه می پردازید؟
به اعنقاد کارشناسان در یک کشور جوان وقتی دولت به مشکل اشتغال، مسکن و ازدواج جوانان توجه می‌کند و در جهت توانمند‌سازی جوانان تلاش می‌کند علاوه بر اینکه برای اشخاص رفاه ایجاد می‌کند باعث جهش اقتصادی کشور هم می‌شود پس باید توجه داشته باشیم دولتی که نیازمند این جوانان است باید به دیگر نیازهای جوانان هم توجه کند. جوانان نیازهای فردی هم دارند، نیاز به شادمانی هم دارند. جوان اگر شغل و مسکن داشته باشد اما افسره باشد مسلما این نیرو نمی تواند ثمر داشته باشد. البته نگاه بنده و مسلما دولت آقای روحانی این نیست ولی عرض می کنم اگر یک دولت صرفا نگاه اقتصادی هم به نیروی جوان داشته باشد باید به نشاط و شادمانی این جوان هم توجه کند.
منشاء این کمبودها در کجاست؟
عوامل مختلفی دارد اما امروز دولت تدبیر و امید به این مساله اعتقاد دارد و این واقعیت را قبول داریم که نشاط اجتماعی در کشور در حد استاندارد نیست. اما چکار باید بکنیم؟ در ذیل قانون اساسی و شرع مقدس به مواردی می‌رسیم که جامعه ضرورت‌هایی هم دارد و لذا آیتم‌هایی برای بحث نشاط اجتماعی احصا شده مثل برگزاری کنسرت‌ها، برگزاری جشن‌های مذهبی در سطح عمومی، جشن‌های ملی در فضای عمومی، تئاتر و ورزش های همگانی که همگی نیازهای امروز جامعه است. چکار کردیم و چکار باید کنیم دو مساله جداگانه است. در دولت تدبیر و امید بیشترین کنسرت موسیقی را در سال گذشته داشتیم و اداره فرهنگ و ارشاد استان برای برگزاری کنسرت‌ها حائز رتبه‌های برتر شده در برگزاری نمایش ها هم شرایط خوبی داریم.
اما از سویی دیگر آمارها نشان می‌دهد که لغو کنسرت‌ها در دولت فعلی نسبت به دوره مشابه در دولت دهم بیشتر است در سال گذشته لغو کنسرت شهرام ناظری و جلوگیری از کنسرت بانوان شباهنگ و موارد دیگر را شاهد بودیم درحالی که هیچ کس به یاد ندارد مثلا گروه فشار به کنسرت موسیقی درهمدان حمله کند. به نظر می رسد این بهانه‌ی متولیان فرهنگی استان است و موضوع دیگر این است که این کنسرت‌ها برای یک سلیقه‌ی خاص است و به طور مثال به موسیقی محلی و سنتی کمتر توجه می شود پاسخ شما چیست؟
دعوت می کنم از دایره‌ی انصاف خارج نشویم. فراموش نمی‌کنیم که ما دوره‌ای داشته‌ایم که حتی برگزاری کنسرت موسیقی آیینی و مذهبی هم با مشکل مواجه بود، به نظرم همین حمله نکردن‌ها به دلیل تدبیر مدیران فرهنگی است و این موضوع که موسیقی یک سلیقه خاص در استان برگزار می شود را من قبول ندارم چون برگزار کننده‌ها هستند که درخواست می‌دهند و ذائقه و سلیقه‌ها را تعیین می‌کنند و اگر درخواست برای موسیقی سنتی هم باشد حتما مجوز صادر می‌شود، در خصوص این دو مورد هم بنده اطلاعی ندارم واقعا دلیل صادر نشدن مجوز چه بوده و مطمئنا مسئولین امر برای این کار دلایلی دارند. اگر مقاومتی هم در برابر اجرای کنسرت‌ها و اقداماتی در جهت لغو غیرقانونی آنها هم وجود دارد، با واکنش دولت و حامیان دولت روبرو بوده است. این واکنش را می‌شود در موضع‌گیری اخیر وزیر محترم ارشاد دید. به نظر من شایسته است که تعداد لغو کنسرت‌ها را در برابر تعداد کنسرت‌هایی که برگزار می‌شود دید.
بیشتر لغو کنسرت‌ها موسیقی سنتی بوده و به نظرم این اتفاق خوشایندی نیست که ذائقه‌ی موسیقی شهروندان را یک کنسرت گزار تعیین کند در حالی که مدیر کل موسیقی وزارت ارشاد در همدان گفت که باید برای موسیقی سنتی یارانه پرداخت شود و اجاره سالن دریافت نشود اما چرا اعمال نمی‌شود؟
من قبول دارم که باید مشوق‌هایی وجود داشته باشد و امکانات در اختیار آنها باشد. در شرایط ایده آل، دولت نباید در کار فرهنگی دخالت کند و فرهنگ هم باید خصوصی‌سازی شود و به نهادهای غیر دولتی واگذار گردد. اما به هر حال برگزارکنندگان، موثر هستند باید در این زمینه و فعالیت‌های موسیقی هم نهادهای غیر دولتی را فعال کنیم.
مورد دیگری که داریم این است با توجه به اس‌ام‌اس‌ها و پیام‌هایی که در فضای مجازی منتشر می‌شود نشان می‌دهد چقدر مردم ایران به طنز و پیام‌های خنده‌دار علاقه دارند، به نظر شما چه کار می‌توان‌ کرد که برنامه‌های طنز و یا استندآپ کمدی در فضاهای اجتماعی اجرا شود؟
به نظرم می توان این مساله را در جشن های مذهبی و ملی عملی نمود نمونه‌های موفقی مانند برنامه خندوانه رامبد جوان در شبکه نسیم به ما نشان داده که میتوان برنامه‌ی شاد و در عین حال سالمی داشت. این برنامه‌ها قابل اجرا و پیگیری است و این کمبود‌ها وجود دارد به نظرم به مرور با فعال شدن نهادهای مدنی تخصصی در این حوزه مسلما مساله نشاط اجتماعی تقویت خواهد شد.

http://hmag.ir/fa/%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%B9%D9%87/243-%DA%AF%D9%81%D8%AA-%D9%88-%DA%AF%D9%88-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B1-%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همگان ، مشاور امور جوانان استاندار همدان ، موسیقی در همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic