پنجشنبه 5 مرداد 1396

قصه‌پرداز آیین های کهن شهرها و روستاها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهنگ عامه ،هنر ،

قصه‌پرداز آیین های کهن شهرها و روستاها

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
حیدر محمودی بیش از 7 دهه به اشاعه هنر ناب عاشیقی مشغول بوده است. عاشیق به خنیاگری گفته می شود که‏ اشعاری حاوی داستان‏های پادشاهان و قهرمانان گذشته را همراه با آوای موسیقی می خواند. او یکی از کسانی است که این هنر را در استان همدان زنده نگه داشته است. به دیدار محمودی رفتیم و گفت‌وگوی صمیمانه ای با این هنرمند پیشکسوت همدانی انجام دادیم که با هم می خوانیم....
1396/01/26
حیدر محمودی بیش از 7 دهه  به اشاعه هنر ناب عاشیقی مشغول بوده است. عاشیق به خنیاگری گفته می شود که   اشعاری حاوی داستان  های پادشاهان و قهرمانان گذشته را همراه با آوای موسیقی می  خواند. او یکی از کسانی است که این هنر را در استان همدان زنده نگه داشته است. به دیدار محمودی رفتیم و گفت‌وگوی صمیمانه ای با این هنرمند پیشکسوت همدانی انجام دادیم که با هم می خوانیم.

نسل به نسل عاشیقی
محمودی می‌گوید: شناسنامه من 1312 است، نمی دانم بزرگ‌تر گرفته‌اند یا کوچک‌تر اما خودم فکر می کنم 27 سال بیشتر ندارم (با خنده). نام کامل من حاج حیدرعلی محمودی معروف به عاشیق حیدر است و متولد نوآباد منطقه حاجیلو در شهرستان کبودراهنگ هستم. پدر من «عاشیق مولا» نام داشت که حدود 50 سال عاشیق بود. پدربزرگم عاشیق حسین نام داشت و جدم عاشیق محمود انصاری که حدود 40سال عاشیق بوده است. آنچه من دریافته ام بیش از 7 نسل عاشیق بوده ایم.
از آغاز هنر عاشیقی در وجودش می‌پرسم و او پاسخ می‌دهد: حرف های آنها، شعرهای آنها، شعرهای قدیمی و بهترین و اصیل ترین شعرها بود که همه سینه به سینه به من رسیده است. پس از اینکه پدرم عمرش را به شما داد، من شروع کردم که عاشیق شوم. ساز پدرم خانه بود، ساز را دست گرفتم و به روستایی رفتم که پدرم آنجا دوست و رفیق زیاد داشت. گفتند کودکی آمده که چگور به دست دارد. یکی از بزرگان ده از من پرسید پسر جان تو که هستی؟ گفتم من پسر عاشیق مولا هستم، گفت می توانی ساز بزنی، گفتم کمی بلد هستم. شب مجلسی برپا شد و من کمی نواختم و خواندم و رضایت را در چهره حاضران دیدم. هریک می گفتند یک شب به خانه ما و جشن ما بیا. این دعوت ها و ساز و آوازها باعث شد من تمرین و ترقی کنم. در عین حال کتاب های زیادی از اجدادم مانده بود که می خواندم و استفاده می کردم.
وی ادامه می‌دهد: حدود 14 سال داشتم که کم‌کم شناخته شدم و هرجا اسم مرا شنیده بودند و هرجا آذری‌زبان بود از من دعوت می کردند تا برنامه اجرا کنم.عروسی ها و جشن ها  بدون ساز و آواز من رونق نداشت. آن زمان می گفتند در منطقه همدان عاشیقی ظهور کرده به نام عاشیق حیدر محمودی که با همه عاشیق‌ها متفاوت است چون صدا و رفتار و کردار خوبی دارد.

همکاری با رادیو
محمودی درباره آغاز همکاری‌های خود با رادیو می‌گوید: آن سال ها من در عروسی ها برنامه اجرا می‌کردم تا اینکه رادیو و تلوزیون راه افتاد و  من به آنجا معرفی شدم. مرا دعوت کردند و گفتند هفته ای یک بار در رادیو برنامه محلی اجرا کنم. چندین داستان از جمله «اصلی و کرم» و « تلیم» را در رادیو اجرا کردم. من حدود 36 داستان را حفظ بودم اما بیماری باعث شد  نتوانم به اجرا در رادیو ادامه دهم.
وی می‌افزاید: امروز باید این روایت‌ها، داستان‌ها و اشعار را جمع‌آوری و ثبت و ضبط کنند تا بماند و آیندگان هم از آن استفاده کنند. این ها برای شادی مردم است؛ مردم اگر شاد باشند ترقی می کنند. امیدوارم ایران روزبه روز ترقی کند و مردم خوش باشند.
عاشیق حیدر درباره شیوه اجرای داستان ها توضیح می‌دهد: مهمان‌ها جمع می‌شوند و مجلس برقرار می‌شود. عاشیق که وارد مجلس می‌شود آهنگی به نام گردشی را اجرا می کند و به میهمان ها خوش‌آمد می‌گوید. بعد از اجرای گردشی مهمان ها از عاشیق می‌گویند به اجرای برنامه می‌کنند. رسم است که مهمان ها به عاشیق می‌گفتند عاشیق داستانی بگو و او رو به حاضران می گوید چه داستانی بگویم به طور مثال می‌گویند عاشیق از جوانی یا از پیری بگو و عاشیق باید زبان حال هر دو را بداند. چون داستان هایی که روایت می کنم به زبان آذری است مفهوم آن نیز وقتی آذری  بیان می شود زیباتر است و شنونده بهتر ارتباط می گیرد.
وی اضافه می‌کند: گاهی جمعیت حاضر در برنامه تا 2 هزار نفر می رسید. آنقدر کار من رونق گرفته بود که هفته ای 5 شب برنامه اجرا می‌کردم. در روستاهای آذری‌زبان که با ترکیه هم‌مرز است، روستاهای زنجان، اردبیل، تبریز و همه روستاهای آذری‌زبان برنامه اجرا کرده ام.

مضامین داستان‌ها
می‌پرسم داستان های شما علاوه بر عشق و حماسه چه مضامینی دارد و عاشیق حیدر توضیح می‌دهد: همه اصول اخلاقی در این اشعار بیان می شود. برای مثال وقتی وارد مجلسی شدید ابتدا فکر کنید جایگاهتان کجاست یعنی احترام دیگران و بزرگ‌ترها را در نظر بگیرید.
 وقتی نشستید عاقلانه رفتار کنید. حرفی بزنید که باب پسند مجلس باشد. از مسائل معرفتی بگویید. همچنین مسائل مذهبی را مطرح می‌کنیم. بخش بزرگی از اشعار عاشیقی از احادیث و آیات گرفته شده و در مدح و منقبت پیامبر(ص) و امامان(ع) است.  
محمودی درباره تفاوت موسیقی عاشیقی همدان با سایر نقاط کشور توضیح می‌دهد: تعداد زیادی از روستاهای همدان آذری‌زبان یا ترک زبان هستند. شعر عاشیقی همدان با سایر مناطق متفاوت است چون عاشیق های آن متفاوت هستند و لهجه و گویش هم فرق دارد.
وی ادامه می‌دهد: روایت ها و داستان های من با آنچه در تبریز یا حتی کشور آذربایجان بیان می‌شود، همچنین شیوه اجرا و شیوه بیانشان متفاوت است. زبان و کلام هم یکسان نیست. در بیشتر موارد آنها شاعران خود را دارند و همان شعرها را اجرا می‌کنند اما در همدان کسی نیست که شعر آذری بگوید و در مجالس اجرا شود   یا آهنگساز کمتر داریم و بیشتر داستان ها و افسانه های قدیمی که از گذشته مانده است، اجرا می‌شود. در متن شعرها و داستان‌ها اشاره می‌شود هر کدام از چه منطقه ای است. به طور مثال اصلی و کرم مربوط به ترکیه امروز است. هیچ کدام از داستان هایی که ما در مجالس می خواندیم مربوط به همدان نیست. این داستان ها از طریق عاشیق ها از آذربایجان، ارمنستان و ترکیه امروزی آمده است و مردم همدان یاد گرفته اند.
وی اضافه می‌کند: البته من شعر گفته ام و در مجالس هم اجرا کرده ام. به طور مثال در آغاز مجلس برای خوش‌آمدگویی به حاضران اشعار خودم را می‌خواندم   یا برای مناسبت های کشوری شعر می‌گفتم. بیشتر مردم همدان فارس هستند و روستا ها خالی است و این موضوع هم باعث شده استقبال از موسیقی عاشیقی کم شود.

همراه با شهریار
محمودی درباره اجراهای خود در سایر شهرهای کشور می‌گوید: زمانی که استاد شهریار زنده بود به تبریز رفتم و دو شب خانه او اقامت و آنجا صفحه پر کردم. در گذشته پیش از سی‌دی و نوار کاست برنامه‌ها را روی صفحه گرامافون ضبط می کردند. به استاد شهریار گفته بودند عاشیق حیدر از همدان آمده صفحه پرکند. استاد شهریار گفته بود بعد از اجرای برنامه دعوتش کنید بیاید خانه من. فکر می کنم اوایل دهه 40 بود که به خدمت ایشان رسیدم.
عاشیق حیدر ادامه می‌دهد: اولین بار که صفحه پر کردم در تهران بود اما خاطرم نیست چه سالی این اتفاق افتاد.  جوان بودم، فکر کنم 5 یا 6 مرتبه رفتم و اجرا کردم، نوازنده و خواننده خودم بودم. برخی از شعرها هم از خودم بود.از اجرا در کشورهای دیگر هم باید بگویم به ترکیه و آذربایجان رفته ام.  
در جشنواره هایی که در آذربایجان برگزار می شد از طرف اداره ارشاد معرفی می شدم و شرکت می کردم. در آذربایجان 4 استاد خیلی معروف بودند که از من سوال می‌پرسیدند و جواب می‌دادم. آنهایی که پاسخ می دادند اجازه اجرا داشتند. من نیز نیم ساعت اجرا داشتم که مورد استقبال قرار گرفت.

زندگی با ساز
عاشیق حیدر ارتباط عاطفی عمیقی با سازهایش دارد. وی در این‌باره توضیح می‌دهد: دو تا ساز دارم که بسیار با ارزشند و مدام برای آنها مشتری پیدا می‌شود اما نمی توانم از خودم دورشان کنم. سال ها با این سازها زندگی کرده ام. از محمودی می‌پرسم از داستان هایی مانند کوراغلو، اصلی و کرم و عباس دوخارخانلی کدام بهتر است و او پاسخ می‌دهد: شما زمینی می خرید و می خواهید ساختمان بسازید. بستگی به معمار دارد که چه چیزی روی زمین شما بسازد. پس داستان ها هم بستگی به اجرا کننده دارد، به عاشیقی که آن را بازگو می کند.
خواننده باید مهندس باشد، متخصص باشد، ناطق شعر باشد. قدیم گاهی کدخدا، خان و ارباب در مجالس حضور داشت و برنامه باید بر اساس جایگاه آنان اجرا می شد. گاهی مجالسی می‌رفتم که ده‌ها ارباب در آن حضور داشتند و هر کدام مالک چندین روستا بودند. عاشیق اول باید نکته‌دان و نکته‌سنج باشد بیان و گفتار مناسبی داشته باشد، شأن همه را محترم بداند و شش دانگ عفت کلام داشته باشد و برایش چوپان، رفتگر و حاکم فرقی نداشته باشد.

خط قرمزهای هنر
محمودی می‌گوید: من به همه عاشیق‌های جوان توصیه کرده‌ام عفت کلام داشته باشد. دیگران از عاشیق یاد می گیرند.
 فکر می‌کنم علت علاقه مردم به من هم این موضوع باشد. عاشیق تکمه‌داشی سال‌ها  پیش فوت کرده و من شعرهایش را خوانده ام اما همه اشعار 5 بندی را 4 بند آورده است چون همه جا نمی‌توان آنها را اجرا کرد.
عاشیق‌حیدر به داستان‌هایی که در سینه حفظ کرده اشاره می‌کند و می‌گوید: کرور کرور شعر به یاد دارم اما هیچ‌کدام ضبط نشده است.
 داستان خسته قاسم، محمود، سیدی، کرم، عباس، محمد گرگری و کوراغلو را ماه ها می توانم نقل کنم اما هیچ جایی نیست که تقاضا کند و ضبط کنیم تا حفظ شود.
 از حضرت آدم، حضرت علی (ع) و رستم اشعار زیادی داریم. داستان‌های رستم، حاتم و انوشیروان را حفظ هستم. این داستان‌ها را از فردی به نام عبدالوهاب در یکی از قهوه‌خانه های تهران یاد گرفتم که به ترکی نقل می کرد. در این داستان روز قیامت به حساب این سه شخصیت رسیدگی نمی شود و به بهشت خواهند رفت.

   نمونه‌ای از اشعاری که عاشیق حیدر  اجرا کرده است
«غم یمه غم یمه دیوانه گوینوم / روزگارهچ وعده مرده دار اولماز/ بیر مردین چورگه مین آجی توخ ایلر/ چوخلار جمع ائلر بیر ناهار اولماز/ اصلمن زاده اصلین ایتیرمز/  بد اصیل باش منزله یترمز/ کودو تگکی، تر شمامه گترمز/ گوی سوگودده هیوا اولماز، نار اولماز/  درخت بید انار نمی دهد»
ترجمه: ای دل دیوانه من غم مخور/ که روزگار هرگز برای مرد تنگ نمی‌شود
یک تکه نان مرد هزار گرسنه را سیر می‌کند/ اما افراد زیادی ممکن است جمع شوند و نتوانند یک وعده غذایی تامین کنند
آدم اصیل اصالت خودش را گم نمی‌کند/ آدم بی‌اصل و نسب به سرمنزل نمی‌رسد
بوته کدو و خربزه معطر به بار نمی‌آورد/ درخت بید، به و انار به بار نمی‌آورد


برچسب ها: عاشیق حیدر محمودی ، موسیقی محلی همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic