یکشنبه 22 اسفند 1395

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
نوشتن داستانی که همه آن را بخوانند
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید....
1395/12/18
مرضیه سعوه از نویسندگانی است که کارش را در همدان شروع کرده و قصد دارد آن را ادامه دهد. اولین کتاب او با عنوان «برایم بمان» سال 1393 از سوی انتشارات گوهر منظوم به بازار آمده و دومین داستان بلند او نیز به زودی روانه بازار خواهد شد. سعوه در این گفت‌وگو از داستان عامه پسند می‌گوید.
  • ابتدا از خودتان بگویید.
متولد مرداد ماه سال 69 در همدان هستم. فرزند پنجم و آخر یک خانواده 7 نفره و در حال حاضر دارای مدرک کارشناسی حقوق هستم.
  • اولین کتاب‌هایی را که خوانده‌اید به خاطر دارید؟
از سنین کودکی و نوجوانی علاقه زیادی به مطالعه داشتم. مطالعه جدی من با کتاب‌های رویای سبز، برباد رفته و ربه کا از دافنه دوموریه آغاز شد.
  • نوشتن را از کجا آغاز کردید؟
نوشتن را از سن 12- 13 سالگی شروع کردم که مصادف بود با دوره راهنمایی. همان سال‌ها بابت نوشتن چند داستان کوتاه موفق به دریافت جوایزی شدم اما نوشتن جدی را از سن 20 سالگی شروع کردم. در واقع از همان اوایل احساس می‌کردم نوشتن روحم را آرام می‌کند تا اینکه در سن 20 سالگی تصمیم به نوشتن رمان «برایم بمان» را گرفتم.
  • در نوشتن از چه کتاب‌هایی تاثیر گرفته‌اید؟
کتاب‌های بسیاری برمن تاثیرگذار بودندو مرا به نوشتن رمان «برایم بمان» ترغیب کردند. مهم‌ترین آن‌ها کتاب «دالان بهشت» از نازی صفوی و ربه‌کا بود. این علاقه کم‌کم من را به سمت نوشتن سوق داد.
سوژه کار از کجا آمده؟
طرح اصلی داستان الهامات کاملا ذهنی است اما قسمت‌هایی نیز هست که با نگرشی به زندگی افراد نوشته شده است.
  • ایده‌آل شما در نوشتن چیست؟
از سن نوجوانی احساس می‌کردم نوشتن تاثیر فوق‌العاده‌‌ای بر آرامش روحم دارد. گاهی احساس می‌کنم نوشتن التیام‌بخش تشویش درونی‌ام است.
  • بازخورد کار اول شما چگونه بوده است؟
بازخورد اطرافیان اعم از دوستان و خانواده از خواندن این رمان به اندازه‌ای خوب بود که من را ترغیب به چاپ کتاب کرد اما پروژه چاپ این رمان متاسفانه بسیار طولانی و نفس‌گیر بود. بارها و بارها از چاپ ناامید و پشیمان شدم اما بعد از 2 سال دوندگی پی در پی موفق به چاپ آن شدم. البته تشویق خانواده و دوستانم بعد از اتمام نوشتن باعث شد که ترغیب به چاپ نوشته‌هایم شوم.
  • مکان اتفاق‌ها در کتاب واقعی است؟
مکان اتفاق‌ها واقعی است اما به دلیل اینکه اولین تجربه جدی من در نوشتن بود به خوبی نتوانستم  نظر خواننده را تامین کنم.
  • دنبال ادامه راه هستید؟
 بله، حتی اگر بعد از سال‌ها گوشه خانه‌ام پر از دست نوشته‌های چاپ نشده باشد دست از نوشتن برنمی‌دارم. البته تمام سعی خودم را برای چاپ کارهایم خواهم کرد.
  • چه کارهایی در دست انتشار دارید؟
در حال حاضر کار بعدی‌ام یک رمان است که 2 سال پیش کار ویرایش آن را به اتمام رسانده‌ام اما از همان موقع مدام در حال تغییر نوشته‌ها هستم.
  • داستان کتاب برایم بمان چیست؟
داستان کتاب اول من در مورد دختری به نام گلساست که در یک موقعیت نسبتا خوب قرار دارد. طی یک‌سری اتفاقات پیش پا افتاده عاشق پسرخاله خود به نام امیر می‌شود و بدون هیچ مشکلی به عقد هم در می‌آیند اما با بی‌تدبیری هر دو در همان نخستین ماه‌های عقدشان دچار مشکلات زیادی می‌شوند که زندگی و خوشبختی‌شان تا مرز نابودی کشانده می‌شود.
  • چرا به سراغ موضوع عاشقانه رفتید؟
در اصل چیزی فراتر از موضوع عاشقانه فکر من را به خودش معطوف کرده بود. متاسفانه امروز جامعه ما دچار نوعی بی‌خیالی و خوشبختی کاذب شده که تمام جوانب زندگی را در بر می‌گیرد. من قصدم از انتخاب موضوع عاشقانه صحبت درباره مسائل کوچک و پیش پا افتاده اما معضل‌ساز بین همسران بود.
  • دوست دارید به جای کدام نویسنده باشید؟
با احترام به تمام نویسندگان، بنده بسیار دوست دارم که به جای محمود دولت‌آبادی و خالد حسینی باشم. نویسندگان توانایی که بسیار خوب موفق به ترسیم مشکلات زمانه و جامعه خود بودند. به نظر من نویسنده در آثار خود باید درد جامعه را بگنجاند.
  • تا به حال شده سوژه یا داستانی را شروع کنید اما نتوانید تمام کنید؟
بله. نزدیک به یک سال پیش شروع به نوشتن داستانی کردم در مورد دختری که به زور پدر و خواهرش همسر مردی کویتی می‌شود و سالیان دراز به دیدار خانواده‌اش نمی‌آید. ایده جالبی برای ادامه داستان نداشتم و داستان را در چند صفحه اول رها کردم. همیشه براین باورم که هر شکست پله‌ای است برای موفقیت پیش رو.
  • داستان رمان دومتان چیست؟
داستان رمان دوم در مورد دختری است خیرخواه و با تدبیر که به اعضای خانواده‌اش کمک‌های زیادی می‌کند. در پی خواستگاری پسر عمه‌اش مشکلاتی برای این دختر به وجود می‌آید که به گذشته مربوط می‌شود.
  • آثار نویسندگان همدانی را دنبال می‌کنید؟
تمام سعی خودم را می کنم که آثار نویسندگان همشهری را نیز مطالعه کنم.
  • همدان چقدر در آثار شما حضور دارد؟
در رمان اول تقریبا هیچ نقشی ندارد اما در رمان دوم سعی خودم را کرده‌ام که نقش نسبتا خوبی داشته باشد.


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

شنبه 7 اسفند 1395

«باز باران» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،کتاب ،روزنامه همشهری ،

«باز باران» در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
«باز باران» در همدان
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم....
1395/12/07
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • از نمایشنامه « باز باران»  بگویید.
مجموعه نمایشنامه « باز باران»  یک سه‌گانه نمایشی یا تریلوژی است که می‌توان به صورت جداگانه  نیز خواند و اجرا کرد. به این دلیل که هر نمایشنامه ظرفیت اجرای مستقل را دارد و هم می‌تواند به دنبال هم اجرا شود.
  • این نمایشنامه‌ها با چه سبک و سیاقی نوشته شده است؟
به نظرم این 3نمایشنامه تجربه‌ای فرمالیستی در آثار درام نویسی من است. به دلیل این‌که سال‌ها در ژانر اسطوره و حماسه کار کرده بودم و مدت‌ها درباره اساطیر نوشته بودم. مثلا کتاب «جاده لغزنده است» مجموعه 5 نمایشنامه را شامل می‌شود که متاثر از شاهنامه فردوسی است.
در کتاب «باز باران» هم تلاش کردم در فرم، کار متفاوتی کرده باشم. در نوع نگاه نیز منتقدانه به آسیب‌های اجتماعی پرداخته‌ام. این آسیب‌ها از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه را در بر می‌گیرد تا آدم‌ها به عنوان الگوهای این جامعه.
  • کدام یک از کارها پیش از این اجرا شده است؟
هرسه نمایشنامه به صورت جداگانه در همدان اجرا شده است.
  • در اجراها از چه الگویی پیروی می‌کردید؟
در اجراهای خودم تلاش کردم نگاه فرمالیستی بر نگاه محتوایی و متنی اثر غالب شود و خود را نشان دهد. تلاش کردم تجربه‌ای از روایت مدرن را ارائه کنم و فکر می‌کنم کم و بیش موفق بوده ام. البته من قاطعانه نمی‌توانم نظری ارائه کنم.
  • تاکید بر فرم به زیبایی آسیب نمی‌زند؟
در حوزه درام نویسی تلاش شده ساختار و استاتیک کار در نظر گرفته شود و عنصر زیبایی‌شناسانه چاشنی کار بوده است. هرچند حرف‌هایی که در قالب نمایشنامه زده می‌شود اهمیت خود را دارد اما باز هم تأکید می‌کنم بحث فرم برای من مهم‌تر بود.
  • نمایشنامه «باز باران»  چه چیزی را به حوزه نمایشنامه‌نویسی اضافه می‌کند؟
حس کردم با توجه به شرایط جدیدی که به صورت طبیعی به‌وجود آمده و چالش‌های فرهنگی موجود در حوزه رسانه‌ای که در تمامی دنیا حاکم شده و گریبان جامعه ما را هم گرفته است، با قالب‌های قدیمی و ساختار کلاسیک نمی‌توان تاثیرگذار بود پس در این کار نیز تلاش کردم با توجه به شکاف و گسستی که بین نسل‌ها به وجود آمده کار کنم. همیشه یکی از مباحثی که برای من مهم بوده شکاف بین نسل‌ها بوده است و همیشه بر این باور بودم که کشمکش‌های بین نسلی را در قالب نمایشنامه بیاورم. با وجود این شکاف ارتباط به‌سختی برقرار می‌شود. در این کار ساختار ارسطویی و کلاسیک دستکاری شده و همان‌طور که گفتم تجربه جدیدی برای من بوده است.
  •  بازخورد اجراها در همدان چگونه بود؟
خوشبختانه در اجراها بازخورد خوب بود اما هنوز بازخورد چندانی از نمایشنامه‌خوان‌ها ندیدم. در اجرا ما توانستیم آدم‌هایی را برای تماشای این کارها به سالن‌ها بیاوریم که تئاتر را به عنوان یک رسانه اصلا قبول نداشتند. اولین اجرا که در سالن بوعلی بود کف سالن هم پر شد.
  • جذب مخاطب به نمایش از طریق نوشتن چگونه اتفاق می‌افتد تا نمایش از مخاطب‌گریزی فاصله بگیرد؟
عنصری که هنر مدرن امروز به آن می‌پردازد عنصر آشنایی‌زدایی است که به آن غریب‌نمایی یا برجسته‌سازی هم می‌گویند.
 اگر نویسنده و درام‌نویس ما این جسارت را نداشته باشد که از پوسته خود خارج شود نمی‌تواند اثری را ارائه کند که مورد نظر مخاطب قرار بگیرد. مخاطب امروز دنبال آشنایی‌زدایی است و مسائل متعارف و آشنا او را جذب نمی‌کند، این ویژگی هنر مدرن و هنر پسامدرن است. الگوهای کهنه چندان پاسخگوی او نیست به دلیل این‌که مخاطب امروز با حجم زیادی از رسانه‌ها و اطلاعات روبه‌رو است و در واقع مورد هجوم اطلاعات است پس به راحتی نمی‌تواند با الگوهای قدیمی ارتباط برقرار کند و جذب شود. یک نمایش معمولی را به راحتی نمی‌پذیرد.
  • نویسنده باید چه کاری انجام دهد؟
نویسنده باید این جسارت را داشته باشد هرچند این جسارت هزینه هم دارد و ممکن است در گام اول مخاطب نپذیرد اما به هر حال تجربه‌گرایی بهترین ویژگی هنر است که هنرمند جسور می‌تواند داشته باشد.
  • دیالوگ‌های نمایش شما بسیار عامیانه است. علت انتخاب این سبک چه بوده است؟
وقتی شما به حوزه‌های تاریخی وارد می‌شوید طبیعتا زبان شما هم باید کلاسیک باشد آدم‌های شما همان آدم‌های جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنید. باید« باز باران» با همان مردم حرف بزند تا باور کنند و همذات‌پنداری شکل بگیرد پس برای باورپذیری زبان باید هماهنگ باشد.
  • برای این‌که نویسنده به دام عوام‌زدگی نیفتد چه باید کرد؟
این موضوع متفاوتی است و ارتباطی به زبان یا دیالوگ ندارد.بحث نوع استفاده ادبیات و نوع استفاده از زبان محاوره‌ای یا کلاسیک نیست، بیشتر به دلیل پرداخت و انتخاب موضوع یا درونمایه است. سال‌های گذشته این عوام‌فریبی بسیار اتفاق افتاده است. برخی به جای پرداختن به عمق جریان‌های اجتماعی با استفاده از احساسات مردم و ارزش‌های جامعه به مسائل سطحی می‌پردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ، نویسندگان همدان ،

چهارشنبه 12 آبان 1395

قصه زنان رامی‌گویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

قصه زنان رامی‌گویم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قصه زنان رامی‌گویم
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است....
1395/08/12
«حلقه‌های درهم» نام رمانی است از مهشید شریف (فاتحی) که از سوی انتشارات آرادمان با شمارگان 1000نسخه روانه بازار شده است.
«حلقه‌های درهم» پنجمین رمان مهشید شریف است که زمستان 1394 منتشر و در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با استقبال خوبی روبه‌رو شد. به بهانه انتشار حلقه‌های درهم با این نویسنده همدانی درباره رویکردش به زنان گفت‌وگو کرده‌ایم که باهم می‌خوانیم.
  • ابتدا از موضوع داستان حلقه‌های درهم شروع کنیم، داستان از چه قرار است؟
رمان حلقه‌های درهم سرگذشت خانم جوان سرگشته‌ای است. این زن به همسری مردی در می‌آید که سرگذشت، پیشینه و ماجرایی عجیبی دارد و همسری دانشجو داشته که دست به خودکشی زده است. پس از مدتی در محافل دوستانه و خانوادگی با زن داستان آشنا می‌شود و در پروسه‌ای تصمیم به ازدواج می‌گیرند و ماجرا ادامه پیدا می‌کند.
  • یکی از ویژگی‌های رمان‌های شما مسائل رفتاری و روان‌شناسی است. این کتاب هم به عنوان یک رمان روان‌شناسی معرفی شده. چقدر این گفته را قبول دارید؟
من خوشحالم که این اتفاق می‌افتد. چه به رشته تخصصی من و چه به سابقه کاری من برگردیم به هر حال رفتارشناسی و آموزش عمومی بخش بنیادین حرفه من و زندگی من بوده است. حرفه‌ای که من دوست داشتم و در آن به مدارکی که از دانشگاه‌ها و مراکز علمی گرفتم اکتفا نکردم. در همه حال و همیشه در جست‌و‌جوی اضافه کردن به این دریافت و شناخت بودم و طبیعی‌ترین جایی که این حس من می‌تواند انعکاس پیدا کند رمان‌های من است، به همین دلیل خوانندگان آثار من را به عنوان رمان‌های روان‌شناسی پذیرفته‌اند.
  • شخصیت‌های رمان‌های شما زن هستند. آیا عمدی است یا نوشتن با محوریت زن‌ها راحت‌تر است؟
بله بیشتر شخصیت‌ها زن هستند اما نه تنها راحت‌تر نیست بلکه من فکر می‌کنم از جنبه‌هایی مشکل‌تر است. گاهی حس می‌شود به دلیل سانسور تاریخی که زن از گذشته در کشور ما داشته ابعاد روحی آن چندان آشکار نیست. من در رمان می‌توانم به برخی سوژه‌ها و شخصیت‌ها بپردازم. در دیگر گونه‌های نوشتاری نمی‌توانم سخنم را به گوش مخاطب برسانم. اگر چه ممکن است خودآگاه نباشد اما در جست‌و‌جوی کاراکتر و شخصیت‌هایی هستم که در عین زن بودن، دردمند و دردکشیده هستند، همچنین جست‌وجوگر و فعال هستند و این شخصیت‌ها در یک آرامش رفتاری پیش‌برنده کارهای خودشان هستند. به همین دلیل این موضوع‌ها در کارهای من انعکاس پیدا می‌کند.
  • در نوشتن به دنبال چه چیزی هستید؟ چه کمبودی در داستان دیگران و به طور کلی ادبیات ایران حس می‌کنید که دست به نوشتن داستان و رمان می‌زنید؟
هر داستان نویسی در مرحله اول به دنبال قصه‌گویی است. فارغ از این‌که شخصیت اصلی زن باشد یا مرد فراموش نمی‌کنم که اصل قصه‌گویی است و من با نوشتن در حال تعریف یک قصه و یک زندگی هستم. مرحله بعدی این است که کاراکترها زن می‌شوند و زن‌ها یک ویژگی خاص پیدا می‌کنند.
  •  البته این مسأله طبیعتا بر می‌گردد به حساسیت‌های من نسبت به مسأله زنان و آنچه هستی آنان و تاریخ زنان را شکل می‌دهد.
 نمی‌توانم عنوان کنم که من از داستان استفاده می‌کنم تا مسائل زنان را تشریح کنم، من از داستان استفاده می‌کنم که قصه زنان را بازگو کنم. اگر نوشته من در این زمینه بتواند ابعاد گسترده‌تری به خود بگیرد بر می‌گردد به توانایی من در قصه گویی.
  • پس در نوشتن مسأله زن و زنان اولویت شما نیست؟
در داستان دنبال چنین مسأله‌ای به طور مستقیم نیستم. من ده‌ها مقاله در زمینه علوم رفتاری نوشته‌ام و اگر بخواهم مسائل خاصی را در مورد زنان بدانم از طریق مقاله‌ها دنبال می‌کنم. اگر هم نظر یا انتقادی داشته باشم و موضوعی را دنبال کنم به داستان نمی‌کشم. کاری با راه‌حل‌ها ندارم و داستان را دنبال می‌کنم. کار پژوهشی متفاوت است، منبع لازم دارد اما اینجا ممکن است پرسش مطرح شود و پاسخ را هم من ندانم یا نخواهم مطرح کنم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: مهشید شریف ، همشهری همدان ، نویسندگان همدان ،

دوشنبه 5 مهر 1395

نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم

نویسنده: حسین زندی ‌ همدان- خبرنگار همشهری
نویسنده نیستم اما قصه می‌گویم
مرضیه بطحایی متولد 1343 در خیابان شهدای همدان است. او نوشتن را از سن 15 سالگی با نوشتن خلاصه فیلم‌های مورد علاقه اش آغاز کرده و سپس با خاطره نویسی ادامه داده و امروز به قصه نویسی روی آورده است. نوشته‌های او بسیار ساده و عامیانه است اما در عین حال مخاطبانی نیز دارد...
1395/07/05
مرضیه بطحایی متولد 1343 در خیابان شهدای همدان است. او نوشتن را از سن 15 سالگی با نوشتن خلاصه فیلم‌های مورد علاقه اش آغاز کرده و سپس با خاطره نویسی ادامه داده و امروز به قصه نویسی روی آورده است. نوشته‌های او بسیار ساده و عامیانه است اما در عین حال مخاطبانی نیز دارد.
اولین کتاب مرضیه بطحایی داستان بلند «گل مریم» است که سال 1395 در شمارگان هزار نسخه از سوی انتشارات نازلی در همدان روانه بازار شده، به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت وگو کرده ایم که در پی می‌آید:
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
از نوجوانی به نوشتن علاقه داشتم و میل به نوشتن در وجود من بود اما به دلیل این‌که نمی‌دانستم در چه حوزه ای بنویسم و راهنما نداشتم، فیلم‌هایی را که تماشا می‌کردم در دفتری خلاصه می‌کردم. پس از ازدواج به نوشتن خاطرات تلخ و شیرین زندگی متاهلی پرداختم. کارمند دانشکده پزشکی بودم و پس از بازنشستگی راهم را پیدا کردم و به قصه‌نویسی روی آوردم.
  • از کتاب گل مریم بگویید.
داستان این کتاب سال‌ها پیش در دفتر خاطرات من محبوس بود.من با پدرم انس عجیبی داشتم. توجه زیاد وی به دخترهایش و ناتوانی بدنی و بیماری‌اش وشغل پرستاری من رابطه عاطفی شدیدی بین ما ایجاد کرده بود. بعد از فوت پدر خلا بزرگی را احساس می‌کردم.
رای تسلای دل خودم با وی نقل سخن کردم و در داخل دفتر خاطرات نگاشتم. طی این یک سال وی از بچگی تا اواخر عمر گرانقدرشان را برایم گفتند و من هر چه را در خاطرم ماند نگاشتم تا این‌که به این داستان که خاطره عزیزی از اسرای جنگی بودند برخوردم و با کمی دخل  وتصرف داستان را به صورت رمان در آوردم.
  • علت علاقه شما به نوشتن داستان کوتاه از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
از آن جهت داستان کوتاه می‌نویسم تا همگان فرصت خواندن و به آن علاقه پیدا کنند و نیز این‌که هزینه زیادی نپردازند. ساده وبی آلایش می‌نویسم چون اولا نویسنده نیستم و قدرت زیادی در نوشتن ندارم و دیگر این‌که بیشتر قصه گویی می‌کنم.
فکر می‌کنم این شیوه بهتر همه گیرخواهد شد و از هر قشری می‌توانند آن را بخوانند. وقتی کتابم را به فروشنده سر کوچه که مردی میانسال است دادم دیدم که با چه شوقی می‌خواند. خنده و شور را در چهره اش دیدم و یک بار از دوستش شنیدم که آخر داستان را با گریه تمام کرده  است.
او از من درخواست کرد که حتما کتاب‌های بعدی را هم در اختیارش بگذارم. می‌گفت سال‌ها گذشته که او کتابی به دست نگرفته این به جهت تعریف نیست همانطور که گفتم شاید ساده نویسی من باعث می‌شود همگان رو به کتاب خوانی بیاورند.
  • مخاطبان جدی و منتقدان با گل مریم و نوشته‌های شما چگونه ارتباط برقرار می‌کنند و چه نظری دارند؟
مخاطبان از داستان خوششان می‌آید و تنها از کوتاه بودن داستان شاکی هستند. بزرگان اهل فن از ویراستاری و هنر نویسندگی شاکی‌‌اند اما از داستان‌گویی تعریف کرده اند.
  • آثار دیگرتان در چه مرحله ای است و چه زمانی منتشر خواهند شد؟
کتاب دوم من «باورعشق است» که باز هم کتابی بر اساس واقعیت است. امیدوارم ارزش چاپ و خواندن داشته باشد. کتاب بعدی خاطرات زندگی پر جنجال من و کتاب دیگرم قصه‌های قدیمی مادر بزرگ است. این مجموعه بر اساس قصه‌های مادربزرگ که شب‌ها برای ما تعریف می‌کرد شکل گرفته است.
  • در نوشتن به دنبال چه هستید؟
به اعتقاد بنده زندگی افراد و سرگذشتشان حتی اگر تلخ باشد، زیباست و زندگی گذشتگان پر از رمز، راز، درس و آموخته‌ها استو من به دنبال یاد گیری آنها هستم تا در اختیار نسل جدید قرار بگیرند.
  • استقبال از کتاب اول شما چطور بود؟
کتاب اول من چون با بی‌تجربگی همراه بود ویراستاری نشد، ناشر هزینه را تقبل نکرد و با هزینه شخصی چاپ شد و مسئولیتی در قبال فروش گردن کسی نبود. بیشتر خانواده و فامیل حمایت کردند و تمام کتاب‌ها تقریبا به صورت هدیه به دوستان و آشنایان تقدیم شد. تعدادی نیز به خارج از کشور برای دوستان فرستاده شد. امیدوارم کتاب‌های بعدی با این مشکل روبه رو نشود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%D9%86%D8%AF%D9%87-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D9%82%D8%B5%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D9%88%DB%8C%D9%85


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، کتاب ،

جمعه 18 دی 1394

داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی

نویسنده: حسین زندی همدان - خبرنگار همشهری
داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی
«حمید حیاتی» نویسنده و پژوهشگر همدانی تاکنون دو اثر در حوزه فلسفه با نام‌های «میشل فوکو؛ پیدایش عقل کیفری»، «بر فراز عبث‌ناکی زندگی» و دو اثر در حوزه‌ ادبیات داستانی با نام‌های «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای» و «نامه‌‌ای به خورشید» را منتشر کرده است...
1394/10/12
«حمید حیاتی» نویسنده و پژوهشگر همدانی تاکنون دو اثر در حوزه فلسفه با نام‌های «میشل فوکو؛ پیدایش عقل کیفری»، «بر فراز عبث‌ناکی زندگی» و دو اثر در حوزه‌ ادبیات داستانی با نام‌های «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای»  و «نامه‌‌ای به خورشید» را منتشر کرده است. این نویسنده سال 1345در همدان زاده شده و نویسندگی را از دهه 70 خورشیدی آغاز کرده است. از او علاوه بر چهار اثر منتشر شده سه رمان دیگر دردست انتشار است. حیاتی در آخرین داستان خود یک سوژه با مضمون شهری را انتخاب کرده و نوشته است. داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» به مرحله دوم جشنواره جایزه داستان تهران نیز راه یافت.
جایزه داستان تهران مسابقه‌ای برای شناسایی استعدادهای داستان‌نویسی در ایران است که با رویکرد زندگی شهری و مسائل شهروندی به خلق اثر می‌پردازند. در آثار جشنواره امسال نیز مضامینی از جمله آلودگی هوا، ترافیک، فقر و دیگر مسائل شهری آمده بود. با «حمید حیاتی» درخصوص داستان‌نویسی شهری و تاثیر ادبیات در حوزه مسائل شهروندی به گفت وگو پرداختیم.

داستان شهری
«حمید حیاتی» دو تجربه موفق در حوزه ادبیات داستانی دارد که در یک سال گذشته از آثار مورد بحث این حوزه بود. این نویسنده در توضیح موضوع داستان شهری می‌گوید: داستان‌هایی که به نوعی با مضامین شهری مانند بناهای تاریخی شهر، مسائل شهروندی، موزه‌ها، ترافیک، مسائل اجتماعی و پدیده‌هایی که در شهر شاخص هستند ارتباط دارند،‌ در این مقوله می‌گنجد.این نویسنده ادامه می‌دهد: من در رمان «نامه به خورشید» بخشی از فضای شهری همدان را در سال‌های پس از 1320 به تصویر کشیدم. در داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» موضوع ترافیک را که مسئله روز کلانشهرها بخصوص همدان است مدنظر قرار دادم. مسئله ترافیک در همه شهرها یک معضل به شمار می‌رود. مسئله «خط سفید» در ترافیک مسئله‌ای است که نه توسط رانندگان و نه عابران پیاده رعایت نمی‌شود و من در داستان خود به آن تاکید کردم.

موضوع داستان
حیاتی با اشاره به موضوع داستان ادامه می‌دهد: داستان شخصی است که دچار(ترس شدید) عبور از خیابان است. این شخصیت با وسواس و ترسی که دارد سعی می‌کند تمامی قوانین و قواعدی را که برای گذشتن از عرض خیابان و یا خط عابر پیاده وجود دارد رعایت کند اما باز ترس دارد. در این بین همسرش همراه با روانپزشکی تلاش می‌کند به او کمک کند تا این ترس از او رها شود. در هنگام عبور از خیابان معمولا همسرش او را همراهی می‌کند اما یک روز که در جلسه انجمن اولیای مدرسه شرکت دارد، این مرد می‌خواهد از خط عابر بگذرد. وقتی تنها وارد خیابان می‌شود متوجه عمق فاجعه می شود و می فهمد که وضع رعایت مقررات بسیار بد است. خودرو‌ها بوق غیراستاندارد دارند، سرعت را رعایت نمی‌کنند و به قوانین توجه نمی‌کنند.
 وی اضافه می‌کند: شخصیت داستان درنهایت پس از سرگردانی در خیابان تصمیم می‌گیرد ازعرض خیابان عبور کند، با اینکه همه موارد را در نظر می‌گیرد و رعایت می‌کند. لحظه آخر خودرویی که به دلیل صدای زیاد پخش صوت به عابر توجه نمی‌کند او را نقش زمین می‌کند و در آخرین لحظه عمر، شخصیت داستان من خاطره اولین تصادفش با دوچرخه را از ذهن می‌گذراند و نقش زمین می‌شود.

تنهایی انسان
نویسنده رمان «نامه‌ای به خورشید» می‌گوید: تمامی بدی‌های ترافیک و مضرات رعایت نکردن اصول اولیه رانندگی را تکه تکه در داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» آورده‌ام. این داستان به طور غم‌انگیزی تنهایی یک انسان را در مقابل انبوهی از افرادی که به اصول شهروندی پایبند نیستند روایت می‌کند. بدی‌هایی که در ضدارزش‌های شهروندی ریشه دارد.
این نویسنده همدانی با تاکید به رسالت ادبیات داستانی ادامه می‌دهد: ادبیات داستانی به وجود آمده تا فرد امروز به انسان بودن نزدیک شود و این امر را همواره به ما یادآوری می‌کند. بنابراین داستان از راه برانگیختن حس آدمی برای بهتر زندگی کردن و بهتر کنش و واکنش نشان دادن انسان در ناخودآگاه کمک می‌کند و عواقب اعمال انسان را گوشزد می‌کند تا این انگیزه رعایت حقوق دیگران را در ما زنده کند و برجسته سازد.

همدان؛ مستعد برگزاری مسابقه‌های ادبی
حیاتی در پایان به برگزاری مسابقه‌های ادبی در شهر‌هایی مانند همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: رویدادهای فرهنگی همیشه کمک می‌کنند تا رفتار فرهنگی فراگیر شود، در همدان نیز برگزاری مسابقه‌های فرهنگی توسط اهالی فرهنگ و بخش غیر دولتی می‌تواند راهگشا باشد. باید در نظر داشت مسابقه و جشنواره زمانی می‌تواند راهگشا باشد که تولیدهای فرهنگی بازنشر شود و در اختیار عموم قرار گیرد تا مخاطبان زیادی را درگیر کند.وی می‌افزاید: در سال‌های گذشته تشکل‌های ادبی بسیاری در همدان فعال بودند. این تشکل‌ها با حضور گرم علاقه‌مندان و گاهی برپایی نشست‌های ادبی با حضور نویسندگان و شاعران صاحب‌نامی مانند جواد مجابی، شمس لنگرودی، جمال میرصادقی و ابوتراب خسروی روزهای خوبی را برای ادبیات داستانی و شعر در همدان رقم زد. متاسفانه در حداقل 4 یا 5 سال گذشته این حضور و فعالیت‌ها کاملا از رونق افتاده است.این نویسنده با ابراز امیدواری درباره فعال شدن دوباره فضاهای فرهنگی و هنری همدان می‌گوید: امید است داستان‌نویس‌های همدانی با توجه به ضرورت پرداختن به موضوعات شهری، به نگارش و ترسیم فضای شهری همدان در سال‌ها و دهه‌های آتی بپردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، ادبیات داستانی همدان ،

جمعه 18 دی 1394

«و اما آن شب برفی»؛ دل نوشت 8 ساله

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

«و اما آن شب برفی»؛ دل نوشت 8 ساله

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«و اما آن شب برفی»؛ دل نوشت 8 ساله
حسین صفی را در همدان به‌عنوان مدرس تئاتر و نمایشنامه‌نویس می شناسند اما او در حوزه پژوهش دو اثر به نام های «ناشناخته های حیوانی در درام مدرن» و «زنان شاهنامه» را با همکاری محمد نجاری منتشر کرده است. سال 1393 تجربه دیگری در حوزه نویسندگی از حسین صفی به بازار کتاب آمد...
1394/10/16
 حسین صفی را در همدان به‌عنوان مدرس تئاتر و نمایشنامه‌نویس می شناسند اما او در حوزه پژوهش دو اثر به نام های «ناشناخته های حیوانی در درام مدرن» و «زنان شاهنامه» را با همکاری محمد نجاری منتشر کرده است. سال 1393 تجربه دیگری در حوزه نویسندگی از حسین صفی به بازار کتاب آمد. «و اما آن شب برفی» رمان پرحجمی با زبان و روایتی متفاوت است که توسط نشر نگیما منتشر شده است. صفی در گفت و‌گو با همشهری از تجربه رمان نویسی در همدان می گوید.
  • چه کتاب‌هایی را در دست انتشار دارید؟
به تازگی مجوز انتشار سه نمایش نامه با نام «باز باران» را دریافت کرده ام که سه‌گانه ای با عنوان باران است؛ «بارون میاد شرشر»، «اون شب که بارون اومد» و «باز باران» که توسط انتشارات نگیما منتشر می شود. این نمایشنامه ها حدود شش سال پیش نوشته شده و هر سه را خودم در همدان اجرا کرده ام.
  • رمان «و اما آن شب برفی» نسبت به دیگر کارهای شما خاص و حجیم است؛ ایده آن از کجا آمد؟
برای هر اثرهنری حال و هوا و فضاهایی منبع الهام گرفتن یا ایده گرفتن می شود. داستان شکل‌گیری ایده «و اما آن شب برفی» این‌گونه شکل گرفت که وقتی نیمه شبی از تهران به همدان رسیدم، دیدم همه برگ‌ها ریخته و سفیدی همه فضا را گرفته، همان شب این ایده به سراغ من آمد. در مرحله اول آن فضا بود که مرا جذب کرد، افزون بر آن به هر حال به‌عنوان نویسنده دل مشغولی‌هایی در
 حوزه های سیاسی، اجتماعی و عاشقانه داشتم و با موضوعاتی درگیر بودم، شرایطی دست داد و بعد 8 سال طول کشید تا کاررا نوشتم و منتشر شد.
  • استقبال از این رمان چگونه بود؟
 واقعیت این است که استقبالی نشد. متأسفانه شهر ما با فضاهای این چنینی بسیار فاصله دارد. این کار به همراه یک کار پژوهشی در سال 1393 منتشر شد و در نمایشگاه کتاب همان سال رونمایی شد اما در شهر همدان با این‌که به کتاب‌فروشی‌ها مراجعه کردم استقبالی نشد. هیچ جای خاصی نبود که حمایت کند تا کتاب دیده شود.
  • یعنی هیچ بازخوردی نداشت؟
جالب است ما در شهر تشکلی به نام انجمن داستان داریم اما آن چنان رخوت و بی‌همتی در این نهادها وجود دارد که این ها هم حتی کتاب را نخواندند که اگر نقدی هم داشتند مطرح کنند. به همین دلیل من اصلا به استان همدان امیدوار نیستم؛ در سطح کشور هم، چون رمان اول من بود و توزیع و پخش مناسب نبود اتفاق خاصی نیفتاد. در حالی که نمایشنامه ها و کارهای پژوهشی من بازخورد خوبی در سطح کشور گرفتند. البته ناشر مشکل توزیع داشت و کتاب فروشی‌های همدان هم همراهی نکردند و سفارش ندادند. به نظرم به مرور زمان راه خود را پیدا خواهد کرد.
  • آثاری در حوزه ادبیات داستانی پس از سال 1392 در همدان منتشر شد که مورد استقبال قرار گرفت از جمله «نامه به خورشید»، «یارم همدانی» و «مرغ درخت اقاقی» که نقدهای خوبی هم در‌باره این آثار منتشر شد. چرا «واما آن شب برفی» چنین اقبالی نداشت؟
حوزه‌های نقد، نظر، توزیع، تولید وانتشار با هم مرتبط است. اگر کتابی در حوزه نقد و نظر وارد نشود و کارشناسان و صاحب‌نظران کتاب ها را معرفی نکنند چگونه مردم با کارها آشنا شوند؟ وقتی شما می گویید در دوسال گذشته بیش از 6 اثر از نویسندگان همدانی منتشر شده و من خبر ندارم مقصر متولیان امور ادبیات داستانی هستند. علاوه بر نهادهای دولتی، انجمن‌های ادبی، نویسندگان و شاعران همدان باید این وظیفه را به دوش بکشند. سؤال من این است انجمن‌ها چه کار می کنند؟ انجمن داستان، انجمن نمایش و انجمن‌های شعر باید وارد این حوزه شوند.
  • به نظر شما چه تلاشی متوجه نویسنده کتاب است تا اثرش به دست مخاطب برسد؟
توجه داشته باشید کار من نوشتن است، سیستمی باید باشد که کارانتشار، توزیع و فروش کتاب را بر عهده داشته باشد که در کشور ما این سیستم بیمار است. باید نهادهای متولی مدیریت درست، منطقی و منصفانه به دور از خودبینی و سطحی نگری داشته باشد و نویسنده نتیجه را به گذشت زمان بسپارد. من این باور را ندارم که نویسنده ای کارش را بردارد، ببرد، امضا کند و خودش بفروشد.
  • بازگردیم به رمان «واما آن شب برفی»؛ از این کتاب راضی هستید؟
بله این کاملا یک کار دلی بود و در آن 8 سالی که این رمان را می‌نوشتم لذت می‌بردم. کتاب سه سال در ممیزی گیر کرد و 140 عنوان بازنگری داشت. با این حال 8 سال با این کار مشغول بودم و پیش می‌رفتم. اما به هر حال نباید چنین سرنوشتی داشته باشد؛ نویسنده، می‌نویسد تا منتشر شود، به دست مخاطب برسد و ارتباط برقرار کند. اما من به‌عنوان نویسنده کاری از دستم بر نمی آید. من اندیشه ام را در قالب رمان، شعر یا نمایشنامه می‌آورم اما کار فروش کتاب موضوع دیگری است.
  • فکر می کنم این کار را بیشتر از کارهای دیگر دوست دارید و انتظار دارید در مقایسه با دیگر آثارتان مانند «زنان شاهنامه» که تجدید چاپ شده، بیش از پیش دیده شود؟
در کتاب هایی مانند«ناشناخته های حیوانی در درام مدرن» و «زنان شاهنامه» مسأله این بود که این کتاب ها به‌عنوان کتاب درسی توسط برخی دوستان معرفی شدند اما این رمان چنین سرنوشتی نداشت.
  • آثار دیگری که توسط نویسندگان همدانی منتشرشده، مضامینی شهری و بومی دارند اما کار شما چنین نیست و مکان آن مشخص نیست، علاقه ای به بومی‌نویسی ندارید؟
من به این محدودیت ها علاقه ای ندارم. دردنیایی که با عنوان دهکده جهانی از آن یاد می شود، این مرزبندی ها معنا ندارد. آثار ادبی باید بشری باشد تا مانند آثار دوره یونان باستان ماندگار باشد. چرا شاهنامه و حافظ ماندگار است؟ چون زبان و بیان این ها جهان شمول است. هرچند به هر حال ردپایی از همدان در این رمان هست؛ مثلا همیشه شکوه بزرگی عناصر را به الوند نسبت داده ام.
  • یکی از ویژگی‌های رمان روایت و زبان این اثر است؛ چه عمدی در این کار بوده؟
نگاه من این بود که یک اتفاقی در روایت ادبیات داستانی ایجاد کنم. به همین دلیل زاویه نگاه‌ها، زبان و روایتی که در این رمان هست در کمتر کتابی می توان دید. به نظرم این زبان برگرفته از جغرافیای رخدادها به لحاظ زمان و مکان است. زبان آن هم زبان یک دستی نیست، بخشی از این اتفاق ها براساس فاصله گذاری خاصی است و در جاهایی هم به سراغ رمان نو و جریان سیال ذهن رفته ام. همه این 540 صفحه در یک شب اتفاق می‌افتد حال باید مخاطب و خواننده بگویند چگونه است.من این کتاب را بسیار دوست دارم، برای این‌که برای نوشتن آن عاشقانه وقت گذاشتم. من گاهی برای جایی یک نمایشنامه می‌نویسم، اما این کار را برای دلم نوشتم شاید سیاسی ترین رمان سال های اخیر باشد اما در لایه های متن هرکسی می تواند دغدغه ها و فکر می کنم راه خودش را پیدا کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D9%81%DB%8C%C2%BB%D8%9B-%D8%AF%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87


برچسب ها: نویسندگان همدان ، کتاب همدان ، همشهری همدان ،

سه شنبه 3 آذر 1394

هنرمندان همدان را معرفی کنیم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

هنرمندان همدان را معرفی کنیم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندان همدان را معرفی کنیم
حوزه ادبیات کودک و نوجوان یکی از حوزه‌های با اهمیت و بسیار حساس در ادبیات و نویسندگی است. نویسندگان حوزه کودکان و نوجوانان باید با توجه به روحیه حساس این گروه سنی قلم بزنند...
1394/09/03
   حوزه ادبیات کودک و نوجوان یکی از حوزه‌های با اهمیت و بسیار حساس در ادبیات و نویسندگی است. نویسندگان حوزه کودکان و نوجوانان باید با توجه به روحیه حساس این گروه سنی قلم بزنند. استان همدان با وجود نویسندگانی برجسته در حوزه ادبیات کودک و نوجوان پیشگام است. یکی از این نویسندگان برجسته«حوریه حافظیان» است که در گفت‌وگو با همشهری از تجربه هایش در حوزه نویسندگی کتاب کودک و نوجوان می گوید.
  •  یکی از حوزه‌هایی کاری شما کودک و نوجوان است. چند کتاب شما به این حوزه اختصاص دارد؟
4 کار از جمله«سلام فرشته‌ها» که در جشنواره پروین اعتصامی برگزیده شد «درخت انجیر» و «زیباترین گل جزیره»(کار تصویرگری آن با من بود) فقط برای کودک و نوجوان است. باقی هم در حوزه جمع‌آ‌وری آثار دانش‌آموزان دبستان و راهنمایی است که اختصاص به حوزه کودک و نوجوان دارد. به‌طور کلی کتاب‌ها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به همین حوزه تعلق دارد.
  •  در حوزه های دیگر هم می نویسید؟
کتاب‌های من بیشتر در حوزه کتاب کودک و در گروه سنی الف و ب هستند. در تجربه‌های اخیر نیز آثار دانش‌آموزان را تا کلاس ششم گرد آورده‌ام. نشر آوای برتر، نشر بوجار و نشر دانشگران این کتاب‌ها را تاکنون منتشر کرده‌اند. ازآخرین کتاب‌هایم نیز کتاب 2 جلدی«فصل ماندگار» است. در این 2 جلد آثار معلمان شاغل و بازنشسته که شاعر، نویسنده یا نقاش بوده‌اند و در ادامه هنرمندان موسیقی و فعالان هنری گرد‌آوری شده است. بخش‌هایی از مجموعه به شکل مصاحبه است. این 2 کتاب با استقبال خوبی مواجه شده و به دست بسیاری از مخاطبان رسیده است. درخواست‌های متعددی وجود دارد که این اتفاق ادامه داشته باشد، اما من تصمیم گرفتم امسال کار خودم را ارائه کنم. در حال حاضر با کتاب جدید «راز سرزمینم» شامل مجموعه عکس‌هایم از همدان، کیش، قشم، بندرعباس، سرعین و جاهای مختلف ایران و نوشته‌هایی با زبان شعر در خدمت مخاطبان فرهنگ و هنر ایران هستم.

  • شما معلم هستید. در کدام مناطق تدریس کردید و چه درس می‌دادید؟
دبیر هنر منطقه 5 تهران بودم و البته با 25 سال سابقه بازنشسته شدم. در حال حاضر در منطقه 2 آموزش و پرورش تهران مسئول نمایشگاه کتاب هستم و در منطقه 3 در مدرسه دکتر محمود افشاری کلاس نویسندگی دارم.
  • شهر همدان در کارهای شما در حوزه کتاب کودک یا بزرگسال چقدر تاثیرگذار بوده است و آیا ایده‌ای داشته‌اید که از همدان سرچشمه گرفته باشد؟
به نکته خوبی اشاره کردید. کتاب «درخت انجیر» بیان خاطرات کودکی من در منزل مادرم است. ما در یکی از خانه‌های خیلی قدیمی در محله تپه همدان یا تپه مصلا زندگی می‌کردیم و من این داستان کودکی را به یاد مادرم نوشته‌ام. نکته قابل توجه در توزیع کتاب این است که بیشترین تعداد کتاب را منطقه 11 تهران خریداری کرده‌اند. یکی از آرزوهای من این بود که دوباره فرصتی فراهم شود تا از همدان یادی کنم که این مجال در کتاب «راز سرزمینم» که عکس‌های مناطقی از ایران است فراهم شد و بیشتر عکس‌های منتشر شده در این کتاب از گنجنامه و آثار همدان است.
  • فکر می‌کنید کودک و نوجوان امروز با ورود فناوری‌های جدید چه نیازهایی دارد؟ چه ضرورتی هست که برای این گروه سنی کتاب نوشته شود تا به سمت مطالعه بروند؟
در حال حاضر با توجه به وجود رسانه‌های متعدد از قبیل تلویزیون و اینترنت که در بیشتر خانه‌ها هست، کودکان و نوجوانان کمتر مطالعه کنند. وظیفه من و همکاران در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان این است که ببینیم مخاطبان چه می‌خواهند و بعد برای آنان کار انجام دهیم. دانش‌آموزان در وهله اول حرف معلم و بعد حرف پدر و مادر را گوش می‌کنند. باید از طریق مدرسه با بچه‌ها صحبت شود و با برپایی نمایشگاه‌های متعدد کتاب این فرصت را در اختیار بچه‌ها قرار دهیم تا درست ببینند. یکی از راه‌های عبور از این رفتار تجربه دیدار بچه‌ها با نویسنده‌های کتاب‌های خود است. وقتی این فرصت را به بچه‌ها می‌دهیم که از نزدیک ببینند بیشتر می‌توانند به سمت مطالعه حرکت کنند. اکنون وقتی کتابی را به آنان می‌دهید، حتی اگر آن را خوانده باشند، نویسنده را نمی‌شناسند و نمی‌دانند باید اسم نویسنده را یادداشت کنند و به ذهن بسپارند. در حال حاضر این روش را در مدارس تهران انجام می‌دهیم به این صورت که از طریق انجمن نویسندگان، نویسنده را همراه خود به مدرسه می‌بریم و در حین تدریس هر روز یک نفر در کنار ما هست که با این روش بچه‌ها را با کتاب و نویسنده کتاب آشنا می‌کند.
  • همدان در حوزه آثار کودکان نویسندگان مطرحی دارد. از مهم‌ترین نویسندگان «محمدرضا یوسفی»، «اسدالله شعبانی» و «مصطفی رحماندوست» هستند که همگی همدانی هستند و از این نظر وضعیت خوبی داریم. شما وضعیت همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بسیاری از هنرمندان همدان شناخته شده نیستند و باید مطرح شوند و این وظیفه من و شما است. وظیفه من به عنوان یک شهروند همدانی که در همدان به دنیا آمده‌ام این است که نویسنده‌ها و هنرمندان همدانی را به دیگران معرفی کنم. زمینه این اطلاع‌رسانی با کلام، نوشتن، رسانه و کتاب میسر می‌شود. برپایی گردهمایی به خصوص با حضور نویسندگان همدانی هم بسیار تاثیرگذار است. اگر آنچه که در فکر ماست مکتوب شود و به دیگران انتقال داده شود، موفقیت به دست می‌آید. فکر می‌کنم در همدان و شهرهای دیگر نویسنده‌ها و هنرمندان موفقی هستند که می‌توانیم دست به دست هم، این کار زیبا و مهم را انجام دهیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، ادبیات کودک همدان ،

چهارشنبه 6 آبان 1394

پرواز «مرغ درخت اقاقی» به دنیای اسطوره و افسانه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

پرواز «مرغ درخت اقاقی» به دنیای اسطوره و افسانه

نویسنده: حسین زندی همدان- خبرنگار همشهری
مدتی است در حوزه نشر و کتاب استان همدان اتفاق خوشایندی افتاده و آثار جدی و قابل تاملی از نویسندگان همدانی به بازار آمده است...
1394/08/06
مدتی است در حوزه نشر و کتاب استان همدان اتفاق خوشایندی افتاده و آثار جدی و قابل تاملی از نویسندگان همدانی به بازار آمده است. روزنامه همشهری در نظر دارد با پرسش از صاحب‌نظران و منتقدان کتاب در همدان جایگاه این آثار را بررسی کند. یکی از این آثار مجموعه داستان «مرغ درخت اقاقی» نوشته «عبدالله رضوی‌عماد» است که توسط انتشارات آوامتن در 1000 نسخه روانه بازار شده و شهریور‌ماه با حضور علاقمندان ادبیات داستانی در همدان رونمایی.

داستانی با اجرای قوی
«مسعود(ساعد) احمدی» نمایشنامه نویس و شاعر نام‌آشنای همدانی که کتاب مرغ درخت اقاقی را به تازگی خوانده است، با اشاره به سابقه نویسندگی عبدلله عماد می‌گوید: عماد با کتاب «خرخر» در دهه 40 نشان داد که قصه‌گویی مدرن است. خرخر هنوز هم قابل خواندن و هم قابل بررسی است، حتی به نوعی ممکن است به روز و بحث برانگیز هم باشد.
وی می‌افزاید: در مجموعه «مرغ درخت اقاقی» 5 قصه گنجانده شده که 2 قصه «مصطفی بیا» و «آل» از اجرایی قوی برخوردارند و خواننده را چنان درگیر می‌‌کنند که بعد تمام شدن قصه خواننده هنوز در فکر اثر می‌‌ماند.
با توجه به این‌که بی‌‌شک هر کسی قصه آل و زائو و نوزادش را شنیده، اما عماد این قصه تکراری را فوق‌العاده قوی اجرا می‌‌کند و چنان دلهره‌ای در فضا می‌‌پراکند که براستی خواننده‌‌ حرفه‌‌ای را بلافاصله به یاد دراکولای«  برام استوکر»  می‌‌اندازد. این نشان می‌‌دهد نویسنده درک و دریافتی قوی از اجرای قصه دارد.

 قصه‌گویی زبردست
این نویسنده همدانی ادامه می‌دهد: از سوی دیگر مجموعه‌‌ «مرغ درخت اقاقی» نشان می‌‌دهد عماد قصه‌گویی زبردست است و می‌‌تواند قصه‌‌های فولکلوریک را بازنویسی کند  و اجرای دوباره‌‌ای از آنها به دست دهد. اما نمی‌‌دانیم چرا عماد با سابقه‌‌ای که در نوشتن قصه‌های مدرن دارد، در اینجا و این مجموعه زمان و زبان قصه‌‌های بازنویسی شده‌‌اش را به روز نمی‌‌کند.
 حتی گویی مخصوصا قصه را از نظر زبانی عقب‌‌تر هم می‌‌برد. بخصوص که کاربرد زبان قدیمی متاسفانه باعث می‌‌شود، خواننده آنچنان که باید درگیر قصه و اجرای جدید قصه‌های مجموعه هم نشود. وی اضافه می‌کند: بی شک مورد توجه و اقبال قرار دادن هر اثری از جمله «مرغ درخت اقاقی» از جانب کسانی که دغدغه قصه و قصه گویی دارند، نویسنده را ترغیب می‌‌کند کاری اصولی تولید کند نه این‌که باری
 به هر جهت؛ و هر از گاهی بنویسد. شهرستانیها باید از نویسندگان شهر و دیارشان پشتیبانی کنند و باعث رشد و بالندگی او شوند که این میسر نمی‌‌شود مگر با مورد توجه قرار دادن آثار این نویسندگان.

شوق خواندن
«عباس شیخ بابایی» نویسنده و سینماگرهمدانی ازجمله کسانی است که کتاب عبدلله عماد را خوانده است، او می‌گوید: اخیراً مجموعه داستانی به نام «مرغ درخت اقاقی» از موسسه‌ نشر «آوا متن» به دستم رسید. می‌دانستم نویسنده این مجموعه، سالیان قبل مجموعه قصه‌ای به نام «خر خر» را به چاپ رسانده است. متاسفانه تاکنون موفق به خواندن آن نشده‌ام اما از مسائل و حواشی آن چیزهایی شنیده بودم. با دیدن این مجموعه‌ی جدید کنجکاو شدم کتاب تازه منتشر شده‌‌ او را بخوانم. شیخ بابایی ادامه می‌دهد: دیدارهایی که در مجامع مختلف با عبدلله عماد داشتم میل مرا برای خواندن اثر تازه‌اش بیشتر می‌کرد. می‌خواستم بدانم نویسنده‌ای که با من در یک شهر زیست می‌کند و با هم زیر یک تکه از آسمان این شهر نفس می‌کشیم، اثرش چنگی به دل می‌زند؟ یا این اثر هم مانند خیلی از آثاری که این سال‌ها با کمک‌های مسئولان و احیانأ وام‌های ارزان قیمت به طبع رسیده، روی دست نویسنده‌اش باد کرده است؟
این نویسنده همدانی می‌افزاید: با چنین دیدگاه بدبینانه‌ای مشغول خواندن اولین قصه کتاب «مرغ درخت اقاقی» شدم. پیداست کسی که با نوشتن و خواندن سر و کار دارد با خواندن اولین و دومین صفحه می‌تواند ناتوانی یا توانایی نویسنده را در راه‌اندازی داستانش و بسط و توسعه آن بفهمد. اما خواندن هر صفحه از این کتاب شوقی همراه با لذت و افتخار در دل من می‌افزود و در پایان خواندن اثرش چیزی جز تحسین برایش نداشتم. او اضافه می‌کند: این اثر نشان می‌دهد نویسنده‌اش تا چه اندازه تواناست. توانا در به کارگیری واژه‌ها. هنرمندی خلاق در فضاسازی‌هایی که با درک عمیق از ساختن تصاویری قابل رویت ایجاد شده است. در آن‌سو افسانه‌سرا و قصه‌پردازی به غایت خلاق و قدرتمند است. نویسنده در بر ساختن از قصه‌ای کوتاه و بسط و گسترش آن تا حد ساختن افسانه‌ای با شخصیت‌های باورپذیر و رسیدن به اسطوره‌ای عاشقانه پیش رفته است. به‌طوری‌که در پایان با استادی وخلاقیت دنیایی در برابرت ساخته شده که سرشار از عشق و دلدادگی است. از لطف و زیبائی و نیز تلاش برای رسیدن به دنیایی برای گریز از روزمرگی‌های خسته کننده. دنیایی برساخته ازاسطوره و افسانه، افسانه‌ای که نویسنده آن‌را به عنوان پناهگاهی برای مخاطب خودش ساخته، تا بتواند از دنیای پر تضاد و خشن امروزی که جهان مدرن برایش ساخته ماوا بگیرد و دمی با خودش سر کند.

 افسانه و اسطوره
شیخ بابایی به پیشینه داستان‌های این مجموعه اشاره می‌کند و می‌گوید: اگر چه در نگاه اول چنین بر می‌آید که گویا نویسنده، داستان‌هایی از اسطوره‌های دور تاریخی برگرفته اما باید بدانیم که درست برعکس است. نویسنده با قدرت خلاقیتش از دنیای امروزی به دنیای اسطوره و افسانه نقب زده تا داستان‌هایش را بر چنین سنگ بنایی استوار گرداند.
آنگاه است که با احترام به هنر و خلاقیت کلاه از سر بر می‌داریم و با صدایی رسا به او و مجموعه «مرغ درخت اقاقی» درود می‌فرستیم.
او را افسانه‌سرای زمان خود می‌دانیم. افسانه‌سرایی که افسانه‌اش را از دنیای امروز به اعماق تاریخ می‌کشاند تا شاید که انسان امروز بداند که خود اسطوره‌ساز خلق شده است و هیچگاه از افسانه و اسطوره بی‌نیاز نیست.
او در پایان می‌گوید: به همین دلیل کتابی که 47 سال پیش عبداله رضوی عمادی نوشته است امروز نایاب است در حالی که هنوز هم 6 داستان کتاب خرخر خواندنی است.

داستانی بدون اسم
«علی معصومی» روزنامه‌نگار و نویسنده همدانی نیز در مورد مجموعه داستان مرغ درخت اقاقی می‌گوید: من می‌خواهم این‌که ما چگونه می‌توانیم از روایت، ساختن زمان و مکان و فضای حاکم در قصه لذت ببریم را کنار بگذارم و از خود داستان دفاع کنم.
وی ادامه می‌دهد: ما در این داستان با اسم روبه رو نمی‌شویم. پسر هست، پدر هست، مادر هست و خواهری که جز در یک جمله کتاب، خبری از او نیست و پیرزنی که فقط 3 بار ظاهر می‌شود. خانه و درخت اقاقی را داریم که قدمتشان به اندازه یکدیگر است و مرغ درخت اقاقی که پدر به پسر می‌گوید کسی آن را نمی‌بیند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D9%85%D8%B1%D8%BA-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%D8%A7%D9%82%D8%A7%D9%82%DB%8C%C2%BB-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%B7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87


برچسب ها: همشهری همدان ، عبدالله عماد ، نویسندگان همدان ،

دوشنبه 11 خرداد 1394

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،ادبیات ،

گفت وگو با محمد‌حسن شهیدی نویسنده رمان "یارم همدانی و...."
روزگارکودکی برنگردد دریغا

نویسنده : راستین هستی‌پرست، حسین زندی

فرهنگی 

محمد‌حسن شهیدی نویسنده همدانی که نخستین اثر خود را که در حوزه ادبیات‌داستانی است به تازگی روانه بازار نشر کرده است. پیش از این از شهیدی ده‌ها مقاله و چندین اثر در زمینه مدیریت آموزشی، روش تحقیق و‌تحلیل محتوا به چاپ رسیده بود. "یارم‌همدانی و ..."  توسط انتشارات آوا‌متن در بیست وهشتمین نمایشگاه کتاب تهران رونمایی شد به همین خاطر گفت وگویی با این نویسنده همدانی انجام داده‌ایم.
 جناب شهیدی از خودتان بگویید.
من در سال 1323 در تهران متولد شدم اما از 4، 5 ماهگی به همدان آمدیم. پدرم اهل همدان بود. نخستین محله‌هایی كه در یاد من هست امامزاده‌یحیی و مسجد‌حاج‌حافظ است. دوران دبستان را در دبستان حافظ در محله جولان گذراندم كه گویا امروزه اثری از آن دبستان وجود ندارد. در دبیرستان ابن‌سینا درس خوانده‌ام و در سال 1341 فارغ‌التحصیل شدم.
پس از سال 41 در كجا ساكن شدید؟
پس از دبیرستان برای تحصیلات در چند دانشگاه خارج از همدان قبول شدم. اما بر‌اثر یك علاقه رشته خود را عوض كردم و به دانشگاه پلیس رفتم و در آنجا تحصیلات دانشگاهی را گذراندم سپس به آمریكا رفتم. دوره فوق‌لیسانسم را در رشته مبارزه با مواد‌مخدر به پایان رساندم و یك كتاب نیز در این‌باره نوشتم. از آنجایی كه سال‌ها رئیس دانشگاه‌پلیس بودم این كتاب را در آنجا تدریس می‌كردم سپس در زمان جنگ در ماهشهر ساكن شدم. در فتح خرمشهر هم در جنگ شركت داشتم. سپس مسئول شهربانی و معاون شهربانی در بوشهر شدم و پس از آن هم دیگر بازنشسته شدم.
چطور شد رمان «یارم همدانی و...» را نوشتید؟
انسان‌ها وابسته به جایی که متولد شده‌اند هستند. من در همدان بزرگ شدم با بچه‌های همدان و مردم همدان آمیخته شدم. خاطرات کودکی انسان هرگز از ذهنش پاک نمی‌شود و من هر کجا زندگی کنم وابسته به همدان هستم. من از كودكی كنجكاو بودم و همه چیز را زیر‌نظر می‌گرفتم. هر‌آنچه كه در اطراف من رخ می‌داد از دیدگان من دور نمی‌ماند. به راستی من چیزهایی را می‌دیدم كه دیگران نمی‌دیدند. در نخستین نگاه همه جزئیات یك‌چیز یا یك آدم را در یاد خود می‌سپردم. جاهای خالی چیزهایی را كه می‌دیدم و نمی‌دانستم چیست، همیشه با تخیل و تصور خویش پُر می‌كردم و به گونه‌ای داستان‌سرایی می‌كردم و برای چندین سناریو متصور می‌شدم. مثلاً می‌توانستم تخیل كنم آدمی كه از جلوی من گذشت از كجا می‌آمده و اكنون به كجا خواهد رفت. این كتاب نیز بر همین مبنا نوشته شده است. بر مبنای همسایگانی كه ما داشتیم و شرایطی كه آنها داشتند و مهمترین مطلبی كه درباره همسن‌های خودم مطرح است این است كه این كتاب آنها را به گذشته برمی‌گرداند و همه نقاط‌جغرافیایی همدان را به شكلی دقیق به یاد می‌آورد. همه مكان‌هایی كه در كتاب آورده‌ام واقعی است، اگرچه اكنون تغییرات زیادی پیدا كرده است.
 چرا کسانی که زندگی و آینده خوشی دارند در این کتاب کمتر دیده می‌شود؟
ببینید من قهرمان این داستان نیستم همان طور که می‌گویید قهرمانان داستان کسانی هستند که با شکست‌هایی مواجه می‌شوند تاجایی که ممکن بوده است تلاش کردم زیان‌های این شکست را به حداقل برسانم. واقعیت این است که آن روزگاری را که من روایت کردم تعداد افراد شیرین‌کام و کامروا کم بود و من تلاش نکردم به عمد این تلخی‌ها را بیان کنم، این مسائل وجود داشت. مسأله‌ای که بسیار اهمیت دارد و شما هم در آینده با آن مواجه می‌شوید این است که  همه آن افرادی که ما تصور می‌کنیم در زندگی خوشبخت و یا ثروتمند هستند و امکانات خوبی دارند معمولاً اینگونه نیست. شما وقتی وارد زندگی آنها می‌شوید و یا سرنوشت آنها را می‌خوانید می‌بینید خوشبختی به ندرت دیده می‌شود. در داستان ما هم اینگونه است آدم‌هایی که گاهی احساس خوشبختی می‌کنند اما خوشبخت نیستند و دامنه لذات معمولاً در زندگی محدود است.
 داستان شما در دوره‌ای از تاریخ این سرزمین اتفاق می‌افتد که ما شاهد شکست‌های بزرگی هستیم که تمامی جامعه و کشور را فرا‌گرفته است مانند کودتای 28 مردادماه ارتباط چنین شکستی با ناکامی‌های آدم‌های داستان شما چیست؟
ببینید در هیچ زمانی و به هیچ ترتیبی ما جدا از وقایع مملکتی خود نیستیم. یکسری عوامل در اختیار ما هستند و ما می‌توانیم بر آنها تأثیر بگذاریم، اما بسیاری از عوامل دیگری وجود دارد که از کنترل ما خارج است. ممکن است یکسری وقایع‌اجتماعی رخ دهد اما افراد جامعه در به وجود‌ آوردن آنها دخالتی ندارند و نمی‌توانندآنها را تغییر دهند اما تحت‌تأثیر این وقایع هستند.
 چه دلیلی برای این نقد بی‌رحمانه به جریان‌های اجتماعی و‌سیاسی گذشته وجود دارد؟
برای اینکه گذشته چراغ راه آینده است. شما در زندگی شخصی هم از تجربه‌های روزمره برای آینده استفاده می‌کنید. اگر امروز در 70 سالگی احساس خوبی دارم مربوط به گذشته است و اگر احساس بدی دارم باز هم گذشته من است که حال و آینده من را می‌سازد. آنان که اصرار دارند گذشته را کنار بگذارند اگر چه در گفتار آسان اما در عمل غیر‌ممکن است. امکان ندارد شما گذشته خود را فراموش کنید، به ویژه گذشته تاریخی خود را. مثل معروفی است که می‌گوید ملتی که تاریخ و گذشته تاریخی خود را فراموش کند ناچار به تکرار تاریخ خواهد شد. اگر تاریخ را نخوانی و گذشته انفرادی و تاریخی شهر خود را ندانید و بی‌اعتنا باشید مدام باید آن را تکرار کنید تا تغییرات عمده اجتماعی پیش آید.
 تا اینجایی كه من می‌دانم این نخستین كتاب داستانی شماست. چه شد كه در این سن‌و‌سال دست به نوشتن این داستان زدید؟
از آنجایی كه من كار دانشگاهی می‌كردم و هر كتابی  را هم كه می‌نوشتم ناچار بودم مرجع و منبع بگذارم. كتاب روش تحقیق در امور اجتماعی كه ناشر آن دانشكده امور اقتصادی است كه من سالیان دراز در آنجا مدیر آموزشی بودم، از نوشته‌های بنده است و كتاب «مواد‌مخدر و امنیت‌اجتماعی و راه سوم» كه ناشر آن روزنامه اطلاعات است. این كتاب در دانشكده فرماندهی ستاد معروف به دانشكده علوم‌انتظامی به عنوان مرجع تدریس بود. نزدیك به 50 مقاله در زمینه مواد‌مخدر نوشته‌ام و حدود  20تا30 مقاله در مورد تحقیق در عملیات یا همان روش عملیاتی. برای نوشتن همه این كتاب‌ها من ناچار بودم مرجع و منبع معرفی كنم و این كار مرا بسیار خسته كرد. سپس تصمیم گرفتم كتابی بنویسم كه نیاز به منبع و مرجع نداشته باشد و استراحتی باشد در دنیای نویسندگی من. آنگونه كه خودم می‌خواهم در مورد شهر خودم بنویسم. كتاب دیگری در دست دارم كه هم از لحاظ جغرافیایی و هم از لحاظ تاریخی تكمیل‌كننده كتاب «یارم همدانی» است كه در آینده‌ای نزدیك چاپ خواهد شد.
 امروز وقتی به همدان بر می‌گردید دیگر آن محله‌هارا نمی‌بینید وبه جای خانه‌هایی که شما در کتاب توصیف می‌کنید آپارتمان‌های بی‌قواره سبز کرده چه احساسی پیدا می‌کنید؟
همدان تغییرات عمده پیدا کرده اگرچه اندکی در محله قدیم ما بخش‌هایی باقی مانده است. من هر‌بار که به همدان می‌روم  از همین محله‌ها شروع می‌کنم مثلاً در هتل بوعلی اقامت می کنم و همه مناطق را می‌گردم.

http://www.hamedanpayam.com/shownews/specific/12/0x41d8155836741249.html

معرفی کتاب 

فرهنگی 

"یارم همدانی و ..."
  خلق رمان بدون وجود مکان و شهرهایی که حوادث و شخصیت‌های رمان در آن نشوونما یافته‌اند امکان ندارد. پیچیدگی مناسبات، عواطف و حوادث درون شهری، رمان را ژانری هم پیوند با پیدایش بورژوازی و شهرهای مدرن می‌کند. همه رمان‌های خوب، شهری هستند تا جایی که برخی از شهرها هویت خود را بر نویسنده تحمیل می‌كنند تا نامشان را بر پیشانی اثر بیاورند که بی‌شك این مورد ممکن است خوی و خصلتی منحصر به‌ فرد به آن شهر بخصوص بدهد و قلب تپنده رمان بشود.
این رمان که بلافاصله یار و همدان را بر جلد کتاب آورده، نوشته محمد‌حسن شهیدی‌همدانی است.
وی با زیرکی و دقت‌نظر و ریز‌بینی خاصی به چند و‌چون این سلاخی و تبعات این سلاخی بدون اینکه بخواهد اثرش را به ورطه شعار و شعار‌زدگی بیندازد به نحو زیرکانه‌ای در بستر خود رمان این واقعیت تلخ را با اجرایی دلپسند به خواننده‌اش منتقل می‌کند و شخصیت‌های اثرش را بدون اینکه در دام کلیشه‌های سانتیمانتال و عاشقانه‌های رایج بغلتند از لبه این پرتگاه به سلامت عبور می‌دهد و از آنها آدم‌هایی با جنم و پرخون خلق می‌کند، به طوری که پس از به پایان بردن اثر در یاد و خاطره خواننده حک شوند. و در این میانه خود شهر همدان نقشی اساسی بازی می‌کند، زیرا هر زمانی که یکی از شخصیت‌ها قصد می‌کند که از دایره حوادث خودش را به بیرون پرتاب کند دوباره برش می‌گرداند تا تکلیفش معین شود، به این سادگی‌ها که نمی‌شود، از زیر دین شانه خالی کرد.
محمد‌حسن شهیدی‌همدانی که متولد 1323 در همدان است، این کتاب نخستین رمانی است که به چاپ رسانیده است و دیگر اینکه چقدر موجب افسوس است که وی که قصه‌گوی زبردستی با نثری سالم و سلیس است ما را تا حال از نوشته اینچنیی خود محروم داشته است.
این کتاب در هزار نسخه به قیمت 10 هزارتومان توسط انتشارات آوا‌متن به چاپ رسیده و در نمایشگاه امسال استقبال خوبی از آن به عمل آمده است.



برچسب ها: ادبیات همدان ، نویسندگان همدان ، رمان یارم همدانی و.. ، محمد حسن شهیدی همدانی ،

پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394

ناشران جوان و امید به آینده کتاب در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،


همدان

ناشران جوان و امید به آینده کتاب در همدان

نویسنده: حسین زندی‌/خبرنگار
ناشران جوان و امید به آینده کتاب در همدان
16 تا 26 اردیبهشت، مصلای تهران شاهد مهم‌ترین رویداد فرهنگی كشور در حوزه كتاب است. ناشران مختلفی از سراسر كشور در این نمایشگاه حضور دارند. افزون بر ناشران مستقل، اتحادیه‌های ناشران استان‌های مختلف در این نمایشگاه شركت دارند اما تعاونی ناشران همدان باز هم طبق روال 4 سال گذشته غایب این نمایشگاه بود...
1394/02/22
16 تا 26 اردیبهشت، مصلای تهران شاهد مهم‌ترین رویداد فرهنگی كشور در حوزه كتاب است. ناشران مختلفی از سراسر كشور در این نمایشگاه حضور دارند. افزون بر ناشران مستقل، اتحادیه‌های ناشران استان‌های مختلف در این نمایشگاه شركت دارند اما تعاونی ناشران همدان باز هم طبق روال 4 سال گذشته غایب این نمایشگاه بود. «ایرج گلپایگانی» مدیر انتشارات نازلی و رئیس اتحادیه ناشران همدان در گفت‌وگو با همشهری وضعیت نشر استان و علل حضور کمرنگ ناشران همدان را در نمایشگاه تهران تشریح کرد.
اتحادیه ناشران همدان نیامد
رئیس اتحادیه ناشران همدان در مورد حضور نداشتن این نهاد صنفی غیردولتی در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران گفت: هزینه حمل‌ونقل بسیار زیاد است. از طرف دیگر هزینه غرفه‌داری و نفراتی كه باید در غرفه حضور داشته باشند نیز اضافه می‌شود. مهم‌تر از همه این است كه آن دسته از ناشران كه كتاب‌هایشان پرفروش است خودشان غرفه اجاره می‌كنند و ناشرانی كه كتاب‌های آنها كم‎فروش است و استقبال نمی‎شود نمی‌توانند هزینه‎ها را جبران كنند. به همین دلیل ما مدت 4 سال است به نام تعاونی ناشران همدان در نمایشگاه غرفه نداریم. گلپایگانی در مورد حمایت‌های دولتی گفت: تشكل‌های صنفی غیردولتی هستند و باید خودكفا باشند. به نظر من درست نیست كه ما از طرف اتحادیه ناشران برای ناشرانی هزینه كنیم كه اصلاً فعال نیستند و ناشران حرفه‌ای خود پیگیر هستند و در نمایشگاه‌ها شركت می‌كنند.
20 ناشر فعال هستند
رئیس اتحادیه ناشران همدان در مورد تعداد ناشران همدان گفت: همدان روی كاغذ بیش از 100 ناشر دارد اما ناشرانی كه فعال هستند تعدادشان حدود 20 انتشاراتی است كه تقریباً به‌صورت حرفه‌ای كار می‌كنند.مدیر انتشارات نازلی افزود: تفریبا در كل كشور روال این‌گونه است. در طول سالیان گذشته نفرات زیادی به بهانه‌های مختلف وارد این حرفه شده‌اند. برخی در آن زمان كه سهمیه كاغذ یارانه‌ای متداول بود برای دریافت رانت كاغذ مجوز گرفتند، بعضی دیگر به خاطر اینكه به ناشران وام‌های كم‌بهره‌پرداخت می‌شد وارد این عرصه شدند. طبیعتاً از آن زمانی كه این امتیازها قطع شد فقط ناشران حرفه‌ای به فعالیت خود ادامه دادند.
معضل توزیع در شهرستان‌ها
گلپایگانی با اشاره به وضعیت توزیع و پخش كتاب در همدان گفت: توزیع مشكلی است كه از ابتدای به وجود آمدن صنعت نشر در كشور وجود داشت؛ به‌خصوص برای شهرستانی‌ها این معضل بیشتر است.
او شهرهای قم و مشهد را مثال زد و گفت: در شهرهایی مانند قم و مشهد صنعت نشر تا حدودی حرفه‌ای شده است اما در همدان حرفه‌ای نیست. صنعت نشر در همدان مشكل دارد هنوز ناشران ما در تولید كتاب‌هایی كه قابل ارائه، فروش و مخاطب داشته باشد مشكل دارند. در تولید كتاب استاندارد از جمله در صفحه‌آرایی، طرح جلد، صحافی، قیمت‌گذاری و مخاطب‌شناسی مشكل دارند. پس فاصله زیادی با حرفه‌ای شدن داریم.وی ادامه داد: صنعت نشر همدان جوان است و نمی‌توان آن را با شهرهایی مانند تهران و مشهد كه سالیان سال است فعالیت می‌كنند مقایسه كرد. این راهی كه ما تازه شروع كرده‌ایم، آنها سال‌ها پیش طی كرده‌اند. تعداد ناشران حرفه‌ای در این شهرها بالاست و كتاب‌ها را پخش می‌كنند. آنها كتاب‌ها را با هم مبادله می‌كنند و امیدوارم در همدان هم‌چنین اتفاقاتی را شاهد باشیم.
انتشار كتاب نویسندگان حرفه‌ای
این ناشر همدانی در مورد انتشار كتاب‌های نویسندگان حرفه‌ای همدان در تهران و مشهد گفت: در بخش ترجمه كتاب، روند كار به این صورت است كه ناشر ترجمه یك كتاب را به مترجم سفارش می‌دهد، قرار داد می‌بندد و مترجم هم كار خود را انجام می‌دهد. این بنیه اقتصادی و توان مالی در ناشران همدانی وجود ندارد كه كتابی را برای نوشتن یا ترجمه سفارش دهند اما نویسنده‌هایی كه كتاب‌های خود را خارج از همدان منتشر می‌كنند به دو دلیل عمده است. یكی حق‌التألیفی كه به نویسنده تعلق می‌گیرد زودتر به دست نویسنده می‌رسد دیگر اینكه كتاب بهتر توزیع و پخش می‌شود و مخاطب بهتر می‌بیند. متأسفانه در شهرستان این‌گونه نیست.گلپایگانی با تشریح وضعیت بیست و هشتمین نمایشگاه كتاب تهران گفت: نمایشگاه كتاب تهران هر سال نسبت به سال پیشین بهتر عمل می‌كند چون درخواست برای حضور در نمایشگاه بیشتر است. امسال نهمین سالی است كه ما در این نمایشگاه حضور داریم. هر سال با تجربه‌های بهتری روبه‌رو هستیم و بازخورد خوبی از مخاطبان می‌گیریم، رقیبان را می‌شناسیم و از ناشران موفق الگوبرداری می‌كنیم اما متأسفانه ناشران شهرستانی كمتر حضور دارند.
مدیر انتشارات نازلی گفت: از همدان تنها 3 ناشر شركت كرده و ما 2 غرفه داریم. یكی در بخش كودك و دیگری در بخش عمومی ناشران است و یك ناشر دیگر در بخش كتاب‌های دانشگاهی شركت كرده است و ناشر دیگری هم در بخش عمومی از همدان حضور دارد. امیدواریم ناشران همدان در سال‌های آینده حضور بیشتری داشته باشند.


برچسب ها: کتاب در همدان ، ناشران همدان ، نویسندگان همدان ، همشهری همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات