تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مطالب ابر نقاشی همدان
چهارشنبه 13 بهمن 1395

همدان؛ نشان نقاشی ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

همدان؛ نشان نقاشی ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ نشان نقاشی ایران
سیدامیر فاضلیان متولد 1365در همدان است. او مدرک کارشناسی ارشد طراحی شهری دارد اما حرفه دیگر او نقاشی است. فضلیان که همدان را برند نقاشی ایران می‌داند، سال‌هاست آثارش در گالری‌های گوناگون به نمایش در می‌آید....
1395/11/13
 سیدامیر فاضلیان متولد 1365در همدان است. او مدرک کارشناسی ارشد طراحی شهری دارد اما حرفه دیگر او نقاشی است. فضلیان که همدان را برند نقاشی ایران می‌داند، سال‌هاست آثارش در گالری‌های گوناگون به نمایش در می‌آید.
آخرین نمایشگاه او از 16 دی در گالری شهر کتاب همدان برپاشده و فعلا ادامه دارد. فاضلیان در این نمایشگاه آثاری را با موضوع بناهای تاریخی همدان در کنار نقاشی‌های استادش احمد فتوت به بازدید گذاشته است. به همین بهانه با این نقاش همدانی گفت‌وگو کرده ایم.
  • از روزهایی که با بوم نقاشی آشنا شدید بگویید.
نقاشی را از کودکی نزد استاد احمد فتوت آغاز کردم و بعدها به صورت حرفه‌ای نزد استادانی مانند بابک روشنی‌نژاد، علی نصیر و آیدین آغداشلو کار کردم. فکر می‌کنم کسی به آدم نمی‌گوید نقاش خواهی شد بلکه این یک موضوع درونی است. در واقع نقاشی جزئی از وجود من است.
  • منشأ این حس درونی کجاست؟
نقاشی یک امر ناخودآگاه است که در آن درونیات آدمی به زبان تصویری بیان می‌شود. هیچ پدیده خودآگاهی نیست. قبل از این‌که خودآگاه وارد شود، من ناخودآگاه شروع به نقاشی می‌کنم. هنر نیاز و احتیاج درونی انسان است.
  • پس نقاشی کردن برای شما یک مساله فردی است؟
کاملا فردی است و بیان اتفاقاتی که درون خودم می‌افتد جدا از آن که چه نوع و چه موضوعی را نقاشی می‌کنم. خود امرنقاشی برای من مهم است.
  • اگر موضوع فردی است پس بازخورد چقدر برای شما مهم است؟
اگر بگویم مهم نیست حرف نادرستی است اما اگر بدترین بازخورد را هم بگیرم باز ادامه می‌دهم و استقبال می‌کنم. نقاشی کردن برای من احتیاج است. شاید برخی این هنر را به عنوان یک شغل یا وسیله امرار معاش انتخاب کنند اما من ترجیح دادم نقاشی کردن را برای نقاشی انتخاب کنم نه برای درآمدزایی یعنی هنر برای بیان حقیقت.
  • استقبال از آثار شما در این نمایشگاه چگونه بود؟
خوشبختانه استقبال خوبی را شاهد هستیم. در روز افتتاحیه فضا مملو از جمعیت بود و تابلوها دیده نمی‌شدند. به نظر من یک نیاز فرهنگی از طرف مردم همدان بود و باید به این نیاز پاسخ داده می‌شد. مردمی که حتی از نقاشی سررشته‌ای نداشتند در این نمایشگاه یک ساعت به تابلوها با دقت نگاه می‌کردند. پیش‌بینی ما این بود که کارهایی ارائه کنیم که مردم دوست داشته باشند. فروش رفتن کارها نشان می‌دهد مردم با هنر ارتباط خوبی دارند.
  • میزان خرید آثار رضایت بخش بود؟
مردم از کار من استقبال خوبی کردند، اما خرید نقاشی جزو فرهنگ عمومی جامعه نیست. البته به تازگی این مسأله در تهران شروع شده که افزایش تعداد گالری‌ها و مراکز فرهنگی گواه این موضوع است. اقبال به هنرهای دیگر مانند تئاتر،کنسرت و سینما رفتن هم بیشتر شده و کالاهای فرهنگی در سبد خانوارها قرار گرفته است. امیدوارم در شهرستان‌ها نیز شاهد این اتفاقات باشیم.
  • پیش از این هم در نمایشگاه‌ها حضور داشته‌اید؟
نمایشگاه‌های مختلفی از جمله در گالری سین تهران، دانشگاه آزاد همدان و گالری ده هنر داشته ام.این نمایشگاه اخیر هم بخشی از یک پروژه بود که قرار است به صورت یک کتاب کار شود. در نظر دارم فضاهای شهری همدان با یک نگاه نقاشانه در قالب یک کتاب حفظ شود. افتخاری برای من بود که در کنار استاد فتوت قرار بگیرم. موضوع هم همدان بود و یک حرکت فرهنگی در شهر.
  • چرا همدان و چرا بناهای تاریخی در ناخودآگاه شما نقش بسته و به نقاشی بدل شده است؟
بحث معنوی قضیه این است که فضاهای تاریخی و میراث تاریخی شهر همدان درحال از بین رفتن است و اگر به این صورت به آن پرداخته نشود، از بین می‌رود و نابود می‌شود.
  • فضاهای خصوصی مانند شهر کتاب چقدر می‌توانند در همه گیر شدن پدیده هنر اثرگذار باشند؟
به نظرم مهم توسعه و رشد هنر است، فضای دولتی و غیردولتی تفاوتی ندارد. البته در بسیاری از کشورها دولت‌ها از هنرمندان حمایت می‌کنند و آنان را زیر چتر خود می‌گیرند. به نظر من هر دو باید سهم داشته باشند. آمدن شهر کتاب به همدان اتفاق بسیار خوبی بود.
  • وضعیت نقاشی همدان را چگونه می‌بینید؟
همدان در عرصه نقاشی هنرمندان خوب و سابقه درخشانی دارد. در تهران وقتی من می‌گفتم همدانی هستم می‌گفتند همدانی‌ها در نقاشی معاصر یک برند هستند. محمدحسین حلیمی، قباد شیوا، احمد فتوت و در نسل جدید بابک روشنی‌نژاد، علی شایسته، رضا عظیمیان، عادل یونسی و یوسف عبدی‌نژاد شناخته شده‌اند.
  • نقاشی نقاشان همدان چه ویژگی مهمی دارد که یک برند محسوب می‌شود ؟
نقاشی همدانی‌ها معاصر و از نظر تکنیک و محتوا پیشرفته است. نقاشان ما می‌دانند چه کاری انجام می‌دهند. خوشبختانه در گذشته نیز چهره‌های خوبی داشتیم. وجود این پیشینه باعث شده نقاشی حرفه‌ای تداوم داشته باشد و روزبه‌روز بهتر شود.
  • این هنرمندان چه تاثیری بر ذائقه هنری شهروندان دارند؟
شهری که این همه نقاش دارد مردم نیز یاد می‌گیرند که نقاشی ببینند، نقاشی بخرند و با این هنر رابطه برقرار کنند. یک اثر نقاشی که ارزشمند باشد حتما استقبال خواهد شد و خوشبختانه کار با ارزش در شهر ما زیاد است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، نقاشی همدان ، همشهری همدان ،

دوشنبه 1 آذر 1395

یک شهر؛ یک گالری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

یک شهر؛ یک گالری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
یک شهر؛ یک گالری
همدان یک گالری دارد که آن هم در تمامی طول سال فعال نیست. این شهر به گالری‌های تخصصی نیاز داردکه به شاخه‌های هنری مختلف بپردازند...
1395/09/01
همدان یک گالری دارد که آن هم در تمامی طول سال فعال نیست. این شهر به گالری‌های تخصصی نیاز داردکه به شاخه‌های هنری مختلف بپردازند.
این سخنان را ساجد بابایی هنرمند طراح و نقاش همدانی می‌گوید. وی که اولین نمایشگاه آثارش شامل 50 اثر از 22 تا 27 آبان ماه در گالری استاد زنگنه مجتمع آوینی برگزار شد متولد 1368 است و از دانشگاه آزاد همدان در رشته نقاشی مدرک کارشناسی دارد. به بهانه برگزاری اولین نمایشگاهش با این هنرمند همدانی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که با هم می‌خوانیم.
  • طراحی و نقاشی را از چه سالی آغاز کردید؟
سال 1389همزمان با این‌که در دانشگاه آزاد همدان قبول شدم به صورت حرفه‌ای کارم را شروع کردم. البته در هنرستان گرافیک خوانده بودم و دیپلم گرافیک گرفتم اما همزمان با ورود به دانشگاه به صورت تخصصی وارد این حوزه شدم. همچنان علاقه مند به هنر هستم و می‌خواهم نگاه خالصی به هنر داشته باشم. دوست دارم آن حسی راکه پیش از ورودم به این عرصه و شناخت کامل از هنر داشتم بار دیگر تجربه کنم.
  • آموزش‌های اولیه را کجا فرا گرفتید؟
خارج از مراکز آموزشی دولتی یعنی به غیر از هنرستان و دانشگاه هیچوقت آموزش ندیده‌ام اما پدرم خوشنویس و نقاش تجربی بود و مرا تشویق کرد این رشته را انتخاب کنم.
  • با توجه به آثار این نمایشگاه به نظر می‌رسد گرایش شما بیشتر به طراحی است. این علاقه از کجا می‌آید؟
موضوعی که همیشه برای من اهمیت داشته طراحی بوده. باور دارم که طراحی دید انسان را باز می‌کند . نقاشی، مجسمه‌سازی و دیگر رشته‌های هنری بر پایه طراحی صورت می‌گیرد. طراحی راه را باز می‌کند تا هنرمند نگاه دیگری داشته باشد. در واقع طراحی پایه تمام هنرها است حتی موسیقی و سینما، یعنی اگر یک موسیقیدان یا آهنگساز طراحی را بشناسد روی کار او تاثیر خواهد گذاشت و خلق اثرش را متحول می‌کند.
  • از کارهایی که در نمایشگاه ارائه شده بگویید. به نظر می‌رسد در خلق کارها از شیوه‌های مختلف بهره گرفته‌اید؟
کارهایی که در این نمایشگاه ارائه شده حدود 50 اثر است. بیشتر آنها با مداد و زغال کشیده و به 3 بخش تقسیم شده‌اند. بخشی از کارها با زمانبندی اجرا شده بدین معنی که هر اثر در مدت زمان بین 30 ثانیه تا 90 ثانیه خلق شده است. بخش دیگر کارهایی بوده که زمان در آنها چندان اهمیتی نداشته و طراحی‌های بلند مدت است. بخش سوم کارها هم به صورت انتزاعی خلق شده‌اند. آنچه در ذهن داشتم را روی کاغذ کشیده‌ام.
  • نقدی که به کارهای شما وارد است ناهماهنگی کارهاست. این نقد را می‌پذیرید؟
بله. این نقد وارد است که کارها با هم هماهنگی ندارد. این اولین نمایشگاه طراحی‌های من است. زمانی که تصمیم گرفتم این نمایشگاه را برگزار کنم تنها هدفم انتقال یک تجربه در شهر همدان بود. دوست داشتم از هر تکنیکی که کار کرده‌ام نمونه‌هایی را در این نمایشگاه ارائه کنم اما در نمایشگاه بعدی به صورت تخصصی و تحت یک عنوان کار خواهم کرد.
  • نقاشی‌هایی که با کاردک داشتید هم به طراحی نزدیک است.این طور نیست؟
بله همین‌طور است. اینجا همه کارها طراحی است حتی آن آثاری که با رنگ کار کرده‌ام. بازدیدکنندگان فکر می‌کنند نقاشی است اما طراحی با رنگ است. شما نقاشی نمی‌بینید. طرحی است که با رنگ کارشده و از ضربه‌های آزاد و رها استفاده شده و این چیزی بوده که مدت‌ها دنبال آن بودم.
  • زمان تعیین کردن چه تاثیری بر خلاقیت دارد؟
از وقتی کارم را آغاز کردم حس کردم زمان تولید و خلق اثر باید کوتاه شود و برای خودم محدودیت وقت تعیین کردم. زمان همیشه برای من اهمیت بسیاری دارد و این مساله در نقاشی‌هایم اثر بخش بوده. فکر می‌کنم تاثیر محدودیت زمان و تکرار این شیوه روی کیفیت کار تاثیر دارد و اجازه می‌دهد احساس شما خالصانه وارد کار شود. یک بخش کار، خالق اثر است، یک بخش دیگر اتفاق است. شما آنقدر سریع کار می‌کنید که ناخودآگاه خطایی از شما بر جا می‌ماند که زیباست و شما فرصت ترمیم و برطرف کردن خطا را ندارید. گاهی این سرعت منجر به پاره شدن کاغذ می‌شود یا کار خاصی خلق می‌شود که غیرمنتظره است.
  • نگاه شما به سایر هنرمندان نقاشی همدان چگونه است؟
واقعیت این است که در همدان علاوه بر پیشکسوت‌های هنر نقاشی، هنرمندان جوان بسیار خلاق و فوق‌العاده‌ای حضور دارند اما مسأله‌ای که وجود دارد این است که همه این هنرمندان به صورت منفرد در آتلیه شخصی خود کار می‌کنند و هنرمندان هیچ هماهنگی با یکدیگر ندارند.
  • عامل این منفرد بودن چیست؟
متاسفانه فردگرایی یکی از ویژگی‌های هنرمندان جامعه امروز شده است. معمولا در شهرهای کوچک این مسأله مشهودتر است. دلایل مختلفی مانند محدودیت‌های موجود در جامعه باعث جمع گریزی هنرمندان شده است. به نظرم اولین دلیل به خود هنرمند برمی گردد. وقتی ما می‌دانیم هنرمندی در یک شهر زندگی می‌کند. اما نمی‌دانیم کجاست و کسی او را نمی‌بیند در نتیجه آثارش هم دیده نمی‌شود و نمی‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند.
  • فکر می‌کنید فضاهایی که برای ارائه و نمایش آثار در شهر وجود دارد جوابگوی سلایق مختلف هست؟
همدان یک گالری دارد که آن هم در تمامی طول سال فعال نیست. در این شهر گالری تخصصی که به یک شاخه هنری بپردازد نداریم. اگر گالری‌های متعدد وجود داشته باشد که  هنرمندان آثار خود را ارائه کنند، شیوه‌ها و مکتب‌های جدید شکل می‌گیرد، ارتباط به وجود می‌آید و خلاقیت وارد آثار می‌شود اما این روند و چرخه را در همدان نمی‌بینیم. همدان پیشینه خوبی در زمینه هنر دارد. دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی نیز در این زمینه تأثیر دارند. نبود گالری خصوصی از رشد هنر جلوگیری می‌کند. علاوه بر این‌که ساختن موزه هنرهای معاصر استان منتفی شد یکی دیگر از اتفاق‌های بد در این شهر از چرخه خارج شدن گالری شهرداری بود، تغییر کاربری این گالری آسیب بزرگی به هنرهای تجسمی وارد کرد.
  • شما برطرف شدن  این ضعف‌ها را چگونه مطالبه می‌کنید؟ آیا به سمت ایجاد تشکل‌های هنری رفته‌اید تا خواست‌های صنفی خود را از این طریق پیگیری کنید؟
نه تنها من بلکه تمامی دوستانم نیز پیگیری نمی‌کنند و این پیگیری نکردن دلایل گوناگونی دارد. اگر هنرمندان در کنار هم قرار بگیرند مطمئنا فضای کوچک فعلی تبدیل به فضای بزرگ تر می‌شود. یک هنرمند نمی‌تواند اثر تولید و انبار کند بلکه نیاز به فضایی دارد که آثارش را در معرض دید مردم قرار دهد.
  • خروج و مهاجرت هنرمندان از همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا شما هم به فکر رفتن هستید؟
واقعیت این است که در همه استان‌های ایران وقتی فردی در زمینه رشته‌های هنری رشد می‌کند به حدی می‌رسد که احساس می‌کند باید بیشتر یاد بگیرد، بیشتر بفهمد و افراد بیشتری آثار او را ببینند، اما در شهرستان این امکان فراهم نیست. طبیعی است که برای جست‌و‌جوی بیشتر به شهر بزرگ‌تری برود. فعال‌‌ترین شهر هنری ایران تهران است. مورد دیگر محدودیت‌هایی است که در شهرستان‌ها وجود دارد. تمامی دوستان من در دانشکده نتوانستند در همدان نمایشگاه برپا کنند اما در تهران این اتفاق راحت‌تر می‌افتد. همین وجود گالری‌ها جذابیتی برای هنرمندان است که در یک شهر بمانند که متاسفانه در شهر و استان همدان ما از آن محروم هستیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%9B-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، طراحی همدان ، نقاشی همدان ،

دوشنبه 15 شهریور 1395

آرزوهای یک نقاش همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،

آرزوهای یک نقاش همدانی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
 آرزوهای یک نقاش همدانی
راضیه سرمدی دی‌ماه 1357 در همدان متولد شد. او در نوجوانی علاقه خود را در هنر نقاشی دید و سال‌ها این هنر را دنبال کرد و این روزها به صورت حرفه‌ای پیگیری می‌کند. او به تازگی در نمایشگاه جشنواره بنیاد بنگال کشور هند شرکت کرده است. به همین بهانه با این هنرمند همدانی گفت‌و‌گویی داشتیم که با هم می‌خوانیم...
1395/06/15
راضیه سرمدی دی‌ماه 1357 در همدان متولد شد. او در نوجوانی علاقه خود را در هنر نقاشی دید و سال‌ها این هنر را دنبال کرد و این روزها به صورت حرفه‌ای پیگیری می‌کند. او به تازگی در نمایشگاه جشنواره بنیاد بنگال کشور هند شرکت کرده است. به همین بهانه با این هنرمند همدانی گفت‌و‌گویی داشتیم که با هم می‌خوانیم.
  •  آموختن نقاشی را از چه زمانی آغاز کردید؟
از کودکی با نقاشی مشکل داشتم، یعنی با سیستم آموزشی‌ که در مدارس برای نقاشی تعریف شده بود. نمی‌توانستم نقاشی را از روی کتاب کپی کنم. از بدترین خاطرات دوران کودکی‌ام، همین طرز نقاشی کردن در امتحانات است.
دبیرستان در رشته‌ ریاضی درس می‌خواندم. یادم هست یک واحد اختیاری «طراحی» با آقای پاک‌خو داشتیم. وی تحصیلات آکادمیک نقاشی داشت. کلاس ما در هنرستان تذهیب همدان برگزار می‌شد و می‌توانم بگویم آن کلاس برای من تجربه‌ خوبی بود. من مسحور آزادی که در کلاس بود شدم. ما دانش‌آموزان رشته ریاضی که عادت داشتیم ساعت‌ها روی نیمکت هندسه فضایی بخوانیم و تجسم کنیم، حالا به راحتی می‌توانستیم در فضا حرکت کنیم و هم‌زمان کار کنیم، یاد بگیریم و خلق کنیم.
  • در خارج از محیط مدرسه هم آموختن را دنبال کردید؟
در اصل طراحی را پیش محمدحسن شبیری یاد گرفتم. آن موقع وی در خیابان فرهنگ همدان، مغازه‌ کوچکی را تبدیل به کارگاه نقاشی کرده بود. فکر می‌کنم پیش‌دانشگاهی بودم. هنوز هم باور دارم وی با این‌که تحصیلات آکادمیک نداشت و نقاش تجربی بود، یکی از بهترین استادهای طراحی در کشور هستند.
  • تحصیلات دانشگاهی شما در چه رشته‌ای است؟
در دانشگاه یک سال ریاضی محض خواندم، بعد انصراف دادم و به دانشگاه هنر یزد راه یافتم. در دانشکده هنر و معماری یزد ما فرصت خوبی برای یادگیری و تجربه داشتیم. دانشکده که در اصل مجموعه‌ای از خانه‌های قدیمی یزدی با معماری منحصر به فردشان بود، فضای بی‌نظیری برای خلق داشت. استادهای ما بسیار دوستانه و محترمانه برخورد می‌کردند. همین ارتباط یادگیری را آسان و شیرین می‌کرد. سال‌ها بعد کارشناسی ارشد را در دانشگاه میسور هند به پایان رساندم که تجربه ارزشمندی بود.
  • به چه سبک‌هایی علاقه دارید و خودتان در چه سبکی نقاشی می‌کنید؟
در مورد سبک نقاشی، واقعیت این است که اکنون آن‌قدر مرزهای هنر برداشته شده که دیگر به راحتی نمی‌توان نام سبک خاصی را بر یک اثر گذاشت. می‌توانم بگویم همیشه به سوررئالیسم علاقه داشته‌ام و از آن لذت برده‌ام. شاید به همین دلیل به نظر بیاید کارهای خودم به این سبک نزدیک‌ترند؛ البته همیشه از اکسپرسیونیسم هم لذت برده‌ام. از آبستره هم لذت برده‌ام. می‌خواهم بگویم دیگر چنین مرز‌هایی در هنر و خصوصا در نقاشی وجود ندارد. لزومی هم نیست که برای دیدن اثر هنری و ایجاد ارتباط با آن، از پیش اسم روی آن بگذاریم. این اسم‌ها هر کدام دارای بار معنایی هستند که آن ارتباط بی‌واسطه‌ مخاطب با اثر را قطع خواهند کرد. به همین دلیل قائل به سبک خاصی در نقاشی نیستم.
  • در کدام نمایشگاه شرکت کردید و با کدام آثار؟
من تا به حال هیچ وقت نمایشگاه شخصی یا گروهی نداشته‌ام. شاید به این دلیل که تمرکزم بیشتر روی آموزش و شیوه‌های آموزش هنر به کودکان بوده؛ هر دو پایان‌نامه‌ کارشناسی و کارشناسی ارشدم هم در ارتباط با همین موضوع است. از دوره‌های آموزشی که معمولا برگزار می‌کنم، اجرای وُرک‌شاپ برای مربیان هنر و مربیان کودک و معلمان است که بدانند چطور باید با کودکان رفتار کنند تا منجر به شکوفایی و گسترش خلاقیت هنری و به‌طور ‌عام خلاقیت در آن‌ها شود و توانایی‌هایشان سرکوب نشود. در جامعه ما و خانواده‌های ما هنر اهمیتی ندارد، در صورتی که آموزش درست هنر به کودکان موجب رشد همه‌جانبه و متعادل آن‌ها می‌شود. شاید تجربه بدی که در کودکی از نقاشی داشتم، هدف اصلی مرا از زندگی هنری برایم تعریف کرده باشد. این‌که چه باید کرد تا هیچ کودکی برای نقاشی کشیدن زجر نکشد. همه کودکان این مرز و بوم فرصت تجربه‌ سالم هنری را داشته باشند.
  • نگاهتان به نقاشی همدان و نقاشان همدانی چگونه است؟ و آینده این هنر را در همدان چگونه می‌بینید؟
من نقاشان زیادی را در همدان نمی‌شناسم چون در این سال‌ها خیلی کم در همدان زندگی کرده‌ام. اما پیشینه‌ای که از نقاشی همدان در ذهن دارم. حضور جریانی بسیار بازاری بود که فکر می‌کنم خوشبختانه آن جریان ضعیف و کمرنگ شده و اتفاقات خوبی در همدان افتاده و جریان‌های هنری خوبی در زمینه‌ نقاشی شکل گرفته است. خبر دارم که دانشگاه آزاد همدان آموزش رشته‌ نقاشی را دایر کرده و هنرمندان زیادی در این زمینه تلاش می‌کنند به نقاشی همدان شکلی هنری‌تر و حرفه‌ای‌تر ببخشند.
  • پیشنهاد شما برای بهتر شدن نقاشی همدان چیست؟
چیزی که در این زمینه به نظرم بسیار مهم و اثرگذار است، این است که دوستان نقاش ارتباطات حرفه‌ای و هنری را بین خود گسترش دهند و جشنواره‌های محلی و کشوری راه بیندازند. به نظر من همدان ظرفیت خوبی برای برگزاری جشنواره‌های هنری تا سطح بین‌المللی دارد، فقط باید دست به دست هم دهیم و هنرمندان را از سراسر دنیا جمع کنیم.
تبادل فرهنگ‌ها و ایده‌های هنری، گفت‌وگو، دیدن تکنیک‌ها، آشنایی با طرز زندگی یکدیگر و مانند این‌ها تجربه‌ بسیار مفیدی است که تقریبا در سراسر دنیا در قالب جشنواره‌ها انجام می‌گیرد و در برگزاری چنین گردهم‌آیی‌هایی، غیر از همدلی مردم و همکاری دست‌اندرکاران و سازمان‌های متولی امر فرهنگ و هنر، مهم‌ترین نقش را خود هنرمندان بازی می‌کنند. همدان همیشه نشان‌ داده است که هروقت این شرایط مهیا بوده، یکی از بهترین مکان‌ها برای دیدوبازدیدهای هنرمندان است.
  • از نمایشگاه بین‌المللی بنیاد هنر بنگال بگویید؛ در کجا و چگونه برگزار می‌شود؟
بنیاد هنر بنگال که «لالیتا کالا آکادمی» در بنگال غربی متولی آن است، 2 سال است هم‌زمان فستیوال و نمایشگاه برگزار می‌کند و هنرمندانی از سراسر دنیا در آن شرکت دارند؛ البته این بینال هنری هنوز جوان است و فرصت رشد دارد و امسال اولین سالی است که هنرمندانی از ایران در آن شرکت کرده‌اند. در بینال امسال هنرمندانی از 10 کشور جهان شرکت داشتند. نکته‌ مهمی که در این بینال دیده می‌شود، این است که بینال کاملا مردمی است، یعنی به دست سازمان‌های مستقل و غیردولتی ایجاد شده است. خود هنرمندان هندی بدون کمک دولتی این بینال را راه انداخته‌اند و دولت حتی در محل اسکان مهمانان هم دخالتی ندارد.
  • از برنامه‌های خود بگویید؟
در حال حاضر من با مؤسسه پژوهشی کودکان دنیا همکاری می‌کنم. مؤسسه دنیا یک سازمان غیردولتی است که هدفش ساختن زندگی بهتر برای کودکان است. یکی از هدف‌های من در این مؤسسه کمک به شکل‌گیری یک روند سالم در هنر کودکان در این سرزمین است. صددرصد باز هم در زمینه شیوه‌های آموزش خلاقیت هنری به کودکان فعالیت خواهم داشت و وُرک‌شاپ‌هایم را ادامه خواهم داد و در این موضوع خواهم نوشت تا جایی که توانایی‌هایم اجازه دهد.
  • چه آرزویی دارید؟
یکی از مهم‌ترین آرزوهایم، برگزاری جشنواره‌ای بین‌المللی در همدان است. باور دارم که این کار بسیار راحت‌تر از آن است که در نگاه اول تصور می‌کنیم و شدنی است. همدان این ظرفیت را دارد که حتی مرکز هنرهای تجسمی ایران باشد. خیلی دوست دارم این جریان پیچیده و تودرتو و البته بی‌سروته برگزاری نمایشگاه و جشنواره‌ هنری در ایران با خودش کنار بیاید و مانند همه‌جای جهان ساده و بی‌حاشیه شود.
در ایران بسیار مشکل می‌توان از یک گالری وقت گرفت و نمایشگاه برگزار کرد، در حالی که این سختی و پیچیدگی اصلا معنایی ندارد و همه‌چیز می‌تواند بسیار ساده برگزار شود. باید در هند باشید و ببینید که هنرمندان چقدر همه‌چیز را ساده می‌گیرند و به چه راحتی آثار هنری‌شان را ارائه می‌دهند. بدون هیچ دغدغه‌ اضافی و مشکل غیرمنتظره‌ای بینال‌ها و سمینار‌ها و وُرک‌شاپ‌هایشان را برگزار می‌کنند. تصورم این است که مشکل اول در ایران، کم‌کاری ما هنرمندان است. چیزی که من از هندی‌ها یاد گرفتم، ساده کردن ایده‌ها و اجرای آن‌هاست.


برچسب ها: همشهری همدان ، نقاشی همدان ،

یکشنبه 29 فروردین 1395

به ضیافت مینای نقاشی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،

به ضیافت مینای نقاشی همدان

حسین زندی

«مینا آذرافشان» شاعر و نقاش توانجویی است که از سه سالگی دچار بیماری «تحلیل عضلانی» یا «میوپاتی» شده است او با مادرش زندگی می­کند، عزیز طبایی که اورا «عزیزخانم» می نامند به معنای واقعی واژه، «مادر» است. معلم بازنشسته ای که خود و تنهاییش را وقف فرزندش کرده و دخترش تمام زندگیش شده است.

آذر افشان نقاشی­هایش را ازسال 1391 در گالری کوچکی که به همت مادر و دوستانش در گوشه­ای از خانه ایجاد کرده اند، به نمایش گذاشته است به همین دلیل این گالری را نخستین گالری شخصی نقاشی در همدان می­دانند. بیش از یکصد اثر سیاه قلم ، آبرنگ و مدادرنگی در این گالری به نمایش در آمده است. به گفته این هنرمند به دلیل محدود بودن فضا نمی توان از آثار بیشتری استفاده کرد. در تابلوهای مینا، که اغلب با مدادرنگی و آبرنگ کار شده است نشانی از سیاهی و تاریکی مرسوم در آثار نقاشان امروزی ندارند.

نخستین مجموعه شعر این شاعر همدانی را نشر چنار در سال 1391 با نام «یاد ستاره» در همدان منتشر کرده، در شعرهایش هم مانند نقاشی­هایش، نشانی از تلخی و نومیدی دیده نمی شود او در این مجموعه از پرواز سروده و از رسیدن، این مجموعه شامل 68 شعر است چاپ اول این کتاب به فروش رفته و او در صدد گرداآوری مجموعه سوم خود است و می خواهد هر سه کتاب را به صورت همزمان چاپ و منتشر کند. او اکنون دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات پیام نور همدان است و به ادبیات عرفانی ایران علاقه خاصی دارد.

مجموعه شعر «اینجا پاییز قدم می­زند» دومین مجموعه شعر این شاعر همدانی است که زمستان سال گذشته با حضور بسیاری از علاقمندان آثار او، مسئولان ارشد استان همدان و تعدادی از اعضای تشکل­های غیردولتی شهر در منزل این شاعر رونمایی شد. در این مراسم بزرگانی چون دکتر پرویز اذکایی، و اعضای انجمن های توسعه محلی بهارستان، انجمن قلم همدان، انجمن پویشگران سفر پاک، مدیر انتشارات چنار و مدیر کل ارشاد استان، امور بانوان استانداری و رئیس بهزیستی استان حضور داشتند "اینجاپاییزقدم می­زند" 77 قطعه از شعرهای جدید او را در بر می گیرد که  بیشتر مضمون عاشقانه دارد؛ دیشب گلی در باغچه شکفت/ نمی دانستم که باغچه هم/ عاشق تو شده!

یکشنبه گذشته مینا آذر افشان و مادرش میزبان گروهی از اعضای انجمن سعدی پژوهی همدان و توسعه محلی بهارستان و پویشگران سفر پاک بود که او ومادرش در منزل شخصی این هنرمند دیدار کردند. شرکت کنندگان در این برنامه  پس از بازدید از گالری خصوصی مینا آذر افشان، اعضای انجمن سعدی خوانی حکایت­هایی را از گلستان برای حاضران خواندند و تفسیر کردند سپس مینا آذرافشان با خواندن چند شعر حاضران را میهمان کرد.پس از اینکه برای هر یک از میهمانان نسخه ای از مجموعه دوم خود«اینجا پاییز قدم می زند» امضاء کرد و   هریک از حاضران به ترتیب قطعه شعری را از این مجموعه خواندند.

مینا آذر افشان با اشاره به انتخاب عنوان مجموعه دوم خود گفت: پس از سرودن شعرها و انتخاب آن ها در یک مجموعه این اسم را انتخاب کردم  چون احستس می کردم به روح شعرها نزدیک تر است اینجا پاییز قدم می زند عنوان یکی از شعرهای این مجموعه است.

او گفت: در شعر از فروغ فرخزاد سهراب سپهری و مشیری پیروی می کنم شاعر مورد علاقه من در بین شاعران کلاسیک حکیم عمر خیام است اما به غزلیات سعدی نیز علاقمندم.

این نقاش که آخرین نمایشگاه نقاشی­هایش را بهار سال گذشته در همدان برگزار کرده بود گفت: اواخر تابستان آثار جدیدم را به نمایش خواهم گذاشت. سال 94 در زمینه نقاشی پرکار بودم و بیشتر آثاری که سال گذشته کشیده­ام با آبرنگ است.آبرنگ را بیشتر دوست دارم.

آذر افشان ادامه داد: استادان من در نقاشی کمک زیادی کردنداستاد فتوت، رجبی، پاک خو، شبیری، عطااله یوسفی، خانم سروندی و خانم لک از استادانی بودند که  به من آموزش دادند و برخی مثل آقای رجبی برای آموزش به منزل ما می­آمدند در طراحی از آقای شبیری و پاک خو تاثیر پذیرفتم اما هر یک تکنیک خاصی داشتند و از همه آنها آموخته­ام.

 

 

علی نایینی فعال فرهنگی در این مراسم گفت: ما از افرادی مانند مینا یاد می­گیریم و از مادر مینا هم می آموزیم، مادر مینا یک مادر نمونه است او یک فرشته است بهترین هنر، هنر مردم دوستی است که مادر مینا این هنر را دارد و هنرمند بزرگی را در دامن خود پرورده است.

 

عزیز طبایی  مادر مینا آذر افشان گفت: بچه هایی مثل مینا همه چیز دارند چون توانایی او را هرکسی ندارد مینا تاکنون غیبت کسی را نکرده و دوستان زیادی دارد.من همه دوستان مینا را اندازه مینا دوست دارم و مینا را اندازه دنیا دوست دارم.

 

او با اشاره به وضعیت جسمی مینا گفت: سال گذشته مینا بیمار شد و پژشکان بیمارستان تشخیص اشتباه داده بودند و گفته بودند به خاطر سنگ کیسه صفرا باید عمل جراحی شود و اگر عمل کنیم 5درصد احتمال زنده ماندن دارد اما مینا رضایت نداد و خوشبختانه فردای آن روز یکی از پزشکان  متخصص وقتی پاسخ آزمایش ها  و عکس ها را دید گفت تشخیص پزشک قبلی غلط بوده و نیازی به عمل جراحی نیست.

طبایی با اشاره به علاقه مینا به نقاشی با ذکر خاطره­ای گفت: کلاس اول تا سوم راهنمایی در مدرسه ای که خودم آموزگار بودم ثبت نام کردم اما خودم معلمش نبودم  یک روز دبیر حرفه و فن آمد گفت خانم طبایی  به مینا بگو برای همکلاسی هایش نقاشی نکشد نقاشی های بچه ها را او می کشد.

سما احسنی در این مراسم خطاب به مینا آذرافشان گفت: مینای عزیز، نغمه هستی ات را به زیباترین شکل ممکن سروده ای

چرا که خداییتت را به منصه ظهور رسانده ای ، تو همه ی مرزهای غیرممکن را در نوردیده ای و ممکن کرده ای ،ای خورشید بی غروب! انوارت همیشه درخشان خواهد ماند ...

زهرا کبودوند نیز گفت: دیدن مینا و میناهای دیگر که در دنیا کم نیستند به من تلنگر می­زنند، به مانند نوید دهنده  بیداری که به من می­گویند زندگی فراتر ازآن چیزی  است که تو به آن فکر میکنی. هدف  زندگی واقعی را باید از زندگی میناها فهمید! و باز به من گوشزد می کند که تو هم آمدی مانند مینا با همه محدودیت­ها نقش خودت را تا حد توان فکری و جسمی ات اجرا کنی و من را یاد جمله (شاهکار زندگی خودت باش) ‌می­ندازد.دیدن مینا یعنی خواستن توانستن است، یعنی عشق، الگو، انگیزه و امید.

طاهره  قاسمی نیز قطعه را تقدیم این شاعر کرد و گفت: از زمین خسته ام، مرا میهمان آسمانت کن. از تو تا,دوست راهی نیست، ازشعرهایت می توان فهمید، درنقشینه­هایت می­توان دید، چگونه مرز زمین تا آسمان کوتاه می شود؟

سمانه اسکندری گفت: امروز،یک روز خاص بود برای من.یک روز بهاری، ملاقات با دختر زیبای بهار،در اوج خستگی،نمیتوانست تصادفی باشد...

شاید هدیه خداوند برای امروزِ من این باید می­بود...دیدار با دختِ بهار با نگاه مهربانش در کنار مادرِ زلال تر از بارانش...

دیدار با مینا آذر افشانِ نازنینم...

نقاش و شاعر توانمند...

 اسکندری ادامه داد: نقاشی ها بسیار زیبا و بدون برداشت از مدل،و تنها برخاسته از روح حساس و روشن او با تکنیک­های رنگ روغن و آبرنگ که من البته آبرنگ ها را دوست تر می داشتم.کارهای آبرنگ ایشان حال و هوای اوایل بهار که همه ی رنگ ها انگار که کم رنگ تر از تابستانند را برای من داشتند و آرامشی بی نظیر را به جان خسته ی من ریختند.خنک شدم، آنقدر که دلم خواست کفشهایم را بکَنَم و پابرهنه بر بهاری که در نقاشی های مینا آنقدر زنده بود قدم بگذارم و آرزو کردم که آن پرنده که بر شاخه های یکی از نقاشی های مینا نشسته بود بر شانه ی من نیز بنشیند...

او در ادامه گفت: بعد از دیدن نقاشی ها نوبت به سعدی خوانی رسید که بسیار عالی بود و بعد از آن هم اشعار زیبای کتاب جدید مینا هم توسط ایشان هم توسط سایرین خوانده شد

اشعار هایکو گونه هستند و من خیلی زیاد لذت بردم. شاعرکلاسیک مورد علاقه ایشان خیام و شاعر معاصری که مینا اشعارش را دوست تر می دارد سهراب سپهری هستند. جانِ کلام اینکه دیدار امروز با بانو آذرافشان ولوله ای در من انداخته که ساکت نخواهد شد انگار.

محمد صالح صفری دبیر انجمن سعدی خوانی در این مراسم گفت: علی رغم این كه تعدادی از دوستان را نمی­شناختم و برای بار نخست، سعادت دیدار آنها را داشتم، بازهم این مسأله تأثیری در صفا و صمیمیت محفل نگذاشت. علت این همه لطافت چیزی نبود جز صفای باطن و دل دریایی مینا خانم و مادر بزرگوارشان.

صفری ادامه داد: خداوند مِثل ندارد(لیس كمثله شی) اما مٓثٓل یا مثال دارد(و له المٓثٓل الاعلی فی السماوات و الارض). به راستی مینا آذرافشان مثل اعلی و نماد حضرت حق بر روی زمین است. كسی كه از صفات اعظم خداوند بهره برده؛ از عشق و حب تا جود و سخا، از عزت و كرم تا مهر و وفا. و از همه مهم­تر حلم و صبر، كه در این آزمون طاقت فرسا، بسان عارفی دلباخته و عاشقی پاكباخته در راه معشوق خویش نه با پای ناتوان بلكه با بال­های فرشته گونه خود به پرواز درآمده است.

"كوتاه دیدگان، همه راحت، طلب كنند

عارف بلا، كه راحت او در بلای اوست"


برچسب ها: مینا آذرافشان ، نقاشی همدان ،

دوشنبه 28 دی 1394

هنر، آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

هنر، آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنر، آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد
«فریدون پاک‌نژاد» متولد ۱۳۳۹ در گیلان است...
1394/10/27
«فریدون پاک‌نژاد» متولد ۱۳۳۹ در گیلان است. این هنرمند نقاش از آغاز دهه ۷۰ به همدان مهاجرت، و به گفته خودش اولین آموزشگاه نقاشی را پس از انقلاب در این شهر تاسیس می‌کند. در طول ۲۴ سال گذشته ده‌ها نقاش حرفه‌ای را آموزش داده است. به گفته صاحب‌نظران پاکنژاد یکی از تاثیرگذار‌ترین معلمان نقاشی همدان است. این هنرمند سال‌ها دچار بیماری سرطان بود و خوشبختانه به کمک هنر بر این بیماری پیروز شده و این روز‌ها سلامتی خود را به دست آورده است. گفته‌های «فریدون پاک‌نژاد» در خصوص نقاشی و هنرجویان همدان را در ادامه می‌خوانید:

 نقاشی را چگونه یاد گرفتید؟ یا از کجا این هنر نزد شما آغاز شد؟
از کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشتم و از اول دبستان نقاشی کردن را شروع کردم. خانواده شلوغی بودیم و در هر فرصت و کوچک‌ترین جای خلوتی که پیدا می‌کردم شروع به نقاشی می‌کردم تا این‌که با یک استاد خیلی خوب ، زنده‌یاد «حسن مهجور» آشنا شدم. بعد‌ها با «جواد بختیاری» که از مدرسان بزرگ نقاشی و خط است کار کردم. این استادان در رشد من بسیار تاثیر داشتند.

 در خانواده کسی نقاشی می‌کرد؟
نه هیچ‌کس. نه در خانواده و نه فامیل نقاش نبود که بگوییم ارثی هست!

 چه سالی به همدان آمدید؟ و چه شد در این شهر ماندگار شدید؟
سال ۱۳۷۰ به همدان آمدم. وقتی آمدم دیدم هیچ آموزشگاه نقاشی در این شهر نیست و از لحاظ هنری زیرساخت‌های کمی دارد. اولین آموزشگاه نقاشی را آن زمان در پاساژ وحدت ایجاد کردم.

 برخورد‌ها چطور بود؟
در ابتدا ناملایمات زیاد بود.  کم‌کم جا افتاد و اداره ارشاد هم کمک کرد. در این مدت استادانی تربیت کرده‌ام و تحویل این شهر و جامعه هنری داده‌ام که همگی نقاش درجه یک هستند؛ «بابک روشنی‌نژاد»، «بهمن محمدی»، «بیژن غنچه‌پور» و «بهرام غنچه‌پور» از نقاشان بر‌تر کشور هستند. هنرجوهای من مهم‌ترین سرمایه من هستند و وقتی می‌بینم بهترین کار‌ها را ارائه می‌کنند لذت می‌برم.

 در همدان به نقاشان تجربی و خودآموخته‌ای مانند «حبیب رضایی‌منش» برخورده‌ام که می‌گویند با نگاه کردن به کارهای شما نقاشی یاد گرفته‌اند. این امر چگونه امکان پذیر می‌شود؟
در کشور ما نقاشی معرفی نمی‌شود. مردم عادی به آثار و پدیده‌های هنری نگاه می‌کنند و رد می‌شوند به همین علت چیزی در خاطر آنان نمی‌ماند. ما باید به بچه‌ها دیدن را بیاموزیم و من در اینجابه‌جای نگاه کردن چگونه دیدن و درست دیدن را به هنرجو‌ها آموزش می‌دهم. در درست دیدن، تفکر و اندیشه وجود دارد. وقتی کسی خوب می‌بیند خوب هم نقاشی می‌کند من هم با دیدن به نقاشی علاقه‌مند شدم.

 امروز وضعیت آموزش چگونه است؟
من و دیگر همکارانم با چنگ و دندان کار می‌کنیم و هیچ نهادی به ما کمک نمی‌کند. خیلی از آموزشگاه‌ها اجاره‌ای است و خیلی از مالکان ملکشان را به آموزشگاه اجاره نمی‌دهند، زیرا شهرداری گفته آموزشگاه ارزش ملک را پایین می‌آورد.

 معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری چه حمایتی می‌کند؟
شهرداری برای فرهنگ و هنر ردیف بودجه دارد. در شهرهای دیگر مانند تهران به هنرمندان کمک می‌کنند، اما در همدان ما هنوز چنین چیزی نداریم. امیدواریم از بودجه فرهنگی به هنرمندان هم اختصاص داده شود.

 در مورد برون‌داد و نمود اجتماعی هنر از جمله نقاشی چه نظری دارید؟
هنر باعث کم شدن آسیب‌های اجتماعی است اما توجهی به هنر نمی‌شود. ممکن است یک روز در سال به مقوله هنر اختصاص یابد، اما با یک روز در سال هیچ اتفاقی نمی‌افتد. باید در تمام سال به مقوله هنر پرداخت تا از مواهب آن بهره‌مند شد. هنر چشم دل را باز می‌کند و باعث می‌شود ارتباط انسان با خدای خود بهتر شود.

 کمبود گالری در همدان چه تاثیری بر کار شما دارد؟
محل نمایشگاه‌ها را به دور‌ترین جای شهر برده‌اند و اداره‌های دولتی را در مرکز شهر ایجاد شده‌اند. یک بار نمایشگاهی را در یک محل خصوصی برگزار کردم که قرار بود ۱۰ روز باشد. اما استقبال خوب مردم باعث شد ماه‌ها آنجا بمانم. مسئولان اجازه بدهند بخش خصوصی وارد میدان شود و شرایطی فراهم کنند تا مردم آثار هنری را ببینند.

 از مراحل ساخت موزه هنرهای معاصر همدان چه خبر؟
من خبر ندارم حتی نمی‌دانستم چنین اتفاقی قرار است در شهر بیفتد. هیچ کس از ما نظرخواهی نمی‌کند.

 بسیاری از نقاشان همدانی از جمله شاگردان مطرح شما مهاجرت کرده‌اند؛ علت مهاجرت هنرمندان چیست؟
من حدود ده سال پیش این هشدار را دادم که هنرمندان در حال مهاجرت هستند و نگذارید این اتفاق بیفتد. همه شاگردانی که نام بردم از همدان رفتند؛ چرا باید اینگونه باشد؟ من هنرجوهایی مانند «مرضیه برجیان» یا «سولماز مصلح» را می‌توانم نام ببرم که بسیار نقاشان خوبی هستند؛ اما اگر شرایط کار در این شهر فراهم نشود مهاجرت خواهند کرد. استقبال مردم از هنر خوب است و این مشکلات با حمایت نهادهای فرهنگی دولتی حل می‌شود. با وجود مشکلات، همدان از نظر آموزش شرایط خوبی دارد و می‌توانیم کاری انجام دهیم که هرکس در ایران می‌خواهد تابلوی نقاشی بخرد به همدان بیاید. خوشبختانه وضعیت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به سال‌های پیش بهتر شده، اما درخواست دارم به هنرمندان بیشتر توجه کنند.

 چگونه می‌توان توجه مردم همدان را بیشتر به هنر نقاشی جلب کرد؟
 اگر قرار باشد شهری زیبا ترسیم شود و به توسعه برسد باید مدیران هنرمندی داشته باشد. یک حسابدار نمی‌تواند به ارزش یک اثر کم‌نظیر نقاشی پی ببرد. انتظار نداریم مدیران هنرمند باشند، بلکه می‌گوییم از هنرمندان استفاده کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، فریدون پاکنژاد ، نقاشی همدان ، آموزش نقاشی در همدان ،

سه شنبه 24 آذر 1394

نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق
کمتر شهروند همدانی را می توان یافت که حبیب آقای نقاش را در کنار معبر آرامگاه بوعلی ندیده باشد. حتی گردشگرانی که به همدان می آیند و از آرامگاه بوعلی بازدید می کنند اندکی از وقت خود را صرف دیدن طراحی های «حبیب رضایی‌منش» می کنند و با او هم کلام می شوند...
1394/09/22
 کمتر شهروند همدانی را می توان یافت که حبیب آقای نقاش را در کنار معبر آرامگاه بوعلی ندیده باشد. حتی گردشگرانی که به همدان می آیند و از آرامگاه بوعلی بازدید می کنند اندکی از وقت خود را صرف دیدن طراحی های «حبیب  رضایی‌منش» می کنند و با او هم کلام می شوند. حبیب آقا سال هاست در معبر آرامگاه بوعلی به طراحی مشغول است و آثار خود را در کنار نرده‌های آرامگاه به نمایش می‌گذارد. در این سال‌ها کار این هنرمند همدانی به یکی از جذابیت های آرامگاه تبدیل شده و طرفداران زیادی دارد. او نقاشی تجربی و خودآموخته است، اما به گفته کارشناسان و اهل فن یکی از بهترین طراحان پرتره و چهره در همدان است. او در سال 50 متولد شده و تا سوم ابتدایی درس خوانده، اما یک کتابخوان حرفه‌ای است و علاقه زیادی به ادبیات داستانی دارد. در این گفت‌وگو او  از چگونگی ورود خود به عرصه هنر می گوید.
  • رشته تحصیلی شما چیست و از چه زمانی به نقاشی علاقه‌مند شدید؟
تا سوم ابتدایی درس خواندم و‌ترک تحصیل کردم، چون باید کار می کردم. نقاشی را هم در مدرسه شروع کردم ، اما تا 10 سال به‌صورت تفننی کار می کردم.
  • این هنر را به‌صورت حرفه‌ای نزد چه کسی آموختید؟
هیچ کلاس آموزشی نرفتم، چون استعداد خوبی داشتم تمرین زیادی کردم و خودم یاد گرفتم.
  • از کسی الهام نگرفتید؟ منظورم این است که کار یک نقاش را الگوی خود کرده باشید؟
چرا. به گالری‌ها و نمایشگاه‌های نقاشی سر می‌زدم و تابلو‌های نقاشان همدانی را نگاه می‌کردم، به‌طور مثال به کارهای آقای «فریدون پاک‌نژاد» علاقه زیادی داشتم.
  • واکنش کسانی که کار شما را می دیدند چه بود؟
آن زمان بیشتر دوستان و همسایه‌ها می آمدند، به کارها نگاه و همیشه مرا تشویق می کردند.
  • از چه سالی به‌عنوان شغل به نقاشی و طراحی نگاه کرده‌اید؟
از 25 سالگی به نقاشی به‌عنوان منبع درآمد نگاه و نقاشی ها و طراحی ها را برای فروش عرضه کردم.
  • چه کسانی کار شما را می خریدند؟
مردم می خریدند و بیشتر دانشجویان مشتری بودند.
  • چند سال است که اینجا هستید؟
سال‌هاست در همین محل نقاشی‌ها را برای فروش می‌گذارم. البته از اول کنار پیاده‌رو شروع کردم.
  • کارهای شما در چه سبکی است؟ ابزار کار نقاشی شما چیست؟
سبک کاری من رئال یا واقع‌گرایی است، البته در طراحی از تکنیک خاصی استفاده می‌کنم. از زغال استفاده می کنم بدون مداد و قلم. یعنی از انگشت و دستمال کاغذی برای کشیدن طرح‌ها استفاده می کنم.
  • این سبک کاری را به جز شما چه کسانی استفاده می کنند؟
تا جایی که می‌دانم در همدان کسی از این تکنیک استفاده نمی کند.
  • مواد کار شما چیست؟
ماده ای که استفاده می کنم، زغال است. زغال را پودر و استفاده می کنم. ویژگی زغال این است که کار را یکنواخت نمی‌کند.
  • شما کارهارا در پیاده‌رو عرضه می کنید مخاطبان شما چه تفاوتی با کسانی که به گالری‌ها می‌روند، دارند؟
اول این‌که کار من لذت خاص خود را دارد. دیگر این‌که تعداد مخاطبان من بیشتر است. خیلی از مردم در اینجا با شیوه نقاشی و طراحی آشنا و علاقه‌مند می شوند، حتی اگر توان خریدن نداشته باشند از دیدن کارها لذت می برند.
  • خریداران کارهای شما چه کسانی هستند؟
در آغاز بیشتر مردم همدان  مرا  استقبال  و حمایت می‌کردند و کارهایم را می‌خریدند، اما اکنون هم همشهریان از مشتری های کارهایم هستند و هم گردشگران استان‌های دیگر. همچنین خارجی ها وقتی به دیدن آرامگاه بوعلی می آیند آثارم را خریداری می کنند.
  • بیشتر کارهای شما طراحی از چهره است چرا از عناصر دیگر کمتراستفاده می کنید؟
رنگ روغن و پاستل هم کار کردم و علاقه‌مند هم هستم که منظره و طبیعت بی‌جان نیز کار کنم، اما کارهای من بیشتر در این فصل که گردشگر کمتر است سفارشی است یعنی همشهریان بیشتر طراحی چهره سفارش می دهند و زندگی من هم از این راه می گذرد.
  • از کار راضی هستید؟
بله. شرایط بد نیست.
  • اینجا محلی است که افراد کتابخوان و اهل هنر هم می آیند؛ نگاه آنان به کارهای شما چگونه است و تا حالا بازخوردی گرفته‌اید؟
بیشتر افراد کارها را پسند و گاهی تعریف و تمجید می کنند. گردشگران خارجی بیشتر علاقه‌مند هستند. معمولاً شدت باد در همدان زیاد است و اینجاهم مرا اذیت می کند؛گاهی با وجود وزش باد  باز هم نقاشی می کنم . خارجی ها نیز می آیند، ساعت‌ها می نشینند و نگاه می کنند، زیرا  برایشان جالب است، گاهی اظهار نظر هم می کنند.
  • به جز موضوع معیشت، شما از نقاشی چه چیزی می خواهید؟
من از هنر لذت می برم، آن لذتی که از کار می برم از هیچ پدیده‌ای نمی برم.
  • کتاب می خوانید؟
بله. بیشتر کتاب هایی که می‌خوانم رمان و در حوزه ادبیات داستانی است.تاثیر ادبیات بیشتر در ناخودآگاه من است، زیرا وقتی کاری را می کشم  ادبیات خواهی نخواهی در کارهایم مؤثر است.
  • بیشتر دوست دارید چهره چه کسانی را نقاشی کنید؟
هرکاری که سفارش می دهند می کشم. اما دوست دارم چهره مردم رنج‌کشیده را تصویر کنم.
  • بهترین کاری که کشیدی چه بوده است؟
یک کودک ایتالیایی، دختر بچه‌ای که از چهره‌اش اشکی جاری است.
  • با فضای پیاده رو چه می‌کنی؟ راضی هستی؟!
دوست داشتم فضای بهتری داشتم  تا در زمستان هم راحت کار می‌کردم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D8%B1%D9%82


برچسب ها: همشهری همدان ، نقاشی همدان ،

دوشنبه 14 اردیبهشت 1394

«اینجا پاییز قدم می‌زند»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :ادبیات ،روزنامه همشهری ،

«اینجا پاییز قدم می‌زند»

نویسنده: حسین زندی‌/ همدان- خبرنگار همشهری
«اینجا  پاییز قدم می‌زند»
«مینا آذرافشان» 34 سال پیش در همدان متولد شد و در 3 سالگی دچار بیماری میوپاتی (تحلیل عضلانی) شد...
1394/02/14
«مینا آذرافشان» 34 سال پیش در همدان متولد شد و در 3 سالگی دچار بیماری میوپاتی (تحلیل عضلانی) شد.
در دوران نوجوانی نقاشی را نزد چند تن از نقاشان همدانی فرا گرفت و پس از اینكه تحصیلات دانشگاهی را در رشته ادبیات فارسی آغاز كرد به سرودن شعر روی آورد.اولین مجموعه شعر او اواخر دهه 80 منتشر شد و این روزها دومین مجموعه شعر او با عنوان «اینجا پاییز قدم می‌زند» آماده انتشار است  که به‌زودی توسط نشر چنار روانه بازار خواهد شد.همچنین در ماه گذشته گالری فرهنگسرای آوینی همدان میزبان نقاشی‌های آذرافشان نقاش و شاعر توانجوی همدانی بود كه با استقبال علاقه‌مندان او روبه‌رو شد. این دومین نمایشگاه آثار نقاشی آذرافشان در 6 ماه گذشته بود. این گفت‌وگو به مناسبت انتشار دومین مجموعه شعر این هنرمند همدانی انجام شده است.
شعرهای نو درباره پاییز
این هنرمند همدانی درباره انتشار دومین مجموعه اشعارش به همشهری گفت: نسخه‌های كتاب اولم در بازار تمام شده است و امیدوارم بتوانم چاپ دوم آن را منتشر كنم. هفته گذشته با ناشر گفت‌وگو كردم و احتمالا  تا یك هفته دیگر مراحل اولیه چاپ كتاب آغاز شود. كتاب دوم كه با عنوان «اینجا پاییز قدم می‌زند» منتشر خواهد شد، در قالب شعر نو است و توسط نشر چنار به بازار می‌آید  که مضمون این كتاب در مورد طبیعت و فصل‎ها به‌ویژه فصل پاییز است. این كتاب احتمالا تا یك ماه آینده منتشر شود.
آذرافشان درباره انتشار آثار نقاشی خود گفت: فعلا برای انتشار نقاشی‌ها تصمیمی نگرفته‌ام. دوست دارم پس از اینكه به یك سبك واحد رسیدم به انتشار آن تلاش كنم. ایده‌های بهتری دارم كه باید نقاشی كنم. تا حالا در سبك رئالیسم و امپرسیونیسم كار كرده‌ام.
نمایشگاه نقاشی
وی با اشاره به نمایشگاه اخیرش گفت: 30 اثر از كارهای من در این نمایشگاه به نمایش درآمده بود كه بیشتر كارها با آبرنگ با موضوع طبیعت و طبیعت بی‌جان بودند که استقبال خیلی خوبی از این نمایشگاه شد.
 وی گفت: بیشتر احتیاج دارم طبیعت را ببینم و انسان وقتی به عنصری احساس نیاز می‌كند و كمبودی داشته باشد بیشتر به دنبال آن می‌رود.این دومین نمایشگاه از آثار نقاشی مینا آذرافشان بود كه به نمایش درآمد در حالی كه نقاشان همدانی هر چندسال یك بار برای برگزاری نمایشگاه نقاشی تلاش می‌كنند.این نقاش همدانی علت و انگیزه این كار را این‌گونه بیان كرد: برای نمایشگاه قبلی تدارك زیادی دیده بودم كه خوشبختانه موفق بود و صدها نفر نیز از آن نمایشگاه بازدید كردند. به همین دلیل وقتی از طرف اداره ارشاد همدان دعوت شدم استقبال و نمایشگاه دوم را هم برگزار كردم.وی در مورد برگزاری نمایشگاه در استان‌های دیگر گفت: اگر از من دعوت شود حتماً استقبال می‌كنم. به هر حال هر نقاشی دوست دارد آثارش دیده شود.
اولین گالری خصوصی
3 سال پیش، آذرافشان اولین گالری خصوصی همدان را بدون حمایت نهادهای دولتی در منزل خود راه‌اندازی كرد. وی در این‌باره توضیح داد: علاوه بر دوستانی كه مدام به من سر می‌زنند و از گالری بازدید می‌كنند گاهی همشهریان و علاقه‌مندان هم برای دیدن نقاشی‌هایم به اینجا مراجعه می‌كنند.وی در مورد فروش آثارش گفت: من بیشتر به خاطر خودم نقاشی می‌كنم و هیچ‌وقت به فروش آثارم فكر نمی‌كنم. البته چند مورد پیش آمده كه فروخته‌ام، گاهی دوستان درخواست می‌كنند و من هم نقاشی‌ها را در اختیارشان قرار می‌دهم به شرطی كه مانند خودم از كارهایم نگهداری كنند.
قدردان شاعر همدانی
همزمان با برگزاری نمایشگاه آثار این هنرمند و شاعر همدانی و روز بزرگداشت سعدی جمعی از اعضای انجمن سعدی‌خوانی همدان جلسه هفتگی خود را در منزل آذرافشان برگزار كردند. «محمد صالح صفری» مسئول این انجمن گفت: وظیفه اعضای انجمن‌های ادبی این است كه علاوه برتوجه به آثار شاعران به خود شاعران نیز توجه كنند.


برچسب ها: همشهری همدان ، مینا آذرافشان ، نقاشی همدان ، اینجا پاییز قدم می زند ،

سه شنبه 16 دی 1393

وقت نمایش نقاشی‌های بی‌رنگ

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،


همدان

وقت نمایش نقاشی‌های بی‌رنگ

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
وقت نمایش نقاشی‌های بی‌رنگ
کمبود گالری‌ها، نمایشگاه و فضای آموزشی از موارد مورد انتقاد هنرمندان در همدان است
1393/10/16
«نینا جوادی‌قانع» متولد 1366در همدان است و با اینکه از ده سالگی نقاشی و طراحی را شروع کرده اما اولین بار است که آثارش را در معرض نمایش عموم قرار داده است. آثاری که در خلق آن تکنیک خاصی به کار رفته و تنها از دو رنگ سیاه و سفید استفاده شده است. به نظر می‌رسد این نمایشگاه در فصل زمستان با استقبال خوبی روبه‌رو شود این نمایشگاه تا 18 دی‌ماه در گالری زنگنه مجتمع فرهنگی هنری شهید آوینی برقرار است. نینا جوادی در این گفت و گو از چگونگی ورودش به عرصه هنر می‌گوید.
  • چه عاملی باعث شد به نقاشی علاقه پیدا کنی؟
حدود ده، یازده سالگی وقتی مجله‌هایی که پدرم می‌خرید را ورق می‌زدم از طرح‌ها و کاریکاتورهای سیاه و سفید  این نشریات لذت می بردم از همان زمان شروع کردم به طراحی و کاریکاتور، البته با مضمون‌های کودکانه.
  • آموختن این هنر را از چه زمانی آغاز کردی؟
بعد از اینکه وارد هنرستان شدم رشته گرافیک را انتخاب کردم و در زمینه تصویرسازی، عکاسی و نقاشی کار کردم انتخاب رشته گرافیک به علت بیان صریح و شیوه و تکنیک‌های خاص و جذاب بود ودر دانشگاه نیز این رشته را ادامه دادم، اما بعد از دوران تحصیل اوقات بیشتری را به نقاشی اختصاص دادم و این هنر شکل آگاهانه‌تری برایم پیدا کرد.
  • منظور از این شکل آگاهانه چیست؟
بیشتر به بازنمایی ضمیر ناخودآگاه و آن چه در رویاها بازخوانی می‌شود و دستیابی به ناخودآگاه خود از طریق هنر را مد نظر قرار دادم و به سمت معنا، لذت بردن و دستیابی به درون خود از طریق نقاشی رفتم.
  • از این‌که تصمیم گرفتی کارهای خود را در نمایشگاه به معرض دید و تماشا بگذاری بیشتر بگو. در واقع چه چیزی باعث شد که نمایشگاه برگزار کنی؟
البته پیش از این‌ها دوست داشتم این اتفاق بیفتد و حدود چهار سال هم پیگیر بودم اما متاسفانه در گذشته مدیران ارشاد همکاری نمی‌کردند. نمایشگاه آثار هنری ایستگاهی است که هنرمند می‌تواند مسیر رفته و نرفته را در آن رصد کند من هم به این دلیل مجموعه کارهایم را به نمایش می‌گذارم تا نظرات و نقد استادان، صاحبنظران و دوستان را دریافت کنم و از این طریق نگاه درست‌تری به هنر داشته باشم.
  • چه تعداد از کارهای شما در این نمایشگاه آمده است؟
تعداد آثاری که در این نمایشگاه ارایه شده 57 اثر است. این آثار به شیوه خودنویس روی مقوا به صورت سیاه قلم کار شده است.
چرا این شیوه را انتخاب کردی و از روش‌های دیگر که طیف رنگی بیشتری در آنها به کار می‌رود استفاده نمی‌کنی؟
به دلیل علاقه شخصی با این شیوه کار می‌کنم. البته پیش‌تر رنگ روغن و مداد رنگ هم کار کرده‌ام طیف رنگ مشخص در نقاشی اغواگر است و من برای بیان احساسات و اندیشه‌های خود این شیوه را انتخاب کردم که به صورت سبک اکسپرسیونیسم و سورئالیسم خود را نشان می‌دهد و هدف ازنمایش آثار نشان دادن ایده پردازی نو دراین مجموعه و اهمیت بازخورد آن است.
  • یعنی کمتر به واقع‌گرایی توجه می‌کنی؟
من در آثارم از سبک نمادگرایی هم به نحوی استفاده می‌کنم و از واسطه های ناهماهنگ بصورت عمدی استفاده می‌کنم. هدف این است که افکار و عواطف را با اشاره غیرمستقیم نمایش دهم و کمتر از بیان صریح بهره ببرم. عقیده‌ام این است که هر اثر هنری برای اینکه جذاب باشد باید تفاوت‌هایی را به نمایش بگذارد تا بر میزان اهمیت و تاثیر‌گذاری تاکید کند.
  • در آثار شما زن نقش بسیار پررنگی دارد. علت این کار چیست؟
درست است، البته من در آثارم علاوه بر نقش زن در بیشتر کارها طبیعتاً تصویری از خود و ذهنیتم را دارم و از نمادهایی مانند ماهی، کلاغ، پروانه و گنجشک استفاده می‌کنم.
کمبود گالری‌ها، نمایشگاه و فضای آموزشی از جمله مواردی مشخص و مورد انتقاد هنرمندان در همدان است.
  • محیط‌های آموزشی در همدان بخصوص فضای آموزش که تجربه حضور در آن را داشتی را چگونه می‌بینی؟
فضای دانشگاهی که متوسط است و چندان تعریفی ندارد و در آموزشگاه‌های خصوصی هم به جز چند نفر اگر کسی حرفی برای گفتن دارد بعد از چند وقت از همدان می‌رود.
  • وضعیت نقاشی در همدان را چگونه ارزیابی می‌کنی؟
در همدان فضای آزاد و موقعیت مناسبی برای تبادل ایده‌ها، نظرها و به طور کلی نقد هنر وجود ندارد. پیشنهادم این است که محافل و اماکنی شکل بگیرد تا فضایی برای گفت و گو پدید آید. انجمن‌های غیر‌دولتی می‌توانند در این زمینه کمک کنند. امیدوارم هنرمندان همدان پیشقدم شوند تا چنین انجمن‌ها و تشکل‌هایی شکل بگیرد. نکته مهم‌تر این است که در نبود چنین فضایی هنرمندان همدانی مجبور به مهاجرت می‌شوند همدان نقاشان بزرگی داشته اما با یک نگاه اجمالی متوجه می‌شویم که یا به خارج از استان و یا خارج از کشور رفته‌اند. باید برای جلوگیری از چنین پدیده‌ای چاره‌ای اندیشید.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%86%DA%AF?magazineid=


برچسب ها: هنر همدان ، نقاشی همدان ، همشهری همدان ،

 

اختتامیه نمایشگاه نقاشی مینا آذر افشان با حضور علاقمندان او

حسین زندی

آخرین روزهای شهریور ماه نگارخانه حوزه هنری همدان شاهد برپائی نمایشگاهی ازنقاشی های هنرمند توانجوی همدانی ، مینا آذر افشان بودکه با استقبال کم سابقه ای روبرو شد.

در این نمایشگاه 25 اثر از این هنرمند به نمایش گذاشته شده بود که روزانه بسیاری ازهنر دوستان و علاقمندان این هنرمند را به سوی خود می کشاند، مینا آذرافشان سال 1358 در همدان متولد شد و در کودکی دچار بیماری تحلیل عضلانی ( میوپاتی) شد، اما او با خلق آثارهنری  بر این بیماری پیروز شد و با اینکه از نظر جسمی با مشکل روبرو است اما آثار نقاشی و اشعار او مردم را متحیر کرده است، آذر افشان به زودی در رشته ادبیات فارسی از دانشگاه پیام نور فارغ التحصیل می شود، کتاب شعر دوم او نیز در انتظار مجوز وزارت ارشاد است.این هنرمند توانجو با همکاری مادر خود اولین گالری خصوصی همدان را در منزل شخصی دایر کرده است و بیش از 80 اثر نقاشی و طراحی را در این گالری به نمایش گذاشته است، مراسم اختتامیه نمایشگاه آثار اوبا استقبال بسیاری از دوستان ، علاقمندان و همشهریان پایان یافت.

 ملیحه مهرپاک معلم میناآذر افشان در دوره ابتدایی گفت: مینا در دهه 60 شاگرد من بود ، آن زمانی که  که مدرسه مدرس همدان مخصوص کودکان استثنایی بود، به دلیل کمبود فضا دانش آموزان جسمی - حرکتی نیزبا دیگر دانش آموزان در یک کلاس بودند، بعد از اینکه مدارس توسعه پیدا کرد و تعداد بچه ها هم زیاد شد مدرسه ها تفکیک شد ونابینایان ، ناشنوایان  و معلولان جدا شدند. آن زمان هم مینا دختری با پشتکار و با وجود این که در کودکی وضعیت سخت تری داشت اما با نمره های عالی  قبول می شد .

مهرپاک افزود: مینا در کودکی ارتباط خوب با کودکان همکلاسی اش داشت و هیچوقت این کمبودی که در اندام دارد جدی نمی شمرد روحیه بسیار خوبی داشت و همان زمان می شد حدس زد که مینا آینده روشنی دارد، علاوه بر کمکی که مادر مینا به او کرد و استادانی که او را آموزش داده اند هوش و استعداد سرشار خود را به روی قطعه های کاغذ ارائه داده برای کسانی که فکر می کنند کسی که مشکل در جسم دارد توانایی ندارد ثابت کردتصور مانادرست است.

مینا آذز افشان در پاسخ به این سوال که هنر و شعر او از کجا سرچشمه می گیرد گفت: اگر چیزی هست از درون خلوت و تنهایی من است او ادامه داد؛ من در این نمایشگاه از دوستانم بسیار انرژی گرفتم بسیار حضور گرم و صمیمی داشتند تعداد بازدیدکننده ها بسیار زیاد بود و همشهریان به من محبت داشتند ،اختتامیه این نمایشگاه با شعرخوانی این هنرمند شاعر همراه بود؛

شکیباتر زکولی ها ندیدم/ کنارچشمه ها/ دل می سپارند/ همانجا عشق را جا می گذارند/ و چون ابر بهار در رهگذارند.

به کبوتران روی شاخه غبطه می خورم/ که بی دغدغه خوابند/ بی پروا عاشق می شوند/ وجدائیشان.../ به اندازه پریدن از یک شاخه به شاخه دیگر است.

همشهری همدان 5 مهر 1393

 


برچسب ها: مینا آذر افشان ، نقاشی همدان ، نمایشگاه نقاشی ،