یکشنبه 21 آذر 1395

کپی برداری؛ بلای جان آثار هنری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

کپی برداری؛ بلای جان آثار هنری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
کپی برداری؛ بلای جان آثار هنری
هفته گذشته گزارش «نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان» پس از انتشار در روزنامه همشهری با بازخوردهای گوناگونی روبه‌رو شد...
1395/09/21
 هفته گذشته گزارش «نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان» پس از انتشار در روزنامه همشهری با بازخوردهای گوناگونی روبه‌رو شد. تعدادی از خوانندگان در تماس با دفتر روزنامه ابراز کردند هنوز نقاشی پشت شیشه در همدان رواج دارد و جوانان نیز راه استاد فتوت و جمشیدآبادی را پی گرفته و ادامه داده‌اند.مهدی کریمی‌منسوب یکی از این هنرمندان است که در کنار آموزش هنرجوها و شاگردان خود، آثار نقش برجسته و کتیبه‌های سفالی و تابلوهای نقاشی پشت شیشه آثار زیادی را خلق کرده است. او متولد 1358 در همدان و فارغ‌التحصیل کارشناسی هنر و کارشناسی ارشد باستان‌شناسی است. با این هنرمند همدانی گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌آید:
  • چه شد که به هنر گرایش پیدا کردید؟
از آنجا که خانواده و اطرافیانم عمدتا دارای مشاغل و تخصص‌های هنری بودند از کودکی درگیر مسائل و اتفاقات هنری بودم. علاقه به رشته‌های هنری مختلف را از سنین پایین احساس کردم و به نوعی توانایی خودم را در رشته‌های مختلف محک زدم.
  • چرا سراغ باستان‌شناسی رفتید؟
هنر و باستان شناسی بدون هم به نوعی ناقص و نیمه کاره هستند و درواقع جزء جدایی‌ناپذیرند. فلسفه وجودی بسیاری از آثار هنری را تنها با جست‌و‌جو در دنیای باستان می‌توان درک کرد. به‌وجود آورنده آثار هنری یعنی انسان درگذر زمان درگیر سیر اتفاقات تاثیرگذار تاریخی دست به آفرینش می‌زند و به نوعی می‌توان گفت هنر تجلی درونیات آفریننده‌ای است که خود در فراز و نشیب تاریخ از محیط اطرافش تاثیر پذیرفته است. پس برای درک بهتر آثار هنری نیازمند مطالعه شرایط مکانی و زمانی آفریننده آن هستیم و بنابراین هنرمند به نوعی به مطالعه باستان‌شناسانه نیاز پیدا خواهد کرد. من در زمان تحصیل در رشته هنر به مواردی برخورد کردم که از نظر هنری قابل توجه بود اما بدون مطالعه تخصصی در مورد آنها نمی‌توانستم به مبحث ورود پیدا کنم.
  • در حوزه سفال و سفالگری چه کارهایی کرده‌اید؟
با سفال و سفالگری سال‌ها پیش از شروع تحصیلات به‌صورت آکادمیک آشنا شدم به طوری که برای من یادآور خاطرات شیرین سال‌های نوجوانی است. سال‌هایی که به‌ سختی برای آوردن گل مورد نیاز به لالجین می‌رفتم و ساعت‌ها در کارگاه‌هایی که دیگر از آنها به آن شکل و شمایل معماری کمتر اثری مانده است، به دست‌های هنرمند خیره می‌شدم. مدتی که گذشت کم‌کم با درخواست‌ها و سفارش‌هایی روبه‌رو شدم که فعالیت تفریحی‌ام را با انگیزه مالی توام کرد و اعتماد به نفس مرا برای شروع فعالیت حرفه‌ای‌تر بالا برد. در آن زمان هنوز اثری از کتیبه‌های سفالی و مجسمه‌ها به‌شکل امروزی نبود و سفال را به عنوان ظرف می‌شناختند و بعضا در لالجین نوع فعالیت من مورد سوال بود. به‌دلیل غریب بودن این هنر در استان من به اساتید بزرگ کشور چون استاد قان بیگی، استاد دیلمغانی و استاد نجیبی روی آوردم که خوشبختانه درهای ذهنم را به دنیای بزرگی باز کرد و به نوعی باعث شد جزو پیشگامان موج نو این هنر در آن دوره باشم.
  • ارتباط کارهای شما با سفالگری لالجین چقدر است؟
زندگی هنری من با سفال و لالجین به نوعی آمیخته است. به دلیل این‌که طبیعتا در طول مدت سال‌های طولانی این ارتباط ادامه داشته و دوستان زیاد و متعددی در لالجین دارم. مدتی هم به لطف تدریس در دانشگاه علمی کاربردی لالجین ارتباط تنگاتنگی با مردم لالجین و هنرمندان داشتم که متاسفانه این فعالیت به‌دلیل سیاست‌گذاری اشتباه مسئولان وقت و به دنبال آن کاهش استقبال دانشجوها از سال 90 تقریبا قطع شد.
تفاوت آثار شما با تولیدات لالجین در چیست؟
ارتباط کار هنری من با سفال لالجین یا اشتراک محصولات ما تنها در ماده اولیه و متریال هنری هست و می‌توان گفت جدای از کارهای هنری و تحقیقاتی که مربوط به سفال و ظروف است سایر محصولات و آثار بنده نقاط اشتراک کمی با نوع فعالیت در لالجین دارد. یکی از تفاوت‌های ملموس بین 2 نوع اثر تفاوت در محتوای طرح است. آثار هنرمندان لالجین متاسفانه در اکثر موارد مطیع بازار از پیش تعیین شده است و هنرمند را وادار به کپی از طرح‌های پیشنهادی می‌کند و راه خلاقیت را روی هنرمند سد می‌کند. در صورتی که عمده آثار من متکی به خلق اثر جدید و جوشش درونیات شخصی است.
  • رابطه بازار و تولید را چگونه می‌بینید؟
به نظر بنده اثر هنری باید با معرفی خودش بازار را در اطرافش ایجاد کند نه این‌که ما اثری را تولید کنیم که به خاطر رعایت چارچوبی خاص حتی از سوی سفارش دهنده مانع بروز خلاقیت شود. متاسفانه عادت به کپی آزاردهنده‌ترین مقوله این روزهای هنر در کشور و همچنین لالجین است که به نوعی یادآور آثار کپی کشور چین در فضایی کوچک‌تر است.
  • به فعالیت‌های آموزشی اشاره کردید؛ از این حوزه بیشتر بگویید.
علی‌رغم موج کاهش دانشجو به خصوص در رشته‌های هنری خوشبختانه هنوز با تلاش همکاران شاهد حفظ رشته‌های معدود هنری مثل نقاشی و گرافیک در دانشگاه‌های همدان هستیم و بنده هم افتخار دارم در کنار دیگر همکاران گروه هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی همدان در خدمت این گروه بسیار فعال و پرانرژی باشم. البته در بیرون از محیط دانشگاهی نیز  با بسیاری از هنرجویان مشتاق مرتبط هستم و به نوعی سعی کرده‌ام با حفظ ارتباط با نسل بعدی در گسترش این هنر سهمی داشته باشم.
  • از نوآوری‌هایی که در سفالگری و پخت سفال داشتید بگویید.
بعد از تمرکز روی سفال‌های باستانی و تحقیقات گسترده، بازسازی تکنیک‌های تولید آثار سفالی باستانی در مرکز توجه من قرار گرفت و در یک دوره 2 ساله موفق به بازتولید نوع خاصی از این آثار با نام سفال خاکستری رنگ شدم که محور اصلی تولید آن تحقیقات روی تکنیک‌های پخت و معماری کوره‌ها بود و با بازسازی همه فاکتورها موفق به تولید دوباره آن سفال شدم.
  • نقاشی پشت شیشه را چگونه آموختید؟
تکنیک نقاشی پشت شیشه به نوعی زیرمجموعه و زیرشاخه نقاشی است. در بسیاری موارد با نقاشی اشتراکاتی دارد و بسیار طبیعی است که هنرمند علاقه‌مند به محک زدن خودش در این تکنیک باشد؛ حتی برای کسی  مثل من و کاملا شخصی و بدون بهره بردن از استادی خاص.
  • چه تاریخچه‌ای برای این هنر در همدان می‌توان متصور شد؟
با توجه به حضور طولانی مدت اساتید شناخته شده نقاشی همدان در کشور می‌توان تاریخچه این شاخه هنری را به نوعی درآمیخته با تاریخچه نقاشی همدان دانست. اساتیدی که جزو اولین تحصیل‌کردگان هنر کشور بودند با دسترسی به منابع هنری خارج از کشور به خصوص ایتالیا و فرانسه توانستند سرمنشا تحول در انواع سبک‌ها و روش‌های هنری ایران  باشند.
  • شما چه کارهایی در این زمینه انجام داده‌اید؟
با توجه به محدود بودن آثار شناخته‌شده‌ای که از نسل اساتید گذشته به‌جا مانده بنده بر آن شدم که به صورت کاملا شخصی و در گالری هنری خودم که متشکل از تعدادی از هنرجویانم است به نوعی به باززنده‌سازی این هنر و تلفیق آن با فضاهای خشک ساختمان‌های امروزی بپردازم که خوشبختانه در مدت کوتاهی با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد.
  •  ویترای در همدان چه وضعی دارد و شما چه چشم‌اندازی را برای این هنر تصور می‌کنید؟
کمترین اثر قابل تصور ویترای در معماری در بند مدرنیته و خشک امروز تلطیف فضاهای سرد و بی‌روح به‌وسیله عناصر رنگ و نور است که متاسفانه بنا به دلایل مختلف تا به امروز از آن محروم بوده. بنابراین قطعا خلا فراوانی برای خلق چنین آثاری متصور است که می‌توان با برنامه‌ریزی و معرفی خوب این نوع هنر باب خوبی را در زیرمجموعه شاخه‌های نقاشی و ترکیب آن با معماری امروز گشود.
  • ویترای چه رابطه‌ای با سفالگری دارد؟
در دنیای هنر امروز دیگر مرز بین رشته‌های مختلف هنری کسته شده و هنرمند بیشتر از شکل اولیه و رعایت چارچوب‌ها خود را پایبند به خلق تکنیک‌های نو می‌داند. چه بسا با احساس برآورده شدن نیاز از امکانات رشته‌ای دیگر بهره برده یا ابزار و تکنیک‌های 2 یا چند رشته را در هم بیامیزد. به طور مثال نوع و شکل طراحی مرا گاهی مجاب می‌کرد تا تکنیک‌ها و متریال مختلف را در مسیر اجرای قدرتمند تر محک بزنم که یکی از این تلاش‌ها منجر به خلق آثاری با تکنیک ویترای شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%9B-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، نقاشی پشت شیشه همدان ، سفالگری همدان ،

یکشنبه 14 آذر 1395

نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان
ویترای یا نقاشی پشت شیشه که مهد آن ایتالیا است در همدان سابقه نسبتا طولانی دارد. اگر ویترای را به صورت جدی در همدان جست‌وجو کنیم به 2 نام بر می‌خوریم. احمد فتوت نقاش برجسته کشور و هوشنگ جمشیدآبادی نویسنده و نقاش همدانی که او نیز نقاشی پشت شیشه را از استاد فتوت آموخته است...
1395/09/14
ویترای یا نقاشی پشت شیشه که مهد آن ایتالیا است در همدان سابقه نسبتا طولانی دارد. اگر ویترای را به صورت جدی در همدان جست‌وجو کنیم به 2 نام بر می‌خوریم. احمد فتوت نقاش برجسته کشور و هوشنگ جمشیدآبادی نویسنده و نقاش همدانی که او نیز نقاشی پشت شیشه را از استاد فتوت آموخته است.
احمد فتوت نقاش همدانی با اشاره به تاریخچه ویترای در ایران می‌گوید: ویترای نقاشی کلیسایی و وارداتی است. به نظر من ایرانی‌ها بر اساس ذوق و سلیقه به صورت هندسی از این هنر استفاده کرده‌اند. ما در خانه‌های قدیمی می‌بینیم که در پنجره‌ها و ارسی‌ها با شیشه‌های رنگی کار می‌کردند حتی در مساجد هم استفاده شده است. من منشاء ایرانی برای این هنر پیدا نکردم، حال ممکن است سابقه داشته باشد اما من ندیدم. البته لعاب و نقاشی روی سفال و سرامیک موضوع دیگری است. ما نقاشی روی ظروف مسی، سنگی، سفال و شیشه را داشته‌ایم و این موضوع سابقه دیرینه‌ای دارد.
وی با اشاره به پیشینه ویترای در همدان می‌گوید: نقاشی روی شیشه و پشت شیشه در زمان قاجار و پیش از قاجار در همه جای ایران مرسوم بود و بسیاری از نقاش‌های قهوه خانه‌ای در این زمینه کار می‌کردند. اما من ویترای را در همدان به صورت مدرن پیش از این که کار کنم، جایی ندیدم. البته من هم به صورت عمومی چندان کار نکردم و بیشتر آموزش می‌دادم.

نقشی برای دوست
یکی از آثار ویترای در همدان اثری است که فتوت در منزل دوست نقاش خود هوشنگ جمشیدآبادی کشیده است. از او درباره این اثر می‌پرسم که در پاسخ می‌گوید: دوست داشتم درخانه وی یک یادگاری به جا بگذارم. یکی ازآثاری که با همکاری هوشنگ جمشیدآبادی دارم اثری است که در منزل او کار کردیم. خوشبختانه این نقاشی حفظ شده است.
این هنرمند همدانی ادامه می‌دهد: در زمینه ویترای تعدادی کار دارم و من هم به صورت جدی به آن نپرداخته‌ام. من قبل از دانشگاه نیز نقاشی روی شیشه و ویترای کار می‌کردم و خودم یادگرفته بودم. اما پس از دانشگاه به صورت اصولی ادامه دادم و فهم و درکی که از نقاشی پیاده کردم در این هنر به کاربردم. من شاگردی در این زمینه به صورت خاص نداشتم اما در کلاس‌های نقاشی همیشه با شاگردان کار می‌کردم.

کار مدرن
فتوت در پاسخ به این‌که چه شیوه‌ای در خلق آثار نقاشی پشت شیشه به کار می‌برید، می‌گوید: من بیشتر مدرن کار می‌کردم. در واقع آنالیز فرم‌ها به صورت مدرن اجرا می‌شد. به صورت کلاسیک نمی‌توان کار کرد زیرا خمیرمایه‌ای که استفاده می‌کنیم کار را ضخیم می‌کند.
وی به مواد به کار رفته در ویترای اشاره کرده و می‌گوید: خمیر ویترای را با رنگ معمولی در و پنجره استفاده می‌کنم. خمیرمایه را درست می‌کنم و پس از ترکیب با یک قیف کار می‌کنم.

 کارهای بازاری
هوشنگ جمشیدآبادی مورخ و نقاش همدانی است که همکلاسی و همکار احمد فتوت بوده و تجربه‌های مشترکی به ویژه در زمینه نقاشی باهم دارند جمشیدآبادی نیز از معدود افرادی است که چراغ هنر ویترای را در همدان روشن نگه داشته است.
اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 شیوه دیگری از نقاشی پشت شیشه متداول شده بود و تصویری از شخصیت‌های مذهبی را پشت شیشه نقاشی می‌کردند و آن را قاب کرده و در بازار می‌فروختند. این روش در همدان هم رواج داشت. نقاشی پشت شیشه یا ویترای تفاوت‌های زیادی با نقاشی و تزئین ظروف شیشه‌ای دارد. به طور مثال در نقاشی ظروف پس از رنگ‌آمیزی معمولا پخت رنگ در کوره صورت می‌گیرد اما در ویترای نیاز به پخت نیست.
جمشیدآبادی درباره تفاوت این کارها با نقاشی پشت شیشه می‌گوید: در این آثار تصویری روی شیشه نقاشی می‌کنند وگاهی با تعداد زیاد چاپ می‌کردند. به طور مثال درویشی را با کشکول می‌کشیدند و رنگ می‌زدند و یک کار بازاری پدید می‌آمد. جنبه‌های هنری در این کارها ضعیف بود. اما ما در نقاشی پشت شیشه گاهی روزها زمان صرف و یک اثر هنری خلق می‌کردیم.
وی ادامه می‌دهد: در کارهای ما حالت‌های مختلفی پدید می‌آمد. گاهی کوبیسم بود و گاهی کمپوزسیون هماهنگی از رنگ‌ها را داشت. من ویترای را از احمد فتوت آموختم. شیوه‌ای که ما کار می‌کردیم دفرمه کردن شکل‌ها بود. این هنر مربوط به اروپا است. گاهی با آهن و مفتول روی شیشه کار و تصویرهای زیبایی خلق می‌کنند مانند آنچه در کلیساهای غرب می‌بینیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نقاشی پشت شیشه همدان ، ویترای همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات