چهارشنبه 3 آذر 1395

غربت در وطن

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :معرفی کتاب ،

غربت در وطن

نویسنده: مریم رازانی
غربت در وطن
مجموعه یکم از «مادستان» به کوشش حسین زندی و توسط اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در مرداد ماه سال جاری وارد بازار نشر شد...
1395/09/03
مجموعه یکم از «مادستان» به کوشش حسین زندی و توسط اداره‌کل میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری در مرداد ماه سال جاری وارد بازار نشر شد. مریم رازانی نویسنده همدانی بهانه انتشار این کتاب، یادداشتی به دفتر تحریریه روزنامه همشهری همدان ارسال کرده است.
عاقبت «هگمتانه» مانند مادری که فرزندان شایسته و قدرتمندش را به میدان رهسپار کرده و خود با تمامی بود ش ناشناس و محزون در سایه پنهان مانده، تنها روبه روی آینه نشست، گیسو از الوند روشن چهره کنار زد و چشم در چشم آینه آنچه را که هیچکس نه گفته و نه شنوده بود، از دل برگرفت.سخت است بار هزاران ساله را بر زمین نهادن، از کوه کلام ستاندن، مجسمه سنگی را گواه گرفتن، کوچه و محله ها را به زبان آوردن ، و این همه را تنها با آینه گفتن...
هنوز آنقدر از کوچ بخاری «همدان کار» نگذشته که کسی عطرچوب‌هایی را که در آن می‌سوخت به خاطر نیاورد. هنوز «طویجه» (سبد ) و «نُن دان» در بسیاری از خانه ها جای مخصوص به خود را دارند. هنوز قطعه‌ای از «چلنگری» در کوچه های باریک سبزه میدان دل با «آتش چرخان»‌ها و «گل میخ»‌ها دارد. حالا هم می توان بوی صابون ها را که در «تیان»‌های بزرگ صابون پزی به قالب در می آمد، در همان گذر استشمام کرد. می توان «اریش» را در فرشبافخانه بازشناخت یا با «سماور حلبی» عکس سلفی انداخت... اندوه آن است که اشیا بیش از آدم‌ها به اصالت خود وفادار مانده باشند. غربت تنها زندگی کردن در دیار بیگانه نیست. گاه از خود دورشدن و به هیچ پیوستن است. سخن از حسّ ناسیونالیستی که از قضا این روزها برخی به آن مبتلا و بعضی به آن متّهمند هم نیست. سخن از روح سیّالی است که از نخستین نظام‌مندی و پیکربندی اجتماعی، شکوفاترین دانش و مردمی‌ترین ادبیات به این سو راه پیموده و اکنون در بدترین مکان از دهکده جهانی که دنیای مجازی اش نام نهاده اند در حصار مانده و بی‌کتاب‌سوزانی خاکسترشدن را تجربه می کند. سخن از آدم‌ها - این آدم‌های مجازی ا ست که «هارلم» و «باستیل» و «هایدپارک» و «وال استریت» و «برادوی» و.... را خوب می شناسند، بسا با تبختر درباره‌شان سخن می‌گویند اما گاه با کتیبه های شهرهای خود هم حتّی بیگانه اند. که نمی دانند اگر « از کجا آمدن » شان را پاسخی نباشد به اجبار در پایان به ناکجا خواهند رسید.
چه خوب که اهالی فرهنگ و هنر و پژوهشگران محترم دست به قلم برده‌اند. شاید دیگر « کبابیان » را به کباب و دنبه نیالاییم. شاید « رضوی های حکیم خانه» که از «نیشابور» آمده بودند، در خیالات نویسنده ای « سربدار» شوند و قصه ای مانا بسازند. صدای چشمه کوی « کلپا » در اذهان جاری شود. زائران همیشه «خاتونیه» بانوی محترمی را که در آن دفن شده بشناسند. «دوگوران» حکایت جنگ با عثمانی ها را به زبان خود بازگوید. « چل خانه » از خاطره زنجیر و سیگار آزاد شود. طنز شیرین زندگی فقرا در شمال و اغنیا در جنوب شهر و دلیل غم‌انگیز آن آشکار شود. سینما « اکباتان » از « پارادیزو» کم نداشته باشد. انجمن های ادبی، روزنامه ها و هنرهای نمایشی استان به ریشه خود واقف شوند. اشعاری که در ذم افیون و تریاک سروده شده از زیر خاک به در آیند و دامن شهر را از اتهام های گاه و بیگاه پاک سازند. شاید قصه هایی که تا آخرین روز حیات ، سینه ننه نیمتاج – خدمتکار دکتر میرهادی- را انباشته بود و هیچ کودکی با آن خو ندارد سرزبان ها بیفتد. به قول خودش: « کجا معلوم؟ » یا آثار ادبی مهمان های دانش پژوهی چون بانو «هما ارژنگی» نسلی را که می رود تا زبان خویش را نیز به فراموشی بسپارد به خود آورد و کوه هایی که شهرهای مان را در آغوش گرفته اند بر استقامت خود در نپذیرفتن « پلشتی های وارداتی و تزریقی » پایدار بمانند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%BA%D8%B1%D8%A8%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B7%D9%86


برچسب ها: معرفی کتاب مادستان ، حسین زندی ، همدان شناسی ، کتاب همدان شناسی ،

پنجشنبه 4 شهریور 1395

جای خالی بنیاد همدان‌شناسی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،روزنامه همشهری ،

جای خالی بنیاد همدان‌شناسی

نویسنده: حسین زندی روزنامه‌نگار
جای خالی بنیاد همدان‌شناسی
از سال‌های گذشته، که علوم بین رشته‌ای در ایران جایگاهی نو یافته و توجه به مسائلی مانند تاریخ محلی در میان پژوهشگران بیش از پیش مطرح شده، شهرهای بزرگ با تأسیس مراکزی برای گردآوری، تدوین و تألیف تاریخ، ادبیات، فرهنگ عامه، اطلاعات جغرافیایی و... گام مهمی برای شناخت ویژگی‌های شهرهای ایران برداشته‌اند...
1395/06/01
از سال‌های گذشته، که علوم بین رشته‌ای در ایران جایگاهی نو یافته و توجه به مسائلی مانند تاریخ محلی در میان پژوهشگران بیش از پیش مطرح شده، شهرهای بزرگ با تأسیس مراکزی برای گردآوری، تدوین و تألیف تاریخ، ادبیات، فرهنگ عامه، اطلاعات جغرافیایی و... گام مهمی برای شناخت ویژگی‌های شهرهای ایران برداشته‌اند.
مراکزی چون کرمان‌شناسی، کاشان‌شناسی و مواردی از این دست به صورت مستقل یا زیر نظر مراکزی مانند بنیاد ایران‌شناسی راه‌اندازی شده‌اند.
 این مراکز فواید بسیاری دارند که از آن جمله می‌توان به هدفمند کردن پژوهش در هر شهر یا استان اشاره کرد.
 با هدفمند کردن این مطالعات می‌توان از پراکنده‌کاری و موازی‌کاری در حوزه پژوهش دور ماند و کارهای قوی‌تر و منسجم‌تری انجام داد.
از سوی دیگر وجود چنین مراکزی می‌تواند به پژوهشگران این نوید را بدهد که پژوهش‌هایی که با زحمت و سختی در گذر یک عمر انجام داده‌اند سرانجام به بار خواهد نشست و با حمایت و همکاری چنین نهادی منتشر شده و به دست علاقه‌مندان خواهد رسید.
 وجود چنین فضایی به پژوهشگران این فرصت را خواهد داد که جایی برای آشنایی با همکاران و پژوهش‌های نوین در یک حوزة تخصصی داشته باشند و با بحث و تبادل نظر در زمینه یافته‌های جدید به پربارتر شدن کارهای آتی امیدوارتر شوند.
هنوز در همـدان‌شناسی در کـار قابل قبولی نداشته‌ایم؛ البته کارهایی که به صورت فردی صورت گرفته، مانند فعالیت‌های استاد پرویز اذکایی.
برخی از کارهای انجام شده در چند سال اخیر چندان جدی و قابل تکیه نیستند، برخی دیگر تکرار کارهای پیشینیان است و به جرأت می‌توان گفت نوعی بازنویسی کار گذشتگان با جلد و ظاهری نو به بازار آمده است؛ مثلا سرگذشت بزرگان همدان به قلم چند نویسنده در بازار وجود دارد که بسیاری از مطالب این کتاب‌ها تکرار کارهای دیگر است و آگاهی تازه‌ای به مخاطب نمی‌دهد. اگرچه مخاطب‌شناسی جدی نیز در این زمینه صورت نگرفته و کمتر کارهای پژوهشی و کارهایی که برای عامه مردم نوشته شده از هم تفکیک شده است.
ضرورت شکل‌گیری نهادی غیردولتی با پشتوانه مردمی به نام «همدان‌شناسی» و برانگیختن حساسیت شهروندان برای سرمایه‌گذاری فرهنگی در حوزه شناخت قابلیت‌های فرهنگی این استان انکارناشدنی است.
اما پرسش‌های بسیاری در زمینه تاریخ و فرهنگ این دیار کهن هنوز بی‌پاسخ مانده است که شــاید با تشکیل چنین مرکزی بتوان برخی از این پرسش‌ها را پاسخ گفت.
 پرسش‌هایی مانندِ:
آیا زمان آن نرسیده که مسئولان و به ویژه مردم به فکر تأسیس مرکزی باشند که برخی کاستی‌های حوزه پژوهش تاریخ محلی را برطرف کنند و در زمینه‌ شناخت تاریخ و فرهنگ شهری که نام بلند «پایتخت تاریخ و تمدن ایران» را یدک می‌کشد گامی بردارد؟
آنچه در این میان ناگفته پیداست تلاش‌های بزرگان علم و ادب این استان برای تشکیل چنین نهادی است؛ بنابراین این نهاد می‌تواند به صورت غیردولتی و به صورت یک سازمان یا انجمن مردم‌نهاد شکل گیرد و مسئولان می‌توانند در صدور مجوز یا اختصاص فضایی برای این کار همکاری‌هایی داشته باشند.
 با توجه به اینکه این روزها در کشور بحث خصوصی‌سازی در فرهنگ مطرح است می‌توان با واگذاری چنین مسئولیت‌هایی به یک نهاد متشکل از بزرگان علم و ادب و فرهنگ این استان از شایستگی‌های علمی آنان در جهت هدفمند کردن مطالعات در حوزه استان همدان، استفاده کرد.
بسیاری از مراکز پژوهشی و دانشنامه‌ها توانسته‌اند پس از شکل‌گیری، برای ادامه راه، حامیان مالی بیابند.
پس می‌توان امیدوار بود این نهاد مردمی نیز بتواند با صدور مجوز و در نظر گرفتن ساختمان یا دفتر کوچکی از سوی مسئولان، با یاری پژوهشگران و علاقه‌مندان به این حوزه، تشکیل شود و با حمایت مردمی به راه خود ادامه دهد.


برچسب ها: همشهری همدان ، حسین زندی ، همدان شناسی ، همدان ،

چهارشنبه 6 شهریور 1392

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،مطالب در خبر گزاری ها ،تاریخ ،جشن ها ،زیست بوم ،

 

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

مراسم گرامی داشت روز همدان با یاد دکتر علی اقبالی

حسین زندی

 دکتر پرویز اذکایی :باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم .

 

یکی از مولفه های توسعه فرهنگی ، خصوصی سازی در عرصه فرهنگ است.پررنگ شدن نقش حکومت هاودولت ها در امور فرهنگی ، کارکرد و نتیجه رنگارنگ بودن  را از تولیدات فرهنگی می گیرد وبه یک پدیده  تکراری تبدیل می شود. متولی گری در اجرای مراسم ها ومناسبت های فرهنگی نیز هم جنبه مردمی بودن آنرا کمرنگ می کند وهم ازمشارکت سلیقه های مختلف جلو گیری می کند . پس به نظر می رسد سپردن اجرای مراسم و مناسک فرهنگی نتیجه مطلوب تری داشته باشد . برگزاری روز همدان توسط سازمان های غیردولتی استان که با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی ، اعضای شورای شهر قدیم وجدید ، برخی از مقامات شهرستان و فعالان عرصه فرهنگ تجربه موفقی بود که پس از هشت سال اتفاق می افتاد.اعضای سازمان های غیر دولتی امیدوارند این گونه مراسم را بیشترتجربه کنند.

  پس از اجرای آیین های رسمی ،عباس زند با معرفی بابک مغازه ای مجری برنامه برای سخنرانی دعوت شد موضوع سخنرانی این پژوهشگروضعیت چشمه های همدان بود.عباس زندگفت:« شهر همدان را شهر هزار چشمه می گفتند که از زیر قله کوه الوند این چشمه ها تا انتهای شهر جریان داشتند و هرساله توسط مالکان لایروبی می شدند. این چشمه با اینکه از مناطق مختلفی عبور داده شده بودند و در طول مسیر مدام توسط مردم استفاده می شد هرگز گل آلود و آلوده نمی شدند این فرهنگ غنی در بین مردم بود که آلوده کردن آب را گناهی نابخشودنی می پنداشتند و پیش از اسلام هم ایزد آب و آناهیتا نشانگر این مدعاست که مورد احترام بود و معابدی برای آناهیتا ساخته اند .

زند در ادامه گفت:در خانه هایی که دارای چشمه بودند از بامداد تا شامگاه به روی مردم جهت استفاده باز بود و آن را برای اجر اخروی می دانستند

. عباس زند در پایان سخنانش با برشمردن ده ها چشمه در شهر همدان ابراز تاسف کرد که این چشمه ها نابود شده اند.

سخنران دوم فرزند زنده یاد دکتر علی اقبالی ، بنیانگذار رشته های نقشه برداری ، زمین شناسی و کشاورزی در ایران بود که به شخصیت علمی دکتر اقبالی پرداخت. خانم اقبالی با تبریک روز همدان و روز پزشک از آرزوهای بزرگ پدر درباره همدان گفت :دکتر اقبالی عاشق بزرگی ایران بودند و  علاقه خاصی به زادگاهشان استان همدان داشتند . تاسیس مدرسه عالی کشاورزی همدان در سال 1345 و پایه گذاری موسسه عالی آموزش عمران و توسعه روستایی از آن جمله است. او ادامه داد: پدرم همیشه دنبال باران بود وچشمه چون عاشق محیط زیست بود، دوست داشت زمین ها همیشه سبز باشند و آب و آبادانی را دوست داشت. اقبالی ادامه داد: من که فرزند ایشان هستم هرگز نتوانستم مثل ایشان برنامه داشته باشم دکتر اقبالی در آستانه 100سالگی همچنان کلی برنامه توسعه و آبادانی در سر داشت و او عاشق ایران بود و یک ایرانساز به تمام معنا بود، او می گفت من اول ایران را دوست دارم بعد بقیه فکرم برای بچه های خودم هست چون بقیه بچه های ایران هم حق دارند موفق و تحصیلکرده باشند.

پس از دکتر شکوفه اقبالی  سخنران سوم ،مهندس جعفر محمد علیزاده بنیانگذار موزه تاریخ طبیعی همدان و موزه بزرگ دانشگاه آزاد همدان و از شاگردان دکتر اقبالی پس از اینکه از حاضران درخواست کرد به احترام دکتر اقبالی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند .او گفت:« آقای دکتر انار بودند که هزاران دانه مثل من را در سراسر ایران دارند». مهندس علیزاده ادامه داد من یکی از شاگردان دکتر اقبالی هستم که شاید گاهی باهم اصطکاک داشتیم اما نمی توانم بگویم ایشان الگوی من نبودند .در این زندگی که من کم تر شادی داشتم بزرگ ترین شادی من این بود که یک روز رفتم عکاسی دیدم عکس آقای دکتر اقبالی بالا دست و عکس من زیردست ایشان است و حاصل زحمات ایشان باعث شد که به عنوان شاگرد ایشان نفر اول ترویج علم در کشور در سال 1384باشم. من در آغاز سخنرانی اشاره کردم اولین دانشگاه جهان در همدان با کمک صد نفر از طلبه های زرتشتی تاسیس شد و بعد از هزاران سال دکتر اقبالی دانشگاه تاسیس کردند ، دکتر اقبالی برای تاسیس موزه همدان یک فولکس داشت که فروخت و چهار هزار تومان کمک کرد تا ما موزه را ایجاد کنیم. علیزاده در پایان با اشاره به اینکه ما همدانی ها به الوند پایبند بودیم و می گفتیم ما آب الوند خورده ایم اما الوند این روزها متاسفانه فراموش شده و شعری در وصف کوه الوند خواند : اجنبی می خواست تو را از من بگیرد الوندم / نتوانست/ اما ریزدانه های  خاکش ،ای اسف تورا محو کرده.

پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است

دکتر پرویز اذکایی پژوهشگر ارزنده تاریخ که بیش از چهارصد مقاله ، پنجاه رساله علمی و سی جلد کتاب در کارنامه خود دارند ، در روز همدان به تاریخ همدان در دوره قاجار پرداخت .اما در این سخنرانی استثنایی که به همه جنبه های محیط زیستی ، جغرافیا و فرهنگ و جامعه شناسی را در برداشت ومانند همیشه احساسات حاضران را برانگیخت.

 دکتر پرویز اذکایی سخنانش را اینگونه آغاز کرد:با درود به روان دکتر اقبالی و با تشکر از شاگرد خلفش دکتر غلامی و دکتر فرهانچی به خصوص از جناب آقای حسین زندی، امتثال امر کردم و با وجود این که در حال نقاهت هستم بیایم. فرمودند در باب تاریخ قاجاریه صحبت کنم برای شما از بس که درباره تاریخ باستان و مفاخر گذشته داد سخن سر داده اند و شعار دادند، اول تعجب کردم بعد دیدم اتفاقا موضوع خوبی است اما بسیار وقت کم به بنده مرحمت فرمودند و گفتند اگر آخر سوالی بود جواب دهم من از وقت مقرر تجاوز نخواهم کرد.

دکتر پرویز اذکایی گفت: قرن سیزدهم هجری قمری برابر با قرن 17و18میلادی حدود 140 سال تمام دوره قاجاریه در ایران حکومت کردند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این جهت که آخرین دولت عشایری حاکم بر ایران بوده است، دولت هایی که طی 2700 سال در این آب و خاک حکمراندند منشا عشایری داشتند و این آخرین دولت عشایری است راز ماندگاری سرزمین هم توالی حکومت های عشایری است.  نکته مهم این است که ما در عصر قاجاریه بود که با تمدن غربی آشنا شدیم دوره مدرنیسم یا تجدد از اواسط دوره قاجاریه از ایران آغاز شده دوره آغاز سرمایه داری و به اصطلاح چپ ها برژوازی در همین دوره بود. با این مقدمه باید گفت دوره تجدد، همواره با مشکلات زیادی مواجه شده که هنوز ادامه دارد در سال1201 هجری قمری آغامحمدخان قاجار پس از شکست دادن آخرین امرای سلسله زندیه مثل علیمرادخان در شیراز محمدخان زندی را که به همدان گریخته بود شکست داد . قلعه اشکانی روی تپه مصلای همدان را خراب کرد و تنها برج کوچکی از آن باقی ماند که در زمان ما به آن (تاکه برج) می گفتند ، امروزه از آن تاکه برج هم آثاری باقی نمانده دکتر اذکایی ادامه داد آن چه مسلم است این که تحکیم و دوام حکومت قاجاریه به مدت 150سال از حیث نیروی نظامی غالبا با ایل قراگوزلوی همدان بود . این ایل از بقایای قزلباش های زمان صفوی است اصلشان ترکمان است ، ترک نیستند در ایران ما ترک نداریم ولی قوم ترک و ترکمان داریم به صورت مجازی و استعاری می گوییم ترک. ترکمان اصیل و آن هایی که دعوی ترک بودن دارند همان قبایل مغول و ایغور و آشینوهای مغولی هستند ترکمان هم یعنی مانند ترکان که زبانشان ترک بوده است وگرنه همه ایشان اقوام ایرانی هستند حتی ترکمان ها از لحاظ نژاد هم آریاتر هستند. همچنین قوم فارس نداریم اما زبان ملی ما زبان فارسی است مثلا ما قومی داریم به نام بلوچ که پارتی خالص یعنی اشکانی خالص هستند. کردها را داریم در مغرب ایران که این ها بقایای مادها هستند و از اینها اصیل تر و آریایی تر پیدا نمی شود زبان ها متفاوت است اما همه تحت عنوان ایرانی هستیم. خواه آذربایجانی خواه ترک زبان ، خواه کرد تمام اینان اقوام ایرانی اند و حاصل جمع آن ملت ایران را تشکیل می دهد. بنابراین اگر من در این جا به ترکان اشاره می کنم منظور ترکمانان ایرانی است . قراگوزلوها ترکمان بودند و به زبان ترکمانی صحبت می کردند و حتی نه به زبان ترکی ، زبان ترکی اصیل تفاوت دارد و هرکه مدعی پان ترکیست و زبان ترکی اصل است باید برود زبان مغولی یادبگیرد.من نمی خواهم خارج از موضوع بروم اما مسائلی هست که یک عده از روی جهل و نادانی دامن می زنند .به این مسائل ملی، حتی این ترکان عثمانی یا این ترکمانانی که در آذربایجان هستند و اسم آن را آذربایجان شمالی گذاشته اند و اسم آن "اران" است و ما آذربایجان شمالی نداریم. قراباغ و اران که 6میلیون جمعیت دارد و متوقع هستند که آقای الهام علی اف 15 میلیون ترک زبان دلیر رشید ایران زمین را به خودشان متصل کنند. زهی خیال باطل!.

-دکتر اذکایی در ادامه گفت : من فقط به چند واقعه اشاره می کنم یکی این که افواج قراگوزلو (تیپ ها) تا آخرین دم پادشاهی خاندان قاجار از این خاندان و سلطنت قاجار حمایت کردند و به پاداش خدمات هم رسیدند و بیش تر مناصب نظامی را هم به سران قراگوزلو دادند .

-قراگوزلوها که از آق قویونلوها و قراقویونلوهای سابق بودند دو دسته متمایز بودند ، یکی عاشقلو و یک دسته دیگر حاجیلو و یا ازبک ها، از لحاظ اخلاق و هنجار اجتماعی به کلی با هم متفاوت بودند . عاشقلوها رزمی، جنگنده، ستمگر و ظالم بودند برعکس حاجیلوها اشخاص خیر، دانشمند، نیکوکار و عارف بیرون آمدند. سردسته این ها مجذوبعلیشاه کبودرآهنگی است و خاندان مجذوبی از بقایای ایشان دوست دانشمند ما دکترذکاوتی قراگوزلو است. عاشقلوها چند فوج مشهور داشتند یکی بهادران، یکی دیگر مختاران و فوج قراگوزلوها که البته خدماتی هم داشتند.

-درعین حال تیول از روستاهای اطراف همدان راهم گرفتند بعدها به شش خانواده و طایفه معروف انقسام پیدا کردند که در دوران مشروطیت و قبل از آن به آنان خوانین "سته "یعنی خوانین شش گانه می گفتند  خاندان امیرنظام شورینی (حسام الملک قراگوزلو) وپسرش احتشام الدوله معروف بود. به مرکز خاندان شورین همدانی ها دارالظلم می گفتند چه ظلم هایی که بر این مردم بیچاره همدان در این 150 سال رفته خدا داند؟ 

اذکایی ادامه داد:خاندان ضیاء الملک  و بهاءالملک که روستاهای فقیره و آبشینه را داشتند و خاندان بسیار مشهور ناصرالملک نایب السلطنه ، اولین نایب السلطنه ایران ، ناصرالملک قراگوزلو بود که بهار و حومه آن در اختیار آن ها بود و اقوام دیگر...

-مهم تر از همه طایفه معممین همدان بودند ایشان دو فرقه بودند به طور کلی از زمان صفویه به دو فرقه اخباری و اصولی منقسم شدند اصولی ها اهل اجتهاد بودند و خاندان موجهی بودند و به امور مردم رسیدگی می کردند و حسن شهرت داشتند و آخرین اصولی مشهور هم شیخ مرتضی انصاری در نجف بود که به نام خاتم الفقها مشهور بود. اما تمام اخباری ها برخلاف اصولیون لطمات زیادی به این مملکت زدند و باعث جنگ های ایران و روس شدند . موجبات قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای را همین ها باعث شدند که شیخ محمد اخباری در تهران لطمات زیادی وارد کرد و فتوای همین اخباریون بود که مردم را تجهیز می کردند که با روس ها بجنگند درحالی که شاه زاده دلیر عباس میرزا که از مفاخر مملکت بود بسیار کوشش کرد و این جنگ باعث شد سوم ایران 17یعنی شهر قفقاز را از دست بدهیم. من نام دو تن از اخباریون که موجبات آشوب ها و بلواها و کشتار نفوس و قتل مردم بی گناه در همدان شدند را می برم. آن چه امروزه می گویند اراذل و اوباش ، لمپن به اصطلاح فرنگی ها و اصطلاح همدانی آن خزی است . خزی ها ،لات ها ،عرق خورها، لواطی ها و چاقوکش ها به دنبال این آقایان بودند آقای محمدحسین اردستانی (مختارانی) بود که با پشتوانه اراذل یادشده با صوفیه می جنگیدند. همدان همواره چهارراه حوادث بود همان طور که فلات ایران مورد تهاجم بود درمقیاس کوچک همدان یک ایران کوچک است با همه بلایا و مصائب 2700 ساله ،قدیمی به یاد دارند در هر محله همدان یک قبرستان بود این قبرستان چه کسانی بود ؟ مردم بی دفاع ، دلیر و حماسه آفرین این شهر بود . مردم همدان در مقابله و کارزار با عساکرعثمانی برادران ترک مسلمان ،هفت تا قبرستان برای ما به یادگار گرفتند. شیخ محمد علی حزین  آخرین کسی بود که بعد از حمله افغان از اصفهان فرار کرده و از همدان می گذرد می گوید70 از هزار جمعیت 25 نفر از همدان به جای مانده است آن هم پیر زن و پیرمرد ، قوم های دیگر هم که تعدادی از آنان باقی مانده بود ارامنه بودند ،یهودیان بودند و طایفه رضویان که از قم آمدند و در محله کبابیان متوطن شدند . اذکایی ادامه داد: ناگفته نماند هم ارامنه به این شهر خدمت کردند ، هم یهودیان زمان حمله عساکر عثمانی ، کشیش های ارمنی و آشوری توپ در اختیار مردم قرار می دادند یکی از خدمات بزرگ ایشان به این شهر که دلیل پایداری این شهر هم هستند یهودیان شهر بودند قومی که از دست ما بسیار آزار می دیدند "خدا پدران ما را ببخشاید" .که این ها را آزار می دادند . آن ها به ما فرهنگ می آموختند و دبستان و دبیرستان اتحاد و آلیانس را برای ما تاسیس می کردند که باسواد شویم و ما یا خودشان را اذیت می کردیم یا بچه هایشان را. یهودآزاری را اشاره خواهم کرد. 

-یکی از این آقایان اخباری متعصب ملاعبدالله بروجردی بود. خوشبختانه این هایی که اسم می برم همدانی نبودند . محمدحسین مختارانی از اردستان بود و ملاعبدالله هم از بروچرد که کورگاهش در کنار مدرسه دامغانی است. یهودی ها با تاسیس مدارس مخصوصا از دوره مغول که ما در تواریخ به یاد داریم یک مدرسه به نام مدرسه ربانی داشتند که تدریس طب هم می کردند . یکی از منجیان این مملکت و طراحان اقتصادی که در بین علمای جهان به عنوان نابغه مشرق زمین می شناسند خواجه رشیدالدین همدانی بود . بعد از مغول این جا برهوت بود آن که اقتصاد و سیاست دیوانی ما را احیا کرد و بزرگ ترین بنیاد وقف را در دنیا به نام موقوفه ربع رشیدیه بنیان گذاشت .آن بزرگوار در همدان مدرسه ربانی را دارالشفاء، داروخانه تاسیس کرد. این جماعت به فرهنگ ما هم خدمت کردند که در کتاب فرهنگ همدان رجوع کنید آورده ام که موجبات این بقای زبان ما را هم فراهم کرده اند. آن چه از زبان باستانی پهلوی رسوب کرده در زبان همدانی موجبش یهودی بودند چرا؟ چون یهودی های یک گتو داشتند گتو یعنی محله جدا، اقوامی که به اینجا تهاجم می کردند با این جماعت کار نداشتند تجارت همدان را یهودی ها احیا کردند اقتصاد شهر را همینطور . این که من می گویم باید حق ایشان ادا شود و من با هزار لفظ نمی توانم ادا کنم. دبیرستان آلیانس یکی از مراکزی شد که ما در عصر قاجاریه رفته رفته تمدن پیدا کنیم اجداد ما "خزی" بودند بپذیریم . اگر امروز مامتمدنانه این جا نشسته ایم پدران ما، اجداد ما از دبیرستان آلیانس آموختند که بعدا مدارس مسلمانان تاسیس شد و اولین آن مدرسه نصرت که مرحوم شیخ موسی نثری آن را تاسیس کرد کسانی که زبان های خارجی و زبان های فرانسه تدریس می کردند ارامنه و یهودیان بودند . بنده در همان جا هم عبری و هم فرانسه یاد گرفتم .

- اما برگردیم به ملا محمدحسین مختارانی ،اخیرا وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران سندی را منتشر کرده است که نشان می دهد این شیخ "روسوفیل "بوده است این سند را آقای ابراهیم تیموری از وزارت خارجه منتشر کرده  و در آن آمده است ملامحمدحسین مختارانی به سفارت روسیه نامه می نویسد "که تو را به خدا به تزار بگویید که به ایران لشکر بفرستد من با سید باقر شفتی اصفهانی( که به دست خود30 هزار نفر را کشته است) توافق کرده ایم  همدان را من تحویل میدهم و اصفهان را سیدباقرشفتی اصفهانی تحویل خواهد داد و شما شاه را اعدام کنید." این سند اشتباها به دست راولینسون می افتد و بعد از یک قرن منتشر می شود .

محمدشاه قاجار در سال 1250 حکمران ایران بوده و مرکز حکومت محمدشاه همدان بوده است چون که او حاج میرزاآقاسی صوفی را نایب السلطنه می کند اخباری ها با او مخالفت می کنند .

گرانی 1288 را شاید از اجدادتان شنیده باشید جمعیت همدان 30هزار نفر بوده که حدود 20هزار نفر کشته می شود.

ملاعبدالله بروجردی هم در واقعه شیخیه همدان دخیل بود شیخیه پیشتاز تجارت همدان بود و تجددخواهی آن ها بعدها اسباب مشروطه را فراهم کردند آنان پیرو شیخ احمد احصایی بودند و به گفته احمد کسروی و سید حسن تقی زاده پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است 6 ماه پیش از تهران در همدان مجلس مشروطه درست می شود به اسم مجلس فوائد عامه ، چه کسی باعث آن بود ؟ شخص بزرگواری به اسم علی خان صفاالحق ظهیرالدوله، داماد ناصرالدین شاه که دستور داد هر همدانی یک آجر و یک کم گچ بیاورد که مجلس درست کنیم که در محل شهرداری فعلی قرار داشته است.

به همین دلیل چون شیخیه متحد بودند با اراذل الناس همدان در می افتند رئیس آن ها ملاعبدالله بروجردی بوده است.

پرویز اذکایی همچنین اشاره کرد: در دوسه روز گذشته جگرم خون است اگر تا حالا سکته نکرده ام نمی دانم چرا؟ باغ بدیع الحکما را دارند ویران می کنند بلدوزر گذاشته اند و دارند خرابش می کنند خبرنگاری را کتک زده اند 120 هکتار باغ را از بین برده اند حالا 62هزار متر باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم . با اشاره به شعری از عین القضات که در زندان بغداد برای همدان، همدانی که می گفتند یکی از چهار جنات جهان است  سروده است چند سطری درمورد الوند گفت: اما دریغا امروزه، بی هیچ پرده پوشی و بدون وطن دوستی ریایی، باید گفت که از آن همه لطف و طراوت ، سرسبزی و خرمی، جمال و نزاهت الوند، زیاده چیزی برجای نمانده است. بلای آلودگی های دم افزون زیست محیطی از یک طرف ، ولی خصوصا توسعه ویران گرانه و ساختمان سازی از طرف دیگر تمام فضای حیاتی سبزینه و بیشه زارهای مصفا و باغ های پردارو باروبر را که حالا معلوم می شود چقدر هم منافع اقتصادی داشته اند یکسره به وسعت هزاران هکتار از دامنه الوند زدود و یکباره از میان برد که هنوز هم می برد . طبیعت بی نظیری که جامه زیبای آفرینش آن را دست خداوند (جمیل و یحب الجمال) طی میلیون ها سال تطور طبیعی بر قامت الوند سرفراز ما پوشانده بود ، ظرف سی سال اخیر به یک طرفة العین با دست انسان طماع «ظلوم جهول» تجاوزکار معاصر پاره پاره ، دریده و گسیخته، نابود و ویران گشت مظهر آیات الهی در وطن ما اینک مزبله رجس آدمیان ناسپاس و نادان شده است.

خسارت های مطلقا جبران ناپذیری که طی چند دهه اخیر به بافت و ساخت طبیعی شهرو کوه و دشت ما وارد شده، فقط می تواند خیانت محض باشد،تخریبی که بر آن رفته ومی رود، هیچ قوم یاجوج و ماجوج و چنگیز مغول چنین بلایی برجای دیگرنازل نکرده است.اگر زمانی میلتون انگلیسی از کوهپایه های الوند به عنوان « بهشت بازیافته» سخن گفته بود اینک دریغ آمیز و سوگبار به واقع تنها می توان از آن «بهشت گمشده » یاد کرد . حالا مضمونی جز مرثیه یا«سوگ بر الوند» متبادر به ذهن نشد . دریغا که این کوه لخت بلند بالا دیگر آن « الوند» نیست خدا را ، الوند ما کجاست ؟ همدان ما کجاست؟

برنامه بعدی اجرای گروه موسیقی شهسواران بود که به آهنگسازی و نوازندگی قادر شهسواری و خوانندگی پرویز نظری اجرا شد در این برنامه پس از اجرای قطعه ای با عنوان الوند و آوازی در مایه اصفهان با شعر مولانا با تقدیم قطعه ای به نام مهد دلیران به دکتر پرویز اذکایی به پایان رسید. آخرین سخنران برنامه میلاد وندایی از باستان شناسان جوان همدان بود که به باستان شناسی همدان در دوران تاریخی پرداخت وندایی آثار مادی، هخامنشی، اشکانیو ساسانی اشاراتی داشت.و گفت هیچ اثر مادی از هگمتانه یافت نشده و همچنان پایتخت مادی هگمتانه در ابهام است.

دراین برنامه که به همت  موسسه آموزش عالی عمران وتوسعه ونهادهای مدنی همدان از جمله انجمن دوستان زمین، کانون تبلیغاتی راد، بنیاد مهر ، پویشگران سفر پاک ،بهار ثمین الوند واتاق فکر انجمن های زیست محیطی همدان برگزار شد ، نمایشگاهی از دستاوردهای اعضای انجمن ها در زمینه صنایع دستی و کتاب هایی که درهمدان منتشر شده بود درحاشیه مراسم برقرار شد که با استقبال حاضران مواجه شد.  

                      

 

 

 


برچسب ها: روز بوعلی ، روز همدان ، پرویز اذکایی ، همدان شناسی ، سازمان های مردم نهاد ،

دوشنبه 7 مرداد 1392

درگزین تا کاشان منتشر شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،معرفی کتاب ،میراث فرهنگی ،کتاب ،

 

درگزین تا کاشان منتشر شد

دو کتاب در یک جلد و از دو اقلیم

 

 

كتاب « درگزین تا كاشان » تجدید چاپ شد

 

از تاریخنگار ، کتاب شناس ورجال شناس ارزنده ایران دکتر پرویز اذکایی بیش از 300 اثر منتشر شده است جدیدترین اثری که از این نویسنده به بازار آمده است، بازنشر کتاب «درگزین تا کاشان» است که از سوی انتشارات سوره تماشا شهر کاشان است

 

 

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- از تاریخنگار ، کتاب شناس ورجال شناس ارزنده ایران دکتر پرویز اذکایی بیش از 300 اثر منتشر شده است جدیدترین اثری که از این نویسنده به بازار آمده است، بازنشر کتاب «درگزین تا کاشان» است که از سوی انتشارات سوره تماشا شهر کاشان است. ویرایش دوم درگزین تا کاشان با اضافات و تعلیقات ودر دوبخش تهیه شده است.

 

 گفتار یکم درگزین و گفتار دوم با عنوان کاشان آمده است . گفتار یکم با وضع جغرافیایی ، وجه تسمیه،منزل پارتی، وصف تاریخی سنی های درگزین، وضع مذهبی ، وزیران درگزینی ، ناموران دیگر ، آثار قدیمه، درگزین دیگروکتابنامه را در بر می گیرد.

 

بخش دیگر که به کاشان می پردازد، کوه بیکنی، کوه فین، تمدن سیلک ، شهر کاشی، قوم کاشی، ظهور کاسی، افول کاسی، کار کاشی ، مینا شهر و مستدرکات ونامنامه درخود جای داده است ودرپایان تعلیقات آمده است که در چاپ دوم به آن افزوده شده است . درخشان ترین بخش کتاب بخش درگزین است که تحقیقی جامع درباره منطقه درگزین که یکی مناطق باستانی در بخش رزن و فامنین همدان است.دکتر اذکایی با استفاده از ده ها منبع ایرانی و غربی این اثر را به علاقمندانش ارائه کرده است. و مهم ترین سخن در معرفی آن همان گفتار دکتر احسان یارشاطراست که به عنوان گلگشتی در انتشارات فارسی در فصلنامه ایران شناسی امریکا منتشر کرده است و در مقدمه این کتاب نیز آمده است: آنگاه، خود استاد دکتر یارشاطر بر حسب لطف عمیم خویش، یک کتاب گزاری درباره این اثر به عنوان« گلگشتی در انتشارات فارسی» نوشت که در فصلنامه «ایرانشناسی» منتشره در امریکا ( سال5،ش4، زمستان 1372) چاپ شد و از جمله در آن فرموده است:

 

« دقت مولف و مراجعه وی به تحقیقاتی که تا کنون به توسط محققان خارجی و ایرانی در موضوع های مورد بحث در این کتاب شده است ، و انبساط ها و نظرهای روشن او در هر باب سرمشقی است برای همه کسانی که به تحقیق در زمینه جغرافیای تاریخی علاقه مندند. البته می دانیم تنها « علاقه» کافی نیست، « محقق» بودن و سال های دراز از سرشوق کار کردن و همه منابع را از نظر گذرانیدن و عمری دود چراغ خوردن را باید پشتوانه آن علاقه قرار داد.....» (ص825).

 

در گفتار دوم به کاشان می پردازد که از پیدایش قوم کاشی آغاز می شود و پیشینه کاشان وتمدن سیلک  به نام جای های منطقه و ریشه شناسی مناطق نگاهی دارد. مقدمه نقادانه دکتر اذکایی به چاپ دوم کتاب  بسیار خواندنی است و بر جذابیت آن افزوده است. به ویژه اشاره هایی که به وضعیت باستانشناسی ، زبانشناسی ونامجاشناسی و نامزندشناسی در ایران دارد.

حسین زندی

http://chn.ir/NSite/FullStory/News/?Id=105611&Serv=4&SGr=32

 


برچسب ها: دکترپرویزاذکایی ، همدان شناسی ، کاشان شناسی ، باستان شناسی ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات