شنبه 2 بهمن 1395

شاید گام آخر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

شاید گام آخر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
شاید گام آخر
آغاز هفته جاری همزمان بود با گشایش نمایشگاه عکس‌های جعفرمحمد علیزاده درگالری عین‌القضات همدان. علیزاده را در ایران با موزه‌هایی که راه‌اندازی کرده می‌شناسند...
1395/10/29
آغاز هفته جاری همزمان بود با گشایش نمایشگاه عکس‌های جعفرمحمد علیزاده درگالری عین‌القضات همدان. علیزاده را در ایران با موزه‌هایی که راه‌اندازی کرده می‌شناسند؛ موزه تاریخ طبیعی همدان، موزه آمادای و موزه محیط زیست و چند کار بزرگ دیگرکه از یادگارهای اوست. اما این بار ده‌ها قطعه عکس از آثارش را به نمایش گذاشته تا به دوستدارانش گوشزد کند که به چند هنر آراسته است. در مراسم گشایش نمایشگاه«شاید گام آخر» که تاپایان  امروز برپاست، هنرمندانی چون ساسان مویدی، عباس عربزاده و مدیر کل حفاظت محیط زیست استان، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان و تعدادی از عکاسان و علاقه‌مندان او حضور داشتند. به همین بهانه با وی گفت وگو کرده ایم.
  • چه شد که به سمت عکاسی رفتید؟
مردم همدان از فعالیت‌های من کمتر خبر دارند و فکر می‌کنند تنها موزه تاریخ طبیعی بوعلی و موزه دانشگاه آزاد را راه اندازی کرده‌ام درحالی که در کشور بیش از 10 موزه را یا راه اندازی یا همکاری کرده‌ام تا راه اندازی شود.از جمله موزه اسدآباد و موزه محیط زیست همدان که متاسفانه نتوانستند از آن نگهداری کنند.  تجربه کاری که در کشور دارم باعث شد که احساس کنم ممکن است مانند آب راکدی کم کم بگندم. این موضوع برایم سخت بود کم‌کم به انفعال کشیده شده بودم و اذیت می‌شدم.
  • از چه زمانی شروع به عکاسی کردید؟
حدود 2سال پیش به دختر و پسرم گفتم می‌خواهم بروم جنوب و یک بار دیگر خودم را بسنجم که آیا مانند 4 دهه پیش ازاین انرژی دارم یا نه. سفر من 11روز طول کشید و بازهم مانند گذشته با شرایط سخت پشت فرمان اتومبیل می‌خوابیدم، غذا نمی‌خوردم و کار می‌کردم.از آن زمان دوربین به دست گرفتم.
  • چقدر دیر! مشکل امکانات که نداشتید؟
در خانه ما دوربین آکفا بود و من از 4 سالگی با دوربین آشنا بودم اما عکس نمی‌گرفتم. یادش به خیر زنده یاد یحیی کارگر نقاش بنام همدانی و پدر داریوش کارگر که  اولین بارمرا با عکس طبیعت آشنا کرد. من و دوستانم را که شاگردش بودیم وادار کرد از روی یک سنگ بگذریم تا عکس بگیرد. اولین عکسی را که به نوعی با طبیعت ارتباط داشت زنده یاد کارگر از ما گرفت.
  • چه مشکلی باعث می‌شد عکس نگیرید؟
تا زمان دانشجویی هم دوربین در دسترسم بود اما نمی‌توانستم رابطه عاطفی لازم را با دوربین برقرار کنم و چندان علاقه‌مند نبودم. 2سال پیش به یکی از دانشجویانم گفتم می‌خواهم خودم را در عکاسی محک بزنم و قول می‌دهم تا 2 سال دیگر نمایشگاه برگزار کنم.
  • واکنش و بازخوردهای اولیه چطور بود؟
عکس‌های اولم را برای عباس عربزاده فرستادم که تعجب کرد و امروز هم در مراسم افتتاحیه نمایشگاه گفت چرا عکس‌ها را زودتر ندیدم که جور دیگری درباره شما صحبت کنم.
  • چه عاملی باعث خوب شدن عکس‌های شما بوده؟
کمتر کسی را داریم که طبیعت را به معنای واقعی بشناسد. من تمام زیرو بم ایران را از پرنده و خزنده می‌شناسم و این به من کمک کردعکس‌های بهتری بگیرم. برای گرفتن عکسی از یک پرنده شکاری دوساعت و نیم صبر کردم تا آنچه می‌خواستم اتفاق بیفتد.
  • چرا عنوان« شاید گام آخر»را برای نمایشگاهتان انتخاب کردید؟
روی عمر پوشیده است. من می‌گویم کارهایم را انجام داده‌ام و شاید فردا نباشم.
  • در عکس‌های شما امید جریان دارد. امید در این عنوان کجاست؟
من نمی‌خواهم از یاس صحبت کنم. اما من وقتی جوان بودم گنجشک را در هوا می‌گرفتم اما حالا که دستم به آب سرد می‌خورد عقب می‌کشم. این واقعیتی است که وجود دارد ؛ اینکه  هرچقدر امید هم داشته باشم وقتی می‌خواهم بلند شوم دستم را به چندجا باید بگیرم.
  • یکی از ویژگی‌های نمایشگاه، گوناگونی عکس‌ها است که به نظر من از روحیه میهن پرستی شما سرچشمه می‌گیرد. شما چه فکر می‌کنید؟
ممکن است برای مردم سایر نقاط کشور مانوس نباشد اما من عاشق زادبومم هستم. من خودم را یک مرگانه‌ای (مریانجی) زاده می‌دانم، عاشق همدان و عاشق ایران هستم. حتی در شعرهایم به آن اشاره می‌کنم .اینکه از 11 سالگی فکر موزه در سرم بود به این خاطر  بود که  دوست داشتم استانم همدان شناخته شود. وقتی نمایشگاه« همدان، دروازه تمدن» را راه اندازی می‌کردیم برخی چهره‌های سیاسی برخورد نامناسبی با من داشتند اما به خاطر عشق به همدان سکوت می‌کردم.
  • با این کارنامه بزرگ خودتان را آدم موفقی می‌دانید؟
 ما عادت کرده‌ایم خودمان را کوچک بشماریم.من در تمام عمر تلاش کرده‌ام. البته ارادت من به پدرو مادر باعث این همه تلاش شده است و دعای خیر آنان نیز همراهم  بوده است.
  • شما را بنیانگذار موزه‌های نوین در استان می‌دانند و یک چهره ملی هستید. در شعر هم تجربه‌های خوبی دارید. عکاسی چه چیزی داشت که تجربه‌های قبلی شما نداشت؟
عکاسی جزو هنرهایی است که شما بدون دستکاری، قدرت طبیعت را به بهترین شکل نشان می‌دهید. این‌که می‌توان طبیعت را به همان شکل نشان داد برای من مهم است و فکر می‌کنم هنرهای دیگر چنین ویژگی را کمتر دارند. حتی در شعر هم نمی‌بینید. البته ویرایش عکس‌ها را تغییر می‌دهد اما دربین هنرها عکس تجلی خداوند است.
  • شما همیشه کارنامه خود را در ویترین موزه به بازدید می‌گذارید. این ویترین چه ارتباطی با نمایشگاه عکس دارد؟
به دوران کودکی من بر می‌گردد. ما ایرانی‌ها از تقدیر می‌گوییم و همدانی‌ها از پیشانو( پیشانی) نوشت حرف می‌زنند. از روز اول و از کودکی به این کارعلاقه داشتم. آن زمان کودکان و نوجوانان فیلم یا نگاتیو جمع می‌کردند و اصطلاحا فیلم بازی می‌کردند. من وقتی دنبال فیلم بازی می‌رفتم بهترین و گران‌ترین‌ها را می‌خریدم وجمع می‌کردم. یک فیلم را 3تومان می‌خریدم که مبلغ زیادی بود. اولین مجموعه‌های من عکس‌های رنگی بود که هر کدام یک قران بود.کامل‌ترین دفترچه طبیعی را من داشتم ودبیر ما آن را مدام به بچه‌ها نشان می‌داد. از آن زمان روحیه موزه‌داری در من شکل گرفت و شرایط خوبی که خانواده فراهم کرد به این موضوع کمک  کرد. من همان زمان کودکی وقتی به طبیعت می‌رفتم و پا روی گیاهان می‌گذاشتم یا به سنگ‌ها نگاه می‌کردم زجر می‌کشیدم که چرا این‌ها را نمی‌بینیم و  چرا این سنگ‌ها را نمی‌شناسیم. به طور مثال در مدرسه می‌گفتیم سنگ گرانیت اما نمی‌دانستیم چیست و نمی‌شناختیم. اولین گام‌ها برای شناخت بود.
  • گفته می‌شود مجموعه داری در کودکی منجر به موزه داری در بزرگسالی می‌شود. چگونه می‌توان این سنت را به کودکان آموخت؟
 همیشه می‌گفتم من یک دایناسورم و می‌گفتند این خودبزرگ بینی است اما من در پاسخ می‌گفتم نه، نسل من منقرض شده است. مجموعه دارها خودشان به موزه‌ها رفته‌اند. کودکی که هر صبح انتظار دارد تخم طلا زیر بالشش باشد نمی‌تواند مثل من فکر کند. وقتی کار موزه را آغاز کردم ماهی 200تومان حقوق می‌گرفتم و روزی 22 ساعت کار می‌کردم. جوانان امروز وقتی به هم می‌رسند می‌گویند بی خیالش. این بدترین حرف است که یک فرد می‌تواند بزند، بی‌خیال بودن بدترین درد است. حال با این نسل چه باید کرد؟ من چگونه به این جوان بقبولانم که شعارش بی‌خیال شو است؟ برای نسل من که برای همه چیز جنگیده‌ایم دشوار است. البته من از جوانان ناامید نیستم اما نمی‌دانم چه باید کرد. به نظرم چشمه باید خودش بجوشد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B4%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%AE%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، جعفرمحمدعلی زاده ،

یکشنبه 26 دی 1395

عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر

نویسنده: مسعود احمدی- حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
عشق به هنر؛ از همدان تا شوشتر
محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. او از سال 1342تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود...
1395/10/26
 محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. او از سال 1342تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود.مهیمنی نقش مهمی در رشد تئاتر شوشتر داشت و بیشتر اهالی تئاتر شوشتر به طور مستقیم و غیر مستقیم خود را شاگرد او و به همین دلیل خوزستانی‌ها او را بنیانگذار تئاتر نوین شوشتر می‌دانند. همشهری در زمان حیات این نویسنده گفت‌و‌گویی با او داشته که می‌خوانید.
  • چه اتفاقی شما را به سوی شوشتر کشاند؟
تقریبا 18 سال از سنم نگذشته بود که دانشسرای مقدماتی را به پایان رساندم. آن سال همدان از نظر معلم اشباع شده بود. ما هم تعهد داده بودیم 5سال در خدمت آموزش و پرورش باشیم و ما را به خوزستان فرستادند. فکر می‌کردم مرا در اهواز یا آبادان نگه می‌دارند و با این‌که برای من فراهم بود در همدان بمانم اما عشق فضای جنوب مرا ترغیب کرد به خوزستان بروم. وقتی به خوزستان رسیدیم گفتند که باید منتظر باشید قرعه‌کشی کنیم. با خودم فکر کردم اگر مرا به هویزه یا سوسنگرد بفرستند چه کار باید بکنم. گفتند می‌توانید از بین 3 یا 4شهر انتخاب کنید. من در بین 4 شهر با تحقیق شوشتر را انتخاب کردم اما در شوشتر هم من را به روستا فرستادند. نامه‌ای نوشتیم که یا ما را به همدان بفرستید یا در شهر نگه دارید. با همان نامه ما را در شهر شوشتر نگه‌داشتند.
  • کار تئاتر را در شوشتر از چه زمانی آغاز کردید؟
از همان سال اول کار تئاتر را آغاز کردیم. با برداشتی از نمایشنامه‌« ولپن» بن جانسن نمایشی را به نام «عروس قلابی»  تولید کردیم.
  • چه چیزی شما را به سوی تئاتر کشاند؟
من از کودکی عاشق موسیقی و نمایشنامه‌های رادیو بودم اما پدری داشتم که خیلی رادیو و موسیقی دوست نداشت. تابستان‌ها که قصه شب از رادیوی همسایه‌ها پخش می‌شد با عشق دعا می‌کردم که کاش هر شب این اتفاق بیفتد. این عشق در وجود من انباشته شده بود اما مجالی برای بروز آن نبود. در شوشتر فضا را مناسب دیدم و گفتم حالا وقت این کار است و دوستان و همکاران همدانی را دعوت کردم و شروع به کار کردیم.
  • آن موقع شوشتر امکانات اجرای تئاتر را داشت؟
شوشتر امکاناتی نداشت؛ نه سن مناسب داشت و نه سالن درستی. دبیرستان آنجا کارگاهی داشت که ما میزهای کارگاه‌ را تبدیل به سن کردیم.پیش از آن سالن تئاتری ندیده بودم، همه کارها ابتکار خودم بود. در همدان صحنه‌های ابتدایی در دبیرستان دیده بودم که معلمانی به نام شجاعی و شمس نمایش‌هایی را کار می‌کردند. آنها هر سال 2، 3نمایش آموزشی در دبیرستان ابن سینا اجرا می‌کردند.
  • پیش از شما وضع تئاتر این شهر چگونه بود؟
اگر از شوشتری‌ها بپرسید می‌گویند که تا سال‌های 1342-43 تئاتری وجود نداشت. در تمام شهر 2 تاکسی بیشتر نبود. اولین نمایش شوشتر عروس قلابی بود که مناسب فضای آن زمان بود. اگر می‌خواستیم« اتللو» را کار کنیم جواب نمی‌داد. شوشتر اداره فرهنگ و هنر نداشت. ما با استفاده از امکانات آموزش و پرورش کار اجرا می‌کردیم.
  • مضمون کارهایی که اجرا می‌کردید چه بود؟
مثلا «عاقبت قلم‌فرسایی» غلامحسین ساعدی یا«شب» نوشته امین فقیری را اجرا می‌کردیم که کارمان به ساواک کشیده می‌شد. اما کس دیگری را نداشتند که تئاتر کار کند. سال دوم با دانش‌آموزان دبستانی کاری را تمرین کردیم. در یک کلاس کوچک نیمکت‌های کلاس را به هم چسباندیم و ریش‌هایی به صورت بچه‌ها چسباندم و نمایشی به نام «دلاور سیستان» سرگذشت یعقوب لیث صفاری را کار کردیم. این روند هرسال ادامه داشت و گاهی 2 نمایش در سال کار می‌کردیم.
  • هزینه‌ها از کجا تامین می‌شد؟
من غرور خاصی داشتم و نمی‌خواستم به سراغ فرهنگ و هنر خوزستان بروم و کمک بگیرم. برای همان نمایش دلاور سیستان بلیت فروختیم و همه مدارس دانش‌آموزانشان را برای دیدن کار ما آوردند. با بلیت هر نفر 5 ریال یک کتابخانه برای دبستان درست کردیم و حدود 500 جلد کتاب برای کودکان گرفتیم. خیلی عشق به کار معلمی داشتم. شب‌ها بعد از کلاس هم با گچ تابلو درست می‌کردیم و به در و دیوار کلاس‌ها می‌چسباندیم.
  • رابطه شما با سینما چگونه بود؟
من تا 13 سالگی حتی سینما را ندیده بودم و سینما برای من یک دنیای اسرار آمیز بود. چوبی را به زبان می‌گرفتم و صدای تار در می‌آوردم یا با شانه صدای ساز دهنی درمی‌آوردم. دایی من در خانه ما زندگی می‌کرد و بلندگویی به اتاق ما وصل کرده بود. اگر در زمان ورود پدرم بلندگو روشن بود، سیم را می‌کند و بلندگو را به حیاط پرتاب می‌کرد پدرم زمان انقلاب با رادیوو تلویزیون آشتی کرد.
  • عشق به موسیقی را چه کار کردید؟
من به نی علاقه داشتم اما امکان رفتن به اهواز و رفتن به کلاس موسیقی را نداشتم بنابراین جست‌و‌جو کردم و متوجه شدم یک خیاطی هست که نی نوازی هم بلد است.از او خواهش کردم به من آموزش بدهد اما گفت آموزش دادن بلد نیستم، من می‌زنم، گوش بده و یاد بگیر. هرکاری کردم نتوانستم صدای نی را درآورم. رفتم سراغ تار. استادی پیدا کردم که آنقدر مغرور بود که به هرجایی نمی‌رفت. آنقدر اصرار کردم تا پذیرفت و یک جلسه به خانه من آمد و در برخورد اول رابطه خوبی شکل گرفت. چنان به من علاقه‌مند شد که من شدم پسر او و هر وقت به خانه او می‌رفتم همسرش می‌گفت پسرم. من آن زمان گیاهخوار بودم و در تهیه غذا مراعات مرا می‌کرد. استاد عبدالمحمد برجسته نت نمی‌دانست اما گوشه‌ها و دستگاه‌ها را می‌شناخت. وقتی او ساز می‌زد، مثلا سه‌گاه می‌نواخت من نت‌ها را می‌خواندم چون یک پیشینه و شناختی از تار داشتم. من با عشق موسیقی را آموختم.
  • برخورد اداره فرهنگ و هنر با نمایش‌های شما چگونه بود؟
سال 1355یک گروه از اداره فرهنگ و هنر اهواز آمدند و اجرای «سگی در خرمن‌جا» نوشته نصرت الله نویدی را اتفاقی دیدند و گفتند چرا خودت را معرفی نکردی ؟ من‌گفتم وظیفه شما بود که بیایید و مرا پیدا کنید. آنها گفتند برای اداره فرهنگ و هنر کار کنید و گروه تئاتر پژواک آنجا شکل گرفت.
  • آن زمان ازدواج نکرده بودید؟
من سال 1348 ازدواج کردم. 2 پسر اولم در کار سگی در خرمن جا بازی می‌کردند.
  • از چه زمانی نوشته‌های خودتان را اجرا کردید؟
سال 1356 نمایش« مژده ‌ای دل » را نوشتم و در جشنواره استانی در بین رقبایی از اهواز، آبادان، خرمشهر و دزفول اول شدیم و به عنوان جایزه، این کار در تمام شهرهای اصفهان اجرا شد. بعدها خواستیم در تهران اجرا کنیم اما گفتند ممکن است مقامات بیایند ببیند بخشی را حذف کنید. من گفتم دست به نمایش نمی‌زنم مقابل هرکس که می‌خواهد اجرا شود.
  • داستان نمایش چه بود؟
تعدادی معلول در یک اردوگاه کار هستند و یک پزشک ‌آنها را استثمار می‌کند. یک نفر معلول در آنجا بلد است حرف بزند و می‌داند بر سر بقیه چه می‌آید که در نهایت کشته می‌شود.
  • آن زمان به انستیتو امور هنری نرفته بودید؟
سال 1350 به انستیتو رفتم. آنجا با اکبر عاقلان، امامی، هادی گروسین، علی کریمی و یساولیان که از همدان آمده بودند آشنا شدیم. از همه شهرهای ایران می‌آمدند و ما مامور به تحصیل بودیم.
  • از استادان انستیتو بگویید.
در انستیتو استاد موسیقی ما آقای صالحی بود که کار مرا تایید کرد. ایرج زهری استاد دیگر ما بود که خیلی دوست شدیم. جلسه اول از همه خواست شرح حال خود را بنویسیم و من تنها یک خط نوشتم. تا وارد شد گفت مهیمنی کدام شما هستید و من دستم را بالا گرفتم،گفت تنها کسی که حرف درست نوشته مهیمنی است.
  • آن جمله چه بود چه نوشتید؟
نوشتم شرح حال واقعی انسان کار مهمی است که او انجام داده است. من هنوز کاری انجام نداده‌ام که شرح‌حالی داشته باشم. من اسمم را در کلاس‌های فوق برنامه دانشکده هنرهای زیبا هم نوشتم و همه نمایشگاه‌های نقاشی را می‌رفتم. این 2 سال در زندگی من بسیار مهم بود. نوشتن را نیز به صورت حرفه‌ای بعد از انستیتو شروع کردم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B9%D8%B4%D9%82-%D8%A8%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%B4%D9%88%D8%B4%D8%AA%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: تئاتر همدان ، محمدعلی مهیمنی ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 22 دی 1395

مادر صمیمی سینمای ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،گفتگو ،هنر ،

مادر صمیمی سینمای ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مادر صمیمی سینمای ایران
رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است....
1395/10/22
  رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است. مدنی در زندگی شخصی نیز مادری خوش‌برخورد و زنی شوخ‌طبع و صمیمی است. وی مادر امیرشهاب رضویان سینماگر همدانی است و در برخی از فیلم‌های فرزندش نیز نقش‌آفرینی کرده است. فیلم‌ها و سریال‌های «شمس‌العماره»، «وضع سفید»، «بوسیدن روی ماه« و« پایتخت 2»  از جمله آثاری است که این بازیگر همدانی در آنها نقش‌آفرینی کرده است. مدنی در این گفت وگو از ورود خود به عرصه بازیگری می‌گوید.
  • از کارهای سال گذشته تان بگویید.
سال گذشته چند کار کوتاه با جوانان داشتم. کارکردن با جوانان برای من لذت‌بخش است. در فیلم «خانه دیگری» بازی کردم، در «بغض» که در قزوین ساخته شد. در فیلم
« تعبیر وارونه یک رویا» کار آقای جیرانی هم مادرخوانده سیاوش مشرقی بودم.
  • چرا دوست دارید با جوانان کار کنید؟
آدم وقتی با جوان می‌نشیند سن و سال را فراموش می‌کند و من هم ترجیح می‌دهم با جوانان کار کنم.اگر کاری از دستم بر بیاید و کاری از من بخواهند همکاری می‌کنم. هر کس بخواهد فیلم بسازد به شهاب می‌گوید که به مادرت بگو. او هم می‌گوید مامان بیا و کمک کن و من هم مجبور می‌شوم و نمی‌توانم پاسخ منفی بدهم.
  • اولین کار شما مربوط به چه زمانی است؟
حقیقت این است از روزی که شهاب دانشجوی رشته سینما شد، من هم بازیگر شدم. نه تنها شهاب بلکه هریک از دوستان و همکلاس‌هایش می‌خواست فیلمی بسازد به سراغ من می‌آمد.
  • خیلی از بازیگران از دوره نوجوانی و جوانی به بازیگری علاقه‌مند می‌شوند و وارد این حرفه می‌شوند اما شما خیلی دیر شروع کردید. این اتفاق از روی علاقه بود؟
من بی‌علاقه نبودم اما برایم مسأله و دغدغه هم نبود. امیدوارم سایه همه بزرگان بر سر خانواده باشد اما پس از فوت همسرم زندگی من تهی بود، هنوز هم تهی است. ما 2 نفر معلم بودیم که از زندگی رضایت داشتیم و خوش بودیم. جای خالی همسرم و تهی بودن مرا به بازیگری کشاند. پس از فوت همسرم افسرده بودم و در همین زمان‌ها شهاب از من خواست بازی کنم.‌گفتم من که بازیگر نیستم اما او اصرار کرد و من پذیرفتم. همین کار کردن تاثیر خوبی بر زندگی من گذاشت.
  • زمانی شما به عنوان معلم با کودکان و دانش‌آموزان ارتباط داشتید اما امروز با هنرمندان در صحنه فیلم‌سازی کار می‌کنید. این 2 عرصه چه تفاوت‌هایی دارد؟
من آموزش اولیه را از پدر و مادرم گرفتم. آنها به من آموختند با هر موقعیتی خود را سازگار کنم و وفق دهم. به همین دلیل فکر می‌کنم صحنه بازیگری هم مانند یک موقعیت آموزشی است و روابط من با مردم  چندان تفاوتی نکرده است.
  • رابطه با فرزندان چطور؟
آدم ناشکری نیستم. 3 فرزند خوب دارم که 3فرشته هستند. آنها دوست و رفیق من هستند. همه نگران و مواظب من هستند. البته من نمی‌خواهم بچه‌ها را اذیت کنم.
  • امیرشهاب رضویان امروز یک چهره ملی و یک سینماگر مطرح است. مادر چنین شخصیتی بودن چقدر در شما تاثیر داشته است؟
من اگر نانی می‌خورم به خاطر وجود شهاب است. شهاب مرا وارد عرصه بازیگری کرد،هرچند خودم را هنوز به عنوان بازیگر قبول ندارم.
  • در همدان شما را به عنوان آموزگاری خوب می‌شناسند. این معلمی چقدر در بازیگری شما نقش دارد؟
بسیار موثر بوده است. من مدت‌ها در کودکستان بودم. وقتی در کودکستان برای کودکان قصه می‌گفتم، همان قصه‌ها را بازی می‌کردم و بعد از بچه‌ها می‌خواستم همان را بازی کنند. یک تئاتر سیار داشتیم.
البته این قدر که من مادر هستم بازیگر نیستم. سر صحنه بازیگری هم مدام مواظب دوستان و همکاران هستم به ویژه نگران بچه‌های کوچک هستم که دستشان نسوزد، چای نریزد و ...
  • بیشتر دوست داشتید مثل کدام بازیگر باشید و چه کارهایی را بازی کنید؟
تفاوتی ندارد. هر کاری را بازی می‌کنم و همیشه از جایگاه خودم راضی هستم. کارها مناسب سن من است و کارگردان‌ها مرا و نقش مرا دوست دارند. با این‌که در سینما رقابت زیاد است اما من کاری به کار دیگران ندارم. به همین دلیل گروه با من راحت هستند.
  • دوست دارید یک کار همدانی با لهجه همدانی بازی کنید؟
بله، دوست دارم با لهجه همدانی کار کنم اما پیشنهادی نداشته‌ام. من این لهجه را بسیار دوست دارم. شهر من همدان یکی از بهترین شهرهای سرزمین زیبای ایران است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، رابعه مدنی ، سینماگران همدان ،

سه شنبه 14 دی 1395

سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،ادبیات ،

سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سعدی‌شناسان در دیار باباطاهر
محمدصالح صفری متولد سال 1370 و تحصیل‌کرده رشته حقوق است اما مهم‌ترین دغدغه و علاقه‌مندی او ادبیات است....
1395/10/14
 محمدصالح صفری متولد سال 1370 و تحصیل‌کرده رشته حقوق است اما مهم‌ترین دغدغه و علاقه‌مندی او ادبیات است. وی کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه بوعلی دریافت کرده است. صفری تشکلی تخصصی با عنوان انجمن سعدی‌پژوهی همدان را بنیان نهاده، تعدادی از علاقه‌مندان به این شاعر را در شهر همدان گرد هم آورده و نشست‌های هفتگی در جوار آرامگاه باباطاهر برگزار می‌کند. این انجمن ادبی در همدان در مدت کوتاهی که شکل گرفته طرفداران زیادی پیدا کرده است.

استقبال چشمگیر و مشکل مکان
دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان با اشاره به تاریخچه انجمن می‌گوید: 2 سال و نیم است که با توجه به علاقه و اشتیاق وافر چندی از عزیزان فرهنگ‌دوست و ادب‌پرور شهرمان، همچنین با توجه به فراموش شدن آموزه‌های فرهنگ غنی فارسی به خصوص کمرنگ شدن اخلاق در زندگی روزمره، نسبت به تشکیل انجمنی ادبی با محوریت اندیشه‌های سعدی شیرازی اقدام کرده‌ایم. تابستان سال 1393 اولین نشست سعدی‌خوانی و سعدی‌پژوهی برگزار شد.
 صفری ادامه می‌دهد: ابتدا به دلیل ناشناس بودن انجمن و متعاقب آن حضور تعداد انگشت‌شمار اعضا، این جلسات به تناوب در منزل هر یک از اعضا برگزار می‌شد. با وجود این هرگز وقفه‌ای در تشکیل جلسات ایجاد نمی‌شد و همه اعضا با طیب خاطر و رضایت کامل میزبان حضرت سعدی و دیگر دوستان بودند.
این فعال فرهنگی اضافه می‌کند : اکنون مدتی است به دلیل استقبال چشمگیر همشهریان و نبودن فضایی مناسب، به لطف یکی از دوستان فرهنگ‌پرور شهرمان، این نشست‌ها در یک رستوران سنتی و در جوار آرامگاه پیر شوریده، عارف نامدار، باباطاهر عریان برگزار می‌شود. البته با توجّه به پیگیری‌‌های انجام شده برای ثبت این انجمن در قالب یک انجمن رسمی با عنوان «انجمن سعدی پژوهی همدان»، این امیدواری وجود دارد که از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی همدان مکانی درخور شأن شیخ اجل و شرکت کنندگان در این نشست‌ها در نظر گرفته شود.

برگزاری برنامه‌های مختلف
صفری با تأکید بر تداوم نشست‌های این انجمن می‌افزاید: جلسات سعدی‌پژوهی سه‌شنبه هر هفته برگزار می‌شود و 2 اثر بی‌بدیل و اخلاقی حضرت سعدی، یعنی گلستان و بوستان، به تناوب در هر هفته تشریح و خوانده می‌شود. در آغاز هر نشست نیز غزلی از استاد سخن قرائت می‌شود.
وی با اشاره به فعالیت‌های انجمن سعدی پژوهی در 2 سال و نیم گذشته می‌گوید: این انجمن در کارنامه خود فعالیت‌های مختلفی دارد که در رسانه‌ها نیز منعکس شده است. از جمله این فعالیت‌ها می‌توان به برگزاری بزرگداشت سعدی در یکم اردیبهشت هر سال، برگزاری جشنی به مناسبت ثبت کلیات سعدی در حافظه ادبی یونسکودر مهرماه 94، ارائه مقالات و پژوهش‌های ادبی متعدد با محوریت اندیشه سعدی و برگزاری سفرهای ادبی برای آشناسازی اعضا با ظرفیت‌های ادبی سایر نقاط کشور اشاره کرد.

تلاش برای آشنایی با سعدی
این فعال فرهنگی به تفاوت انجمن سعدی‌پژوهی با سایر انجمن‌های ادبی در همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: می‌توان مزایایی برای این نشست‌ها برشمرد که در انجمن‌های ادبی دیگر به ندرت یافت می‌شود. نخستین مزیت این انجمن تکراری نبودن موضوع آن است. متأسفانه آثار و اندیشه‌های سعدی به‌رغم شایستگی‌ها، غنا و بار اخلاقی و حِکمی بسیار، مطلقا در شهر همدان از سوی هیچ انجمنی مورد پژوهش و تشریح واقع نمی‌شود و در سراسر ایران نیز آن‌چنان که درخور است مورد توجه قرار نگرفته است. اما انجمن سعدی‌پژوهی همدان تلاش می‌کند با استفاده از تمامی امکانات و بهره‌گیری از استادان اهل فن به بررسی هرچه شایسته‌تر آثار سعدی بپردازد.
وی به مشارکت اعضا در نشست‌ها اشاره کرده و می‌افزاید: دیگر مزیت این انجمن، شرکت دادن همه اعضا و شرکت‌کنندگان در تفسیر و تشریح آثار سعدی است. حکایات و بخش‌های منتخب برای تشریح در جلسه، از چند روز قبل به اعضا ارائه می‌شود. اینگونه همه اعضا نتیجه پژوهش‌های خود را در باب آن حکایت در جلسه مطرح می‌کنند و در نهایت، هیأت مؤسس مطالب را دسته‌بندی و نتیجه‌گیری می‌کند.دبیر انجمن سعدی پژوهی همدان می‌گوید: عضویت رایگان و آزاد بودن شرکت در جلسات برای عموم از دیگر ویژگی‌های این انجمن است و همه علاقه‌مندان می‌توانند در نشست‌ها میهمان شیخ اجل سعدی باشند. به نظر من تفاوتی ندارد سعدی اهل کدام شهر کشور عزیز ایران است. آموزه‌های او آنچنان مهم است که در گوشه‌گوشه این سرزمین باید رواج پیدا کند.

ضعف آموزش و پرورش
وی یکی از دلایل ضعف آموزش زبان و ادب فارسی در آموزش وپرورش را کم‌توجهی به آثار سعدی می‌داند و اضافه می‌کند : نمی‌توان این موضوع را نادیده گرفت که یکی از ارکان نظام آموزشی سنتی ایران در گذشته آثار شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی بوده و برای تقویت بنیه ادبی دانش‌آموزان در نظام آموزش و پرورش کنونی بهتر است نگاهی عمیق تر به آثار این حکیم بزرگوار بشود.
صفری به اهداف این انجمن اشاره می‌کند و می‌گوید: انجمن سعدی‌پژوهی همدان اهدافی را دنبال می‌کند و در نظر دارد تا با تلاش اعضا و حمایت مسئولان به آنها نائل آید، از جمله ایجاد کتابخانه تخصصی- پژوهشی سعدی، ایجاد مرکزی برای تدوین و نشر آثار معاصران درباره سعدی، انتشار نشریه داخلی و ایجاد وبلاگ برای معرّفی هرچه بیشتر برنامه‌های انجمن و آموزه‌های سعدی، ترجمه آثار متفکرین متأثر از سعدی در حوزه بین‌الملل، برگزاری تورهای ادبی سعدی خوانی در شهرها و استان‌های دیگر و ارائه قابلیت‌های ادبی استان به سایر نقاط کشور.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%B9%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%DB%8C%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، انجمن سعدی پژوهی همدان ، انجمن های ادبی همدان ،

سه شنبه 14 دی 1395

ورکانه؛ الگوی گردشگری روستایی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گردشگری ،

ورکانه؛ الگوی گردشگری روستایی

نویسنده: حسین زندی
ورکانه؛ الگوی گردشگری روستایی
گردشگری از صنایع اصلی و پرسود جهان به شمار می‌رود و گاهی آن را هم‌پای صنعت خودروسازی و صنایع نفتی می‌دانند. بیشتر کشورها به اهمیت آن پی برده‌اند و در مسیر توسعه آن گام برمی‌دارند....
1395/10/13
 گردشگری از صنایع اصلی و پرسود جهان به شمار می‌رود و گاهی آن را هم‌پای صنعت خودروسازی و صنایع نفتی می‌دانند. بیشتر کشورها به اهمیت آن پی برده‌اند و در مسیر توسعه آن گام برمی‌دارند. ابزارها، فرصت‌ها و ظرفیت‌های این صنعت در کشورهای مختلف متفاوت است. گردشگری فرهنگی، اقتصادی، مذهبی، ورزشی، سلامت و مواردی از این دست می‌تواند در ایران مورد توجه قرار بگیرد و موجب تقویت بنیه اقتصادی کشور شود. کارشناسان برای ایران گردشگری در مسیر توسعه پایدار را توصیه می‌کنند تا جنبه‌های محیط زیستی و ماندگاری آثار و افزایش بهره‌وری، کارآمدی نیروی انسانی، اشتغال و تعامل فرهنگ‌ها را در پی داشته باشد. این نگرش، رویکرد و دغدغه جهان امروز در ایران کمتر مورد توجه قرار دارد.
 گردشگری روستایی از اشکال مردمی گردشگری است که در آن دستاورد مهم، تعامل میان گردشگر و باشندگان روستاست. در کنار این دستاورد رشد اقتصادی روستا، پیشگیری از مهاجرت، ثبات اجتماعی و حفظ خرده فرهنگ‌ها به‌وجود می‌آید و رشد همه جانبه‌ای با رویکرد توسعه پایدار به ارمغان می‌آورد. گفته می‌شود 4 دهه پیش از این بیش از 70 درصد مردم کشور در روستاها سکونت داشتند.
 امروز این نرخ کمتر است و کمتر از 25 درصد در روستاها زندگی می‌کنند. در استان همدان نیز این روند جاری است. با توجه به نابودی منابع آبی در روستاهای استان و شرایط نامطلوب کشاورزی، امیدی به توسعه کشاورزی نمی‌توان داشت. راهی که می‌تواند به مهاجرت معکوس و بازگشت بخشی از مردم به روستاها شود، توسعه گردشگری روستایی است.
 در استان همدان روستاهای بسیاری هست که از نظر موقعیت مکانی و داشتن عناصر مهم جذب گردشگر از جمله منظر طبیعی، آثار تاریخی، آداب و سنن اجتماعی و آب و هوای مناسب زمینه توسعه فعالیت‌های گردشگری را دارند. یکی از این روستاها ورکانه است.
 ورکانه با داشته‌های فرهنگی و طبیعی در سال‌های اخیر به عنوان روستای هدف گردشگری لحاظ شده است، اما چندان تغییری در گردشگرپذیری آن مشاهده نمی‌شود.
 این روستا با 400 سال پیشینه و داشتن 2 اصطبل و یک قلعه تاریخی در کنار معماری سنگی و طبیعت کم نظیر نتوانسته به عنوان یک جاذبه و یک روستای گردشگرپذیر نمود پیدا کند و تغییری در وضع اقتصادی و معیشت ساکنان آن ایجاد شود.
با توجه به پیشینۀ پرورش اسب اصیل ایرانی در این روستا، بازسازی و احیای اصطبل‌های این روستا در کنار ایجاد اصطبل‌های جدید، باشگاه و موزه سوارکاری و تقویت و ایجاد اقامتگاه‌های بوم‌گردی و بازارچه‌های سنتی و محلی تحولی در وضع زندگی مردم روستا ایجاد خواهد شد. گردشگری با اسب می‌تواند نمونه بارزی از ایجاد منبع تامین معیشت جایگزین در این روستا باشد.
 اگر چنین اتفاقی در روستای ورکانه رقم بخورد، می‌تواند به عنوان الگویی دراستان به شمار آید و دیگر روستاهای هدف گردشگری نیز بر اساس داشته‌ها و جاذبه‌های مغفول مانده‌شان به سمت ایجاد فضاهای گردشگری پیش بروند و استان شاهد مهاجرت معکوس باشد.
حسین زندی
روزنامه نگار


برچسب ها: همشهری همدان ، ورکانه ، گردشگری همدان ،

دوشنبه 13 دی 1395

پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی
مراسم بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه‌سرا و خواننده همدانی که می‌توان وی را پیوند‌دهنده موسیقی عاشیقی و موسیقی امروزی در همدان دانست، روز جمعه در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. این مراسم به همت حوزه هنری همدان در قالب برنامه پنجمین شب آواز هگمتانه برگزار شد....
1395/10/13
 مراسم بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه‌سرا و خواننده همدانی که می‌توان وی را پیوند‌دهنده موسیقی عاشیقی و موسیقی امروزی در همدان دانست، روز جمعه در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. این مراسم به همت حوزه هنری همدان در قالب برنامه پنجمین شب آواز هگمتانه برگزار شد.

یادی از یاران
علی اصغر طاهری در این مراسم گفت: حوزه هنری همدان فعالیت‌های خوبی درزمینه موسیقی داشته و با برگزاری برنامه‌های مختلف سهم بسزایی در اشاعه فرهنگ وهنر این سامان دارد. در سال‌های گذشته چند برنامه کنسرت با عنوان « شب آواز هگمتانه»  برگزار کرده و از هنرمندان پیشکسوت نیز تحت عنوان بزرگداشت تقدیر به عمل آورده است.
وی با اشاره به هنرمندانی که در سال گذشته از دنیا رفته‌اند، ادامه داد: از جمله برای هنرمندان فقید همدانی زنده‌یاد ناصر مهرورز و مرحوم رضا جعفرپور که از پیشکسوتان موسیقی استان بودند، مراسم تقدیر برگزار شد اما متاسفانه این 2 هنرمند بزرگوار از میان ما رفتند و ما نتوانستیم بهره کافی از وجودشان کسب کنیم.
این هنرمند موسیقی با انتقاد از عملکرد نهادهای فرهنگی در همدان افزود: در حق این هنرمندان کوتاهی شد و قصوری از طرف نهادهای ذیربط به عمل آمد که در نتیجه از این دوستان آثار برجسته‌ای در آرشیوهای نهادهای فرهنگی همدان باقی نمانده است، هیچ آلبوم تصویری و صوتی که درخور شخصیت آنان باشد تهیه نشده است.
 تهیه چنین آثاری مستلزم حمایت‌های لازم از سوی نهادهای فرهنگی استان است و جای تاسف دارد که چنین اقدامی تاکنون صورت نگرفته است.
وی در پایان گفت: انتظار داریم از هنرمندانی که در رشته موسیقی منشأ اثر هستند و فعالیت‌های مستمر دارند از آهنگسازان، ترانه سرایان، نوازندگان، خوانندگان، تنظیم‌کنندگان و مخترعان سازهای ابداعی حمایت کنند. باید از سوی تشکیلات مربوطه توجه بیشتری را شاهد باشیم تا رشد و شکوفایی را در این زمینه ببینیم.

 برنامه
برنامه بزرگداشت علی اصغر طاهری با اجرای موسیقی آغاز شد. بخش اول با آواز مرتضی والایی و همنوازی تعدادی از هنرمندان همدانی از جمله مهدی پاک‌نیا، پریسا زارعی، محمدامین امیربیگی و علیرضا زارعی اجرا شد.
پس از معرفی کارهای استاد علی اصغر طاهری و اهدای لوح تقدیر از سوی برگزارکنندگان برنامه به این هنرمند همدانی، علی اصغر طاهری 2 قطعه از ساخته‌های خود را با همنوازی شاهین ترکمان، مرتضی حسابی و فردین قاسمی برای حاضران اجرا کرد.
 در بخش پایانی نیز ترانه‌هایی از  این  هنرمند به خوانندگی علی اصغر طهماسبی و نوازندگی حسین رضازارعی، جواد حسینقلی‌پور، مهدی بیگلری، حسن آقا محمدی و احسان آقا محمدی اجرا شد.

   نگاهی به زندگی علی اصغر طاهری
علی اصغر طاهری متولد سال 1322 در همدان است و شغل او طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی بوده. طاهری علاوه برخوانندگی و ترانه‌سرایی ذوقی هم در نقاشی دارد. این هنرمند همدانی علاوه بر ترانه‌های فارسی به زبان‌های آذری و ترکی نیز ترانه می‌گوید و می‌خواند.
فعالیت هنری او از زمان تحصیل در دبیرستان با انجمن‌های نمایش و موسیقی و بازیگری آغاز می‌شود. سال 1342 در آزمون خوانندگی رادیو ایران شرکت می‌کند و پذیرفته می‌شود اما به دلیل مشکلات مالی پس از مدتی به همدان باز می‌گردد و نمی‌تواند کلاسها را ادامه دهد.
طاهری سال 1345 پس از پایان تحصیلات بار دیگر به تهران می‌رود و به عضویت انجمن هنرهای ملی و محلی در می‌آید. طاهری از سال 1350 فعالیت هنری را رها میکند و به حرفه و شغل اصلی خود یعنی طراحی داخلی مشغول می‌شود.
او از سال 1376 بار دیگر به دعوت رضا رهبر، مسئول واحد موسیقی صدا و سیمای همدان به رادیو تلویزیون همدان می‌رود و با این واحد همکاری میکند.
طاهری روی برخی از ملودیهای قدیمی که از آثار برجسته موسیقیدانان ایران  به شما می روند  شعر ترکی تنظیم کرده و در سال 2012 بیش از 40 اثر را در اتحادیه حرفهای صاحبان آثار موسیقی (سام) وابسته به وزارت فرهنگ و هنر ترکیه به ثبت رساند. او اکنون عضو رسمی این تشکل هنری است. طاهری علاوه بر ایران در مراکز هنری و رادیو تلویزیون کشورهای ترکیه و آذربایجان با گروه‌های مختلف برنامه اجرا کرده است. او دارای رتبه هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد است و در حال حاضر به عنوان مدیر مسئول خانه آواز همدان فعالیت می‌کند .
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%E2%80%8C-%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%82%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، موسیقی همدان ، بزرگداشت علی اصغر طاهری ،

یکشنبه 12 دی 1395

هنرمندان انگیزه می خواهند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

هنرمندان انگیزه می خواهند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندان انگیزه می خواهند
تقی حجاریان متولد 1323 در همدان است. او یکی از نقاشان شناخته شده استان و از اولین دانش‌آموختگان این رشته به شمار می‌رود. وی نزدیک به 6دهه به هنر نقاشی پراخته و شاگردان بسیاری را آموزش داده است. حجاریان در این گفت‌وگو از زندگی هنری خود می‌گوید....
1395/10/12
  تقی حجاریان متولد 1323 در همدان است. او یکی از نقاشان شناخته شده استان و از اولین دانش‌آموختگان این رشته به شمار می‌رود. وی نزدیک به 6دهه به هنر نقاشی پراخته و شاگردان بسیاری را آموزش داده است. حجاریان در این گفت‌وگو از زندگی هنری خود می‌گوید.
  •  از دوران کودکی‌تان بگویید.
من در خیابان شورین سابق متولد شدم. امروز هم بیشتر مواقع به محله قدیمی‌مان سر می‌زنم. همه فرزندانم را نیز برده‌ام و خانه و محله قدیم را به آنها نشان داده‌ام. در خانه کوچکی زندگی می‌کردیم که متعلق به پدرو مادرم بود. آنها اتاق بزرگ‌تر را به ما داده بودند و خودشان در یک اتاق کوچک زندگی می‌کردند. پس از مدتی مادرم اصرار کرد که باید خانه بخریم. به مبلغ 2400 تومان یک خانه خریدیم که 2000تومان آن وام بود.
  • در کدام محله؟
این خانه در کوچه وزیری واقع شده بود که در محل میدان پروانه‌های امروز قرار داشت. از یک سو به تپه مصلی و از سوی دیگر به خیابان شهدای امروز می‌رسید. وزیری کسی بود که سال 1332 مجسمه شاه را پایین کشید. وزیری‌ها از خانوادهای متمول شهر بودند.
  • شغل پدر چه بود؟
پدر من سنگ‌تراش بود. تمام قوم و خویش من سنگ‌تراش بودند. وقتی شناسنامه می‌دادند می‌پرسیدند شغلتان چیست و بر اساس آن فامیلی تعیین می‌کردند. سنگ‌تراشی یکی از مشاغل سخت در همدان بود. تمام بنای آرامگاه بوعلی را با قلم و چکش تراشیدند. این بنا کار زنده یاد هوشنگ سیحون است پدر من هم آنجا کار می‌کرد. ساختن آرامگاه را سال 1330 شروع کردند و تا سال 1333 ادامه داشت. شغل دشواری بود. تمام زیر بنای ساختمان‌ها و حوض‌ها سنگی بود. دور پنجره‌ها را با سنگ می‌ساختند. آن زمان یک متر از پایه خانه‌ها را با سنگ و بقیه را با خشت یا آجر می‌ساختند.
  • محله سنگ‌تراشان کجا بود؟
راسته حکیم خانه در خیابان باباطاهر همه سنگ‌تراشی بود. پدر من هم 2 دهنه مغازه داشت. تعدادی از آنها سنگ قبر می‌تراشیدند. البته مرگ و میر کمتر بود. کوچه یا راسته استر هم سراسر سنگ تراش بودند و دایی‌های پدرم آنجا بودند. سنگ‌تراشی کار تزیینی بود و مجسمه می‌تراشیدند. می‌توان گفت کار نقش برجسته انجام می‌دادند. هنرمندان خوبی بودند و پیش‌بخاری می‌ساختند. کارهایی را که در تخت جمشید می‌بینیم در یک فضای کوچک‌تر در کار سنگ‌تراشان همدان می‌دیدیم. خلاقیت عجیبی داشتند و به صورت ذهنی اثر خلق می‌کردند. شغل بسیار مهم و حساسی بود و به نظرم اگر من امروز دستی در هنر دارم تحت تاثیر پدرانم بوده که سنگ‌تراش بودند.
  • تحصیلات را از کدام مدرسه آغاز کردید؟
دبستان پرورش در خیابان شورین بودم و سال هفتم و هشتم را در دبیرستان امیر کبیر گذراندم. بعد از آن خانه ما به خیابان لرد سابق یا مهدیه منتقل شد و به دبیرستان رضا‌شاه رفتم. بعد از دبیرستان به دانشکده هنرهای زیبا رفتم.
  • نقاشی به سراغ شما آمد یا شما به سراغ آن رفتید؟
کلاس‌های نقاشی یا هنر در مدرسه اهمیت چندانی نداشت. ساعت تفریح بود و مانند ادبیات یا ریاضی به آن اهمیت نمی‌دادند. در دبیرستان امیرکبیر معلمی به نام آقای ترابی داشتیم. روزی یک موضوع نقاشی داد و من وقتی نشانش دادم گفت خیلی بد است. از او خواستم یک مدل بکشد تا من ببینم او هم با خوش‌رویی پذیرفت و با آبرنگ شروع کرد به نقاشی.  من با لذت و دقت تمام تماشا کردم و با نگاه کردن تمام لحظات را به خاطر سپردم. یک هفته کارکردم و شاید 50 بار کشیدم و پاره کردم اما آخرین بار متوجه شدم به کار معلم نزدیک است. هفته بعد وقتی نشان دادم گفت چقدر تمرین کردی گفتم یک هفته و به من گفت به کلاس من بیا. آن زمان یک کلاس خصوصی نقاشی را در خیابان بوعلی کنار عکاسی یونان اداره می‌کرد و من مدت‌ها شاگرد او بودم. رنگ روغن خریدم و با سماجت ادامه دادم.
  • آن زمان نمایشگاه هم برگزار می‌کردید؟
نمایشگاه ما تابلوهای عکس عکاسخانه یونان بود. ما وقتی فکر می‌کردیم کار خوبی کشیده‌ایم از یونان خواهش می‌کردیم جای یکی از عکس‌ها را به ما بدهد. نقاشی را نصب می‌کردیم و خودمان کنارش می‌ایستادیم تا ببینیم رهگذران توجهی به کار ما نشان می‌دهند یا نه.
  • چه سالی به هنرستان هنرهای زیبا رفتید؟
من حدود سال 1344 بود که برای ادامه تحصیل به تهران رفتم و در هنرستان هنرهای زیبا نقاشی را ادامه دادم.
  • از نقاشان همدان کسی همراه شما بود؟
منوچهرفرهپور، محمد دادگر، ناصر آراسته و محسن اعتمادی کسانی بودند که پیش از من به هنرستان هنرهای زیبا رفته بودند. با برخی از دوستان در ارتباط هستم، فرهپور ایتالیاست و گاهی به همدان می‌آید و آراسته آتلیه‌ای به نام پل در تهران دارد.
  • به جز نقاشی هنرهای دیگر را هم یاد گرفتید؟
آن زمان درسی به نام هنرهای تزئینی داشتیم که امروز به آن گرافیک می‌گویند. در قالب این واحد درسی همه اینها را کار کرده‌ام. ویترای هم کار کردم اما ادامه ندادم. موارد دیگر هم مانند مجسمه و مرمت کار کرده‌ام. استاد مجسمه‌سازی ما دکتر علی قهاری بود.
از ویترای در ایران بگویید.
نقاشی پشت شیشه را باید در غرب ببینیم. در دوره ساسانیان کاشیکاری متدوال و پیشرفته بود اما ویترای در ایران خیلی رواج نداشته. البته در شاه چراغ صنعتی به نام آلت‌سازی داریم که بسیار زیباست.
  • چرا ایران در این هنرها ضعیف است؟
این جا ما مواد اولیه نداریم. لالجین چرا لالجین است؟ به خاطر خاک و مواد اولیه است که توانسته خود را نشان دهد.
  • چرا کمتر نمایشگاه برگزار می‌کنید؟
من در همدان دوبار نمایشگاه انفرادی داشته‌ام. در کرمانشاه هم داشته‌ام اما چون کار جدید ندارم باید گروهی کار کنیم.
  • چرا نهادی برای گردهمایی نقاشان در همدان وجود ندارد؟
چرا باید نقاشان همدانی جمع شوند؟ با چه انگیزه‌ای؟ انگیزه‌ای که هنرمندان را دور هم گردهم می‌آورد، حتی رقابت ایجاد می‌کند فروش آثار هنری است. انجمن درست شد، گروه درست شد اما تداوم نداشت. وقتی کاری تولید می‌شود، دیده نمی‌شود و فروش نمی‌رود انگیزه‌ای نمی‌ماند تا کنار هم جمع شوند.
  • از نقاشان قدیمی همدان بگویید.
یکی از نقاشان الهام‌بخش من گرادنر همسر خانم میرهادی است. البته من خود ایشان را ندیدم. تعدادی از نقاشی‌های او در هتل بوعلی همدان است. من فکر می‌کنم بیش از 10 نقاشی کم‌نظیر از آثار او در هتل بوعلی باقی مانده است.
  • نگاهتان به کارهای قدیمی خودتان چگونه است؟
اگر بار دیگر به من بگویند یکی از آثار قدیمی خود را کار کنم نمی‌توانم، مانند آدمی که در جوانی کایت‌سوار و قهرمان است؛ در پیری هم بگویند سوار کایت شو و نتواند. نمی‌خواهم بگویم موضوع الهام است بلکه انسان لحظه‌هایی دارد که خلق آثارش هم مربوط به همان لحظه‌هاست. یک بار خواستم به سفارش کسی یکی از کارهای قدیم را تکرار کنم نتوانستم و دیدم جرات ندارم. گاهی نیمه شب بیدار می‌شوم و چند خط می‌زنم و کاری انجام می‌دهم که همه به خاطر حالت‌هایی است که انسان با خود دارد. زمان و شرایط بسیار مهم است. پیکاسو بیشتر نیمه‌های شب به بعد کار می‌کرد. برخی کارها آدم را وابسته می‌کند و نمی‌توان از آن دور شد.
  • در هنرستان رابطه شما با استادان چگونه بود؟
خیلی حمایت می‌شدیم. وقتی می‌دانستند شهرستانی هستیم بسیار همکاری می‌کردند. رنگ، بوم و مواد اولیه همیشه در اختیارمان بود. همه کسانی که امروز مطرح هستند حاصل آموزش‌های آن دوره هنرهای زیبا هستند. کسانی که به ما آموزش می‌دادند بسیار هنرمندان با اخلاق و بزرگی بودند. چه در درس‌های نظری و چه عملی همه خوب بودند. مهرداد اوستا و یحیی ذکا از جمله استادان من بودند. فضا، فضای آموزش و یادگرفتن بود. هدف ما این بود چندسالی که اینجا هستیم ثمربخش باشد و ما هم بتوانیم بعدها در شهرمان ثمربخش باشیم.
  • شما کار سفال هم کرده‌اید؟
کانون پرورش فکری پیش‌تر در خیابان مهدیه بود. من یک سال آنجا کار کردم و دیدم همدان ارتباط خوبی با سفال و سرامیک دارد. کوره‌ای ساختم و سفال و لعاب را می‌پختیم اما پس از مدتی اجازه ندادند ادامه دهیم و اساس و شالوده آن کار از بین رفت.
  • آینده نقاشی همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
خوب است و جوانان خوبی داریم. سعید دولتی جوانی است که تمامی کارهایی را که من دوست داشتم و انجام ندادم  انجام می‌دهد، بسیار خوب کار می‌کند .
  • مشکلات نقاشی همدان از نگاه شما کدامند؟
مشکل این است که اگر شما به رم و آمریکا بروید می‌بینید در کنار سوپرمارکت‌ها و مراکز فروش، مراکز هنری نیز وجود دارد که برای نمایش و فروش آثار هنرمندان است. اما اینجا همه همکاران و دوستان من  آثاری خلق کرده‌اند که خریدار ندارد. ما چقدر برای دل خودمان کار کنیم؟ مسأله مادی و مالی کار چه می‌شود ؟ هیچ مرکزی نیست که آثار ما را بخرد و به نمایش بگذارد. اینجا مردم مقصر نیستند، دستگاه‌های متولی مقصرند؛ یاد نمی‌دهند، برنامه‌ریزی نمی‌کنند تا خانه‌ای که 10 تا دیوار دارد 2 تابلو در آن نصب شود. در نمایشگاه‌ها نیز جز به‌به و چه‌چه چیزی نیست. حمایت‌های دولتی تداوم ندارد، یک بار می‌خرد و ادامه نمی‌دهد. هنرمند هم بدبین می‌شود. این روند باعث شده جلوی خلاقیت گرفته شود. مردم برای خرید نقاشی هزینه نمی‌کنند. در تلویزیون‌های خارجی ده‌ها شبکه وجود دارد که آثار نقاشی را تبلیغ می‌کنند اما رسانه‌های ما چنین کاری را انجام نمی دهند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تقی حجاریان ،

یکشنبه 12 دی 1395

5 دهه عکاسی و کوهنوردی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

5 دهه عکاسی و کوهنوردی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
5 دهه عکاسی و کوهنوردی
جواد قلی‌زاده سال 1333 در همدان متولد شد. از نوجوانی وارد حرفه عکاسی شد و امروز یکی از قدیمی‌ترین عکاسان همدان به شمار می‌رود....
1395/10/11
 جواد قلی‌زاده سال 1333 در همدان متولد شد. از نوجوانی وارد حرفه عکاسی شد و امروز یکی از قدیمی‌ترین عکاسان همدان به شمار می‌رود. کمتر خانواده‌ای را در همدان می‌توان سراغ گرفت که قلی‌زاده عکس یکی از اعضای آن را ثبت نکرده باشد. ده‌ها هزار نگاتیو، محصول 5 دهه عکاسی او است. رفتار خوش او زبانزد است و همه همکاران او را به مهربانی می‌شناسند. همچنان با لهجه زیبای همدانی صحبت می‌کند و هر جمعه با دوستانش به کوهنوردی می‌رود. خاطرات عکاسی و کوهنوردی او را با هم مرور می‌کنیم.
از کودکی و خانواده‌تان بگویید.
در خیابان شهدا، کوچه ضرابی متولد شدم. به دلیل این‌که لقب جد پدری من قلی‌زاده بود همین نام خانوادگی را انتخاب کردند. اجداد ما دباغ بودند و محل کارشان در دباغخانه همدان بود.
  • دوران تحصیل را کجا گذراندید؟
در خیابان شورین یا شهدای امروز کوچه فرخ‌سرشت مدرسه‌ای به همین  نام بود. تا کلاس ششم در آنجا بودم پس از این‌که سال ششم را تمام کردم پسرعمه‌ای داشتم که گفت همسایه ما شاگرد می‌خواهد. مرا به آقای کریم پشم فروش معرفی کرد که در خیابان بوعلی آن زمان عکاسی داشت. من از سال 1348 در این شغل فعالیت می‌کنم.
  • آن موقع آموزش عکاسی چگونه بود؟
باید عاشق بودی تا کار یاد می‌گرفتی، با دیدن باید می‌آموختی. آموزش و آموزشگاهی وجود نداشت. آن زمان فرد باید ابتدا شاگردی می‌کرد یعنی مغازه را آب و جارو می‌کرد. آرام آرام به تاریکخانه می‌رفت و ظهور و چاپ را یاد می‌گرفت و در نهایت می‌توانست پشت دوربین بایستد و عکاسی کند. من همه این مراحل را گذراندم تا عکاسی یاد گرفتم. استادها و عکاس‌ها چیزی به شاگرد یاد نمی‌دادند خود فرد باید یاد می‌گرفت.
  • با چه دوربین‌هایی کار می‌کردید؟
از سال 1351 با دوربین‌های مختلف شامل دوربین فانوسی، لوبیتل و دوربین‌هایی که به 8تایی معروف بود و کارهای معمولی انجام می‌داد عکاسی می‌کردیم.
  • از چه زمانی مستقل شدید؟
آقای پشم فروش اهل تبریز بود مالک عکاسی پر بود و عکس خوب می‌گرفت. تا سال 1352 شاگرد او بودم. آن سال به خدمت سربازی رفتم 2 سال بعد که برگشتم در مغازه عکاسی سورن در خیابان بوعلی مشغول به کار شدم تا 1356 که خودم مغازه گرفتم.
  • گفته می‌شود بیشتر عکاسان آن زمان از هموطنان ارمنی بودند شما چه رابطه‌ای با آنان داشتید؟
بله عکاس‌های قدیم همدان بیشتر ارمنی بودند؛ سورن، ژوراخان، یوتام، یونان و نوشیک. عکاسی هاله در خیابان تختی متعلق به آقای نوشیک بود، ووا در خیابان بوعلی بود. ارامنه  به عکاسی علاقه‌مند بودند و مردم هم به آنها اعتماد داشتند. در شهرهایی مانند تهران، تبریز و اصفهان ارامنه زندگی می‌کردند و عکاسان معروفی داشتند همان‌طور که مکانیک‌های خوبی بودند. همه این عکاسی‌ها تعطیل شدند. ما همکاری خوبی داشتیم و از همدیگر دارو و فیلم می‌گرفتیم.
  • با عکاسی سورن چگونه کار می‌کردید؟
من زمانی که پیش سورن کار می‌کردم 30درصد درآمد را من می‌بردم و 70 درصد او که مالک عکاسی بود. بسیار مرد خوبی بود. سال 1356 با آقای حبیب سلطانی شریک شدیم و تا سال 1380 با هم کار می‌کردیم. او سهم خود را واگذار کرد. البته پیش از مشارکت من با حبیب سلطانی عکاسی لیدو وجود داشت.
  • عکاسان همدانی در عکاسی پرتره تبحر دارند. از این شیوه در عکاسی بگویید.
معمولا کسانی که خوش‌تیپ بودند مراجعه می‌کردند و ما از آنها عکس پرتر می‌گرفتیم. عکس برخی را که زیباتر می‌شد چاپ و در ورودی مغازه نصب می‌کردیم تا مشتری بیشتری جذب کنیم. گاهی هم عکس‌های آدم‌های معروف را نصب می‌کردیم به طور مثال عکس هنرمندان سینما یا خوانندگان را که در همدان برنامه اجرا می‌کردند یا فیلم می‌ساختند می‌گرفتیم و جلو مغازه نصب می‌کردیم. سر صحنه فیلمبرداری می‌رفتیم و از آنها دعوت می‌کردیم به مغازه ما بیایند و عکسشان را بگیریم. مثلا محمدعلی فردین از هنرپیشه‌هایی بود که عکس او را گرفته بودیم.
  • در عرصه عکاسی خبری هم کار می‌کردید؟
در زمینه عکاسی خبری کار نکردم. بیشتر مهدی استعدادی در روزنامه اطلاعات و آقای شیوا نیز با روزنامه کیهان همکاری می‌کردند.
  • علاقه شخصی شما به چه نوع عکس‌هایی است؟
من به پرتره سیاه و سفید علاقه دارم وعکس کوه‌های ایران را بیشتر دوست دارم. البته عکس‌های کوه را گاهی دوستان برای رسانه‌ها می‌خواهند و در نشریات مختلف داخلی و خارجی چاپ می‌شود. برای کوهنوردی به چند کشور خارجی نیز سفر کرده‌ام. تقریبا تمامی کوه‌های ایران را صعود کرده‌ام و عکس‌های زیبایی گرفته‌ام.
  • با ورود فناوری‌های نوین عکاسی شما چه برخوردی با این پدیده داشتید؟
از زمانی که موبایل آمده عکس ارزش خود را از دست داده. فناوری جدید کیفیت را بالا برده اما عکاس باید بداند دوربین چه کاری می‌کند و خودش هم از دوربین آگاهی داشته باشد. کسانی که با دوربین‌های قدیم آشنایی نداشته باشند با دوربین‌های جدید نیز نمی‌توانند عکس خوبی بگیرند. البته به طور کلی با آمدن این فناوری‌ها وضع عکاسی بهتر می‌شود.
  • برخورد شما با دیجیتالی شدن عکس چگونه است؛ این‌که آلبوم‌های کاغذی کم‌کم از بین می‌روند؟
به نظرم باید عکس چاپ شود تا به زیبایی آن پی ‌ببریم. عکس وقتی چاپ می‌شود بهتر خودنمایی می‌کند و ماندگاری بیشتری هم دارد.
  • هیچ‌وقت سعی نکردید مجموعه‌ای از کارهایتان را به صورت کتاب منتشر کنید؟
یکی از همکاران کارهای خود را چاپ کرد اما متاسفانه استقبال نشد و متضرر شد.
  • رابطه عکاسان با همدیگر چگونه است؟
ما عکاس‌ها را با نام عکاسی‌شان می‌شناسیم آقای شیوا، آقای بیتا، همایون، پرستو، افشین، انعکاس، وحدت، سایه، کاخ، موگه و همکاران دیگر. البته عکاسی افشین تعطیل شد. من 50 سال است عکاسی می‌کنم و با همه عزیزان رابطه خوبی دارم.
  • کسانی که عکاسی‌شان را تعطیل می‌کنند، آرشیو نگاتیوها را چه کار می‌کنند؟
عکاسان معمولا آرشیو خود را به همکاران واگذار می‌کنند. البته باید توافق و علاقه دو طرفه باشد و عاشق کار باشند. گاهی کسی مراجعه می‌کند و عکس 50 سال پیش را می‌خواهد. ما می‌دانیم چه عکاسی آرشیو خود را به کدام عکاسی واگذار کرده و به او معرفی می‌کنیم.
  • از عکاسان دوره‌گرد خاطره دارید؟
عکاسان آماتور روزهای جمعه می‌رفتند و در مناطق توریستی عکس می‌گرفتند و شنبه می‌آورند و ما چاپ می‌کردیم. معمولا در مغازه یک نفر کار ظهور را انجام می‌داد و یک نفر وظیفه مرحله یا چاپ را بر عهده داشت.
  • عاقبت ایجاد موزه عکاسی همدان به کجا انجامید؟
با استاندار صحبت شده مکانی به موزه عکاسی اختصاص داده شود و ما هم عکس‌های قدیمی و تجهیزات در اختیار موزه قرار می‌دهیم. ما همه دوربین‌های قدیمی را حفظ کرده‌ایم چون عاشق کارمان هستیم. کسانی که به این موضوع اهمیت نمی‌دهند عشق و علاقه ندارند. امیدوارم این اتفاق بیفتد و آثار برای آیندگان باقی بماند.
  • خانواده شما به عکاسی علاقه دارند؟
پسر من در همین کار است، عکاسی می‌کند و دخترم نیز در تهران مشغول تحصیل است.
  • به سراغ کوهنوردی برویم، در بین کوه‌ها و قله‌هایی که صعود کرده‌اید به کدام یک علاقه بیشتری دارید؟
من الوند را بیشتر از سایر کوه‌ها دوست دارم و عکس‌های خوبی از آن گرفته ام. با مهدی چیت‌سازیان که متاسفانه قطع نخاع شد سال‌ها به کوه می‌رفتیم. از تفتان تا سردشت را با گروه کوهنوردی زاگرس پیمودیم و من عکس‌های این کوه‌ها را ثبت کردم. از سال 54 که از سربازی آمدم مدام کوه می‌روم. هنوز هر جمعه این کار را انجام می‌دهم. یخچال، تخت نادر و امامزاده کوه از مسیرهای همیشگی من است.
  • از این 5 دهه راضی هستید؟
به آنچه می‌خواستم رسیده‌ام و آرزوی من این است که جوانان کشورم به خوشبختی و سعادت برسند
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/5-%D8%AF%D9%87%D9%87-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AF%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: عکاسی همدان ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 8 دی 1395

«گل خندان» همدان در مازندران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

«گل خندان» همدان در مازندران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«گل خندان» همدان در مازندران
ماه گذشته را باید ماه تئاتر در کشور نامید. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، جشنواره رضوی در بندرعباس، جشنواره نمایش‌های خیابانی کاشان و اینک جشنواره نمایش سیاه بازی تبرستان که از 6تا 9 دی ماه در شهر ساری برگزار می‌شود. نماینده استان همدان در این جشنواره محمود حکمتی اطهر بازیگر و کارگردان با سابقه تئاتر همدان است که با نمایش «گل خندان و علیمردان خان» روی صحنه خواهد رفت....
1395/10/08
ماه گذشته را باید ماه تئاتر در کشور نامید. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، جشنواره رضوی در بندرعباس، جشنواره نمایش‌های خیابانی کاشان و اینک جشنواره نمایش سیاه بازی تبرستان که از 6تا 9 دی ماه در شهر ساری برگزار می‌شود. نماینده استان همدان در این جشنواره محمود حکمتی اطهر بازیگر و کارگردان با سابقه تئاتر همدان است که با نمایش «گل خندان و علیمردان خان» روی صحنه خواهد رفت.

همراه با نسیم‌آور
محمود حکمتی‌اطهر از ابتدای دهه 60 با گروه هنری نسیم‌آور به صورت حرفه‌ای وارد حوزه تئاتر همدان شد و بیش از 30 سال است در عرصه بازیگری و کارگردانی فعالیت می‌کند. نمایش ایران به کارگردانی او از پربیننده‌ترین نمایش‌های همدان در سال‌های گذشته به شمار می‌رود.
حکمتی اطهر می‌گوید: از دوران تحصیل در مدرسه ابتدایی وارد کار نمایش شدم و از سال 1358به ‌صورت نیمه حرفه‌ای در همدان کار نمایش را تجربه می‌کنم. با دوستان زیادی در این سال‌ها اجرا داشته‌ام. چه به عنوان بازیگر و چه به عنوان کارگردان با اهالی تئاتر استان همراه بوده‌ام.

همدان پیشگام در نمایش‌های سنتی
وی با اشاره به سابقه نمایش‌های آیینی سنتی در همدان می‌گوید: همدان یکی از شهرهای پیشگام در کار نمایش به‌ خصوص نمایش‌های سنتی و سیاه بازی است. سابقه سیاه بازی در همدان به سال‌های دور می‌رسد.
این کارگردان همدانی به تجربه‌های خود در زمینه سیاه بازی اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: چند کار سنتی و سیاه بازی را در کنار اساتید بزرگی چون استاد عاشورپور تجربه کرده‌ام. نمایش گل خندان و علیمردان خان نوشته نیاز اسماعیل پور است. این کار 3سال پیش در جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان همدان، بخش نمایشنامه‌نویسی مقام نخست را کسب کرد و برگزیده شد. یکی از دوستان کار را به من معرفی کرد و وقتی مطالعه کردم، دیدم متن خوبی است. تمرین این کار را سال 94با هنرمندان شهر همدان شروع کردیم و بهمن ماه 1394 اجرای عمومی و در مدارس داشتیم که متأسفانه از طرف اداره ارشاد همکاری مناسبی نشد و بسیار متضرر شدم.

تلفیقی از چند سبک نمایشی
وی در ادامه با اشاره به داستان نمایش می‌گوید: این نمایش تلفیقی از چند سبک نمایشی است که در آن نویسنده شعر معروف «داشت عباسقلی خان پسری/پسر بی هنر و بی ادبی» سروده ایرج میرزا را با افسانه گل خندان تلفیق کرده است. در افسانه گل خندان مرد تاجری که صاحب فرزند نمی‌شود پس از ورشکستگی و خرابه نشینی صاحب دختری شده است. دختر وقتی می‌خندد از لب‌هایش گل می‌ریزد و وقتی گریه می‌کند اشک‌هایش تبدیل به مروارید می‌شود.
حکمتی اطهر می‌افزاید: نویسنده، شعر علی‌مردان خان ایرج میرزا را که مربوط به دوره قاجار است با افسانه گل خندان تلفیق کرده و با استفاده از ادبیات شفاهی و اشعار عامیانه نمایشنامه را نوشته است. به نظر من اسماعیل پور چند سبک را ترکیب کرده و کار نویی را پدید آورده است.

اهمیت انتقال پیام
این کارگردان تئاتر با اشاره به ارتباط مخاطب امروز با افسانه‌های کهن می‌گوید: مسأله این است که ما چقدر بتوانیم انتقال‌دهنده پیام باشیم. موضوع دیگر به روز شدن قصه، شعر و داستان است. این کار برای گروه سنی نوجوان است و به روز شدن و استفاده از کلمات و اصطلاحات امروزی طبیعتا برای این رده سنی جذابیت ایجاد می‌کند. از کلمات غریب در متن نمایشنامه استفاده نشده، نویسنده در امروزی شدن و این‌که ترکیبی از بیان امروز و دوره قاجار را همزمان داشته باشد عمد داشته است. ما هم خواستیم مناسبات خانوادگی امروز و تکنولوژی روز را داشته باشیم. همچنین پیام اصلی را که برگرفته از شعر مرحوم ایرج میرزا است به تماشاچی رسانده باشیم.
حکمتی اطهر با اشاره به جشنواره سیاه بازی تبرستان می‌گوید: جشنواره ملی سیاه بازی ساری تبرستان سومین دوره خود را سپری می‌کند. در این جشنواره از47نمایش ارسال شده 7 اثر پذیرفته شده است که گل خندان هم جزو آنهاست. جشنواره قرار بود شهریورماه برگزار شود که به دلایلی به دی ماه موکول شد و این تاخیر 4ماهه باعث مشکلات عمده‌ای شد اما گروه نهایت تلاش خود را به کار برده است تا در ساری اجرای خوبی داشته باشیم.

از ارشاد توقع کمک داشتیم
وی ادامه می‌دهد: ما از انجمن نمایش به خصوص اداره ارشاد که متولی فرهنگ و هنر است انتظار داشتیم کمک کنند. متأسفانه اداره ارشاد نه تنها کمک نکرد بلکه مشکلاتی هم افزود و هرگاه گله یا نقدی می‌کنیم مغضوب واقع و طرد می‌شویم. بهمن 94 گفتم که بعد از این کار با این شرایط کار نمی‌کنم؛ توبه‌ای که امیدوارم خدا یاری کند و نشکند. در بخش فرهنگ هنر به ویژه تئاتر مسائل زیادی داریم و آنچه جایی نرسد فریاد است. تنها آرزو می‌کنیم که روزی بخشی از مشکلات تئاتر کم شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%AF%D9%84-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ،

سه شنبه 7 دی 1395

یک روزنامه ‌نگار جنگی در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زندگی نامه ،گفتگو ،

یک روزنامه ‌نگار جنگی در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
یک روزنامه ‌نگار جنگی  در همدان
مصطفی بهزادی‌نکو متولد 1340 در همدان است. او یکی از پرکارترین روزنامه‌نگاران پس از انقلاب در همدان است که تجربه‌های بسیاری در رسانه‌های سراسری و محلی دارد و برنامه‌های زیادی را برای رادیو و تلویزیون همدان تهیه کرده است. این روزنامه‌نگار قدیمی که معتقد است عشق به مطبوعات ذاتی است در این گفت و گو از تجربه‌های خود می‌گوید....
1395/10/07
 مصطفی بهزادی‌نکو متولد 1340 در همدان است. او یکی از پرکارترین روزنامه‌نگاران پس از انقلاب در همدان است که تجربه‌های بسیاری در رسانه‌های سراسری و محلی دارد و برنامه‌های زیادی را برای رادیو و تلویزیون همدان تهیه کرده است. این روزنامه‌نگار قدیمی که معتقد است عشق به مطبوعات ذاتی است در این گفت و گو از تجربه‌های خود می‌گوید.
  • اهل کدام محله همدان هستید؟
من در محله جولان که یکی از محله‌های قدیمی همدان است، متولد شدم. پدر من در خیابان اکباتان مغازه عتیقه‌فروشی داشت. او در 9سالگی من به علت عارضه سرطان معده در گذشت.
  • تحصیل را از کدام مدرسه آغاز کردید؟
 6 سال ابتدایی را در مدرسه حافظ درس خواندم و از سال 1347 تا سال 1353 در این دبستان بودم. از کودکی شیفته مطبوعات بودم. آن زمان تنها روزنامه‌ای که در مدرسه توزیع می‌شد روزنامه کیهان بود. حدود سال 1351بود، تک شماره‌هایی به دفتر مدرسه می‌رسید، با سختی می‌رفتم و آن را ورق می‌زدم، نگاه می‌کردم و مدام کلماتی  را که متوجه نمی‌شدم از معلمان می‌پرسیدم. مثلا کیهان تیتری زده بود با عنوان؛ «اولتیماتوم آمریکا به شوروی» و من از آقای شجاع که بسیار فرد مسلطی در تاریخ بودند ‌پرسیدم این کلمه به چه معنا است. به دلیل همین علاقه وارد فعالیت‌های فرهنگی شدم.
  • آن زمان در مدرسه چه فعالیت‌های جنبی رواج داشت؟
یادم هست اولین گروه تئاتر مدرسه را با دوستانم راه‌اندازی کردم. با این‌که ما رادیو و تلویزیون و الگویی نداشتیم تمرین می‌کردیم. خانم و آقای رهبر معلمان هنر ما بودند و ما نزد ایشان تئاتر آموختیم. آقای وکیلیان نیز معلم هنر ما بود که نقش مهمی در یادگیری ما داشت.
  • خارج از مدرسه چه فعالیتی داشتید؟
تنها رابطه ما با جهان بیرون سینما بود. من عاشق روزهای جمعه بودم و تمام دلخوشی من این بود که روز جمعه بروم یک فیلم تماشا کنم. آن روزگار در مقابل سینما صف‌های عجیبی شکل می‌گرفت و برای تهیه بلیت بارها کتک می‌خوردیم. یا زمان‌هایی که خانه بهداشت برای ما فیلم نشان می‌داد روز خوب ما بود. یادم هست روزهایی که می‌دانستیم قرار است از خانه بهداشت یک فیلم نشان دهند با علاقه تمام پرده‌ها را نصب و سالن یا کلاس را آماده می‌کردیم تا به طور مثال 10 دقیقه فیلم آموزش مسواک زدن را با آپارات تماشا کنیم. بعدها یک رادیو تهیه کردم که زمان تنهایی مونس من بود.
  • کتاب‌خوانی را از چه زمانی آغاز کردید؟
بعد از مدتی تمرین توانستیم به خانه جوانان راه پیدا کنیم و کارهای نمایشی را ارائه کنیم. کانون پرورش فکری هم آنجا بود. در آنجا هر ماه یک بار اجازه داشتیم از کتابخانه کانون پرورش فکری که تنها کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان بود کتاب بگیریم. در یک ماه، یک کتاب را بارها می‌خواندم. وقتی قرار بود کتاب را پس بدهم عزا می‌گرفتم. به همین دلیل امروز باید کودکان و نوجوانان شکر کنند که این همه کتاب در دسترس دارند و باید قدر اینها را بدانند. خانه جوانان و کانون مراکز خوبی برای فعالیت رشد کودکان بودند اما به دلیل این‌که بیشتر فعالیت‌های من در مدرسه بود فرصت نداشتم از خدمات این مراکز استفاده کنم.
  • در نوشتن از چه کسی تاثیر پذیرفتید؟
نه در خانواده و نه در مدرسه کسی مرا به روزنامه‌نگاری تشویق نکرد. عشق به رسانه و مطبوعات ذاتی است. انسان باید به روزنامه عشق داشته باشد تا بتواند روزنامه‌نگار شود. هیچ کس نمی‌تواند با تحصیلات آکادمیک و بدون داشتن عشق روزنامه‌نگار موفقی باشد. ذوق، استعداد و خادم نشریات بودن مقوله‌ای دیگر است.
  • این عشق از چه زمانی در شما شکل گرفت؟
ابتدا کار را در مدرسه با روزنامه دیواری شروع کردم.یکی از خوشی‌های من در دوران تحصیل این بود که هر هفته یک نشریه دیواری تهیه کنم و هر لحظه کار خودم را نگاه می‌کردم و لذت می‌بردم.
  • کار حرفه‌ای را با کدام رسانه شروع کردید؟
اولین کار من سال 1356 منتشر شد که مقاله‌ای به مناسبت روز جهانی کودک در هفته‌نامه ندای میهن به صاحب امتیازی حسن حاجیلو چاپ شد. حاجیلو چاپخانه‌ای نیز در پل پهلوان‌های همدان داشت. پس از این مقاله یادداشت‌ها و مقاله‌هایی از سوی حسین زرگریان که هفته نامه ندای اکباتان را منتشر می‌کرد منتشر شد.پس از انقلاب نیز نوشته‌هایم را زنده‌یاد رضا همراه در هفته‌نامه بوعلی چاپ می‌کرد.
  • بعد از انقلاب ارتباطتان با کتاب چطور بود؟
کتاب برای من بسیار مقدس است و من هزاران جلد کتاب هدیه داده‌ام. یکی از علاقه‌مندی‌های من علاوه بر کتابخوانی، بازی با کتاب است. به طور مثال یک مجموعه‌ را خریداری می‌کنم و بخشی را به مسجد یا بخشی را به مدرسه‌ای اهدا می‌کنم. در جریان‌های سال 1357 حضور پررنگی داشتم. چند بار مورد تعقیب ساواک قرار گرفتم و شب‌هایی که در مسجد میرزاداود سخنرانی بود برخی از جوان‌ها کتاب‌های دکتر علی شریعتی و استاد مرتضی مطهری را در طول یک دقیقه به فروش می‌رساندند و توزیع می‌کردند. من در زمان جنگ هرکجا می‌رفتم یک کتابخانه ایجاد می‌کردم. به طور مثال در پادگان آموزشی یک کتابخانه با جعبه‌های تیر کاتیوشا درست کردم. قبل از آزادی خرمشهر سال 1359 پشت بیمارستان طالقانی آبادان در تیپ 23 تکاوران ایران پدافند بودیم تا آبادان سقوط نکند و بانک ملی آبادان اتاق جنگ ما بود.
  • از آن دوران خاطره‌ای دارید؟
یک خاطره خوب دارم؛ با آن که منطقه در زیر شلیک خمپاره بود یک مینی‌بوس آمد و 10، 12 خانم از آن پیاده شدند. گفتند ایام عید است و اینان همسران وزرا هستند و برای سرکشی به جبهه آمده‌اند. من گفتم به مناسبت حضور شما باید یک گلوله توپ شلیک کنیم. یکی از خانم‌ها بحث کرد که کشور در تحریم است و ما نباید گلوله‌ها را هدر دهیم و من اصرار می‌کردم که من دیده‌بان هستم. گفتم بیایید کتابخانه ما را ببینید. بسیار خوشحال شد و در کنار کتابخانه برای ما سخنرانی کرد.
  • برگردیم به روزنامه. دهه 60 کار را چگونه ادامه دادید؟
من تا سال 62 در جبهه بودم و پس از بازگشت از جبهه ارتباطم را با مطبوعات حفظ کردم و کارم را با روزنامه اطلاعات آغاز کردم و به عنوان عکاس خبرنگار عازم جبهه‌ها شدم. آن زمان سیداحمد حجازی سرپرست روزنامه بودند و ما به صورت هفتگی ضمیمه جنگ را برای لرستان و همدان منتشر می‌کردیم. پس از مدتی وارد صدا و سیما شدم و در آنجا هم از خبرنگاران جنگ بودم تا این‌که سال 1370 بیرون آمدم.
  • صدا و سیمای همدان؟
بله در صدا و سیمای مرکز همدان به عنوان گزارشگر، خبرنگار، گوینده، فیلمبردار و نویسنده فعالیت کردم. در برنامه « لبیک یا خمینی»  که هر روز صبح از رادیو همدان پخش می‌شد هم نویسندگی می‌کردم و هم گزارشگری و گویندگی را بر عهده داشتم. یادگاری از من در آرشیو صدا و سیمای همدان باقی مانده به نام «جنگ فرهنگ، ادب و هنر استان» که با بیشتر بزرگان استان مصاحبه کرده‌ام از جمله آیت الله عندلیب‌زاده، عباس فیضی، آیت الله صابری، دکتر علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، علی جهانپور، پرویز اذکایی و قاسم برنا.
  • چرا از رادیو بیرون آمدید؟
به دلایل شخصی. سال 1370 وارد دانشگاه بوعلی شدم و سال 1391 از دانشگاه بازنشسته شدم.
  • گویا روز ازدواجتان به عملیات اعزام شدید؟
ساعت 3 بعد از ظهر با همسرم عقد کردیم. ساعت 8 شب از تلویزیون به من گفتند باید به عملیات بروی و من رفتم و نیمه شب به بانه رسیدم.
  • کجا زخمی شدید؟
من وبلاگی به یاد شهدای حلبچه ایجاد کرده‌ام چون همانجا زخمی شدم. یکی از جاهایی که احساس کردم کاش هیچ وقت به دنیا نمی‌آمدم هنگام دیدن صحنه‌های شهر حلبچه بود.
  • از نشریات محلی بگویید.
هر روزنامه یا نشریه‌ای که در استان چاپ شود تهیه می‌کنم چون برایم مهم است بدانم چه سطحی دارد. حتی در رسانه‌های شهرستانی مانند هفته‌نامه سهیل تویسرکان همکاری کرده ام. با هگمتانه، آوای الوند، محراب، آینده و همدان پیام همکاری کردم و در راه‌اندازی هفته‌نامه آینده نیز نقش داشتم.
  • مسأله مالی چه جایگاهی در فعالیت‌های مطبوعاتی شما داشت؟
آنچه برای من مهم است علاقه است. از نشریات نمی‌توان پول درآورد اما سرپرست‌ها و مدیرمسئولان باید جانب انصاف را رعایت کنند. حتی در صدا و سیما هم این موضوع را رعایت نمی‌کنند؛ دستمزد را یا پرداخت نمی‌کنند و یا محترمانه پرداخت نمی‌کنند.
  •  مهم‌ترین آسیب مطبوعات از نظر شما چیست؟
مطبوعات ما دولتی است در حالی که باید مطبوعات خصوصی‌ترین نهاد باشد. برای این که جهان امروز جهان نرم‌افزار است و دولت در امور سخت‌افزاری به عنوان رقیب بخش خصوصی وارد می‌شود. مطبوعات هم وابسته به دولتند و عملا نتوانسته‌اند به موفقیت برسند وگاهی از یارانه دولتی استفاده می‌کنند که سمی برای روزنامه‌نگاران و رسانه‌هاست.
  • از ویژگی‌های رضا همراه بگویید.
هفته‌نامه« بوعلی» مرحوم رضا همراه بسیار تاثیرگذار بود. نشریه او یک سرو گردن از سایر هفته نامه‌ها بهتر بود. خیلی سخاوتمندانه با مردم برخورد می‌کرد. او بعد از انقلاب با دختر مرحوم بهزادی مجله
« دانستنی‌ها»را راه‌اندازی کرد. همراه بسیار همت بالایی داشت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%AC%D9%86%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، روزنامه نگاران همدان ، تاریخ روزنامه نگاری در همدان ،

دوشنبه 6 دی 1395

از پخت نان تا بازی چوگان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،

از پخت نان تا بازی چوگان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از  پخت نان تا بازی چوگان
با تلاش و حمایت تشکل‌های غیردولتی از جمله تشکل‌های استان همدان، آثار ناملموسی مانند فرهنگ پخت نان به نام کشورمان ثبت جهانی شده است. این گروه تلاش می‌کنند بقیه آثار ملموس و ناملموس کشورمان نیز به نام ایران ثبت شود....
1395/10/06
با تلاش و حمایت تشکل‌های غیردولتی از جمله تشکل‌های استان همدان، آثار ناملموسی مانند فرهنگ پخت نان به نام کشورمان ثبت جهانی شده است. این گروه تلاش می‌کنند بقیه آثار ملموس و ناملموس کشورمان نیز به نام ایران ثبت شود.

ثبت جهانی نان
بابک مغازه‌ای فعال مدنی در همدان که مسئولیت هماهنگی تشکل‌های حوزه میراث فرهنگی در ثبت جهانی آثار را بر عهده دارد، با اشاره به فرهنگ پخت نان که به تازگی به ثبت جهانی رسیده، می‌گوید: فرهنگ پخت نان‌های تخت و نازک که لواش ایران نیز یکی از آنها است، به عنوان نمادی از تقارب میان فرهنگ‌ها در فهرست مواریث ناملموس جهانی یونسکو به ثبت رسید.
وی ادامه می‌دهد: از آنجا که در فرایند ثبت این اثر جهانی موافقت و همراهی سازمان‌های غیردولتی الزامی است، گروه کاری سازمان‌های غیردولتی حامی گردشگری و توسعه پایدار کشور نیز در روزهای تعطیلات نوروز 1394 در تلاشی هماهنگ و به یادماندنی با هماهنگی دبیرخانه هماهنگی این مجموعه نامه‌ای را تنظیم و از طریق واحد ثبت آثار سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری وظیفه خود را به منظور همگامی در این اقدام به انجام رساندند.

11 گردهمایی و 4 نامه
مسئول هماهنگی گروه کاری سازمان‌های غیردولتی حامی گردشگری و توسعه پایدار کشور اظهار می‌کند : این گروه کاری ( کنسرسیوم) مجموعه‌ای از تشکل‌ها هستند که با هدف حفظ میراث فرهنگی، محیط زیست و ترویج فرهنگ گردشگری و ارتباط آنها با معیشت جامعه محلی و بقای سبک زندگی بومی و محلی از 3 سال پیش با همراهی 15 تشکل اولیه به وجود آمد. گروه تاکنون با بیش از یکصد سازمان غیردولتی توانسته است 11 گردهمایی و 8 نمایشگاه مشترک را برگزار کند و 4 نامه در حمایت از ثبت جهانی آثار ایران به سازمان یونسکو بنویسد.
مغازه‌ای می‌گوید: یکی از این نامه‌ها در مورد حمایت از ثبت جهانی میراث ناملموس پخت نان‌های نازک (تخت) و فرهنگ مشترک لواش،کاتریما، یوپکا و یوفکا در سازمان جهانی یونسکو است. نوروز 1394 زمانی که مشخص شد ایران نیز باید جزئی از این پرونده باشد و این امر علاوه بر تلاش‌های سازمان میراث فرهنگی نیازمند موافقت حداقل 5 سازمان غیردولتی است،تیم اجرایی دبیرخانه گروه کاری توانست حمایت بیش از 50 سازمان غیردولتی را جلب کند و نامه‌ای را به این منظور تنظیم و با همکاری سازمان میراث فرهنگی در اختیار پرونده قرار دهد.
این فعال مدنی در همدان با اشاره به موارد مندرج در این نامه ادامه می‌دهد: در این نامه سازمان‌های غیردولتی موافقت آزادانه و آگاهانه خود را از این امر اعلام کردند. این اتفاق نمود بارزی از جایگاه و تلاش تشکل‌ها در حفظ و حراست از میراث فرهنگی ایران است و اهمیت این نهادهای مدنی را بیش از پیش مشخص می‌سازد. این اولین بار است که نامه با این تعداد امضا در سطحی وسیع به عنوان جزو اصلی یک پرونده ثبت جهانی درج می‌شود و به تمامی زبان‌های دنیا نیز ترجمه خواهد شد.

تلاش برای حفظ بازی چوگان
وی با اشاره به تلاش‌های تشکل‌های غیردولتی در جلوگیری از ثبت چوگان ایرانی به نام کشور آذربایجان می‌گوید: سازمان‌های غیردولتی مذکور پیش از این نامه نیز یک بار به ثبت جهانی چوگان از سوی کشور آذربایجان اعتراض کرده بودند که جنبه اعتراضی داشت و باعث شد آذربایجان شیوه بازی چوگان در منطقه قفقاز را ثبت کند و حق ثبت جهانی چوگان ایرانی برای کشور ما محفوظ بماند. پس از این نامه هم در ثبت جهانی بافت تاریخی یزد (آذر 94) و پرونده کشورمان در ثبت جهانی چوگان ایرانی (فروردین 95) نیز نامه‌هایی را با بیش از یکصد امضا تنظیم و در پرونده‌های مذکور ارسال کردند.
مغازه‌ای اضافه می‌کند : اکنون نیز این گروه کاری کارگروه‌های تخصصی را در زمینه‌های مرتبط تشکیل داده و توان‌افزایی تشکل‌ها و جوامع محلی را سرلوحه کارهای خود قرار داده است. میراث ناملموس اتفاق و شیوه یا فرهنگی است که ‌باید جزئی از سبک زندگی و معیشت مردمان دیروز و امروز هر سرزمینی باشد و ایران نیز در تلاش است تا هرچه بیشتر در زمینه ثبت ملی و جهانی این آثار کوشا باشد.

توجه جهانی به حضور فعالان مدنی
حامد شهسواری یکی دیگر از فعالان مدنی همدان می‌گوید: برای کشورهای توسعه یافته حضور نهادهای مدنی در فعالیت‌های فرهنگی و مطالبه‌گری بسیار مهم است. زمانی که اعضای سازمان‌های غیردولتی با نهادهای دولتی در پیگیری خواست‌های فرهنگی کشور همراه می‌شوند، پذیرش آن در جامعه جهانی بسیار آسان‌تر است.وی می‌افزاید: ما در رویدادهایی مانند ثبت جهانی آثار نباید نگاه محلی خود را فراموش کنیم. یکی از نمودهای حضور فعالان مدنی در پروسه ثبت آثار را سال گذشته در لالجین دیدیم. تلاش تشکل‌های غیردولتی حوزه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان از جمله انجمن سفال لالجین در مراحل مختلف پرونده ثبت جهانی شهر سفال بسیار مهم است. این انجمن یک تشکل تخصصی بود که در کنار نهادهای دولتی به ثبت جهانی لالجین کمک کرد. باید توجه داشت نهادهای بین‌المللی مانند یونسکو به تشکل‌های غیردولتی اعتماد بیشتری دارند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%AE%D8%AA-%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%86%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، میراث ناملموس ،

یکشنبه 5 دی 1395

لالایی برای تئاتر کودک

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

لالایی برای تئاتر کودک

نویسنده: حسین زندی
لالایی برای تئاتر کودک
بیست و سومین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شنبۀ گذشته با اعلام برگزیدگان به کار خود پایان داد. درهای دبیرخانه تا جشنواره سال آینده بسته شد، اما پرونده آن همچنان باز است....
1395/10/04
 بیست و سومین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شنبۀ گذشته با اعلام برگزیدگان به کار خود پایان داد. درهای دبیرخانه تا جشنواره سال آینده بسته شد، اما پرونده آن همچنان باز است. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان و میزبانی این رویداد هنری در همدان، مهم است. اگر به آسیب‌ها توجه نشود، هر روز از کیفیت آن کاسته و دچار روزمرگی و تکرار می‌شود. روند فعلی نشان می‌دهد که جشنواره دچار افول است. به نظر می‌رسد یکی از راه‌های رهایی از رخوت این است که نقدهای موجود و پیشنهادها از طریق رسانه‌های جمعی در طول سال مطرح شود تا دست‌اندرکاران و برگزارکنندگان اگر گوش شنوایی داشته باشند، برای بهبود کیفیت این رخداد تلاش کنند.
 جای خالی منتقد و نقد در تئاتر همدان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان مشهود است. بیشتر خبرها و گزارش‌ها بازتاب سخنان مسئولان برگزاری جشنواره، مدیران استانی و برخی چهره‌های هنری که به عنوان داور یا میهمان در این جشنواره حضور داشتند، بود و نقدی از آثار در رسانه‌ها ارائه نشد. حتی نشستی برای نقد آثار برگزار نشد. گفته می‌شد حضور برخی آثار راه یافته از همدان به دلیل امتیاز میزبانی همدان بود و این آثار از کارهای دیگر استان‌ها ضعیف‌تر به نظر می‌رسید. شایسته بود برگزارکنندگان پاسخ این شبهات را می‌دادند. بی‌پاسخ ماندن نظر مخاطبان منطقی به نظر نمی‌رسد. دیگر این که با راه‌یابی آثار ضعیف نه فقط سطح کیفی جشنواره سقوط می‌کند، سطح سلیقه مخاطب را هم تنزل می‌دهد. انتظار می‌رود پس از 23 سال برگزاری یک جشنواره، میهمانان یک گروه تشریفات حرفه‌ای را ببینند. چنین چیزی در جشنواره امسال دیده نشد. همچنان گروه تشریفات به خبرنگاران و تماشاگران بی‌احترامی می‌کردند و به غیر از چند پیشکسوت تئاتر که مسئول سالن بودند، دیگران برخورد مناسبی با تماشاگران نداشتند.
 از نقدهای شفاهی به راه یافتگان جشنواره، دوری از تخصص در تئاتر ایرانی بود. از جمله این‌که به طور مثال تعداد محدودی نویسنده و کارگردان تئاتر با روان‌شناسی آشنا هستند. متولیان جشنواره، برگزاری کارگاه‌های آموزشی از جمله آموزش تئاتر خلاق را از امتیازهای جشنواره امسال برشمردند. در حاشیه جشنواره بیست وسوم بیشتر کارگاه‌های آموزشی تقریبا خالی بود و گاهی کمتر از 5 فراگیر در این کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزشی شرکت می‌کردند در حالی که می‌توانستند این فرصت را در اختیار دانشجویان هنر در همدان یا حتی مهدکودک‌ها قرار دهند تا مربیان با این فعالیت‌ها آشنا شوند. جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان به 2 هفته پیش از برگزاری و زمان برگزاری آن محدود است. بقیۀ سال، دبیرخانه تعطیل است. این روند نمی‌تواند در تقویت تئاتر کودک و نوجوان کشور مفید
باشد. گفته می‌شود بیشترین رقم در این جشنواره برای اقامت و خوراک هزینه می‌شود. در شهری که قیمت اقامت در هتل و غذاخوری حدود 50 درصد از سایر استان‌های کشور گران‌تر است، این رقم نادرست به نظر نمی‌رسد. ضمن این‌که بیشتر میهمانان از غذاها و اقامت ناراضی بودند و این که میهمانان هرسال فقط در یک هتل اقامت کنند، رویۀ درستی نیست. در جشنوارۀ بیست و سوم تعداد غایبان تئاتر همدان بیشتر از حاضران بود و در طول برگزاری جشنواره کسی ندانست چه عاملی باعث رنجش این کارگردانان و بازیگران  شده بود که در این رویداد مهم هنری سال استان حضور نداشتند.
 از ضعف اطلاع‌رسانی، نداشتن لوگو و نادیده گرفتن ظرفیت‌های استانی مانند استفاده نکردن از سفال لالجین در جشنواره که بگذریم درون‌مایه بیشتر نمایش‌های این جشنواره به ویژه در بخش بین‌الملل صلح، محیط زیست و موسیقی بود. کاش این پیام‌ها به گوش متولیان فرهنگ در بخش دولتی استان و برگزارکنندگان جشنواره می‌رسید.
حسین زندی
روزنامه‌نگار
https://goo.gl/zYKBWN


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ،

یکشنبه 5 دی 1395

پیوند تئاتر همدان و خوزستان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

پیوند تئاتر همدان و خوزستان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پیوند تئاتر همدان و خوزستان
محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. مهیمنی دوره‌ای از زندگی خود را در شوشتر گذراند و نقش مهمی در رشد تئاتر این خطه داشت به همین دلیل می‌توان وی را پیونددهنده تئاتر همدان و شوشتر دانست....
1395/10/04
 محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. مهیمنی دوره‌ای از زندگی خود را در شوشتر گذراند و نقش مهمی در رشد تئاتر این خطه داشت به همین دلیل می‌توان وی را پیونددهنده تئاتر همدان و شوشتر دانست.مهیمنی اواخر دهه 70پیش از دچار شدن به بیماری 3کتاب منتشر کرد؛ مجموعه شعر «سفر سفر» که تعدادی از سروده‌های اجتماعی و عاشقانه او را در برمی‌گیرد، «نخبه‌شناسی در جامعه کشی» که به جامعه شناسی استبداد می‌پردازد و اوضاع اجتماعی ایران، تاریخ، جنبش‌ها و قیام‌ها را در دوره‌های مختلف بررسی می‌کند و کتاب «گ‍ف‍ت‌‌و گ‍وی‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ و ت‍م‍دن‌ه‍ا» که مسائل صلح جهانی را تحلیل می‌کند.

از زبان همسر
مریم رازانی همسر زنده‌یاد مهیمنی می‌گوید: شاید هستی در آخرین دم‌های حیات دستی به شفقت پیش آورده بود تا آن کوه رنج را برای حرکت به سوی «آنجا که اینجا نیست» یاریگر بشود و کوه نه به پای خویش‌ که بردست یاریگرش برخاست، به راه افتاد، در راه جان داد، دردها از او گریخت و آرام شد.
رازانی می‌افزاید: پایانی نه آن چنان تلخ برای کوه مردی که عمری رنج هستی و آدمیان را به دوش کشیده بود و در بستر مرگ هم حتی برای آوارگان جهان می‌گریست. هیچ‌گاه به جرأت از ته دل نخندید، به جرأت دست به غذا نبرد و خود را به هیچ اندوخته‌ای نیالود. و پایان انسانی که تارو پودش از عشق بود، نفسش از درد و دغدغه‌اش «باور» جز این چه می‌توانست؟

گلایه یک فعال فرهنگی
یک فعال فرهنگی با اشاره به همزمانی درگذشت محمدعلی مهیمنی و برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان می‌گوید: انتظار می‌رفت گوشه‌ای از این رویداد هنری به استاد محمدعلی مهیمنی اختصاص می‌یافت و یادی از او و تلاش‌هایش در عرصه تئاتر می‌شد. درست است که زنده‌یاد مهیمنی در حوزه کودکان کار نکرده است اما کودکان و نوجوانان زیادی را با تئاتر و بازیگری آشنا کرده است. تعداد زیادی از اهالی تئاتر همدان که امروز به عنوان نویسنده، بازیگر و کارگردان فعالیت می‌کنند شاگرد او بودند.
علی نائینی ادامه می‌دهد: در طول جشنواره بارها از برگزارکنندگان آن تقاضا کردیم برنامه کوچکی به این آموزگار هنرمند اختصاص دهند اما برای رفع تکلیف تنها دوبار اسم او را بردند. اگر امروز ما از تئاتر همدان نام می‌بریم یا در این شهر به تماشای نمایشی می‌نشینیم آن را مدیون بزرگانی چون سیف‌الله گلپریان، رضا همراه، حسن بیابانی، برادران بیابانی، ایراندخت میرهادی و محمدعلی مهیمنی هستیم. نباید دیگران فکر کنند ما مردم فراموشکاری هستیم پس بهتر است قدر بزرگان را بدانیم.

دلنوشته‌های زنده‌یاد
در یکی از آخرین نوشته‌های او در صفحه خصوصی‌اش آمده است: «بیماری، سخت، به جانم چنگ انداخته و رهایم نمی‌کند. هر بار روزهای بیشتری را در بیمارستان سپری می‌کنم. در برابر، با بار بیشتری بیرون می‌آیم. پرسش برانگیز است که من هرگاه به بیماری پیش پا افتاده‌ای دچار بودم، می‌بایست پزشکان خیلی پیش بدان پی‌برده بودند. درگذشت زنده‌یاد کیارستمی و آنچه در گوشه وکنار درباره‌ مرگ وی شنیده می‌شود ‌، انسان را به اندیشه می‌برد که آیا به‌راستی بهداشت و درمان ما نیز بیمار است؟ نکته‌ای شایان بررسی ژرف است و من چنان دردمند‌م که بیش از این توان نوشتن ندارم. تا چه پیش آید!...»

   زندگی نوشت
محمد علی مهیمنی سال 1324 در همدان به دنیا آمد و پس از پایان دوران تحصیل به استخدام آموزش و پرورش درآمد. او از اوخر دهه 40 خورشیدی تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود و شاگردان زیادی را پرورش داد. مهیمنی نقش مهمی در رشد تئاتر شوشتر داشت، بیشتر اهالی تئاتر شوشتر به طور مستقیم و غیرمستقیم خود را شاگرد او می‌دانند. به همین دلیل خوزستانی‌ها او را بنیانگذار تئاتر نوین شوشتر می‌دانند.
محمدعلی مهیمنی در شوشتر نمایش «سفر به کره مریخ» را در سال 1348و نمایش «رنگ سرخ اسکانس‌ها» را در سال 1349نوشت و کارگردانی کرد. او همچنین نمایش «عاقبت قلم‌فرسایی» نوشته زنده‌یاد غلامحسین ساعدی را در سال 1350 کارگردانی کرد.
مهیمنی اوایل دهه 60 به زادگاه خود همدان منتقل شد و واپسین سال‌های خدمت معلمی را در دبیرستان‌های همدان سپری کرد. تسلط او بر درس‌هایی که باید ارائه می‌کرد و قدرت بیان او در تدریس در کنار تحلیل مسائل گذشته و حال، او را محبوب شاگردان کرده بود. به همین دلیل مهیمنی را نماد روشنفکری دهه60در آموزش و پرورش همدان می‌دانند.او چه در زمان آموزگاری و چه پس از بازنشستگی هنر را رها نکرد و گروه‌ نمایشی او تولیدات زیادی را برجا گذاشت. پس از بازنشستگی چند نمایش و تله تئاتر از جمله تله فیلم «سربخش» را تولید کرد و در چند نمایش از کارگردانان همدانی بازی کرد. از جمله «تراژدی فرود» به کارگردانی حسین صفی. او همچنین در 2 فیلم سینمایی به نام‌های « آلبوم»( 1383) و« توکیو بدون توقف »(۱۳۸۱) بازی کرد. مهیمنی دستی نیز در موسیقی داشت و نوازنده تار بود اما  به دلیل سال‌ها بیماری ساز را کنار نهاده بود.
این هنرمند پس از یک دوره بیماری روز شنبه 20 آذرماه 1395 در همدان از دنیا رفت و در قطعه هنرمندان باغ بهشت این شهر به خاک سپرده شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، محمد علی مهیمنی ،

دوشنبه 29 آذر 1395

آموزش زیست محیطی به کودکان با نمایش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

آموزش زیست محیطی به کودکان با نمایش

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آموزش زیست محیطی به کودکان با نمایش
فاطمه ابرار پایدار هنرمند همدانی با نمایش «هیزم شکن» در بیست وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور داشت.با او درباره این نمایش و وضع تئاتر کودک در همدان گفت وگو کرده ایم....
1395/09/29
فاطمه ابرار پایدار هنرمند همدانی با نمایش «هیزم شکن» در بیست وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور داشت.با او درباره این نمایش و وضع تئاتر کودک در همدان گفت وگو کرده ایم.

شرایط رو به پیشرفت
ابرارپایدار می‌گوید: زمانی که وارد حوزه تئاتر شدم، نوجوان بودم و عنصر کارگروهی، مشارکت و همکاری جمعی مرا جذب این هنر کرد. همچنان گرایش عجیبی به هنر تئاتر دارم و در حال حاضر، قدرت خارق‌العاده و زیبای نهفته در زبان تئاتر برای بیان دیدگاه‌هایم بسیار جذابیت دارد.این هنرمند تئاتر با اشاره به وضع هنر نمایش در استان می‌افزاید: به نظر من شرایط هنر نمایش در استان رو به بهبود و پیشرفت است. البته اگر همدلی بین هنرمندان بیشتر باشد این پیشرفت بهتر احساس خواهد شد و نگاه تخصصی به تئاتر کودک و ارائه تجربه‌های جدید در کشور گسترش و ارتقا می‌یابد.

تامین نیاز
ابرار پایدار درباره تئاتر کودک و نوجوان می‌گوید: برای بهبود وضع اجراها باید تحولی ایجاد شود به طور مثال زمان اجراها کوتاه ‌شود تا با حوصله این گروه سنی باشد. عنصر فانتزی بسیار قوی و مهم است و باید پررنگ شود و نیز استفاده از رنگ‌های شاد و خالص و موسیقی از دیگر ویژگی‌های این گروه سنی است اما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.او به تاثیر استفاده از روان‌شناسی در تئاتر کودک و نوجوان تأکید دارد و اضافه می‌کند: تا از نیازهای روحی و جسمی کودک آگاه نباشیم نمی‌توانیم اثر مناسب کودک تهیه کنیم. ممکن است نمایش‌های خوبی تولید شود اما مناسب سنی این گروه  سنی نباشد و نتواند نیازهای آنها را عنوان کند. همین طور باید بدانیم نیازهای کودکان در هر طبقه اجتماعی چیست و جامعه‌های مختلف نیازهای متفاوت دارند.

حضور در جشنواره
ابرار پایدار با نمایش «هیزم شکن» در بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان حضور داشت که کار مشترکی بود از او و خواهرش ندا ابرارپایدار.
وی با اشاره به داستان نمایش می‌گوید: این نمایش قصه 2 مرد هیزم‌شکن است، یکی راستگو و دیگری دروغگو. طی اتفاقاتی هر دو از سوی فرشته‌ای مورد آزمون قرار می‌گیرند و در نهایت مرد راستگو به خاطر مهربانی‌اش صاحب ثروت می‌شود و مرد بدجنس تمام دارایی خود را به خاطر دروغگویی از دست می‌دهد.این هنرمند می‌افزاید: نمایش ما برای مقطع سنی 3تا 6 سال است. این نمایش پیش از جشنواره اجرای عمومی نداشت اما در کلاس‌های آموزشی نمایش خلاق، بارها قصه آن را با کودکان کار کردیم و بازخورد خوبی گرفتیم. نویسنده کار خودم بودم اما در حین تمرین تعدادی از صحنه‌ها و دیالوگ‌ها تغییر کرد. البته ایده اصلی قصه ثابت مانده است.وی درباره توجه به محیط زیست در این نمایش می‌گوید: بی‌توجهی عمیق به مسائل زیست محیطی و بی‌دفاع بودنش در برابر ظلمی که به آن می‌شود و نیز فاجعه‌ای که به خاطر نابودی کره زمین در انتظار آیندگان است موجب شد گوشه چشمی هرچند اندک در این نمایش به این موضوع داشته باشیم تا ذهن کودکان را نسبت به این موضوع حساس و آگاه کنیم.

 جشنواره رقابتی
این کارگردان همدانی با اشاره به بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان می‌گوید: دوست داشتم بخش خردسالان مانند گذشته به‌ صورت مسابقه‌ای برگزار نمی‌شد تا هدف هنرمندان به طور اخص ارائه و دریافت تجربه باشد.وی اضافه می‌کند : در این صورت نه گروهی برتر بود و گروهی پایین‌تر، نه کسی از گرفتن جایزه شادتر بود و نه کسی از نگرفتن آن ناراحت و همه در یک سطح بودند و از یک میزان شادی برای حضور در جشنواره بهرمند می‌شدند نه این‌که رقابت برای گرفتن جایزه برتر با یکدیگر رقابت کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

معرفی برگزیدگان بیست‌و سومین جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری
 معرفی برگزیدگان  بیست‌و سومین جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان
با پایان بیست و سومین دوره جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان برگزیدگان بخش‌های مختلف معرفی شدند...
1395/09/29
با پایان بیست و سومین دوره  جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان برگزیدگان  بخش‌های مختلف معرفی  شدند.

 تئاتر خردسال
هیأت داوران بخش تئاتر خردسال متشکل از رضا فیاضی، مجید قناد و افسانه زمانی بودند.
در بخش  بازیگری زن هیأت داوران به خاطر برقراری ارتباط مناسب نمایشی با مخاطب خردسال با اهدای لوح تقدیر از «کبری مالمیر» بازیگر نمایش «آرزوی کلاف‌های رنگی» تقدیر به عمل آورد. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی نیز به «شیرین کاشفی» بازیگر نمایش «کاغذ پاره‌ها» رسید.
در بخش بازیگری مردنیز هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر از «مسعود طاهری عضد» برای بازی در نمایش «دفتر من، خیال من، خوشا به روز و حال من» تقدیر به عمل آورد. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی نیز به «آرین ناصری‌مهر» بازیگر نمایش «آرزوی کلاف‌های رنگی» اهدا شد.
در بخش نمایشنامه‌نویسی هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر از «زهرا مریدی» برای نگارش نمایشنامه «کاغذ پاره‌ها» تقدیر به عمل آورد و دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «فرهاد اسماعیلی» برای نگارش نمایشنامه «آرزوی کلاف‌های رنگی» رسید.
در بخش کارگردانی دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «رامین کُهن» برای کارگردانی نمایش «یک روز و دو فصل» رسید و جایزه ویژه به «کیان جعفری لفوت» بازیگر خردسال نمایش «بوق بوق» اهدا شد. تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی به خاطر کارکرد صحیح موسیقی برای ارتباط با مخاطب خردسال به «امین پروین» آهنگساز نمایش «یک روز و دو فصل» رسید. در بخش نمایش برگزیده نیز دیپلم افتخار به نمایش «یک روز و دو فصل» به کارگردانی «رامین کهن» تقدیم شد.

 تئاتر کودک
هیأت داوران این مسابقه متشکل از بهرام شاه‌محمدلو، سالواتوره تراماچره و هنگامه مفید بودند.
در بخش موسیقی هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از «محمد نصرتی» برای موسیقی نمایش «رنگ رنگ نقاشی» تقدیر به عمل آورد. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی نیز به «فرید نوایی» برای موسیقی نمایش «کلوچه‌های خدا» تقدیم شد.
در بخش طراحی صحنه هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از «سینا ییلاق بیگی»  برای طراحی صحنه نمایش «لاکی عجق وجق» تقدیر به عمل آورد و دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «مهدی شریفی» برای طراحی صحنه نمایش «مورچه‌ای به نام موری» تعلق گرفت.
در بخش طراحی لباس هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از «آزاده محمدی شیرازی» برای طراحی لباس نمایش «لاکی عجق وجق» تقدیر کردند و دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «زینب رشتی» برای طراحی لباس نمایش «مورچه‌ای به نام موری» رسید.در بخش  بازیگری زن هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی مشترکاً از «ندا شامی‌نوری» بازیگر نمایش «عمو نوروز و ننه سرما» و «مریم الهامیان» بازیگر نمایش «رنگ رنگ نقاشی» تقدیر به عمل آوردند. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی نیز به «سحر زینلی» بازیگر نمایش «کلوچه‌های خدا» اهدا شد. در بخش بازیگری مرد هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از «محسن شهرکی» و «محمد اسلامی» بازیگران نمایش «مورچه‌ای به نام موری» تقدیر کردند و دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «سعید حاجی حیدری» بازیگر نمایش «کلوچه‌های خدا» تقدیم شد.
در بخش نمایشنامه‌نویسی هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از «جواد انصافی»  برای نگارش نمایشنامه «قصه عمو نوروز و ننه سرما» تقدیر کردند و دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «سیدآرش شریف‌زاده» برای نگارش نمایشنامه «کلوچه‌های خدا» اهدا شد. در بخش کارگردانی هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از «جواد انصافی»  برای کارگردانی نمایش «قصه عمو نوروز و ننه سرما» تقدیر کرد و دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «سیدآرش شریف‌زاده» برای کارگردانی نمایش «کلوچه‌های خدا» تقدیم شد.
در بخش جایزه ویژه دیپلم افتخار و جایزه نقدی به نمایش «مورچه‌ای به نام موری» به کارگردانی «محمد جهان‌پا» و نمایش «کلوچه‌های خدا» به کارگردانی «سیدآرش شریف‌زاده» تعلق گرفت.

برگزیدگان آرای مردمی جشنواره
برگزیدگان هر یک از بخش‌های جشنواره به انتخاب مردم معرفی شدند. به این ترتیب در بخش بین‌الملل نمایش« اورکت» از کره جنوبی، در بخش نوجوان نمایش «کدو زری » و در بخش کودک نمایش« رنگ رنگ نقاشی» بیشترین آرای مردمی را از آن خود کردند. گفتنی است در شب پایانی بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان برنامه دورهمی با حضور هنرمندان، پیشکسوتان و جمعی از اهالی هنر در سالن سینما کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان همدان برگزار شد.
در این مراسم تقدیر از رضا فیاضی از پیشکسوتان تئاتر و سینما و جشن تولد دو هنرمند عرصه تئاتر کشورمان اصغر همت و بهرام شاه محمدلو و بزرگداشت احمد بیگلریان از هنرمندان تئاتر همدانی برگزار شد.

برگزیدگان بخش مسابقه تئاتر خیابانی
هیأت داوران این مسابقه متشکل از منوچهر اکبرلو، احمد بیگلریان و کریم اکبری مبارکه بودند.
در بخش طراحی فضا و لباس دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «هانیه زحمت کش» و «الهه میرزایی» طراح و سازندگان دکور و عروسک نمایش «نگاه خط خطی» رسید. در بخش طرح و ایده
لوح تقدیر و جایزه نقدی این بخش به «مهدی حبیبی» برای طرح و ایده نمایش «سورپرایز» اهدا شد و در بخش برگزیده دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «بهداد بلیغ فر» برای طرح و ایده نمایش «این همه من» رسید.
هیأت داوران در بخش بازیگری با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از «یاسمن رادمنش» بازیگر نمایش «این همه من» تقدیر کردند. در بخش بازیگری زن با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی به «محدثه فرهادی» برای بازی در نمایش «سورپرایز» از وی تقدیر شد.   
و در بخش برگزیده دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «آنالی شکوری» برای بازی در نمایش «این همه من» رسید.
در بخش بازیگری مرد نیز لوح تقدیر و جایزه نقدی این بخش به «مهدی حبیبی» بازیگر نمایش «سورپرایز» رسید و دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «میثم سرآبادانی» برای بازی در نمایش «جادوگر شهر زباله‌ها» اهدا شد.
دربخش کارگردانی لوح تقدیر و جایزه نقدی به «مهدی حبیبی» برای کارگردانی نمایش «سورپرایز» اهدا شد و دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «بهداد بلیغ فر» برای کارگردانی نمایش «این همه من» رسید.

بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی  
هیأت داوران بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی (آثار چاپ شده)متشکل از منصور خلج، احمد بیگلریان و جواد عاطفه پس از ارزیابی آثار حاضر در
دیپلم افتخار و جایزه نقدی را به «داود کیانیان» برای نگارش نمایشنامه «آوای پریان» از انتشارات سروش اهدا کردند.هیأت داوران مسابقه نمایشنامه‌نویسی (تولیدات تازه)متشکل از احمد بیگلریان، حسن دولت آبادی و سیدحسین فدایی‌حسین بودند.
رتبه سوم، لوح تقدیر و جایزه نقدی به «مریم رهاسرشت» برای نگارش نمایشنامه «نان و حلوا» اهدا شد ورتبه دوم، لوح تقدیر و جایزه نقدی به «محمدباقر نباتی‌مقدم» برای نگارش نمایشنامه «افسانه ساوالان» رسید. رتبه اول، تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی را نیز «کیومرث قنبری آذر» و «سپیده دبیری» برای نگارش نمایشنامه «شیر کتابخانه» از آن خود کرد.
هیأت داوران مسابقه نمایشنامه‌خوانی (استقبال صدسالگی تئاتر کودک)متشکل از احترام برومند و حمیدرضا نعیمی و محمد عاقبتی بودند.دیپلم افتخار این بخش به «احسان مجیدی» کارگردان نمایشنامه‌خوانی «مجادله دو پری» رسید و لوح تقدیر این بخش به  «فرزاد لباسی» کارگردان نمایشنامه‌خوانی «شنگول و منگول» اهدا شد.

 برگزیدگان بخش مسابقه  تئاتر نوجوان
هیأت داوران این مسابقه متشکل از آقایان اردشیر صالحپور، نیکلاس مالمکارونا و لیلی رشیدی بود.
در بخش موسیقی هیأت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از «رامین کُهن»  برای موسیقی نمایش «گیسوانی برای پرواز» تقدیر به عمل آورد. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «علی بی نیاز» و «سیاوش عظیمی» برای موسیقی نمایش «کدوزری» تعلق گرفت.
در بخش طراحی صحنه هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از «علی اعلمی»  برای طراحی صحنه نمایش «کدوزری» تقدیر به عمل آورد. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «رضا حسن زاده» برای طراحی صحنه نمایش «حقایق شیفت شب، وقایع شیفت روز» اهدا شد.
در بخش بازیگری زن هیأت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از «فروزان بهرامپور» بازیگر نمایش «کدوزری» تقدیر به عمل آورد. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «آنالی شکوری» بازیگر نمایش «یک سیب برای دو نفر» رسید.
در بازیگری مرد هیأت داوران با اهداء لوح تقدیر و جایزه نقدی از گروه بازیگران نمایش «کابوس همراه» امیرحسین عسکری، رسول ملایی، محمدمهدی آقابابایی، محمدامین رفاهت، رضا خاشعی، علیرضا آقایی، اسماعیل صادقی و محمدحسن حسن زاده تقدیر به عمل آورد. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به گروه بازیگران نمایش «پس لرزه» محمد رشنو، علی برنگی، نیما نوروزی و علیرضا چگینی تعلق گرفت. در بخش نمایشنامه نویسی هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از «رضا صابری» برای نگارش نمایشنامه «حقاییق شیفت شب، وقایع شیفت روز» تقدیر به عمل آورد. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «سینا شفیعی» برای نگارش نمایشنامه «پس لرزه» اهدا شد.
در بخش کارگردانی هیأت داوران با اهدای لوح تقدیر و جایزه نقدی از «حمیدرضا ملاحسینی» کارگردان نمایش «یک سیب برای دو نفر» تقدیر به عمل آورد. دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی به «رضا حسینی» کارگردان نمایش «حقایق شیفت شب، وقایع شیفت روز» تقدیم شد.
در بخش جایزه ویژه تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی به «محمد اسماعیل زاده» کارگردان نمایش «پس لرزه» تعلق گرفت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C%D8%B3%D8%AA%E2%80%8C%D9%88-%D8%B3%D9%88%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر همدن ، بیست‌و سومین جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان ،

دوشنبه 29 آذر 1395

پایان جشنواره بیست و سوم تئاتر کودک و نوجوان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    

پایان جشنواره بیست و سوم تئاتر کودک و نوجوان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پایان جشنواره بیست و سوم تئاتر کودک و نوجوان
بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان با شرکت 550 نفر از هنرمندان ایرانی و خارجی در قالب 60 گروه نمایشی به ایستگاه پایانی رسید....
1395/09/28
بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان با شرکت 550 نفر از هنرمندان ایرانی و خارجی  در قالب 60 گروه نمایشی  به ایستگاه پایانی رسید.  به گزارش ستاد خبری بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان، مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان در آیین اختتامیه این جشنواره که در مجتمع ابن سینا برگزار شد گفت: 135 هزار کودک و نوجوان همدانی از برنامه‌های بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان استقبال کردند. فاضل عبادی دقایقی اظهار کرد: به همه دست اندرکاران و مسئولان در تهران و همدان به ویژه دبیر محترم و همکارانم در اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی دست مریزاد و خدا قوت می‌گویم......................
https://goo.gl/cUjHpE


برچسب ها: همشهری همدان ،

دوشنبه 29 آذر 1395

زخم خشکسالی بر چهره محیط زیست همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،توسعه پایدار ،

زخم خشکسالی بر چهره محیط زیست همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
زخم خشکسالی    بر چهره  محیط زیست همدان
کاهش بارندگی و خشکسالی از عوامل بحران‌زا در یک دهه گذشته بوده که استان همدان را با چالش اساسی روبه‌رو کرده است. کم‌شدن منابع آبی پدیده بیابانزایی، به وجود آمدن ریزگردها، از بین رفتن پوشش گیاهی و جانوری، فرسایش خاک و حتی گرمایش زمین را به دنبال داشته که به گفته کارشناسان در صورت ادامه این روند استان همدان با تغییر اقلیم روبه‌رو خواهد شد....
1395/09/28
کاهش بارندگی و خشکسالی از عوامل بحران‌زا در یک دهه گذشته بوده که استان همدان را با چالش اساسی روبه‌رو کرده است. کم‌شدن منابع آبی پدیده بیابانزایی، به وجود آمدن ریزگردها، از بین رفتن پوشش گیاهی و جانوری، فرسایش خاک و حتی گرمایش زمین را به دنبال داشته که به گفته کارشناسان در صورت ادامه این روند استان همدان با تغییر اقلیم روبه‌رو خواهد شد. کارشناسان جلوگیری از قطع درختان، حفظ مراتع و پوشش‌های گیاهی طبیعی و مصنوعی، افزایش فضاهای سبز شهری و ایجاد کمربند سبز در اطراف شهرها، کنترل رواناب و مدیریت صحیح منابع آب، اختصاص حقابه به تالاب‌ها و رودخانه‌ها، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر، تصویب و اجرای قوانین در رابطه با ریزگردها، تعامل با کشورهای همسایه در این خصوص، شخم زدن خاک در امتداد خطوط تراز و کرت‌بندی و کاشت خطی گیاهان را از راهکارهای مقابله با پدیده ریزگردها می‌دانند.

یکی از چالش‌های موجود در استان همدان تشدید پدیده ریزگردها است. طبق گزارش‌های رسمی در سال 1383 تنها 3 استان کشور درگیر این پدیده بودند اما در حال حاضر ۲۶ استان کشور کم و بیش تحت تاثیر این پدیده قرار دارند که حداقل ۲۰ استان از این مناطق در جنوب، جنوب غرب، غرب، شمال غرب و بخش‌هایی از نواحی مرکزی کشور قرار گرفته‌اند و همدان هم از جمله  استان‌های در آستانه بحران است.

سدسازی بیمارگونه
هوشنگ جمشیدآبادی، فعال محیط زیست در همدان از اولین کسانی بود که در باره این بحران هشدار داد.
وی می‌گوید: سدسازی‌های بیمارگونه در ترکیه باعث قطع شدن شریان‌های آبی سوریه و عراق شده است.وجود جنگ در منطقه باعث شده سوریه و عراق توان مطالبه حقابه خود از ترکیه را نداشته باشند. بیابان‌های منطقه موجب تولید ریزگرها شده که نتیجه آن را در فصولی از سال در بیشتر استان‌های کشور می‌بینیم. جمشیدآبادی می‌افزاید: علاوه بر این که بخشی از ریزگردهای سوریه و عراق به غرب کشور می‌رسد، در یک دهه گذشته استان همدان با یک عامل داخلی نیز روبه‌رو شده که بسیار خطرناک است. بیابانی شدن بخشی از شمال استان به دلیل برداشت از ذخایر آبی و حضور بی رویه عشایر در استان موجب تشدید این پدیده شده است.

عشایر غیرمجاز
این فعال محیط زیست ادامه می‌دهد: جهاد کشاورزی و منابع طبیعی در استان درست عمل نکرده اند. ورود احشام و دام عشایر به استان در برخی از روزهای سال بیش از 13 برابر ظرفیت مراتع استان است. در طول سال به طور میانگین چرای دام عشایر در استان همدان3 برابر حد معمول در سایر استان‌های کشور است. متاسفانه نه تنها اداره منابع طبیعی و آبخیزداری استان از ورود عشایر جلوگیری نکرده بلکه در اراضی طبیعی مانند کوه‌های جنوب همدان مسیر و جاده اتومبیل رو احداث کرده است. ایجاد جاده در مسیر قله یخچال از سمت کوه‌های تخته رستم نمونه‌ای از این تخریب‌هاست که باعث نابودی منابع طبیعی شده است
جمشیدآبادی می‌گوید: این تخریب‌ها عوامل طبیعی ندارند و بیشتر آنها عوامل انسانی دارند. وقتی پوشش گیاهی منطقه‌ای با چرای دام عشایر از بین می‌رود و شما به جای گیاهان طبیعی با خاک روبه‌رو می‌شوید کوچک‌ترین وزش بادی آن را به هوا می‌برد و ریزگرد تولید می‌شود. یا وقتی دام‌ها بیش از ظرفیت منطقه در آن حضور دارند و رفت وآمد می‌کنند باعث فرسایش خاک می‌شود و این فرسایش خاک پوشش گیاهی را نابود می‌کند و باعث جاری شدن سیل می‌شود.
وی تاثیرات خشکسالی و عوامل انسانی روی گونه‌های گیاهی را همزمان دانسته و می‌گوید: خشکسالی باعث شده عشایر از جنوب کشور پیش از موعد به همدان بیایند و ماندگاری بیشتری نیز در همدان داشته باشند. این ماندگاری بیش از حد نتیجه‌ای جز چرای بی‌رویه ندارد و همین عامل موجب نابودی بسیاری از گونه‌های گیاهی شده تا جایی که گونه‌های نادری که در همدان وجود دارند در آستانه انقراضند.

فرسایش خاک در سد اکباتان
محمد درویش مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور در پاسخ به این پرسش که خشکسالی و کاهش بارندگی‌ها چه تاثیری بر فرسایش خاک در استان همدان داشته است، می‌گوید: قصه غم انگیز سد اکباتان یکی از مصداق‌های بارز عدم توجه به ملاحظات محیط زیستی در استان همدان است. ما بعد از منطقه فیله خالصه در زنجان - میانه که به پشت سد سفید رود می‌رسد در حوزه آبخیز بالادست سداکباتان یکی از بالاترین نرخ فرسایش خاک را داریم.این مشکل ناشی از سهل‌انگاری در مدیریت معادن سیلیس همچنین عدم تعادل دام و مرتع است.
درویش می‌افزاید:اداره منابع طبیعی در آنجا خیلی ضعیف عمل کرده و این باعث شده تا سد اکباتان پر شود. ما به جای این که برویم و ریشه مشکل را پیدا کنیم ارتفاع سد را بالا می‌بریم. متاسفانه این خودش نشان‌دهنده این است که به جای این‌که به علت‌ها بپردازیم خودمان را با معلول‌ها سرگرم می‌کنیم و این فوق‌العاده خطرناک است. مثل یک بیماری می‌ماند که درد دارد و ما به جای این‌که ریشه درد را پیدا کنیم به آن مسکن می‌دهیم تا متوجه درد نشود. این مساله می‌تواند آن‌قدر بحرانی شود که دیگر نتوانیم کاری بکنیم.

منشأ ریزگردها در همدان
وی به منشأ استانی ریزگردها اشاره و اظهار می‌کند : برخی از مناطق استان متاسفانه آشکارا به دلیل کاهش رطوبت سطح خاک تبدیل به چشمه‌های تولید گردوخاک می‌شود و این می‌تواند میزان ذرات کوچک‌تر از 2 میکرون را در فضای استان افزایش دهد. این ذرات فوق‌العاده خطرناک می‌توانند از مویرگ‌ها عبور کنند و فشار اسمزی خون را تغییر دهند وبه سرطان منجر شوند. این می‌تواند یک هشدار خیلی جدی برای مدیریت حاکم بر استان همدان باشد.
مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت‌های مردمی سازمان حفاظت محیط زیست کشور یکی از راه‌های برون‌رفت از بحران را تقویت بنیه آموزش‌های محیط زیستی می‌داند و می‌گوید: اگر این اتفاق بیفتد و این تغییر رفتار محسوس را در چیدمان توسعه و رفتار مردم و همچنین مدیران آن ببینیم می‌توانیم امیدوار باشیم که در طول 2 دهه آینده روندها دوباره به سمتی برود که توان تاب‌آوری همدان به آن برگردد.
وی اضافه می‌کند : یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها یا نشانه‌ها، عزم مدیران همدان برای تاسیس مدارس محیط زیستی و مدارس طبیعت است. اگر این عزم جدی باشد و این مدارس راه بیفتند به این معنی است که مدیران همدان برای افق 20ساله برنامه‌ریزی می‌کنند تا میزان حساسیت مردمی که در همدان زندگی می‌کنند نسبت به آموزه‌ها و ملاحظات محیط زیستی افزایش پیدا کند.

برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی
یک عضو شبکه محیط زیست استان همدان می‌گوید: ما به برکت برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی و ذخایر آبی امروز با پدیده بیابان‌زایی در همدان روبه‌رو هستیم. وقتی منطقه‌ای بیابانی داریم و سرعت وزش باد در آنجا به 85 کیلومتر در ساعت می‌رسد قطعا با پدیده ریزگرد هم روبه‌رو خواهیم بود.
حمیدرضا حق نظری می‌افزاید: آثار خشکسالی‌های استان از اواخر دهه 80 نمایان و این زخم تازه با ورود ریزگرد از کشورهای همسایه همزمان شد. خشکسالی تالاب‌ها را نیز گرفتار خود کرد. بیشتر تالاب‌های استان خشک شدند و تداوم این رویه موجب بروز ریزگرد شد. با توجه به خشک شدن تالاب‌ها، جابه‌جایی خاک سطح تالاب با اندک وزش باد تسهیل شد و این موضوع  به علاوه دلایل خارجی،  وجود آمدن ریزگرد را نیز موجب شد.

راه‌حل‌ها
این فعال محیط زیست در همدان اظهارمی کند: پدیده گرد وغبار از دهه گذشته کشور را فراگرفت و با وجود افزایش بارندگی و احیای برخی تالاب ها همچنان ادامه دارد. باید برای کاستن اثر ریزگردهایی که منشأ داخلی دارند تلاش و با مدیریت صحیح از ایجاد کانون‌های جدید گردوغبار جلوگیری کرد و میزان آلودگی‌های کانون‌های موجود را نیز کاهش داد.
وی ادامه می‌دهد: افزایش سرانه فضای سبز و برنامه‌ریزی برای جلوگیری از فرسایش خاک در اراضی ملی از جمله کپه‌کاری از سوی اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان در کاهش اثر کانون‌های ریزگرد موثر است. در حال حاضر ۲۶ استان کشور کم و بیش تحت تاثیر این پدیده قرار دارند و تنها 6 استان کشور از یورش این پدیده ناخوشایند در امانند.
حق‌نظری اضافه می‌کند : خشکسالی مانند تمام پدیده‌های عالم هستی دارای قاعده و قانون است. اما زمانی که این عامل تشدید می‌شود و اقلیم به سمت گرمی می‌رود بر گونه‌های مناطق کوهستانی که مقاوم به سرما و در مقابل خشکی و گرما ضعیف هستند اثر منفی می‌گذارد و سبب فقر و نابودی آنها می‌شود. همین‌طور فقر و نابودی گیاهان سبب فرسایش شدید خاک شده و این خود عامل ایجاد چشمه‌ها و کانون‌های ریزگرد در مناطق می‌شود در نتیجه آلودگی شدید هوا را به همراه دارد.

 خسارت  دیدن باغ‌ها
وی از بیماری‌های تنفسی و قلبی گرفته تا مشکلات اقتصادی را نتیجه این بحران می‌داندو می‌گوید: ریزگرد‌ها می‌توانند ضربات سنگینی به باغداری یک منطقه وارد کنند بدین شکل که با ایجاد لایه گرد و غبار روی برگ درختان سبب اختلال در عملیات فتوسنتز، ضعیف شدن درختان در مقابل آفات و بیماری‌ها و کاهش محصول و عمر درختان می‌شود. این تاثیر منفی بر مناطق روستایی و باغداری بیشتر است.
حق نظری با اشاره به عوامل انسانی در بروز خشکسالی می‌گوید: اثرات انسانی مانند مدیریت نادرست منابع آب، خاک، پوشش گیاهی، بهره برداری ناپایدار از اراضی و تغییر کاربری سدها باعث تشدید این پدیده شده و انحراف مسیر رودخانه‌ها و برداشت بی‌رویه آب به آن دامن زده است
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B2%D8%AE%D9%85-%D8%AE%D8%B4%DA%A9%D8%B3%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، خشکسالی همدان ، محیط زیست همدان ،

دوشنبه 29 آذر 1395

کودک، نمایش فانتزی و دنیای واقعی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،

کودک، نمایش فانتزی و دنیای واقعی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
کودک، نمایش فانتزی و دنیای واقعی
بهداد بلیغ‌فر متولد 1371 در همدان و دانشجوی رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر دانشگاه پردیس هنرهای زیبا تهران است.نمایش «این همه من» آخرین کار بهداد بلیغ‌فر است که به بخش مسابقه تئاتر خیابانی بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان راه یافته است. به همین بهانه با وی گفت‌وگو کرده ایم....
1395/09/24
بهداد بلیغ‌فر متولد 1371 در همدان و دانشجوی رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر دانشگاه پردیس هنرهای زیبا تهران است.نمایش «این همه من» آخرین کار بهداد بلیغ‌فر است که به بخش مسابقه تئاتر خیابانی بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان راه یافته است. به همین بهانه با وی گفت‌وگو کرده ایم.
  • چه اتفاقی شما را به سمت نمایش کشاند؟
معلم علوم تجربی من به رسم نمایشک ها و بازی های نمایشی مرسوم روی مان را سیاه کرد و عمرمان را سفید. نفسش گرم که دلمان را گرم کرد. 8 سال گذشت و من از هر دری از این خانه راهی برای به جریان انداختن اندیشه کودک و نوجوان استفاده کردم. مفید بودنش با آن هایی که هم سعی و هم قدم در این مسیر بودند و کم ایستادند و بیش حرکت کردند.
  • در بین کارهایی که بازی کرده اید کدام کار همچنان در ذهنتان مانده است؟
نمایش ستاره های جیبی به کارگردانی نیما بیگلریان که در بهترین زاویه قلبم جای دارد من را به اینگونه از تئاتر زلف به چنگ کرد؛ نمایشی پر از ایده، نو و ناب. اما نمایش «پادشاه خوابش می آید» محمدمهدی کلهری موج جریان جدیت در این نوع نمایشی را در من و هم نسلانم به راه انداخت؛ نمایشی پر از دانایی، روشنگری و خلاق. برای بازی در این نمایش موفق شدم تندیس جشنواره و دیپلم افتخار بهترین بازیگری مرد جشنواره را کسب کنم. « دوست من گولاخوف» کار مزدک مهیمنی در واقع نقدی بود به همه ساختارهای کاغذی و باورهای غلط. دریافتم پا درعرصه‌ای جدی نهاده ام که از حساسیت بخصوصی برخوردار است؛ آن هم بنا به مواجهه خود با مخاطبش و مسجل شد که این صحنه جای بزرگان است. این تجربه بعدها در نمایش های 3به علاوه یک محمدمهدی کلهری و چرکولک مزدک مهیمنی تکرار شد.
  • چه زمانی به سراغ کارگردانی رفتید؟
نمایش« تو بگو تو چی» را برای بخش خیابانی در جشنواره پیشین نوشتم و اجرا کردم. درامی خوش ساخت و ساده اما مدعی و با نگاهی نقادانه. این نمایش در 5 بخش کاندیدا و در 3 بخش جایزه های طراحی صحنه، نویسندگی و کارگردانی را از آن خود کرد. سپس قسمتی از دغدغه ام را که جایی قایم کرده بودم در فرصتی محترم و مغتنم روی کاغذ آورده و رنگ کردم. ماحصل آن شد رنگ و رنگ و رنگ برای گروه سنی الف یا خردسال. این نمایش در بیست و دومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان «بورسا» در کشور ترکیه برگزیده شد و 6 اجرا داشت.
  • از حضورتان در بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان بگویید. با چه کاری در آن شرکت کرده اید؟
نمایش خیابانی «این همه من» همه آموخته‌های من در این سال ها است. نمایشی پر زحمت به لحاظ اجرایی و به زعم خودم جذاب، نو و پر ایده برای مخاطبینش. تلاش یک سال من و همکارانم از شکل‌گیری ایده، تحقیق و پژوهش تا طراحی حرکت و الی آخر. نمایش این همه من برگزیده در بخش مسابقه تئاتر خیابانی ببیست‌و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان است.
  • پیام این نمایش چیست؟
این نمایش با رویکردی روان‌شناسانه فارغ از مختصات جغرافیایی و با زبان مشترک و جهان شمول در فضایی استعاری به مساله‌ای جدی در زندگی کودکان امروز می‌پردازد.
  • برای کودک امروز چه پیامی ضروری‌تر است؟
بیراه نرفته ایم اگر در این عصر نو با نسل جدیدی که در اقیانوس اطلاعات و دنیای مجیک غرق است، تئاتر نو و با جسارت تولید کنیم که در آن اندیشه جاری است، پر است از سوال و نشانه و برگرفته شده از زندگی واقعی کودکان در عصر حاضر. هنرمندان تئاتر کودک بایستی به این نکته توجه داشته باشند که بعد از آموختن قادر باشند از خود سوال کنند. چه و چگونه گفتن است که جریان تعقل را در ذهن هنرمند و مخاطب راه می اندازد.
  • جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان برای بهتر شدن چه چیزی کم دارد؟
همواره در تمامی این 7 دوره‌ای که به نحوی در جشنواره حضور داشتم علاقه مند بودم بخشی به بخش‌های جشنواره اضافه شود که درباره کودکان باشد. اگر گونه تئاتر کودک را به 2 دسته تقسیم کنیم قسمتی از آن را نمایش‌هایی تشکیل می دهند که برای کودکان است، کاری که تئاتر امروز دارد انجام می دهد و قسمت دیگر درباره کودکان که البته جای خالی آن به شدت احساس می شود.
  • گذشته از جشنواره، نیاز تئاتر امروز برای پوست اندازی چیست؟
زندگی اجتماعی کودک، خانواده کودک و مواجهه کودک با جامعه. به نظر من وقت آن رسیده که چندی دست از سر زندگی آلیس در سرزمین عجایبی که ساخته‌ایم برداریم.
کودک به خندیدن احتیاج دارد اما آیا غم از کودک امروز جداست؟ کودکان همگی قهرمان هستند اما آیا ترس جزو محسوسات کودکان محسوب نمی شود؟ دروغ نازیبایی است اگر بگوییم که هیچ یک از این ها دغدغه نیست و از جهان کودک فاصله دارد. این شکاف را ما ایجاد کرده ایم، ما به معنای یک مجموعه و بد نیست که یک بار کودک را با جهان واقعی روبه‌رو کنیم تا فانتزی نهفته در واقعیت خودش کشف شود نه این که ما فانتزی را به آن وصله کنیم.
  • بنابراین به تعبیر شما کودک امروز با نمایش‌های ایرانی همذات پنداری نمی کند؟
فراموش نکنیم کودک امروز قادر است به قدر 2 هزار پا دومینو بچیند و توانایی این را دارد که چشم بسته روبیک را مرتب کند. او انتظار دارد به جای تایید بله و خیر گرفتن سطحی و کهنه در حین اجرا که مرسوم شده است اجازه پیدا کند در دنیای فانتزی نمایش مشارکت کند در درام جای خود را پیدا کرده و خودش را ببیند.
امید که جشنواره کودک فرصتی باشد برای انجام این اقدام‌های مهم و نیاید روزی که به جای وصف گفتن از این نوع، به دنبال مثنوی در مدح باشیم.


برچسب ها: همشهری همدان ،

سه شنبه 23 آذر 1395

فلسفه به زبان کودکان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

فلسفه به زبان کودکان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
فلسفه به زبان کودکان
شراره طیار مدرک کارشناسی ارشد نمایش عروسکی را از دانشگاه تهران گرفته و 14 سال است در این زمینه فعالیت می‌کند. او در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان با نمایش «تو شجاع هستی؟» حضور دارد. طیار در گفت‌وگو با همشهری از فعالیت‌هایش می‌گوید...
1395/09/23
شراره طیار مدرک کارشناسی ارشد نمایش عروسکی را از دانشگاه تهران گرفته و 14 سال است در این زمینه فعالیت می‌کند. او در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان با نمایش «تو شجاع هستی؟»  حضور دارد. طیار در گفت‌وگو با همشهری از فعالیت‌هایش می‌گوید.
  • چگونه به حوزه تئاتر وارد شدید؟
سال 1381 وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم و شاگرد زنده‌یاد جواد ذوالفقاری بودم. کم‌کم دستیار ایشان شدم و در اولین تجاربم در نمایش‌های او به بازیگری و عروسک‌گردانی پرداختم. با کارگردانانی چون حسن دادشکر، عادل بزدوده، شیوا مسعودی، فریبا رئیسی و مریم کاظمی همکاری داشته‌ام.
من معلم کودکان هستم و نمایش خلاق و فلسفه به آن‌ها تدریس می‌کنم. کم‌کم به فکر افتادم نمایشی با بچه‌ها و برای بچه‌ها تولید کنم. قبل‌ترها هم کارگردانی می‌کردم اما سال 1392 به صورت تخصصی وارد این حوزه شدم و نمایش «فراخوان» نوشته مهدی فرشیدی‌سپهر را در جشنواره شهر به اجرا رساندم. بعد این نمایش در بخش تئاترهای دانش‌آموزی در تالار هنر به روی صحنه رفت.
  • در عرصه نمایش به ویژه تئاتر کودکان چه عنصری بیش از همه شما را جذب می‌کند؟
در نمایش قدرت انتقال تفکر وجود دارد. تئاتر چون آینه‌ای است که مقابل مخاطب‌ خود قرار می‌گیرد و او را به خودش نشان می‌دهد. تماشاگری و تفکر ما از دوران کودکی آغاز می‌شود، پس چه چیز بهتر از تئاتر برای کودکان وجود دارد؟
  • نمایش «تو شجاع هستی؟» چه پیامی را می‌خواهد به مخاطب بدهد؟
نمایش «تو شجاع هستی؟» اقتباسی از قصه «آزمون شجاعت» نوشته لورنس پاولی است. در واقع این قصه مخاطب را به این فکر می‌اندازد که دعوت دیگران به چالش را چگونه پاسخ بدهیم. این موضوع یکی از مباحث ما در کلاس‌های فلسفه برای کودک است. در این نمایش لحظاتی هست که تسهیلگر فلسفی در حین روایت خود از کودکان سوال می‌پرسد و آنها را به تفکر وا می‌دارد.
درست زمانی که موش و قورباغه و حلزون در گفت‌وگویی پیرامون شجاعت کار خاصی برای اثبات شجاعت‌شان انجام می‌دهند، گنجشک نمایش تصمیم می‌گیرد برای اثبات شجاعتش هیچ کاری نکند، سکوت طولانی میان آن‌ها به وجود می‌آید و همه به فکر فرو می‌روند، بعد موش، قورباغه و حلزون می‌خندند، گویی متوجه چیز تازه‌ای شده‌اند.
  • این کار برای کودکان تهیه شده یا با بزرگسالان هم می‌تواند ارتباط برقرار کند؟
این نمایش به شیوه‌ای برای مقطع سنی خردسال تولید شده، اما داستان مفهومی برای تفکر تمام انسان‌هاست.
  • کودکان چگونه می‌توانند فلسفی بیندیشند و با فلسفه ارتباط برقرار کنند؟
این نمایش کلاس درس فلسفه برای کودکان است و به واسطه قراردادنشان در موقعیت تماشاگر به گفت‌وگوی فلسفی درباره مفهوم چگونگی شرکت در یک چالش می‌پردازد. کودکان فیلسوفان ذاتی‌اند و ما در این نمایش فرصت چرا پرسی را برایشان فراهم کرده‌ایم. ما تسهیلگران فلسفه برای کودکیم و به گفت‌وگو با فیلسوفان کوچک ادامه می‌دهیم و کلاس فلسفه این بار روی صحنه تئاتر برگزار خواهد شد.
  • در اجراهای پیشین چه بازخوردی از کودکان گرفته‌اید؟
این نمایش در مراحل تولید بارها در کلاس فلسفه برای کودک به اجرا رسیده تا در موقعیت‌های گوناگون خود را محک بزنیم. برای ما شنیدن نظرات کودکان اهمیت دارد پس هر کجا که شده بساط کوچک نمایش‌مان را با مفهومی عمیق و فراگیر پهن کرده‌ایم اما هنوز اجرای عمومی به معنای متعارف نداشته‌ایم.
  • وضعیت تئاتر کودک و نوجوان نسبت به گذشته چگونه است؟
وضعیت تئاتر در حوزه کودک و نوجوان رو به افول است. کافی است نگاهی به آثار عباس کیارستمی، صمد بهرنگی، جبار باغچه‌بان و بیژن مفید داشته باشیم تا دریابیم چقدر از ارائه محتوای آموزشی به کوکانمان دور شده‌ایم. هر روز بیشتر از پیش کودکان را مشغول دست زدن و هورا کشیدن می‌کنیم، تا می‌توانیم هجویات را با بدترین کیفیت تولید در معرض دیدشان قرار می‌دهیم. بازیگران با لحن‌های تکراری و صداهای ساختگی و لباس‌های براق بی‌کیفیت به روی صحنه می‌روند و خوراکی مسموم به خورد ذهن و روان کودکان می‌دهند.
  • تاثیر برگزاری جشنواره‌ها از جمله جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان را در به وجود آمدن شرایط فعلی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
جشنواره هم متاسفانه در بخش کودک و نوجوان تبدیل به رپرتوار همین کارهای اجرا شده در سالن‌های تئاتر شده است. گرچه در بخش خردسال هنوز امکان تولید کار مختص جشنواره هست که البته باید دید امسال با رقابتی شدن این بخش چه اتفاقی در انتظارمان خواهد بود. جشنواره‌ای در جهت بهبود شرایط تئاتر گام بر می‌دارد که خود در بهبود کیفیت تئاترهای شرکت‌کننده پیشرو باشد.
  • پیش از این در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور داشته‌اید؟
بله تجربه شرکت داشته‌ام و این بار پنجم است که در جشنواره حضور دارم. گرچه 3 دوره گذشته را با تمرکز در بخش خردسال شرکت کرده‌ام زیرا فکر می‌کنم هنوز فرصت نمایش دادن تولیدات نو و در خور در این بخش وجود دارد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87-%D8%A8%D9%87-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تئاتر ، بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان ، شراره طیار ،

دوشنبه 22 آذر 1395

«یک روز و 2 فصل» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

«یک روز و 2 فصل» در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«یک روز و 2 فصل» در همدان
رامین كهن کارگردانی است که با نمایش «یک روز و 2 فصل» در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان شرکت کرده است. او متولد ١٣٦٦ در تهران است و كارشناسی نمایش عروسكی را از دانشكده سینما تئاتر دانشگاه هنر و كارشناسی ارشد نمایش عروسكی را از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران اخذ کرده است...
1395/09/22
رامین كهن کارگردانی است که با نمایش «یک روز و 2 فصل» در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان شرکت کرده است. او متولد ١٣٦٦ در تهران است و كارشناسی نمایش عروسكی را از دانشكده سینما تئاتر دانشگاه هنر و كارشناسی ارشد نمایش عروسكی را از پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران اخذ کرده است.

آغاز
رامین کهن در مورد چگونگی ورودش به عرصه تئاتر می‌گوید:  از كودكی در مدرسه در گروه‌های تئاتر و سرود فعالیت می‌كردم. در دوره متوسطه وارد هنرستان و رشته سینما شدم و از آن‌جا به صورت جدی هنر را دنبال كردم تا دانشگاه كه تحصیلات آكادمیك رشته تئاتر را ادامه دادم.
وی با اشاره به حضورش در نخستین کارهای نمایشی اظهار می‌کند : از سال 1383 در نمایش‌هایی که در فرهنگسراهای بهمن و شفق اجرا می‌شد به عنوان بازیگر همکاری می‌کردم.
كارگردانی تئاتر را سال ١٣٨٤ با نمایش«آرزوی مترسك» در تالار هنر تهران آغاز كردم و از آن زمان به بعد همچنان به‌صورت جدی در تئاتر كودك مشغول كارگردانی هستم، البته آهنگسازی و بازیگری را نیز در كنار این كار انجام می‌دهم.
 یكی از كارهای همین جشنواره به نام «گیسوانی برای پرواز» هم به آهنگسازی من اجرا می‌شود. گیسوانی برای پرواز به کارگردانی روشنک کریمی در بخش نوجوان بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور دارد.

آموزش
این کارگردان به نقش آموزش در حرفه‌ای شدن تئاتر اشاره کرده و ادامه می‌دهد: من بر این باور هستم که بخش عمده‌ای از حرفه‌ای شدن در تئاتر به آموزش بستگی دارد و آموختن و بهره‌گیری از تجربه دیگران هنرمند را از تکرار رها می‌‌کند به همین دلیل از روز اول این نکته را سرلوحه کار قرار داده‌ام و هنوز هم به دنبال یادگیری هستم.
کهن در مورد حضور خود در جشنواره‌ها می‌گوید: پیش از این نیز در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان شركت كردم.
چند دوره در جشنواره بین‌المللی عروسكی دانشجویان جوایز كارگردانی و طراحی صحنه دریافت کردم و برنده جایزه نمایشنامه‌نویسی در جشنواره ایثار شدم. همچنین برنده جایزه كارگردانی، موسیقی و طراحی صحنه برای نمایش تیستوی سبز انگشتی در جشن منتقدان خانه تئاتر بودم. جایزه بهترین آهنگسازی در جشنواره تئاتر شهر و جایزه و تقدیر جشنواره آرلكین روسیه را نیز در کارنامه‌ام دارم.
وی به تاثیر جشنواره‌ها در بهبود وضع تئاتر کشور تأکید می‌کند و ادامه می‌دهد: به‌ نظر من یک جشنواره وقتی می‌تواند شرایط را بهبود ببخشد كه محافظه‌كاری مدیریتی كنار گذاشته شود و به جای رقابت‌های سطحی گروه‌های نمایشی برای جایزه گرفتن، تلاش برای نگاه كردن مسئولانه و جدی‌تر در این حوزه ایجاد شود. در این صورت جشنواره موثرتر عمل خواهد کرد.

 داستان فصول سرد و گرم
این هنرمند می‌گوید: «یک روز و 2 فصل» داستان فصول سرد و گرم با روایتی موزیكال و عروسكی برای گروه سنی خردسال است كه با توجه به ظرفیت‌های داستانی فرهنگ خودمان  بر قصه ننه سرما و عمونوروز منطبق شده است. این نمایش ابتدا برای اجرا در مدرسه فرانسوی‌ها و سفارت فرانسه آماده و سپس به جشنواره نمایش عروسكی هارمونی تایلند دعوت شد و در حال حاضر هم كه در جشنواره همدان در بخش خردسال اجرا می‌شود.
وی ادامه می‌دهد: نمایشنامه با روایتی جدید از قصه ننه سرما و عمو نوروز نوشته شد و بیشترین كار در نوشتن متن روی استخراج عناصر فانتزی این قصه بود. دیالوگ هایی كه روایت كودكانه‌ای دارد بین 2 بازیگر ردوبدل می‌شود و ایجاد كشمكش می‌كند تا داستان پیش برود.

 مطالعه
کهن از پایین بودن سرانه مطالعه در بین هنرمندان انتقاد کرده و می‌گوید: حمایت از تولید تئاتر فاخر برای كودكان هنوز ضعیف است. متاسفانه من و همكارانم، خیلی مطالعه نمی‌كنیم و بهتر است به‌ جای تولید نمایش‌های پی‌درپی بیشتر تامل كنیم و مطالعه جدی داشته باشیم.
وی ابراز امیدواری می‌کند روزی برسد كه بدانیم هنر برای كودكان چقدر مهم و جدی است و باور كنیم كه كودكان دارای خرد، هوش و تخیل هستند و ما وظیفه پرورش آنان را داریم نه فقط آموزش.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DB%8C%DA%A9-%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%88-2-%D9%81%D8%B5%D9%84%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، بیست و سمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان ،

یکشنبه 21 آذر 1395

همدان؛ رنگین‌کمان نمایش کودک و نوجوان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

همدان؛ رنگین‌کمان نمایش کودک و نوجوان

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ رنگین‌کمان نمایش کودک و نوجوان
بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان از 22 تا 27 آذرماه در همدان برگزار می‌شود. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می‌پردازند....
1395/09/21
بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان از 22 تا 27 آذرماه در همدان برگزار می‌شود. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می‌پردازند.
افتتاحیه این جشنواره عصر فردا 22 آذرماه در سالن ابن‌سینا نمایشگاه بین‌المللی همدان برگزار خواهد شد و در طول برگزاری این رویداد فرهنگی هنرمندان شناخته‌شده عرصه‌های نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی حضور خواهند داشت.
بر اساس تصمیم شورای سیاست‌گذاری جشنواره تئاتر کودک و نوجوان، مراسم بزرگداشت این دوره جشنواره به رضا فیاضی پیشکسوت هنر نمایش اختصاص مییابد. همچنین امسال بخش ویژه‌ای به 100 سالگی تئاتر کودک و نوجوان اختصاص خواهد یافت.

10 بخش
به گفته دبیر جشنواره، آثار نمایشی از 10 بخش در 12 سالن به اجرا در خواهد آمد. در این دوره 50 گروه نمایشی با 60 اجرا میزبان علاقه‌مندان به هنر نمایش می‌شوند که در این میان 550 هنرمند شرکت‌کننده خواهیم داشت که 51 هنرمند آن خارجی هستند.
بخش مسابقه پوستر و عکس جشنواره بیست و سوم تئاتر کودک و نوجوان همدان نیز داوران خود را از میان چهره‌های شناخته‌شده عکاسی تئاتر و طراحان پوستر معرفی کرد. حمید جبلی بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون که آثار متعددی برای کودکان و نوجوانان دارد و یکی از عکاسان پیشکسوت تئاتر است در کنار سیف‌الله صمدیان عکاس، فیلمساز و فیلمبردار و سیامک زمردی مطلق آثار رسیده به بخش عکس بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را در همدان داوری خواهند کرد.قباد شیوا طراح و گرافیست، آرش تنهایی طراح گرافیک و نویسنده که از نسل پنجم طراحان گرافیک ایران محسوب می‌شود و در حوزه طراحی پوستر، پژوهش و آموزش گرافیک فعالیت دارد در کنار امیر اسمی گرافیست تئاتر که دبیری بخش پوستر و عکس جشنواره‌های متعدد تئاتری را بر عهده داشته داوری بخش پوستر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان را بر عهده گرفتند.
نمایشگاه عکس و پوستر جشنواره همزمان با برگزاری این رویداد هنری از ۲۲ آذرماه در همدان آغاز به کار می‌کند و تا پایان جشنواره برپا خواهد بود.

 نمایشنامه‌نویسی
شورای داوری بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شامل منصور خلج، حسن دولت‌آبادی، احمد بیگلریان، سید حسین فدایی حسین و جواد عاطفه با ارزیابی آثار متقاضی در 2 بخش آثار چاپ‌شده و نمایشنامه‌های تولیدی فهرست نامزدهای هر دو بخش را معرفی کرد .این شورا 5 نمایشنامه چاپ شده و ۶ نمایشنامه تولیدی را به عنوان نامزد این بخش معرفی کرد.
نمایشنامه‌های برگزیده در 2 بخش آثار چاپ‌شده و در بخش آثار تولیدی در مراسم اختتامیه جشنواره معرفی خواهد شد.
بخش نمایشنامه‌خوانی جشنواره با حضور ٤ کارگردان تئاتر از ٢٤ تا ٢٦ آذر ماه برگزار می‌شود که ٤ نمایشنامه از زنده یاد باغچه‌بان را می‌خوانند.
امسال مانند سال‌های گذشته کارگاه‌های آموزشی نیز برپا خواهد شد. رویکرد اصلی کارگاه‌های امسال مخاطب‌شناسی است. مدیر کارگاه‌های آموزشی جشنواره تئاتر کودک و نوجوان از حضور یک مدرس ایرانی مقیم آمریکا در این دوره از جشنواره خبر داد و گفت: گنجعلی از هنرمندان ایرانی مقیم آمریکاست که کارگاه خود را بر اساس تجربیاتی که در حوزه تئاتر عروسکی و ساخت عروسک دارد، برگزار می‌کند.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ،

یکشنبه 21 آذر 1395

از «بوق بوق» تا «چرا بارون نمیاد؟»

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،هنر ،

از «بوق بوق» تا «چرا بارون نمیاد؟»

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از «بوق بوق» تا «چرا بارون نمیاد؟»
بیست وسومین دوره جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان از امروز در همدان آغاز شده و تا 27 آذرماه ادامه دارد. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می پردازند....
1395/09/21
بیست وسومین دوره جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان از امروز در همدان آغاز شده و  تا 27 آذرماه ادامه دارد. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می پردازند.
«مریم مهدی‌پور» کارگردان گیلانی با 2 اثر نمایشی از شهرستان آستانه اشرفیه در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان حضور دارد. نمایش «بوق بوق» او در بخش خردسال و «چرا بارون نمیاد؟» در بخش خیابانی اجرا می‌شود.
مهدی‌پور متولد 1364 در شهرستان رشت استان گیلان است. او دانشجوی ارشد رشته حسابداری است اما همچنان در عرصه تئاتر فعال است. به بهانه حضور این هنرمند گیلانی در همدان با وی گفت‌وگو کرده‌ایم که می خوانید.
  • چه چیزی باعث شد وارد حوزه تئاتر شوید؟
من با تشویق همسرم محمدرضا جعفری که یکی از فعالان در عرصه هنر تئاتراست وارد این حوزه شدم.
  •   اولین نمایشی که در آن حضور داشته اید چه کاری بوده است؟
اولین کار من با حضور در جشنواره ملی جوان در بخش عروسکی بود. اما اولین تجربه کارگردانی من در سال 1387 با نمایش «نقل پیچای و مومای» بود.
  • از حضورتان در جشنواره‌ها بگویید.
در جشنواره‌های رضوی، راه روشن، مریوان و فجر بارها شرکت کرده‌ام و در جشنواره‌های استانی نیز به عنوان طراح لباس و بازیگر حضور داشته اما عنوانی کسب نکرده‌ام.
  • در عرصه نمایش چه عنصری بیش از همه شما را جذب می‌کند؟
بنده به عنوان یک مادر و با داشتن پسری 4 ساله به تئاتر علاقه  بیشتری پیدا کردم. آموزش مهارت‌های زندگی از طریق تئاتر به کودک برایم اهمیت ویژه‌ای دارد و سعی می‌کنم از طریق بازیگری به او آموزش دهم. این کار از لذت‌بخش‌ترین بخش‌های تئاتر برای من است.
  • شما در بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان با دو اثر حضور دارید. ابتدا بگویید داستان «بوق بوق» چیست؟
موضوع نمایش بوق بوق آموزش مقررات راهنمایی و رانندگی به شیوه‌ای ساده در قالب نمایش است و تلاش کرده‌ام علاوه بر خلاقیت به پیام‌رسانی هم توجه کنم.این نمایش برای گروه سنی 3تا 7 سال یعنی خردسالان اجرا می‌شود.
  • پیش از جشنواره اجرای عمومی داشته‌اید؟
خیر، اما قصد داریم پس از بازگشت از همدان در استان گیلان اجرای عمومی داشته باشیم.
  • در این اثر چقدر به متن اصلی پایبند بودید و نویسنده چقدر در اجرا نقش داشت؟
کاملا پایبند به متن هستم و به علت حضور نویسنده به عنوان بازیگر نقش اصلی این پایبندی بیشتر است.  محمدرضا جعفری به عنوان نویسنده و بازیگر نقش مهمی در تقویت کار به ویژه در اجرای نمایش داشت.
  • پیش از این، تجربه حضور در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را داشته‌اید؟ فکر می‌کنید برگزاری چنین جشنواره‌ای چه تاثیری در بهبود شرایط تئاتر کشور خواهد داشت؟
در 3 دوره شرکت داشته‌ام و از نظر من با توجه به حضور گروه‌های حرفه‌ای و تماشای نمایش‌های همدیگر تاثیر بسزایی در ارتقای سطح کیفی تئاتر کودک کشور خواهد داشت. تئاتر خردسال به دلیل شرایط سنی مخاطب خود سهم بسیار مهمی در ایجاد علاقه‌مندی در آنان برای شکل‌گیری تماشاگر حرفه‌ای در سال‌های آینده دارد و ما سعی داریم تماشاگران حرفه‌ای تئاتر را از همین سن پرورش دهیم.
  • داستان «چرا بارون نمیاد» چست؟
تی تی دختری است که درختی از مادربزرگ به یادگار دارد و به او قول داده که از غصه خوردن درخت جلوگیری کند اما فکر می‌کند تنها بی‌آبی باعث غمگین شدن درخت می‌شود.اما او با ورود شخصیت‌های دیگر به نمایش متوجه می‌شود که مواردی چون آلودگی هم باعث ناراحتی درخت می‌شود.
  • علت این‌که با دو اثر در این جشنواره شرکت کردید چه بود؟
بیشتر به علاقه‌مندی کل گروه «تی تی» برای حضور در جشنواره تئاتر کودک همدان مربوط می‌شود. این گروه امسال با 3 نمایش در این جشنواره حضور دارد و بنده کمترین سهم را در این اتفاق مبارک دارم.
  • حضور در یک جشنواره با 2 اثر چه مشکلاتی دارد؟
گروه تئاتر تی تی به دلیل داشتن عوامل عاشق تئاتر همه مشکلات را به جان خریده و با گذشتن از این مشکلات حضور چشمگیر خود را به نمایش گذاشته است. اما مهم‌ترین این مشکلات مربوط می‌شود به مسائل مالی و زمانبندی تمرین. به دلیل شاغل بودن اعضا و بازیگر خردسال داشتن در کنار بازیگران حرفه‌ای مشکلاتی به وجود می‌آید که ناگزیر نمی‌توان همه آنها را برطرف کرد.
  • پرداختن به مسائل تربیتی مانند مسائل محیط زیستی و راهنمایی و رانندگی که درد امروز جامعه نیز است چقدر در تغییر رفتار مردم می تواند موثر باشد؟
به نظر من اگر قرار است سرمایه‌گذاری مادی و معنوی برای رشد جامعه صورت می‌گیرد  باید با کودک آغاز شود. به دلیل این که کودکان قرار است آینده این جامعه را  بسازند  اگر‌ مسائل تربیتی در قالب تئاتر به آنها آموزش داده شود در ذهنشان ماندگار می‌شود و قطعا تاثیرگذار نیز هست.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D8%A8%D9%88%D9%82-%D8%A8%D9%88%D9%82%C2%BB-%D8%AA%D8%A7-%C2%AB%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%86-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%9F%C2%BB?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان ، تئاتر همدان ،

یکشنبه 21 آذر 1395

کپی برداری؛ بلای جان آثار هنری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

کپی برداری؛ بلای جان آثار هنری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
کپی برداری؛ بلای جان آثار هنری
هفته گذشته گزارش «نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان» پس از انتشار در روزنامه همشهری با بازخوردهای گوناگونی روبه‌رو شد...
1395/09/21
 هفته گذشته گزارش «نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان» پس از انتشار در روزنامه همشهری با بازخوردهای گوناگونی روبه‌رو شد. تعدادی از خوانندگان در تماس با دفتر روزنامه ابراز کردند هنوز نقاشی پشت شیشه در همدان رواج دارد و جوانان نیز راه استاد فتوت و جمشیدآبادی را پی گرفته و ادامه داده‌اند.مهدی کریمی‌منسوب یکی از این هنرمندان است که در کنار آموزش هنرجوها و شاگردان خود، آثار نقش برجسته و کتیبه‌های سفالی و تابلوهای نقاشی پشت شیشه آثار زیادی را خلق کرده است. او متولد 1358 در همدان و فارغ‌التحصیل کارشناسی هنر و کارشناسی ارشد باستان‌شناسی است. با این هنرمند همدانی گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌آید:
  • چه شد که به هنر گرایش پیدا کردید؟
از آنجا که خانواده و اطرافیانم عمدتا دارای مشاغل و تخصص‌های هنری بودند از کودکی درگیر مسائل و اتفاقات هنری بودم. علاقه به رشته‌های هنری مختلف را از سنین پایین احساس کردم و به نوعی توانایی خودم را در رشته‌های مختلف محک زدم.
  • چرا سراغ باستان‌شناسی رفتید؟
هنر و باستان شناسی بدون هم به نوعی ناقص و نیمه کاره هستند و درواقع جزء جدایی‌ناپذیرند. فلسفه وجودی بسیاری از آثار هنری را تنها با جست‌و‌جو در دنیای باستان می‌توان درک کرد. به‌وجود آورنده آثار هنری یعنی انسان درگذر زمان درگیر سیر اتفاقات تاثیرگذار تاریخی دست به آفرینش می‌زند و به نوعی می‌توان گفت هنر تجلی درونیات آفریننده‌ای است که خود در فراز و نشیب تاریخ از محیط اطرافش تاثیر پذیرفته است. پس برای درک بهتر آثار هنری نیازمند مطالعه شرایط مکانی و زمانی آفریننده آن هستیم و بنابراین هنرمند به نوعی به مطالعه باستان‌شناسانه نیاز پیدا خواهد کرد. من در زمان تحصیل در رشته هنر به مواردی برخورد کردم که از نظر هنری قابل توجه بود اما بدون مطالعه تخصصی در مورد آنها نمی‌توانستم به مبحث ورود پیدا کنم.
  • در حوزه سفال و سفالگری چه کارهایی کرده‌اید؟
با سفال و سفالگری سال‌ها پیش از شروع تحصیلات به‌صورت آکادمیک آشنا شدم به طوری که برای من یادآور خاطرات شیرین سال‌های نوجوانی است. سال‌هایی که به‌ سختی برای آوردن گل مورد نیاز به لالجین می‌رفتم و ساعت‌ها در کارگاه‌هایی که دیگر از آنها به آن شکل و شمایل معماری کمتر اثری مانده است، به دست‌های هنرمند خیره می‌شدم. مدتی که گذشت کم‌کم با درخواست‌ها و سفارش‌هایی روبه‌رو شدم که فعالیت تفریحی‌ام را با انگیزه مالی توام کرد و اعتماد به نفس مرا برای شروع فعالیت حرفه‌ای‌تر بالا برد. در آن زمان هنوز اثری از کتیبه‌های سفالی و مجسمه‌ها به‌شکل امروزی نبود و سفال را به عنوان ظرف می‌شناختند و بعضا در لالجین نوع فعالیت من مورد سوال بود. به‌دلیل غریب بودن این هنر در استان من به اساتید بزرگ کشور چون استاد قان بیگی، استاد دیلمغانی و استاد نجیبی روی آوردم که خوشبختانه درهای ذهنم را به دنیای بزرگی باز کرد و به نوعی باعث شد جزو پیشگامان موج نو این هنر در آن دوره باشم.
  • ارتباط کارهای شما با سفالگری لالجین چقدر است؟
زندگی هنری من با سفال و لالجین به نوعی آمیخته است. به دلیل این‌که طبیعتا در طول مدت سال‌های طولانی این ارتباط ادامه داشته و دوستان زیاد و متعددی در لالجین دارم. مدتی هم به لطف تدریس در دانشگاه علمی کاربردی لالجین ارتباط تنگاتنگی با مردم لالجین و هنرمندان داشتم که متاسفانه این فعالیت به‌دلیل سیاست‌گذاری اشتباه مسئولان وقت و به دنبال آن کاهش استقبال دانشجوها از سال 90 تقریبا قطع شد.
تفاوت آثار شما با تولیدات لالجین در چیست؟
ارتباط کار هنری من با سفال لالجین یا اشتراک محصولات ما تنها در ماده اولیه و متریال هنری هست و می‌توان گفت جدای از کارهای هنری و تحقیقاتی که مربوط به سفال و ظروف است سایر محصولات و آثار بنده نقاط اشتراک کمی با نوع فعالیت در لالجین دارد. یکی از تفاوت‌های ملموس بین 2 نوع اثر تفاوت در محتوای طرح است. آثار هنرمندان لالجین متاسفانه در اکثر موارد مطیع بازار از پیش تعیین شده است و هنرمند را وادار به کپی از طرح‌های پیشنهادی می‌کند و راه خلاقیت را روی هنرمند سد می‌کند. در صورتی که عمده آثار من متکی به خلق اثر جدید و جوشش درونیات شخصی است.
  • رابطه بازار و تولید را چگونه می‌بینید؟
به نظر بنده اثر هنری باید با معرفی خودش بازار را در اطرافش ایجاد کند نه این‌که ما اثری را تولید کنیم که به خاطر رعایت چارچوبی خاص حتی از سوی سفارش دهنده مانع بروز خلاقیت شود. متاسفانه عادت به کپی آزاردهنده‌ترین مقوله این روزهای هنر در کشور و همچنین لالجین است که به نوعی یادآور آثار کپی کشور چین در فضایی کوچک‌تر است.
  • به فعالیت‌های آموزشی اشاره کردید؛ از این حوزه بیشتر بگویید.
علی‌رغم موج کاهش دانشجو به خصوص در رشته‌های هنری خوشبختانه هنوز با تلاش همکاران شاهد حفظ رشته‌های معدود هنری مثل نقاشی و گرافیک در دانشگاه‌های همدان هستیم و بنده هم افتخار دارم در کنار دیگر همکاران گروه هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی همدان در خدمت این گروه بسیار فعال و پرانرژی باشم. البته در بیرون از محیط دانشگاهی نیز  با بسیاری از هنرجویان مشتاق مرتبط هستم و به نوعی سعی کرده‌ام با حفظ ارتباط با نسل بعدی در گسترش این هنر سهمی داشته باشم.
  • از نوآوری‌هایی که در سفالگری و پخت سفال داشتید بگویید.
بعد از تمرکز روی سفال‌های باستانی و تحقیقات گسترده، بازسازی تکنیک‌های تولید آثار سفالی باستانی در مرکز توجه من قرار گرفت و در یک دوره 2 ساله موفق به بازتولید نوع خاصی از این آثار با نام سفال خاکستری رنگ شدم که محور اصلی تولید آن تحقیقات روی تکنیک‌های پخت و معماری کوره‌ها بود و با بازسازی همه فاکتورها موفق به تولید دوباره آن سفال شدم.
  • نقاشی پشت شیشه را چگونه آموختید؟
تکنیک نقاشی پشت شیشه به نوعی زیرمجموعه و زیرشاخه نقاشی است. در بسیاری موارد با نقاشی اشتراکاتی دارد و بسیار طبیعی است که هنرمند علاقه‌مند به محک زدن خودش در این تکنیک باشد؛ حتی برای کسی  مثل من و کاملا شخصی و بدون بهره بردن از استادی خاص.
  • چه تاریخچه‌ای برای این هنر در همدان می‌توان متصور شد؟
با توجه به حضور طولانی مدت اساتید شناخته شده نقاشی همدان در کشور می‌توان تاریخچه این شاخه هنری را به نوعی درآمیخته با تاریخچه نقاشی همدان دانست. اساتیدی که جزو اولین تحصیل‌کردگان هنر کشور بودند با دسترسی به منابع هنری خارج از کشور به خصوص ایتالیا و فرانسه توانستند سرمنشا تحول در انواع سبک‌ها و روش‌های هنری ایران  باشند.
  • شما چه کارهایی در این زمینه انجام داده‌اید؟
با توجه به محدود بودن آثار شناخته‌شده‌ای که از نسل اساتید گذشته به‌جا مانده بنده بر آن شدم که به صورت کاملا شخصی و در گالری هنری خودم که متشکل از تعدادی از هنرجویانم است به نوعی به باززنده‌سازی این هنر و تلفیق آن با فضاهای خشک ساختمان‌های امروزی بپردازم که خوشبختانه در مدت کوتاهی با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد.
  •  ویترای در همدان چه وضعی دارد و شما چه چشم‌اندازی را برای این هنر تصور می‌کنید؟
کمترین اثر قابل تصور ویترای در معماری در بند مدرنیته و خشک امروز تلطیف فضاهای سرد و بی‌روح به‌وسیله عناصر رنگ و نور است که متاسفانه بنا به دلایل مختلف تا به امروز از آن محروم بوده. بنابراین قطعا خلا فراوانی برای خلق چنین آثاری متصور است که می‌توان با برنامه‌ریزی و معرفی خوب این نوع هنر باب خوبی را در زیرمجموعه شاخه‌های نقاشی و ترکیب آن با معماری امروز گشود.
  • ویترای چه رابطه‌ای با سفالگری دارد؟
در دنیای هنر امروز دیگر مرز بین رشته‌های مختلف هنری کسته شده و هنرمند بیشتر از شکل اولیه و رعایت چارچوب‌ها خود را پایبند به خلق تکنیک‌های نو می‌داند. چه بسا با احساس برآورده شدن نیاز از امکانات رشته‌ای دیگر بهره برده یا ابزار و تکنیک‌های 2 یا چند رشته را در هم بیامیزد. به طور مثال نوع و شکل طراحی مرا گاهی مجاب می‌کرد تا تکنیک‌ها و متریال مختلف را در مسیر اجرای قدرتمند تر محک بزنم که یکی از این تلاش‌ها منجر به خلق آثاری با تکنیک ویترای شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%9B-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، نقاشی پشت شیشه همدان ، سفالگری همدان ،

شنبه 20 آذر 1395

زندگی در کنار پرندگان شیرین‌سو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،

زندگی در کنار پرندگان شیرین‌سو

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
زندگی در کنار  پرندگان شیرین‌سو
پرنده‌نگری در تالاب شیرین‌سو یکی از سرگرمی‌های دلپذیر در فصل پاییز است و این تالاب قابلیت تبدیل شدن به یک مرکز پرنده نگری را دارد...
1395/09/20
پرنده‌نگری در تالاب شیرین‌سو یکی از سرگرمی‌های دلپذیر در فصل پاییز است و این تالاب قابلیت تبدیل شدن به یک مرکز پرنده نگری را دارد.
پرنده نگری لذت بردن، تجربه کسب کردن و آموختن از دنیای پر رمز و راز پرندگان است. تعداد پرنده‌نگرهای دنیا مرتباً رو به افزایش است تا حدی که گفته می‌شود در کشورهای انگلیس و آلمان برابر طرفداران فوتبال، پرنده نگر وجود دارد. در ایران روز ۲۵ آبان به این روز اختصاص یافته است و روز به روز بر تعداد دوستداران پرندگان و پرنده‌نگری افزوده می‌شود.
بیشتر ظرفیت‌ها و جذابیت‌های پرنده‌نگری در منطقه گرمسیری به هنگام کوچ بهاره و کوچ پاییزه پرندگان است.علاقه‌مندان به محیط زیست امیدوارند روزی پرنده‌نگری جای شکار پرندگان را بگیرد و افراد شکارچی اسلحه خود را با دوربین تعویض کنند. پرنده‌نگری کم‌ضررترین بخش از اکوتوریسم است.

شیرین‌سو از زبان دوستداران محیط زیست
نصرالله پزشکی فعال محیط زیست در همدان می‌گوید: تالاب شیرین سو که یکی از مهم‌ترین زیستگاه‌های پرندگان استان همدان است، در هر فصل میزبان بیش از 50 گونه است و حیوانات و جانوران زیادی در آن زندگی می‌کنند که مهم‌ترین آن‌ها مار و سنجاب خاکی است. علاوه برآلودگی‌هایی که از طریق احشام، دام‌ها، زباله‌ها و پسماندهای شهری وارد تالاب می‌شود برداشت آب از سوی کشاورزان گاهی باعث خشک شدن آب تالاب شده و زندگی گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری را تهدید می‌کند . در سال جاری زراعی خوشبختانه این مشکل را نداشتیم.
وی می‌افزاید: تالاب شیرین‌سو در حوزه گردشگری بسیار مهم است و ظرفیت تبدیل شدن این تالاب به عنوان سایت پرنده‌نگری وجود دارد. در این میان حفاظت از آن بسیار مهم است به طوری که می‌تواند وضع معیشتی افراد محلی را رشد فراوانی دهد.

 چشمه‌های جوشان
در استان همدان 3 تالاب طبیعی به نام‌های «چم‌شور»، «آق‌گل» و «پیرسلمان» وجود دارد که هر 3تالاب با بحران کم‌آبی دست وپنجه نرم می‌کنند. در فصل پاییز و زمستان با بارش باران و برف اغلب این تالاب‎ها جان می‌گیرند، ولی به تابستان نرسیده از تالاب چند «نی» بیشتر باقی نمی‌ماند، اما شیرین سو چنین مشکلی ندارد.
پزشکی می‌گوید: تالاب آق گل استان همدان که محل زادآوری پرندگان است متاسفانه به دلیل برداشت بی‌رویه آب آن خشک شده اما چشمه‌های جوشان تالاب شیرین سو باعث شده در این تالاب همیشه آب داشته باشیم به همین دلیل پرندگان این‌جا را محلی امن برای خود می‌دانند.
این عضو کمیته محیط زیست بنیاد مهر همدان ادامه می‌دهد: حفاظت از تالاب‌های استان همدان از جمله شیرین سو علاوه بر کمک به حفظ محیط زیست زمینه مهاجرت پرندگان و رشد و نمو آبزیان و دیگر گونه‌های گیاهی و جانوری را در اطراف تالاب فراهم می‎کند و نیز به عنوان یک ظرفیت طبیعی گردشگری می‌تواند سبب رونق اقتصادی منطقه پیرامونی شود. فعالان مدنی استان در این زمینه همیشه پیشگام هستند و امسال نیز در آستانه روز جهانی تالاب( 2 فوریه) انجمن‌های فعال محیط زیست شهرستان همدان از تالاب شیرین سو بازدید می‌کنند.

اهمیت شیرین‌سو
مجتبی جوادیه کارشناس گردشگری و فعال محیط زیست در همدان نیز می‌گوید: تالاب‌های کوچکی چون شیرین‌سو راکه در مسیر مهاجرت پرندگان قرار دارند به پمپ بنزین‌های بین راهی تشبیه می‌کنند که اهمیت بسیار زیادی برای دسته‌های متعدد و متنوع پرندگان مهاجر دارند. شیرین‌سو که همانند نامش آبش هم شیرین است یکی از این تالاب‌ها است. این تالاب در منطقه‌ای واقع شده که در شعاعی گسترده تنها تالاب آب شیرین مورد علاقه  این مهاجرین زیباست.
جوادیه می‌افزاید: جدای از نگرانی‌های حفاظتی، شیرین‌سو نزدیک به روستا و جاده اصلی بین استان همدان و زنجان و پدیده زیبای غار علیصدر هم هست. شیرین‌سو به لحاظ گردشگری و پرنده‌نگری می‌تواند به یکی از مناطق نمونه از این دست تبدیل شود که البته نیازمند مدیریت صحیح و هوشمندانه است.
این کارشناس گردشگری در همدان می‌گوید: امروزه پرنده‌نگری در تالاب‌ها طرفداران بسیاری پیدا کرده و شاهد برگزاری تورهای متعددی برای مشاهده و عکاسی از پرندگان هستیم.این تورها معمولا از اوایل پاییز تا اوایل بهار در اکثر مناطق کشور قابل اجراست.
به گفته وی، شیرین‌سو با توجه به در دسترس بودنش قابلیت تبدیل شدن به یک مرکز پرنده‌نگری را دارد. این امر نه تنها به حفاظت آن کمک می‌کند بلکه معیشت جامعه محلی را که حالا تالاب را جزئی از فرهنگ و بخشی از خانواده خود می‌دانند هم بهبود می‌بخشد.

   گونه‌های جانوری و گیاهی شیرین‌سو
در تالاب شیرین سو 54 گونه پرنده شناسایی شده که جزو پرندگان كم‌نظیر و ارزشمند ایران به شمار می‌روند. در سال جاری بیش از 1000قطعه مرغابی و 300غازدر تالاب وجود داشت. چنگر، كشیم بزرگ، خوتكا، لک ‌لک سفید، آووست، چوب پا، حواصیل خاكستری، حواصیل ارغوانی، اگرت بزرگ، كشیم كوچک، سر سبز، اردک نوک سبز، كاكایی سر سیاه، سلیم طوقی، تلیله كوچک، پرستوی دریایی نوک کلفت، تنجه، آنقوت، فیلوش باکلان بزرگ، کشیم بزرگ، باکلان کوچک، بوتیمار کوچک، فلامینگو، کاکایی نقره‌ای، دم جنبانک ابلق، گاو چرانک و حواصیل شب از جمله پرندگان این تالاب به شمار می‌آیند.
این تالاب همه ساله در فصل مهاجر‌پذیری میزبان تعداد زیادی پرندگان آبزی و کنار آبزی است. حداکثر جمعیت پرندگان در تالاب شیرین سو، اردیبهشت ماه است که کارشناسان وجود پرندگان در این منطقه را نشانه‌ای از سلامت محیط پیرامون تالاب می‌دانند. تنوع اکولوژیک بالای منطقه، نیاز اساسی به برنامه‌های حفاظتی و مدیریتی دارد.
علاوه بر انواع مرغ و پرندگان، پستاندارانی مانند سنجاب زمینی و خرگوش نیز محوطه اطراف تالاب را به عنوان زیستگاه خود قرار داده‌اند. سال‌های قبل تعداد زیادی ماهی‌ تزئینی در تالاب رها شده بود که متاسفانه همزمان با برگزاری جشنواره ماهیگیری ماهی‌ها از بین رفت و امروزه کسانی که با مجوز برای ماهیگیری به تالاب می‌آیند صبح یا غروب یک ماهی هم نمی‌توانند بگیرند.
به لحاظ وضع پوشش گیاهی نیز گونه‌های درمنه، گون، خانواده‌های نعنائیان، چتریان، شب بو، گل گاوزبان، گندمیان و بقولات پوشش غالب منطقه است.
این تالاب در مسیر جاده شهرستان کبودراهنگ به زنجان و در کنار روستای شیرین‌سو واقع شده است. آب تالاب از طریق چشمه‌های دائمی و بارندگی‌های فصلی تامین می‌شود و بخشی از آن از سوی یک سد کوچک به مصرف کشاورزی می‌رسد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D8%B1%D9%86%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%B3%D9%88?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، تالاب شیرین سو ، تالاب های همدان ، پرنده نگری همدان ،

چهارشنبه 17 آذر 1395

همدان؛‌ دشتی که بیابان می‌شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،

همدان؛‌ دشتی که بیابان می‌شود

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
 همدان؛‌ دشتی که بیابان می‌شود
استان همدان در 2دهه گذشته روزبه‌روز به سمت کم‌آبی و خشک شدن پیش می‌رود و ذخیره سفره‌های زیرزمینی آب استان هر روز کمتر می‌شود....
1395/09/17
استان همدان در 2دهه گذشته روزبه‌روز به سمت کم‌آبی و خشک شدن پیش می‌رود و ذخیره سفره‌های زیرزمینی آب استان هر روز کمتر می‌شود. افزون برخشکسالی و کمبود میزان بارش عوامل دیگری نیز به این بحران دامن زده است تا جایی که شرایط از بحران عبور کرده و به سمت تغییر اقلیم پیش می‌رود. از جمله عوامل بحران زا در استان می‌توان به نبود مدیریت آب، برداشت بی رویه، هدر دادن آب در تولیدات کشاورزی، تولید انرژی و مصارف صنعتی اشاره کرد. برداشت بیش از حد و نبود مدیریت موجب نابودی برخی گونه‌های گیاهی، تغییر اکولوژیکی منطقه و تشدید بیابانزایی شده است. اگر این روند به سرعت مهار نشود بحران می‌تواند به جایی برسد که همدان به یک استان بیابانی کشور تبدیل شود. در این پرونده به وضع خشکسالی و مصرف آب در استان می‌پردازیم

کشاورزی سنتی و استفاده بی رویه نیروگاه شهیدمفتح از منابع زیرزمینی 2 مشکل اساسی است که منابع آب همدان را تهدید می‌کند؛ کشاورزی، حفر چاه غیرمجاز و صنایعی که در منطقه قرار گرفته متناسب با توانمندی زیست‌بوم استان همدان برای تولید آب نیست.

پایش
« محمدرضا همتی»  مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان در پاسخ به این پرسش که با افزایش روند خشکسالی چه برنامه ریزی‌های محلی و ملی برای مقابله با این موضوع انجام شده؟ می‌گوید: همدان در شمار 13 استان کشور است که دارای حوزه «معرف – زوجی» است. پروژه‌های معرف- زوجی طرح‌های آزمایشگاهی و پژوهشی است که برای بررسی فیزیوگرافی، هیدرولوژی، زمین‌شناسی، خاک شناسی، ژئومورفولوژی و پوشش گیاهی در یک منطقه اجرا می‌شود.وی ادامه می‌دهد: برونداد و نتیجه‌ای که ما در حوزه معرف- زوجی به دست می‌آوریم در سازمان، مطالعه و پایش می‌شود و با سایر حوزهای کشور یعنی با 12 حوزه دیگر معرف- زوجی درسراسر کشور مقایسه و بررسی می‌شود تا مطالعه متعادلی به دست آید.مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان می‌گوید: ما پیش از برنامه ریزی نیاز داریم از یک سری داده طبیعی در حوزه آبخیزداری اطلاعات جمع کنیم، چراکه ما دراین حوزه نسبت به یک سری عارضه‌ها و عناصر شناخت کافی نداریم. مثلا این‌که متوجه شویم عملیاتی که دراین منطقه انجام می‌دهیم توجیه اقتصادی دارد یا نه؟ یا برپایه توسعه پایدارهست یا خیر؟

 عملیات آبخیزداری
وی اضافه می‌کند : استان همدان دارای 3حوزه آبخیز اصلی و ۳۰ حوزه آبخیز فرعی است، مساحت این حوزه‌ها در مجموع معادل مساحت استان است. یک میلیون هکتار از حوزه‌های آبخیز استان دارای مطالعه اجمالی و حدود ۶۰۰ هزار هکتار از حوزه‌های آبخیز دارای مطالعات تفصیلی است.
همتی درپاسخ به این پرسش که نتیجه مناطقی که درآنها عملیات آبخیزداری صورت گرفته چه بوده؟ می‌گوید: خوشبختانه در جاهایی که عملیات آبخیزداری انجام شده در پایین دست باعث تغذیه سفره‌های زیرزمینی و افزایش آب در چاه‌های کشاورزی و شرب شده که مردم نیز به این موضوع اذعان می‌کنند.

 مشارکت مردمی
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان با اشاره به ظرفیت‌های مشارکت مردمی در مقابله با خشکسالی اظهارمی کند: در بحث آبخیزداری به این نتیجه رسیدیم که با توجه به شرایط خشکسالی استان همدان و کم آبی از خیران کمک بگیریم و آنان به موضوع آبخیزداری و آبخوان‌داری پرداختند. درحال حاضر یک پروژه سنگ ملاتی در روستای شوشاب ملایر با تامین هزینه از سوی یک خیر در دست احداث است. مردم و خیران خواستار انجام فعالیت‌های آبخیزداری و آبخوان‌داری در روستاهای خود هستند.
همتی در پاسخ به این پرسش که طی این مدت چه صدمات اقتصادی به روستاییان وارد شده است؟می‌گوید: بیشتر بحران ما درمناطق شمالی استان است که دراین مناطق ما با کاهش جمعیت در روستاها روبه‌رو بوده‌ایم. در منطقه قهاوند روستاهایی وجود دارد که ساکنان آن به علت کم آبی و نبود پوشش گیاهی مهاجرت کرده‌اند. ساکنان ۲۰ تا ۳۰ روستا در منطقه قهاوند به علت کم آبی مهاجرت کردند، اما متاسفانه با این وضع کم آبی و وضع مراتع استان تعداد عشایر کوچنده به همدان نه تنها کم نشده‌ بلکه افزایش یافته است و این افزایش فرسایش خاک و نابودی مراتع را به دنبال داشته است.

 بدهکاری اکولوژیکی
« محمد درویش»  مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان محیط زیست نیز می‌گوید: پیامد اصلی کاهش منابع آبی از سوی عوامل مدیریتی دراستان بوده. مهم‌ترین تهدیدی که استان همدان با آن روبه‌رو است بدهکاری اکولوژیکی آن است. میزان بهره‌برداری از منابع طبیعی و محیط زیست استان همدان بیش‌تر از میزان تولید سالانه منابع طبیعی استان شده است و این روند باعث شده یک تراز منفی به وجود بیاید و هرساله بر این تراز منفی افزوده می‌شود.
وی اضافه می‌کند : شاخص‌هایی وجود دارد که نشانگر منفی بودن تراز است. یکی از شاخص‌ها موضوع تراز سفره‌های آب زیرزمینی است. بیلان اغلب دستگاه‌های استان همدان منفی شده، یعنی میزان برداشت از سفره‌های آب‌های زیرزمینی بیش‌تر از میزان تغذیه سالانه سفره‌هاست.
 این مسأله در صورت استمرار می‌تواند به مرحله‌ای از بیابان زایی برسد که اصطلاحا به آن خطرناک‌ترین مرحله بیابان زایی می‌گویند. یعنی اگر به این مرحله برسیم حتی به شرط حذف عامل مخرب، دیگر نمی‌توان کاری برای منطقه انجام داد و غیرقابل بازگشت است.
درویش با بیان این‌که باید تلاش کنیم از روند افت آب زیر زمینی جلوگیری کنیم، ادامه می‌دهد: وقتی سفره‌های آب زیرزمینی به صورت مستمر پایین‌تر از حد تراز خود باشد لایه‌های آبدار سطح زمین فاصله‌های خود را ازدست می‌دهند؛ به دلیل این‌که آب از دست رفته است و پدیده‌ای به نام نشست زمین اتفاق می‌افتد. وقتی نشست زمین اتفاق افتاد اگر آب را هم تزریق کنیم چون حجم سفره‌های آبخوان کاسته شده آب را نمی‌تواند ذخیره کند و به صورت سیل و رواناب جاری می‌شود.

آسیب صنعتی
این کارشناس محیط زیست با اشاره به صدمه دیدن صنعت از کم آبی می‌گوید: متاسفانه به دلیل تشکیلات آهکی که در منطقه وجود دارد، دشت کبودرآهنگ و قهاوند با پدیده فرو چاله‌ها روبه‌رو شده است. برخی از فروچاله‌ها بزرگ ترین فروچاله‌هایی است که در خاورمیانه کشف شده و این نشان می‌دهد که علاوه بر کشاورزی بی رویه، حفر چاه غیرمجاز و استقرار صنایعی که در منطقه در نظر گرفته شده متناسب با توانمندی بوم شناختی استان همدان نبود.
به اعتقاد وی، 2معضل ومشکل سفره‌های زیرزمینی همدان را تهدید می‌کند ؛ یک کشاورزی سنتی و دیگری نیروگاه شهیدمفتح. درویش در پاسخ به این سوال که تعطیل شدن نیروگاه یا بستن چاه‌های غیرمجاز کشاورزی کدام یک هزینه کم‌تری برای مردم خواهد داشت؟ می‌گوید: مسلما کشاورزی مهم‌تر است. اصل مسأله این است که راندمان آب کشاورزی در استان همدان کم تر از 32 درصد است، یعنی حدود 68 درصد آب در بخش کشاورزی هدر می‌رود و باعث می‌شود فشار بر سفره‌های آب زیرزمینی بیاید. اگر راندمان آب جاری در بخش کشاورزی استان تقویت شود ما با نیمی از آبی که در اختیار بخش کشاورزی قرار می‌دهیم می‌توانیم همین مقدار تولید را داشته باشیم و نیازی به کفچه کنی و حفرچاه غیرمجاز بیش‌تر وجود ندارد.
مدیرکل دفتر آموزش و مشارکت مردمی سازمان محیط زیست اضافه می‌کند : نیروگاه شهید مفتح هم بحث جدی است؛ نوع سامانه‌های کمک‌کننده نیروگاه به نحوی تعبیه شده که نیاز به آب دائمی دارد. استقرار غلط سبب شده ما با بحران روبه‌رو شویم و برای رفع بحران چاه‌های عمیق حفر کرده‌اند. اما امروز خطری که نیروگاه را تهدید می‌کند خطر نشست زمین است که ممکن است ساختمان نیروگاه نیزنشست کند.

 تولید انرژی‌های پاک
وی می‌افزاید: همدان می‌تواند به سمتی رود که در تولید انرژی‌های خورشیدی و پاک الگو باشد و استان پیشگامی در بین 31 استان شود. این استان مطابق برنامه ششم دولت باید 10هزار مگابایت برق از طریق انرژی‌های خورشیدی و بادی تولید کند، آن‌وقت می‌تواند هم اشتغال زایی جدیدی ایجاد کند و هم میزان وابستگی‌اش را به سرزمین کاهش دهد. وابستگی بیشتر یکی از عوامل تشدید بیابانزایی است.
 درویش می‌گوید: در سال‌های اخیر مدیران ارشد استان به توسعه صنعتی ازجمله تاسیس کارخانه فولادسازی تأکید می‌کنند، درحالی که این موارد برتشدید خشکی همدان دامن می‌زند، میزان آبی که در صنعت فولاد مصرف می‌شود 7 برابر متوسط آبی است که دربخش صنعت مصرف می‌شود.
وی با بیان این‌که دراستان همدان دمای شب و روز مرتبا در حال افزایش است، می‌افزاید: در چنین شرایطی ما باید به سمت استقرار صنایع‌های تک برویم. اگر ما نتوانیم به سرعت این روند را مهار کنیم بحران می‌تواند به جایی برسد که همدان به یک استان بیابانی کشور تبدیل شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B%E2%80%8C-%D8%AF%D8%B4%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، محیط زیست همدان ، آب همدان ، خشکسالی همدان ،

چهارشنبه 17 آذر 1395

آب در روستاهای همدان هدر می‌رود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،

آب در روستاهای همدان هدر می‌رود

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
آب در روستاهای همدان هدر می‌رود
یکی از مقوله‌هایی که باعث مهاجرت از روستاها شده کمبود آب شرب روستایی است. نزدیک به 50 روستا با مشکل کمبود آب شرب دست و پنجه نرم می‌کنند و ده‌ها روستا نیز با قطع شدن روزانه آب روبه‌رو هستند و تنها ساعاتی از شبانه روز آب دارند....
1395/09/17
 یکی از مقوله‌هایی که باعث مهاجرت از روستاها شده کمبود آب شرب روستایی است. نزدیک به 50 روستا با مشکل کمبود آب شرب دست و پنجه نرم می‌کنند و ده‌ها روستا نیز با قطع شدن روزانه آب روبه‌رو هستند و تنها ساعاتی از شبانه روز آب دارند. مسئولان نیز از مصرف بی رویه و هدر رفت آب در روستاها گلایه دارند.«محمد نانکلی» سرپرست نظارت بر بهره‌برداری شرکت آب و فاضلاب روستایی استان همدان است. با او در مورد وضع آب روستایی استان و اصلاح الگوهای مصرف آب در خانوارهای روستایی گفت‌وگو کرده‌ایم.
  • مشترکان شما چه کسانی یا چه نهادهایی هستند؟
شرکت ما برای انشعاب‌های آب خانه‌های روستایی، دامداری‌ها، مراکز تجاری و صنعتی حاشیه روستا خدمات‌رسانی می‌کند.
  • آب شهرک‌های صنعتی را شما تامین می‌کنید؟
در داخل شهرک‌های صنعتی چاه‌هایی حفر شده که مشترکان و شرکت‌ها از آن طریق آب مصرفی خود را تامین می‌کنند و ارتباطی به ما ندارد. آب کشاورزی نیز با شرکت آب منطقه‌ای و جهاد کشاورزی است.
  • آب مشترکان به چه شیوه‌ای قیمت‌گذاری می‌شود؟
قیمت آب روستایی نسبت به شهری 50 درصد ارزان‌تر است.
  • این ارزان بودن در مصرف تأثیر نداشته است؟
مردم روستا خود را مالک آب می‌دانند و متاسفانه مصرف آب بیشتری دارند. سرقت آب در روستاها بسیار زیاد است. طبق استاندارد باید مصرف آب برای هر نفر بین 90 تا 150 لیتر باشد، اما متاسفانه ما طبق سرانه مصرفی 3 برابر بیشتر از حد معمول مصرف داریم.
  • علاوه بر ارزان بودن آب، علت مصرف زیاد چیست؟
کنتور آب به مرور زمان دچار خطا می‌شود و باید هر 3 سال یک بار تعویض شود که این اتفاق نمی‌افتد. برخی کنتورها 20 سال است تعویض نشده و این باعث مصرف بیشتر می‌شود. مشکل فرهنگی هم داریم و مشترکان فکر نمی‌کنند آب که به صورت خام از چاه‌ها برداشت می‌شود چه هزینه‌ای دارد! ما برای تولید هر مترمکعب آب چه مصرف شود، چه نشود، 90ریال به اداره امور آب پرداخت می‌کنیم. مشکل اصلی این است که مردم هر طور دوست دارند مصرف می‌کنند.
  • برای تغییر رفتار و اصلاح الگوی مصرف آب چه برنامه‌ای داشته اید؟
از طریق مدرسه و آموزش پرورش بسته‌های تبلیغی و بروشورهایی در اختیار دانش آموزان قرار داده‌ایم و برنامه‌ها و کارگاه‌های آموزشی برای زنان روستایی در مورد مصرف آب داشته‌ایم.
  • آیا همه روستاهای استان تحت پوشش شرکت شماست؟
ما در استان 1071 روستا داریم که 939 روستا بیش از 20 خانوار هستند. از این تعداد 775 روستا تحت پوشش خدمات آبرسانی ما هستند و تعدادی از روستاها از سوی شوراهای روستا اداره می‌شوند. در واقع 85 درصد جمعیت روستاها تحت پوشش هستند و 160 هزار مشترک داریم.
  • چرا برخی از روستاها تحت پوشش نیستند؟
مردم مقاومت داشتند و شورا و روستا همکاری نداشتند.
  • این مشترکان در کدام مناطق بیشتر هستند؟
جمعیت روستایی ما در شهرهای شمالی مانند رزن و کبودراهنگ 2 برابر جمعیت شهرستان‌هاست، اما در شهرهای مثل تویسرکان و اسدآباد برابر است. در مرکز استان نیز جمعیت روستایی بسیار کمتر است.
  • منابع آبی شما از کجا تامین می‌شود؟
در استان 512 چاه عمیق داریم، تعداد401 چاه نیمه عمیق و دستی و 229 چشمه آب داریم. قنات‌هایی که مورد بهره‌برداری ماست در 62 روستا قرار دارد که در مجموع 1162 مورد، منابع آبی ما را تامین می‌کند . تولید آب شرکت 4396 لیتر آب در ثانیه است. 753 مورد مخزن آب در استان وجود دارد که برخی از مخازن هوایی است و برخی بتنی یا آجری است که 106هزار متر مکعب گنجایش دارد.
  • هزینه و درآمد بهره‌برداری چه تناسبی دارد؟
سال گذشته مبلغی که از مردم روستا دریافت کردیم حدود 2 میلیارد تومان بود اما هزینه ما 20 میلیارد تومان بوده یعنی تقریبا 10 برابر. برای یک روستای با جمعیت 100خانوار اگر در ماه یک میلیون تومان آب فروخته شود و اگر یک پمپ آب بسوزد 6میلیون هزینه در بر دارد.قیمت برق مصرفی ما 45 تومان برای هر کیلووات است و 50 درصد درآمد از روستا، هزینه برق است.
  • وضعیت آب در 8 ماه سال چگونه بود؟
در شهرهای شمالی استان که بیشتر چاه‌های عمیق کشاورزی و صنعتی هم در این مناطق قرار دارد وضع بسیار بدی داشتیم و نسبت به سال گذاشته آب کمتر شده بود.
  • آب‌رسانی سیار همچنان وجود دارد؟
به صورت متوسط هر روز 46 سرویس آبرسانی سیار در روستاهای استان صورت می‌گیرد که باز هم در مناطق شمالی استان است. به طور مثال در فامنین به 16 روستا و کبودراهنگ به 5 روستا آبرسانی سیار صورت می‌گیرد. در این روستاها مردم به دلیل کم آبی مهاجرت کرده اند و تعداد جمعیت کمتر از10 خانوار است. در مناطقی مثل فامنین به دلیل برداشت بی‌رویه از چاه‌های عمیق با کمبود آب روبه‌رو هستیم. در این مناطق هر کشاورز 3 حلقه چاه غیرمجاز حفر کرده است.
  • سطح آب‌های زیرزمینی چه وضعی دارد؟
در جنوب استان سطح چاه‌های دستی بین 20 تا 30 متر است، اما بارندگی‌ها هیچ تاثیری بر چاه‌های عمیق نداشته است و روز به روز سطح آب پایین‌تر می‌رود. سطح آب‌های زیرزمینی هر سال به طور متوسط یک تا 5/1 پایین‌تر می‌رود.
  • با آلودگی آب چه کار می‌کنید؟
متاسفانه به دلیل مصرف بی‌رویه و استفاده ار سموم و کودهای مختلف و نیز رها کردن فاضلاب در زمین‌های کشاورزی آبهای ما نیتراته می‌شود و این مشکل در چاه‌هایی که سطح کمتری دارد بیشتر به چشم می‌خورد. آزمایش‌های انجام شده نشان می‌دهد با رویه فعلی به سمت بحران می‌رویم و این موضوع را باید کشاورزان درک کنند. آب‌های زیرزمینی همه جا به هم وصل است و اگر یک جا آلوده شود در اطراف آن نیز آلودگی ایجاد می‌شود.
  • چه برنامه‌ای برای مهار آلودگی دارید؟
در استان 8 آزمایشگاه داریم. به جز فامنین در هر شهرستان یک آزمایشگاه مستقر است. آبداران را آموزش داده‌ایم، چاه‌ها و منابع آبی را حصارکشی می‌کنیم. در رابطه با کلرزنی آب شرب در استان دستگاه جدید کلرزنی ساخته شده که بسیار اتفاق خوبی است.
  • آبداران چه وضعی دارند؟
ما به پیمانکاران و آبداران 2 سال است حقوق پرداخت نکرده‌ایم.
  • از نظر پژوهشی، کاری در استان صورت می‌گیرد؟
در هریک از 9 شهرستان استان، روستایی به عنوان پایلوت انتخاب کرده‌ایم که پایش و مطالعه شود. روستای یلفان در شهرستان همدان، اسلام آباد در شهرستان ملایر، زرامین سفلا نهاوند، سیدشهاب تویسرکان، چنار شیخ اسدآباد، علیصدر کبودراهنگ، دستجرد بهار، قره بلاغ رزن و فیض آباد فامنین در این طرح قرار گرفته و حدود 2 ماه است دوستان آغاز به کار کرده‌اند.
  • ارتباط شما با دهیاران و شوراها چگونه است؟
ما در شهر همدان مشکل است زیاد داریم. به طور مثال روستای قاسم آباد که در نزدیکی شهر است و مهاجرپذیر است و در سال‌های گذشته ساخت و ساز زیادی را شاهد بوده .به همین دلیل سرقت آب زیادی در آن داشتیم. در هر کوچه لوله‌هایی را از مسیر اصلی و شاه لوله بدون مجوز کشیده بودند و آب شرب خود را به صورت قاچاق تامین می‌کردند. خوشبختانه شورای جدید، دهیار و قوه قضاییه همکاری خوبی با ما داشت و تقریبا مشکل روستا حل شد.
  • برنامه‌ای برای کاهش هزینه‌ها دارید؟
مطالعه مصرف برق، بررسی حوادث، اتفاقات و آسیب‌ها از جمله برنامه‌های ماست. همچنین برای کاهش هدررفت آب راهکارهای زیادی داریم، از جمله شناسایی و نصب کنتورهای حجمی را در نظر گرفته‌ایم. مردم باید بدانند دولت از خودشان است و نباید هزینه بر دوش آن بگذارند. آموزش را از طریق دفاتر امامان جماعت در روستاها، صدا وسیما و آموزش پرورش پیگیری می‌کنیم.
از سوی دیگر اگر در روستاها مصرف بی‌رویه آب نداشته باشیم،  کمبود آب شرب نخواهیم داشت. البته وضع مناطق جنوبی ما تحت تاثیر برداشت بی‌رویه از چاه‌های عمیق است که مقوله دیگری است. یکی از چالش‌های مهم ما مصرف بی‌رویه آب در بخش کشاورزی است و در این زمینه برخی مناطق بحرانی است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D8%AF%D8%B1-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، آب روستایی همدان ،

چهارشنبه 17 آذر 1395

کوبیدن سازهای کوبه‌ای د ر همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

کوبیدن سازهای کوبه‌ای د ر همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
کوبیدن سازهای کوبه‌ای د ر همدان
« مرتضی فطری» نوازنده و آهنگساز همدانی 19 آذرماه همراه با گروه سازهای کوبه‌ای در مجتمع ابن سینای همدان به روی صحنه خواهد رفت. او یکی از شناخته‌شده ترین هنرمندان موسیقی سنتی و مقامی همدان است که در همدان طرفداران زیادی دارد. به بهانه این کنسرت با او به گفت وگو نشسته ایم...
1395/09/17
« مرتضی فطری»  نوازنده و آهنگساز همدانی 19 آذرماه همراه با گروه سازهای کوبه‌ای در مجتمع ابن سینای همدان به روی صحنه خواهد رفت. او یکی از شناخته‌شده ترین هنرمندان موسیقی سنتی و مقامی همدان است که در همدان طرفداران زیادی دارد. به بهانه این کنسرت با او به گفت وگو نشسته ایم.
  • آموختن موسیقی را نزد چه کسانی آغاز کردید و چه کسی بیشترین تاثیر را روی شما داشت؟
پس از آموزه‌های پدر، در سن 10 سالگی نزد استاد زنده‌یاد جلال دوستی نواختن تار و سه‌تار را آغاز کردم و پس از آن نیز نزد استاد ارشد طهماسبی شاگردی کردم.
  • با کدام یک از سازهایی که می‌نوازید ارتباط بیشتری دارید؟
در میان سازهایی که در نواختن آنها تسلط دارم با تار رابطه خاصی دارم. البته به تمام سازها عشق می‌ورزم، به طور مثال با صدای تنبور آرامش خاصی پیدا می‌کنم یا با نواختن سه‌تار از موسیقی لذت می‌برم.
  • از سابقه تدریس بگویید و این‌که چه سازهایی را تدریس می‌کنید؟
من از سن ۱۷ سالگی تدریس موسیقی را آغاز کردم. مدت زمان زیادی هم در بیشتر آموزشگاه‌های همدان تدریس کرده ام. چند سالی هم در شهر تهران و رشت مشغول به تدریس بوده ام و اکنون تار، 3تار، تنبور و دیوان را هم آموزش می‌دهم.
  • از اجراها و کنسرت‌هایی که پیش از این داشته‌اید بگویید.
تعداد کنسرت‌هایی که داشته ام زیاد است. در شهرهای مختلف ایران با گروه‌های مختلف به اجرای کنسرت پرداخته‌ام که در بعضی از گروه‌ها به عنوان آهنگساز یا سرپرست گروه بوده‌ام و در برخی به عنوان نوازنده همکاری کرده ام.
  • اجرای کنسرت در خارج از کشور چه تفاوتی با داخل دارد؟
در کنسرت‌هایی که در خارج از کشور داشته‌ایم خیلی راحت بوده ایم؛ به دلیل این که دغدغه گرفتن مجوز نداشته ایم. اما در ایران دوندگی برای گرفتن مجوز کنسرت یکی از مشکلات ما است. امیدوارم این مشکل هم به زودی از سر راه نوازندگان برای اجرای کنسرت برداشته شود.
  • از کارها و آلبوم‌های منتشر شده بگویید.
من مدت زیادی را در سازمان صدا و سیما در واحد موسیقی مشغول به آهنگسازی بوده‌ام که حاصل این همکاری با صدا و سیما ضبط بیش از ۱۵۰ قطعه موسیقی بوده است که در برخی به عنوان آهنگساز بوده‌ام و در برخی به عنوان نوازنده. البته در این مدت موسیقی متن چند فیلم را نیز کار کرده‌ام که بیشتر این فیلم‌ها انیمیشن بوده‌اند. از آلبومهایی که در آن حضور داشته‌ام «نغمه‌های نواحی» که از سوی شرکت سروش منتشر شد به عنوان آهنگساز همکاری داشته‌ام، در آلبوم «صدای شاعر» که از سوی حوزه هنری تولید شد به عنوان نوازنده تار حضور داشته‌ام. آلبومی هم در حال ضبط دارم که شامل  ملودی‌های محلی همدان در بخش ترکی با خوانندگی پدرم حق‌رضا فطری است که  به زودی روانه بازار خواهد شد.
  • اینکه در همدان کمتر کنسرت برگزار می‌کنید و به صورت گزیده کار می‌کنید چه دلیلی دارد؟
بحث کم کار کردن نیست. شاید دوستان ما فکر کنند که فعالیت من کم شده، در صورتی که فعالیت من تنها در زمینه برگزاری کنسرت کم شده چون من بیشتر وقت خودم را در این مدت مشغول ضبط موسیقی فیلم بوده‌ام. آخرین موسیقی متن فیلمی که کار کردم مربوط به مجموعه انیمیشن «حکمت پنهان» به کارگردانی همسرم مریم خوش‌اقبال است که این روزها از شبکه 2 در حال پخش است.
  • وضعیت موسیقی استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ما در موسیقی استان همدان ظرفیت‌های خیلی خوبی داریم. نوازنده‌های بسیار خوب که هر کدام در کشور زبانزد هستند اما از این عزیزان انتظارهای بیشتری نیز داریم. دلیلش را نمی‌دانم اما بعضی از این نوازنده‌ها اصلا فعالیت نمی‌کنند مطمئن هستم اگر کمی فعال‌تر باشند به درجات بالاتری از موسیقی دست پیدا خواهند کرد و موسیقی استان متحول می‌شود.
  • امکانات و وضع سالن‌ها چگونه است؟
اگرچه امکانات سالن‌های همدان زیاد خوب نیست اما خدا را شاکریم که همین سالن‌ها را در همدان داریم. در بعضی از شهرها همین هم وجود ندارد. یکی از مشکلات ما در سالن‌های شهر مشکل آکوستیک سالن است. ما سال هاست از نداشتن سیستم صوتی خوب در سالن‌ها رنج می‌بریم، برای هر بار کنسرت دادن مجبور هستیم هزینه زیادی برای صدابرداری پرداخت کنیم اما باز از عزیزانی که در اداره ارشاد همین سالن را برای اجرای کنسرت‌ها تا آنجا که ممکن است به شرایط ایده‌آل نزدیک می‌کنند تشکر می‌کنیم.
  • تعامل اهالی موسیقی در همدان با اداره ارشاد چگونه است؟
کم و بیش تعامل خوبی داریم. در جلساتی که با هم داریم در مورد مشکلات اهالی موسیقی صحبت می‌کنیم، بالاخره دوستان ما در ارشاد تا آنجا که ممکن است همکاری می‌کنند. در بعضی از موارد نیز کم کاری می‌شود که پذیرفته‌ایم.
  • کنسرت 19 آذر را معرفی کنید. چه قطعاتی اجرا خواهد شد؟
کنسرت ۱۹ آذر برنامه‌ای است که بیشتر آهنگ‌های آن از ساخته‌های خودم است. در این کنسرت من با یک گروه کوبه‌ای همکاری می‌کنم و از ساز زدن در کنار این عزیزان لذت می‌برم. این کنسرت شامل ۴بخش است. هر بخش از این کنسرت شنونده را با صدای متفاوتی روبه رو می‌کند . در بخش اول با 3تار، بخش دوم دیوان و در بخش سوم و چهارم با ساز تنبور گروه را همراهی می‌کنم، البته خوانندگی این کنسرت هم بر عهده خودم است.
  • ایده این کار چگونه شکل گرفت؟
در ابتدای شکل‌گیری این کنسرت قرار بود من و جلال گودرزی‌سروش نوازنده و مدرس تنبک به صورت دونوازی این کنسرت را برگزار کنیم. پس از مدتی به پیشنهاد گودرزی سروش تصمیم بر اجرا به صورت گروه کوبه‌ای شد که در این گروه احمد رسولی ثمر، مسعود قاری، توحید رادفر، احسان رسولی ثمر و پویا موسویان به عنوان نوازندگان سازهای کوبه‌ای فعالیت دارند.
  • این کنسرت چه تفاوتی با کنسرت‌های پیشین دارد؟ دلیل استفاده از سازهای کوبه‌ای چیست؟
در کنسرت‌های قبلی گروه به صورت کامل بود. منظورم از گروه کامل، دارا بودن بیشتر سازهای ملودیک از جمله سنتور، کمانچه، عود ونی است اما در این کنسرت تصمیم بر این شده که بیشتر روی سازهای کوبه‌ای تکیه کنیم. تجربه جدیدی است و کار بسیار خوشرنگی خواهد شد.
  • با توجه به این‌که از کنسرت‌های شما همیشه استقبال خوبی شده، فکر می‌کنید این بار استقبال چگونه خواهد بود و چه بازخوردی خواهید گرفت؟
امیدوارم که باز هم مثل کنسرت‌های قبلی شاهد حضور هنردوستان عزیز در شب کنسرت باشم. حضور این عزیزان در این روزهای سرد نزدیک به زمستان مایه دلگرمی من و دوستان همراه من در این کنسرت خواهد بود. در پایان از همه عزیزانی که من و گروه را برای رسیدن به این کنسرت یاری کرده‌اند، سپاسگزارم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%A9%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF-%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: موسیقی همدان ، مرتضی فطری ، هنرمندان همدان ، همشهری همدان ،

یکشنبه 14 آذر 1395

نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان
ویترای یا نقاشی پشت شیشه که مهد آن ایتالیا است در همدان سابقه نسبتا طولانی دارد. اگر ویترای را به صورت جدی در همدان جست‌وجو کنیم به 2 نام بر می‌خوریم. احمد فتوت نقاش برجسته کشور و هوشنگ جمشیدآبادی نویسنده و نقاش همدانی که او نیز نقاشی پشت شیشه را از استاد فتوت آموخته است...
1395/09/14
ویترای یا نقاشی پشت شیشه که مهد آن ایتالیا است در همدان سابقه نسبتا طولانی دارد. اگر ویترای را به صورت جدی در همدان جست‌وجو کنیم به 2 نام بر می‌خوریم. احمد فتوت نقاش برجسته کشور و هوشنگ جمشیدآبادی نویسنده و نقاش همدانی که او نیز نقاشی پشت شیشه را از استاد فتوت آموخته است.
احمد فتوت نقاش همدانی با اشاره به تاریخچه ویترای در ایران می‌گوید: ویترای نقاشی کلیسایی و وارداتی است. به نظر من ایرانی‌ها بر اساس ذوق و سلیقه به صورت هندسی از این هنر استفاده کرده‌اند. ما در خانه‌های قدیمی می‌بینیم که در پنجره‌ها و ارسی‌ها با شیشه‌های رنگی کار می‌کردند حتی در مساجد هم استفاده شده است. من منشاء ایرانی برای این هنر پیدا نکردم، حال ممکن است سابقه داشته باشد اما من ندیدم. البته لعاب و نقاشی روی سفال و سرامیک موضوع دیگری است. ما نقاشی روی ظروف مسی، سنگی، سفال و شیشه را داشته‌ایم و این موضوع سابقه دیرینه‌ای دارد.
وی با اشاره به پیشینه ویترای در همدان می‌گوید: نقاشی روی شیشه و پشت شیشه در زمان قاجار و پیش از قاجار در همه جای ایران مرسوم بود و بسیاری از نقاش‌های قهوه خانه‌ای در این زمینه کار می‌کردند. اما من ویترای را در همدان به صورت مدرن پیش از این که کار کنم، جایی ندیدم. البته من هم به صورت عمومی چندان کار نکردم و بیشتر آموزش می‌دادم.

نقشی برای دوست
یکی از آثار ویترای در همدان اثری است که فتوت در منزل دوست نقاش خود هوشنگ جمشیدآبادی کشیده است. از او درباره این اثر می‌پرسم که در پاسخ می‌گوید: دوست داشتم درخانه وی یک یادگاری به جا بگذارم. یکی ازآثاری که با همکاری هوشنگ جمشیدآبادی دارم اثری است که در منزل او کار کردیم. خوشبختانه این نقاشی حفظ شده است.
این هنرمند همدانی ادامه می‌دهد: در زمینه ویترای تعدادی کار دارم و من هم به صورت جدی به آن نپرداخته‌ام. من قبل از دانشگاه نیز نقاشی روی شیشه و ویترای کار می‌کردم و خودم یادگرفته بودم. اما پس از دانشگاه به صورت اصولی ادامه دادم و فهم و درکی که از نقاشی پیاده کردم در این هنر به کاربردم. من شاگردی در این زمینه به صورت خاص نداشتم اما در کلاس‌های نقاشی همیشه با شاگردان کار می‌کردم.

کار مدرن
فتوت در پاسخ به این‌که چه شیوه‌ای در خلق آثار نقاشی پشت شیشه به کار می‌برید، می‌گوید: من بیشتر مدرن کار می‌کردم. در واقع آنالیز فرم‌ها به صورت مدرن اجرا می‌شد. به صورت کلاسیک نمی‌توان کار کرد زیرا خمیرمایه‌ای که استفاده می‌کنیم کار را ضخیم می‌کند.
وی به مواد به کار رفته در ویترای اشاره کرده و می‌گوید: خمیر ویترای را با رنگ معمولی در و پنجره استفاده می‌کنم. خمیرمایه را درست می‌کنم و پس از ترکیب با یک قیف کار می‌کنم.

 کارهای بازاری
هوشنگ جمشیدآبادی مورخ و نقاش همدانی است که همکلاسی و همکار احمد فتوت بوده و تجربه‌های مشترکی به ویژه در زمینه نقاشی باهم دارند جمشیدآبادی نیز از معدود افرادی است که چراغ هنر ویترای را در همدان روشن نگه داشته است.
اواخر دهه 50 و اوایل دهه 60 شیوه دیگری از نقاشی پشت شیشه متداول شده بود و تصویری از شخصیت‌های مذهبی را پشت شیشه نقاشی می‌کردند و آن را قاب کرده و در بازار می‌فروختند. این روش در همدان هم رواج داشت. نقاشی پشت شیشه یا ویترای تفاوت‌های زیادی با نقاشی و تزئین ظروف شیشه‌ای دارد. به طور مثال در نقاشی ظروف پس از رنگ‌آمیزی معمولا پخت رنگ در کوره صورت می‌گیرد اما در ویترای نیاز به پخت نیست.
جمشیدآبادی درباره تفاوت این کارها با نقاشی پشت شیشه می‌گوید: در این آثار تصویری روی شیشه نقاشی می‌کنند وگاهی با تعداد زیاد چاپ می‌کردند. به طور مثال درویشی را با کشکول می‌کشیدند و رنگ می‌زدند و یک کار بازاری پدید می‌آمد. جنبه‌های هنری در این کارها ضعیف بود. اما ما در نقاشی پشت شیشه گاهی روزها زمان صرف و یک اثر هنری خلق می‌کردیم.
وی ادامه می‌دهد: در کارهای ما حالت‌های مختلفی پدید می‌آمد. گاهی کوبیسم بود و گاهی کمپوزسیون هماهنگی از رنگ‌ها را داشت. من ویترای را از احمد فتوت آموختم. شیوه‌ای که ما کار می‌کردیم دفرمه کردن شکل‌ها بود. این هنر مربوط به اروپا است. گاهی با آهن و مفتول روی شیشه کار و تصویرهای زیبایی خلق می‌کنند مانند آنچه در کلیساهای غرب می‌بینیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D9%BE%D8%B4%D8%AA-%D8%B4%DB%8C%D8%B4%D9%87%D8%9B-%D8%A7%D8%B2-%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%B2-%D8%AA%D8%A7-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نقاشی پشت شیشه همدان ، ویترای همدان ،

شنبه 13 آذر 1395

یک قرن فعالیت ادبی در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،معرفی کتاب ،ادبیات ،

یک قرن فعالیت ادبی در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
یک قرن فعالیت ادبی در همدان
کتاب دوجلدی «یک سده انجمن‌های شعر و ادب در استان همدان» نوشته «محمد کلافچی» با شمارگان 1000نسخه سال 1393 از سوی انتشارات برکت کوثر به بازار آمده است. کلافچی در این کتاب به معرفی اولین انجمن‌های ادبی شهر همدان پرداخته است. او در گفت وگو با همشهری از کتاب‌ها و فعالیت‌هایش می‌گوید...
1395/09/13
 کتاب دوجلدی «یک سده انجمن‌های شعر و ادب در استان همدان» نوشته «محمد کلافچی» با شمارگان 1000نسخه سال 1393 از سوی انتشارات برکت کوثر به بازار آمده است. کلافچی در این کتاب به معرفی اولین انجمن‌های ادبی شهر همدان پرداخته است. او در گفت وگو با همشهری از کتاب‌ها و فعالیت‌هایش می‌گوید:
  • فعالیت ادبی را از کجا آغاز کردید؟
نزدیک به 30 سال است عضو انجمن‌های ادبی همدان هستم و بیشترین زمان را عضو انجمن ادبی بوعلی بودم.
  •  چگونه به کتابخوانی علاقه‌مند شدید؟
پسرخاله‌ای داشتم به نام ابوالقاسم ارسطو متخلص به شیفته که دوست صمیمی امین‌الله رضایی شاعر و نقاش معروف همدانی بود. او شاعر توانمندی بود اما در32سالگی فوت کرد. چند غزل از او به جا مانده و من هم تحت تاثیر پسرخاله‌ام به کتاب علاقه‌مند شدم.
  • به نوشتن چگونه علاقه‌مند شدید؟
از 17 سالگی به صورت جدی کتاب می‌خواندم همان زمان شروع کردم به شعر گفتن. آن زمان پاتوق ما مغازه کتابفروشی حمید یسرلو درخیابان عباس آباد بود و همه دوستان از جمله علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، دکتر پرویز اذکایی و حسین معصومی فرزند آیت الله معصومی در آنجا جمع می شدیم. وقتی شعرهایم را می‌خواندم آقای ذکاوتی توصیه می‌کرد که شعرهای تو خام است و نظر می‌داد و من هم گوش می‌دادم.
  • ایده نوشتن کتاب یک سده انجمن‌های شعر و ادب دراستان همدان از کجا آمد؟
این کتاب یک زیربنا داشت؛ پیش ازآن، سال‌ها عضو انجمن ادبی بوعلی بودم. از زمان‌هایی که این انجمن خانگی بود و هرهفته خانه به خانه می‌گشتیم، برای من این پرسش پیش آمد که اگر من به شهر دیگری بروم و از من بپرسند انجمن بوعلی چه کار کرده ما حتی یک برگ کاغذ نداریم که انجمن‌های ادبی همدان را معرفی کنیم. سپس یک کتاب گردآوری کردم که انتشارات برکت کوثر آن را منتشر کرد. عنوان کتاب «کارنامه انجمن بوعلی» بود که سال 1388 چاپ شد و مورد استقبال قرار گرفت.
  • این کتاب دوم شماست؟
بله. بعدها فکر کردم باید برای دیگر انجمن‌ها هم کاری کنم و پیگیر تاریخچه اولین انجمن‌های ادبی شدم. جست‌وجو کردم که اولین انجمن‌های ادبی شهر در چه سالی آغاز به کار کردند؟ با چه انگیزه‌ای و با چه اهدافی تشکیل شدند؟ این طور بود که کتاب یک سده انجمن‌های شعر و ادب در استان همدان شکل گرفت.
  • گردآوری و نوشتن این کتاب دوجلدی چقدر زمان برد؟
به غیر از فصل اول کتاب که مربوط به افرادی است که فوت کرده‌اند و از روی اسناد و مدارک شکل گرفته، فصل‌های دیگر کتاب به روش کار میدانی گردآوری شده است. به طور مثال رفته‌ام سراغ شعرا و اعضای انجمن‌ها و  از آن‌ها خواسته‌ام که عکس، نمونه کار و زندگی نامه‌ خود را به من بدهند به همین دلیل 6سال عمر من صرف این کارشد.
  • چه موانع و سختی‌هایی در پیش داشتید؟
 مشکل زیاد بود و گاهی جذاب. برای نمونه درانجمن بوعلی شاعری به نام مرحوم غلامعلی دباغ داشتیم. آخرین روزهای عمرش بود که به انجمن آمد و گفت من رفته‌ام گورستان ابن‌بابویه شهر ری و دیده‌ام مزار میرزاده عشقی تخریب شده و درحال از بین رفتن است، هزینه مرمت آن را پرداخت می‌کنم، شما همت کنید مزار او را بسازید. متاسفانه یک ماه بعد درگذشت و به آرزوی خود نرسید. وقتی من این کتاب را می‌نوشتم سال‌ها بود از دنیا رفته بود. با خودم گفتم حیف است که من زندگی او را در این کتاب نیاورم.
  • بله، نام و نمونه کارهای او هم در کتاب آمده است.
به همین سادگی نبود. مدت‌ها گشتم تا نشانی از خانواده او پیدا کنم. بالاخره محل زندگی او را پیدا کردم که در محله آقاجانی بیک همدان بود. رفتم و از همسر زنده یاد دباغ خواستم کمک کند، اما ایشان در ابتدا همکاری نمی‌کرد. آثارحدود 500نفر را به این شکل جمع کردم.
  • فکر می‌کنید همه شاعران همدان در کتاب شما حضور دارند یا کسی از قلم افتاده است؟
 اسم کتاب یک سده انجمن‌های شعر و ادب دراستان همدان است. من اعضای انجمن‌ها را دراین کتاب آورده ام، اگر کسی نیامده عضو هیچ انجمنی نبوده یا از وی خواسته شده اما موافقت نکرده نام و شعرش در کتاب بیاید. در این کتاب نام افرادی چون شیخ موسی نثری، غمام همدانی، غبار همدانی صابرهمدانی و بزرگان دیگر آمده است. کتاب می‌توانست از این بهتر باشد اما هیچ  فرد یا نهادی کمک نکرد.
  • وجود یک پژوهشگاه چقدر می‌تواند درتولید چنین آثاری کمک کند؟
در زمینه برخی رشته‌ها پژوهشگاه‌هایی وجود دارد اما در زمینه فرهنگ به ویژه ادبیات هیچ پژوهشگاهی دراستان نداریم. اگر بود بسیار مورد استقبال قرار می‌گرفت و کار پژوهشی برزمین مانده بسیاری سرانجام می‌گرفت. حتی امروز که این کتاب منتشر شده اگر مرکز پژوهشی وجود داشت، می‌توانست در نوبت‌های دیگر اصلاح،تکمیل و بدون اشکال منتشر شود.
به نظر من اگر مرکزیتی وجود داشت این کتاب جامع‌تر و بهتر می شد.
  • منتقدان چه نظری درباره کتاب شما دارند؟
متاسفانه من پیش از چاپ این کتاب را به افراد صاحب‌نظر و منتقد ندادم اما پس از چاپ آقای علی صدفی زاده صاحب‌نظر ادبیات، کتاب را خواندند و اشکالات خوبی گرفتند که من مشغول برطرف کردن آن اشکالات هستم. ضمن این‌که از زمان انتشار این کتاب چند انجمن دیگر به انجمن‌های استان اضافه شده است که در چاپ دوم خواهند آمد.
  • از آثار دیگرتان بگویید، برنامه بعدی شما چیست؟
کتاب دیگر من با عنوان«همدان در شعر شاعران و آثار مستشرقین و مورخین » نایاب است و من خودم هم ندارم. این کتاب 200صفحه بود و حدود 40 مورخ و سیاح که به همدان آمده یا از همدان نوشته اند و نیز هرکس درباره همدان و کوه الوند شعری سروده درآن  آمده است. حدود 4000 بیت شعر را گردآوری کرده‌ام که حداقل یک مصرع از آن ضرب‌المثل است. این کتاب نیز در حال تهیه است.

   درباره کلافچی
محمد کلافچی متولد 1320 درهمدان است. او پس از گذراندن تحصیلات به استخدام آموزش وپرورش درآمد و در کنار خدمت معلمی به فعالیت فرهنگی در استان نیز مشغول شد. کلافچی پس از بازنشستگی نیز این تلاش‌ها را ادامه می‌دهد. او عضو هیأت مدیره خانه شعر و ادب استان همدان است و از بنیانگذاران انجمن حافظ خوانی همدان به شمار می‌آید. ازاین مرد فرهنگی در همدان پیش از این کتاب‌های «کارنامه انجمن ادبی بوعلی» و«همدان درشعر شاعران و آثار مستشرقین و مورخین» به چاپ رسیده و آخرین کتاب او مجموعه دوجلدی «یک سده انجمن‌های شعر و ادب در استان همدان» است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D9%82%D8%B1%D9%86-%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%AA-%D8%A7%D8%AF%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، انجمن های ادبی همدان ،

چهارشنبه 10 آذر 1395

خواستن، وظیفه من است

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

خواستن، وظیفه من است

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
خواستن، وظیفه من است
زهرا حاجیلو دانش‌آموخته عمران است. او حدود 2 سال است که در روستای الفاوت در سمت دهیاری خدمت می‌کند . الفاوت یکی از روستاهای توابع جوکار ملایر در استان همدان است...
1395/09/09
 زهرا حاجیلو دانش‌آموخته عمران است. او حدود 2 سال است که در روستای الفاوت در سمت دهیاری خدمت می‌کند . الفاوت یکی از روستاهای توابع جوکار ملایر در استان همدان است. این روستا در 30 کیلومتری مسیر همدان به ملایر قراردارد. الفاوت  جزو دهستان ترک غربی و گویش مردم آن ترکی است، حدود 1500 نفر در قالب 350 خانوار جمعیت دارد و بیشتر مردم  آن کشاورز هستند.حاجیلو که اهل روستای الفاوت است، در گفت‌وگو با همشهری از فعالیت‌هایش به عنوان یک دهیار زن می‌گوید.
  •  پیش از این‌که به دهیاری الفاوت انتخاب شوید چه فعالیتی داشتید؟
پیش از این‌که به دهیاری الفاوت انتخاب شوم 2 سال در یکی از روستاهای مجاور به نام شاه کندی (شادکندی) دهیار بودم. من اولین دهیار آنجا بودم. این روستا 50 خانوار جمعیت دارد و در 3 کیلومتری الفاوت واقع شده است. وقتی من به آنجا رفتم، این روستا گاز نداشت پس از پیگیری‌های دهیاری به همت بخشدار جوکار و فرماندار ملایر بخشی از مشکلات روستا حل شد. مردم روستا وضع مالی خوبی داشتند و فقیر نبودند اما نهادی یا فردی نبود که آنها را جمع و مشکلات را حل کند. با کمک مردم مسجد تعمیر شد، قنات روستا نیز با خودیاری مردم لایروبی شد.
  • حضور یک زن در روستا به عنوان دهیار چه واکنشی از طرف مردم را در پی داشت؟
مردم روستای شاه کندی ابتدا اطمینان نداشتند که من بتوانم کارهای اجرایی انجام دهم. اما پس از این‌که چند مورد از مسائل و مشکلات روستا برطرف شد اطمینان آنان نیز جلب شد. من مدتی که آنجا بودم اعتبار خوبی برای روستا جذب کردم.
  • چه شد که به روستای الفاوت آمدید؟
من سال 1393 همزمان دهیار 2 روستای شادکندی و الفاوت بودم اما بعد از 20 اردیبهشت سال 1394 رسما تنها در روستای الفاوت مشغول به کار شدم. به دلیل این‌که اهل روستای الفاوت هستم شورا و بخشداری تصمیم گرفتند که در اینجا خدمت کنم.
  • به نظر می‌رسد الفاوت روستای مهاجرفرستی باشد علت مهاجرت مردم چیست؟
یکی از دلایل مهاجرت کمبود آب است. حدود 8 سال پیش از این سدی را در مسیر باغ‌های روستا احداث کردند که باعث شد بخشی از باغ‌های روستا خشک شود. ابتدا قرار بود از آب این سد برای آبیاری زمین‌ها و اراضی روستا استفاده شود اما وقتی آب در پشت سد قرار می‌گیرد بخار می‌شود و مردم نتوانسته‌اند تاکنون از آب این سد استفاده کنند. متاسفانه این سد باعث اختلاف بین روستای «قدیمی» و الفاوت شده است.
  • شما برای رفع چالش چه کار کردید؟
امسال تلاش زیادی کردم و بخشدار جوکار نیز همکاری کردند تا بتوانیم از سال آینده زراعی از آب این سد استفاده کنیم.
  • روستا علاوه بر سد چه منابع دیگری دارد؟ وضع قنات چگونه است؟
قنات اصلی روستا 40 حلقه چاه دارد. مسیر کانال قنات از روستا می‌گذشت. از سال 1386 که معابر روستا بهسازی و ارتفاع سطح خیابان و کوچه‌ها از چاه‌های قنات بیشتر شد،سطح قنات پایین رفته و شیب خود را از دست داده است. حالا برای این‌که آب از این مسیر هدایت شود یا باید کف خیابان را برداریم تا به حالت پیش از بهسازی برگردد یا این‌که کانال‌کشی و لوله‌کشی جدیدی انجام دهیم که بسیار هزینه‌بر است.
  • کشت زمین‌های روستا چیست؟
بیشتر محصول روستا گندم است که700 تن محصول می‌دهد. البته باغ انگور هم داشت که بیشتر آن خشک شده است.
  • امکانات تحصیلی و بهداشتی روستا چه شرایطی دارد؟
خوشبختانه خوب است. مدرسه ابتدایی و دبیرستان و هنرستان برای دخترها و پسرها داریم و روستا از نظر تحصیلی شرایط خوبی دارد خانه بهداشت آن نیز فعال است.
  • از نظر گردشگری روستا چه جاذبه‌ای دارد؟
 الفاوت در مسیر ترانزیتی است و شرایط خوبی دارد. بخشی از تپه‌های روستا برای پاراگلایدر مناسب است و به تازگی افراد زیادی برای پاراگلایدر سواری به اینجا می‌آیند. اگر اهالی راضی باشند فضایی را در اختیار این دوستان قرار می‌دهیم تا شرایط جذب گردشگر هم فراهم شود.
  • تعامل شما با اعضای شورا چگونه است؟
اعضای شورا 3 نفر هستند و ارتباط خوبی بین دهیاری و شورا وجود دارد. حاصل این همکاری اتفاقات خوبی برای روستا بوده است. روستای ما پیش از این غسالخانه نداشت اولین کار من ایجاد یک غسالخانه بود. سپس دیوارکشی آرامستان را انجام دادیم. نهال‌هایی که اهالی روستا در آرامستان می‌کاشتند از بین می‌رفت و این دیوارکشی باعث شد درخت‌ها حفظ شود. البته علی ترابی بخشدار جوکار همیشه در کنار ما بوده است.
  • به مدیریت پسماند چقدر توجه کرده‌اید؟
در مرکز روستا استخر بزرگی وجود دارد که به دلیل نرسیدن آب قنات که پیش‌تر علت آن را ذکر کردم خشک بود و اهالی فاضلاب و زباله‌ها را در آن رها می‌کردند. این کار باعث بوی تعفن در روستا شده بود و اهالی می‌خواستند آن را پرکنند. از این کار جلوگیری و حدود 800 متر در داخل روستا برای هدایت پساب‌های سطحی جدول‌گذاری کردیم. مشکل حل شد و آب‌ها موقتا به خارج از روستا منتقل شد. برای پسماند روستایی نیز محلی را خارج از روستا در نظرگرفته‌ایم که هفته‌ای 3 روز زباله‌هاجمع‌آوری و دفن می‌شود.
  • بودجه دهیاری از چه راهی تامین می‌شود؟
بودجه دهیاری از طریق استانداری تامین می‌شود. برای تامین روشنایی معابر به دلیل همکاری نکردن اداره برق مجبور شدیم از بودجه دهیاری هزینه کلاهک‌ها و سیستم روشنایی را تامین کنیم.
مشارکت مردم الفاوت رضایت‌بخش است؟
مردم معمولا همیاری و همکاری خوبی دارند به ویژه در بحث قنات بسیار کمک کردند و 60 روز کاری هر روز 15 نفر در قنات‌ها به  کار مشغول بودند و آن را لایروبی کردند.
  •  مهم‌ترین ویژگی کاری شما چیست؟
مطالبه کردن را وظیفه خودم می‌دانم و مدام از مسئولان درخواست می‌کنم به روستا بیایند و مشکلات مردم را از نزدیک ببینند. خوشبختانه مسئولان هم همکاری خوبی دارند.
  • اهالی روستا تاکنون واکنش منفی هم داشته‌اند؟
هیچ وقت با من مخالفت نمی‌کنند حتی در مورد مسأله بیمه همیشه رضایت خود را ابراز می‌کنند اما گاهی احساس می‌کنم حرف من را باور نمی‌کنند و فکر می‌کنند مشکلات را پیگیری نکرده‌ام. در این مواقع معتمدین محلی را به اداره‌ها و نهادهای مربوطه می‌برم تا بدانند کم کاری نکرده‌ام.
  • هنوز صنایع دستی در روستا رونق دارد؟
تا 8 سال پیش دار قالی در روستا زیاد بود اما امروز شاید 5 یا 6 خانواده فرش می‌بافند. البته سبدبافی و مرواربافی به تازگی رونق خوبی پیدا کرده است.
  • از وضع دامپروری هم بگویید.
وام مسکن بافت سنتی روستا را از بین برد. پیش از این خانه‌های روستایی منطقه همه 2 طبقه بود. طبقه زیرین به نگهداری حیوانات و انبار علوفه اختصاص داشت و طبقه بالا برای زندگی خودشان استفاده می‌شد اما از زمانی که برای مقاوم‌سازی، بهسازی و بازسازی خانه‌های روستایی وام پرداخت می‌شود همه خانه‌ها به صورت یک طبقه ساخته می‌شود.
 به عبارت دیگر، فضایی برای نگهداری دام در نظر نمی‌گیرند و دام‌ها را می‌فروشند. درنتیجه درآمد کاهش یافته و مهاجرت بیشتر شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%8C-%D9%88%D8%B8%DB%8C%D9%81%D9%87-%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D8%AA?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، الفاوت ،

تعداد کل صفحات: 13 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic