به بهانه نمایش سوء تفاهم صورت گرفت؛

 گفت وگو با استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان

نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است | یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد.
به گزارش همدان پرس؛ نمایش سوء تفاهم نوشته آلبر کامو از 6 بهمن به مدت 15 شب در سالن پلاتو مجتمع آوینی همدان به روی صحنه رفته است. 

یکی از شاخصه های این نمایش، حضور استاد نصرالله عبادی پدرتئاتر نوین همدان به عنوان بازیگراست که در نهمین دهه زندگی خود بازی متفاوتی را ارائه می کند. 

نصرالله عبادی بیش از 7دهه تجربه بازیگری، نویسندگی و کارگردانی در همدان دارد. حضور این هنرمند پیشکسوت در این نمایش بهانه ای برای این گفت وگو شد.

چه شد که بار دیگر به صحنه تئاتر برگشتید؟
آقای سهراب نیک فرجاد تماس گرفتند و گفتند نقشی دراین نمایش هست و من خود ایشان را وکیل قرار دادم و گفتم نمی توانم تصمیم بگیرم و با پیشنهاد ایشان پذیرفتم.

نقش شما در این نمایش چیست؟
قدیم ها درتئاتربرخی ها  نقشی را برعهده می گرفتند که به آن «نقش مردی» گفته می شد  

«نقش مردی» در واقع آزمایشی بود برای کسانی که علاقمند بودند بیایند به کار بازیگری و تئاتر. یک بار در یک نمایش دوستی، بسیار علاقمند بود که سر صحنه بیایدو بازی کند، یک نقشی داشتیم که فردی می آمد و پیرمردی را کول می کرد و از یک سوی صحنه به سوی دیگری می برد این دوست آن قدر علاقمند بود که یک «سور» یا هدیه ای به بازیگر این نقش داده بود تا به جای بازیگر ما پیرمرد را درهنگام اجرای تئاتر خودش حمل کند. خیلی جاها این نقش مردی وجود داشت و من هم در نمایش سوء تفاهم نقش مردی دارم.

چه کار می کنید؟
شخصیتی را دارم که فرد مرموزی است و اصلا دیالوگ ندارد  تنها حرکت است. البته دوستان سوری به من نداده اند.

یعنی از نقشتان در این نمایش رضایت ندارید؟
می دانید این موضوع را نمی توان کتمان کرد که من از حضور در این نمایش احساس غبن نمی کنم دیگران، تماشاچیان وهرکس درمورد من هرنظر و ظن مثبت یا متفی دارد در جای خود محفوظ است اما برای من واقعا لذت بخش است که بازهم در صحنه ای با تماشاچی هایی که با آن ها انس گرفته ام، هستم این با مردم بودن برای من بسیار لذت بخش است.

بازخورد کارهای شما در جامعه چگونه است؟ 
گاهی وقت ها که برای خرید یا کاری به بیرون از خانه می روم، افرادی احوالپرسی می کنند و می گویند مرا می شناسی؟ می گویم نه متاسفانه. می گوید فلان تماشاخانه یا فلان نمایش یادت هست؟ این ها یک نیرو و انرژی خاصی به من می دهد. حال که چهره در چهره تماشاگر هستم برای من بسیار با ارزش است و این لذت برای من کافی است.

اهالی تئاتر همکاری با شمار را یک سرمایه و تجربه گران بها می دانند نگاه شما به این قضیه چگونه است؟
آنچه همکاران تئاتری من و دیگران در مورد من فکر می کنند مقوله جدایی است و خود من آن لذت واقعی که یک لذت معنوی است از صحنه می برم.

خیلی از افرادی که سال های دور تئاتر می دیدند و دوستاران قدیمی تئاتر هنوز انتظارحضور پیشکسوت ها را بر روی صحنه می کشند حضور شما چه تاثیری بر آشتی مردم با تئاتر دارد؟
البته این برداشت ایشان است و اگر چنین مساله ای در کانون فکری ایشان برای حضور من و امثال من بوده حداقل یکی از آنان جامه عمل پوشیده و من روی صحنه هستم حال آنها چه خواهند کرد و چه پاسخی به حضور من خواهند داد، آیا در این شب در سالن حضور خواهند داشت؟ البته همانطور که گفتم همشهریانم همیشه به من لطف دارند.

این چهره در چهره شدن چه ویژگی هایی دارد؟
جدای از لطف این دوستان، در شب های نمایش این تماشاچی است که خود را نشان خواهد داد. لااقل اگر ما چیزی تجربه نکرده باشیم این تجربه را از تماشاگر آموخته ایم که نگاه او چه می گوید، حرکت و رفتارش چه می گوید، خوب است، بد است، طعنه آمیزاست یا بیراهه رفته ایم این ها را بدون این که حرفی بزند از حرکت اش متوجه می شویم و به ما القا می کند. همچنان آیا کارمن هم توانسته، آنچه منظور متن بوده را به آنها القا بکند. هرچند به زعم خودم کارم را انجام داده ام اما از این تاثیر فعلا بی خبرم.

فضای تمرین ها چگونه بود؟
تمرین ها بی نهایت جالب است هرچند نقش من حرکت های به ذهن سپرده ای دارد و به سان رباطی آمدورفت می کند اما من از حرکت و بازی همراهانم لذت می برم.

اینکه چهارنسل تئاتر همدان در کنارهم بازی می کنند و حضوردارند چه تاثیری می تواند در الگوپذیری سایر گروهای تئاتری داشته باشد؟
به نظر من کم هست. باید خیلی بیشتر حتی علاقمندان و افرادی که در لیست تئاتر همدان هستند،بیایند و تبادل افکار و اندیشه داشته باشند. دادن و ستاندن فرهنگ خود به خود عامل پیشرفت فرهنگ است  پس خیلی بیشتر و برتر با تفکری عمیق تر برای کسب تجربه، چه در برنامه و چه خارج از برنامه لازم است حضور داشته باشند و ارتباط بگیرند. اگر چنانچه این ارتباط نباشد و هرکس راه خودش را برود یک جدایی، تفرقه و انشقاق به وجود می آید که حاصل مثبتی ندارد.

----------------
حسین زندی
----------------


برچسب ها: همشهری همدان ، همدان پرس ، نصرالله عبادی ، تئاتر همدان ، پدرتئاتر نوین همدان ،

گفتگو با سهراب نیک فرجاد کارگردان نمایشنامه های خواستگاری و آوازقو

حسین زندی – سهراب نیک فرجاد کارگردان مطرح تئاتر در همدان به تازگی دو اثر از آنتوان چخوف به نام های خواستگاری و آواز قورا به روی صحنه برده است، در این نمایشنامه ها استاد نصرالله عبادی به ایفای نقش می پردازد و به گفته کارگردان هدف از اجرا ها بزرگداشت مقام هنری استاد عبادی است . به گفته نیک فرجاد روز جمعه6 تیرماه در پایان اجرای نمایش توسط هنرمندان همدانپدر تئاتر نوین همدان تجلیل خواهد شد.   

آقای نیک فرجاد دلیل انتخاب نمایشنامه های خواستگاری و آواز قو چه بود؟

علت انتخاب این دو متن به ،شدت علاقه من به آنتوان چخوف برمی گردد که این مرد بسیار شریف کسی است که به لحاظ اخلاقی، رفتاری، گفتاری و احساسی نمونه دوران است. وقتی می گویند چخوف نازنین بیراه نگفته اند. چخوف از بزرگان ادبیات جهان است ما دو سال پیش تمرین ها را شروع کردیم اما به دلایلی یک وقفه افتاد .

به نظر می رسد نمایشنامه دوم یعنی آواز قو به دلیل حضور استاد نصرالله عبادی انتخاب شده است به نوعی زبان حال او و هنرمندان هم نسل اوست؟

دقیقا ،حضور و وجود استاد باعث شد چنین اتفاقی بیافتد معمولا نمایشنامه های چخوف را چون کوتاه است دوتایی باهم کار می کنند ما هم خواستیم در همدان چنین تجربه ای داشته باشیم که البته به یک هدف والا تبدیل شد .وقتی من این نمایشنامه را خواندم دیدم چقدر مناسب است با شخصیت استاد عبادی چون حدیث نفس یک بازیگر است و استاد هم یکی از بازیگران دوران همیشه است اما چون خودشان سالیان گذشته فعالیت کرده اند و در سال های اخیر در صحنه نبودند خیلی از مردم در جریان بازیگری استاد نیستند فکر می کردند آقای عبادی تنها در زمینه ادبیات نمایشی ، نوشتن وداوری فعال است در حالی که یک بازیگر قدرتمندی است که اتفاقا در زمینه طنز تواناست. و نمایشنامه آواز قو در واقع حدیث نفس یک بازیگر است که چخوف انتخاب کرده ما بازیگر چخوف را به عاریت گرفتیم و حضور و وجود استاد را به عنوان خمیر مایه بازیگرو نمونه بازیگری در شهر همدان دستمایه قرار دادیم ویکی دوتا از موتیوها را به کارگرفتیم وبه عنوان پانتومیم جان دادیم و از همان ابتدا که وارد سالن می شوید با این دو بازیگر مواجه می شوید که در واقع قامت استاد را تعریف می کنند و در پایان شما تصاویری از پیشکسوت های تئاتر می بینید که همه دلگیر و به عبارتی به این اوضاعی که در صحنه تعریف می شود دلخوشی ندارند و نگرانند.

در این نمایشنامه چقدر به متن اصلی چخوف پایبند بودید؟

ما خیلی به متن دست نزدیم چخوف همین دیالوگ ها را دارد اما در طول بازی چند سطر از چند نمایشنامه را آورد ه که بازیگر اجرا کند به جای نمایشنامه هایی که چخوف انتخاب کرده بود و ما نمی شناختیم ازنمایشنامه هایی استفاده کردیم که پیش تر کار کرده بودیم از جمله آنتیگونه که به ساختار وسبک کار چخوف لطمه نمی زند.

زمان اجرای این نمایشنامه تا ابتدای ماه رمضان است برای بعد از ماه رمضان برنامه ای دارید؟

خودتان می دانید در همدان کشاندن تماشاگر به سالن های تئاتر به خصوص کارهای متفاوت وجدی بسیار مشکل است چون هم دردسر بیش تری دارد همتوان ، هزینه و انرژی بیش تری نیاز دارد از طرفی هیچ کس و هیچ نهادی در این شهر نیست که حمایت کند . حتی اداره ارشاد که متولی این کار است حمایت نمی کند وعملا اعلام می کند یک ریال به کسی نمی دهیم و به ما نیز کمک مالی نکرده اند تنها کاری که اداره ارشاد انجام می دهد،انتخاب کارهاست و سالن تمرینی که در اختیار گروه ها قرار می دهد برای آقایان کارخوب و بد تفاوتی ندارد و دوغ ودوشاب نزدشان یکیست حتی به نظر می رسد اگر در تئاتر بسته شود هم تفاوتی برای ایشان ندارد البته ناگفته نماند حضور استاد و من که گردی بر روی سرم نشسته است هرجا که برای تمرین کارها رفتیم مانندسالن شهید آوینی همکاری و محبت داشتند به خصوص آقای گل محمدی و معاونت فرهنگی شهرداری نهایت لطف را با ما داشتند و فضا و مکان را بدون هزینه در اختیار ما قرار دادند .

در همه جای دنیا متداول است که هم رادیو تلویزیون دولتی هم رسانه های صوتی تصویری خصوصی در ترویج و تشویق تماشاگر و معرفی کارها فعال هستند رادیو تلویزیون همدان چطورکمک می کنند ؟و جایگاه تئاتر این نهاد چگونه است؟

من با رادیو محله همکاری می کردم به خاطر علاقه ای که به مخاطبان رادیو محله همدان دارم و لطف آن ها و تماس هایی که همچنان با هم داریم ،دوست داشتم بیایند و این کار را ببینند. به تهیه کنندگان رادیو محله گفتم یک روز از کار را به شنوندگان شما اختصاص می دهیم آقایان مسئولان گفتند پس ما به صورت تلفنی دعوت می کنیم و در رادیو اعلام نمی کنیم نکند خدایی نکرده تبلیغی برای نمایش باشد.حال شما انتظار دارید این ها پشتیبانی کنند با این حال من گفتم ایرادی ندارد هرطور که شما می گویید هدف من دیده شدن نمایش است نه تبلیغات در حالی که 200نفر بلیت7000 تومان ارزش این را ندارد که نام یک نمایش را از رادیو اعلام کنید این را هم دریغ می کنند و من حیرت کردم از این برخورد. البته شهرداری به خصوص آقای یوسفیان که متاسفانه کنار گذاشته شد و هم معاونت فرهنگی شهرداری به این نتیجه رسیدند که شهروندان تئاتر نیز نیاز دارند و با گروه ما همکاری خوبی داشتند.  

شما دو کار را همزمان روی صحنه بردید این کار مشکلاتی دارد به طور مثال ممکن است نقش متفاوت را وقتی یک نفر با فاصله کم اجرا می کند به مشکلاتی دچار شود مثلا دیالوگ را فراموش کند تا به حالچنین مسائلی پیش نیامده است؟

می دانید چه چیزی باعث می شود من بازیگر حواسم پرت شود و یا فراموش کنم ؟ این که احساس کنم هیچکس پشت سرم نیست و کسی حمایت نمی کند نه رسانه ها نه مسئولان هر جا می روم احساس می کنم تحقیر می شوم بلیت فروشی هم برای کارهای جدی و سنگین هنوز جا نیفتاده است این جاست که آدم فراموش می کند.  سه روز طول کشید تا پروانه نمایش اازارشاد به دستم رسید تا آن را به شهرداری ارائه کنم و لازم بود مشاهده کنند ومجوز سالن را صادر کنند سپس ما تبلیغات کنیم سه روز فاصله افتاد، نامه نوشتم ،خواهش کردم که لااقل یک پیامک ارسال کنند هنوز بعد از چند اجرا این اتفاق نیفتاده است .بله من باید خون گریه کنم نه این که فراموش کنم  من از کسانی که به نوعی بدون چشم داشتی گروه راکمک کردند تشکر کنم .

روزنامه همشهری همدان 

چهار شنبه 4 تیر ماه 1393


برچسب ها: تئاتر همدان ، سهراب نیک فرجاد ، نصرالله عبادی ، چخوف ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات