چهارشنبه 7 بهمن 1394

ترنم آوای فاخته در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

ترنم آوای فاخته در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ترنم آوای فاخته در همدان
کنسرت «کوچه» با اجرای گروه «فاخته» به سرپرستی و آهنگسازی رضا عباسی هنرمند همدانی، پنجشنبه‌شب در سالن سینما تئاتر فرهنگسرای شهید آوینی برگزار خواهد شد....
1394/11/07
 کنسرت «کوچه» با اجرای گروه «فاخته» به سرپرستی و آهنگسازی  رضا عباسی هنرمند همدانی، پنجشنبه‌شب در سالن سینما تئاتر فرهنگسرای شهید آوینی برگزار خواهد شد. عباسی از جمله آهنگسازان همدانی است که با وجود مشکلات اجرای کنسرت هر ساله گروه خود را به روی صحنه می‌برد. آخرین کنسرت این هنرمند ابتدای سال گذشته با عنوان «آهو» به نفع روشندلان برگزار شد. بیشتر کنسرت‌های این هنرمند موسیقی به صورت خیریه است و کنسرت کوچه نیز به نفع بیماران سرطانی در هفته سرطان اجرا می‌شود. با عباسی در این خصوص گفت‌و‌گوکردیم.
  • چرا فقط یک روز اجرا دارید؟ به نظر می‌رسد اجراها توسط گروه‌های موسیقی همدان کمتر از قبل شده است؟
یکی از مسائلی که در برگزاری کنسرت داریم این است که کنسرت‌های ما با برنامه‌های کنسرت موسیقی پاپ که گروه‌های تهرانی برگزار می‌کنند در یک روز و همزمان برگزار می‌شود. همین باعث خالی‌شدن سالن‌ها می‌شود. موسیقی پاپ گروه‌هایی که خارج از همدان به ویژه از تهران می‌آیند با استقبال خوبی مواجه می‌شوند چون مردم ما به این نوع موسیقی عادت کرده‌اند و گرایش آنها به موسیقی سنتی کم شده است. البته این یک موج است که در همدان شاهد آن هستیم. در 2 سال گذشته از گروه‌های استانی به دلیل حضور همین گروه‌هایی که اشاره شد و اغلب پاپ و عامه‌پسند هستند، اجرایی ندیده‌ایم.
  • از نظر شما اشکالی دارد؟
اول اینکه سطح سلیقه موسیقیایی مردم پایین آمده. دیگر اینکه موسیقی محلی سنتی ما در سایه موسیقی پاپ مهجور مانده است. البته ما مخالف موسیقی پاپ نیستیم، اما باید برابری و تساوی در بحث امکانات درنظرگرفته شود.
  • عمده‌ترین مشکل شما برای اجرای برنامه در استان چیست؟
یکی موضوع سالن است. به طور مثال مهم‌ترین سالن کنسرت استان که سالن ابن‌سینا  در محل اداره ارشاد شهرستان است، یک سالن با ظرفیت 500 نفری محسوب می‌شود. حال باید توجه داشت که سالن‌های بالای 500 نفر به کسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیاز دارد. بنابراین اخذ مجوز دچار فرایندی فرسایشی می‌شود. لازم است بگویم ظرفیت این سالن قبلا کمتر از 500 نفر بود. برای اینکه مسئولیت صدور مجوز را بر دوش وزارت فرهنگ و ارشاد بیندازند تعدادی صندلی به آن اضافه شد. در چنین شرایطی تنها گروه‌هایی قادر به اجرای کنسرت در این سالن هستند که مجوز لازم را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بگیرند. یکی دیگر از مشکلاتی که ما داریم این است که سالن‌های دیگر با قابلیت اجرای کنسرت موسیقی از جمله تالار فجر اجاره بسیار سنگینی از مسئول برگزاری کنسرت اخذ می‌کنند. انتظار ما این است  سالن‌ها حداقل برای گروه‌های استانی به صورت رایگان در نظر گرفته شوند.
  • درباره مشکلات سخت‌افزاری چطور؟
ما در سالن‌ها تجهیزات صدابرداری نداریم و هزینه صدابرداری و تبلیغات برای گروه‌های استانی بسیار بالاست و توان پرداخت آن را نداریم.
  • انتظار شما از نهادهای دولتی چیست؟
انتظار ما از اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی این است که اگر به فکر حمایت از موسیقی استان هستند از گروه‌های استانی حمایت کنند و لااقل نصب بنر، تبلیغات و سالن را برای ما رایگان در نظر بگیرند. شهرداری می‌تواند سالن‌هایی را  که در اختیار دارد برای برگزاری کنسرت به گروه‌های استانی بسپارد.
  • از کنسرت کوچه بگویید؟
این کنسرت در 3 بخش مجزا در نظر گرفته شده است. بخش اول بیات اصفهان با 4 قطعه تصنیف «حالا چرا» سروده شهریار، تصنیف مولانا با عنوان «چشم جیحون»، چهارمضراب طلوع و پیش‌درآمد شهناز است. بخش دوم گروه‌نوازی و تصنیف «کوچه» فریدون مشیری که نام کنسرت نیز از این تصنیف گرفته شده و بخش سوم نیز شامل چهارمضراب «سایه مهتاب» و تصنیف «هجران» از باباطاهر در رِنگ رقص نسیم است.
  • چقدر از آواز در این کنسرت استفاده کردید؟
هم در بخش اول، ساز و آواز داریم و هم در بخش سوم.  شعر آواز بخش اول از محمدحسین شهریار است و در بخش سوم از شعر فریدون مشیری استفاده کردیم.
  • علت اینکه باز هم کنسرت خود را به صورت خیریه برگزار کرده‌اید چیست؟
سال‌هاست برنامه‌های گروه آوای فاخته را به صورت گروهی برگزار می‌کنیم و عواید این کنسرت نیز به نفع بیماران مبتلا به سرطان هزینه خواهد شد.
  • چرا از شعر سپید استفاده کرده‌اید؟
تعدادی از شعرها سپید است، به دلیل اینکه ساختار سازبندی موسیقی ایرانی ظرفیت استفاده از شعر نو را دارد و ما تلاش کردیم این نوآوری در برنامه دیده شود. البته به جز کنسرت‌های استاد شجریان استفاده از شعر نو خیلی مرسوم نیست. دیگر اینکه سعی کردیم شعرها را به صورت کامل و بدون کم‌وکاست برای احترام به شاعر به صورت تصنیف اجرا کنیم.
  • دلیل استفاده از 2 خواننده در این کنسرت چیست؟
استفاده از تنوع صدایی یکی از دلایل این موضوع بود. استان همدان خواننده‌های خوبی دارد. ما برای اینکه رنگ‌آمیزی بهتری را در صداها شاهدباشیم به سمت این موضوع رفتیم.
  • آلبوم یاد رهی در چه مرحله‌ای است؟
این آلبوم در دست انتشار است. مجوز آن از وزارتخانه اخذ شده و امیدواریم به زودی در اختیار علاقه‌مندان قرار بگیرد. کنسرت کوچه نیز قرار است پس از اجرا به صورت آلبوم ضبط شود و در اختیار مخاطبان قرار بگیرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D8%B1%D9%86%D9%85-%D8%A7%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، رضا عباسی ، کنسرت گروه فاخته ، کنسرت کوچه ،

سه شنبه 6 بهمن 1394

کمک آموزش و پرورش به محیط زیست

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،

کمک آموزش و پرورش به محیط زیست

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
کمک آموزش و پرورش به محیط زیست
نشست مشترک مسئولان دوره متوسطه آموزش و پرورش، مسئولان آموزشی اداره ‌کل حفاظت از محیط‌زیست و نمایندگان تشکل‌های محیط زیستی همدان با محور جشنواره خوارزمی در محل سالن کنفرانس اداره‌ کل آموزش و پرورش استان همدان برگزار شد...
1394/11/06
نشست مشترک مسئولان دوره متوسطه آموزش و پرورش، مسئولان آموزشی اداره ‌کل حفاظت از محیط‌زیست و نمایندگان تشکل‌های محیط زیستی همدان با محور جشنواره خوارزمی در محل سالن کنفرانس اداره‌ کل آموزش و پرورش استان همدان برگزار شد.
مصطفی خزاعی، معاون آموزشی اداره‌ کل آموزش و پرورش استان همدان، با اشاره به تفاهم‌نامه بین این نهاد‌ها گفت: براساس تفاهم‌نامه‌ای که بین مدیرکل آموزش و پرورش استان و مدیر‌کل حفاظت از محیط زیست استان همدان امضا شده، تشکل‌های محیط زیستی به عنوان بازوهای اداره محیط زیست در آموزش‌های محیط زیستی معرفی و بر همکاری ایشان تأکید شده است.
 خزاعی با تأکید بر پایین آوردن میانگین سنی دانش‌آموزان برای آموزش‌های محیط زیستی گفت: آموزش و پرورش می‌تواند بستر مناسبی برای فرهنگ‌سازی باشد؛ البته معتقدیم دوره متوسطه برای چنین آموزش‌هایی دیرهنگام است و باید پیش از آن یعنی دوره‌های ابتدایی آموزش و برنامه‌ریزی را آغاز کرد؛ چراکه اگر این فرهنگ‌سازی از دوره پایین‌تری شروع شود، تأثیرگذاری بیشتری خواهد شد. وی با اشاره به توان تشکل‌های غیردولتی در همراهی با نهادهای دولتی گفت: ما از بهره‌گیری توان و ظرفیت تشکل‌های غیردولتی در زمینه آموزش استقبال و بستر را برای فعالیت تشکل‌ها آماده می‌کنیم؛ چون ما نیز نیازمندی‌هایی داریم که شما می‌توانید پاسخگو باشید. کلام سازمان‌های مردم‌نهاد مؤثرتر است چرا که در پشت کلام ما یک وظیفه اداری نهفته اما کلام شما براساس وظیفه انسانی است.

 سند تحول بنیادین
نعمت‌اله بحیرایی، رئیس اداره آموزش دوره متوسطه اداره کل آموزش و پرورش استان همدان، با اشاره به تفاهم‌نامه بین اداره حفاظت از محیط زیست و اداره آموزش و پرورش استان گفت: تفاهم‌نامه‌ای که در حال حاضر اجرا می‌شود بر اساس سند تحول بنیادین است. این سند توسط وزارت آموزش و پرورش تنظیم شده و هر نهاد اجرایی‌ای که به سیستم آموزش در جامعه ورود پیدا می‌کند چشم‌انداز خود را براساس این سند طراحی می‌کند. بحیرایی ادامه داد: راهکارهای عملیاتی این سند افزایش مشارکت نظام تعلیم و تربیت عمومی، همچنین تقویت ارتباط مدرسه، معلم و دانش‌آموز در عرصه‌های مختلف، چه در سطح محلی و چه در سطح ملی است تا دانش‌آموزان در تمامی ابعاد رشد همه‌جانبه داشته باشند. وظیفه ما بسترسازی برای فعالیت دانش‌آموزان در تشکل‌های رسمی اجتماعی است. وی گفت: ۶۳هزار دانش‌آموز دوره متوسطه در مراحل مختلف جشنواره خوارزمی شرکت می‌‌کنند. این جشنواره ۵ محور دارد و بر اساس علایق همه دانش‌آموزان است؛ به این سبب که استعدادیابی یکی از اصلی‌ترین اهداف این جشنواره به شمار می‌آید. این جشنواره در مراحل آموزشگاهی، استانی و کشوری برگزار می‌شود. اتفاقاً سال گذشته در مرحله منطقه‌ای و استانی موضوع مسابقه ما در بخش ادبیات، «آب» بود که استان مقام دوم را کسب کرد و امسال نیز موضوع «محیط زیست» است. بحیرایی افزود: محور پژوهش یکی دیگر از حوزه‌هایی است که تشکل‌ها می‌توانند وارد شوند و دانش‌آموزان را به پژوهش‌های محیط زیستی سوق دهند. همچنین در محور دست‌سازه‌ها کارآفرینی دانش‌آموزان مد نظر ماست که تشکل‌ها می‌توانند دانش‌آموزان را به ساختن دست‌سازه‌ها با مواد دورریختنی تشویق کنند. محور زبان‌خارجه و محور آزمایشگاه از دیگر حوزه‌های جشنواره خوارزمی است.

لزوم ارائه برنامه مدون
عباس ایزدی، کار‌شناس آموزش و ترویج اداره‌کل محیط‌زیست استان، نیز در این نشست به تشریح چگونگی ارتباط محیط زیست و نهادهای غیردولتی با آموزش و پرورش پرداخت و گفت: یکی از ظرفیت‌های مغفول‌مانده در حوزه آموزش تشکل‌ها هستند که از این ظرفیت سازمان‌های غیردولتی در جشنواره خوارزمی نیز می‌توان استفاده کرد. وی افزود: تشکل‌ها درحوزه داوری و ارزشیابی آثار ارائه‌شده به جشنواره می‌توانند وارد شوند. ما می‌توانیم مشارکت نهادهای مدنی را در این جشنواره داشته باشیم به شرطی که برنامه مدون و شفاف در این زمینه تنظیم شود. مجتبی جوادیه، دبیر انجمن نبض سبز حیات، نیز گفت: برای فرهنگ‌سازی و تغییر رفتار بهتر است از نظر کار‌شناسی اعضای تشکل‌ها استفاده شود. این تشکل‌ها می‌توانند برای استانداردسازی فعالیت‌های غیردرسی و آموزش‌های عمومی در مدارس پیش‌قدم شوند. استانداردسازی می‌تواند منجر به کار بهینه شود اما برای ورود و همکاری اعضای تشکل‌ها به مدارس باید تدابیری اندیشیده شود تا این همکاری تسهیل شود و مانعی برای فعالیت نداشته باشیم.
جوادیه گفت: در استان همدان تشکل‌ها کارنامه خوبی در زمینه توانمندسازی و آموزش‌های عمومی و همگانی دارند. در جشنواره خوارزمی نیز چه پیش از برگزاری و چه هنگام جشنواره و پس از آن می‌توانیم همکاری خوبی داشته باشیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/کمک-اموزش-و-پرورش-به-محیط-زیست?magazineid=


برچسب ها: آموزش و پرورش همدان ، محیط زیست همدان ، همشهری همدان ،

دوشنبه 5 بهمن 1394

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهنگ عامه ،مشاغل ،تئاتر ،سینما ،روزنامه همشهری ،هنر ،

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه
ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است...
1394/11/05
 ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است و به همین دلیل خود را عکاس سیار می‌نامد. مردم همدان، به ویژه دهه شصتی‌ها، او را با شخصیت «آمیرزا» در سریال خاطره‌انگیز «مکتبخانه» پخش‌شده از سیمای همدان می‌شناسند؛ سریالی موزیکال با گویش همدانی که صادق آشورپور آن را کارگردانی کرده بود و زمانی از پرطرفدار‌ترین برنامه‌های صبح جمعه تلویزیون همدان بود. ناصر صفا این روز‌ها در آستانه ۷۲ سالگی کنار آبشار و کتیبه‌های گنجنامه از مهمانان این میراث هگمتانه عکس می‌گیرد. او در این گفت‌وگو از سرگذشت خود می‌گوید.
  • عکاسی را کجا یاد گرفتید؟
یک عکاسی به نام «متروپل» اول خیابان باباطاهر بود؛ مدتی آن جا کار کردم. مدتی هم نزد عکاسی به نام مرتضی بودم.
  • چند سال است عکاسی می‌کنید؟
 حدود ۵۰ سال.
  • اولین دوربینی که خریدید چه زمانی بود؟
اولین دوربین را زمانی خریدم که یک مغازه میوه‌فروشی در فرعی خیابان اکباتان در کمربندی نظربیک داشتم. یک روز یک پیرمرد با دوربینی در دست وارد مغازه شد و گفت این را پسرم برایم فرستاده و نمی‌دانم چه‌کارش کنم. من آن دوربین را ۲ تومان و یک حلقه فیلم هم به قیمت ۱۵ ریال خریدم و‌‌ همان روز از دوستان و آشنایان عکس گرفتم. برای هر عکس ۵ ریال می‌گرفتم و آن روز ۵ تومان کاسب شدم. دوربین ۱۶ تا فیلم داشت و ۲ ریال هم برای ظهور و چاپ می‌گرفتند. آن زمان عکس‌ها را به رنگ سبز چاپ می‌کردند و ما به آن عکس‌ها می‌گفتیم عکس رنگی.
  • از آن زمان شغلتان را تغییر دادید؟
بله با ۲ تومان عکاس شدم. بعد از آن با یک دوربین روسی و فلش شدم عکاس سیار.
  • کجا عکاسی می‌کردید؟
من از دوران جوانی که عکاسی را شروع کردم همیشه در طبیعت بودم. اوایل در منطقه «آخر آسفالت» بودم که آن زمان خاکی بود و خودرویی‌ تردد نداشت؛ اما طبیعت زیبا مردم را به آن جا می‌کشاند و من هم بساط عکاسی را آن جا پهن می‌کردم. بعد‌ها عکاسی صفا را در‌‌ همان محله نظربیک باز کردم و مدتی هم خیابان جانبازان بودم.
  • چرا مغازه عکاسی را تعطیل کردید؟
از روزی که تلفن همراه آمد عکاسی دیگر به صرفه نبود. به همین دلیل حدود ۵ سال است که مغازه‌ام را جمع کرده‌ام.
  • از کسانی که سال‌های اول عکاسی پیش شما عکس گرفته‌اند کسی مراجعه می‌کند؟
بله؛ خیلی‌ها هنوز عکس‌هایی را که من مهر عکاسی صفا در کمربندی نظربیک را بر آنها زده‌ام، دارند. حدود ۴۰ سال از آن زمان گذشته است.
  • عکس‌های شما چه ویژگی خاصی داشت که در عکس‌های همکارانتان نبود؟
آن زمان لباس غربی، اسب و اسلحه بود که من به مشتری‌ها می‌دادم، می‌پوشیدند و عکس می‌گرفتند که خیلی طرفدار داشت.
  • عکاسی قدیم و جدید چه تفاوتی دارد؟
قدیم اگر عکس را روی یک تکه کاغذ به مشتری می‌دادیم اعتراض نمی‌کرد، چون آگاهی مردم اینقدر نبود.
  • نگاتیوهای قدیم را حفظ کرده‌اید؟
نه دیگر، چون چند بار جابه‌جا شدم و کسی دیگر چاپ نمی‌کرد.
  • لذت عکاسی قدیم بیشتر بود یا حالا؟
قدیم خیلی بهتر بود. روتوش و چاپ می‌کردیم. عکس رنگی وجود نداشت. من شب‌ها در خانه با کاغذکشی عکس‌ها را رنگ می‌کردم.
  • این‌جا چه وضعیتی دارید؟
سی چهل سال است که هر روز ساعتی را به اینجا می‌آیم؛ اما از وقتی دوربین دیجیتال و موبایل آمد کاسبی ما هم خراب شد. اما من به خاطر علاقه‌ای که به صحرا و طبیعت دارم می‌آیم.
  • بیمه یا بازنشسته هستید؟
نه؛ هیچ‌کدام.
  • چه آدم‌هایی در اینجا به شما مراجعه می‌کنند؟
همه جور آدم به اینجا می‌آید. گردشگر خارجی، شهرستانی، تا هنرپیشه‌ها و آدم‌های معروف. مثلاً حمید جبلی، بازیگر، چند وقت پیش آمد و عکس گرفتم. اما همدانی‌ها و کسانی که من را می‌شناسند بیشتر مراجعه می‌کنند و برخورد خوبی با من دارند.
  • چه نوع عکسی را دوست دارید؟
من دوست دارم هر عکسی که می‌گیرم عکس شادی باشد؛ چه عکس از طبیعت و چه عکس از افراد. دوست دارم موجب شادمانی شوم. اگر کسی که پیش من می‌آید اخم کرده باشد عکس نمی‌گیرم.
  • کسی برای آموختن عکاسی پیش شما می‌آمد؟
بله؛ تا چند سال پیش دانشجوهایی که با دوربین‌های آنالوگ رشته عکاسی را شروع می‌کردند می‌آمدند. چون با دوربین‌های قدیمی عکاسی می‌کردم و با دیافراگم و سرعت این دوربین‌ها آشنا بودم.
  • هیچ اتفاق افتاده که سازمان‌ها و مسئولان از شما بخواهند از مراسمی عکاسی کنید؟
نه؛ تاکنون چنین درخواستی از من نشده.
  • در مجالس و عروسی‌ها هم عکاسی می‌کردید؟
بله؛ در همدان قدیم رسم بود کسانی که می‌خواستند عروسی با شکوهی داشته باشند عکاس ببرند. این بیشتر در طبقه بازاری‌ و کارمندان بود و در بین مردم فقیر رایج نبود.
  • قدیم که فیلم‌ها ۲۴تایی و ۳۶تایی بود معمولاً چند فریم را خراب می‌کردید؟
بستگی به این داشت که خودم ظاهر و چاپ کنم یا به چاپخانه بدهم. معمولاً وقتی خودم انجام می‌دادم بیشتر فیلم‌ها سالم بود اما وقتی به عکاسی‌های دیگر می‌سپردم گاهی نور زیاد می‌دادند و عکس‌ها محو می‌شد.
  • تجربه بازیگری چطور بود؟
اگر با دوربین آشنایی نداشتم نمی‌توانستم به راحتی مقابل دوربین تلویزیون و سینما بایستم و بازی کنم. بازیگری که وارد این عرصه می‌شود بهتر است با این رشته‌ها آشنایی داشته باشد و مهم‌تر این‌که حتما آموزش دیده باشد.
  • در رشته عکاسی به کار کدام عکاس علاقه‌مندید؟ مثلاً دوست داشتید جای کدام یک از عکاسان مطرح باشید؟
من دوست ندارم جای هیچ کس دیگری باشم؛ همین که جای خودم هستم بسیار راضی‌ام. وقتی جای خودم هستم کار خودم را ارائه می‌کنم؛ مثلاً در سریال «مکتب‌خانه» نقش مرا چندین نفر بازی کرده بودند اما هیچ‌کدام کار من نشد و مردم مرا می‌شناسند. هر کسی را برای کاری ساخته‌اند. من دوست دارم هر روز بر چهره چند نفر لبخند بنشانم و این بهترین لذت است.
  • امروز که در دهه هفتم زندگی هستید و سال‌ها عمر خود را در راه بازیگری و عکاسی گذرانده‌اید، فکر می‌کنید مردم همدان و نهادهای دولتی حق شما را ادا کرده‌اند؟
مردم همدان بسیار قدر‌شناس هستند؛ اما من زمان بازیگری فکر می‌کردم مرا بیمه کنند و در این سن و سال حقوقی داشته باشم تا مجبور به کار کردن در این سن نباشم. اگر بیمه بودم و حقوق بازنشستگی داشتم بیشتر وقتم را در خانه به نوشتن نمایشنامه می‌گذراندم؛ اما اکنون درآمدی ندارم. هر کسی هنر و کاری انجام می‌دهد، می‌خواهد آتیه و آینده خود و خانواده‌اش را تأمین کند و من حدود ۴۰ سال در اداره ارشاد، رادیو، تلویزیون و سینمای جوان بازی کرده‌ام و گاهی نوشته‌ام، اما نتیجه‌ای حاصلم نشده است. برای مثال ۱۴ ماه که در سریال مکتب‌خانه کار کردم مبلغ ناچیزی به من به‌صورت قسطی پرداخت کردند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%9B-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، ناصر صفا ، عکاسی همدان ، تئاتر همدان ،

پنجشنبه 1 بهمن 1394

سیروس حقگو

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،

سیروس حقگو

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
سیروس حقگو
سیروس حقگو متخلص به «موقر الشعرا» سال ۱۳۱۰ در همدان متولد شد و در سال ۱۳۲۴ به تهران مهاجرت کرد. او از نوجوانی به سرودن شعر علاقه داشت و در کنار برادر خود به محافل ادبی آن روزگار راه پیدا کرد...
1394/10/30
 سیروس حقگو متخلص به «موقر الشعرا» سال ۱۳۱۰ در همدان متولد شد و در سال ۱۳۲۴ به تهران مهاجرت کرد. او از نوجوانی به سرودن شعر علاقه داشت و در کنار برادر خود به محافل ادبی آن روزگار راه پیدا کرد. حقگو نزدیک به ۷ دهه از عمر خود را  صرف آموزش و آموختن ادبیات کرد. حاصل این فعالیت‌ها نوشتن ۵ اثر ادبی است که در یک دهه گذشته به بازار آمده است.
این شاعر همدانی در گفت‌و‌گو با همشهری از استادان خود در زمینه شعر یاد می‌کند و ادامه می‌دهد: استادان شعر من ابوالحسن‌ ورزی، جواهری‌وجدی و ابوالقاسم حالت بودند. من در تمامی اوزان عروضی فارسی تجربه‌هایی داشته‌ام و شعر سروده‌ام. اولین اثرم با عنوان «آهنگ عشق» با مقدمه عرفانی استاد جواهری‌وجدی در سال ۸۹ منتشر شد که حاصل ۲۰ سال تلاش و اندوخته ادبی من بود.
حقگو به تاثیرپذیری‌اش در سرودن از باباطاهر اشاره می‌کند و می‌گوید: دومین کتاب من «ترانه‌های حقگو» است که پس از منتشر شدن در سال ۸۹ با استقبال خوبی مواجه شد. این اثر به پیروی از دوبیتی‌های باباطاهر عارف دلسوخته همدانی و الهام از لالایی مادران به اقتضای زمان و در باب ادبی، عشقی، عرفانی و اخلاقی سروده شد‌ که قرار است دوباره تجدید چاپ شود. این شاعر ادامه می‌دهد: مهم‌ترین کتابی که تهیه کرده‌ام «گفتار بزرگان در آینه زمان» با ۱۵۰۰ نکته ادبی است که سال ۹۱ در سه جلد آماده شد. در این کتاب گفتار بزرگان را آورده‌ام و بر اساس آن دو یا سه بیت شعر سروده‌ام که در پای هر گفتاری آمده است.
حقگو با بیان اینکه کتاب چهارم نیز با نام «عارفان شهید» سال ۹۱ منتشر شده است، می‌‌گوید: این کتاب شامل ۴۰۰ غزل ۱۲ بیتی با مضمون عرفانی است.
وی می‌گوید: هیچ انگیزه‌ای بالا‌تر از تشویق، همدلی و همگامی خوانندگان نیست و من این اقبال را داشته‌ام تا با تشویق خوانندگان روبه‌رو شوم. همین تشویق مردم و خوانندگان بود که توانست مرا ترغیب به انتشار کتاب پنجم یعنی «گلبانگ عشق» کند.
این شاعر به نمود همدان در اشعار خود اشاره می‌کند و می‌گوید: اشعار زیادی را در وصف همدان و هگمتانه سروده‌ام. در همین مجموعه نیز چند شعر درباره زادگاهم همدان است.
آخرین کتاب حقگو با نام گلبانگ عشق با مقدمه پروفسور سیدحسن امین توسط انتشارات نور گیتی در سال ۱۳۹۲ و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه به بازار آمده است. این کتاب شامل ۴۰۰ غزل با مضمون عرفانی در ۴۷۰ صفحه با حروفچینی خط نستعلیق رایانه‌ای چاپ شده‌ و مورد استقبال طرفداران غزل قرار گرفته است.

مقدمه کتاب
پروفسور سیدحسن امین، سرپرست «دایرهًْ المعارف ایران‌شناسی»، مقدمه کاملی بر کتاب «گلبانگ‌عشق» حقگو نوشته است. او در سخن آغازین می‌نویسد: «اشعار حقگو، از نظر تقسیمات شعر معاصر فارسی به کهنه و نو، از مقوله شعر کلاسیک و به اصطلاح نوآمدگان، قدمایی است؛ بنابراین اصول و قواعد صوری شعر کهن، یعنی تبعیت از وزن بیرونی کلام در قالب بحور عروضی، در آن‌ها رعایت شده است.»
سیدحسن امین در این مقدمه به شباهت‌های شعری حقگو به حافظ و صائب اشاره می‌کند و می‌‌نویسد: «یکی از ویژگی‌های شعر این شاعر صراحت و صداقت آن است. وی به سبک هندی و اصفهانی گرایشی ندارد و سخن خود را صاف و روشن بیان می‌کند. غزلیات این شاعر شباهت‌هایی به شعر حافظ دارد، مخصوصاً از لحاظ ردیف‌دار بودن که غزل را خوش‌آهنگ‌تر و دلنشین‌تر می‌کند. شباهت دیگر اشعار حقگو با حافظ، تکرار قافیه است.»
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/سیروس-حقگو?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، سیروس حقگو ، شاعران همدان ، گلبانگ عشق ،

تاریخ انتشار: 30 دی 1394  -   1:02:43 بعدازظهر(PM)
پرینت بگیرید

انتخاب خبر- حسین زندی: سابقه شکل گیری تشکل­های دانشجویی در دانشگاه ها به زمان تاسیس اولین دانشگاه کشور بر می­گردد اما بیش از 8 دهه از این تاریخ می­ گذرد و تحولی درساختار این تشکل­ها ایجاد نشده است.اما این که چه عواملی باعث شده تشکل­ های دانشجویی نه در محیط دانشگاه و نه پس از فارغ ­التحصیلی در زمینه مشارکت­های مدنی موفق نباشد بسیار پیچیده است. در این نوشتار کوتاه نیز نمی­ توان ریشه یابی کرد چراکه چنین مسئله مهمی نیاز به پژوهش­های گسترده دارد.

تشکل­های غیر دولتی با ساختار و شکل و شمایل امروزین پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات در سال 1376  وارد عرصه اجتماع شدند. این پدیده با بهره گیری از ساختارهای غربی اما با یک تفاوت عمده  بروز کرد. تشکل های غیر دولتی در غرب بر اساس قوانین هر کشور توسط افراد حقیقی که هدف و برنامه مشخصی دارند بوجود می ­آید و پس از ثبت در دفاتر مربوطه رسمیت یافته و فعالیت را آغاز می­کند این فعالیت بدون دخالت هیچ نهاد دولتی ادامه می ­یابد. اما در ایران تاسیس یک نهاد غیردولتی روزبه روز دشوارتر می­ شود و نهادهای مختلف برای ایجاد آن مانع ­تراشی می­ کنند و پس از تاسیس نیز دخالت نهادهای حکومتی مانع استقلال و فعالیت مستقل آنان می­شود در واقع  می توان گفت در ایران هیچ تشکل غیردولتی مستقلی وجود ندارد و اتفاقا حاکمیت نیز به دنبال همین موضوع است.

از قضا با این­که جامعه ­شناسان­ مردم همدان را شهروندانی محافظه­ کار می­دانند اما آنها در مواجهه با این پدیده اجتماعی، یعنی  تشکیل نهادهای غیردولتی و پیوستن به این تشکل­ها نسبت به سایر استان ها پیش­قدم بودند. از سال 1376 تا 1384 نزدیک به 300 تشکل در حوزه های گوناگون فعال بودند و با روی کارآمدن دولت نهم رفته­ رفته این وضعیت رو به افول گذاشت به ­طوری که در سال 1392تشکل­های عضو معاونت جوانان وزارت ورزش به کمتر از 30  نهاد رسیده بود بیشتر آنها نیز در دو حوزه خیریه و مذهبی فعالیت می­کردند.

فعالیت تشکل­های دانشجویی نیز بر این منوال است که پس از شکل­گیری در چارچوب دانشگاه فعالیت­ها نیز آغاز می­شود این تلاش­ها گاهی با توجه به یک رویداد و اتفاق در جامعه پررنگ تر می­شود و گاهی با تغییراتی در وزارت علوم یا بدنه دولت مدت ها به محاق می­رود. تفاوتی ندارد؛ چه تشکل­های علمی دانشجویی چه سیاسی و فرهنگی در دانشگاه همه مشمول چنین روندی هستند.

از دل این گروه­ها و تشکل­ها گاهی به نام­هایی بر می­ خوریم که با آن­ها «فعال دانشجویی» اطلاق می­شود و به عنوان فرد نتیجه تلاش های خود در دانشگاه(همانطورکه گفته شد چه فرهنگی چه اجتماعی یا علمی و سیاسی)  را به افراد جامعه اعلام می­کند اما این تلاش­ها پس از پایان دوره تحصیلی این افراد تمام می­شود  دیده می­شود فردی که در دانشگاه بسیار فعال است پس از دوران تحصیل نه تنها هیچ فعالیتی ندارد بلکه افسرده و منفعل می­شود.

استان همدان با دارا بودن ده ها هزار دانشجو ظرفیتی بالقوه در زمینه فعالیت­های دانشجویی و دانشگاهی دارد و می­تواند این ظرفیت را بالفعل کند اما با وجود اینکه تشکل­های زیادی در داخل دانشگاه مانند انجمن­های علمی، ادبی، سیاسی وموارد دیگر شکل گرفته، در عمل نتوانسته به موفقیت قابل قبولی دست یابد. از سوی دیگر خلاء ارتباط بین تشکل های دانشجویی و مدنی خارج از دانشگاه نیز به این ضعف دامن زده است به طور مثال حدود 13 تشکل حوزه محیط ­زیست در استان همدان فعال است و در تعدادی از دانشگاه­های استان از جمله دانشگاه بوعلی و دانشگاه آزاد در رشته محیط­ زیست همه ساله صدها دانشجو تحصیل می­ کنند اما تشکل های محیط زیستی خارج از دانشگاه نتوانسته ­اند با دانشجویان تعامل قابل قبولی داشته باشند.

حال پرسش این است که چه عاملی باعث این مسئله مهم است و چگونه می­توان از ظرفیت دانشگاه و فعالان دانشجویی و نهادهای درون این فضای آموزشی بهره برد؟ آیا تشکل های غیردولتی درایران چنین توانایی های را دارند که در باززنده سازی     تشکل­های دانشجویی در خارج از دانشگاه نقش ایفا کنند؟

همان­گونه که اشاره شد پاسخ گفتن به این پرسش ها مستلزم کاری تحقیقی است تا براساس ریشه شناسی و تاریخچه نهادهای دانشگاهی و وضعیت جامعه ایران بتوان به نتایجی رسید اما تجربه جوامع دیگر می تواند در کوتاه مدت راهگشا باشد. در این کشورها نهادهایی تخصصی در زمینه توانمندسازی  تشکل­های غیر دولتی وجود دارد که در داخل مدارس و دانشگاه­ها نیز فعالیت می­کنند و با استعدادیابی، آموزش و توانمندسازی، دانش آموزان و دانشجویان مستعد و علاقمند را آماده حضور در تشکل های مدنی بیرون از دانشگاه می­کنند.

توانمندسازی دانشجویان ایران در زمینه فعالیت­های مدنی می تواند این نگرانی را برطرف کند تلاش­های نهادهای غیر دولتی تداوم خواهد داشت وا ز حالت مقطعی بودن خارج می­شود. علاوه بر دخالت­های دولت در فعالیت های نهادها و سازمان­های غیردولتی در ایران آسیب دیگری وجود دارد، آن­هم تداوم نداشتن عضوگیری و جذب نیروهای داوطلب است که منجر به تداوم نداشتن فعالیت­ها می­شود به طور مثال کمتر تشکلی را می­ توان سراغ گرفت که یک پروژه و برنامه طولانی مدت داشته باشد و چندین سال یک برنامه را پیگیری می­کند و به نتبجه برساند. بهره گیری از توان و ظرفیت دانشگاه و جذب فارغ­ التحصیلان علاقمند در تشکل­های غیردولتی این معضل را برطرف می­ کند و به تقویت جامعه مدنی در ایران کمک خواهد کرد.

http://entekhabkhabar.ir/visitorpages/show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=6827,1



برچسب ها: تشکل های مدنی ، پیوند تشکل های دانشگاهی با نهادهای مدنی ، همشهری همدان ،

دوشنبه 28 دی 1394

هنر، آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

هنر، آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنر، آسیب‌های اجتماعی را کاهش می‌دهد
«فریدون پاک‌نژاد» متولد ۱۳۳۹ در گیلان است...
1394/10/27
«فریدون پاک‌نژاد» متولد ۱۳۳۹ در گیلان است. این هنرمند نقاش از آغاز دهه ۷۰ به همدان مهاجرت، و به گفته خودش اولین آموزشگاه نقاشی را پس از انقلاب در این شهر تاسیس می‌کند. در طول ۲۴ سال گذشته ده‌ها نقاش حرفه‌ای را آموزش داده است. به گفته صاحب‌نظران پاکنژاد یکی از تاثیرگذار‌ترین معلمان نقاشی همدان است. این هنرمند سال‌ها دچار بیماری سرطان بود و خوشبختانه به کمک هنر بر این بیماری پیروز شده و این روز‌ها سلامتی خود را به دست آورده است. گفته‌های «فریدون پاک‌نژاد» در خصوص نقاشی و هنرجویان همدان را در ادامه می‌خوانید:

 نقاشی را چگونه یاد گرفتید؟ یا از کجا این هنر نزد شما آغاز شد؟
از کودکی علاقه زیادی به نقاشی داشتم و از اول دبستان نقاشی کردن را شروع کردم. خانواده شلوغی بودیم و در هر فرصت و کوچک‌ترین جای خلوتی که پیدا می‌کردم شروع به نقاشی می‌کردم تا این‌که با یک استاد خیلی خوب ، زنده‌یاد «حسن مهجور» آشنا شدم. بعد‌ها با «جواد بختیاری» که از مدرسان بزرگ نقاشی و خط است کار کردم. این استادان در رشد من بسیار تاثیر داشتند.

 در خانواده کسی نقاشی می‌کرد؟
نه هیچ‌کس. نه در خانواده و نه فامیل نقاش نبود که بگوییم ارثی هست!

 چه سالی به همدان آمدید؟ و چه شد در این شهر ماندگار شدید؟
سال ۱۳۷۰ به همدان آمدم. وقتی آمدم دیدم هیچ آموزشگاه نقاشی در این شهر نیست و از لحاظ هنری زیرساخت‌های کمی دارد. اولین آموزشگاه نقاشی را آن زمان در پاساژ وحدت ایجاد کردم.

 برخورد‌ها چطور بود؟
در ابتدا ناملایمات زیاد بود.  کم‌کم جا افتاد و اداره ارشاد هم کمک کرد. در این مدت استادانی تربیت کرده‌ام و تحویل این شهر و جامعه هنری داده‌ام که همگی نقاش درجه یک هستند؛ «بابک روشنی‌نژاد»، «بهمن محمدی»، «بیژن غنچه‌پور» و «بهرام غنچه‌پور» از نقاشان بر‌تر کشور هستند. هنرجوهای من مهم‌ترین سرمایه من هستند و وقتی می‌بینم بهترین کار‌ها را ارائه می‌کنند لذت می‌برم.

 در همدان به نقاشان تجربی و خودآموخته‌ای مانند «حبیب رضایی‌منش» برخورده‌ام که می‌گویند با نگاه کردن به کارهای شما نقاشی یاد گرفته‌اند. این امر چگونه امکان پذیر می‌شود؟
در کشور ما نقاشی معرفی نمی‌شود. مردم عادی به آثار و پدیده‌های هنری نگاه می‌کنند و رد می‌شوند به همین علت چیزی در خاطر آنان نمی‌ماند. ما باید به بچه‌ها دیدن را بیاموزیم و من در اینجابه‌جای نگاه کردن چگونه دیدن و درست دیدن را به هنرجو‌ها آموزش می‌دهم. در درست دیدن، تفکر و اندیشه وجود دارد. وقتی کسی خوب می‌بیند خوب هم نقاشی می‌کند من هم با دیدن به نقاشی علاقه‌مند شدم.

 امروز وضعیت آموزش چگونه است؟
من و دیگر همکارانم با چنگ و دندان کار می‌کنیم و هیچ نهادی به ما کمک نمی‌کند. خیلی از آموزشگاه‌ها اجاره‌ای است و خیلی از مالکان ملکشان را به آموزشگاه اجاره نمی‌دهند، زیرا شهرداری گفته آموزشگاه ارزش ملک را پایین می‌آورد.

 معاونت فرهنگی اجتماعی شهرداری چه حمایتی می‌کند؟
شهرداری برای فرهنگ و هنر ردیف بودجه دارد. در شهرهای دیگر مانند تهران به هنرمندان کمک می‌کنند، اما در همدان ما هنوز چنین چیزی نداریم. امیدواریم از بودجه فرهنگی به هنرمندان هم اختصاص داده شود.

 در مورد برون‌داد و نمود اجتماعی هنر از جمله نقاشی چه نظری دارید؟
هنر باعث کم شدن آسیب‌های اجتماعی است اما توجهی به هنر نمی‌شود. ممکن است یک روز در سال به مقوله هنر اختصاص یابد، اما با یک روز در سال هیچ اتفاقی نمی‌افتد. باید در تمام سال به مقوله هنر پرداخت تا از مواهب آن بهره‌مند شد. هنر چشم دل را باز می‌کند و باعث می‌شود ارتباط انسان با خدای خود بهتر شود.

 کمبود گالری در همدان چه تاثیری بر کار شما دارد؟
محل نمایشگاه‌ها را به دور‌ترین جای شهر برده‌اند و اداره‌های دولتی را در مرکز شهر ایجاد شده‌اند. یک بار نمایشگاهی را در یک محل خصوصی برگزار کردم که قرار بود ۱۰ روز باشد. اما استقبال خوب مردم باعث شد ماه‌ها آنجا بمانم. مسئولان اجازه بدهند بخش خصوصی وارد میدان شود و شرایطی فراهم کنند تا مردم آثار هنری را ببینند.

 از مراحل ساخت موزه هنرهای معاصر همدان چه خبر؟
من خبر ندارم حتی نمی‌دانستم چنین اتفاقی قرار است در شهر بیفتد. هیچ کس از ما نظرخواهی نمی‌کند.

 بسیاری از نقاشان همدانی از جمله شاگردان مطرح شما مهاجرت کرده‌اند؛ علت مهاجرت هنرمندان چیست؟
من حدود ده سال پیش این هشدار را دادم که هنرمندان در حال مهاجرت هستند و نگذارید این اتفاق بیفتد. همه شاگردانی که نام بردم از همدان رفتند؛ چرا باید اینگونه باشد؟ من هنرجوهایی مانند «مرضیه برجیان» یا «سولماز مصلح» را می‌توانم نام ببرم که بسیار نقاشان خوبی هستند؛ اما اگر شرایط کار در این شهر فراهم نشود مهاجرت خواهند کرد. استقبال مردم از هنر خوب است و این مشکلات با حمایت نهادهای فرهنگی دولتی حل می‌شود. با وجود مشکلات، همدان از نظر آموزش شرایط خوبی دارد و می‌توانیم کاری انجام دهیم که هرکس در ایران می‌خواهد تابلوی نقاشی بخرد به همدان بیاید. خوشبختانه وضعیت اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی نسبت به سال‌های پیش بهتر شده، اما درخواست دارم به هنرمندان بیشتر توجه کنند.

 چگونه می‌توان توجه مردم همدان را بیشتر به هنر نقاشی جلب کرد؟
 اگر قرار باشد شهری زیبا ترسیم شود و به توسعه برسد باید مدیران هنرمندی داشته باشد. یک حسابدار نمی‌تواند به ارزش یک اثر کم‌نظیر نقاشی پی ببرد. انتظار نداریم مدیران هنرمند باشند، بلکه می‌گوییم از هنرمندان استفاده کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D8%8C-%D8%A7%D8%B3%DB%8C%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%B1%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%87%D8%B4-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%AF%D9%87%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، فریدون پاکنژاد ، نقاشی همدان ، آموزش نقاشی در همدان ،

شنبه 26 دی 1394

ردپای بیابانزایی در منابع طبیعی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،

ردپای بیابانزایی در منابع طبیعی همدان

نویسنده: حسین زندی
ردپای بیابانزایی در منابع طبیعی همدان
توسعه منابع طبیعی شهرستان همدان در سال‌های اخیر با مشکلات متعددی مواجه بوده است. از طرفی کاهش منابع آبی و بارش‌های آسمانی و کاهش اعتبارات، توسعه منابع طبیعی را با مشکل روبه‌رو کرده و موجب شده تلاش نهاد متولی این بخش، اداره منابع طبیعی و آبخیزداری همدان، برای جبران کمبود‌ها، حفظ روند توسعه و جلوگیری از تخریب روزافزون بیش از پیش باشد...
1394/10/26
توسعه منابع طبیعی شهرستان همدان در سال‌های اخیر با مشکلات متعددی مواجه بوده است. از طرفی کاهش منابع آبی و بارش‌های آسمانی و کاهش اعتبارات، توسعه منابع طبیعی را با مشکل روبه‌رو کرده و موجب شده تلاش نهاد متولی این بخش، اداره منابع طبیعی و آبخیزداری همدان، برای جبران کمبود‌ها، حفظ روند توسعه و جلوگیری از تخریب روزافزون بیش از پیش باشد. برای بررسی توسعه منابع طبیعی شهرستان همدان پای صحبت «علیرضا الوندی»، رئیس اداره منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان همدان، نشستیم که در ادامه می‌خوانید:
 اراضی تحت پوشش اداره منابع طبیعی شهرستان چقدر مساحت دارد؟
کل وسعت اراضی شهرستان همدان ۲۷۳هزار هکتار است که ۱۲۸هزار هکتار آن جزو منابع ملی است و اداره منابع طبیعی و آبخیزداری همدان وظیفه حفاظت و احیای این اراضی را بر عهده دارد. از این ۱۲۸هزار هکتار اراضی ملی حدود ۴۷۹ هکتار جنگل دست‌کاشت است. متأسفانه در شهرستان همدان جنگل طبیعی و اراضی جنگلی نداریم. بخشی از جنگل‌کاری دست‌کاشت واقع در سد اکباتان و زمین‌های پیرامونی آن است. حدود ۳۰ هکتار در اراضی آبشینه و حدود ۵۰ هکتار جنگل‌کاری نیز در حاشیه جاده محور همدان-تهران انجام داده‌ایم.
 در ادامه محور همدان-تهران، بعد از پلیس‌راه، محوطه‌ای جنگل‌کاری شده است. این بخش مربوط به کدام نهاد است؟
منطقه مذکور متعلق به استان همدان و مربوط به اداره‌ها یا شهرستان‌های مختلف است؛ پس از پلیس‌راه همدان به سمت جاده تهران تا انبار نفت و سیلو در حوزه شهرستان بهار است. از آن به بعد حوزه کبودراهنگ محسوب می‌شود. وسعت حوزه کبودراهنگ زیاد است اما متأسفانه چند سالی است با پدیده خشکسالی و بیابانی شدن این اراضی مواجه شده‌ایم و تأمین آب برای آبیاری بسیار دشوار شده است.
 در خصوص وضعیت دیگر شهرستان‌های استان بگویید؟
به‌طور کلی بخش زیادی از اراضی شهرستان‌های استان مانند ۴۰ هکتار از اراضی قهاوند شامل ملی، کشاورزی و مراتع در حال حاضر به بیابان تبدیل شده است. سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با پیگیری‌های انجام‌شده در سال‌های گذشته توسط اداره متبوع در همدان پذیرفت که همدان هم جزو استان‌هایی است که بیابان دارد. این تقسیم‌بندی به لحاظ برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت، بلندمدت و تخصیص بودجه مهم است.
 از جمله مباحثی که در رسانه‌ها و بین مردم وجود دارد، بیابانی شدن دشت‌های همدان به خصوص دشت قهاوند و کبودراهنگ به دلیل چاه‌های عمیق و بهره‌برداری بی‌رویه از منابع آبی همدان است. به نظر شما بیابان‌زایی چقدر متأثر از ایجاد نیروگاه و حفر چاه‌های عمیق کشاورزی است؟
ابتدا باید توجه داشت بحث کویر که در دیگر بخش‌های ایران وجود دارد با بیابان متفاوت است. درست است که عوامل طبیعی مثل خشکسالی باعث ایجاد بیابان شد اما عامل انسانی صددرصد اصلی‌ترین نقش را در بحث بیابانزایی دارد. در بحث نیروگاه باید کار‌شناسان امور آب اظهار نظر کنند اما به احتمال زیاد نیروگاه می‌تواند بسیار مؤثر باشد. چاه‌های غیرمجاز و عمیق و برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی صددرصد در بیابانزایی مؤثر بوده است. حال در این قضیه کدام بخش بیشتر تأثیرگذار بوده را باید کار‌شناسان امور آب و کار‌شناسان مربوطه بگویند. اما آنچه کار‌شناسان اداره منابع طبیعی و آبخیزداری همدان برداشت کرده‌اند این است که همه این موارد باعث ایجاد بیابان در همدان شده است.
 محدوده حوزه آبخیز همدان کجاست؟
آغاز حوزه آبخیز در شهرستان همدان از ارتفاعات الوند است. در سال‌های گذشته این حوزه به این شکل بوده که بارندگی و نزولات آسمانی توسط رودخانه‌هایی مانند «سیمین‌رود» و رودخانه‌های اطراف از مسیر دشت قهاوند عبور می‌کرد؛ بخشی به سمت سد اکباتان می‌رفت و بخشی به سمت منطقه فرقان در اراک هدایت می‌شد؛ یعنی شامل حوزه وسیعی بوده که موجب حاصلخیزی بالای دشت قهاوند همدان می‌شده است. در واقع آب‌های جاری و نزولات آسمانی که از ارتفاعات الوند جاری می‌شده عامل مهم این حاصلخیزی بوده است.
 شرایط امروز حوزه آبخیز همدان چگونه است؟
امروز متأسفانه تمام آن مسیر‌ها را بسته‌ایم و باغ‌ها را ایجاد کرده‌ایم. برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی داشته‌ایم و دیگر حتی یک خروجی آب به سمت سد اکباتان نداریم. از طرفی این کار موجب تشکیل یک کانون بیابانی در انتهای محوطه سد اکباتان شد که با پیگیری‌های اداره منابع طبیعی دنبال آن هستیم تا اعتبارات دولتی و مشارکت‌های مردمی را برای احیای دوباره منطقه به کار ببندیم که البته کار بسیار سختی است. وقتی طبیعت را دستکاری می‌کنید و از بین می‌برید احیا کردن آن بسیار سخت می‌شود.
روند باززنده‌سازی، هزینه و نیروی انسانی بسیاری نیاز دارد و شاید سال‌ها زمان ببرد. تخریب طبیعت ممکن است در یک پروسه زمانی مثلا ۱۰ساله اتفاق افتاده باشد اما احیای آن ممکن است ۱۰برابر زمان ببرد تا شاید بتوان آن طبیعت را دوباره احیا کرد.
 آیا در این روند گفته شده تاکنون کار مهمی صورت گرفته است؟
در بحث احیای آبخیز منطقه برنامه‌ریزی و کارهای اجرایی خوبی انجام شده است. حدود ۵۰درصد کارهای اجرایی و مطالعاتی آبخیزداری انجام شده است؛ اما باید در نظر داشت کار آبخیزداری کاری است که هزینه‌بردار است و اعتبارات زیادی می‌خواهد. همچنان به جذب اعتبارات نیاز داریم تا در این حوزه هزینه کنیم. برنامه ویژه‌ای که در حال حاضر در دست اجرا داریم، این است که اجازه ندهیم بیابان در منطقه قهاوند بیش از این توسعه پیدا کند؛ آن را کنترل کنیم و در ادامه به حالت مراتع قبلی بازگردانیم.
 بازگردیم به بحث جنگل‌کاری و حفظ آن؛ چقدر توانسته‌اید جنگل‌کاری صورت گرفته را حفظ کنید؟
همان‌طور که گفته شد جنگل‌کاری انجام شده در همدان دست‌کاشت است. وقتی اراضی جنگلی و جنگل طبیعی نداشته باشیم ایجاد جنگل در طبیعت با مشکل مواجه می‌شود. وقتی با اراضی جنگلی و جنگل طبیعی مواجهیم توسعه جنگل راحت‌تر انجام می‌شود چون شرایط اقلیمی راحت‌تری دارد. اما در استان همدان ضمن انجام برنامه‌ریزی اصولی با محدودیت‌هایی مواجه هستیم. مثلاً برای توسعه جنگل باید از گونه‌هایی استفاده کنیم که در منطقه دوام داشته باشند؛ گونه‌های درختان پهن‌برگ مانند زبان‌گنجشک، افرا و اقاقیا.
 آیا این گونه‌های گیاهی بومی منطقه هستند؟
اولویت ما در این بحث استفاده از گونه‌های بومی منطقه است که با شرایط آب و هوایی منطقه سازگار و به خشکی یا کم‌آبی مقاوم باشند. در سوزنی‌برگ‌ها نیز از سرو و کاج استفاده کردیم. مشکل عمده ما در جنگل‌کاری محدودیت آب است. ۱۲۷هزار هکتار اراضی منابع ملی داریم و می‌توانیم در نقاط مختلف شهرستان این کار را انجام دهیم. آنچه برای سال‌های ابتدایی حداقل در ۵ یا ۶ سال نخست نیاز داریم حمایت بیشتر مانند آبیاری، مراقبت و واکاری است؛ اما عملا با توجه به کمبود آب و شرایط خاص همدان در این خصوص و برای تداوم توسعه با مشکل مواجه هستیم.
 آخرین وضعیت گونه‌های کاشته‌شده در چه شرایطی است؟
شرایط نگهداری واقعاً سخت است. گونه‌هایی که در سال‌های گذشته کشت شدند ‌درصد موفقیتشان بالا بود. گونه‌هایی که از سال ۹۲ و ۹۳ کشت شد، مراقبت بیشتری می‌خواهد. ۱۰درصد خطای طبیعی است، اما سعی می‌کنیم تا آنجا که می‌توانیم برای کاهش این خطا و نگهداری بیشتر تلاش کنیم.
 مسئله‌ دیگری که این سال‌ها با آن مواجه بوده‌ایم آلودگی‌های متعدد هوا، ریزگرد‌ها و گرد و غبار است. آیا قطع درختان و تبدیل زمین‌های کشاورزی، باغ‌ها و مراتع توسط بخش خصوصی یا شهروندان به مناطق مسکونی را در این خصوص مؤثر می‌دانید؟ در صورت تأیید چقدر توانسته‌اید جلوی این کار را بگیرید؟
در سال‌های گذشته درست جایی شهرسازی کردیم و آن را توسعه دادیم که خوش آب‌وهوا‌ترین منطقه و بهترین اراضی از نظر سرسبزی بود. این کار عملاً کاهش بافت سبز منطقه همدان را تحت تأثیر خود قرار داد. تبدیل اراضی به مناطق مصنوعی و باغ‌ها به خانه‌باغ باعث می‌شود بهترین خاک و بهترین مناطق سرسبز شهر به خانه‌های مسکونی تبدیل شود.
 در این خصوص باید دستگاه‌های متولی حتی دستگاه قضایی و انتظامی با توجه به شرایط قانونی که دارند پیگیر مسئله باشند. در واقع عملاً به دست خود فضای سبز، منابع آبی و طبیعی را تخریب می‌کنیم و از بین می‌بریم. متأسفانه این روند همچنان ادامه دارد.
 آیا بارش‌های آسمانی نیز مؤثر بوده است؟
بارش‌های ما در ۱۰ سال گذشته از حد ۳۵۰ میلی‌متر که حد مجاز است به مرز ۳۰۰ میلی‌متر رسیده که اگر این روند ادامه داشته باشد کشاورزی در استان با مشکل مواجه می‌شود. در مراتع هم به همین شکل است؛ یعنی مقدار بارش از ۳۵۰ میلی‌متر کمتر شده و پوشش مرتع هم از بین رفته است.
 پس آیا به‌طور کلی می‌توان گفت بحث توسعه در استان با علامت سؤال‌های متعددی مواجه است؟
هدف توسعه رفاه و تعالی انسان است. توسعه‌ای که انسان را از مواهب خدادادی همچون طبیعت و منابع طبیعی محروم سازد توسعه نیست بلکه تخریب است. ممکن است در کوتاه‌‌مدت شاهد رونق و توسعه باشیم اما در آینده و در بعد کلان به سمت تخریب حرکت می‌کنیم.کاهش پوشش گیاهی، شور شدن اراضی مانند آنچه در قهاوند داریم، بیابانی شدن اراضی، افزایش ریزگرد‌ها، شن‌های روان، کاهش تولیدات کشاورزی، افزایش مهاجرت و تمام اینها باعث تخریب منابع طبیعی می‌شود. این‌چنین تخریبی، آسیب‌پذیری اقتصادی صددرصد دارد. هر کجا هم آسیب‌پذیری اقتصادی داشته باشیم تبعات بعدی مانند آسیب‌پذیری سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هم داریم.
  • ایجاد نیروگاه و برداشت‌های بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی باعث بیابانزایی در منابع طبیعی همدان شده است.
  • http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B1%D8%AF%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، بیابانی شده همدان ، منابع طبیعی همدان ، کم آبی همدان ،

جمعه 25 دی 1394

هنرمند باید دیده شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،موسیقی ،

هنرمند باید دیده شود

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمند باید دیده شود
«جواد مرادیان»، موسیقی‌دان همدانی، عضو پیوسته خانه موسیقی كشور است كه كنسرت‌های زیادی را در خارج از كشور از جمله‌تركمنستان، گرجستان، ارمنستان و كردستان عراق برگزار كرده است...
1394/10/23
«جواد مرادیان»، موسیقی‌دان همدانی، عضو پیوسته خانه موسیقی كشور است كه كنسرت‌های زیادی را در خارج از كشور از جمله‌تركمنستان، گرجستان، ارمنستان و كردستان عراق برگزار كرده است. شرایط موسیقی همدان را در گفت‌و‌گو با او كه هم مدرس موسیقی است، هم كارآفرین بر‌تر این حوزه و هم مدیر یك آموزشگاه، جویا می‌شویم.
  • شما كه مؤسس یك آموزشگاه و یكی از كارآفرینان برتر حوزه هنر و موسیقی هستید، شرایط كار در موسیقی را چگونه ارزیابی می‌كنید؟
ما فارغ‌التحصیل هنر و موسیقی داریم اما وقتی درس دانشجویان رشته موسیقی تمام می‌شود، به جز برخی آموزشگاه‌ها جایی نیست كه این هنرمندان را جذب كند. چند سال پیش، كه به عنوان كارآفرین بر‌تر معرفی شدم، بیش از ۱۵ معلم موسیقی جذب كرده بودم اما در واقع برای كارآفرینی فقط جذب نیرو كافی نیست، باید نوآوری هم داشت. آنچه من در كار گنجانده بودم موسیقی به عنوان مكمل درمان بود و تأثیر موسیقی بر غده تالاموس مغز را بررسی كرده بودم. ما این ایده را روی چند بیمار، از جمله بیماری كه نابینا شده بود، آزمایش كردیم. همچنین در یك مركز‌ درمان اعتیاد ۱۸ ماه روی تعدادی از افراد معتاد كار كردیم. نتیجه تحقیقات گروه روان‌شناسی دانشگاه پیام نور همدان این بود كه موسیقی باعث افزایش آندروفین و در نتیجه سبب كمتر مصرف كردن مواد می‌شود. موسیقی را می‌توان به عنوان یك مكمل درمان در نظر گرفت. در آمریكا از دهه ۱۹۵۰ فارغ‌التحصیلان «موسیقی‌ـ درمانگر» فعالیت  خود را آغازكرده‌اند. این افراد در بیمارستان‌ها از موسیقی به عنوان یك درمان غیرشیمیایی استفاده می‌كنند.
  •   گفته می‌شود یكی از آسیب‌های موسیقی در آموزشگاه‌ها تداوم نداشتن آموزش است. تا چه حد این موضوع درست است و علت مهاجرت هنرجویان چیست؟
تعدادی از هنرجو‌ها كه مهاجرت می‌كنند و به تهران می‌روند به این دلیل است كه می‌خواهند از آموزش‌های استادان بزرگ موسیقی كشور بهره‌مند شوند و از امكانات تهران استفاده كنند اما خیلی از هنرجویان هم پس از پشت سر گذاشتن آموزش‌ها در تهران، برگشته‌اند.
 اگر ما برنامه به هنرجویان بدهیم تا معرفی شوند مهاجرت هم كنترل می‌شود. آنچه باعث رشد هنرمند می‌شود بازخورد و بازتاب اثر او است. اگر بازخورد را از زندگی هنرمند بگیریم انگیزه‌ای برای كاركردن نمی‌ماند. اگر هر ماه برای همین هنرجو‌ها كنسرت برگزار كنیم، حتی كنسرت رایگان، قطعا به هنرجویان بازخورد داده‌ایم.
  •   بیشتر هنرجویان شما در چه رده سنی قرار دارند؟
براساس تحقیقی كه در آموزشگاه‌ها انجام دادیم ۷۰درصد از هنرجویان كمتر از ۲۰ سال سن داشتند و جالب این است كه بهترین سن آموختن موسیقی نیز همین سن است. به همین دلیل مدارس بهترین فضا برای این موضوع هستند. خوشبختانه به تازگی جشنواره موسیقی در دبیرستان‌ها برگزار می‌شود. براساس یك پایان‌نامه كه در ایران نوشته شده دانش‌آموزان دبیرستانی كه نوازنده‌ساز هستند، ضریب هوشی بالاتری دارند.
  •   این روز‌ها جوانان خیلی به موسیقی عامه‌پسند گرایش پیدا كرده‌اند اما آموزش‌ها بیشتر بر موسیقی فاخر متمركز است. تعاملی بین آموزشگاه‌ها و نهادهای دولتی برای تغییر ذائقه جوانان وجود دارد؟
من كارهایی را كه در كنسرت‌ها ارائه می‌كنیم به سه بخش تقسیم می‌كنم؛ ابتدا موسیقی كه مورد علاقه اهل ‌فن است، دیگری برای كسانی كه اتفاقی وارد سالن شده‌اند و علاقه‌ای به این موسیقی ندارند و سوم برای خانواده نوازندگان تا بتوانند به راحتی ارتباط برقرار كنند؛ البته در كنسرت‌های حرفه‌ای‌ قضیه متفاوت است و استادان حرفه‌ای مخاطب حرفه‌ای دارند اما در كنسرت‌های آموزشی باید سلیقه‌های گوناگون را در نظر گرفت.
  •   استعدادیابی در آموزشگاه‌ها چگونه صورت می‌گیرد؟
به دلیل كمبود موضوع استعدادیابی در موسیقی، من تحصیلات دانشگاهی را در رشته روان‌شناسی پی گرفتم تا یك مركز استعدادیابی تأسیس كنم. با این روش دنبال این هستیم كه بتوانیم تشخیص دهیم هنرجویی كه به آموزشگاه مراجعه می‌كند به كدام هنر علاقه دارد و مستعد آموزش و یادگیری است یا نه؟ دیگر این‌كه اگر در موسیقی استعداد دارد كدام‌ساز و رشته موسیقی برای او مناسب‌تر است. یك سری تست‌های روان‌شناسی ساده به ما كمك می‌كند افراد برون‌گرا و درون‌گرا مشخص و هنرجو‌ها را تفكیك كنیم. همچنین نوع علاقه افراد را به‌سازها و نوع موسیقی مشخص می‌كنیم. به هنرجویان توصیه می‌كنم در كلاس همه‌سازها یك بار حاضر شوند تا با صدای واقعی‌سازها آشنا شوند و سپس سازشان را انتخاب كنند.
  •   وضعیت آموزشگاه‌ها در سطح مدیریت چگونه است؟
یكی از مشكلاتی كه در مدیریت آموزشگاه‌ها داریم این است كه بخش مدیریت فرهنگی ما ضعیف است. مسئولان مجوز ایجاد شعبه دیگری از یك آموزشگاه موسیقی را نمی‌دهند. سبزی‌فروشی و بستنی‌فروشی شعبه دوم می‌زند اما برای موسیقی نمی‌توان این كار را كرد. اگر شعبه‌هایی را در شهرستان‌ها ایجاد كنیم‌تردد هنرجو كمتر می‌شود و افراد بیشتری جذب این  هنر می‌شوند. ما از استان‌های دیگر از جمله كردستان، كرمانشاه و مركزی هنرجو داریم كه این یك امتیاز مثبت برای همدان است، بدین معنی كه وضعیت موسیقی در همدان بهتر از سایر استان‌های همجوار است.
  •   تفاوت شیوه‌های آموزشی در آموزشگاه‌ها چگونه است؟
یكی از مشكلات ما در آموزش این است كه معلم موسیقی فقط یك شیوه آموزشی برای همه سنین دارد؛ یعنی كودك ۸ ساله با نوجوان ۱۵ ساله یا جوان ۲۰ ساله برای او تفاوتی ندارد. در حالی كه بر اساس داده‌های روان‌شناسی در هر یك از این سنین نحوه آموزش باید متفاوت باشد.
  •   شما در این زمینه چه كار كرده‌اید؟
هم با معلم‌ها صحبت می‌كنیم كه تفاوت قائل شوند هم به خانواده‌ها می‌گوییم تصور نكنید فرزند شما اگر به آموزشگاه موسیقی آمد حتما سال آینده نوازنده خواهد شد؛ در درجه اول همین كه در یك فضای فرهنگی قرار می‌گیرد مثبت است. پس از این مرحله است كه كودك یا نوجوان با‌سازها آشنا می‌شود و برای یافتن علاقه خود ممكن است‌ساز تخصصی‌اش را تغییر دهد.
  •   نهادی برای پیگیری مطالبات آموزشگاه‌ها وجود دارد؟
ما یك انجمن موسیقی داریم كه چندان در این مباحث دخالت نمی‌كند.
  •   تعامل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی چگونه است؟
اگر اداره ارشاد به این نتیجه برسد كه آموزشگاه‌ها را به دیده بنگاه اقتصادی و بنگاه اشتغال ببیند، كه تاكنون ندیده است، بسیاری از مشكلات ما حل خواهد شد. بیش از ۵۰ معلم موسیقی در سطح همدان داریم كه در آموزشگاه‌ها شاغل هستند و در هیچ نهاد خدماتی خصوصی آماری در این سطح نداریم. ۵۰ معلم موسیقی بیمه هستند و هیچ نگرانی‌ای هم برای اداره ارشاد ندارد. همه آموزشگاه‌ها اجاره‌ای است و ارشاد تسهیلاتی برای خرید فضای آموزشی در اختیار آموزشگاه‌ها نمی‌گذارد. به تازگی یك آموزشگاه موسیقی در همدان تعطیل شد و چند معلم شغلشان را از دست دادند در حالی كه با یك وام می‌توانستند از این كار جلوگیری كنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D9%88%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، جواد مرادیان ، آموزشگاه های موسیقی همدان ،

شنبه 19 دی 1394

تعریف جشنواره عوض شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،گفتگو ،

تعریف جشنواره عوض شود

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
تعریف جشنواره عوض شود
«مهدی فرشیدی‌سپهر» از منتقدان برگزاری جشنواره بین المللی تئاتر کودک در همدان است. وی در اعتراض به روش‌های پیشین، امسال نمایش خود را در جشنواره شرکت نداد...
1394/10/19
«مهدی فرشیدی‌سپهر» از منتقدان برگزاری جشنواره بین المللی تئاتر کودک در همدان است. وی در اعتراض به روش‌های پیشین، امسال نمایش خود را در جشنواره شرکت نداد. نمایش «سلطان و گاگول» از نمایش‌های موفق او در بیستمین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان بود که با استقبال خوبی مواجه شد. این کارگردان شناخته شده تئاتر، نقدهای خود را به شیوه برگزاری بیست و دومین جشنواره تئاتر کودک و نوجوان همدان در مهر امسال در گفت و گو با همشهری بیان می کند.
  • علت این‌که در جشنواره امسال اجرا نداشتید، چه بود؟
2 سال است که کار به جشنواره ارائه نمی‌دهم. من در سال 1394 تئاترهای به همراه دوستانم اجرا کرده‌ام، به نظرم جشنواره در مسیر غلطی حرکت می‌کند.
  • منظور از مسیر غلط چیست؟
می‌شود در حوزه های مختلف بررسی کرد. ابتدا نوع داوری کارها با 3 داور. ما نیاز به حضور 10 داور در رده سنی جوان، میانسال و مسن داریم، تا از دیدگاه‌های مختلفی اجراها را بررسی کنند. چرا که به شکل مرسوم داوری‌ها کاملا سلیقه‌ای و و با معیارهای شخصی انجام می‌شود. مورد بعدی دعوت از گروه‌های خارج از استان به صرف این‌که کار تک نفره دارند است. آیا این آثاربه درد مردم ما می‌خورد؟ از طرفی دیگر بخش‌های اجرایی تئاتر مانند دستیاری و مدیریت صحنه در بخش ارزیابی دیده نمی‌شود.
  •  در این شرایط به نظر شما چه دستاوردی را می توان برای جشنواره متصور شد؟
 در این شرایط همه به سمت نویسندگی و کارگردانی و بازیگری روی می‌آورند چون وقتی در این نقش باشند مورد توجه هستند. بنده از رشت تا کیش، از تبریز تا سیستان و بلوچستان بدون اجازه و مجوز هیچ اداره دولتی و فقط به میل قلبم سفر می‌کنم و با اهالی تئاتر دوست هستم. شهادت می‌دهم رشته‌هایی مثل منشی‌گری صحنه، دستیاری و مدیریت صحنه روز به روز فرسوده‌تر می‌شوند و این به نظرم از سهل‌انگاری و کجروی جریانات جدی تئاتر و جشنواره ناشی می‌شود.
  • آثاری که در جشنواره اجرا می شود در طول سال چه عاقبتی پیدا می کنند؟
چرا من باید تئاتری بسازم و در جشنواره‌ای ارائه دهم، داورها مرا ببینند و به عنوان اولین نفر انتخاب کنند و بعد هم به خانه بروم؟ یک جشنواره باید برگزیده‌های خود را به اجرای عمومی بگذارد و به شهرهای مختلف بفرستد. اگر من تئاتری را اجرا کنم و 6 هزار نفر در همدان ببینند و تشویق کنند و بعد در یزد، گناباد، سنندج، یاسوج، مشهد، تهران، بیجار و غیره و غیره تئاتر اجرا نشود، یعنی چه؟! جشنواره حواشی بی‌فایده بسیار دارد، به جای آن داورهای جوان و مسن و پیر و میانسال را دور هم جمع کنید تا یک گروه بزرگ داوری ایجاد شود. گروه‌ها را به شهرستان‌ها بفرستید تا برای مردم اجرا کنند. بهانه‌ای وجود ندارد که مشکل مالی را مطرح کنیم در حالی که این همه هزینه‌های هنگفت برای برگزاری اختتامیه و افتتاحیه‌ها صرف می‌شود. من این شانس را داشته‌ام ما می‌توانیم با داشتن اتاق فکر جدید این مسائل را اصلاح کرده و تغییر دهیم.
  • در این جشنواره‌ها از نخبگان بین المللی چقدر استفاده می شود؟
خانم‌هافمن، پروفسور تئاتر وقتی در کشور خودش سخنرانی می‌کند، صدها نفر در حال ضبط صحبت‌های او هستند، به این دلیل که او نخبه است. ولی همدان از بین تخصص‌های او تربیت مربی را انتخاب کرد و در کلاس او 13 نفر حضور داشتند. در صورتی که همه اهالی تئاتر که در همدان حضور دارند باید از کلاس او بهره می‌بردند و می‌آموختند. انتخاب غلط رشته آموزشی او در سال 94 در همدان یکی دیگر از گواهی‌هایی است که قطار تئاتر جشنواره بیرون از ریل  حرکت می‌کند.
  • صاحب نظران ضعف نمایشنامه نویسی ایران را بسیار جدی می دانند. نظر شما چیست؟
یکی از مشکلات، اجرای نمایشنامه‌های خارجی است. سوال من این است که چرا؟ بچه‌های ما خودشان سراسر درام و قصه هستند. چرا باید علاء‌الدین که از صد سال پیش است اجرا شود؟ باور کنیم اگر نویسنده این داستان زنده بود، الان چیزهای دیگری می‌نوشت. چرا نباید یک قصه‌ای درست کنیم که اوج درام در چراغ قرمز اتفاق بیفتد؛ بچه‌ای که جلوی ترمینال دچار حادثه می‌شود و اوج قصه او را تا جلوی موزه هگمتانه می‌کشاند. به نظر من سهل‌انگاری  برخی مدیران، برگزاری غلط جشنواره، کلیشه سازی، دادن جایزه به کسانی  است که متن‌های خارجی را کار می‌کنند و این کج‌فکری را به وجود می‌آورد.
  • پیشنهاد شما چیست؟ چه کار باید کرد؟
به نظرم تشویق نشدن نویسندگان داخلی به این‌که راجع به همین مردم قصه بنویسند این اوضاع را به وجود آورده است. دیگر باید از گفتن قصه به زبان روباه و گرگ و خرس و موش دست برداریم. از گفتن قصه توسط شخصیت‌هایی که اسم‌هایشان الکساندر، دنی، پیتر و لوسین است.‌هاکلبریفین به چه درد مردم ما می‌خورد؟ این یک قصه‌ای است که امریکای جنوبی تولید کرده و خودشان هم دیگر به این نمی‌پردازند. من به دوستان و خواهرها و برادرهایم در این صنف می‌گویم که  خواهش می‌کنم از خواب کلیشه‌ای خارج شوید. راجع به این مردم قصه بگویید. 3 دهه بعد که این بچه‌ها 30‌ساله شدند می‌بینیم که بچه‌هایی که بی‌داستان بومی بزرگ شده‌اند چه نسل سستی را خواهند ساخت.
  • برای ارتباط مداوم کودک و تئاتر از چه روشی باید بهره جست؟
مشکل عدم اعتماد به نفس مشکلی است که از رشت تا کیش، از تبریز تا سیستان و بلوچستان در ایران هست. به نظرم باید راجع به عزت نفس، رابطه با نفس، برقرارکردن رابطه خوب با خویشتن حرف بزنیم. متاسفانه به بچه‌ها می‌گوییم این را اینجوری بنویس. پسر خوبی باش برای بابا. شاگرد خوبی باش برای معلم. دختر گلی باش برای مامان. هیچ کس به این بچه‌ها نمی‌گوید برای خودت چه باید باشی؟ تو برای خودت چه وظیفه‌ای داری؟
  • وظیفه هنرمند برای تقویت این ارتباط چیست؟
هر هنرمندی وظیفه دارد در طول سال به غیر از قراردادهایی که با شهرداری، حوزه هنری، استاندار و مرکز هنرهای نمایشی می‌بندد یک سفر خصوصی بدون دعوت به یک شهر کوچک یا بزرگ برود و با مردم و سالن‌های تئاتر حرف بزند. به این شکل بازوهای خصوصی‌ خودش را تا بیست سال دیگر قوی کند. اهالی تئاتر در ایران برای دیدن تئاتر به شهرهای دیگر نمی‌روند چون عادت دارند به این‌که در جشنواره‌ای دعوت شوند و حضور پیدا کنند. به نظرم این درست  نیست.
  • در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان امسال بیشتر مخاطبان بزرگسال بودند و کودکان کمتر دیده شدند. نظرتان راجع به این مورد چیست؟
تئاتری در فستیوال آگورا در بلژیک رفتم که خیلی جالب بود. در این فستیوال ورود مردم عادی ممنوع بود. فقط نویسندگان، کارگردانان، منتقدان و روزنامه‌نگاران حضور داشتند. در این جشنواره هم می شد چنین کرد.
 7 روز خودمان خودمان را محک بزنیم، مورد نقد و بررسی قرار دهیم و بعد حاصل کار را در 360 روز بعد در جامعه اجرا کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D8%B9%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D8%AC%D8%B4%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B9%D9%88%D8%B6-%D8%B4%D9%88%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، مهدی فرشیدی سپهر ، تئاتر همدان ،

شنبه 19 دی 1394

سرانه فضای سبز همدان؛ یک‌هفتم کشور

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،زیست بوم ،

سرانه فضای سبز همدان؛ یک‌هفتم کشور

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سرانه فضای سبز همدان؛ یک‌هفتم کشور
شرایط منابع طبیعی، مراتع و آبخیزداری استان چندان مناسب نیست. خشکسالی، چرای بی رویه دام ها، آتش سوزی جنگل‌ها و مراتع، فرسایش خاک و ناکامی طرح های این حوزه از جمله مشکلاتی است که اداره‌کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان با آن دست به گریبان است...
1394/10/19
شرایط منابع طبیعی، مراتع و آبخیزداری استان چندان مناسب نیست. خشکسالی، چرای بی رویه دام ها، آتش سوزی جنگل‌ها و مراتع، فرسایش خاک و ناکامی طرح های این حوزه از جمله مشکلاتی است که اداره‌کل منابع طبیعی و آبخیزداری استان با آن دست به گریبان است. برای بررسی بیشتر این وضعیت با «محمدرضا همتی» مدیرکل منابع طبیعی استان گفت‌و‌گویی انجام داده ایم که در پی می آید.
  • چه مقدار اراضی در اختیار اداره منابع طبیعی و آبخیز داری استان قرار دارد؟
استان همدان حدود 905 هزار هکتار عرصه منابع طبیعی دارد که 47 درصد سطح استان را شامل می‌شود. از این مساحت 43 هزار هکتار جنگل طبیعی، دست‌کاشت و اراضی ذخیره‌گاهی است. 42 هزار هکتار زمین‌های شور و لم‌یزرع و بدون پوشش است. 822 هزار هکتار هم  مرتع است که دارای پوشش گیاهی خودرو یکساله است و تحت عنوان مرتع یا چراگاه محسوب می‌شود. مراتع در 3 دسته تقسیم‌بندی می‌شوند. 63 هزار هکتار جزو مراتع خوب و درجه 1 است که شامل مراتع ییلاقی و دامنه‌ها می‌شوند و دارای پوشش گیاهی خوب هستند. 317 هزار هکتار جزو مراتع متوسط با تولید تقریبا 100 تا 120 کیلوگرم علوفه در سال است و مراتع فقیر 400 هزار هکتار است که زیر 100 کیلوگرم علوفه برداشت شده در سال را به خود اختصاص می‌دهند.
  • وضعیت سرانه جنگلی استان در چه سطحی است؟
سرانه فضای سبز در بخش جنگل متاسفانه پایین است. سرانه جنگل در حال حاضر کمتر از 250 مترمربع است و البته این فضا بدون احتساب سرانه فض   ای سبز داخل شهر، روستایی و باغات است. در بحث جنگل و فضای سبز 250 مترمربع حالت استاندارد است. سرانه کشوری 1700 متر و سرانه جهانی آن حدود 6 هزار مترمربع است. سرانه فضای سبز جنگل استان حدود یک هفتم کشور است که فاصله زیاد است و به نسبت فضای اختصاص داده شده در دنیا فاصله‌ها زیاد است                                      .
  • برای توسعه فضای جنگلی استان چه باید کرد؟
 با توجه به این‌که استان همدان استان جنگلی نیست، بحث حفظ و توسعه فضای سبز به عنوان یکی از اهداف اصلی ما در استان مورد توجه است. در بحث جنگل اگر شرایط فراهم باشد، خود به خود شکل می‌گیرد. تعریف جنگل این است که خودرو باشد، خودش ایجاد شود و خودش را بتواند نگه دارد.
  • چرا همدان از این شرایط بی‌بهره است؟
همدان به چند دلیل این شرایط را ندارد؛ ارتفاع از سطح دریا، تبخیر و تعرق بالا  دارد که به دلیل هوای خشک و بادهای شدید و موسمی اتفاق می‌افتد، یخبندان‌های طولانی در زمستان و بهار که اگر تمامی این عوامل تداوم داشته باشد جنگل نمی‌تواند دوام بیاورد. به همین خاطر سطح جنگل استان متاسفانه کم است. به‌رغم این‌که استان زاگرسی و در استان کرمانشاه و کردستان شاهد جنگل‌های بلوط و بَنَ هستیم ولی در سطح استان این سطح بسیار بسیار پایین است.
  • عاقبت جنگل دست کاشت به کجا انجامید؟
از سال‌های گذشته بحث توسعه جنگل و فضای سبز در دستور کار قرار گرفته و تاکنون حدود 7 هزار هکتار در بخش دولتی طرح توسعه جنگل دست‌کاشت داشته‌ایم. از این میزان 1300 هکتار تحویل شهرداری‌ها شده و حدود 3400 هکتار تحت حفاظت منابع طبیعی است. مابقی جنگل‌های دیم دست‌کاشتی است که حالت نگهداری ندارد مانند بادام و گونه‌های مختلف از بادام شیرین و اِسکوباریا و گونه‌هایی مثل سماق و سنجد که معمولا در مناطق خاصی کشت می‌شود.
  • آیا طرح طوبی و واگذاری یک‌سری زمین‌ها برای تبدیل به باغ در همدان موفق بوده است؟
در بحث توسعه جنگل یا فضای سبز یکی از اهداف سازمان در سال‌های قبل این بود که با مشارکت مردمی وارد مبحث توسعه شود. از سوی دیگر مجموعه وزارت جهاد کشاورزی به دنبال این بود تا بحث توسعه سطح زیر کشت را داشته باشند. بنابراین طرحی به نام طوبی در کل کشور با هدف قراردادن اراضی منابع ملی مستعد برای توسعه باغات مثمر در اختیار افراد، تعریف شد. در سطح کشور اقدامات خوبی انجام شد اما چون بخشی از این طرح به انحراف برده شده و در حاشیه شهرهای بزرگ مثل تهران، اصفهان و شمال، بعضی اراضی تبدیل به ویلا و ساخت و سازهای اینچنینی شد متاسفانه این طرح در مجموع عملکرد موفقی نداشت و متوقف شد. خوشبختانه در استان همدان بخشنامه‌ای با موضوع ممنوع‌شدن واگذاری منابع ملی تا شعاع 15 کیلومتری همدان و 5 کیلومتری شهرهای بزرگ مثل نهاوند و ملایر تصویب شد که بخشی از منابع ملی را از دسترس متصرفان و کسانی که نیت سوء نسبت به منابع ملی داشتند، خارج کرد. حدود 600 تا 700 هکتار که واگذار شد عملکرد موفقی داشت و برای اهداف طرح مورد استفاده قرار گرفت.
  • طرح واگذاری باغ و طرح طوبی در چه وضعیتی است؟
طرح واگذاری اراضی برای ایجاد باغ در قالب کمیسیون اصل 32 تا زمان حاضر همچنان ادامه دارد. لازمه این طرح بحث تامین آب است زیرا برای ایجاد یک باغ اول باید منبع آب تعریف شود. قانونگذار در دستورالعمل‌های اصلاحی یا آیین‌نامه‌ها شرط آب را پررنگ کرد تا در پرونده واگذاری حتما مجوز آب از مراجع رسمی مانند امور آب را داشته باشد.بنابراین در جاهایی که آب موجود است این طرح انجام می‌شود اما در جاهایی که مشکل آب و کمبود آب دارند طبیعتا خیلی کم اجرا می‌شود. نمونه‌های طرح طوبی در ملایر و نهاوند حدود 600 تا 700 هکتار است. در حال حاضر همین طرح تحت عنوان دیگر قابلیت اجرا دارد اما شرط آن تامین آب است.
  • وضعیت مراتع استان چگونه است؟
در بحث مراتع مشکلاتی داریم. یکی از مشکلات فشار چرای دام است؛ به این ترتیب که باید حدود 600 هزار واحد دامی در سطح مراتع استان باشد اما بیش از 2میلیون یا قریب به 2 میلیون واحد دامی در مراتع تعلیف می‌شوند که این 3/5 برابر میزان مجاز است. این یکی از مشکلات است که بخشی از آن به دامداران روستایی و بخشی به دامداران عشایر باز می‌گردد.
  • سال زراعی گذشته آتش سوزی ها در مراتع افزایش پیداکرد. آمار دقیقی دارید؟
از مشکلات دیگر در بحث مراتع، آتش‌سوزی است که در فصل تابستان به دلیل گرمی هوا و خشکسالی، پیکر گیاهان خشک می‌شود و در فصل تابستان آماده اشتعال می‌شود. امسال تاکنون 68 مورد آتش‌سوزی در حدود 212 هکتار سطح مراتع و بخش کمی از جنگل‌های دست‌ کاشت اتفاق افتاده است. به محض اطلاع از آتش‌سوزی همکاران حضور پیدا کرده و با وسایل دستی و پیش پا افتاده مانند بیل و آتش‌کوب اطفای حریق می‌کنند.
  • ساماندهی عشایر نتیجه داشت؟
از مشکلات دیگر ما هر سال ورود زودهنگام عشایر است. چون منطقه جنوبی کم ‌آب و کم‌پوشش است و تمایل دارند که زودتر بیایند. در حال حاضر شکل زندگی عشایری تغییر پیدا کرده و با شکل کوچ قدیم فاصله زیادی دارد. به این ترتیب که با خودرو دام را انتقال می‌دهند. عشایر تمایل دارند زودتر وارد استان شوند در حالی‌که مراتع استان آمادگی حضور آنان را ندارد و به این دلیل در اوایل سال با عشایر مشکل داریم و از سوی آنها اصرار بر آمدن و از ما انکاراست. این مشکلات گاهی تا مرحله تشکیل پرونده و ضبط دام پیش می‌رود و برای ما تبعاتی به همراه دارد.
در مسأله دام روستایی پیچیده‌تر است به این دلیل که در محل هستند.  سعی کرده‌ایم با شورا و دامداران وارد مذاکره شویم، تفاهمنامه‌هایی تنظیم و طرح همیاران طبیعت را اجرا کنیم؛ به این ترتیب برای علاقه‌مندان کارت صادر می‌کنیم تا به ما در انتقال اطلاعات و گاهی گوشزد کردن قواعد به دامداران کمک‌کنند.
  • تعداد همیاران طبیعت در استان چند نفر است؟
همیاران طبیعت در حال حاضر 6400 نفر در سطح استان هستند که برای آنان کارت صادر شده است.
  • وضعیت استان در زمینه مرتع داری در چه سطحی است؟
طرح‌های مرتع‌داری با دستور‌العمل فنی به دامداران  واگذار  می‌شود تا اجرا کنند. در این زمینه موفقیت‌هایی داشته‌ایم اما رضایت‌بخش نیست. مشکل دیگر در بحث مراتع این است که به صورت مُشاعی بهره‌برداری می‌شوند؛ به این ترتیب شخصی که زودتر دست پیدا کند بیشتر بهره می‌‎برد. برای رفع این مشکل به دنبال طرحی هستیم تا با شرایط قانونی و اجازه نقل و انتقال این نوع حقوق بهره‌برداری اصلاح شود و با نظارت بتوانیم مراتع را تحویل بدهیم و تحویل بگیریم. این طرح به دلیل محدودیت‌های قانونی که دارد به آرامی حرکت می‌کند اما تلاش می‌کنیم با ارائه طرح در مجلس نسبت به رفع مشکلات آن اقدام شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%DB%8C%DA%A9%E2%80%8C%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%85-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، منابع طبیعی همدان ، محیط زیست همدان ،

جمعه 18 دی 1394

آخرین بازمانده راسته زنجیرباف‌ها

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،

گفتگو

آخرین بازمانده راسته زنجیرباف‌ها

نویسنده: حسین زندی/ خبرنگار همشهری -همدان
آخرین بازمانده راسته زنجیرباف‌ها
محله کبابیان همدان از جمله محله‌های قدیم این شهر است که دارای چمنی به همین نام است. همدان قدیم از مجموعه محله‌هایی شکل گرفته بود که در آنها محوطه ای میدان مانند، به نام چمن وجود داشت که مشاغل محلی در حجره‌ها و دکان‌های اطراف آن مشغول کار بودند...
1394/10/15
محله کبابیان همدان از جمله محله‌های قدیم این شهر است که دارای چمنی به همین نام است. همدان قدیم از مجموعه محله‌هایی شکل گرفته بود که در آنها محوطه ای میدان مانند، به نام چمن وجود داشت که مشاغل محلی در حجره‌ها و دکان‌های اطراف آن مشغول کار بودند. چمن کبابیان یکی از این محوطه های قدیمی است.استاد «علی زنگنه» متولد 1321 است. او می گوید مدت 50 سال است در مغازه دود گرفته‌اش در چمن محله کبابیان مشغول زنجیر‌بافی است و در دهه هفتم زندگی همچنان از پشتکار می گوید.
زنجیر‌بافی از جمله هنرهای دستی است که به وسیله مفتول سیمی با انبر، چکش و سنان بافته می‌شود. مفتول های سیمی را به اندازه دلخواه با انبر قطعه قطعه می کنند، سپس سیم بریده شده را با انبر روی سنان قرار می دهند و با چکش روی آن به روشی می‌کوبند تا خم شود و به شکل دلخواه درآید. در این نوع کار از هیچ نوع مواد چسباننده و جوش فلزی استفاده نمی‌شود و فقط تبحر استاد‌کار و ظرافت کار اوست که به زنجیر حالت می دهد. پس از ورود فناوری جدید آهنگری و جوشکاری زنجیرسازی جای زنجیر‌بافی را گرفت و بیشتر زنجیرها به‌صورت صنعتی تولید می شود. در گفت و‌گو با استاد علی زنگنه، که از جمله حافظان هنر دستی زنجیر‌بافی است، درباره گذشته این هنر در همدان پرسیدیم.
  • پیش از این‌که در این محله مغازه دایر کنید چه شغلی داشتید؟
من قبل از این‌که به این محله بیایم در تهران مغازه زنجیربافی داشتم. من در همدان ازدواج کردم اما همسرم راضی نشد با من به تهران بیاید، مجبور شدم درهمدان ماندگار شوم.
  • از گذشته چمن کبابیان چیزی به خاطر دارید؟
محله کبابیان به همین شکل بود، یک بخشی از آن را خراب کردند و خانه‌های نو ساختند و یک بخشی هم کهنه شده است.
  • شغل‌هایی که در 50 سال گذشته در این محله بوده هنوز یادتان هست؟
مشاغل دفه‌سازی(ابزاری در فرش‌بافی)، نجاری، بقالی، عطاری، آهنگری و شغل‌های دیگر در گذشته البته نه به شکل امروزی رایج بود. برخی مشاغل هم که دیگر فراموش شده است.امروز شغل هایی مثل سوپرمارکتی، نانوایی، تعمیرکار پول شمار، لوله‌کش، آژانس، زنجیربافی و سه مغازه کوچک نجاری جایگزین شده است.
  • حرفه‌ها و شغل‌های محله کبابیان کاربردی بود؟ تولیدات شما در همین محله مصرف می‌شد؟
شغل‌ها با هم مناسبت داشت، برخی اقلام و کالاها اینجا ساخته می شد و همین جا هم به فروش می‌رفت. اما زنجیربافی اینجا خریدار ندارد یا از بازار می‌آیند و می خرند یا از تهران و شهرهای دیگر مراجعه می‌کنند.
  • زنجیربافی را کجا یاد گرفتید؟
زنجیر‌بافی را از راسته زنجیرباف‌ها در بازار همدان یادگرفتم. قدیم به این شکل نبود. ده‌ها مغازه زنجیربافی در همدان وجود داشت که در هرکدام 5 یا 6 شاگرد و کارگر کار می کردند. اما حالا در کل همدان سه نفر مشغول زنجیربافی هستیم؛ بقیه از این کار دست کشیده اند و دنبال کار دیگری رفته اند.
  • این زنجیر چه کاربردی دارد؟ مواد اولیه تان از کجا می آمد؟
در قدیم برای حیوانات استفاده می کردند، می بستند گردن گاو تا فرار نکند. البته از این زنجیرها زخیم‌تر بود. همه مواد خام ما از تهران می آمد. زنجیرهایی که حالا درست می کنم بیشتر برای دربازکن «اف اف» و آبگرمکن و... استفاده می شود.
  • سابقه این شغل به چند سال پیش برمی گردد؟
به بیشتر از 1000 سال پیش. قبل از این‌که سیم تولید شود از تسمه‌های فلزی خام ساخته می‌شد که خیلی مشکل‌تر بود و در کوره های آهنگری ساخته می شدند. سابق بر این‌که ماشین نبود بیشتر کارها را چهارپایان انجام می دادند؛ به همین خاطر برای بستن چهارپایان از زنجیر استفاده می‌کردند.
  • روزی چند‌متر زنجیر می بافید؟ درآمد کار چطور است؟
حالاکه زمستان است 50‌متر اما بهار که روزها بلند می شود تا 70‌متر می بافم. درآمدم خوب است و راضی هستم. این کار مثل المپیک است؛ یکی طلا می گیرد، یکی نقره و یکی برنز. هرچه تلاش کنی همان‌قدر درآمد دارد.
  • شما طلا گرفتید یا برنز؟
من خدارا شکر طلا گرفتم.
  • مشتری‌های شما بیشتر چه کسانی هستند؟
از تهران 20 شرکت درخواست زنجیر دارند اما بافنده ای نیست. یکی از مهندسان صنایع به من گفت ما 20 میلیون تومان وام می دهیم سه چهار نفر کارگر بیاور، گفتم 20 میلیون برای خودتان، کسی در این شغل کار نمی کند. جوانان درس می خوانند فوق‌لیسانس می گیرند و بعد بیکار می گردند. زنجیربافی پشتکار می خواهد.
  • پس امروز مردم زنجیرهای مورد نیاز را از کجا تهیه می کنند؟
زنجیرهای صنعتی را در چین می سازند، می خرند و می آورند.
  • مشابه چینی این زنجیرهای دستی در بازار نیست؟
نه نمی‌توانند تولید کنند، کسی بخواهد این کار را یاد بگیرد باید چندسال شاگردی کند. چند نفر از اهالی محل گاهی پیش من می آیند و می نشینند.یک روز یکی از آنها به من گفت من زنجیر‌بافی را یادگرفته‌ام بلند شدم گفتم بیا بنشین درست کن. یک ساعت تلاش کرد یکی را خراب کرد و یکی را هم کج درست کرد.
  • در گذشته چند نوع زنجیر می بافتید؟
بیش از ده نوع. گاوبند، گوساله‌بند، رشمه، خشخشه، قوزو‌بند و...
  • زندگی شما همیشه از این راه گذشته؟
همیشه خدا رسانده است. یک بار عروسی پسرم نزدیک بود. همسرم گفت پول بده فردا برویم خرید، گفتم فردا صبح بیا. با خودم گفتم خدایا چکار کنم! فردا صبح یک تاجر اصفهانی آمد 300 هزار تومان سفارش داد.
  • چرا شاگرد تربیت نکردید؟
من 20 تا شاگرد داشتم اما همه رفتند. چون 5 سال باید بدون درآمد کار و شاگردی کنند تا یاد بگیرند اما کسی صبر نمی کند.
  • مهم‌ترین ویژگی کار شما چیست؟
خصوصیت کار ما این است که نه می توان از آن کم گذاشت نه می شود کم فروشی کرد، چون اگر یک چکش هم کم بزنی مشخص می‌شود.
  • آیا از کار شما مستندی تهیه شده است؟
تا حالا 6 مرتبه از کار من فیلم گرفته اند. اما چه فایده؟ مصاحبه هم بوده شاید کسی حوصله فکر کردن درباره راه حفظ و نگهداری مشاغلی را که جایگزینی ندارند و در حال فراموشی هستند،ندارد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87-%D8%B2%D9%86%D8%AC%DB%8C%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D9%81%E2%80%8C%D9%87%D8%A7?magazineid=


برچسب ها: مشاغل و حرفه های قدیم همدان ، مشاغل همدان ، همشهری همدان ، زنجیر بافی همدان ،

جمعه 18 دی 1394

داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،کتاب ،

داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی

نویسنده: حسین زندی همدان - خبرنگار همشهری
داستان نویسی با رویکرد فرهنگ شهروندی
«حمید حیاتی» نویسنده و پژوهشگر همدانی تاکنون دو اثر در حوزه فلسفه با نام‌های «میشل فوکو؛ پیدایش عقل کیفری»، «بر فراز عبث‌ناکی زندگی» و دو اثر در حوزه‌ ادبیات داستانی با نام‌های «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای» و «نامه‌‌ای به خورشید» را منتشر کرده است...
1394/10/12
«حمید حیاتی» نویسنده و پژوهشگر همدانی تاکنون دو اثر در حوزه فلسفه با نام‌های «میشل فوکو؛ پیدایش عقل کیفری»، «بر فراز عبث‌ناکی زندگی» و دو اثر در حوزه‌ ادبیات داستانی با نام‌های «انگار به آن طرف خیابان رسیده‌ای»  و «نامه‌‌ای به خورشید» را منتشر کرده است. این نویسنده سال 1345در همدان زاده شده و نویسندگی را از دهه 70 خورشیدی آغاز کرده است. از او علاوه بر چهار اثر منتشر شده سه رمان دیگر دردست انتشار است. حیاتی در آخرین داستان خود یک سوژه با مضمون شهری را انتخاب کرده و نوشته است. داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» به مرحله دوم جشنواره جایزه داستان تهران نیز راه یافت.
جایزه داستان تهران مسابقه‌ای برای شناسایی استعدادهای داستان‌نویسی در ایران است که با رویکرد زندگی شهری و مسائل شهروندی به خلق اثر می‌پردازند. در آثار جشنواره امسال نیز مضامینی از جمله آلودگی هوا، ترافیک، فقر و دیگر مسائل شهری آمده بود. با «حمید حیاتی» درخصوص داستان‌نویسی شهری و تاثیر ادبیات در حوزه مسائل شهروندی به گفت وگو پرداختیم.

داستان شهری
«حمید حیاتی» دو تجربه موفق در حوزه ادبیات داستانی دارد که در یک سال گذشته از آثار مورد بحث این حوزه بود. این نویسنده در توضیح موضوع داستان شهری می‌گوید: داستان‌هایی که به نوعی با مضامین شهری مانند بناهای تاریخی شهر، مسائل شهروندی، موزه‌ها، ترافیک، مسائل اجتماعی و پدیده‌هایی که در شهر شاخص هستند ارتباط دارند،‌ در این مقوله می‌گنجد.این نویسنده ادامه می‌دهد: من در رمان «نامه به خورشید» بخشی از فضای شهری همدان را در سال‌های پس از 1320 به تصویر کشیدم. در داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» موضوع ترافیک را که مسئله روز کلانشهرها بخصوص همدان است مدنظر قرار دادم. مسئله ترافیک در همه شهرها یک معضل به شمار می‌رود. مسئله «خط سفید» در ترافیک مسئله‌ای است که نه توسط رانندگان و نه عابران پیاده رعایت نمی‌شود و من در داستان خود به آن تاکید کردم.

موضوع داستان
حیاتی با اشاره به موضوع داستان ادامه می‌دهد: داستان شخصی است که دچار(ترس شدید) عبور از خیابان است. این شخصیت با وسواس و ترسی که دارد سعی می‌کند تمامی قوانین و قواعدی را که برای گذشتن از عرض خیابان و یا خط عابر پیاده وجود دارد رعایت کند اما باز ترس دارد. در این بین همسرش همراه با روانپزشکی تلاش می‌کند به او کمک کند تا این ترس از او رها شود. در هنگام عبور از خیابان معمولا همسرش او را همراهی می‌کند اما یک روز که در جلسه انجمن اولیای مدرسه شرکت دارد، این مرد می‌خواهد از خط عابر بگذرد. وقتی تنها وارد خیابان می‌شود متوجه عمق فاجعه می شود و می فهمد که وضع رعایت مقررات بسیار بد است. خودرو‌ها بوق غیراستاندارد دارند، سرعت را رعایت نمی‌کنند و به قوانین توجه نمی‌کنند.
 وی اضافه می‌کند: شخصیت داستان درنهایت پس از سرگردانی در خیابان تصمیم می‌گیرد ازعرض خیابان عبور کند، با اینکه همه موارد را در نظر می‌گیرد و رعایت می‌کند. لحظه آخر خودرویی که به دلیل صدای زیاد پخش صوت به عابر توجه نمی‌کند او را نقش زمین می‌کند و در آخرین لحظه عمر، شخصیت داستان من خاطره اولین تصادفش با دوچرخه را از ذهن می‌گذراند و نقش زمین می‌شود.

تنهایی انسان
نویسنده رمان «نامه‌ای به خورشید» می‌گوید: تمامی بدی‌های ترافیک و مضرات رعایت نکردن اصول اولیه رانندگی را تکه تکه در داستان «آن‌ها سرهایی اندازه نعلبکی دارند» آورده‌ام. این داستان به طور غم‌انگیزی تنهایی یک انسان را در مقابل انبوهی از افرادی که به اصول شهروندی پایبند نیستند روایت می‌کند. بدی‌هایی که در ضدارزش‌های شهروندی ریشه دارد.
این نویسنده همدانی با تاکید به رسالت ادبیات داستانی ادامه می‌دهد: ادبیات داستانی به وجود آمده تا فرد امروز به انسان بودن نزدیک شود و این امر را همواره به ما یادآوری می‌کند. بنابراین داستان از راه برانگیختن حس آدمی برای بهتر زندگی کردن و بهتر کنش و واکنش نشان دادن انسان در ناخودآگاه کمک می‌کند و عواقب اعمال انسان را گوشزد می‌کند تا این انگیزه رعایت حقوق دیگران را در ما زنده کند و برجسته سازد.

همدان؛ مستعد برگزاری مسابقه‌های ادبی
حیاتی در پایان به برگزاری مسابقه‌های ادبی در شهر‌هایی مانند همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: رویدادهای فرهنگی همیشه کمک می‌کنند تا رفتار فرهنگی فراگیر شود، در همدان نیز برگزاری مسابقه‌های فرهنگی توسط اهالی فرهنگ و بخش غیر دولتی می‌تواند راهگشا باشد. باید در نظر داشت مسابقه و جشنواره زمانی می‌تواند راهگشا باشد که تولیدهای فرهنگی بازنشر شود و در اختیار عموم قرار گیرد تا مخاطبان زیادی را درگیر کند.وی می‌افزاید: در سال‌های گذشته تشکل‌های ادبی بسیاری در همدان فعال بودند. این تشکل‌ها با حضور گرم علاقه‌مندان و گاهی برپایی نشست‌های ادبی با حضور نویسندگان و شاعران صاحب‌نامی مانند جواد مجابی، شمس لنگرودی، جمال میرصادقی و ابوتراب خسروی روزهای خوبی را برای ادبیات داستانی و شعر در همدان رقم زد. متاسفانه در حداقل 4 یا 5 سال گذشته این حضور و فعالیت‌ها کاملا از رونق افتاده است.این نویسنده با ابراز امیدواری درباره فعال شدن دوباره فضاهای فرهنگی و هنری همدان می‌گوید: امید است داستان‌نویس‌های همدانی با توجه به ضرورت پرداختن به موضوعات شهری، به نگارش و ترسیم فضای شهری همدان در سال‌ها و دهه‌های آتی بپردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D8%B1%D9%88%DB%8C%DA%A9%D8%B1%D8%AF-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، ادبیات داستانی همدان ،

جمعه 18 دی 1394

«و اما آن شب برفی»؛ دل نوشت 8 ساله

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

«و اما آن شب برفی»؛ دل نوشت 8 ساله

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«و اما آن شب برفی»؛ دل نوشت 8 ساله
حسین صفی را در همدان به‌عنوان مدرس تئاتر و نمایشنامه‌نویس می شناسند اما او در حوزه پژوهش دو اثر به نام های «ناشناخته های حیوانی در درام مدرن» و «زنان شاهنامه» را با همکاری محمد نجاری منتشر کرده است. سال 1393 تجربه دیگری در حوزه نویسندگی از حسین صفی به بازار کتاب آمد...
1394/10/16
 حسین صفی را در همدان به‌عنوان مدرس تئاتر و نمایشنامه‌نویس می شناسند اما او در حوزه پژوهش دو اثر به نام های «ناشناخته های حیوانی در درام مدرن» و «زنان شاهنامه» را با همکاری محمد نجاری منتشر کرده است. سال 1393 تجربه دیگری در حوزه نویسندگی از حسین صفی به بازار کتاب آمد. «و اما آن شب برفی» رمان پرحجمی با زبان و روایتی متفاوت است که توسط نشر نگیما منتشر شده است. صفی در گفت و‌گو با همشهری از تجربه رمان نویسی در همدان می گوید.
  • چه کتاب‌هایی را در دست انتشار دارید؟
به تازگی مجوز انتشار سه نمایش نامه با نام «باز باران» را دریافت کرده ام که سه‌گانه ای با عنوان باران است؛ «بارون میاد شرشر»، «اون شب که بارون اومد» و «باز باران» که توسط انتشارات نگیما منتشر می شود. این نمایشنامه ها حدود شش سال پیش نوشته شده و هر سه را خودم در همدان اجرا کرده ام.
  • رمان «و اما آن شب برفی» نسبت به دیگر کارهای شما خاص و حجیم است؛ ایده آن از کجا آمد؟
برای هر اثرهنری حال و هوا و فضاهایی منبع الهام گرفتن یا ایده گرفتن می شود. داستان شکل‌گیری ایده «و اما آن شب برفی» این‌گونه شکل گرفت که وقتی نیمه شبی از تهران به همدان رسیدم، دیدم همه برگ‌ها ریخته و سفیدی همه فضا را گرفته، همان شب این ایده به سراغ من آمد. در مرحله اول آن فضا بود که مرا جذب کرد، افزون بر آن به هر حال به‌عنوان نویسنده دل مشغولی‌هایی در
 حوزه های سیاسی، اجتماعی و عاشقانه داشتم و با موضوعاتی درگیر بودم، شرایطی دست داد و بعد 8 سال طول کشید تا کاررا نوشتم و منتشر شد.
  • استقبال از این رمان چگونه بود؟
 واقعیت این است که استقبالی نشد. متأسفانه شهر ما با فضاهای این چنینی بسیار فاصله دارد. این کار به همراه یک کار پژوهشی در سال 1393 منتشر شد و در نمایشگاه کتاب همان سال رونمایی شد اما در شهر همدان با این‌که به کتاب‌فروشی‌ها مراجعه کردم استقبالی نشد. هیچ جای خاصی نبود که حمایت کند تا کتاب دیده شود.
  • یعنی هیچ بازخوردی نداشت؟
جالب است ما در شهر تشکلی به نام انجمن داستان داریم اما آن چنان رخوت و بی‌همتی در این نهادها وجود دارد که این ها هم حتی کتاب را نخواندند که اگر نقدی هم داشتند مطرح کنند. به همین دلیل من اصلا به استان همدان امیدوار نیستم؛ در سطح کشور هم، چون رمان اول من بود و توزیع و پخش مناسب نبود اتفاق خاصی نیفتاد. در حالی که نمایشنامه ها و کارهای پژوهشی من بازخورد خوبی در سطح کشور گرفتند. البته ناشر مشکل توزیع داشت و کتاب فروشی‌های همدان هم همراهی نکردند و سفارش ندادند. به نظرم به مرور زمان راه خود را پیدا خواهد کرد.
  • آثاری در حوزه ادبیات داستانی پس از سال 1392 در همدان منتشر شد که مورد استقبال قرار گرفت از جمله «نامه به خورشید»، «یارم همدانی» و «مرغ درخت اقاقی» که نقدهای خوبی هم در‌باره این آثار منتشر شد. چرا «واما آن شب برفی» چنین اقبالی نداشت؟
حوزه‌های نقد، نظر، توزیع، تولید وانتشار با هم مرتبط است. اگر کتابی در حوزه نقد و نظر وارد نشود و کارشناسان و صاحب‌نظران کتاب ها را معرفی نکنند چگونه مردم با کارها آشنا شوند؟ وقتی شما می گویید در دوسال گذشته بیش از 6 اثر از نویسندگان همدانی منتشر شده و من خبر ندارم مقصر متولیان امور ادبیات داستانی هستند. علاوه بر نهادهای دولتی، انجمن‌های ادبی، نویسندگان و شاعران همدان باید این وظیفه را به دوش بکشند. سؤال من این است انجمن‌ها چه کار می کنند؟ انجمن داستان، انجمن نمایش و انجمن‌های شعر باید وارد این حوزه شوند.
  • به نظر شما چه تلاشی متوجه نویسنده کتاب است تا اثرش به دست مخاطب برسد؟
توجه داشته باشید کار من نوشتن است، سیستمی باید باشد که کارانتشار، توزیع و فروش کتاب را بر عهده داشته باشد که در کشور ما این سیستم بیمار است. باید نهادهای متولی مدیریت درست، منطقی و منصفانه به دور از خودبینی و سطحی نگری داشته باشد و نویسنده نتیجه را به گذشت زمان بسپارد. من این باور را ندارم که نویسنده ای کارش را بردارد، ببرد، امضا کند و خودش بفروشد.
  • بازگردیم به رمان «واما آن شب برفی»؛ از این کتاب راضی هستید؟
بله این کاملا یک کار دلی بود و در آن 8 سالی که این رمان را می‌نوشتم لذت می‌بردم. کتاب سه سال در ممیزی گیر کرد و 140 عنوان بازنگری داشت. با این حال 8 سال با این کار مشغول بودم و پیش می‌رفتم. اما به هر حال نباید چنین سرنوشتی داشته باشد؛ نویسنده، می‌نویسد تا منتشر شود، به دست مخاطب برسد و ارتباط برقرار کند. اما من به‌عنوان نویسنده کاری از دستم بر نمی آید. من اندیشه ام را در قالب رمان، شعر یا نمایشنامه می‌آورم اما کار فروش کتاب موضوع دیگری است.
  • فکر می کنم این کار را بیشتر از کارهای دیگر دوست دارید و انتظار دارید در مقایسه با دیگر آثارتان مانند «زنان شاهنامه» که تجدید چاپ شده، بیش از پیش دیده شود؟
در کتاب هایی مانند«ناشناخته های حیوانی در درام مدرن» و «زنان شاهنامه» مسأله این بود که این کتاب ها به‌عنوان کتاب درسی توسط برخی دوستان معرفی شدند اما این رمان چنین سرنوشتی نداشت.
  • آثار دیگری که توسط نویسندگان همدانی منتشرشده، مضامینی شهری و بومی دارند اما کار شما چنین نیست و مکان آن مشخص نیست، علاقه ای به بومی‌نویسی ندارید؟
من به این محدودیت ها علاقه ای ندارم. دردنیایی که با عنوان دهکده جهانی از آن یاد می شود، این مرزبندی ها معنا ندارد. آثار ادبی باید بشری باشد تا مانند آثار دوره یونان باستان ماندگار باشد. چرا شاهنامه و حافظ ماندگار است؟ چون زبان و بیان این ها جهان شمول است. هرچند به هر حال ردپایی از همدان در این رمان هست؛ مثلا همیشه شکوه بزرگی عناصر را به الوند نسبت داده ام.
  • یکی از ویژگی‌های رمان روایت و زبان این اثر است؛ چه عمدی در این کار بوده؟
نگاه من این بود که یک اتفاقی در روایت ادبیات داستانی ایجاد کنم. به همین دلیل زاویه نگاه‌ها، زبان و روایتی که در این رمان هست در کمتر کتابی می توان دید. به نظرم این زبان برگرفته از جغرافیای رخدادها به لحاظ زمان و مکان است. زبان آن هم زبان یک دستی نیست، بخشی از این اتفاق ها براساس فاصله گذاری خاصی است و در جاهایی هم به سراغ رمان نو و جریان سیال ذهن رفته ام. همه این 540 صفحه در یک شب اتفاق می‌افتد حال باید مخاطب و خواننده بگویند چگونه است.من این کتاب را بسیار دوست دارم، برای این‌که برای نوشتن آن عاشقانه وقت گذاشتم. من گاهی برای جایی یک نمایشنامه می‌نویسم، اما این کار را برای دلم نوشتم شاید سیاسی ترین رمان سال های اخیر باشد اما در لایه های متن هرکسی می تواند دغدغه ها و فکر می کنم راه خودش را پیدا کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7-%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%A8-%D8%A8%D8%B1%D9%81%DB%8C%C2%BB%D8%9B-%D8%AF%D9%84-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%AA-8-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87


برچسب ها: نویسندگان همدان ، کتاب همدان ، همشهری همدان ،

سه شنبه 8 دی 1394

«گل خندان و علی مردان‌خان» روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

«گل خندان و علی مردان‌خان» روی صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«گل خندان و علی مردان‌خان» روی صحنه
«محمود حکمتی‌اطهر» کارگردان باسابقه تئاتر در همدان این روزها سرگرم تمرین نمایشی به نام «گل خندان و علی مردان خان» است که بهمن‌ سال جاری به روی صحنه خواهد رفت...
1394/10/07
«محمود حکمتی‌اطهر» کارگردان باسابقه تئاتر در همدان این  روزها سرگرم تمرین نمایشی به نام «گل خندان و علی مردان خان» است که بهمن‌ سال جاری به روی صحنه خواهد رفت. نویسنده نمایش «گل خندان و علی‌مردان‌خان»، «نیاز اسماعیل‌پور» است و محمود حکمتی اطهر، سیدمهرداد حسینی‌کاووسی، ابراهیم طاهری، ادیب مبارکی، میترا مولایی و حمید چیت‌ساز بازیگران اصلی این کار هستند.حکمتی اطهر از ابتدای دهه 60 با گروه هنری «نسیم‌آور» وارد حوزه تئاتر همدان شد و بیش از 30 سال است در عرصه بازیگری و کارگردانی فعالیت می‌کند. نمایش ایران به کارگردانی او از پربیننده‌ترین نمایش‌های همدان در سال های گذشته به شمار می رود. حکمتی‌اطهر در گفت‌و‌گو با همشهری از مراحل اجرای نمایش تازه‌اش می گوید.
  • دلیل انتخاب متن نمایشنامه «گل خندان وعلی مردان‌خان» چه بود؟
این کار 2 سال پیش در بخش نمایشنامه نویسی جشنواره بین المللی کودک و نوجوان همدان، مقام نخست را کسب کرد و برگزیده شد. یکی از دوستان کار را به من معرفی کرد. وقتی مطالعه کردم، دیدم متن خوبی است.
  • چقدر به متن اصلی پایبند بودید؟
متنی که به دست من رسید طولانی بود، طبیعتا تکرار مکررات زیاد داشت و مجبور شدیم با شرایط موجود در شهر همدان و امکاناتی که داشتیم آن را تلخیص و اصلاح کنیم. طبیعتا وقتی مجوز را از نویسنده می‌گیرید تا زمانی که این متن به اجرا برسد مقداری تغییر می کند.
  • مضمون و داستان نمایش چیست؟
نویسنده، شعر علی مردان‌خان سروده ایرج میرزا که مربوط به دوره قاجار است را با یک افسانه دیگر به نام گل خندان تلفیق کرده و با استفاده از ادبیات شفاهی و اشعار عامیانه نمایشنامه را نوشته است. به نظر من اسماعیل‌پور چند سبک را‌ ترکیب کرده و کار نویی را پدید آورده است.
  • افسانه‌ها بومی هستند؟
البته افسانه گل خندان را پیش از این من به روایت‌های مختلف خوانده ام. نام‌های مختلفی هم دارد فکر می کنم چنین سوژه ای توسط یک نویسنده اروپای شرقی نیز نوشته شده است.
  • نگاه طنز نویسنده به فناوری روز و ارتباط نمایش با مخاطب امروزی را در این کار چگونه می بینید؟
یک مسأله این است که ما چقدر بتوانیم انتقال‌دهنده پیام باشیم، موضوع دیگر به‌روزشدن قصه، شعر و داستان است. این کار برای گروه سنی نوجوان است و به‌روزشدن و استفاده از کلمات و اصطلاحات امروزی طبیعتا برای این رده سنی جذابیت ایجاد می کند وآنها با آن ارتباط خوبی برقرار می‌کنند.
 از کلمات غریب در متن نمایشنامه استفاده نشده، در امروزی‌شدن و این‌که‌ترکیبی از بیان امروز و دوره قاجار را همزمان داشته باشد نویسنده عمد داشته است. ما هم خواستیم مناسبات خانوادگی امروز و هم تکنولوژی روز را داشته باشیم. همچنین پیام اصلی که برگرفته از شعر مرحوم ایرج میرزاست را به تماشاچی رسانده باشیم.
  • نمایش چه زمانی اجرا خواهد شد؟
طبق آنچه با مسئولان اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان هماهنگ کردیم از 10تا 21 بهمن عصرها برای عموم اجرا می‌شود و اگر با آموزش و پرورش به توافق برسیم صبح ها برای دانش آموزان اجرا می کنیم.
  • از تمرین ها راضی هستید؟
در شهر همدان کارگردان از جاروکشی تا تهیه دکور، هماهنگی اداری و گرفتن مجوز را بر عهده دارد. همراه من 10 بازیگر در این کار حضور دارند که به جز 4 بازیگر بیشتر آنان اولین‌بار است به روی صحنه می‌روند.
  • علت این‌که از بازیگران کم‌تجربه استفاده کردید چه بود؟
متأسفانه در همدان تعداد کارگردانان بیش از بازیگران هستند، دیگر این‌که رفتاری حاکم شده که هر بازیگری که یک یا 2 بار روی صحنه می رود غرور کاذبی دارد که بار بعدی تقاضای قرارداد مالی زیادی دارد،این کار در همدان مقدور نیست چون نه فروش بلیت مناسب است نه خانواده ها از تئاتر حمایت می کنند و نه نهادهای دولتی حمایتی از هنر دارند. در این اجراها درآمدی نیست که بتوانیم همه بازیگران را از افراد حرفه ای انتخاب کنیم.
  • محدودبودن تعداد اجراها چه ارتباطی با درآمدزابودن تئاتر دارد؟
در کشورهای اروپایی و شرق آسیا کارهایی هست که سال های متمادی و حتی نیم قرن، روی صحنه می رود و اجرا می شود اما در همدان مردم تمایلی به دیدن اجراهای نمایشی ندارند و هزینه نمی کنند هر چند قیمت بلیت یک سوم تهران است. عده ای گرانی بلیت را بهانه قرار می دهند.
نیروهایی که کاری را به مرحله اجرا می رسانند هزینه دارند، دستمزد می‌خواهند،این هزینه ها از چه جایی باید تامین شود؟ بخش خصوصی هم حمایت نمی کند از طرف دیگر ما محدویت هایی از طرف اداره ارشاد هم داریم. در طول چند سال گذشته اداره ارشاد تهران اعلام کرده بود مراکز استان ها باید حداقل 15 اجرا داشته باشند اما اداره شهرستان اعلام کرده به بیش از 10 اجرا اجازه نخواهند داد.
  • اجرا برای دانش آموزان چه شرایطی دارد؟
برای هماهنگی با آموزش و پرورش همه مراحل صدور مجوز که توسط اداره فرهنگ و ارشاد اعمال می‌شود، وجود دارد. همان مراحل دوباره باید در آموزش و پرورش تکرار شود تا ما از مدارس بخواهیم دانش‌آموزان را برای تماشا به سالن بیاورند. برای مدارس البته قیمت بلیت بسیار پایین است تا دانش‌آموزان با اجرای کار صحنه‌ای آشنا شوند.
  • برنامه بعدی شما چیست؟
در طول کار از انتخاب متن تا اجرا بیش از 20 بار با خودم می گویم که این کار آخرین کار من است.در بخش فرهنگ وهنر به ویژه تئاتر مشکلات زیادی داریم و آرزو می کنم که روزی بخشی از این مشکلات کم شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%AF%D9%84-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نمایش در همدان ،

یکشنبه 29 آذر 1394

آینده روشن خوشنویسی در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

آینده روشن خوشنویسی در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آینده روشن خوشنویسی در همدان
همدان در عرصه خوشنویسی سابقه دور و درازی دارد. با نگاهی به آثار و نسخه‌های خطی قرون گذشته و نام کاتبان این آثار درمی‌یابیم که خوشنویسی در این شهرچه جایگاهی داشته است...
1394/09/29
 همدان در عرصه خوشنویسی سابقه دور و درازی دارد. با نگاهی به آثار و نسخه‌های خطی قرون گذشته و نام کاتبان این آثار درمی‌یابیم که خوشنویسی در این شهرچه جایگاهی داشته است. در سال‌های گذشته «ریاض همدانی» و  «حسن دانشفر‌همدانی» و همچنین در این سال‌ها  خوشنویسانی مانند فتوت، سرمدی، آریامنش و شعبانی در زنده نگه‌داشتن خوشنویسی همدان تلاش کرده‌اند و تاثیر مهمی در خوشنویسی استان و ایران داشته‌اند.
حتی برخی خوشنویسان و استادان برجسته کشور مانند زنده‌یاد «عبدالله ‌فرادی» برای آموزش دادن هنرجویان همدانی به این شهر سفر کرده‌، خوشنویسی امروز همدان را با گذشته پیوند داده و سبک‌های مهم خوشنویسی کشور را وارد همدان کرده‌اند.
استاد «علی‌شیرازی» متولد 1339 خورشیدی در شیراز است. او خوشنویسی را نزد استادانی چون «نصر‌الله معین اصفهانی» و «غلامحسین امیرخانی» آموخت و به درجه استادی نایل شد. از آثار این عضو برجسته انجمن خوشنویسان ایران می‌توان به مجموعه نقاشی‌خط «قاصدک» و «دفتردانایی» اشاره کرد. استاد علی‌شیرازی تابلوهای خود را با همین نام امضاء می‌کند، اما در کتاب‌های او نام کرمعلی‌شیرازی آمده است.
برای بررسی وضعیت خوشنویسی امروز همدان پای صحبت استاد علی‌شیرازی یکی از برجسته‌ترین استادان این عرصه که مدتی پیش به همدان سفر کرده بود، می‌نشینیم.
  • وضعیت خوشنویسی همدان را در چه سطحی می‌بینید؟
با توجه به آثاری که از خوشنویسان همدان دیدم کارها خوب است و باید بگویم برخی از آثار جوانان خوشنویس همدانی به اندازه‌ای خوب است که می‌تواند در سطح ملی مطرح شود.
  • پس آینده‌ای روشن را برای خوشنویسی این شهر متصور هستید؟
در استان همدان استادانی هستند که بسیار زحمت کشیده‌ وآثار خوبی را خلق کرده‌اند. اگر با 2 دهه پیش مقایسه کنیم متوجه می‌شویم که چه اتفاق مهمی افتاده است. از شهر همدان به‌عنوان یک شهر تاریخی نیزهمین انتظار می‌رفت و آن وقفه و فاصله‌ای که در نیم قرن گذشته برای همدان افتاده، در حال جبران است. من فکر می‌کنم تا 5 یا 10 سال آینده همدان  یکی از شهرهای مهم خوشنویسی کشور خواهد شد.
  • این رشد از کجا ناشی می‌شود استادان تاثیر داشته‌اند یا فضا تغییر کرده است؟
فضایی که در سال‌های اخیر شاهد آن هستیم، فرصتی شد که گرایش به طرف خوشنویسی بیشتر شود، بدین معنی که دلایلی باعث شد دیگر هنرها مانند موسیقی مدتی به حاشیه برود و مورد توجه نباشد، اما از آنجا که خوشنویسی یک هنر ملی و اسلامی بود، آزادانه توانست مسیر خود را برود، سنگی هم جلوی انجمن‌ها گذاشته نشد از طرفی زحمت‌های شبانه روزی استادانی که در سراسر کشور حضور داشتند و احساس وظیفه منجر به خدماتی شد که نتایج آن را در همدان و سایر شهرها می‌بینیم. باید بگویم در این سال‌ها به میزانی که خوشنویسی رشد کرده دیگر هنرها رشد نکرده است.
  • همدان در مقایسه با دیگر شهرها از جمله قزوین که پایتخت خوشنویسی کشور است چه وضعیتی دارد؟
قزوین هم از شهرهای مهم خوشنویسی کشور است. به نظر من بهتر است مقایسه نکنیم اگر قرار است قیاسی صورت بگیرد بهتر است با قبل و بعد خودمان مقایسه شود تا ببینیم خوشنویسی همدان در گذشته چه جایگاهی داشته و حال چگونه است و آینده را چگونه برنامه‌ریزی خواهیم کرد.
  • نیازها و کمبودهای استان در این زمینه چه مواردی است؟
شنیدم به تازگی کلنگ ساختمان انجمن خوشنویسان به زمین زده شده که امیدوارم به نتیجه برسد.
  • توجه شما بیشتر به نقاشی‌خط است؛ این موضوع را در همدان چگونه می‌بینید؟
امروز نه تنها نقاشی خط همدان، بلکه تمامی کشور در ابتدای راه خود است و به جزچند نفر که موقعیت خاصی دارند بقیه در آغاز کارهستند. خوشنویسی در همدان ریشه داربوده و استادانی سال‌ها زحمت کشیده وکارکرده‌اند که نتیجه آن را امروز می‌بینیم. بیشترفعالان نقاشی خط در سطح اولیه هستند و نمی‌توان مقامی برای آنها در نظر گرفت، اما در آینده امیدوارم فعالان این شاخه از هنر را در سطح ملی هم ببینیم.
  • امروز خوشنویسی در زمینه‌های اجتماعی چه کارکردی می‌تواند داشته باشد؟
هنر معجزه می‌کند، به‌خصوص خوشنویسی، زیرا در هر خانواده یک نفر خوشنویس وجود دارد که در هرسطحی باشد در کل فامیل تاثیر می‌گذارد.
 در چنین خانواده‌هایی مشکلات و آسیب‌های اجتماعی که در جامعه با آنها درگیریم کمتر دیده می‌شود.همچنین این هنر درمسائل روحی و  روانی شخص نیز تاثیر مثبت دارد.
  • جایگاه بین‌المللی خوشنویسی ایران چگونه است؟
 ما کشوری هستیم که اگر قرار باشد به یک عنصر و سرمایه خود تکیه کنیم و بنازیم فرهنگ و هنر است. در سایر زمینه‌ها ممکن است از دیگر کشورها عقب‌تر باشیم، اما در زمینه فرهنگ و هنر صاحب تاریخ، سبک و مکتب هستیم. اگر بخواهیم در بین هنرها یکی را انتخاب کنیم که هم جهانی باشد و هم محدودیت زبانی و زمانی نداشته باشد، خوشنویسی است. خوشنویسی در حالی که شکل مکتوب همان زمان است به دلیل تصویری بودن مخاطب جهانی دارد. کما این‌که من در نمایشگاه‌های همکاران یا استادان دیگر دیده‌ام که خریدار آثار آنها بیشتر خارجی‌ها هستند.
  • به نظر شما از این فرصت استفاده شده است؟
ما چنین سرمایه‌ای را داریم، اما کمتر به آن توجه داریم چون دم دست ما بوده، به قول معروف «تو قدر آب چه دانی که در کنار فراتی». ما میان این ارزش‌های فرهنگی غوطه‌ور هستیم و قدر آن را نمی‌دانیم. در حالی که سرمایه مهم و مزیت کشور ما ارزش‌های فرهنگی است و با این سرمایه می‌توانیم سرها را بالا بگیریم و به آن افتخار کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، استاد علی شیرازی ، کرمعلی شیرازی ، خوشنویسی همدان ،

چهارشنبه 25 آذر 1394

از توپ و تور تا قلم و کتاب

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،ادبیات ،گفتگو ،کتاب ،

از توپ و تور تا قلم و کتاب

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
از توپ و تور تا قلم و کتاب
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است...
1394/09/25
«محمدرضا یوسفی» متولد 1332 در همدان است. به دلیل تعداد آثار منتشرشده و کتاب هایی که از یوسفی به دیگر زبان های دنیا ترجمه شده او را یکی از پرکارترین و شناخته‌شده‌ترین نویسنده کتاب کودکان ایران می‌دانند.
یوسفی دانش‌آموخته رشته تاریخ از دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران است و برای کودکان آثاری از ادبیات کهن فارسی را بازنویسی و بازآفرینی کرده است. فقط مجموعه رمان‌های «شاهنامه برای کودکان» یوسفی شامل 50 جلد است. «افسانه شیر سپیدیال»، «قصه یارگار زریران»، «افسانه بلیناس جادوگر» و «افسانه شیرین کارنامه اردشیر بابکان» از آثار این نویسنده است.«ستاره‌ای به نام غول» و «حسنی به مکتب نمی‌رفت»نیز  برنده دیپلم افتخار IBBY شده و کتاب‌های او در جشنواره‌های داخلی نیز جوایزی به دست آورده‌اند. یوسفی یکبار نیز نامزد دریافت جایزه «هانس کریستین اندرسن» شده است. از این نویسنده تاکنون بیش از 200 عنوان کتاب به فارسی منتشر و آثار او به ده‌ها زبان نیز ترجمه شده است. یوسفی در گفت‌وگو با همشهری از علاقه‌اش به کتاب، فوتبال و تئاتر از دوران کودکی می گوید.

از شما صدها عنوان کتاب در حوزه کودک و نوجوان منتشر شده، آیا همدان در آثار شما حضور دارد؟
از قصه‌هایی که من تاکنون نوشتم و چاپ شده، بخش عمده قصه های مجموعه 5 جلدی افسانه ایران زمین در همدان اتفاق افتاده و محور داستان در همدان است. این مجموعه  قصه های فولکلور همدان را تشکیل می‌دهد. من در این 5 جلد که بلندترین رمان تاریخی نوجوانان ایران است، تاریخ همدان را آورده ام. این مجموعه که داستان‌های آن پیوسته و شخصیت و محور اصلی آن شیرسنگی همدان است، از آغاز ورود آریایی‌ها به ایران تا انقلاب مشروطه را در برمی گیرد، امیدوارم آن را ادامه بدهم و تا به امروز برسانم. این 5 جلد توسط نشر پیدایش به چاپ رسیده و حدودا از 15 سال پیش چندین‌بار چاپ شده است.

ویژگی برجسته این اثر چیست؟
ویژگی این مجموعه 5 جلدی این است که تمام این قصه‌ها در همدان می گذرد و به‌طور کلی قصه‌های فولکلوریک همدان را استفاده کرده ام، بعضی از آن ها را خودم شنیده بودم و بعضی دیگر را از منابع مربوط به همدان به دست آوردم. نوع روایت این داستان‌ها بر پایه فولکلور و در عین حال فانتزی و سمبلیک نیز هست و در اصل تاریخ همدان برای نوجوانان است. چون این شیر در همدان تمام سلسله‌ها و جریان های گوناگون سیاسی و نهضت‌های مختلفی که اتفاق می‌افتد را شاهد است در این داستان‌ها حضور دارد.

دلیل انتخاب همدان چه بود؟
اگر ایران یکی از 5 کشور متمدن و کهن جهان است، همدان یکی از شهرهای کهن جهان است. یعنی اولین سلسه مادها در همدان و پیشینه تاریخی همدان چند هزارساله است و از آنجایی که من نیز  تاریخ می‌دانستم، همدان را انتخاب کردم. من در دانشگاه تهران دررشته تاریخ تحصیل کردم.
متولدشدن در شهر همدان برای من یک سعادت بود، زیرا از کودکی با استر و مردخای، ‌بوعلی‌سینا و باباطاهر همشهری بودم. برای همین نوشتن درباره این شهربرایم آسان تر بود.

کدام محله همدان بودید؟
من در نوجوانی در محله باباطاهر و بنه‌بازار بودم، دوران دبیرستان  هم در بنه بازار و هم در محله قاشق تراش‌ها سکونت داشتم.

تاثیر معلم ها بر نویسندگی شما چگونه بود؟
دوره دبیرستان دبیری داشتیم به نام «ساسان دهگان» که دبیر ادبیات ما بودند. کسانی که در آن ایام با آقای دهگان درس داشتند می دانند که خیلی سختگیر بود و خیلی نمره سخت می داد و بالاترین نمره ایشان 15 بود.
امتیاز آقای دهگان این بود که برادر آقای «کاوه دهگان» مترجم معروف بود. من همان زمان آثار کاوه دهگان را می خواندم، برای این‌که هم برادر دبیر ادبیات ما بود وهم ادبیات کلاسیک ایران را خیلی خوب می شناخت. آقای دهگان که ادبیات کلاسیک ایران را برای ما توضیح می داد ما شگفت‌زده می شدیم که چه ادبیات غنی داریم و لذت می‌بردیم و خود به خود حس اعتماد به ما دست می‌داد.در دوره دبیرستان امتیازی که داشتم این بود که همکلاسی های تئاتری خوبی داشتم، مانند صادق عاشورپور، جلال میرزاپور و مهدی چایانی که ایشان نقالی می‌کرد و هنوز هم همین کار را انجام می دهد.

خاطرتان هست در آن دوران چه نمایش‌هایی اجرا می شد؟
در آن روزگار یاد دارم که «چوب به دستان ورزیل» کار می‌شد، «سگی در خرمن جا» را نیز اجرا می‌کردند و زنده‌یاد بانو «ایراندخت میرهادی» هم همراه آنان بود که از بچه‌ها و هنرمندان همدانی حمایت و خودش هم تئاتر کار می کرد. این مجموعه خود به خود سبب شد که من ضمن این‌که فوتبالیست بودم و شب و روز فوتبال بازی می کردم و همه عمرم را می‌دویدم (که الان هم فوتبال بازی می‌کنم) به طرف تئاتر هم کشیده شوم. در کنار آن کتاب می خواندم و تحت تاثیر مادرم خیلی به نوشتن مخصوصاً به شعر علاقه داشتم. مادرم مرا با شعر بزرگ کرده بود و اشعار همدان را برایم خوانده بود.


آقای دهگان در مورد کارهای تئاتری که انجام داده بودند توضیح می دادند؟ ایشان جزو اولین کسانی بودند که به تهران رفتند و دوره تئاتر دیدند.
نه. در مورد این موضوع برای ما صحبتی نکرد و بیشتر از ادبیات کلاسیک می گفت، ضد شعر نو بود در حالی که برعکس آقای حکمتی دبیر شیمی ما از شعرهای نیما برای ما می‌گفت و من در کل هم از حرف های آقای دهگان لذت می بردم و هم از حرف های آقای حکمتی!

دوره دبیرستان ارتباط شما با تئاتر برقرار شد؟
نه. من تئاتر را خودم یاد گرفتم.از آن‌جایی که من مشغله زیادی در فوتبال داشتم و وقتی برای تئاتر نمی گذاشتم، اما در خانه موقعی که مناسبتی بود مثل شب چله، شب عید یا عروسی همه بچه‌های فامیل را جمع می کردم و با آنها تئاتر کار می کردم. در این دوره‌همی‌ها بزرگ‌ترها هم تماشا می کردند. تا این‌که در دوره دانشجویی ادبیات  خواندم و شروع کردم به نمایشنامه‌نویسی.  سال 52 در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران تحصیل کردم و با تئاتر و نمایشنامه‌نویسی به‌طور جدی وآکادمیک آشنا شدم.

دوره دانشجویی چه تئاترهایی کار کردید؟
در دوره دانشجویی من بیشتر کتاب می خواندم.

شما از ابتدای کودکی در حال خواندن کتاب بودید اما نوع کتاب ها را عنوان نکردید؟
من بیشتر کتاب رمان و تاریخی می خواندم؛ مثل  رمان «دوزخ‌نشینان» و «کلبه عمو تم». یک سری کارهای ترجمه عاشقانه و داستان‌های پلیسی هم زیاد می خواندم.

آن زمان کتاب ها را از کجا تهیه می کردید؟
کیوسکی در خیابان بوعلی بود. صاحب دکه آقای رحیم نراقی بود که کتاب کرایه می داد، کتاب های پلیسی را شبی یک ریال کرایه می کردم و همه کتاب های میکی اسپلین را خواندم.
چون پول نداشتم و رمان ها جیبی و ضخیم بودند، به محض گرفتن کتاب شروع به خواندن کتاب می کردم. با مصیبتی شب با سوسوی لامپ کتاب می خواندم و تا فردا ظهر کتاب چهارصد یا پانصد صفحه ای را تمام می کردم؛ در نهایت خواندن آن تا 2 روز طول می کشید.
 پول تو جیبی هفتگی ام 5 ریال بود که من 2 ریال می دادم برای کرایه کتاب و دیگر چیزی باقی نمی‌ماند.
آقا رحیم، صاحب کتابفروشی از این‌که من خیلی زود کتاب را پس می دادم ناراحت می‌شد و می‌گفت من دیگر به شما کتاب نمی دهم و به شرطی به من کتاب می داد که هر کتاب را یک هفته کرایه کنم، این مدت برای من خیلی هزینه زیادی داشت و هرچه خواهش و تمنا می‌کردم قبول نمی‌کرد.
 از آنجایی که من در دبیرستان فوتبالم خوب بود و در بازی بچه هایی بودند که همیشه دوست داشتند در یارگیری، آنها را انتخاب کنم به یکی از این بچه ها که وضعیت مالی خوبی داشت و در مدرسه علویان همکلاس بودیم گفتم که  به شرطی انتخابت می کنم که از فلان کتابفروشی کتاب بخری یا کرایه کنی یا از کتابی که من تهیه می کنم شما هم چند شب ببری.
به این‌ترتیب توانستم چند سری کتاب تهیه کنم. البته دبیرستان کتابخانه داشت، ولی بیشتر کتاب ها علمی و درسی بود که من دوست نداشتم یا خیلی قدیمی بود. کتاب «ظهور و سقوط رایش سوم» را همان زمان‌ها خواندم
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%BE-%D9%88-%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%AA%D8%A7-%D9%82%D9%84%D9%85-%D9%88-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8


برچسب ها: همشهری همدان ، ادبیات کودک ، محمدرضا یوسفی ، ادبیات کودک همدان ،

سه شنبه 24 آذر 1394

نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نقاش خودساخته زیرسایه حکیم شرق
کمتر شهروند همدانی را می توان یافت که حبیب آقای نقاش را در کنار معبر آرامگاه بوعلی ندیده باشد. حتی گردشگرانی که به همدان می آیند و از آرامگاه بوعلی بازدید می کنند اندکی از وقت خود را صرف دیدن طراحی های «حبیب رضایی‌منش» می کنند و با او هم کلام می شوند...
1394/09/22
 کمتر شهروند همدانی را می توان یافت که حبیب آقای نقاش را در کنار معبر آرامگاه بوعلی ندیده باشد. حتی گردشگرانی که به همدان می آیند و از آرامگاه بوعلی بازدید می کنند اندکی از وقت خود را صرف دیدن طراحی های «حبیب  رضایی‌منش» می کنند و با او هم کلام می شوند. حبیب آقا سال هاست در معبر آرامگاه بوعلی به طراحی مشغول است و آثار خود را در کنار نرده‌های آرامگاه به نمایش می‌گذارد. در این سال‌ها کار این هنرمند همدانی به یکی از جذابیت های آرامگاه تبدیل شده و طرفداران زیادی دارد. او نقاشی تجربی و خودآموخته است، اما به گفته کارشناسان و اهل فن یکی از بهترین طراحان پرتره و چهره در همدان است. او در سال 50 متولد شده و تا سوم ابتدایی درس خوانده، اما یک کتابخوان حرفه‌ای است و علاقه زیادی به ادبیات داستانی دارد. در این گفت‌وگو او  از چگونگی ورود خود به عرصه هنر می گوید.
  • رشته تحصیلی شما چیست و از چه زمانی به نقاشی علاقه‌مند شدید؟
تا سوم ابتدایی درس خواندم و‌ترک تحصیل کردم، چون باید کار می کردم. نقاشی را هم در مدرسه شروع کردم ، اما تا 10 سال به‌صورت تفننی کار می کردم.
  • این هنر را به‌صورت حرفه‌ای نزد چه کسی آموختید؟
هیچ کلاس آموزشی نرفتم، چون استعداد خوبی داشتم تمرین زیادی کردم و خودم یاد گرفتم.
  • از کسی الهام نگرفتید؟ منظورم این است که کار یک نقاش را الگوی خود کرده باشید؟
چرا. به گالری‌ها و نمایشگاه‌های نقاشی سر می‌زدم و تابلو‌های نقاشان همدانی را نگاه می‌کردم، به‌طور مثال به کارهای آقای «فریدون پاک‌نژاد» علاقه زیادی داشتم.
  • واکنش کسانی که کار شما را می دیدند چه بود؟
آن زمان بیشتر دوستان و همسایه‌ها می آمدند، به کارها نگاه و همیشه مرا تشویق می کردند.
  • از چه سالی به‌عنوان شغل به نقاشی و طراحی نگاه کرده‌اید؟
از 25 سالگی به نقاشی به‌عنوان منبع درآمد نگاه و نقاشی ها و طراحی ها را برای فروش عرضه کردم.
  • چه کسانی کار شما را می خریدند؟
مردم می خریدند و بیشتر دانشجویان مشتری بودند.
  • چند سال است که اینجا هستید؟
سال‌هاست در همین محل نقاشی‌ها را برای فروش می‌گذارم. البته از اول کنار پیاده‌رو شروع کردم.
  • کارهای شما در چه سبکی است؟ ابزار کار نقاشی شما چیست؟
سبک کاری من رئال یا واقع‌گرایی است، البته در طراحی از تکنیک خاصی استفاده می‌کنم. از زغال استفاده می کنم بدون مداد و قلم. یعنی از انگشت و دستمال کاغذی برای کشیدن طرح‌ها استفاده می کنم.
  • این سبک کاری را به جز شما چه کسانی استفاده می کنند؟
تا جایی که می‌دانم در همدان کسی از این تکنیک استفاده نمی کند.
  • مواد کار شما چیست؟
ماده ای که استفاده می کنم، زغال است. زغال را پودر و استفاده می کنم. ویژگی زغال این است که کار را یکنواخت نمی‌کند.
  • شما کارهارا در پیاده‌رو عرضه می کنید مخاطبان شما چه تفاوتی با کسانی که به گالری‌ها می‌روند، دارند؟
اول این‌که کار من لذت خاص خود را دارد. دیگر این‌که تعداد مخاطبان من بیشتر است. خیلی از مردم در اینجا با شیوه نقاشی و طراحی آشنا و علاقه‌مند می شوند، حتی اگر توان خریدن نداشته باشند از دیدن کارها لذت می برند.
  • خریداران کارهای شما چه کسانی هستند؟
در آغاز بیشتر مردم همدان  مرا  استقبال  و حمایت می‌کردند و کارهایم را می‌خریدند، اما اکنون هم همشهریان از مشتری های کارهایم هستند و هم گردشگران استان‌های دیگر. همچنین خارجی ها وقتی به دیدن آرامگاه بوعلی می آیند آثارم را خریداری می کنند.
  • بیشتر کارهای شما طراحی از چهره است چرا از عناصر دیگر کمتراستفاده می کنید؟
رنگ روغن و پاستل هم کار کردم و علاقه‌مند هم هستم که منظره و طبیعت بی‌جان نیز کار کنم، اما کارهای من بیشتر در این فصل که گردشگر کمتر است سفارشی است یعنی همشهریان بیشتر طراحی چهره سفارش می دهند و زندگی من هم از این راه می گذرد.
  • از کار راضی هستید؟
بله. شرایط بد نیست.
  • اینجا محلی است که افراد کتابخوان و اهل هنر هم می آیند؛ نگاه آنان به کارهای شما چگونه است و تا حالا بازخوردی گرفته‌اید؟
بیشتر افراد کارها را پسند و گاهی تعریف و تمجید می کنند. گردشگران خارجی بیشتر علاقه‌مند هستند. معمولاً شدت باد در همدان زیاد است و اینجاهم مرا اذیت می کند؛گاهی با وجود وزش باد  باز هم نقاشی می کنم . خارجی ها نیز می آیند، ساعت‌ها می نشینند و نگاه می کنند، زیرا  برایشان جالب است، گاهی اظهار نظر هم می کنند.
  • به جز موضوع معیشت، شما از نقاشی چه چیزی می خواهید؟
من از هنر لذت می برم، آن لذتی که از کار می برم از هیچ پدیده‌ای نمی برم.
  • کتاب می خوانید؟
بله. بیشتر کتاب هایی که می‌خوانم رمان و در حوزه ادبیات داستانی است.تاثیر ادبیات بیشتر در ناخودآگاه من است، زیرا وقتی کاری را می کشم  ادبیات خواهی نخواهی در کارهایم مؤثر است.
  • بیشتر دوست دارید چهره چه کسانی را نقاشی کنید؟
هرکاری که سفارش می دهند می کشم. اما دوست دارم چهره مردم رنج‌کشیده را تصویر کنم.
  • بهترین کاری که کشیدی چه بوده است؟
یک کودک ایتالیایی، دختر بچه‌ای که از چهره‌اش اشکی جاری است.
  • با فضای پیاده رو چه می‌کنی؟ راضی هستی؟!
دوست داشتم فضای بهتری داشتم  تا در زمستان هم راحت کار می‌کردم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%AD%DA%A9%DB%8C%D9%85-%D8%B4%D8%B1%D9%82


برچسب ها: همشهری همدان ، نقاشی همدان ،

رکابزنی دوچرخه‌سوار همدانی با پیام بحران آب

نویسنده: حسین زندی
رکابزنی دوچرخه‌سوار همدانی با پیام بحران آب
«سعید حیدری» دوچرخه‌سوار با سابقه همدانی است که رکورددار سایکل توریست و رکابزنی و عضوکمیته ورزشی اداره گاز همدان نیز هست. او از سال 89 رکابزنی جاده‌ای را آغاز کرده که برنامه‌های اول او بیشتر در قالب گشت و‌گذار و سفرهای تفریحی بود اما از سال 93 که سفر همدان به شیراز را با شعار «‌از زادگاه کورش تا آرامگاه کورش» برنامه‌ریزی کرد و رکاب زد‌، هر برنامه ای را با شعار خاصی رکاب می‌زند...
1394/09/24
«سعید حیدری» دوچرخه‌سوار با سابقه همدانی است که رکورددار سایکل توریست و رکابزنی و عضوکمیته ورزشی اداره گاز همدان نیز هست. او از سال 89 رکابزنی جاده‌ای را آغاز کرده که برنامه‌های اول او بیشتر در قالب گشت و‌گذار و سفرهای تفریحی بود اما از سال 93 که سفر همدان به شیراز را با شعار «‌از زادگاه کورش تا آرامگاه کورش» برنامه‌ریزی کرد و رکاب زد‌، هر برنامه ای را با شعار خاصی رکاب می‌زند.حیدری تاکنون در مجموع 11 برنامه بیرون از استان انجام داده که در آن مسافتی بیش از 5500 کیلومتر رکاب زده است.علاوه بر این برنامه ها‌، برنامه‌های تمرینی به مسافت بیش از 5000 کیلومتر داشته است.
آخرین برنامه رکابزنی سعید حیدری با موضوع بحران آب است که حدود 800 کیلومتر در استان یزد خواهد بود. او این برنامه را از اواسط آذر آغاز کرده و می خواهد پیام کم آبی در کشور را به گوش جهانیان برساند. مسیر رکابزنی سعید حیدری از یزد، خرانق، مغستان به سمت خور بیابانک و در نهایت کویر مصر خواهد بود. در راه برگشت نیز از جندق تا چک چک را رکاب خواهد زد و در این مدت که پیش بینی می‌کند یک ماهی طول بکشد، ضمن بازدید از قنات‌های استان با مردم محلی و مسئولان در مورد اهمیت مدیریت منابع آبی سخن خواهد گفت. او در گفت‌وگو با همشهری از اهمیت گردشگری با دوچرخه می‌گوید.

در برنامه اخیرتان چه مسافتی را رکاب خواهید زد؟
این برنامه با موضوع آب است و بیشتر در کویر مرکزی و استان یزد خواهد بود. در مجموع حدود 800 کیلومتر را رکاب خواهم زد.

شما همدانی هستید، اما یزد را برای رساندن پیام خود انتخاب کرده‌اید علت چیست؟
استان یزد یکی از کم‌بارش‌ترین مناطق کشور است. همان‌طور که می‌دانید این استان را استان قنات، قنوت و قناعت می‌دانند؛ از طرفی تلاش می شود مجموعه قنات‌های این استان ثبت جهانی شود و من در این سفر بیشتر علاوه بر موضوع گردشگری پاک به اهمیت قنات و مدیریت آب هم توجه دارم و امیدوارم پیامم را به گوش مردم و مسئولان برسانم.

شعارها و پیام‌های شما چقدر بر افکار عمومی تاثیرگذار است؟
این روزها سایکل توریسم وسیله‌ای برای تبلیغ مسایل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است و ما نباید از قافله عقب بمانیم. من هر برنامه‌ای که می روم و رکاب می‌زنم سعی می کنم به موضوع‌های فرهنگی و اجتماعی هم توجه داشته باشم و حامل پیام و شعاری باشم. فکر می‌کنم تاثیر خوبی دارد، چون نوع سفر ما متفاوت است و مردم هم نگاه مثبت و خاصی دارند. وقتی شعاری را مطرح می‌کنیم مردم راحت تر می پذیرند.

در این سفر چقدر گردشگری برای شما اهمیت داشته است؟
یزد از پرجاذبه‌ترین استان‌های کشور است و از لحاظ گردشگری و مکان های دیدنی بسیار مهم است. از آنجا که گردشگری با دوچرخه (‌سایکل توریسم) نوع ویژه‌ای از گردشگری است می‌تواند در معرفی این آثار مفید باشد و جاذبه‌های گردشگری را برجسته کند.

از گردشگری با دوچرخه چگونه می‌توان در رفع بحران آب کمک گرفت؟
در این سفر اولین موضوعی که برای من اهمیت داشت بحران آب کشور است که بتوانم توجه مسئولان و مردم را به این موضوع جلب کنم. مسأله دیگر که بازهم به بحران آب مربوط است مشکل مدیریت منابع آبی و نبود زیرساخت‌هاست که موجب هدر رفت آب و درست استفاده نکردن از این منبع خدادادی شده  است. دوست دارم در این زمینه حساسیت‌ها بیشتر شود. این نبود مدیریت در حوزه‌های کشاورزی و صنعتی بیشتر دیده می‌شود. مثلا در استان یزد که کم آب است کارخانه‌های پرمصرف سرامیک ایجاد کرده‌اند. در استان همدان نیز  که مشکل آب دارد به‌صورت افراطی و بدون برنامه هندوانه و سیب زمینی کاشته می‌شود. امیدوارم این حساسیت‌ها ایجاد شود.

سایکل توریسم چه تاثیری در رونق گردشگری دارد؟
سایکل توریسم یا گردشگری با دوچرخه خود نوعی از  گردشگری است که با تقویت این نوع از صنعت گردشگری هم می‌توان تبلیغات و ارزآوری داشت و آن را جایگزین درآمد نفتی کرد وهم از لحاظ صرفه‌جویی در مصرف انرژی به نقاط خوبی رسید. من امیدوارم کسانی که در این رشته فعالیت می‌کنند، بیشتر در این زمینه تلاش کنند. دوچرخه وسیله‌ای است که می‌تواند در شهرها جایگزین خودرو شود و سلامت افراد جامه را تضمین کند و در کاهش آلودگی نیز مفید باشد.

به وضعیت آب در همدان چقدر توجه کرده‌اید؟
همدان شهر هزار چشمه است و نبود مدیریت منابع آبی باعث شده چشمه‌ها کور شود تا  امروز با کمبود آب مواجه شویم. البته کمبود آب تنها مختص این استان نیست و همه استان‌ها با آن موجه هستند؛ بهتر است هم مردم و هم مسئولان توجه بیشتری به این موضوع داشته باشند و ما وظیفه داریم از هر طریقی اهمیت موضوع را به همه گوشزد کنیم.
  • سعید حیدری 11 برنامه رکابزنی گردشگری در بیرون از استان انجام داده و مسافتی بیش از 5500 کیلومتر را  رکاب زده است.
  • http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D9%88%DA%86%D8%B1%D8%AE%D9%87%E2%80%8C%D8%B3%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D8%A7-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%AD%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%A8


برچسب ها: همشهری همدان ، دوچرخه سواری همدان ،

سه شنبه 24 آذر 1394

وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،

وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت
سال 94 برای کتاب و کتابخوانی در همدان سال پرباری است و کتاب‌های خوبی در حوزه ادبیات داستانی و شعر در این استان منتشر شده است...
1394/09/23
سال 94 برای کتاب و کتابخوانی در همدان سال پرباری است و کتاب‌های خوبی در حوزه ادبیات داستانی و شعر در این استان منتشر شده است. یکی از این آثار کتاب «وقتی که برای لحظه‌ای برمی گشت» نوشته «امیر اسدیان» است. این کتاب به تازگی از سوی انتشارات انجام کتاب به بازار آمده است.
 این مجموعه در3 هزار نسخه به قیمت 50 هزار ریال ودر 71 صفحه منتشر و در کتابفروشی‌های شهر توزیع شده است.
«امیر اسدیان» متولد16 اسفند 43 در همدان و دارای مدرک کارشناسی ارشد ادبیات است وسال هاست در مدارس همدان به تدریس ادبیات مشغول است. وی از شاعرانی است که با فضای مجازی نیز آشناست و وبلاگ‌نویسی را از سال 86 شروع و برخی از مطالب و شعرهایش را در وبلاگی به نام خودش منتشر کرده است.
اسدیان سال ها با نشریات محلی در همدان همکاری کرده است.همچنین مطالبی در زمینه ادبیات و فرهنگ از او در هفته نامه‌های استان منتشر شده است.
 این شاعر در طول یک دهه گذشته چندین مجموعه از آثار خود را به‌صورت کتابچه های کوچک در شمارگان محدود منتشر کرد و در اختیار دوستانش قرار ‌داد، اما «وقتی که برای لحظه ای برمی گشت» اولین اثر مکتوب چاپی اوست. این مجموعه شامل 65 رباعی نو است که با مضامین اجتماعی و عاشقانه سروده شده است.
اسدیان تلاش کرده در این مجموعه به زبانی جدید در سرودن رباعی دست پیدا کند و همین نو بودن باعث شده بر دل مخاطب بنشیند و ارتباط خوبی با آن برقرار کند. به نظر می رسد جای چنین آثاری در ادبیات امروز خالی بود. از جمله رباعی‌های چاپ شده در این کتاب:
از راه نگو! که رد پا مانده هنوز/ نقشی ز تو در مسیر ما مانده هنوز/ رفتی و... نمانده یادگاری جز این / زخمی که درون سینه جا مانده هنوز
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/وقتی-که-برای-لحظه‌ای-برمی-گشت


برچسب ها: معرفی کتاب ، همشهری همدان ، امیر اسدیان ،

دوشنبه 16 آذر 1394

پاییز همدان؛ بدون گردشگر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

پاییز همدان؛ بدون گردشگر

نویسنده: حسین زندی روزنامه‌نگار
 پاییز همدان؛ بدون گردشگر
وقتی شهر و منطقه ای می‌تواند ادعای توسعه گردشگری را داشته باشد که تداوم گردشگرپذیری آن به اثبات برسد...
1394/09/15
وقتی شهر و منطقه ای می‌تواند ادعای توسعه گردشگری را داشته باشد که تداوم گردشگرپذیری آن به اثبات برسد. وقتی شهری را به عنوان منطقه گردشگری می‌شناسند که در تمامی روزهای سال گردشگران به آنجا سفر کنند و آن را به عنوان مقصد گردشگری بشناسند.
همدان از شهرهایی است که مدیران تلاش دارند آن را به عنوان شهر گردشگری معرفی کنند، اما به نظر می‌رسد برنامه ای برای به واقعیت نزدیک شدن این آرزو ندارند. به همین دلیل می‌توان گردشگر‌پذیری استان همدان را تنها در تعطیلات نوروز و نیمه دوم شهریور خلاصه کرد. سایر روزهای سال اقامتگاه‌ها و هتل‌ها تقریبا خالی است و گردشگران اندکی به مقصد این استان سفر می‌کنند.
اگر بدون شعار‌زدگی به مسأله گردشگری در همدان نگاه کنیم، متوجه می‌شویم این استان ظرفیت‌های بسیار خوبی دارد، اما همچنان از قافله عقب است.
یکی از جذابیت‌های استان مناظر پاییزی آن است که می‌توانست تورهای عکاسی و علاقه‌مندان به طبیعت را از سراسر دنیا به سوی خود بکشاند. اما در این زمینه نه دولتی‌ها برنامه مدونی دارند و نه شرکت‌های تورگردانی و راهنمایان گردشگری تلاشی کرده‌اند.
همدان بی‌شک این روزها یکی از زیباترین مناطق ایران به لحاظ طبیعت پاییزی است. در دسترس بودن دره‌های زیبای عباس‌آباد – حیدره و همچنین دره مرادبیگ از یک سو  و از سوی دیگر وجود روستاهای زیبایی با بافت منحصر به فرد در میان باغ‌های گردوی همدان، تویسرکان و اسدآباد می‌تواند در این فصل مقصد جذابی برای طبیعت گردی باشد.
اما هیچ بهره‌ای ازاین فرصت خدادادی نمی‌بریم و علاقه‌ چندانی به سرمایه‌گذاری در بخش طبیعت گردی از سوی بخش خصوصی احساس نمی‌شود. برنامه‌ریزی گردشگری در همدان معطوف به فصل تابستان و تعطیلات شده است. درحالی‌که باخلاقیت مثلاً می‌توان گردشگری ادبی را با طبیعت‌گردی همراه کرد و  با  برگزاری همایش و برنامه‌های مختلف ادبی در فصل پاییز گردشگران را به همدان دعوت کرد.
طبیعت پاییزی فرصت بزرگی است تا با طراحی خلاقانه برند گردشگری مختص ادیبان و علاقه‌مندان شعر و ادب ایجاد و هرساله آن‌را تکرار کنیم تا مقصدی ثابت در این فصل برای این دسته از گردشگران باشیم.
به هر حال پاییز امسال همدان بدون میهمان و گردشگر در حال گذر است. امید است بخش خصوصی و شرکت‌های گردشگری با حمایت نهادهای دولتی بتوانند برنامه‌ای در این زمینه تدوین و در همین فرصت باقی‌مانده اجرا کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%A8%D8%AF%D9%88%D9%86-%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%B4%DA%AF%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، گردشگری همدان ، گردشگری پاییزی همدان ،

دوشنبه 16 آذر 1394

همدان؛ مرکز نگهداری اسناد تاریخی غرب کشور

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

همدان؛ مرکز نگهداری اسناد تاریخی غرب کشور

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ مرکز نگهداری اسناد تاریخی غرب کشور
مدیریت اسناد و کتابخانه ملی منطقه غرب کشور در همدان مستقر است و مردم و ادارات می‌توانند اسناد تاریخی خود را در اختیار آن قرار دهند...
1394/09/16
مدیریت اسناد و کتابخانه ملی منطقه غرب کشور در همدان مستقر است و مردم و ادارات می‌توانند اسناد تاریخی خود را در اختیار آن قرار دهند. این مرکز اکنون مجموعه‌ای از آثار منتشره در مرکز انتشارات سازمان اسناد و کتابخانه ملی به همراه اسناد تاریخی مربوط به کتاب و کتابخوانی را برای علاقه‌مندان در نمایشگاهی در معرض دید قرار داده است. این نمایشگاه‌ها اکنون در محل ساختمان مرکزی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه بوعلی سینا برپاست. مدیر مرکز اسناد و کتابخانه‌ منطقه غرب کشور در همدان در گفت و گو با همشهری بر لزوم تخصیص فضای بیشتر نمایشگاهی و کمبود فضای مورد نیاز برای فعالیت‌های این مرکز فرهنگی تاکید کرد. «قاسم بلوری» در این گفت و گو از مردم درخواست کرد درصورتی‌که سندی تاریخی به شکل عکس یا اوراق مکتوب دارند به مرکز اسناد همدان تحویل دهند تا ضمن حفظ و نگهداری اصولی این اسناد به نام ایشان در مرکز ثبت و به نمایش گذاشته شود. گفت و گوی همشهری با مدیر این مرکز را در ادامه می‌خوانید:

استقبال از نمایشگاه‌های اخیر چگونه بود؟
در آخرین فعالیت‌ها 2 نمایشگاه از 24 تا 29 آبان درمحل دانشگاه بوعلی، دانشکده اقتصاد وعلوم اجتماعی برگزار کردیم. چون مباحث مستند و تاریخی است استقبال خوب بود. همزمان با آن، نمایشگاهی در داخل ساختمان اداری برگزار کردیم اما استقبال خوبی نداشت، چون فضا، فضای نمایشگاهی نبود در حاشیه این نمایشگاه نیز نمایشگاهی از اسناد کتاب و کتابخانه در استان برگزار کردیم.

به دیگر فعالیت‌های این مرکز بپردازیم. شرایط انتشار کتاب در سازمان اسناد و کتابخانه ملی به چه صورت است؟
تمامی آثاری که با نشان سازمان اسناد و کتابخانه ملی منتشر می‌شود، باید مستند باشد و اگر با مشخصات مورد نظر انجام شود به ما سپرده می‌شود. ما نیز کتاب را به اسم نویسنده منتشر می‌کنیم و حق‌تالیف پرداخت می‌شود. اما در این حوزه اگر چه زمینه خوبی در استان وجود دارد اما هنوز ظرفیت‌های بالقوه بسیاری هست که باید دیده شوند. در این خصوص هنوز ما به شکل قوی عمل نکرده‌ایم و باید تلاش بیشتری صورت بگیرد.

مرکز اسناد و کتابخانه همدان به خوبی برای مردم و پژوهشگران معرفی نشده است، علت آن چیست؟
برای معرفی کارها و ارتباط با مردم به راه‌های متعدد و متنوعی نیاز داریم. یکی از راه‌های این ارتباط برگزاری نمایشگاه است به ویژه نمایشگاه اسناد تاریخی، هم با استقبال مواجه می‌شود و هم موجب می‌شود مردم با پیشینه تاریخی خود آشنا و از طریق همین اسناد آیین‌های فراموش شده باز یادآوری شوند. نکته دیگر این است که مردم بدانند چنین مجموعه‌ای وجود دارد و مرکزی مسئولیت جمع‌آوری اسناد تاریخی و گذشتگان را دارد تا به این صورت، موجب همکاری مردم و ما را بوجود آورد.

پس چرا آن طور که باید نمایشگاه برگزار نمی‌شود؟ ‌
جایی برای برگزاری نمایشگاه نداریم. در همدان با کمبود نگارخانه و سالن نمایش روبروهستیم. تنها نگارخانه در دسترس شهر، نگارخانه نگاه نو شهرداری است، اما همیشه رزرو است. نگارخانه‌های آوینی هم مسیر دسترسی خوبی ندارند و ما بارها امتحان کردیم اما چندین برابر هزینه تبلیغ نیاز دارد تا مردم بتوانند به آنجا بیایند. ما این ظرفیت را داریم که برای هر مناسبت ملی و مذهبی نمایشگاه تصویر و سند برگزار کنیم اما فضا و ساختمان نداریم.

رابطه شما با نهادهای دیگر چگونه است؟
طبق قانون اساسی تنها متولی جمع آوری، نگهداری، حفظ، احیا و اطلاع رسانی اسناد تاریخی، سازمان اسناد و کتابخانه‌هاست که پیش از آن آرشیو ملی ایران گفته می‌شد. اما اکنون هر نهادی خود را متخصص اسناد می‌داند و یک موزه درست می‌کند یا اسناد را در انبار قرار می‌دهند و پس از مدتی نابود می‌کنند. ‌شهرداری و میراث فرهنگی چرا باید اسناد را نگهداری کنند؟ وقتی کسی سندی را برای فروش به میراث فرهنگی می‌برد باید به سازمان اسناد راهنمایی و هدایت شود. اکنون اسناد زیادی در انبارهای میراث فرهنگی وجود دارد که در حال نابودی است و در اختیار محقق قرار نمی‌گیرد. هیچ نهادی سواد و ابزار مرمت اسناد تاریخی را ندارد.

برای برطرف کردن این مشکل چه باید کرد؟
اگر قرار باشد در همدان اتفاق مثبتی در این زمینه بیفتد باید مسئولان ارشد استان این موضوع را ابلاغ کنند که هر اداره و هر نهادی سندی دارد حق امحای اسناد خود را ندارد. چون در قانون آمده است هیچ دستگاه دولتی حتی مکاتبات اداری خود را بدون اجازه ما نباید امحا کند. هر تغییری در اسناد باید با اجازه سازمان اسناد انجام گیرد. نهادها باید بایگانی راکد خود را در اختیار ما قرار دهند. اما به نام موزه جمع آوری می‌کنند و انبار می‌کنند. ما به صورت مشترک می‌توانیم نمایشگاه یا موزه ایجاد کنیم.

کار مثبتی در این زمینه انجام شده است؟
بله. با همکاری اداره آموزش  و پرورش یک اتفاق خوب افتاده است. یک موزه به نام «موزه گنجینه آموزش پرورش» که همکاری خوبی با این اداره داریم تاسیس شده است. ابتدا طبق توافقنامه اسناد به مدیریت اسناد ملی انتقال داده شده، اسنادی که اهدا می‌شود هم به اسناد ملی انتقال داده می‌شود. اسنادی که قرار است آنجا به نمایش گذاشته شود پس از تصویربرداری رایانه‌ای به آنها داده می‌شود تا استفاده کنند.

در مرکز هم کتابخانه دارید؟
ما در اینجا کتابخانه تخصصی تاریخ داریم که بیش از 5 هزار عنوان کتاب دارد.

علاوه بر نگهداری اسناد چه خدمات دیگری انجام می‌دهید؟
خدمات کتابخانه ملی در این مرکز انجام می‌شود. گرفتن شماره ثبت اثر در کتابخانه ملی یا فیپا و شاپا در این مرکز صادر می‌شود. این مرکز نمایندگی 5 استان غرب کشور است.

گاهی پژوهشگران به مرکز مراجعه می‌کنند و به نتیجه نمی‌رسند. مثلا اگر با معرفینامه دانشگاهی برای دریافت کپی یا تصویر سند به اینجا مراجعه می‌کنند، تنها تعدادی از اسناد در‌خواستی را می‌توانند دریافت کنند. ازهمکاری و ارتباط گله دارند آیا با تغییر ساختمان این مشکلات برطرف خواهد شد؟
اگر ما ساختمان و فضای فیزیکی مناسبی داشته باشیم اولا تالار رقمی ایجاد می‌شود. به این معنی که یک فضایی برای جستجوی اسناد در اختیار افراد قرار می‌گیرد که مجهز به سامانه‌های رایانه‌ای است. آرشیو دیجیتال ما به صورت آنلاین در اختیار پژوهشگر قرار می‌گیرد. همین جا جستجو می‌کند، همین‌جا نسخه اسکن‌شده تهیه و ارائه می‌شود و رفت و آمد افراد  بسیار هم کاهش می‌یابد. به همین ترتیب موارد انتقادی نیز کمتر می‌شود. هرچند این مرکز برای ارائه اطلاعات مورد نیاز پژوهشگران همه تلاش خود را  به کار می‌برد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%D8%BA%D8%B1%D8%A8-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، اسناد و کتابخانه ملی منطقه غرب کشور ،

دوشنبه 16 آذر 1394

هشدار بیابان شدن مراتع همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

هشدار بیابان شدن مراتع همدان

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
هشدار بیابان شدن مراتع همدان
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان گفت: روند بیابانی شدن مراتع این استان در یک دهه گذشته نسبت به دهه‌های پیشین 10 برابر رشد داشته است...
1394/09/16
مدیرکل منابع طبیعی و آبخیزداری استان همدان گفت: روند بیابانی شدن مراتع این استان در یک دهه گذشته نسبت به دهه‌های پیشین 10 برابر رشد داشته است.
« محمدرضا همتی » در نخستین نشست شورای هماهنگی سازمان‌های غیردولتی محیط‌زیست و منابع طبیعی کشوردر همدان اظهار کرد: میزان بیابان در همدان از شش هزار هکتار به 65 هزار هکتار رسیده است.
وی شوری خاک، کاهش پوشش گیاهی و استفاده نامناسب از منابع آبی و دیگر مؤلفه‌ها را در پیشروی استان به سمت بیابانی شدن اثرگذار دانست.
وی با ذکر این‌که طبیعت بسیار مظلوم است، گفت: حتی بهره‌برداران و ذی نفعان طبیعت زخم‌های زیادی بر پیکره منابع طبیعی وارد کرده‌اند. در بیشتر مواقع برای بهره‌برداری اقتصادی جزئی به ویژه از معادن، صدها هکتار را نابود می‌کنند که این امر بیانگر این است که در فعالیت‌های معدنی حساب سود و زیان زیست محیطی نمی‌شود.

برنامه ششم توسعه
«محمدرضا محمدی» مدیر‌کل حفاظت از محیط‌زیست استان همدان نیز در این مراسم گفت: در مقطعی هستیم که جمع‌بندی مباحث مربوط به برنامه ششم توسعه انجام شده و در آستانه رفتن به مجلس است. ما باید مروری بر فرایند محیط‌زیست در برنامه‌های اول تا پنجم داشتهباشیم  و نقاط ضعف و قوت را بررسی و به دلایل نبود توفیق در برنامه‌های تعریف‌شده اشاره می‌کردیم.
وی ادامه داد:‌درصدهایی که برای توفیق برنامه‌ها ذکر می‌کنیم‌درصدهای مایوس کننده‌ای است که قطعا حضور سازمان‌های مردم‌نهاد می‌تواند به این بحث کمک کند.
در این این مراسم از «اردشیر محرابی‌اختر» یک فعال ‌محیط‌زیست و مجسمه‌سازی که سال‌هاست با تشکل‌های زیست‌محیطی فعالیت می‌کند تقدیر شد. وی در سفر امسال رئیس سازمان محیط زیست در بدو ورود «معصومه ابتکار» اسلحه شکاری که جزو آثار و مجموعه خانوادگی بود زیر پای این مقام دولتی شکست. این اتفاق تاثیر خوبی در افکار عمومی استان داشت و استاندار همدان و مدیر کل حفاظت از محیط زیست استان به این بهانه در این نشست از اردشیر محرابی اختر تقدیر کردند.
در این مراسم « اردشیر محرابی اختر»  گفت: سال‌هاست با گروه‌های محیط‌زیستی همدان همکاری می‌کنم و در تشکل‌های این حوزه عضو هستم. مدت‌ها بود به دنبال بهانه‌ای بودم که مردم محلی و شکارچیان را متوجه آسیب‌های شکار کنم و دوست داشتم اسلحه تاریخی که از نیاکان و اجدادم به ارث رسیده بود در یک فضای عمومی بشکنم. آمدن معصومه ابتکار بهانه‌ای شد تا بتوانم این پیام را به گوش مردم میهنم به‌خصوص شکارچیان برسانم.
محرابی اختر ادامه داد: با این حرکت نمادین خواستم بگویم، ما با کمبود‌گونه‌های جانوری مواجه هستیم و بهتر است با جانوران و حیوانات مهربان‌تر برخورد کنیم و نشان‌ دهیم ایرانی‌ها مردم مهربانی هستند. امیدوارم این حرکت تاثیری هر چند کوچک در این زمینه داشته باشد.


برچسب ها: همشهری همدان ، اردشیر محرابی اختر ،

چهارشنبه 11 آذر 1394

قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،کتاب ،ادبیات ،

قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قدم زنی پاییز در آسمان شعر همدان
دومین مجموعه از سروده‌های «مینا آذرافشان» نقاش و شاعر توانجوی همدانی منتشر شد. این کتاب که توسط انتشارت چنار در همدان به بازار آمده «اینجا پاییز قدم میزند» نام دارد...
1394/09/10
 دومین مجموعه از سروده‌های «مینا آذرافشان» نقاش و شاعر توانجوی همدانی منتشر شد. این کتاب که توسط انتشارت چنار در همدان به بازار آمده «اینجا پاییز قدم میزند» نام دارد.
چهارشنبه گذشته مینا آذر افشان در منزل خود میزبان بسیاری از علاقه‌مندان به آثارش، مسئولان ارشد استان همدان و تعدادی از اعضای تشکل‌های غیردولتی شهر بود تا بار دیگر انتشار مجموعه‌ای از سروده‌هایش را جشن بگیرند. در این مراسم که بزرگانی چون دکتر «پرویز اذکایی» پژوهشگر برجسته همدانی، اعضای انجمن‌های توسعه محلی بهارستان، انجمن قلم همدان، انجمن پویشگران سفر پاک، مدیر انتشارات چنار و مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان، مدیرکل امور بانوان استانداری و سازمان بهزیستی حضور داشتند، از دومین  مجموعه شعر این هنرمند همدانی رونمایی شد. «اینجاپاییزقدم میزند» 77 قطعه از شعرهای جدید او را در بر می‌گیرد که بیشتر مضمون عاشقانه دارد مانند «‌دیشب گلی در باغچه شکفت،نمی‌دانستم که باغچه هم عاشق تو شده!‌».

شعرهای عاشقانه مینا
آذرافشان در این مراسم با اشاره به‌عنوان کتاب گفت: نام کتاب را از عنوان یک شعر از کتاب انتخاب کرده‌ام. این مجموعه دلنوشته‌هایی است که در سال‌های 90تا 93 سروده‌ام.آذرافشان ادامه داد: موضوع نوشته‌هاعاشقانه است و فصل‌ها در سراسر کتاب نقش دارند. نکته مهم این است که در این اثر تفاوت بارزی با کتاب اولم وجود دارد. اشعار کتاب اول شاید کمی پریشان هستند، اما در این کتاب به طرحی ثابت وشاید سبک شخصی رسیده باشم.وی ادامه داد: یک یک کلماتی که نوشته‌ام را اول حس کرده‌ام و کاملا به آنچه نوشته ام باور دارم.
این نقاش به دلایل استفاده نکردن از طراحی‌ها و نقاشی‌های خود در کتاب شعرش گفت: در کتاب‌ها از طراحی‌های خودم  استفاده نمی‌کنم، چون اعتقاد دارم دو دنیای متفاوت است، اگرچه ریشه هر دو دراحساس من است. من این کتاب را به مادرم تقدیم کردم که با وجودش به من امکان زیبا دیدن را داد هرچند کار من بسیار ناچیز است.

 تجلی اندیشه
«پرویز اذکایی» نیز در این مراسم گفت: حضرت مولانا بیت بسیار معروفی دارد که می‌گوید«ای برادر تو همین اندیشه‌ای/ مابقی تو استخوان و ریشه‌ای»؛ همه ما استخوان و ریشه هستیم و اشعار خانم آذرافشان تجسم و تجلی اندیشه است. اندیشه والا.
«عباس رضوانجو» ناشرکتاب در این مراسم گفت: خانم آذرافشان برای تهیه این کتاب زحمت بسیاری کشید و وسواس و حساسیت بسیاری داشت تا کار متفاوتی عرضه شود. در پایان این مراسم، کتاب «اینجاپاییزقدم میزند» توسط دکتر پرویز اذکایی و حاضران رونمایی شد و لوح‌های تقدیری توسط مدیران اداره‌های فرهنگ وارشاد اسلامی، بهزیستی و مدیرکل امور بانوان استانداری به این شاعر تقدیم شد.
همچنین 500 جلد از کتاب«ا ینجا پاییز قدم می‌زند» توسط اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و اداره کل بهزیستی همدان خریداری شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%AF%D9%85-%D8%B2%D9%86%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، مینا آذرافشان ، اینجا پاییز قدم می زند ،

یکشنبه 8 آذر 1394

سازمان‌های مردم نهادبه کار گرفته می‌شوند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

سازمان‌های مردم نهادبه کار گرفته می‌شوند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
سازمان‌های مردم نهادبه کار گرفته می‌شوند
استاندار همدان گسترش حضور نهادهای مردمی در امور اجرایی استان تاکید کرد...
1394/09/08
استاندار همدان گسترش حضور نهادهای مردمی در امور اجرایی استان تاکید کرد.در آستانه روز جهانی داوطلب برنامه‌ای به همت برخی تشکل‌های غیردولتی در تالار معلم همدان برگزار شد.در این مراسم اعضای 13 تشکل غیردولتی در همدان از جمله بنیاد مهر همدان، کمیته پزشکان در خدمت آموزش، کمیته محیط زیست، گردشگری و توسعه پایدار، انجمن نیکوکاری بانوان مهر، خانه حامیان حق بیمار، گروه کر نغمه‌های الوند، انجمن خودیاری لکنت همدان، انجمن اخلاق در علم و فناوری، گروه تئاتر مانا، مؤسسه دانش گستر سلامت آوید، دبیرخانه گروه کاری تشکل‌های گردشگری حامی توسعه پایدارکشور و انجمن هستی‌سازان الوند حضور داشتند.در ابتدای مراسم محمد ناصر نیکبخت استاندار همدان  با اشاره به فعالیت‌های خانه مهرگان گفت: در زمینه تشکل‌های غیر دولتی کار بزرگی انجام شده و من از این بابت باید از مسئولان این نهاد غیردولتی تشکر کنم. به‌خصوص از کسانی که توانسته‌اند چندین انجمن و تشکل را در یک مجموعه گرد هم آورند و فعالیت کنند.نیکبخت با تاکید بر تقویت تشکل‌های غیردولتی در همدان اضافه کرد: انتظار داریم این مجموعه الگویی برای سایر تشکل‌ها در استان باشد و ما بازهم در این زمینه اتفاق‌هایی را شاهد باشیم. من وقتی متوجه شدم این مجموعه از سال 80 درحال فعالیت است به تاثیرگذاری انجمن‌ها در همدان امیدوار شدم.استاندار همدان با اشاره به رویکرد دولت تدبیر و امید به تشکل‌های غیردولتی افزود: قول می‌دهم تمامی کارهایی را که مردم می‌توانند انجام دهند به سازمان‌های غیر دولتی و خود مردم واگذار کنیم. قبول دارم که در یک دوره‌ای تشکل‌ها را تهدید می‌دانستند، اما در دولت یازدهم تشکل‌ها را به مثابه فرصت می‌دانیم و از توانایی های آن ها باید استفاده کنیم.سپس دکتر « ترابی»  یکی از اعضای بنیاد مهر همدان به تشریح برنامه‌ها و اهداف این بنیاد حمایتی پرداخت و حاضران را با فعالیت‌های آن آشنا کرد.در این مراسم تشکل‌ها نیز گزارشی از فعالیت‌های خود به حاضران ارائه کردند و گروه کر نغمه‌های الوند سرود«  ای ایران»  را اجرا کرد، همچنین در پایان مراسم از نشریه « سمن یار»  ویژه همدان و سایت جدید خانه مهرگان رونمایی شد.
خانه مهرگان از تشکل‌های با سابقه استان همدان است که اصلی‌ترین برنامه آن حمایت از سایر تشکل‌هاست. این نهاد در سال های گذشته از ده‌ها طرح و برنامه که توسط دیگر تشکل‌ها اجرا شده حمایت کرده است و برنامه‌های مختلفی برای حمایت از تشکل‌هایی که کار داوطلبانه انجام می‌دهند، دارد. این تشکل توانسته است بخشی از جامعه پزشکی همدان را به سمت کار داوطلبانه بکشاند و از ظرفیت این قشر برای توسعه استان بهره‌گیرد. روز چهاردهم آذر به‌عنوان روز جهانی داوطلب نامگذاری شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%D9%85-%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF


برچسب ها: همشهری همدان ، بنیاد مهر ،

پنجشنبه 5 آذر 1394

«یارم همدانی و...»؛ روایتگر تاریخ شهر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

«یارم همدانی و...»؛ روایتگر تاریخ شهر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«یارم همدانی و...»؛ روایتگر تاریخ شهر
رمان «یارم همدانی و...» نوشته «محمدحسن شهیدی همدانی» داستانی عاشقانه را در تب و تاب رویدادهای اجتماعی دهه 30 خورشیدی روایت می‌کند...
1394/09/04
 رمان «یارم همدانی و...» نوشته «محمدحسن شهیدی همدانی» داستانی عاشقانه را در تب و تاب رویدادهای اجتماعی دهه 30 خورشیدی روایت می‌کند. این کتاب در شمارگان 1000 جلد به تازگی از سوی انتشارات «آوامتن» وارد بازار کتاب شده و با استقبال خوب خوانندگان و علاقه‌مندان ادبیات داستانی به ویژه در همدان همراه شده است. محمدحسن شهیدی همدانی متولد 23 در همدان است. «یارم همدانی و...» نخستین رمانی است که وی به چاپ رسانده و پیش از این نیز چند کتاب با موضوع مبارزه با اعتیاد منتشر کرده است.

همدان؛ محل رویدادهای رمان
خلق رمان بدون وجود مکان یعنی شهرهایی که حوادث و شخصیت‌های آن در آن نشو و نما یافته اند، امکان ندارد. پیچیدگی مناسبات و عواطف و حوادث درون شهری، رمان را با پیدایش طبقه متوسط، شهرهای مدرن و سرمایه‌داری پیوند می‌دهد. بیشتر رمان‌های ماندگار در فضای شهر شکل گرفته‌اند تا جایی که بعضی از شهرها هویت خود را بر نویسنده  تحمیل می کنند.
همین رخداد موجب می‌شود تا نام شهر بر پیشانی اثر بیاید. بی شک این مورد ممکن است ویژگی به‌خصوص آن رمان شود و داستان بشود. حتی گاهی بتواند شخصیت‌های اصلی اثر را تحت شعاع قرار دهد و بیش از آنها خودش را برای همیشه در یاد و خاطره خواننده نقش کند.
«یارم همدانی و...» یکی از آثار شهری است که این ویژگی را دارد و خواننده را با شهر همدان و تاریخ نیم‌قرن گذشته آن آشنا می‌کند.

 مکان-شهر
« مسعود(ساعد) احمدی»  نویسنده و شاعر در این باره می‌گوید: گاهی پیش آمده است بدون آنکه نامی از شهری بر پیشانی کتاب آمده باشد مکان-شهرِ اثر بعد خوانش و دریافت درون مایه اثر توسط خواننده، دست به مصادره شخصیت‌ها و حتی حوادث اثر بزند و خود را برخواننده اثر تحمیل کند، یعنی ما را به‌عنوان خواننده ناگزیر از به یاد آوردن مکان-‌شهر اثر می کند.
احمدی با اشاره به نمونه‌هایی که این ویژگی را دارد، می‌گوید: می توان در این مورد نمونه‌های فراوانی آورد مثل دابلین الیس جویس، پاریسِ بینوایان، لندن الیورتوییست و در آثار ایرانی شیراز سووشون از سیمین دانشور، تهران دل کور و داستان جاوید اسماعیل فصیح، اهواز همسایه‌ها،مدار صفر درجه و زمین سوخته احمد محمود و کرمانشاه شوهر آهوخانم علی‌محمد افغانی از این دست هستند.
این نویسنده ادامه می‌دهد: «یارم همدانی» که بلافاصله عنوان‌های یار و همدان را بر جلد کتاب آورده‌، آمده است تا جایی کنار آثار برشمرده شده، پیدا کند. شهیدی با نثر روان که یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این رمان محسوب می شود، با آدمی خوش‌ بر و رو و خوش قد و بالا یعنی پرویز‌خان، خواننده را هم درگیر قصه  و ماجرایی که این آدم در آن افتاده می کند و یک نفس ما را می برد تا از عاقبت سرنوشت و زندگی او سردرآوریم. در واقع این روند کل بدنه رمان را پی‌ریزی می‌کند.
وی می‌گوید: شهیدی این بنیان را با عشق بالا می برد و نه همانند رمان های همسایه های احمد محمود و چراغانی در بادِ احمد آقایی که همه درون‌مایه  رمان‌هایشان گرد خدمت و تبلیغ به نوعی ایدئولوژی دور می‌زنند، داستان خود را می‌نویسد. در «یارم همدانی» بدون این که نویسنده نسبت به سیاست و دوران پر تب و تاب سال های بحرانی31-32 غلفت کند، شالوده و درون مایه اثرش را بر عشق می‌نهد.

واقعیتی تلخ، اما خواندنی
عباس شیخ بابایی دیگر نویسنده همدانی است که در تئاتر هم سابقه نویسندگی و کارگردانی دارد. او می‌گوید: شهیدی نویسنده زیرکی است که دقت نظر و ریز‌بینی خاصی به زمان روایت داستان خود دارد و بدون این‌که بخواهد اثرش را به ورطه شعار و شعارزدگی بیندازد به نحو زیرکانه‌ای در بستر خود رمان، واقعیتی تلخ را با اجرایی دلپسند به خواننده‌اش منتقل می کند. او شخصیت های اثرش را بدون این‌که در دام کلیشه‌های سانتی مانتال و عاشقانه‌های رایج بغلتاند از لبه این پرتگاه به سلامت عبور می دهد و از آنها آدم‌هایی با جنم و پرخون خلق می کند. به‌طوری که بعد از به پایان بردن اثر در یاد و خاطره خواننده حک می‌شوند.
شیخ بابایی می‌گوید: در این میانه خود شهر همدان نقشی اساسی بازی می‌کند. زیرا هر زمانی که یکی از شخصیت ها قصد می کند که از دایره حوادث خودش را به بیرون پرتاب کند دوباره برش می گرداند تا تکلیفش معین شود.
وی ادامه می دهد: ناگفته نماند در این رمان، شخصیت‌های به یاد ماندنی کم نیستند. ولی این آدم‌ها با چنان مهارتی در پرداخت خوی و خصلت‌های ویژه شان در رمان آمده‌اند که فراموش نمی شوند. داود (‌جوان عاشق)، زری (‌دختر آبی‌پوش) و علی تحصیلدار (‌لمپنی با لحن و برخورد خاصش) از این شخصیت‌ها هستند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/«یارم-همدانی-و-»؛-روایتگر-تاریخ-شهر?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، یارم همدانی ، ادبیات همدان ، محمد حسن شهیدی همدانی ،

سه شنبه 3 آذر 1394

بخش خصوصی وارد حوزه نشر شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

بخش خصوصی وارد حوزه نشر شود

نویسنده: حسین زندی
بخش خصوصی وارد حوزه نشر شود
«علی پاک‌نهاد» یکی از شناخته‌شده‌ترین طراحان کاریکاتور و تصویر‌سازان همدانی است. او بیش از یک دهه در زمینه تصویر‌سازی کتاب کودک و طراحی کاریکاتور در نشریات استانی و سراسری فعالیت کرده و چندین مقام در مسابقه‌های مختلف کشوری به دست آورده است...
1394/09/02
«علی پاک‌نهاد» یکی از شناخته‌شده‌ترین طراحان کاریکاتور و تصویر‌سازان همدانی است. او بیش از یک دهه در زمینه تصویر‌سازی کتاب کودک و طراحی کاریکاتور در نشریات استانی و سراسری فعالیت کرده و چندین مقام در مسابقه‌های مختلف کشوری به دست آورده است. او همچنین با ارائه کاریکاتورها و تصویرسازی‌های خود در نشریات سراسری یکی از پرکارترین طراحان همدانی نیز هست. پاک‌نهاد در سال جاری برای بیش از 10 جلد کتاب کودک تصویر‌سازی کرده است. گفت‌وگوی همشهری را با این هنرمند گرافیست در ادامه می‌خوانید:

‌تعداد کتاب‌هایی را  که تصویرسازی کرده‌اید به خاطر دارید؟
واقعا یادم نیست چند کتاب کار کردم. اوایل از روی ذوق بعد از چاپ چند تایی می خریدم و به دوستان و آشنایان هدیه می دادم. بعدها دیگر این کار ادامه پیدا نکرد و صرفاً به انجام تعهد کاری و انتشار کتاب بسنده شد.

امسال چطور بود، مانند دوره‌های گذشته سال پرکاری داشته و آثارتان را بعد از چاپ دیده‌اید؟
امسال نزدیک به 10 عنوان کتاب کار کرده‌ام، اما هیچ یک  را ندارم. البته ناشر قول داده چند جلد برایم ارسال کند!

با ناشران همدانی کار می‌کنید؟
کمتر از 10 عنوان کتاب از من در همدان چاپ شده. بیشتر آنها در زمان شروع کارم بود. در چند سال اخیر حتی یک سفارش هم  از شهرم نداشته‌ام.

امروز اگر پیشنهاد داشته باشید کار می‌کنید؟
خب کار برای شهرم همیشه برایم اولویت داشته است. البته این شعار نیست، اما الان دیگر بنا به دلایلی این حس در من وجود ندارد و ترجیح می‌دهم با ناشرانی که سابقه همکاری با آنها را دارم و طرف قراردادم هستند، کار کنم.

برای نمایشگاه کتاب کودک همدان که در آذربرگزار می شود برنامه‌ای دارید؟ آیا از این‌که آثاری از شما عرضه می‌شود اطلاع دارید؟
این مسأله را الان از شما شنیدم. اگر قرار است نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان در همدان برگزار شود باید تبلیغ و اطلاع‌رسانی داشته باشد.

جایگاه تصویرسازی در حوزه نشر همدان چگونه است؟
از آنجایی که تصویرسازی به چاپ و نشر وابسته است، اگر به وضعیت نشر نگاه کنید درمی یابید که وضعیت تصویرسازی بدتر است.

در استان همدان چند نفر در زمینه تصویر‌سازی در حوزه کتاب کودک فعالیت می‌کنند؟
از آنجایی که من در همدان حضور دارم ، ولی هیچ‌گونه روابط کاری و فعالیت هنری در این شهر ندارم دقیق نمی توانم جواب دهم. فکر می کنم کمتر از انگشت‌های 2 دست تصویرگر در این شهر سکونت دارند.

همدان ناشر تخصصی کودک دارد؟
خیر. البته تا آنجا که من اطلاع دارم.

با توجه به این‌که گردش مالی در حوزه کتاب کودک بهتر از بزرگسال است، علت این‌که ناشران وارد این حوزه نمی‌شوند چیست؟
دلیلش به نظر من ناتوانی ناشران در توزیع کتاب در سطح کشور است. به نظر می رسد ناشران همدانی نسبت به ناشران رقیب در کشور از سطح روابط کمتری برخوردارند و نمی‌توانند با توزیع‌کنندگان ارتباط بگیرند.

بیشتر نویسندگان حرفه‌ای استان، همچنین تصویرسازان حرفه‌ای با ناشران تهرانی کار می‌کنند چه چیزی در همدان کم داریم که چنین اتفاقی می‌افتد؟
نه فقط تهران، بلکه با شهرستان‌های دوردست کار می‌کنند اما در همدان نمی توانند همکاری داشته باشند. نبود امکانات زیرساختی مانند چاپخانه‌ها، وسائل مدرن چاپ و دسته‌بندی و صحافی (پکیجینگ) نقش اساسی در این مورد ایفا می‌کند. در کنار این‌که هیچ ناشری در همدان هدف کارکردن ملی و بین‌المللی را ندارد یا حداقل اینطور به نظر می رسد.

به نظر شما چاره کار چیست؟
این مسأله خیلی ریشه‌ای است و راه حل آن به این آسانی نیست. اگر کسی بخواهد سرمایه‌گذاری کلان در این زمینه انجام دهد با دو دو تا چهار تا متوجه می شود، اگر وارد بازار ملک یا خرید و فروش خودرو شود، سود تضمینی زیادی خواهد برد. در حالی که در زمینه نشر خطرپذیری زیادی را باید بپذیرد. در نتیجه هیچ سرمایه‌ای وارد این بخش نمی شود.

بخش دولتی برای بهبود وضعیت چه کارهایی می تواند انجام دهد؟
ما تجربه کار دولتی در بخش فرهنگ را داریم، نتیجه قابل قبولی در آن دیده نمی شود. به جز این‌که یک سری کارهای سطحی با کیفیت غیر قابل قبول صرفاً جهت گزارش کار ارائه کرده باشند. چیزی نیست که بتوانیم از آن دفاع کنیم. در این زمینه بخش خصوصی باید وارد کار شود. بخشی که کیفیت کارش ضامن موفقیت است و بقایش را در کیفیت و رقابت می بیند. تنها کاری که دولت می تواند انجام دهد ایجاد بستر مناسب برای رقابت در بین ناشران است. اقتصاد باید طوری تغییر کند که ثروت به گردش و تولید برگردد و سرمایه‌گذاران با رغبت وارد حوزه نشر شوند.

این روزها مشغول چه کاری هستید؟
یک مجموعه کتاب خردسال در دست دارم. به اضافه طراحی جلد برای کتاب‌های کمک آموزشی چند انتشاراتی.
  • نبود امکانات زیرساختی مانند چاپخانه‌ها، وسائل مدرن چاپ و صحافی باعث شده تا بیشتر نویسندگان همدانی با ناشران تهرانی کار کنند.
  • http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%AE%D8%B5%D9%88%D8%B5%DB%8C-%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AD%D9%88%D8%B2%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%B1-%D8%B4%D9%88%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، کاریکاتور همدان ، تصویرسازی همدان ،

سه شنبه 3 آذر 1394

هنرمندان همدان را معرفی کنیم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

هنرمندان همدان را معرفی کنیم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندان همدان را معرفی کنیم
حوزه ادبیات کودک و نوجوان یکی از حوزه‌های با اهمیت و بسیار حساس در ادبیات و نویسندگی است. نویسندگان حوزه کودکان و نوجوانان باید با توجه به روحیه حساس این گروه سنی قلم بزنند...
1394/09/03
   حوزه ادبیات کودک و نوجوان یکی از حوزه‌های با اهمیت و بسیار حساس در ادبیات و نویسندگی است. نویسندگان حوزه کودکان و نوجوانان باید با توجه به روحیه حساس این گروه سنی قلم بزنند. استان همدان با وجود نویسندگانی برجسته در حوزه ادبیات کودک و نوجوان پیشگام است. یکی از این نویسندگان برجسته«حوریه حافظیان» است که در گفت‌وگو با همشهری از تجربه هایش در حوزه نویسندگی کتاب کودک و نوجوان می گوید.
  •  یکی از حوزه‌هایی کاری شما کودک و نوجوان است. چند کتاب شما به این حوزه اختصاص دارد؟
4 کار از جمله«سلام فرشته‌ها» که در جشنواره پروین اعتصامی برگزیده شد «درخت انجیر» و «زیباترین گل جزیره»(کار تصویرگری آن با من بود) فقط برای کودک و نوجوان است. باقی هم در حوزه جمع‌آ‌وری آثار دانش‌آموزان دبستان و راهنمایی است که اختصاص به حوزه کودک و نوجوان دارد. به‌طور کلی کتاب‌ها به شکل مستقیم یا غیرمستقیم به همین حوزه تعلق دارد.
  •  در حوزه های دیگر هم می نویسید؟
کتاب‌های من بیشتر در حوزه کتاب کودک و در گروه سنی الف و ب هستند. در تجربه‌های اخیر نیز آثار دانش‌آموزان را تا کلاس ششم گرد آورده‌ام. نشر آوای برتر، نشر بوجار و نشر دانشگران این کتاب‌ها را تاکنون منتشر کرده‌اند. ازآخرین کتاب‌هایم نیز کتاب 2 جلدی«فصل ماندگار» است. در این 2 جلد آثار معلمان شاغل و بازنشسته که شاعر، نویسنده یا نقاش بوده‌اند و در ادامه هنرمندان موسیقی و فعالان هنری گرد‌آوری شده است. بخش‌هایی از مجموعه به شکل مصاحبه است. این 2 کتاب با استقبال خوبی مواجه شده و به دست بسیاری از مخاطبان رسیده است. درخواست‌های متعددی وجود دارد که این اتفاق ادامه داشته باشد، اما من تصمیم گرفتم امسال کار خودم را ارائه کنم. در حال حاضر با کتاب جدید «راز سرزمینم» شامل مجموعه عکس‌هایم از همدان، کیش، قشم، بندرعباس، سرعین و جاهای مختلف ایران و نوشته‌هایی با زبان شعر در خدمت مخاطبان فرهنگ و هنر ایران هستم.

  • شما معلم هستید. در کدام مناطق تدریس کردید و چه درس می‌دادید؟
دبیر هنر منطقه 5 تهران بودم و البته با 25 سال سابقه بازنشسته شدم. در حال حاضر در منطقه 2 آموزش و پرورش تهران مسئول نمایشگاه کتاب هستم و در منطقه 3 در مدرسه دکتر محمود افشاری کلاس نویسندگی دارم.
  • شهر همدان در کارهای شما در حوزه کتاب کودک یا بزرگسال چقدر تاثیرگذار بوده است و آیا ایده‌ای داشته‌اید که از همدان سرچشمه گرفته باشد؟
به نکته خوبی اشاره کردید. کتاب «درخت انجیر» بیان خاطرات کودکی من در منزل مادرم است. ما در یکی از خانه‌های خیلی قدیمی در محله تپه همدان یا تپه مصلا زندگی می‌کردیم و من این داستان کودکی را به یاد مادرم نوشته‌ام. نکته قابل توجه در توزیع کتاب این است که بیشترین تعداد کتاب را منطقه 11 تهران خریداری کرده‌اند. یکی از آرزوهای من این بود که دوباره فرصتی فراهم شود تا از همدان یادی کنم که این مجال در کتاب «راز سرزمینم» که عکس‌های مناطقی از ایران است فراهم شد و بیشتر عکس‌های منتشر شده در این کتاب از گنجنامه و آثار همدان است.
  • فکر می‌کنید کودک و نوجوان امروز با ورود فناوری‌های جدید چه نیازهایی دارد؟ چه ضرورتی هست که برای این گروه سنی کتاب نوشته شود تا به سمت مطالعه بروند؟
در حال حاضر با توجه به وجود رسانه‌های متعدد از قبیل تلویزیون و اینترنت که در بیشتر خانه‌ها هست، کودکان و نوجوانان کمتر مطالعه کنند. وظیفه من و همکاران در انجمن نویسندگان کودک و نوجوان این است که ببینیم مخاطبان چه می‌خواهند و بعد برای آنان کار انجام دهیم. دانش‌آموزان در وهله اول حرف معلم و بعد حرف پدر و مادر را گوش می‌کنند. باید از طریق مدرسه با بچه‌ها صحبت شود و با برپایی نمایشگاه‌های متعدد کتاب این فرصت را در اختیار بچه‌ها قرار دهیم تا درست ببینند. یکی از راه‌های عبور از این رفتار تجربه دیدار بچه‌ها با نویسنده‌های کتاب‌های خود است. وقتی این فرصت را به بچه‌ها می‌دهیم که از نزدیک ببینند بیشتر می‌توانند به سمت مطالعه حرکت کنند. اکنون وقتی کتابی را به آنان می‌دهید، حتی اگر آن را خوانده باشند، نویسنده را نمی‌شناسند و نمی‌دانند باید اسم نویسنده را یادداشت کنند و به ذهن بسپارند. در حال حاضر این روش را در مدارس تهران انجام می‌دهیم به این صورت که از طریق انجمن نویسندگان، نویسنده را همراه خود به مدرسه می‌بریم و در حین تدریس هر روز یک نفر در کنار ما هست که با این روش بچه‌ها را با کتاب و نویسنده کتاب آشنا می‌کند.
  • همدان در حوزه آثار کودکان نویسندگان مطرحی دارد. از مهم‌ترین نویسندگان «محمدرضا یوسفی»، «اسدالله شعبانی» و «مصطفی رحماندوست» هستند که همگی همدانی هستند و از این نظر وضعیت خوبی داریم. شما وضعیت همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بسیاری از هنرمندان همدان شناخته شده نیستند و باید مطرح شوند و این وظیفه من و شما است. وظیفه من به عنوان یک شهروند همدانی که در همدان به دنیا آمده‌ام این است که نویسنده‌ها و هنرمندان همدانی را به دیگران معرفی کنم. زمینه این اطلاع‌رسانی با کلام، نوشتن، رسانه و کتاب میسر می‌شود. برپایی گردهمایی به خصوص با حضور نویسندگان همدانی هم بسیار تاثیرگذار است. اگر آنچه که در فکر ماست مکتوب شود و به دیگران انتقال داده شود، موفقیت به دست می‌آید. فکر می‌کنم در همدان و شهرهای دیگر نویسنده‌ها و هنرمندان موفقی هستند که می‌توانیم دست به دست هم، این کار زیبا و مهم را انجام دهیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، نویسندگان همدان ، ادبیات کودک همدان ،

سه شنبه 26 آبان 1394

معرفی مشاهیر همدان در قالب نمادهای شهری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

معرفی مشاهیر همدان در قالب نمادهای شهری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
معرفی مشاهیر همدان در قالب نمادهای شهری
از نوروز سال گذشته سازمان زیباسازی شهرداری همدان اقدام به استفاده از نمادهای فرهنگی مانند نقاشی و مجسمه در فضای منظر و چیدمان شهری کرد.
1394/08/26
از نوروز سال گذشته سازمان زیباسازی شهرداری همدان اقدام به استفاده از نمادهای فرهنگی مانند نقاشی و مجسمه در فضای منظر و چیدمان شهری کرد. این عمل موافقان و مخالفانی داشت. موافقان از حضور شهرداری در مسائل فرهنگی شهری‌گفتند و منتقدان از منظر زیبایی‌شناسی، مجسمه‌های نصب شده  و نقاشی‌های کشیده شده در سطح شهر را فاقد ارزش و شان کافی می‌دانستند.«جعفر زینعلیان» هنرمند و عکاس همدانی، یکی از این منتقدان است. زینعلیان سال‌هاست از خانه ها و مراکز تاریخی شهر عکاسی می‌کند و مجموعه عکسی از دودکش های همدان در دست انتشار دارد. وی در گفت‌وگو با همشهری وضعیت نماد‌های شهری را بررسی می‌کند و معتقد است شهرداری در ساخت نمادهای شهری باید از متخصصان مشورت بگیرد تا از تولید برخی آثار نامتعارف جلوگیری شود.
  •  اخیرا سازمان زیباسازی شهرداری همدان اقدام به نصب نقاشی روی دیوارهای سطح شهر کرده است، این کار را چگونه می‌بینید؟
بعضی‌ از نقاشی‌های دیواری سطح شهر توسط نهادهای آموزشی مانند مهدهای کودک و دبستان‌ها انجام شده است. اخیرا جشنواره‌ای نیز در همدان با عنوان نقاشی‌های دیواری برگزار شد که تعدادی از کارها قابل قبول بودند. همه این موارد اسناد تصویری و گاهی هویتی شهر می‌شوند.به نظر من بعضی‌ آثار بسیار خوب و با رویدادهای سطح شهر سازگار است. ولی بعضی دیگر واقعا از لحاظ هنری در سطح بسیار پایینی قرار دارد. مثلا درخت‌هایی که نقاشی و تکرار شده در یک جاهایی خیلی خوب نیست، ولی یک سری نقاشی‌های طبیعت که از فرهنگ سنتی و نگارگری سنتی ما آمده و به‌صورت درشت روی دیوارها نقاشی شده، کار قشنگ و خوبی است.
  • دلیل این‌که کارهای ضعیف خودنمایی می‌کند چیست؟ آیا در این خصوص دید هنری یا تخصصی لحاظ نشده است؟
یک‌بار سراغ مجسمه  اسبی که در انتهای بلوار ارم نصب شده است، رفتم. دیدم گروهی آن‌را رنگ می‌کنند. شروع کردم به عکس گرفتن و بعد پرسیدم چه رنگی می‌زنید؟ گفتند« به نظر شما چه رنگی بزنیم؟» پرسیدم مگر شما نمی‌دانید؟ گفتند« ما نقاش خطوط خیابان‌ها هستیم و به ما گفته اند بروید و رنگی هم روی مجسمه اسب بپاشید تا تازه شود. ما هم نمی‌دانیم چه باید انجام دهیم.» اگر به این شکل بخواهد کار شود واقعا جالب نیست.
  • اخیرا برخی کارهای استاد مراد حنیفه، سنگتراش همدانی که مجسمه ها، نماد‌ها و آبنماها را با دست تراشیده رنگ شده است، درحالی‌که به گفته ایشان سنگ هویت دارد و نیازی به رنگ شدن ندارد. برای این‌که شاهد چنین چیزهایی نباشیم، نقش هنرمندان چیست؟
به نظر من باید در این زمینه با افراد مختلف مشاوره شود. مثلا یک گرافیست، یک عکاس و یک مجسمه‌ساز باید مورد مشورت واقع شوند. نقاشی شهری تخصص ویژه‌ می‌خواهد. شاید یک گرافیست بتواند کاری را خیلی خوب ارائه دهد، ولی آیا می‌تواند در آن فضایی که در اختیارش هست هم کاری متناسب ارائه دهد؟ الان در میدان پژوهش یکی از نمادهای باستانی را درست کرده‌اند که یک نفر روی آن نشسته است و مطالعه می‌کند. این واقعا یکی از کارهای زیبایی است که در همدان انجام شده است. البته امیدوارم که رنگ نشود. ولی آن مکعبی که در پیچ زندان هست چه هویتی را می‌خواهد به ما نشان دهد؟ چه چیزی در آن مکعب هست که ما ندیده‌ایم؟ یا این‌که فرهنگ ما با این اثر چه ارتباطی دارد؟ بعضی وقت‌ها کارهایی را می‌بینم که خوب انجام نمی‌شود و هزینه هم می‌شود.
  • همدان و فرهنگ همدان چقدر در طراحی‌ها حضور دارد؟
در میدان دانشگاه (جهاد) ابتدای خیابان میرزاده عشقی یک نما از گذشته همدان نقاشی شده است. در خیابان جوادیه نیز روی دیوار شهرداری منطقه با تنه درختان تزیین شده که به نظر من یک کار تلفیقی و نو است. راجع به خوب و بد آن صحبت نمی‌کنیم، ولی حداقل یک اتفاقی است که جدید افتاده است.
  • یکی از مسائل مهم بحث جانمایی اثر هنری است. پیشنهاد شما چیست؟
در پارک ملت تهران دیده‌ایم که مشاهیر بزرگ کشور را به‌صورت نیم‌تنه درست کرده‌اند. ما هم می‌توانیم همین اتفاق را در همدان داشته باشیم که مشاهیر همدان را در مسیری درست بسازیم و نصب کنیم. البته در مجموعه فرهنگی عین‌القضات کارهایی انجام شده، ولی خیلی در معرض دید نیست. اگر بشود مشاهیر همدان را در پارک‌ها به بچه‌ها معرفی کنیم بسیار خوب است. همین که بچه‌ها با دیدن این مجسمه‌ها بپرسند که متعلق به چه کسانی هستند و زیر مجسمه‌ها نوشته و توضیح مربوط به آنها را بخوانند تا با آن مشاهیر آشنا شوند، بسیار به فرهنگ ما کمک‌ می‌کند.
  • تناسب در طراحی فضای شهری و نماد‌ها به شکل مشخص در پیاده‌روها و معابر شهر چگونه است؟
به نظر من حفظ حریم پیاده‌رو، حرمت‌گذاشتن به افراد آن شهر است. یعنی برای فضا و معابر پیاده‌ها باید با حساسیت و تمرکز لازم تصمیم‌گیری شود. در حال حاضر در بخشی از نقاط اتفاقا پر تردد هیچ تناسبی بین خیابان و پیاده‌رو نمی‌بینیم. مثلا در خیابان سعیدیه یک بلوار ایجاد شده که  یک ساختمان بسیار عظیم مانند برج سعیدیه در کنار آن ساخته شده است، اما پیاده‌رویی که  مناسب تردد افراد زیادی باشد طراحی نشده است. گویا برای پیاده‌رو باید یک سوم عرض یک طرف خیابان طراحی شود. ولی در اینجا اصلا دیده نمی‌شود. فقط بلوارهایی که از قبل ساخته شده‌اند معابر درستی دارند. بلوار خواجه‌رشید را در نظر بگیرید. از میدان آرامگاه تا پل روگذر نصب شده، در هر دو طرف پیاده‌روهای درستی دارد و کسانی که عبور و مرور می‌کنند راحت هستند و احساس آرامش می‌کنند. در خیابان بوعلی در بخش‌هایی که پاساژ ساخته‌اند هم به عبور پیاده ها توجه نشده و مردم مجبورند از خیابان عبور کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%87%DB%8C%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A8-%D9%86%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C


برچسب ها: همشهری همدان ، طراحی فضای شهری همدان ، نمادهای شهری همدان ،

سه شنبه 26 آبان 1394

هنرمندان همدانی خودشان را باور کنند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

هنرمندان همدانی خودشان را باور کنند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندان همدانی خودشان را باور کنند
موسیقی مقامی، از انواع موسیقی ایرانی است که در استان‌های ایران به‌خصوص در نواحی حافظ آیین و سنت‌های قدیمی بیشتر دیده می‌شود. موسیقی مقامی در همدان نیز به شکل‌های مختلف وجود دارد و علاقه‌مندان بسیاری دارد...
1394/08/25
موسیقی مقامی، از انواع موسیقی ایرانی است که در استان‌های ایران به‌خصوص در  نواحی حافظ آیین و سنت‌های قدیمی بیشتر دیده می‌شود. موسیقی مقامی در همدان نیز به شکل‌های مختلف وجود دارد و علاقه‌مندان بسیاری دارد.با توجه به همسایگی همدان با استان‌های لرستان، کردستان و کرمانشاه، موسیقی مقامی کردی و لری بیشتر مورد توجه و متداول است. زبان‌ترکی نیز زبان مورد تکلم برخی شهرستان‌های همدان مانند بهار و کبودرآهنگ است. موسیقی‌ترکی نیز به همین دلیل با استقبال همراه است.موسیقی مقامی همدان در 2 بخش عرفانی بیشتر بر پایه تنبور‌نوازی و موسیقی عاشیقی همدان استوار است. موسیقی عاشیق‌های همدان بیشتر در روستاها رواج دارد.«مصطفی رشیدی‌مطلق» از جمله نوازندگان جوان تنبور است که در سال‌های اخیر خوش درخشیده و بارها در جشنواره‌ها مقام کسب کرده است. او در گفت‌وگو با همشهری علاوه بر تشریح مراحل کسب آخرین مقامش در جشنواره زاگرس‌نشینان از وضعیت موسیقی همدان می‌گوید.
  •  چه عاملی باعث شد وارد عرصه نوازندگی شوید و به سمت نوازندگی تنبور بروید؟
موسیقی به ویژه موسیقی مقامی از گذشته در خانواده ما موروثی بود. از آنجا که‌ساز تنبور همیشه در خانه بود، در نتیجه من هم آموختن موسیقی را با‌ساز تنبور شروع کردم. رفته رفته با سازهای سنتی و موسیقی ملی آشنا شدم. در سال‌های نوجوانی نواختن  تار را به‌صورت تخصصی ادامه دادم. در عین حال موسیقی مقامی را هم انجام می‌دادم  تا این‌که رشته موسیقی در دانشکده علمی-  کاربردی افتتاح شد. من هم وارد دانشگاه شدم ودر این رشته تحصیل کردم. اکنون در آموزشگاه‌های موسیقی‌ساز تنبور درس می‌دهم.
  • آموزش موسیقی را خارج از همدان هم دنبال کرده‌اید؟
بله. در تهران پیش استادان برجسته،‌ساز عود و تار را آموختم.
  • شما در جشنواره‌های ملی متعددی حضور داشته‌اید؛ آخرین مقامی که کسب کرده‌اید چه بوده است؟
زمستان سال گذشته در جشنواره موسیقی همدان مقام اول را برای تکنوازی‌ساز تنبور به دست آوردم و شهریور گذشته نیز در «جشنواره سراسری موسیقی زاگرس‌نشینان» مقام سوم را برای نواختن همین‌ساز به دست آوردم.
  • در مورد اجرای خود در جشنواره اخیر توضیح می دهید؟
در جشنواره موسیقی مقامی زاگرس‌نشینان باید کاری اجرا شود که هم برای مخاطبان عام و هم داوران حرفه‌ای قابل فهم و پذیرش باشد. در عین حال نوازنده در زمانی حدود 5 دقیقه باید آنچه در توان دارد را ارائه کند.‌ساز تنبور هم مقام‌های باستانی دارد و هم مقام‌های حقانی یا عرفانی. انتخاب من از مقام‌های باستانی بود. حدود 4 دقیقه تنبور نواختم که مورد قبول داوران واقع شد. البته داوران آداب صحنه و حتی لباس پوشیدن نوازندگان را در این جشنواره مد نظر قرار می‌دهند.
  • از چه استان‌هایی در این جشنواره شرکت می کنند؟
در این جشنواره بهترین نوازندگان غرب کشور به ویژه از  استان کرمانشاه که مرکز تنبور‌نوازان است شرکت داشتند و این‌که در بین آنها مرا پذیرفتند باعث افتخار من است.
  • گویا شما در زمینه صنایع دستی هم فعال هستید؟
در زمینه صنایع دستی هم کارهای چرم تولید می کنم که فعلا به دلایلی، دیگر در این زمینه فعالیت نمی کنم.
  • با توجه به گرایش جوانان به نوازندگی، وضعیت موسیقی همدان به ویژه موسیقی مقامی را  که خود در آن کوشا هستید را چگونه می بینید؟
از آنجا که من هم در زمینه موسیقی مقامی و هم موسیقی ملی فعالیت می کنم به نظرم زمینه و ظرفیت موسیقی مقامی در استان بسیار بالا است. برخی از هنرمندان همدان در این زمینه پژوهش‌هایی منتشر کرده‌اند که گویای همین سخن است. به نظرم زمینه‌های اصلی وجود دارد اما اگر تلاش‌ها هدفی نداشته باشند و حمایت مسئولان،  همیشگی نباشد، روند ادامه‌دار و رو به رشدی برای موسیقی به‌خصوص موسیقی مقامی نمی‌توان متصور شد. به‌طور مثال در جشنواره زاگرس‌نشینان که در شهرکرد برگزار شد از همدان فقط یک هنرمند نوازنده‌ حضور داشت. اما از شهرهایی مثل خرم‌آباد چندین هنرمند شرکت کرده بودند. این در حالی است که همدان نوازندگان بسیار قدرتمندی دارد.
  • فکر می‌کنید دلیل این نگاه چیست،  هنرمندان مقصرند یا نهادهای دولتی؟
به نظرم هنرمندان ما هنوز به این باور نرسیده‌اند که بپذیرند در سطح کشور حرفی برای گفتن دارند. در حالی که اگر این نکته را بپذیرند کارهای قابل قبولی می‌توانند ارائه کنند. بیشترین کوتاهی از هنرمندان همدانی است. البته نباید از میزان حمایت مسئولان به خصوص اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان غافل شد. بود و نبود این حمایت نیز بسیار تاثیرگذار است.
  • برای بهبود وضعیت فعلی چه می‌توان کرد؟
من پیشنهاد کردم جشنواره موسیقی مقامی در دوره بعد به میزبانی همدان برگزار شود.‌درصدد هستم به زودی اولین جشنواره موسیقی دانشجویی را با همکاری دانشگاه فرهنگ وهنر برگزار کنم. ما دانشجویان بسیاری در همدان داریم که رشته مرتبط ندارند، اما نوازنده هستند. باید این استعدادها شناسایی شوند.
  • در موسیقی امروز همدان چه چیزی کم داریم که استقبال خوبی از اجراهای عمومی نمی شود؟
یکی از مشکلات این است که وقتی گروه‌های همدانی کنسرت اجرا می‌کنند به غیر از اقوام درجه یک نوازندگان و دوستان نزدیک کسی حضور ندارد.
این مثال را البته به اغراق برای بیان هدفم گفتم، اما گروه‌های غیر بومی که برنامه اجرا می‌کنند حتا اگر ضعیف هم باشند سالن‌ها پر می‌شود. از کنسرت‌هایی که قیمت بلیت آنها 70 هزارتومان است استقبال می‌شوند ،اما کنسرت‌های گروه‌های همدانی که بلیتی گران‌تر از 20 هزار تومان ندارند، استقبال و حمایت نمی‌شوند. یکی از علت‌ها این است که اهالی موسیقی خودشان حمایت نمی کنند. همدان صدها نوازنده دارد و اگر فقط نوازندگان همدانی در این برنامه‌ها شرکت کنند شرایط تغییر می کند.
  • البته برخی کارهای گروه‌های همدانی با استقبال روبه‌رو می‌شود.
بله. سال گذشته بعضی از گروه‌های موسیقی همدان با استقبال بسیار خوبی مواجه شدند البته این موضوع همیشگی نیست. یکی از دلایل این استقبال همراهی و تبلیغات رسانه‌ها بود که کمک کرد مردم به سالن بیایند. سؤال این است که چرا در طول یک ماه چند گروه موسیقی پاپ در همدان کنسرت برگزار می کنند و همه بلیت‌ها فروش می‌رود، اما کنسرت‌های موسیقی سنتی و مقامی همشهریان ما با استقبال روبه‌رو نمی شود.
  • در این زمینه نقش دولت را چطور می بینید؟
کم کاری همکاران و هنرمندان موسیقی را نمی‌توان نادیده گرفت و این‌که همکاری گروهی ندارند و نقدهای غیر منصفانه بیان می‌کنند. البته حمایت نهادهای دولتی هم وجود ندارد. به‌طور مثال جایزه نفر اول یک جشنواره وقتی 150 هزار تومان می‌شود با این شکل حمایت، چگونه انگیزه ‌ای برای کار کردن باقی بماند؟
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D9%86%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، تنبور همدان ،

یکشنبه 24 آبان 1394

تخریب سنگ‌نگاره اشکانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

تخریب سنگ‌نگاره اشکانی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
تخریب سنگ‌نگاره اشکانی
سنگ‌نگاره‌های اشکانی در منطقه یخچال الوند همدان تخریب شده‌اند...
1394/08/24
سنگ‌نگاره‌های اشکانی در منطقه یخچال الوند همدان تخریب شده‌اند.
مشاهدات گروهی از کوهنوردان استان همدان خبر از تخریب سنگ‌نگاره اشکانی کوه یخچال همدان می دهد. در پی این مشاهدات برای بررسی بیشتر به سراغ این سنگ‌نگاره باستانی رفتیم که مطابقت آن با عکس‌ها و مستند‌های تصویری و مکتوب قبلی کنده شدن این سنگ‌نگاره را تایید می کند.
در پی این اتفاق با مسئولان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تماس گرفتیم. پس از اعلام این خبر معاون گردشگری این اداره کل، قول پیگیری موضوع را داده است. «عباس خاکسار» به خبرنگار همشهری اعلام کرد گروهی را برای بررسی بیشتر موضوع به محل حادثه اعزام می‌کند.
«سعید مدنی» از فعالان محیط‌زیست و از کوهنوردان همدانی نیز این مسأله را تایید می‌کند و می گوید: بخش زیرین سنگ نگاره به عمق 2/5‌متر کنده شده و به نظر می‌رسد قاچاقچیان قصد داشته‌اند سنگ را بتراشند و تمام نقش برجسته را از آن جداکنند.
مشاهدات خبرنگار ما نیز نشان می دهد سنگ‌نگاره اشکانی ارتفاعات کوه یخچال همدان تخریب و تاج تخته سنگی که سنگ‌نگاره‌ای روی آن کنده شده بود نابود شده است.قسمت فوقانی سنگ‌نگاره از 2تکه سنگ که به نظر می‌رسید چندین تن وزن دارد تشکیل شده بود و احتمال این‌که با مواد منفجره نابود شده باشد وجود دارد.

یادگار روزگار کهن
سنگ‌نگاره ارتفاعات کوه یخچال همدان که از روزگاران کهن به‌جا مانده است، مانند غالب مواریث باستانی این سرزمین، چه در میان مردمی که به این آثار به چشم عتیقه و زیرخاکی می‌نگرند و چه در نزد برخی متولیان، مهجور مانده است و کم اهمیت جلوه می کند.
این اثر نقش مردی یله‌داده بر دیوار، با ساغری در دست راست، جامی در دست چپ، کلاهی مهری بر سر و با کمربند، لباس و ریش است.این نقش‌برجسته در طی قرون گذشته، دچار فرسایش شده و از آسیب‌های دست بشر در امان نمانده است. به هر روی، به نظر می‌رسد این سنگ‌نگاره یکی از یادگارهای مهرپرستان و مربوط به آیین ساغرریزی در منطقه است.
سنگ‌نگاره مهری کوه یخچال تصویر فردی است که به سان مجسمه هرکول در بیستون، نشسته است. ساغری در دست راست در حال ریختن و جامی (ریتون) یا (شاخ) در دست چپ دارد. دارای کلاه مهری که کمتر در ایران مشاهده شده و همچنین دارای کمربند و لباس مهرپرستان است‌. پای راست را روی پای چپ انداخته و صورتش تمام رخ به روبه‌رو می‌نگرد. اما برخلاف دیگر تصاویر میترایی، دارای ریش و سیبیل است‌.

آسیب باد
این نقش برجسته در 3کیلومتری جنوب روستای دره مرادبیگ در مسیر قله یخچال و ارتفاع 2800 متری از سطح دریا قرار دارد. صورت سنگ نگاره به طرف جنوب است و از آنجا که شدیدترین باد همدان نیز از این سو می‌وزد، در طول قرون گذشته دچار فرسایش توسط باد شده و آسیب دیده است.همچنین دراثر ضربه‌هایی که به سر آن خورده بخشی از کلاه نابود شده است.
اطراف این سنگ‌نگاره به جز بقایای چند مورد حفاری غیرمجاز هیچ علامت، نوشته و نشانه‌ای به دست نیامده است. این شیوه نشستن نمونه‌های دیگری به جز هرکول در ایران دارد. از جمله نقش برجسته روستای باجول خوزستان که در سال‌های اخیر کشف شده است.

ثبت ملی
پیش از این کارشناسان میراث فرهنگی سنگ‌نگاره ارتفاعات کوه یخچال همدان را بی ارزش می‌دانستند و معتقد بودند آن را چوپانان کنده‌اند، اما در دی سال93 این اثر بی نظیر در فهرست آثار تاریخی و فرهنگی كشور ثبت شد. این سنگ نگاره با عنوان نقش برجسته سلوكی- اشكانی که مربوط به تمدن الیمایی است ثبت شده است در حالی که حوزه تمدنی الیمایی‌ها در خوزستان و لرستان است و ارتباطی به همدان ندارد.
 این اثر دست‌کند در بیشتر قسمت‌ها با عمق ۸ میلی‌متر تا یک سانتی‌متر و در برخی از قسمت‌ها تا 1/8 سانتی‌متر است. البته به نظر می‌رسد عمق آن بیشتر بوده و در اثر فرسایش بادی تسطیح شده و عمق آن کاهش پیدا کرده است. این سنگ نگاره اگر چه شباهت زیادی به نقش برجسته الیمایی، لالی مسجد سلیمان، نقش برجسته سنگ ماهی اندیکا در مسجد سلیمان، نقش هرکول (بیستون)کرمانشاه و نقش‌كنده ایذه خوزستان دارد، اما از آثار بی‌نظیر مهر‌پرستی دوره اشکانیان در همدان است.
این اثر مربوط به یکی از آیین‌های مهرکیشان منطقه است که نشانه‌های آن را در عبارت و مفهوم جرعه‌فشانی آثار شاعران بزرگ ایران مانند خیام، حافظ و مولانا جلال‌الدین بلخی می‌توان دید. هرچند با اتفاقی که این روزها برای این سنگ‌نگاره افتاده دیگر فرصتی برای تشریح آن نمی‌گذارد.
فاصله سنگ‌نگاره مهری تا پناهگاه یخچال تقریبا 200‌متر است. منطقه‌ای که سنگ‌نگاره در آن قرار گرفته است در بین کوهنوردان به نام سنگ عقرب شناخته می‌شود.
این روزها حفاری غیرمجاز در این منطقه زیاد شده و در منطقه خط‌الراس کوه‌های همدان نیز که بالاتر از پناهگاه یخچال قرار دارد و تقریبا روبه‌روی این سنگ نگاره است، چندین مورد حفاری غیرمجاز دیده می‌شود.‌
امید است مسئولان استانی توجه بیشتری به موضوع میراث فرهنگی داشته باشند به ویژه این‌که سنگ‌نگاره کوه یخچال تنها اثری است که تصویر مهر در منطقه را نشان می‌دهد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%B3%D9%86%DA%AF%E2%80%8C%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، میراث در خطر همدان ،

تعداد کل صفحات: 13 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic