سه شنبه 18 خرداد 1395

ورکانه؛ گوهر یکدانه همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :میراث فرهنگی ،روزنامه همشهری ،گردشگری ،

ورکانه؛ گوهر یکدانه همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ورکانه؛ گوهر یکدانه  همدان
عباس عرب‌زاده، عکاس همدانی، هفته گذشته حدود 80 هنرجوی عکاسی را به ورکانه آورد تا عکاسی مستند و مردم‌نگارانه را در این روستای زیبا تجربه کنند. حاصل و کارنامه عکاسی این هنرجوها نمایشگاهی خواهد شد که علاوه بر تهران و همدان در ورکانه نیز به نمایش در خواهد آمد...
1395/03/18
عباس عرب‌زاده، عکاس همدانی، هفته گذشته حدود 80 هنرجوی عکاسی را به ورکانه آورد تا عکاسی مستند و مردم‌نگارانه را در این روستای زیبا تجربه کنند. حاصل و کارنامه عکاسی این هنرجوها نمایشگاهی خواهد شد که علاوه بر تهران و همدان در ورکانه نیز به نمایش در خواهد آمد.
این عکاس همدانی، که سال‌هاست در تهران زندگی می‌کند، بارها از معماری و مردم روستای ورکانه عکاسی کرده و بارها دوستانش را به دیدن این روستا فراخوانده است.
برگزاری کارگاه عکاسی عباس عرب‌زاده در ورکانه هم‌زمان بود با بازدید امیر خجسته، نماینده مردم همدان، فامنین و قهاوند از ورکانه. حاصل این هم‌زمانی گفت‌و‌گویی شد که طرح مطالبات فرهنگی هنری این روستا را در پی داشت.

 تأسیس کتابخانه در ورکانه
عباس عرب‌زاده با اشاره به ظرفیت‌های گردشگری ورکانه گفت: ورکانه نه تنها یک جاذبه گردشگری بی‌نظیر است بلکه یکی از زیباترین و مهم‌ترین روستاهای کشور برای عکاسی است. عکس‌هایی که از این روستا گرفته‌ام از برزیل تا آرژانتین رفته و از همه این مناطق برای من پیغام می‌آید. این مسأله پوشیده‌ای نیست که نظیر ورکانه را در هیچ جای جهان نداریم و برای من که همدانی هستم باعث افتخار و مباهات است.
عرب‌زاده همچنین به تأسیس کتابخانه ورکانه توسط تشکل‌های حوزه میراث فرهنگی اشاره کرد و گفت: قرار است در روستا به همت تشکل‌های غیردولتی کتابخانه‌ای ایجاد شود. ما تلاش می‌کنیم مخزن این کتابخانه غنی‌تر شود و در خور نام و تاریخ این روستا باشد. من در اولین قدم یکی از آثارم را که از روستای ورکانه گرفته‌ام به این کتابخانه هدیه خواهم کرد. حاضرم هر کمکی را برای تهیه کتاب انجام دهم و به طرفداران و دوستان فراخوان خواهم داد تا کتاب اهدا کنند؛ اما مسئولان باید فضای خوبی برای این منظور در نظر بگیرند؛ البته دهیار قول داده حمام قدیمی روستا به کتابخانه تبدیل شود.

 توجه به منظر روستا
این عکاس همدانی ادامه داد: مسأله دیگری که از مسئولان می‌خواهیم توجه به منظر روستاست. مسئولان باید نظارت کنند و اجازه ندهند با مصالح جدید و آجر در روستا ساخت‌و‌ساز انجام شود. متأسفانه بناهای دولتی این قاعده را برهم زده‌اند و به جای مصالح سنگی و بومی روستا از مصالح جدید استفاده کرده‌اند.
وی اضافه کرد: اهالی روستای ورکانه بهترین مردم دنیا هستند. مهربانی و صمیمیت در چهره این مردم موج می‌زند. این روستا پارکینگ می‌خواهد، اقامتگاه بومی محلی نیاز دارد. ورکانه حیرت‌انگیز است و ویژگی خاص خودش را دارد.
عرب‌زاده با اشاره به حضور سیروس مقدم و عوامل سازنده سریال «علی‌البدل» در ورکانه گفت: مدیران باید شرایطی فراهم کنند که هنرمندان به راحتی به این روستا بیایند. یک نقاش بتواند مردم و زیبایی‌های روستا را به تصویر بکشد. یک عکاس بتواند عکس‌های خوبی ثبت کند و فیلم‌سازان زیادی به این جا بیایند و فیلم تولید کنند. من بارها مشاهده کرده‌ام وقتی عکاسی در این روستا عکس می‌گیرد چقدر همراهی مردم زیاد است. ما این مسأله و همراهی را در همه مناطق نداریم. این روستا الگوی خوبی برای دیگر روستاهای هدف گردشگری است.
وی با اشاره به ظرفیت‌های عکاسی ورکانه گفت: ما با 80 عکاس در این روستا حضور داریم و از عکس‌هایی که امروز از روستا گرفته می‌شود به زودی مجموعه‌ای از بهترین‌ها را انتخاب و در تهران و همدان نمایشگاه برگزار خواهیم کرد. اگر شرایط مناسب باشد در روستا هم می‌توانیم این نمایشگاه را برگزار کنیم.

پیگیری می‌کنیم
امیر خجسته، نماینده مردم همدان، فامنین و قهاوند در مجلس نیز در این دیدار گفت: ما پیگیری می‌کنیم تا فرآیند کار به گونه‌ای پیش برود که به جز سنگ از مصالح دیگر استفاده نشود و مصالح دیگر را ممنوع خواهیم کرد.
وی ادامه داد: ما در بازدید امروز برای ورکانه پیش‌بینی یک پارک خوب، مهمانسرای خوب و تفریحگاه‌ها و بازارچه‌های سنتی مناسب را داشتیم. بنده از طریق مسئولان پیگیری خواهم کرد که به زودی این اتفاق‌ها بیفتد.
خجسته با بیان اینکه از ظرفیت بخش خصوصی به ویژه مردم روستا باید استفاده کنیم، اظهار کرد: مردم باید در توسعه سهیم باشند. اولویت با اهالی روستاست. برای اینکه گردشگر به ورکانه وارد شود باید روستا نمود زیبا داشته باشد. مردم نباید مهاجرت کنند و باید در روستا حضور داشته باشند، درآمد داشته باشند و با روی خوش روستا را به گردشگران معرفی کنند. پس مسئولان موظفند به این روستا و مردم آن کمک کنند تا شرایط فراهم شود. من مقدمات کار را آغاز کرده‌ام؛ با اهالی روستا و دهیاری و شورا صحبت و نیازها و ضرورت‌ها را یادداشت کردم و به زودی پیگیری خواهم کرد.

حضور معاون وزیر
نماینده مردم همدان، فامنین و قهاوند در مجلس به مرمت و بازسازی بناهای قدیمی روستا تأکید کرد و گفت: در رابطه با بحث معماری به ویژه اصطبل‌ها و قلعه قدیمی روستا، مدیران ارشد استان باید تسهیلاتی را فراهم کنند که به زودی مرمت شوند و یک اعتبار ملی هم باید دریافت کنیم.
وی با بیان اینکه فاضلاب و معابر مشکل دارند که باید درست شوند، ادامه داد: معاون وزیر راه و شهر‌سازی به زودی به ورکانه خواهد آمد تا بهسازی و مرمت روستا تسریع شود.
خجسته افزود: ورکانه چشم استان و چشم کشور است. ورکانه را باید در مجموع به عنوان مسیر گردشگری ورکانه ببینیم. از سد اکباتان و روستاهایی که در مسیر ورکانه به همدان وجود دارد تا شهر زیرزمینی ارزانفود یک مسیر کم‌نظیر گردشگری است. مسئولان ما باید این نکته را جدی‌تر دنبال کنند. ما با همکاری سازمان میراث فرهنگی بحث ثبت جهانی شهر زیرزمینی ارزانفود و معماری دستکند استان را پیگیری خواهیم کرد. ارزانفود و ورکانه در بحث گردشگری تقویت‌کننده و مکمل همدیگر هستند.

ورکانه در یک نگاه
روستای ورکانه در 22 کیلومتری شرق همدان و در کوهپایه‌ای زیبا واقع شده است؛ اما اهمیت این روستا علاوه بر پیشینه تاریخی آن که به بیش از 400 سال می‌رسد به جاذبه‌های دیگری نیز بر می‌گردد. از جمله این جاذبه‌ها معماری سنگی آن است. بیشتر ساختمان‌های روستا از سنگ لاشه ساخته شده و با تابش نور به ویژه پس از بارش باران درخشندگی خاصی پیدا می‌کند و تغییر رنگ می‌دهد. ورکانه روستایی است با 2 گرایش از 2 زبان فارسی و لکی و اگر با ساکنانش هم‌سخن شوید از امثال و افسانه‌های شیرین و باورهایشان سیر نمی‌شوید.
دره‌های طبیعی اطراف روستا از دیگر جاذبه‌های آن است که هر بیننده‌ای را مجذوب می‌کنند.
باید یادآوری کرد این روستا زادگاه پروفسور توفیق موسیوند، سازنده نخستین قلب مصنوعی جهان، است و خانه اجدادی او در این روستا قرار دارد. ورکانه خاستگاه اصلاح نژاد اسب اصیل ایرانی (نژاد خوزستان) هم است. 5 دهه پیش از این زنده‌یاد مری‌لیلی قراگوزلو، چهره جهانی پرورش اسب اصیل ایرانی، در این روستا اصطبلی ایجاد کرد و به پرورش و اصلاح نژاد اسب پرداخت. علاوه بر خرابه‌های اصطبل مری‌لیلی یک اصطبل قدیمی هم در روستا وجود دارد که مربوط به دوره قاجار و امیرطومان قراگوزلو است و همچنان از آن استفاده می‌شود. بقایای قلعه امیرطومان قراگوزلو در کنار روستا واقع شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%88%D8%B1%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%9B-%DA%AF%D9%88%D9%87%D8%B1-%DB%8C%DA%A9%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، عباس عریزاده ، روستای ورکانه همدان ، گردشگری همدان ،

چهارشنبه 5 خرداد 1395

طنین «آیین» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

طنین «آیین» در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
طنین «آیین» در همدان
گروه موسیقی سنتی- مقامی «آیین» 6 و 7 خردادماه در سالن آمفی‌تئاتر مجتمع آوینی برای همدانی‌ها برنامه اجرا خواهد کرد. پژمان رضوی (سرپرست گروه موسیقی «پریزاد»)، قادرشهسواری (سرپرست گروه «شهسواران»)، مهرداد وارسته (از گروه «آوای ترز») و مصطفی رشیدی‌مطلق (سرپرست گروه «آیین») در این برنامه هم‌زمان به روی صحنه خواهند رفت...
1395/03/05
گروه موسیقی سنتی- مقامی «آیین» 6 و 7 خردادماه در سالن آمفی‌تئاتر مجتمع آوینی برای همدانی‌ها برنامه اجرا خواهد کرد. پژمان رضوی (سرپرست گروه موسیقی «پریزاد»)، قادرشهسواری (سرپرست گروه «شهسواران»)، مهرداد وارسته (از گروه «آوای ترز») و مصطفی رشیدی‌مطلق (سرپرست گروه «آیین») در این برنامه هم‌زمان به روی صحنه خواهند رفت.

 شکل‌گیری گروه
مصطفی رشیدی‌مطلق، آهنگساز و سرپرست گروه موسیقی آیین، با اشاره به پیشینه شکل-گیری این گروه می‌گوید: از آنجا که ساز تنبور جزئی از پیشینه فرهنگی تاریخی استان ما و یک ساز مقامی است، نام گروه را آیین گذاشتیم تا اشاره‌ای به موسیقی آیینی این منطقه داشته باشد. این گروه پس از حضور من در جشنواره موسیقی مقامی زاگرس‌نشینان شکل گرفت. شرکت در این جشنواره انگیزه‌ای پدید آورد تا بتوانم دست اندرکاران موسیقی مقامی همدان را با سایر استان‌ها مقایسه کنم و به این نتیجه برسم که شرایط و ظرفیت خوبی در این زمینه داریم. وقتی به دوستان و هنرمندان گرامی پیشنهاد دادم آن‌ها هم استقبال کردند.
وی ادامه می‌دهد: کاری که گروه ما ارائه می‌کند سنتی‌مقامی است. مهم‌ترین شاخصه گروه آیین حضور افراد شناخته‌شده موسیقی مقامی استان در یک گروه است. بیشتر اعضای گروه افرادی هستند که سال‌ها سرپرستی گروه‌های شناخته‌شده موسیقی سنتی یا مقامی را در شهر همدان داشتند و دل‌سوخته این ساز و این‌گونه از موسیقی بودند. ما در این گروه دنبال خواننده-ای بودیم که ایده‌آل‌های مورد نظر ما را داشته باشد و بتواند لحن‌های مقامی را ارائه دهد. این گروه با این اسم اولین بار است کنسرت و برنامه عمومی برگزار می‌کنند.

 اجرای سنتی با ساز تنبور
این نوازنده تنبور در همدان اضافه می‌کند: از آن‌جا که ساز تنبور ویژگی خاصی دارد تلاش کردیم هم مخاطب خاص را در نظر بگیریم و هم مخاطب عام را جذب کنیم. در این برنامه با ساز تنبور اجرای سنتی خواهیم داشت. در واقع بیشتر تأکید ما بر قطعات دستگاهی موسیقی سنتی است؛ یعنی سازها مقامی، و اجرا دستگاهی است.
رشیدی‌مطلق با اشاره به استفاده از موسیقی مقامی در کنسرت پیش رو ادامه می‌دهد: لحن‌ها و مقام‌هایی را به صورت تکنوازی اجرا خواهیم کرد و لهجه اجراها مقامی خواهد بود. پیش‌تولید این کار پس از کنسرت گروه «آوای ترز» آغاز شد. وقتی ما متوجه گرایش مردم همدان به موسیقی مقامی شدیم و دیدیم سالن 500 نفری ارشاد هر روز پر می‌شود درصدد برآمدیم گروهی تشکیل دهیم که این دغدغه را دنبال کند.
وی اظهار می‌کند: ما در این کنسرت تلاش کردیم نشان دهیم برای اجرا با ساز تنبور محدودیتی وجود ندارد. برخی فکر می‌کنند تنبور حزن و اندوه را بیان می‌کند اما این برنامه شور و حال و ریتم تندی دارد چرا که نیاز مخاطب امروز شور و نشاط اجتماعی است.
او در پایان به تأثیر فضای استان بر موسیقی مقامی می‌گوید: شاید در همدان تا یک دهه پیش گرایشی به ساز تنبور نبود اما اکنون استقبال مردم بسیار خوب است چه برای آموختن این ساز چه برای شنیدن اجراهایی که با این ساز صورت می‌گیرد. ما از همین مردم انرژی و الهام می‌گیریم و قطعا حال و هوا و فضای شهر در کارها نمود پیدا می‌کند.

استقبال مردم
مهرداد وارسته، نوازنده شناخته‌شده تنبور در همدان که گروه موسیقی آیین را در کنسرت جدید همراهی خواهد کرد، با تأکید بر علاقه مردم همدان به ساز تنبور می‌گوید: خوشبختانه در زمینه موسیقی مقامی به ویژه تنبور با استقبال خوبی روبه‌رو هستیم؛ نمونه آن کنسرت اخیر گروه «آوای ترز» بود؛ در شهری که از گروه‌های استانی استقبال چندانی نمی‌شود و بیشتر مواقع صندلی‌های سالن‌ها خالی است ما هر شب به صورت کامل بلیت‌ها را فروخته بودیم. این نشان می‌دهد مردم علاقه خاصی به این ساز دارند.
وارسته با اشاره به دلایل این استقبال ادامه می‌دهد: ما دغدغه سالن نداریم. عوامل متعددی وجود دارد که مردم با ساز تنبور ارتباط برقرار می‌کنند؛ صدای ملکوتی ساز تنبور، شکل مضراب، ارتباط مخاطب با نوازنده، جذب کردن مخاطب خاص و عام به صورت هم‌زمان، ملودی‌ها، شکل زیبای ساز، موسیقی خوب و موارد دیگر همه باعث می‌شود با انبوه مخاطب مواجه شویم و مشکل جذب شنونده را نداشته باشیم.
سرپرست گروه موسیقی آوای ترز به جایگاه ساز تنبور و نوازندگی آن در همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: از آنجا که گفته می‌شود خاستگاه تنبور غرب کشور است، ما در مقابل استان‌هایی مانند کرمانشاه، کردستان و ایلام چندان نمی‌توانستیم عرض اندام کنیم؛ اما خوشبختانه در سال-های اخیر به جرأت می‌توانم بگویم ما نوازنده‌های بسیار حرفه‌ای را در همدان داریم که سطح کار و اجرای آن‌ها با دیگر استان‌ها قابل قیاس نیست. هم از نظر تکنیک و هم از نظر احساس در نواختن شرایط خوبی داریم.

نبود تعصب
وارسته می‌گوید: حسن نوازنده‌های همدان این است که تعصبی در نواختن ندارند. در تنبورنوازی ما دو سبک مهم داریم؛ یکی سبک حوزه صحنه است و دیگری سبک حوزه گوران، که هیچ یک از پیروان این دو مکتب یا سبک، یکدیگر را به رسمیت نمی‌شناسند اما نوازنده‌های همدان به هر دو سبک، به بهترین شکل، مسلط هستند و تعصبی ندارند. به همین دلیل همدانی‌ها حرفه‌ای‌تر هستند. نکته دیگر آموزش‌ها و شیوه‌های آموزشی است که استاندارد بالایی دارد و شاهد آن، هنرجوها و گروه‌های مختلف موسیقی مقامی در استان است. من معتقدم به زودی همدان در زمینه تنبورنوازی صاحب سبک خواهد شد.
این نوازنده تنبور در همدان با اشاره به برخورد مدیران فرهنگی ادامه می‌دهد: متأسفانه مدیران فرهنگی استان هنوز این ساز را به رسمیت نمی‌شناسند. مسئولان ارشاد به ساز تنبور تحقیرآمیز نگاه می‌کنند و از ظرفیت‌های آن غافل هستند.
وی می‌افزاید: ما در همدان این مسأله را ثابت کردیم که مدرسان ارشد تنبور در استان و سرپرست‌های گروه‌های مختلف می‌توانند در کنار هم و در یک گروه نوازندگی کنند. این مسأله از ظرفیت‌های ساز تنبور و موسیقی آیینی ماست.

کار گروهی
مصطفی آزادی، خواننده گروه موسیقی آیین می‌گوید: آشنایی من با تنبور به 12 سال پیش برمی‌گردد؛ فیلمی به دستم رسید که با تماشای آن به سمت و سوی این ساز و موسیقی کشیده شدم. این موضوع ادامه داشت تا با مهرداد وارسته و شهرام میرزایی، از نوازندگان صاحب‌نام همدانی در گروه پرند، آشنا شدم.
وی ادامه می‌دهد: اگر چه فواصل موسیقی مقامی با سنتی تفاوت دارد، در همدان موسیقی مقامی با خلاقیت بیشتری همراه است و آهنگسازها و نوازنده‌ها راحت‌تر کنار هم جمع می‌شوند. خواندن در گروه مقامی لذت بیشتری دارد و حسی که خواننده از گروه و نوازنده می‌گیرد بیشتر است. می‌دانیم در همدان کار گروهی بسیار دشوار است و در فضای موسیقی سنتی این مسأله مشکل‌تر است اما در موسیقی مقامی پیوند راحت‌تر صورت می‌گیرد.
این خواننده درباره مشکلات اظهار می‌کند: بخشی از مشکلات به مسائل مالی برمی‌گردد. شش ماه تمرین کرده‌ایم اما هیچ نتیجه و منفعتی ندارد. اگر عشق و علاقه نباشد کسی سراغ این کار نمی‌رود. به همین دلیل بیشتر نوازنده‌ها و آهنگسازان به سمت تدریس می‌روند و اجرا تقریبا تعطیل شده است. نهادهای دولتی و فرهنگی هم که کمکی نمی‌کنند. تنها تلاش اعضای گروه و سرپرست‌ها، این گروه‌ها را شکل می‌دهد؛ هرچند وحدت بین گروه‌ها کم است.
آزادی در پایان به وضعیت آواز و خوانندگی در همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: همدان از لحاظ آواز شهر غنی و خوبی است. این را از تعداد خوانندگان می‌توان متوجه شد. به طور مثال زنده‌یاد ناصر مهرورز یکی از بهترین خواننده‌های این شهر بود که ما نتوانستیم ایشان را به موسیقی کشور به درستی معرفی کنیم.

هنرمندان گروه آیین
شهرام میزایی، بهنام عبادی و مصطفی هدایتی با نواختن تنبور گروه آیین را همراهی می‌کنند. حامد ربانی (نوازنده کمانچه)، مصطفی آزادی‌مقتدر (خواننده)، فرشاد فراهانی‌دلجو (نوازنده تارباس)، معین سروندی (تنبک) و حسین احمدی (نوازنده دف) دیگر هنرمندانی هستند که در گروه موسیقی آیین حضور دارند. در این برنامه قطعه «طبیب عاشقان» با شعر مولانا، قطعه بی‌کلام «جزر و مد»، «گویا» و «خموش» برگرفته از خیام‌خوانی بوشهر، «آیین مستان» از سیدخلیل عالی‌نژاد با شعر حافظ، «ساربانه» کیخسرو پورناظری با کلامی از کلیات شمس و قطعه پایانی به نام «ساقیا» با شعر حافظ اجرا می‌شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B7%D9%86%DB%8C%D9%86-%C2%AB%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: همشهری همدان ، گروه موسیقی مقامی آئین ، هنرمندان همدان ، تنبور همدان ،

دوشنبه 27 اردیبهشت 1395

خوشنویسان همدان ساختمان ندارند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

خوشنویسان همدان ساختمان ندارند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
خوشنویسان همدان ساختمان ندارند
با گذشت بیش از یک سال از کلنگ‌زنی احداث ساختمان انجمن خوشنویسان همدان، تحقق این وعده نه تنها محقق نشده بلکه هنوز زمین آن توسط شهرداری تملک نشده است...
1395/02/27
با گذشت بیش از یک سال از کلنگ‌زنی احداث ساختمان انجمن خوشنویسان همدان، تحقق این وعده نه تنها محقق نشده بلکه هنوز زمین آن توسط شهرداری تملک نشده است.
دهم اسفند سال ۹۳ بود که کلنگ‌ ساخت ساختمان انجمن خوشنویسان همدان با حضور شهردار فعلی همدان، تعدادی از اعضای شورای شهر و مدیران ارشد استان با حضور استادان «غلامحسین امیرخانی» و «علی شیرازی» بر زمین زده شد.
در همین مراسم بود که سرپرست انجمن خوشنویسان همدان خطاب به حاضران گفت: «پیرو پیگیری‌های صورت گرفته با اعضای شورای شهر و تأیید شهرداری همدان قطعه زمینی به مساحت ۳۷۰ مترمربع در خیابان آبیاران واقع در بلوار بعثت برای احداث ساختمان انجمن خوشنویسان همدان اختصاص داده شد» و‌‌ همان روز‌ها مدیران ارشد شهری بارها با افتخار از کلنگ‌زنی و احداث این ساختمان سخن گفتند.
با گذشت بیش از ۱۴ ماه از آن تاریخ نه تنها هیچ‌گونه عملیات عمرانی روی زمین دیده نمی‌شود بلکه گفته می‌شود شهرداری به طور کلی تعهد خود را نادیده گرفته است. هرچند این اولین بار نیست که کلنگی بر زمین زده و قولی داده می‌شود و اجرا شدن آن به فراموشی سپرده می‌شود.

حمایت‌های ارشاد
فاضل عبادی، مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان، می‌گوید: ما در حوزه انجمن خوشنویسی و زیرساخت‌ها مشکل خاصی نداریم؛ انجمن خوشنویسان یک تشکل غیردولتی است و وظیفه آن جلب و جذب مشارکت‌ها و مساعدت‌های دولتی و غیردولتی است.
وی با اشاره به واگذاری زمین توسط شهرداری به انجمن خوشنویسان برای احداث ساختمان ادامه می‌دهد: نهادی که زمین را در اختیار انجمن خوشنویسان همدان قرار داده یک نهاد غیردولتی است؛ دوستان انجمن پیگیری کرده‌اند، مساعدت را جلب کرده‌اند و زمین را از شهرداری گرفته‌اند. حال باید پیگیری کنند تا اعتباری را از نهادهای گوناگون جلب کنند. اداره ارشاد وظیفه تأمین اعتبار احداث ساختمان انجمن را ندارد و خود اعضای انجمن باید پیگیر آن باشند.
عبادی می‌افزاید: باید توجه داشته باشیم وظیفه اداره فرهنگ و ارشاد احداث زمین‌های دولتی است. در این مورد که یک تشکل غیردولتی به عنوان انجمن خوشنویسان همدان می‌خواهد ساختمانی بسازد، ارشاد ممکن است حمایت‌هایی داشته باشد اما نمی‌تواند تمامی اعتبار را تأمین کند.
وی در پاسخ به انتقاد هنرمندان مبنی بر محدودیت فضاهای نمایشگاهی در شهر همدان می‌‌گوید: تا زمانی که ساختمان انجمن ساخته شود همه فضاهای فرهنگی ما می‌تواند در اختیار اعضای انجمن خوشنویسان همدان و هنرمندان خوشنویسی قرار گیرد. از نظر اعتباری سال سختی را پشت سر گذاشته‌ایم اما امیدواریم در سال جاری شاهد گشایشی در این زمینه باشیم.

زمین تملک‌نشده
عطااله سرمدی، سرپرست انجمن خوشنویسان همدان، نیز به کلنگ‌زنی ساختمان اشاره می‌کند و می‌گوید: در سال ۹۳ کلنگ انجمن خوشنویسی توسط نماینده شورای اسلامی شهر همدان، شهردار محترم همدان و استاد غلامحسین امیرخانی و استاد علی شیرازی به زمین زده شد. انتظار داشتیم بر اساس پیگیری‌هایی که انجام می‌دادیم خیلی سریع زمین در اختیار انجمن قرار گیرد تا بتوانیم امتیازات موجود را از وزارت فرهنگ و ارشاد جذب و اعتبارهایی را که در نظر داشتیم جلب کنیم.
وی ادامه می‌دهد: اما یک سال و ۳ ماه از آن زمان می‌گذرد و در این زمینه اتفاق خاصی نیفتاده است. مکرر به شورای شهر و شهرداری مراجعه کرده‌ام اما پاسخ درستی دریافت نکرده‌ام. شهرداری اعلام می‌کند هنوز زمین تملک نشده. پرسش این است اگر تملک نشده چرا کلنگ آن به زمین زده شد؟ اگر قرار است تملک شود از زمین‌هایی که در اختیار شهرداری است بخشی را در اختیار انجمن قرار دهند تا ما بتوانیم این فضا را ایجاد کنیم.

نداشتن سند و مدرک
سرمدی اضافه می‌کند: ما به دنبال نفع شخصی نیستیم بلکه در پی ارتقای وضعیت فرهنگی استان خود هستیم و اگر این اتفاق بیفتد ما در زمره استان‌هایی قرار می‌گیریم که ساختمان انجمن خوشنویسان متعلق به خود هنرمندان است.
سرپرست انجمن خوشنویسان همدان می‌گوید: شورای شهر مصوب کرده زمین در اختیار انجمن قرار گیرد اما شهرداری همکاری نمی‌کند. ما وقتی برای جلب مشارکت‌های مردمی و دولتی به نهادی مراجعه می‌کنیم باید سندی مبنی بر مالکیت یک ملک در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم آن نهاد یا فرد را متقاعد کنیم. شهرداری هیچ مدرکی به ما نداده است. علاقه‌مندان بسیاری هستند که دوست دارند در این امر فرهنگی مشارکت کنند اما با چه مدرکی ورود پیدا کنیم؟ وقتی ما به وزارتخانه مراجعه می‌کنیم اولین پرسش و خواسته این است که سند ارائه دهیم اما هیچ سندی به انجمن ارائه نشده است. شهرداری دست ما را بسته است.


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، انجمن خوشنویسان همدان ، خوشنویسان همدان ،

نامه 350 نفر از هنرمندان، روزنامه نگاران، فعالان مدنی و نویسندگان به استاندار همدان در اعتراض به تخریب­های میراث فرهنگی و طبیعی استان

به نام خدا

جناب آقای مهندس نیکبخت

استاندار محترم استان همدان

با سلام و احترام

جنابعالی را به عنوان یک مسئول پاسخگو می­شناسیم، شما تنها استانداری هستید که در 2دهه گذشته به یک نامه عمومی که از طرف جمع بزرگی از نمایندگان اقشار مختلف اجتماعی در یک استان نوشته شده پاسخ گفته­اید، نه تنها پاسخ داده­اید که در یک مورد نیز به درخواست ما جامه عمل پوشانده و از تخریب زورخانه تاریخی شهید همه‌کسی جلوگیری کرده‌اید.

مطمئن باشید مردم فرهنگ­دوست و قدرشناس همدان همراهی شما را فراموش نخواهند کرد. ما از شما به عنوان عالی­ترین مقام دولتی در استان خواستاریم اجازه ندهید بیش از این میراث طبیعی و فرهنگی استان نادیده گرفته شود.

درنامه پیشین هشدار داده بودیم که «صدور مجوز تاسیس کارخانه فولاد و معضلات کمبود آب استان، جانمایی پارکینگ در جوار محوطه‌ی تاریخی هگمتانه، احداث هتل‌ها، اقامت‌گاه‌ها و اماکن تفریحی در منطقه مشرف به تپه عباس‌آباد و گنجنامه، اعطای مجوز بلندمرتبه‌سازی و افزایش ارتفاع 10 طبقه و بیشتر در محور بلوار بعثت و بلوار ارم، نیز محور پرترافیک همدان از جمله خیابان بوعلی، میدان جهاد و بیمه اشتباه بوده و خسارات جبران ناپذیری را به تاریخ و طبیعت شهر وارد کرده است.

این اتفاق در مناطق محروم شهر مانند شهرک‌های خضر، مدنی، اندیشه و ولیعصر متاسفانه به اشکال مختلف رخ داده است.» اما متاسفانه تاکنون هیچ اقدامی برای جلوگیری از اتفاق‌های یاده شده  صورت نگرفت و در آغاز سال جاری در کمال شگفتی مشاهده کردیم شهرداری بخشی از حریم محوطه هگمتانه را به پارک­سوار و محل آمد و شد روزانه صدها اتوبوس تبدیل کرده است.

در نامه قبلی به جنابعالی از شما تقاضا کرده بودیم «حتی‌المقدور آن‌چه از عناصر قدیمی و بافت سنتی شهر باقی مانده و یا در حال نابودی است را نجات دهید» و پیشنهاد کرده بودیم «‌بازیابی و مرمت ساختمان‌های قدیمی، چمن‌ها، محله‌ها و قنات‌های تاریخی شهر، در کنار حفظ باغ‌های باقیمانده می‌تواند به حفظ هویت شهری همدان کمک کند»


با اینکه شما در پاسخ نامه ما فرموده بودید: « ضمن ابزار تأسف از قصور و کاستی‌های رخ داده‌ گذشته و با احترام به دغدغه‌ها و نگرانی‌های فرهنگی ارزشمند شما سرمایه‌ها و مفاخر ملی این استان، با قاطعیت اعلام می‌کنم حفظ همه‌ ارزش‌ها و هویت‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی برهمگان ضروری است و با توجه به دیدگاه عمیق دولت تدبیر و امید در حفظ ارزش‌های این مرز و بوم، تلاش همه‌جانبه‌ ادارات و سازمان‌های دولتی و مردم‌نهاد این استان در راستای توجه و تأکید بر حفاظت همه‌جانبه از آثار تاریخی، طبیعی و محیط زیست متمرکز بوده و هرگونه تخریب و نابودی آثار تاریخی، باغات و فضای سبز را محکوم کرده و اجازه نخواهیم داد تعرضی به این سرمایه‌های ارزشمند ملی صورت گیرد، پاسداشت این ارزش‌ها برای همه نهادها یک تکلیف قانونی و اداری است.»

اما ظاهرا در حوزه مدیریت شهری اراده­ای برای اجرای آنچه دستور داده­اید وجود ندارد و این روزها شاهد صخرهبرداری محوطه روبروی باغ موزه دفاع مقدس در تپه عباس آباد برای احداث هتل هستیم.

جناب آقای مهندس نیکبخت

ما فراموش نکرده‌ایم که پیام رئیس دولت مبنی بر توسعه گردشگری استان را اولین بار شما در حضور اصحاب رسانه بیان کردید و شما از سفارش رئیس جمهور بر توجه به گردشگری همدان سخن گفتید، ما فراموش نکرده­ایم که سال گذشته در همایش میراث ناملموس همدان از معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری با قاطعیت خواستید برای سال 2017 هگمتانه به ثبت جهانی برسد.

اما همانطور که مستحضر هستید ثبت جهانی یک اثر ملزوماتی دارد؛ نمی­توان با ایجاد پارک­سوار در جوار یک اثر بی‌نظیر باستانی آن را به ثبت جهانی رساند.

توجه داشته باشید با ایجاد محل تجمع کارگران فصلی در دل حریم یک محوطه تاریخی، حضور پرنده‌فروشان و کشتار مرغ و خروس در محل حضور گردشگران و معضلات همراه آن، نمی­توان هگمتانه را ثبت جهانی کرد.

وقتی تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری­های مدیرت شهری باعث می­شود مهمترین مرکز بازرگانی فرش غرب کشور در 400 سال گذشته به سبزه‌میدان تبدیل شود، وقتی مدیریت شهری توانایی ندارد برای دست‌فروشان خیابان اکباتان و میدان تاریخی امام فضای مناسبی به عنوان بازارچه­های محلی در نظر بگیرد و این شهروندان را به درستی، بدون حذف و در نظر گرفتن احترام و حقوقشان ساماندهی کند پس سخن گفتن از ثبت جهانی آثار تاریخی جایگاهی ندارد.  

نگاه شما به مقوله گردشگری و میراث فرهنگی قابل تحسین است اما توجه به توسعه پایدار در این زمینه، حلقه مفقوده مدیریت شهری است.

همانطور که می­دانید تفاوت حوزه مدیریت در کشور ما و ممالک توسعه یافته، در نگاه به توسعه پایدار، برنامه‌ریزی و مدیریت آینده است. مدیران شهری همدان سال­هاست تنها دوره مدیریت خود را می­بینند چرا که اگر مدیران ما آینده­نگر بودند و 20 سال پیش برای آینده برنامه‌ریزی می­کردند امروز نه مشکل ترافیک داشتیم نه با آسیب‌های موجود مواجه می­شدیم.

جناب آقای استاندار

حفاظت و پاسداری از میراث طبیعی و فرهنگی تنها بر عهده یک اداره نیست، هم مدیران دولتی و هم مردم با مشارکت نهادهای عمومی باید در جهت حفظ آن تلاش کنند. انتصاب­هایی که در دو حوزه یاد شده توسط جنابعالی به تازگی صورت گرفته قابل تقدیر است و منجر به برداشتن گام­هایی مثبت شده، اما اداره کل میراث فرهنگی و حفاظت از محیط زیست، به تنهایی نمی‌توانند میراث گران­بهای استان را حفظ کنند.

بارها به شهرداری پیشنهاد و گوشزد کرده­ایم که وظیفه معاونت اجتماعی فرهنگی گردشگری شهرداری، تنها نصب بنر تبلیغاتی نیست و می‌توانند بخشی از بودجه و اعتبار فرهنگی را صرف خرید خانه­های تاریخی شهر کنند.

شهر به فرهنگسرا نیاز دارد. چرا باید خانه جواهری تخریب شود و در مدت کوتاهی در همان مکان پس از قطع درختان مجوز چندین برج صادر شود؟ چرا احداث موزه هنرهای معاصر متوقف مانده است؟ مگر نه اینکه یکی از نیازهای شهروندان برخورداری از فضاهای فرهنگی است؟

شما بارها میراث فرهنگی و طبیعی استان را با داشته­های استان اصفهان و کارنامه مسئولان اصفهان مقایسه کرده‌اید. در استان ما افراد کارشناس و تحصیل‌کرده در حوزه­های مدیریت شهری، باستان‌شناسی، معماری، جامعه‌شناسی و گردشگری بسیارند. اگر اعتمادی بر ایشان نیست از شما درخواست می کنیم، مستشار وارد کنید و از کارشناسان اصفهانی دعوت کنید تا ببینید آنان چه کار کرده­اند.


 

 

 

 


ادامه مطلب

برچسب ها: نامه هنرمندان به استاندار همدان ، هنرمندان همدان ، تخریب میراث فرهنگی در همدان ، میراث فرهنگی همدان ،

دوشنبه 13 اردیبهشت 1395

آوازی که در کوهستان جاماند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

آوازی که در کوهستان جاماند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
جمعی از دوستان و نزدیکان ناصر مهرورز، از استادان بنام موسیقی و آواز که هفته گذشته بر اثر سانحه در کوهستان به دیار باقی شتافت، در گفت‌وگو با همشهری از وی و خاطراتش می‌گویند...
1395/02/12
جمعی از دوستان و نزدیکان ناصر مهرورز، از استادان بنام موسیقی و آواز که هفته گذشته بر اثر سانحه در کوهستان به دیار باقی شتافت، در گفت‌وگو با همشهری از وی و خاطراتش می‌گویند.
محمد حاتم، هنرمندی که اواخر دهه ۶۰ خورشیدی با زنده‌یاد ناصر مهرورز در اجرای کنسرت‌ها همکاری می‌کرد، به همشهری می‌گوید: ناصر مهرورز را از دوران مدرسه که عضو سازمان پیشاهنگی بودم می‌شناختم. مهربانی‌های این مرد در ذهن کودکانه من بود تا بعد از گذشت روز‌ها و علاقه‌مندی به موسیقی روزی در منزل یکی از دوستان به خدمت ایشان رسیدم. آنجا بود که فهمیدم چقدر برای موسیقی ما کار کرده‌اند و در آواز صاحب چه ذوق و مهارتی هستند.
حاتم ادامه می‌دهد: این افتخاری برای من جوان بود که اجازه همنوازی با آن بزرگوار را داشته باشم و این افتخار در محفل‌های کوچک ما تکرار شد. بعد از اینکه کمی فضای فرهنگی گشایش داشت افتخار داشتم ۲ کنسرت در خدمت مرحوم مهرورز اجرا کنم. فکر می‌کنم سال ۶۸ و ۶۹ بود که در گروه ساز می‌زدم و آقای مهرورز آواز می‌خواندند.

نیم‌قرن دوستی
استاد علی‌اصغر طاهری، خواننده پیشکسوت همدانی، با اشاره به سابقه دوستی خود با زنده‌یاد مهرورز، می‌گوید: آشنایی من با مرحوم ناصر مهرورز از نیم قرن پیش توسط سیاوش دیهیمی شروع شد. در آن زمان نام خانوادگی آقای مهرورز به نام عصاری‌ها بود.
طاهری ادامه می‌دهد: درآن زمان وی به‌تازگی آموزش ویولن را می‌گذراند و بعضی قطعات را به صورت مبتدی خوب می‌نواخت و هم نغمه آوازی سر می‌داد که نشان‌دهنده استعداد ذاتی ایشان بود. پس از آن با هم ارتباط داشتیم تا بعد از مدتی که وی به استخدام آموزش و پرورش درآمد و من هم همدان را به مدت ۲ سال ترک کردم.
وی می‌گوید: از اواخر دهه ۴۰ برای امرار معاش به مدت یک ربع قرن از موسیقی کناره‌گیری کردم؛ سپس در نیمه دوم دهه ۷۰ و همکاری با صداوسیمای مرکز همدان ملاقات‌های گه‌گاهی با وی داشتم. تا اینکه ۳ سال پیش رضا صفوی برنامه کنسرتی به مدت ۳ شب برگزار کرد که از مرحوم مهرورز و من به عنوان هنرمندان پیشکسوت دعوت و قدردانی کرد. بعد از آن ارتباط ما با تشکیل خانه آواز بیشتر شد و گه‌گاه در پیاده‌روی‌ها با یکدیگر ملاقات داشتیم.
حسن زندی، خواننده جوان و عضو خانه آواز همدان، نیز با ابراز تأسف از درگذشت استاد ناصر مهرورز می‌گوید: اینک تنها تسلی ما، مرور خاطرات آن عزیز از دست رفته از دهان یاران و شاگردان و گوش‌سپردن به نواهای ثبت‌شده وی است. یادآوری حضورش در جمع‌های هنری و مراسم تجلیل ایشان، شاید مرهمی بر غم از دست دادنش باشد.

کوهنوردی
نعمت اخضر، پیشکسوت کوهنوردی، که سابقه همنوردی با زنده‌یاد مهرورز را دارد، می‌گوید: مهرورز یک هنرمند بود که آوازش شبیه استاد شجریان بود. ویولن عالی می‌زد و ترانه‌های قدیمی را خیلی با احساس می‌خواند. او به کوهنوردی گرایش پیدا کرد اما مدتی پیش مشکل توده مغزی پیدا کرد. خوشبختانه عمل جراحی را با موفقیت طی کرد، گرچه زبانش به لکنت افتاد و به سختی آواز می‌خواند.
اخضری می‌گوید: آنقدر کوه آمد و خواند تا صدایش خوب شد. با آن سن و سال، ادامه کوهنوردی و صعود به قله دماوند برای او خیلی سخت بود اما تلاش می‌کرد و ادامه می‌داد. یک الگو بود و همین کوهنوردی در کنار جوانان او را سرپا نگه داشته بود.

دوستی در هنرستان دیباج
اکبر چلوییان، یکی دیگر از پیشکسوتان کوهنوردی، نیز می‌گوید: ناصر مهرورز، هنرمند خوش‌صدا و نوازنده چیره‌دست شهر همدان، در فراز و نشیب زندگی خویش مراحل بی‌شماری را گذراند و طی سال‌های اخیر به کوه و کوهستان رغبت و تمایل زیادی داشت. هرچند در ۴ سال گذشته با بیماری درگیر بود اما استوار و پایدار بر همه علت‌ها فائق آمد و توانست به دماوند، بام ایران، صعود کند.
چلوییان با اشاره به سابقه دوستی خود با مهرورز می‌گوید: آقای مهرورز را از سالیان دور به یاد دارم و ارتباط دوستی و همکاری با ایشان به سال‌های ۱۳۵۷ در هنرستان دیباج برمی‌گردد. او در اردوهای رامسر شرکت کرد و آثار خوبی را اجرا کرد که برخی از آن‌ها را در سال‌های اخیر برای دوستان بازخوانی کرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D9%87%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، مهرورز ،

دوشنبه 30 فروردین 1395

همدان آموزش موسیقی برای کنترل آسیب‌های اجتماعی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،موسیقی ،


همدان

آموزش موسیقی برای کنترل آسیب‌های اجتماعی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آموزش موسیقی برای کنترل آسیب‌های اجتماعی
این روزها گرایش به یادگیری موسیقی در همدان زیاد شده است. تعداد آموزشگاه‌های فعال نیز نسبت به دیگر استان‌ها بیشتر است و مدرسان شناخته‌شده‌ای در این آموزشگاه‌ها فعالیت می‌کنند...
1395/01/30
این روزها گرایش به یادگیری موسیقی در همدان زیاد شده است. تعداد آموزشگاه‌های فعال نیز نسبت به دیگر استان‌ها بیشتر است و مدرسان شناخته‌شده‌ای در این آموزشگاه‌ها فعالیت می‌کنند. جواد مرادیان، فعال حوزه موسیقی و مدیر یکی از آموزشگاه‌های همدان در گفت‌وگو با همشهری از فعالیت‌های خود، وضعیت موسیقی در همدان و تأثیر روحی و روانی موسیقی می‌گوید.
  • برای بهتر شدن استقبال مردم  از کنسرت‌ها چه باید کرد؟
چند عامل وجود دارد؛ یکی زمان برگزاری است که باید وقت‌شناس باشیم. تبلیغات مورد دیگر است که بدانیم چگونه و کجا تبلیغ کنیم. متاسفانه اداره ارشاد اولویت را به گروه‌های همدانی نمی‌دهد و کنسرت‌های گروه‌های تهرانی به ویژه کنسرت‌های پاپ راحت‌تر برگزار می‌شود و به این ترتیب سرمایه شهر خارج می‌شود. در نهایت محتوا موضوع دیگری است که حتما از سوی برگزارکنندگان کنسرت باید مورد توجه قرار گیرد.
  • در همدان چهره‌ای داریم که به خاطر او سالن کنسرت پر شود؟
نه متاسفانه چنین برندی نداریم. جوانانی که به چهره تبدیل می‌شوند علاوه بر توانایی، رسانه هم پشت سرشان است.
  • شما عضو خانه موسیقی هم هستید؟
بنده عضو پیوسته خانه موسیقی کشور بودم که بالاترین رده خانه موسیقی بود. سال‌های 82 تا 84 به عنوان بازرس کانون مدرسان خانه موسیقی انتخاب شدم. از سال 84 به خاطر آلودگی تهران نتوانستم ادامه دهم و دیگر نرفتم.
  •  تأثیر اجتماعی موسیقی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اصولا اگر کودکان و نوجوانان را با موسیقی سرگرم کنیم آنها را از آسیب‌های اجتماعی حفظ می‌کنیم. مکان خوب، ساز خوب، شعر خوب و فضای خوب بهترین فرصت است. تأثیر مثبت موسیقی را نباید نادیده گرفت. باید متوجه باشیم وقتی یک هنرجو ساعت‌ها تمرین می-کند تا در یک کنسرت آموزشگاهی ساز بزند و خانواده او در کنسرت بیش از 3 ساعت می-نشیند و ساز این هنرجو را گوش می‌دهد، این اتفاق مبارکی است.
  • فعالیت‌هایی که در موسیقی‌درمانی داشتید به چه سرانجامی رسید؟
همایش‌ها و سخنرانی‌های زیادی در دانشگاه‌های مختلف در موسیقی‌درمانی داشتم. به این نتیجه رسیدم که بیش از هزار سال پیش بوعلی سینا خیلی از مسائل کاربردی را مطرح کرده است. بوعلی می‌گوید موسیقی در زمان تأثیر می‌گذارد یعنی تأثیر ظهر، عصر و صبح یک نوع موسیقی تفاوت دارد. به طور مثال بررسی کرده‌ام که چرا اذان استاد موذن‌زاده هنگام غروب این تأثیر عمیق را دارد. یا اگر اذان صبح در دستگاه چهارگاه باشد بسیار فوق‌العاده است؛ زیرا غده تالاموس مغز آندورفین ترشح و حس راحتی و آرامش ایجاد می‌کند. در مقابل گاهی زمان با نوع موسیقی هماهنگ نیست؛ مثل این است که نیمه‌شب یک نفر را بیدار کنید و بگویید چلوکباب بخور. در این حالت فرد هیچ لذتی نمی‌برد. متاسفانه مسئولان فرهنگی ما با این موضوع‌ها بیگانه هستند. صدا و سیما انواع موسیقی پخش می‌کند، اما به این موضوع توجه نمی‌کند.
  • تاثیر موسیقی در افراد مختلف متفاوت است؟
بوعلی سینا تأکید دارد موسیقی گذشته از این که هنر است نوعی علم نیز است. از نظر علمی تأثیر موسیقی بر زنان و مردان، افراد مجرد و متاهل متفاوت است. تأثیر موسیقی از خوراک بسیار سریع‌تر است. وقتی ما خوراک مصرف می‌کنیم عوامل شیمیایی در جذب آن تأثیر دارد اما موسیقی بلافاصله تأثیر می‌گذارد. در کشورهای پیشرفته تحقیق کرده‌اند وقتی کسی به دندان‌پزشکی مراجعه می‌کند بخش عمده‌ای از دردی که احساس می‌کند ناشی از صدای دریل دندان‌پزشکی است؛ به همین دلیل برخی از دندان‌پزشکان به جای صدای مته و دریل برای بیمار موسیقی پخش می‌کنند.
  • شما به تأثیر جسمانی موسیقی قائل هستید؟
تأثیر جسمانی موسیقی بیشتر است؛ اما وقتی موسیقی کار می‌کنیم زمان را از دست می‌دهیم. این تأثیر عرفانی و روحانی موسیقی است که ساعت‌ها ساز می‌زنیم و متوجه گذر زمان نمی‌شویم.
  • در همدان درصد هنرجوهای خانم‌ در آموزشگاه‌ها نسبت به آقایان چگونه است؟
هرچند فصلی است، تقریبا برابر هستند. اما معلم‌ها بیشتر آقا هستند. ما یک مشکلی در این زمینه داریم. خانم‌ها تا یک مرحله‌ای خوب می‌آیند اما از مرحله‌ای ترک می‌کنند.
  • علت ترک کلاس‌ها چیست؟
هرچند استعداد موسیقی خانم‌ها خیلی بهتر است، تحصیلات عالی و ازدواج باعث ترک آموزش است. ما فقط دو خانم معلم موسیقی در همدان داریم. خیلی از هنرجویان خانم دوست دارند معلم خانم آنها را آموزش دهد. معلم‌ها درآمد بیشتری از مدرسان دانشگاه دارند.
  • گرایش بانوان بیشتر به چه سازی است؟
بیشتر گرایش به سه‌تار و در درجه بعدی به ویولن است؛ البته پیش‌تر گیتار هم بود اما حالا کمتر شده است. موضوع گیتار البته به ضعف‌های فرهنگی بر می‌گردد. خیلی از افرادی که جعبه گیتار به دست می‌گیرند آن را یک نوع فخر و وجهه اجتماعی می‌دانند.
  • نسل جدید از چه سازی استفاده می‌کنند؟
دخترها بیشتر سازی را دوست دارند که خاص باشد و در اطرافیانشان کسی دنبال آن ساز نرود. اما پسرها وسواس کمتری دارند.
  • سازهای محلی در همدان طرفدار دارد؟
نه، در همدان خیلی استقبال نمی‌شود. در حالی که معلم هم داریم اما کسی دنبال نمی‌کند. انتظار شما از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی چیست؟
درحال حاضر، نگاه اداره ارشاد به مقوله موسیقی و هنرمند خوب نیست. ارشاد باید هنرمندان موسیقی را جزو خود بداند و فکر کند از خانواده اداره فرهنگ و ارشاد هستند. به قول احمد مسجدجامعی، وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی، وقتی هنرمند را از ارشاد بگیری چیزی نمی‌ماند. اداره ارشاد باید برنامه یک ساله برای موسیقی استان تعریف کند.

مكث
فعالیت های مرادیان در عرصه موسیقی
جواد مرادیان درباره آغاز فعالیت موسیقی خود می گوید: از سال 68 آموختن موسیقی را در هنرستان آزاد اصفهان آغاز کردم و پس ازآن در تهران ادامه دادم. وقتی به همدان برگشتم یک سال هم نزد زنده‌یاد جلال دوستی کارکردم. بار دیگر که در سال 73 به تهران برگشتم ، یک روز در هفته  به همدان می‌آمدم و در آموزشگاه رودکی کلاس آموزشی داشتم و تدریس می‌کردم.
این هنرمند با اشاره به برگزاری کنسرت‌ها اضافه می کند: سال 1375 انجمن موسیقی همدان در خیابان جهان‌نما تاسیس شد. اجرای کنسرت را هم از آن سال آغاز کردم. کنسرت‌های زیادی را با گروه‌های مختلف در همدان و تهران اجرا کردم؛ سپس گروه بانوان شباهنگ را تشکیل دادم که سه اجرای فوق‌العاده در سال‌های 79، 80 و 81 داشت . در این سال‌ها کنسرت‌های زیادی خارج از کشور از جمله ترکمنستان، گرجستان و ارمنستان داشتیم که در جشنواره‌ای بین 20 کشور برتر شدیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/اموزش-موسیقی-برای-کنترل-اسیب‌های-اجتماعی?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، موسیقی همدان ، آموزش موسیقی در همدان ،

شنبه 28 فروردین 1395

ضیافت مینای نقاشی در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

ضیافت مینای نقاشی در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ضیافت مینای نقاشی در همدان
مینا آذرافشان شاعر و نقاش توانجویی است که از 3 سالگی دچار بیماری «تحلیل عضلانی» یا «میوپاتی» شده است. هفته گذشته وی و مادرش میزبان گروهی از فعالان مدنی همدان بودند...
1395/01/28
مینا آذرافشان شاعر و نقاش توانجویی است که از 3 سالگی دچار بیماری «تحلیل عضلانی» یا «میوپاتی» شده است. هفته گذشته وی و مادرش میزبان گروهی از فعالان مدنی همدان بودند.
مینا آذرافشان با مادرش زندگی می‌کند، عزیز طبایی که او را «عزیزخانم» می‌نامند به معنای واقعی واژه، «مادر» است. معلم بازنشسته‌ای که خود و تنهایی‌اش را وقف فرزندش کرده و دخترش تمام زندگی‌اش شده است.

 میزبانی از فعالان مدنی
هفته گذشته مینا آذرافشان و مادرش میزبان گروهی از فعالان مدنی و محیط زیست شامل اعضای انجمن‌های «سعدی‌پژوهی همدان»، «توسعه محلی بهارستان» و «پویشگران سفر پاک» بودند. پس از بازدید از گالری خصوصی آذرافشان، اعضای انجمن سعدی‌پژوهی حکایت‌هایی را از گلستان برای حاضران خواندند و تفسیر کردند؛ سپس مینا آذرافشان با خواندن چند شعر حاضران را مهمان کرد و برای هر یک از مهمانان نسخه‌ای از مجموعه دوم خود «اینجا پاییز قدم می‌زند» را امضا کرد.
وی با اشاره به انتخاب عنوان مجموعه دوم خود گفت: پس از سرودن شعرها و انتخاب آنها در یک مجموعه این اسم را انتخاب کردم چون احساس می‌کردم به روح شعرها نزدیک‌تر است؛ اینجا پاییز قدم می‌زند عنوان یکی از شعرهای این مجموعه است.
وی افزود: در شعر از فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و فریدون مشیری پیروی می‌کنم. شاعر مورد علاقه من در میان شاعران کلاسیک حکیم عمر خیام است اما به غزلیات سعدی نیز علاقه‌مندم.

برگزاری نمایشگاه نقاشی
این نقاش که آخرین نمایشگاه نقاشی‌هایش را بهار سال گذشته در همدان برگزار کرده بود گفت: اواخر تابستان آثار جدیدم را به نمایش خواهم گذاشت. سال 94 در زمینه نقاشی پرکار بودم و بیشتر آثاری که سال گذشته کشیدم با آبرنگ است.
آذرافشان ادامه داد: استادانم به من در نقاشی کمک زیادی کردند؛ آقایان فتوت، رجبی، پاک‌خو، شبیری، عطاالله یوسفی، و خانم‌ها سروندی و لک از استادانی بودند که به من آموزش دادند و برخی مانند آقای رجبی برای آموزش به منزل ما می‌آمدند. در طراحی از آقای شبیری و پاک‌خو تأثیر پذیرفتم اما هر یک تکنیک خاصی داشتند و در مجموع از همه آنها آموخته‌ام.

مادر نمونه
علی نایینی فعال فرهنگی استان در این مراسم گفت: ما از افرادی مانند مینا یاد می‌گیریم و از مادر مینا هم می‌آموزیم؛ مادر مینا یک مادر نمونه و یک فرشته است. بهترین هنر، هنر مردم‌دوستی است که مادر مینا این هنر را دارد و هنرمند بزرگی را در دامن خود پرورده است. عزیز طبایی، مادر مینا آذرافشان، نیز گفت: افرادی مانند مینا همه چیز دارند چون توانایی آنها را هر کسی ندارد. مینا تاکنون غیبت کسی را نکرده و دوستان زیادی دارد. من همه دوستان مینا را به اندازه مینا دوست دارم و مینا را اندازه دنیا دوست دارم.
وی با اشاره به وضعیت جسمی مینا گفت: سال گذشته مینا بیمار شد و پزشکان بیمارستان تشخیص اشتباه دادند و گفتند به خاطر سنگ کیسه صفرا باید عمل جراحی شود. آنها گفتند اگر عمل کنیم 5درصد احتمال زنده‌ماندن دارد اما مینا رضایت نداد و خوشبختانه فردای آن روز یکی از پزشکان متخصص وقتی پاسخ آزمایش‌ها و عکس‌ها را دید گفت تشخیص پزشک قبلی اشتباه بوده و نیازی به عمل جراحی نیست.
طبایی با اشاره به علاقه مینا به نقاشی با بیان خاطره‌ای گفت: مینا کلاس اول تا سوم راهنمایی در مدرسه‌ای که خودم آموزگار بودم تحصیل می‌کرد. یک روز دبیر حرفه‌و‌فن به من گفت به مینا بگو برای همکلاسی‌هایش نقاشی نکشد.

 خواستن توانستن است
زهرا کبودوند فعال مدنی در این مراسم گفت: دیدن مینا و میناهای دیگر که در دنیا کم نیستند به من تلنگر می‌زند. به من می‌گویند زندگی فراتر از آن چیزی است که تو به آن فکر می‌کنی. هدف زندگی واقعی را باید از زندگی میناها فهمید. دیدن مینا یعنی خواستن توانستن است، یعنی عشق، الگو، انگیزه و امید.
سمانه اسکندری، فعال محیط زیست، نیز گفت: نقاشی‌های مینا بسیار زیبا و بدون برداشت از مدل و تنها برخاسته از روح حساس و روشن او با تکنیک‌های رنگ روغن و آبرنگ است. کارهای آبرنگ ایشان حال و هوای اوایل بهار را برای من داشتند و آرامشی بی‌نظیر را به جان خسته من ریختند.
محمدصالح صفری، دبیر انجمن سعدی‌خوانی، نیز در این مراسم اظهار کرد: خداوند مِثل ندارد اما مثال دارد. به راستی مینا آذرافشان از صفات اعظم خداوند بهره برده؛ از عشق و حب تا جود و سخا، از عزت و كرم تا مهر و وفا و از همه مهم‌تر حلم و صبر. او در این آزمون طاقت‌فرسا، بسان عارفی دلباخته و عاشقی پاكباخته در راه معشوق خویش با بال‌های فرشته‌گونه خود به پرواز درآمده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B6%DB%8C%D8%A7%D9%81%D8%AA-%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، مینا آذرافشان ،

چهارشنبه 25 فروردین 1395

ارتباط؛ مهم‌ترین نیاز خوشنویسی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

ارتباط؛ مهم‌ترین نیاز خوشنویسی همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ارتباط؛ مهم‌ترین نیاز خوشنویسی همدان
کیوان کاظمی ششم تیرماه 1356 در همدان در یک خانواده فرهنگی متولد و از کودکی تحت تاثیر خط خوش پدر به رشته خوشنویسی علاقه‌مند شد...
1395/01/24
  کیوان کاظمی ششم تیرماه 1356 در همدان در یک خانواده فرهنگی متولد و از کودکی تحت تاثیر خط خوش پدر به رشته خوشنویسی علاقه‌مند شد. وی خوشنویسی را نزد استادان متعددی آموخت و مدرک فوق‌ممتاز در زمینه خط شکسته را از انجمن خوشنویسان ایران دریافت کرد. کاظمی سال‌هاست در همدان به صورت تخصصی خط شکسته به هنرجویان آموزش می‌دهد.درباره وضعیت خوشنویسی و آموزش خط شکسته در همدان، خرید آثار هنری توسط نهادهای دولتی و فضاهای نمایشگاهی در استان با این خوشنویس همدانی به گفت‌وگو نشستیم.
  • علاقه شما به خوشنویسی از کجا آغاز شد؟
از دوران ابتدایی نزد یکی از دوستان پدر به نام حسین رنجبران آموختن خوشنویسی را آغاز کردم و ادامه دادم.
  • چرا خط شکسته را انتخاب کردید؟
خط تخصصی من خط شکسته است. از کودکی هر زمان خط شکسته می‌دیدم، لذت می‌بردم. برای اینکه وارد دوره عالی شوم مجبور بودم خط نستعلیق کار کنم چون طبق مصوبه انجمن خوشنویسان ایران آموختن خط نستعلیق تا پیش از دوره عالی ضروری است. تا پایان این دوره نزد استاد حسین رنجبران بودم.
  • در همدان نزد چه استادانی آموزش دیدید؟
حدود سال 70 که انجمن خوشنویسان هنوز در همدان تأسیس نشده بود، در کوچه حمام عبدل یک آموزشگاه خصوصی بود که استاد علی چهاردولی آن را اداره می‌کرد و استاد رنجبران هم در آنجا به ما خط نستعلیق آموزش می‌داد. مدتی هم به مجتمع آموزش هنر رفتم که زیرمجموعه اداره فرهنگ و ارشاد بود. در این زمان بود که وارد دوره عالی شدم و خط شکسته را ادامه دادم. درجه ممتاز نستعلیق را نزد استاد مرتضی شعبانی و درجه ممتاز شکسته را نزد استاد عطاالله سرمدی گرفتم.
  • برای آموختن خط به شهرهای دیگر هم رفتید؟
بله، برای ادامه کار و دریافت درجه فوق ممتاز به تهران رفتم و نزد استاد محمد حیدری مدرک فوق ممتاز دریافت کردم.
  • در بین خوشنویسان همیشه چالشی بر سر بهتر بودن سبک و مکتب هنری وجود دارد. شما در خط شکسته به کدام مکتب گرایش دارید؟
معمولا خوشنویسان سعی می‌کنند پیرو استادی باشند که نزد او آموزش دیده‌اند. سبکی که من کار می‌کنم سبک استاد محمدحیدری است. اما صرفا به شیوه ایشان نمی‌نویسم و چون من در دوره ممتاز شیوه استاد یدالله کابلی را نزد استاد سرمدی کار می‌کردم به سبک او نیز علاقه‌مندم. بخش‌هایی از سبک استاد کابلی را هم به کار می‌برم و در ترکیب‌های آزاد و ترکیب‌بندی از این سبک استفاده می‌کنم. همچنین من از شیوه قدما مانند خط استادان درویش عبدالمجید طالقانی، گلستانه و حتی استاد ملک‌زاده در هر جا که زیبایی به خط بیفزاید استفاده می‌کنم.
  • شما تعصبی روی سبک خاصی ندارید؟
هر کدام از شیوه‌ها و سبک‌ها زیبایی خاص خود را دارد. متأسفانه برخی حرفی را باب کرده‌اند و می‌گویند شکسته قدیم، شکسته درست است. این حرف به نظر من نادرست است. هر کدام زیبایی خود را دارد و نمی‌توانیم یکی را رد کنیم. هنر اگر پیشرفت نکند درجا می‌زند. استاد یدالله کابلی خط شکسته را به‌روز کرد. چون چشم بیننده به فضاهای جدید نیاز داشت، سنت‌شکنی در خط  شکسته به وجود آمد. اگر با تعصب به هنر نگاه شود درست نیست.
  • جایگاه خط شکسته را در همدان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ما در خط شکسته نفرات برجسته نداشتیم. برخی از کسانی که در سال‌های پیش از ما کار می‌کردند به دلیل اینکه برای دریافت درجه ممتازی باید خط شکسته را به عنوان خط دوم امتحان می‌دادند به این خط علاقه‌مند می‌شدند اما شکسته همدان را استاد عطاالله سرمدی وقتی به همدان برگشتند دگرگون کردند. تا آن زمان برخی فکر می‌کردند خط شکسته یک خط بی‌قاعده است و هر طور بخواهند می‌توانند بنویسند اما استاد سرمدی تاثیر زیادی گذاشتند. خط شکسته استان را مدیون استاد سرمدی هستیم. ضمن اینکه استاد جعفر سجادی در شهرستان اسدآباد هم شکسته‌نویس خوبی هستند و تاثیرگذارند.
  • چرا کتابی با خط شکسته تولید نمی‌شود؟
متأسفانه چون خواندن خط شکسته مشکل‌تر از خط‌های دیگر است، این امکان را از هنرمندان گرفته است و ناشران هم استقبال نمی‌کنند. اگر هم کتابی منتشر شود صرفا مورد استفاده خوشنویسان خواهد بود.
  • وضعیت آموزش خط شکسته در همدان چگونه است؟
این موضوع دو بخش دارد؛ یکی کل هنر خوشنویسی است و دیگری آموزش خط شکسته است. در زمینه خوشنویسی می‌توان گفت خانواده‌ها فرزندان خود را کمتر به سمت خوشنویسی سوق می‌دهند و از سوی دیگر فناوری‌های جدید باعث شده کودکان کمتر به این هنر گرایش داشته باشند. می‌دانیم خط نستعلیق و شکسته دو خط کاملا ایرانی هستند. در همدان خط شکسته هم طرفداران خود را دارد. در سال‌های اخیر به دلایلی تحمیلی گرایش به سمت خط ثلث و نسخ پیدا شده که بر اساس علاقه نیست و دلایلی خاص باعث این موضوع شده است. این به هنر خوشنویسی آسیب می‌زند و در حق شکسته ظلم می‌شود.
  •  گرایش به خط شکسته در خانم‌ها بیشتر است یا آقایان؟
به طور کلی در آموزش خوشنویسی گرایش خانم‌ها بیشتر است چون تلاش خانم‌ها بیشتر است. هنرجویان خانم با تداوم می‌آیند و نیمه‌کاره رها نمی‌کنند. از طرفی مشغله کاری آقایان بیشتر است.
  • نیاز اصلی خوشنویسی استان چیست؟
بزرگ‌ترین نیاز خوشنویسی همدان ارتباط است. ارتباطی که با خارج از استان باشد و هنرجویان بتوانند با استادان بزرگ در استان‌های دیگر تعامل و ارتباط داشته باشند. مسأله‌ای که در استان‌هایی مانند قزوین به راحتی در دسترس است و می‌توانند با حمایت‌های دولتی به تهران بروند و از کلاس‌های آموزشی استادان استفاده کنند. اما این نیاز با مشکل روبه‌رو است چراکه رفت‌و‌آمد به تهران سخت است. نیاز دیگر بحث خرید و فروش آثار هنری است. همدان بازار فروش آثار هنری ندارد. یک بخشنامه دولتی داریم که هر اداره دولتی یک درصد از اعتبار و بودجه سالانه را به خرید آثار هنری اختصاص دهد که متأسفانه در همدان اداره‌های دولتی هرگز از این مصوبه پیروی نمی‌کنند و هیچ اثر هنری‌ای را نمی‌خرند. اگر همین بودجه به خرید آثار هنری اختصاص یابد هنرمندان دلگرم می‌شوند. خوشنویسان نمایشگاه می‌زنند و هزینه می‌کنند اما بازده مالی ندارد و همیشه زیان می‌بینند.
  • در گذشته تجربه‌هایی داشتیم که استادانی از تهران، از جمله استاد عبدالله فرادی، برای آموزش‌دادن هنرجویان به همدان می‌آمدند و کلاس‌هایی برگزار می‌کردند. امروز نمی‌توان از این تجربه بهره برد؟
آن زمان که استاد فرادی به همدان می‌آمد، از روی علاقه بود؛ اما اکنون استادان درجه یک این کار را نمی‌کنند. آمدن استاد از تهران به همدان دستمزد می‌خواهد، هتل و هزینه اقامت می‌خواهد و انجمن از نظر مالی چنین توانایی‌ای را ندارد. اداره ارشاد این کار را باید انجام دهد که وقتی درخواستی از آن می‌شود معمولا به بن‌بست می‌خورد.
  • موضوع ساخت موزه هنرهای معاصر به کجا کشید؟
متأسفانه اطلاع‌رسانی نمی‌شود و خیلی از هنرمندان نمی‌دانند قرار است چنین مکانی ساخته شود. دیگر اینکه همیشه بدترین مکان و بدترین فضا که دور از دسترس است به فعالیت‌های هنری اختصاص می‌یابد مانند کتابخانه مرکزی همدان که در نقطه‌ای دور از دسترس ساخته شده است. در همدان فضای برگزاری یک نمایشگاه بزرگ در سطح ملی را نداریم که 500 اثر را در آن به نمایش بگذاریم و جشنواره خوشنویسی ملی برگزار کنیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7%D8%9B-%D9%85%D9%87%D9%85%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%DB%8C%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، خوشنویسی همدان ، هنر در همدان ، هنرمندان همدان ،

یکشنبه 25 بهمن 1394

نمایش آثار گروه سنجاقک

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،صنایع دستی ،هنر ،

نمایش آثار گروه سنجاقک

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نمایش آثار گروه سنجاقک
همدان اولین مکان برگزاری تور نمایشگاهی گروه هنری سنجاقک خواهد بود.گروه هنری سنجاقک تشکلی است که مدیران و اعضای آن از هنرمندان با تجربه این مرز و بوم هستند...
1394/11/25
 همدان اولین مکان برگزاری تور نمایشگاهی گروه هنری سنجاقک خواهد بود.گروه هنری سنجاقک تشکلی است که مدیران و اعضای آن از هنرمندان با تجربه این مرز و بوم هستند. این گروه از سال 1380 در همدان تاسیس شده است و در رشته‌های تئاتر، سینما، گرافیک، نقاشی و صنایع دستی فعالیت دارد. یکی از نکات مهم درباره این گروه جذب هنرمندان از سراسر ایران و دعوت به همکاری از پیشکسوتان و علاقه‌مندان رشته‌های مختلف است. فعالیت‌های مختلف گروه بیشتر در همدان است اما در سراسر ایران اعضای اصلی، وابسته و پیوسته دارد. این گروه اخیراَ با توجه به اهداف خود از جمله حمایت از هنرمندان اقدام به برگزاری تور نمایشگاهی اعضا کرده که اولین نمایشگاه این گروه در همدان برگزار می‌شود.
در این نمایشگاه گروهی 12 نفر از اعضا، آثارشان را برای شهروندان همدانی به نمایش می‌گذارند. گفتنی است بخشی از درآمد حاصل از فروش آثار به یکی از صندوق‌های حمایت از بیماران خاص اختصاص دارد و عده‌ای از هنرمندان از شهرهای مختلف ایران مهمان همدان خواهند بود. این نمایشگاه از تاریخ 24 تا 29 بهمن‌ماه در گالری استاد زنگنه فرهنگسرای آوینی همدان برپا می‌شود.
این آثار شامل نقاشی، مجسمه، گرافیک، صنایع دستی و نقش برجسته است و آثار هنرمندانی چون اردشیر محرابی، لیلا عباسی و مریم کیانوشی از همدان در این نمایشگاه به نمایش درمی‌آید.

سابقه فعالیت
مجتبی خوش‌صفت، یکی از مسئولان برگزاری نمایشگاه، درباره فعالیت گروه به همشهری می‌گوید: از سال 1370 فعالیت هنری را در تئاتر آغاز کردم و از سال 1380 با همکاری دوستانم گروه هنری نیلوفر را تأسیس کردیم که بیشتر در زمینه تئاتر، تلویزیون و سینما فعالیت داشتیم. در این سال‌ها من و اعضای اصلی گروه در رشته‌های مختلف تحصیل کردیم و بعد از فراغت از تحصیل تصمیم به گسترش فعالیت‌های گروه در شاخه‌های مختلف گرفتیم. این تصمیم به شکل‌گیری گروه تازه‌ای به نام سنجاقک انجامید که فعالیت‌های مختلفی دارد.
خوش‌صفت اضافه می‌کند: در این گروه با دعوت از هنرمندان رشته‌های مختلف توان فنی و هنری گروه را بالا بردیم و همچنان در حال توسعه گروه هستیم. سعی می‌کنیم هر روز بیشتر از دوستان و پیشکسوتان بیاموزیم.
وی با اشاره به انگیزه برگزاری نمایشگاه می‌گوید: تجربه خوب گروه هنری نیلوفر در تئاتر به ما این نکته را آموخت که دوران کار انفرادی به سر آمده و کار گروهی نتایج بهتری در پی دارد. هر چند در کار گروهی اختلاف سلیقه‌ها و سوءتفاهم‌ها هم پیش می‌آید اما در این سال‌ها یاد گرفتیم از همین دو عامل هم درس بگیریم. اختلاف سلیقه را به تعدد آرا تعبیر کردیم و همین که بار معنایی مثبت گرفت در عمل هم باعث پیشرفت شد.

هنرمند تنهاست
این هنرمند ادامه می‌دهد: از آن‌جایی که در این سال‌ها در رشته‌های مختلف کار کردیم دید گسترده‌ای درباره کار هنری پیدا کرده‌ایم. تمام هنرمندان در ایران تحت فشارهای مختلف هستند. هنرمند در ایران تنهاست. یکی از انگیزه‌های ما برای تشکیل گروه هنری سنجاقک هم همین بود. هنرمند توسط هیچ ارگان و نهادی حمایت نمی‌شود. اگر معروف نشود در تنگناهای اقتصادی است و اگر هم ستاره شود تحت فشارهای اجتماعی قرار می‌گیرد.
خوش‌صفت به انتظار خود از نمایشگاه و شرکت‌کنندگان اشاره می‌کند و می‌گوید: انتظار من بسته به رشته هنری و سطح توانمندی‌های متفاوت هنرجویان است. انتظار خاصی ندارم؛ همین تعاملات هنری و علمی برای ما کافی است. از این سو در فروش و معرفی آثار، دوستانمان را کمک می‌کنیم. خودمان در برخی موارد سفارش کار می‌دهیم و نمایشگاه‌هایی در مکان‌های مختلف برگزار می‌کنیم. در بخش‌هایی به دوستان کمک می‌کنیم تا بتوانند تبلیغات درست داشته باشند و در بخش‌هایی هم در جذب سرمایه‌گذار به آنها کمک می‌کنیم.
وی ادامه می‌دهد: تنها انتظاری که داریم احترام به سایر اعضا و پیشرفت اعضاست. اعضای منفعل را دوست نداریم و زمانی هم برای ایجاد حاشیه نداریم، کیفیت و وقت‌شناسی در پروژه‌هایی که به دوستان می‌سپاریم اهمیت حیاتی دارد و دیگر هیچ.

استقبال از هنرمندان حرفه‌ای
لیلا عباسی، یکی دیگر از برگزارکنندگان این نمایشگاه، می‌گوید: از سال 81 فعالیت خود را با تئاتر آغاز کردم. در این سال‌ها در زمینه عکاسی، فیلم‌سازی و انیمیشن فعالیت داشتم. مدرک دانشگاهی در زمینه انیمیشن و گرافیک دارم و در بخش تبلیغات و گرافیک گروه هنری سنجاقک فعالیت می‌کنم.
عباسی درباره نحوه انتخاب هنرمندان می‌گوید: ما همیشه از اعضای حرفه‌ای، باسابقه، بااخلاق و خوش‌ذوق استقبال می‌کنیم. خوشبختانه فضای مجازی معضل محدودیت جغرافیایی را از میان برد و توانستیم با افراد، انجمن‌ها و گروه‌های دیگر تعامل داشته باشیم. کارهای هنرمندان عزیز را توسط کارشناسان گروه می‌سنجیم، سپس اگر استاندارد لازم را داشته باشند دعوت به همکاری می‌شوند و اگرنه می‌توانند از حضور دوستان باتجربه‌تر استفاده کنند.
این هنرمند با اشاره به ویژگی کار هنری در ایران می‌گوید: در کل تنها نکته مثبت کار هنری در ایران فضای بومی است که ریشه در فرهنگ غنی مردم و کشورمان دارد. برنامه‌های بسیاری برای آینده داریم که امیدواریم شرایط اجازه بدهد ادامه دهیم.

نمایش صندلی‌ها
اردشیر محرابی، مجسمه‌ساز همدانی، با اشاره به مجسمه‌های خود در این نمایشگاه می‌گوید: کارهایی که من ارائه کردم با توجه به علاقه شخصی بنده به سبک سوررئال است. آثارم در این نمایشگاه از مجموعه صندلی‌های من است که شخصیت‌های متفاوتی دارند.
محرابی که در سال جاری سومین نمایشگاه گروهی خود را تجربه می‌کند، ادامه می‌دهد: علاقه من به زندگی جاری، خلق مجسمه‌ها را به سمتی سوق می‌دهد که هر کدام داستانی برای گفتن دارند. یکی از کارهایم در این نمایشگاه برخلاف صندلی‌های قبلی زندگی اندوه‌باری دارد؛ چنانکه پایه‌ها یا بهتر بگویم پاهای صندلی به صورت باری بر دوش پاهای جلویی است؛ یا در اثر دیگرم که باز از مجموعه صندلی‌هاست، استراحت و لذت‌بردن از زندگی را به تصویر می‌کشد. این مجسمه‌ساز همدانی با مفید ارزیابی‌کردن نمایشگاه‌های گروهی در ایران می‌گوید: امیدوارم با شرکت در این نمایشگاه باعث دلگرمی، معرفی و تشویق هنرمندان شهرم باشم که به صورت گمنام یا کمتر دیده‌شده فعالیت هنری دارند. نمایشگاه گروهی می‌تواند باعث ارتقای سطح هنر استان همدان شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4-%D8%A7%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%82%DA%A9?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، گروه هنری سنجاقک ،

یکشنبه 25 بهمن 1394

نخستین نمایشگاه گروه هنری سنجاقک در همدان برگزار می شود

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،صنایع دستی ،




با حضور 12 هنرمند؛

 نخستین نمایشگاه گروه هنری سنجاقک در همدان برگزار می شود

شرکت در نمایشگاه گروهی انگیزه و ایده بهتری برای انجام کار به هنرمندان خواهد داد و هنرمندان با شرکت در کار گروهی بهتر می توانند در معرفی آثار خود به مردم و بازار هدف قدم بردارند همچنین می توانند آثار متفاوتی را عرضه کنند | آثاری را که در این نمایشگاه ارائه کردم از مجموعه صندلی های من هست که شخصیت های متفاوتی هستند.
به گزارش همدان پرس؛ در هیاهوی اتفاقات اقتصادی و اجتماعی گوناگون همیشه هنر و فرهنگ، اولویت پایانی است و نادیده گرفته می شود اما در این میان هنرمندان کشور ما با تمام مشکلات موجود فعالیت خود را ادامه می دهند. ویژگی هنرمندان ما امیدوار بودن و بخشیدن امید به جامعه است. 

همواره در جریان اتفاقات مختلف هنرمندان بی هیچ چشم داشتی و با کوشش فراوان راه خود را ادامه دادند که حاصل در آثار کم نظیرشان می توان پیگیری کرد. هنرمندان به خوبی می دانند که اگر روح جامعه درمان شود تمام ارکان یک جامعه تحت تاثیر آن بهبود پیدا می کند.

گروه هنری سنجاقک یکی از این گروه های است که پیوسته از سال های پیش درزمینه های مختلف فرهنگی و هنری تلاش کرده و افتخارات بسیاری نیز بدست آورده است.

این گروه هنری در زمینه های مختلفی همچون تاتر، سینما، انیمیشن، گرافیک، صنایع دستی ، نقاشی، طراحی و ... فعالیت می کند.

به تازگی این گروه هنری با دعوت از هنرمندان رشته های هنری سراسر ایران گسترش پیدا کرده و خدمات گوناگونی را ارائه می دهد به بهانه برگزاری اولین نمایشگاه گروهی در شهر همدان با مجتبی خوش صفت مدیر گروه هنری سنجاقک  و دو تن از هنرمندانی که در این نمایشگاه جمعی حضور دارند گفت و گو نشسته ایم. 

نمایشگاه جمعی گروه هنری سنجاقک با آثار 12 هنرمند از اعضای این گروه از 24 تا 29 بهمن ماه در گالری استاد زنگنه مجتمع آوینی برگزار می شود.

مجتبی خوش صفت با اشاره به انگیزه  برگزاری نمایشگاه می گوید: خب بهترین انگیزه برای من یاد گرفتن بود. باید از هم بیاموزیم تا رشد کنیم و افق دید بازتری پیدا کنیم و هنرمندان از هم بهتر می توانند بیاموزند چون زبان همدیگر را بهتر می فهمند. نکته بعدی اینکه هنرمندان معمولا تنها هستند این تنهایی در اکثر مواقع به نا امیدی می انجامد، ما سعی می کنیم در این گروه به هم امید بدهیم، بیاموزیم و بیاموزانیم. 

خوش صفت ب اشاره به علت گروهی بودن  این نمایشگاه می گوید: اصولا تمامی قسمت-های کارهنری سخت است. اما در نهایت ارزشش را دارد. ما در واقع دنبال گفتگوی سبک ها و هنرمندان با هم هستیم . دیدگاه هنرمندان رشته های مختلف به هم کمک می کند تا آثارشان را ارتقا ببخشند.

او ادامه می دهد: به نظر من انسان ها دو دسته هستند یا هنرمندند یا نیستند. شما اگر روح هنر را درک کنید در تمامی رشته ها می توانید تجربه کسب کنید، شما اگر خلاقیت داشته باشید در تمامی رشته های هنری جادارید فقط باید تکنیک ها و ابزار را بشناسید.

او به گوناگونی آثار و شیوه مدیریت اشاره کرده و می گوید:  در مورد مدیریت باید بگویم هر بخش از گروه ما مدیر متخصص خودش را دارد. 

اساتید و بزرگانی که هسته اصلی گروه را تشکیل می دهند و مشاوره آنها راه گشای من و دیگران است. برای ما همین راهی که می رویم لذت بخش و سودمند است هدف نهایی همه به کمال رسیدن است. 

اینکه بتوانیم به جامعه خدمتی کرده باشیم.  در این گروه پروژه های بسیاری در دست داریم و فکر می-کنم گام های استوار و دقیق همیشه بهتر از گامهای سریع و ناپایداراست. 

مریم کیانوشی از جمله هنرمندانی است که در نخستین نمایشگاه گروه هنری سنجاقک حضور دارد و در زمینه نقاشی روی سفال(کوه ای) فعالیت می کند او کار خود را از سال 1392 آغاز کرده  و علاوه بر نقاشی روی سفال در زمینه میناکاری، نقش برجسته، نقاشی روی شیشه(ویترای)، نگارگری نیز تجربه های خوبی دارد کیانوشی در مورد آثارش در این نمایشگاه می گوید: در خلق آثارش از نقشینه های گیاهی، حیوانی و سنتی در ایران بهره میگیرد و تلاش می کند از رنگها و لعاب های خاص در این زمینه استفاده کند.

کیانوشی هدف خود را از شرکت در این نمایشگاه گروهی معرفی آثارهنری خود به صورت تخصصی تر و تبادل و آشنایی با دیگر هنرمندان و استفاده از ایده های دیگر آثار هنری بیان می کند و می گوید: شرکت در نمایشگاه گروهی انگیزه و ایده بهتری برای انجام کار به هنرمندان خواهد داد و هنرمندان با شرکت در کار گروهی بهتر می توانند در معرفی آثار خود به مردم و بازار هدف قدم  بردارند همچنین می توانند آثار متفاوتی را عرضه کنند.

اردشیر محرابی مجسمه ساز همدانی با اشاره به مجسمه هایش در این نمایشگاه می گوید: کارهایی که من ارائه کردم باتوجه به علاقه شخصی بنده به سبک surreal هست. آثاری را که در این نمایشگاه ارائه کردم  از مجموعه صندلی های من هست که شخصیت های متفاوتی هستند. 

محرابی  که در سال 94 سومین نمایشگاه گروهی خود را تجربه می کند، ادامه می دهد: علاقه من به زندگی جاری خلق مجسمه ها را به سمتی سوق می دهد که هرکدام داستانی برای گفتن دارند یکی از کارهایم در این نمایشگاه برخلاف صندلی های قبلی زندگی اندوه باری دارد,چنانکه پایه ها یا بهتربگویم پاهای صندلی که بصورت باری بردوش پاهای جلویی است  و یا در اثر دیگرم که باز از مجموعه صندلی ها است صندلی بصورت استراحت ولذت بردن از زندگی را به تصویر می کشد.

این مجسمه ساز همدانی با مفید ارزیابی کردن نمایشگاه های گروهی در ایران می گوید: امیدوارم با شرکت در این نمایشگاه باعث دلگرمی ومعرفی وتشویق هنرمندان شهرم باشیم که بصورت گمنام ویا کمتر دیده شده فعالیت هنری دارند. نمایشگاه گروهی می تواند باعث ارتقای سطح هنراستان همدان شود.

در این نمایشگاه 12 هنرمند از استانهای مختلف آثار خود را عرضه می کنند؛ لیلا عباسی، یوسف عبدی نژاد، حسین بهزادی از همدان، شهین صادقی، شیرین کنعانی اعضا  گروه نقاشی از تهران، ندا حسین زاده ازطالش، آزاده صفی، مریم کیانوشی، مهزاد یونسی، عضو گروه صنایع  دستی از همدان، هدیه توتونچیان و آیدا رهبر اعضا گروه نقاشی از همدان، مریم شهبازی عضو گروه صنایع دستی البرزو اردشیر محرابی  در بخش مجسمه از همدان در این نمایشگاه حضور دارند.


برچسب ها: هنرمندان همدان ، هنرهای دستی همدان ،

چهارشنبه 7 بهمن 1394

ترنم آوای فاخته در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

ترنم آوای فاخته در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
ترنم آوای فاخته در همدان
کنسرت «کوچه» با اجرای گروه «فاخته» به سرپرستی و آهنگسازی رضا عباسی هنرمند همدانی، پنجشنبه‌شب در سالن سینما تئاتر فرهنگسرای شهید آوینی برگزار خواهد شد....
1394/11/07
 کنسرت «کوچه» با اجرای گروه «فاخته» به سرپرستی و آهنگسازی  رضا عباسی هنرمند همدانی، پنجشنبه‌شب در سالن سینما تئاتر فرهنگسرای شهید آوینی برگزار خواهد شد. عباسی از جمله آهنگسازان همدانی است که با وجود مشکلات اجرای کنسرت هر ساله گروه خود را به روی صحنه می‌برد. آخرین کنسرت این هنرمند ابتدای سال گذشته با عنوان «آهو» به نفع روشندلان برگزار شد. بیشتر کنسرت‌های این هنرمند موسیقی به صورت خیریه است و کنسرت کوچه نیز به نفع بیماران سرطانی در هفته سرطان اجرا می‌شود. با عباسی در این خصوص گفت‌و‌گوکردیم.
  • چرا فقط یک روز اجرا دارید؟ به نظر می‌رسد اجراها توسط گروه‌های موسیقی همدان کمتر از قبل شده است؟
یکی از مسائلی که در برگزاری کنسرت داریم این است که کنسرت‌های ما با برنامه‌های کنسرت موسیقی پاپ که گروه‌های تهرانی برگزار می‌کنند در یک روز و همزمان برگزار می‌شود. همین باعث خالی‌شدن سالن‌ها می‌شود. موسیقی پاپ گروه‌هایی که خارج از همدان به ویژه از تهران می‌آیند با استقبال خوبی مواجه می‌شوند چون مردم ما به این نوع موسیقی عادت کرده‌اند و گرایش آنها به موسیقی سنتی کم شده است. البته این یک موج است که در همدان شاهد آن هستیم. در 2 سال گذشته از گروه‌های استانی به دلیل حضور همین گروه‌هایی که اشاره شد و اغلب پاپ و عامه‌پسند هستند، اجرایی ندیده‌ایم.
  • از نظر شما اشکالی دارد؟
اول اینکه سطح سلیقه موسیقیایی مردم پایین آمده. دیگر اینکه موسیقی محلی سنتی ما در سایه موسیقی پاپ مهجور مانده است. البته ما مخالف موسیقی پاپ نیستیم، اما باید برابری و تساوی در بحث امکانات درنظرگرفته شود.
  • عمده‌ترین مشکل شما برای اجرای برنامه در استان چیست؟
یکی موضوع سالن است. به طور مثال مهم‌ترین سالن کنسرت استان که سالن ابن‌سینا  در محل اداره ارشاد شهرستان است، یک سالن با ظرفیت 500 نفری محسوب می‌شود. حال باید توجه داشت که سالن‌های بالای 500 نفر به کسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیاز دارد. بنابراین اخذ مجوز دچار فرایندی فرسایشی می‌شود. لازم است بگویم ظرفیت این سالن قبلا کمتر از 500 نفر بود. برای اینکه مسئولیت صدور مجوز را بر دوش وزارت فرهنگ و ارشاد بیندازند تعدادی صندلی به آن اضافه شد. در چنین شرایطی تنها گروه‌هایی قادر به اجرای کنسرت در این سالن هستند که مجوز لازم را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بگیرند. یکی دیگر از مشکلاتی که ما داریم این است که سالن‌های دیگر با قابلیت اجرای کنسرت موسیقی از جمله تالار فجر اجاره بسیار سنگینی از مسئول برگزاری کنسرت اخذ می‌کنند. انتظار ما این است  سالن‌ها حداقل برای گروه‌های استانی به صورت رایگان در نظر گرفته شوند.
  • درباره مشکلات سخت‌افزاری چطور؟
ما در سالن‌ها تجهیزات صدابرداری نداریم و هزینه صدابرداری و تبلیغات برای گروه‌های استانی بسیار بالاست و توان پرداخت آن را نداریم.
  • انتظار شما از نهادهای دولتی چیست؟
انتظار ما از اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی این است که اگر به فکر حمایت از موسیقی استان هستند از گروه‌های استانی حمایت کنند و لااقل نصب بنر، تبلیغات و سالن را برای ما رایگان در نظر بگیرند. شهرداری می‌تواند سالن‌هایی را  که در اختیار دارد برای برگزاری کنسرت به گروه‌های استانی بسپارد.
  • از کنسرت کوچه بگویید؟
این کنسرت در 3 بخش مجزا در نظر گرفته شده است. بخش اول بیات اصفهان با 4 قطعه تصنیف «حالا چرا» سروده شهریار، تصنیف مولانا با عنوان «چشم جیحون»، چهارمضراب طلوع و پیش‌درآمد شهناز است. بخش دوم گروه‌نوازی و تصنیف «کوچه» فریدون مشیری که نام کنسرت نیز از این تصنیف گرفته شده و بخش سوم نیز شامل چهارمضراب «سایه مهتاب» و تصنیف «هجران» از باباطاهر در رِنگ رقص نسیم است.
  • چقدر از آواز در این کنسرت استفاده کردید؟
هم در بخش اول، ساز و آواز داریم و هم در بخش سوم.  شعر آواز بخش اول از محمدحسین شهریار است و در بخش سوم از شعر فریدون مشیری استفاده کردیم.
  • علت اینکه باز هم کنسرت خود را به صورت خیریه برگزار کرده‌اید چیست؟
سال‌هاست برنامه‌های گروه آوای فاخته را به صورت گروهی برگزار می‌کنیم و عواید این کنسرت نیز به نفع بیماران مبتلا به سرطان هزینه خواهد شد.
  • چرا از شعر سپید استفاده کرده‌اید؟
تعدادی از شعرها سپید است، به دلیل اینکه ساختار سازبندی موسیقی ایرانی ظرفیت استفاده از شعر نو را دارد و ما تلاش کردیم این نوآوری در برنامه دیده شود. البته به جز کنسرت‌های استاد شجریان استفاده از شعر نو خیلی مرسوم نیست. دیگر اینکه سعی کردیم شعرها را به صورت کامل و بدون کم‌وکاست برای احترام به شاعر به صورت تصنیف اجرا کنیم.
  • دلیل استفاده از 2 خواننده در این کنسرت چیست؟
استفاده از تنوع صدایی یکی از دلایل این موضوع بود. استان همدان خواننده‌های خوبی دارد. ما برای اینکه رنگ‌آمیزی بهتری را در صداها شاهدباشیم به سمت این موضوع رفتیم.
  • آلبوم یاد رهی در چه مرحله‌ای است؟
این آلبوم در دست انتشار است. مجوز آن از وزارتخانه اخذ شده و امیدواریم به زودی در اختیار علاقه‌مندان قرار بگیرد. کنسرت کوچه نیز قرار است پس از اجرا به صورت آلبوم ضبط شود و در اختیار مخاطبان قرار بگیرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%AA%D8%B1%D9%86%D9%85-%D8%A7%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D9%81%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، رضا عباسی ، کنسرت گروه فاخته ، کنسرت کوچه ،

دوشنبه 5 بهمن 1394

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :فرهنگ عامه ،مشاغل ،تئاتر ،سینما ،روزنامه همشهری ،هنر ،

آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آمیرزای مکتب‌خانه؛ عکاس گنجنامه
ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است...
1394/11/05
 ناصر صفا بازیگر و عکاس همدانی متولد ۱۳۲۳ است. او حدود ۵۰ سال است عکاسی می‌کند. با این‌که سال‌ها مغازه عکاسی داشته، هر روز ساعاتی را در مناطق گردشگری همدان به عکاسی گذرانده است و به همین دلیل خود را عکاس سیار می‌نامد. مردم همدان، به ویژه دهه شصتی‌ها، او را با شخصیت «آمیرزا» در سریال خاطره‌انگیز «مکتبخانه» پخش‌شده از سیمای همدان می‌شناسند؛ سریالی موزیکال با گویش همدانی که صادق آشورپور آن را کارگردانی کرده بود و زمانی از پرطرفدار‌ترین برنامه‌های صبح جمعه تلویزیون همدان بود. ناصر صفا این روز‌ها در آستانه ۷۲ سالگی کنار آبشار و کتیبه‌های گنجنامه از مهمانان این میراث هگمتانه عکس می‌گیرد. او در این گفت‌وگو از سرگذشت خود می‌گوید.
  • عکاسی را کجا یاد گرفتید؟
یک عکاسی به نام «متروپل» اول خیابان باباطاهر بود؛ مدتی آن جا کار کردم. مدتی هم نزد عکاسی به نام مرتضی بودم.
  • چند سال است عکاسی می‌کنید؟
 حدود ۵۰ سال.
  • اولین دوربینی که خریدید چه زمانی بود؟
اولین دوربین را زمانی خریدم که یک مغازه میوه‌فروشی در فرعی خیابان اکباتان در کمربندی نظربیک داشتم. یک روز یک پیرمرد با دوربینی در دست وارد مغازه شد و گفت این را پسرم برایم فرستاده و نمی‌دانم چه‌کارش کنم. من آن دوربین را ۲ تومان و یک حلقه فیلم هم به قیمت ۱۵ ریال خریدم و‌‌ همان روز از دوستان و آشنایان عکس گرفتم. برای هر عکس ۵ ریال می‌گرفتم و آن روز ۵ تومان کاسب شدم. دوربین ۱۶ تا فیلم داشت و ۲ ریال هم برای ظهور و چاپ می‌گرفتند. آن زمان عکس‌ها را به رنگ سبز چاپ می‌کردند و ما به آن عکس‌ها می‌گفتیم عکس رنگی.
  • از آن زمان شغلتان را تغییر دادید؟
بله با ۲ تومان عکاس شدم. بعد از آن با یک دوربین روسی و فلش شدم عکاس سیار.
  • کجا عکاسی می‌کردید؟
من از دوران جوانی که عکاسی را شروع کردم همیشه در طبیعت بودم. اوایل در منطقه «آخر آسفالت» بودم که آن زمان خاکی بود و خودرویی‌ تردد نداشت؛ اما طبیعت زیبا مردم را به آن جا می‌کشاند و من هم بساط عکاسی را آن جا پهن می‌کردم. بعد‌ها عکاسی صفا را در‌‌ همان محله نظربیک باز کردم و مدتی هم خیابان جانبازان بودم.
  • چرا مغازه عکاسی را تعطیل کردید؟
از روزی که تلفن همراه آمد عکاسی دیگر به صرفه نبود. به همین دلیل حدود ۵ سال است که مغازه‌ام را جمع کرده‌ام.
  • از کسانی که سال‌های اول عکاسی پیش شما عکس گرفته‌اند کسی مراجعه می‌کند؟
بله؛ خیلی‌ها هنوز عکس‌هایی را که من مهر عکاسی صفا در کمربندی نظربیک را بر آنها زده‌ام، دارند. حدود ۴۰ سال از آن زمان گذشته است.
  • عکس‌های شما چه ویژگی خاصی داشت که در عکس‌های همکارانتان نبود؟
آن زمان لباس غربی، اسب و اسلحه بود که من به مشتری‌ها می‌دادم، می‌پوشیدند و عکس می‌گرفتند که خیلی طرفدار داشت.
  • عکاسی قدیم و جدید چه تفاوتی دارد؟
قدیم اگر عکس را روی یک تکه کاغذ به مشتری می‌دادیم اعتراض نمی‌کرد، چون آگاهی مردم اینقدر نبود.
  • نگاتیوهای قدیم را حفظ کرده‌اید؟
نه دیگر، چون چند بار جابه‌جا شدم و کسی دیگر چاپ نمی‌کرد.
  • لذت عکاسی قدیم بیشتر بود یا حالا؟
قدیم خیلی بهتر بود. روتوش و چاپ می‌کردیم. عکس رنگی وجود نداشت. من شب‌ها در خانه با کاغذکشی عکس‌ها را رنگ می‌کردم.
  • این‌جا چه وضعیتی دارید؟
سی چهل سال است که هر روز ساعتی را به اینجا می‌آیم؛ اما از وقتی دوربین دیجیتال و موبایل آمد کاسبی ما هم خراب شد. اما من به خاطر علاقه‌ای که به صحرا و طبیعت دارم می‌آیم.
  • بیمه یا بازنشسته هستید؟
نه؛ هیچ‌کدام.
  • چه آدم‌هایی در اینجا به شما مراجعه می‌کنند؟
همه جور آدم به اینجا می‌آید. گردشگر خارجی، شهرستانی، تا هنرپیشه‌ها و آدم‌های معروف. مثلاً حمید جبلی، بازیگر، چند وقت پیش آمد و عکس گرفتم. اما همدانی‌ها و کسانی که من را می‌شناسند بیشتر مراجعه می‌کنند و برخورد خوبی با من دارند.
  • چه نوع عکسی را دوست دارید؟
من دوست دارم هر عکسی که می‌گیرم عکس شادی باشد؛ چه عکس از طبیعت و چه عکس از افراد. دوست دارم موجب شادمانی شوم. اگر کسی که پیش من می‌آید اخم کرده باشد عکس نمی‌گیرم.
  • کسی برای آموختن عکاسی پیش شما می‌آمد؟
بله؛ تا چند سال پیش دانشجوهایی که با دوربین‌های آنالوگ رشته عکاسی را شروع می‌کردند می‌آمدند. چون با دوربین‌های قدیمی عکاسی می‌کردم و با دیافراگم و سرعت این دوربین‌ها آشنا بودم.
  • هیچ اتفاق افتاده که سازمان‌ها و مسئولان از شما بخواهند از مراسمی عکاسی کنید؟
نه؛ تاکنون چنین درخواستی از من نشده.
  • در مجالس و عروسی‌ها هم عکاسی می‌کردید؟
بله؛ در همدان قدیم رسم بود کسانی که می‌خواستند عروسی با شکوهی داشته باشند عکاس ببرند. این بیشتر در طبقه بازاری‌ و کارمندان بود و در بین مردم فقیر رایج نبود.
  • قدیم که فیلم‌ها ۲۴تایی و ۳۶تایی بود معمولاً چند فریم را خراب می‌کردید؟
بستگی به این داشت که خودم ظاهر و چاپ کنم یا به چاپخانه بدهم. معمولاً وقتی خودم انجام می‌دادم بیشتر فیلم‌ها سالم بود اما وقتی به عکاسی‌های دیگر می‌سپردم گاهی نور زیاد می‌دادند و عکس‌ها محو می‌شد.
  • تجربه بازیگری چطور بود؟
اگر با دوربین آشنایی نداشتم نمی‌توانستم به راحتی مقابل دوربین تلویزیون و سینما بایستم و بازی کنم. بازیگری که وارد این عرصه می‌شود بهتر است با این رشته‌ها آشنایی داشته باشد و مهم‌تر این‌که حتما آموزش دیده باشد.
  • در رشته عکاسی به کار کدام عکاس علاقه‌مندید؟ مثلاً دوست داشتید جای کدام یک از عکاسان مطرح باشید؟
من دوست ندارم جای هیچ کس دیگری باشم؛ همین که جای خودم هستم بسیار راضی‌ام. وقتی جای خودم هستم کار خودم را ارائه می‌کنم؛ مثلاً در سریال «مکتب‌خانه» نقش مرا چندین نفر بازی کرده بودند اما هیچ‌کدام کار من نشد و مردم مرا می‌شناسند. هر کسی را برای کاری ساخته‌اند. من دوست دارم هر روز بر چهره چند نفر لبخند بنشانم و این بهترین لذت است.
  • امروز که در دهه هفتم زندگی هستید و سال‌ها عمر خود را در راه بازیگری و عکاسی گذرانده‌اید، فکر می‌کنید مردم همدان و نهادهای دولتی حق شما را ادا کرده‌اند؟
مردم همدان بسیار قدر‌شناس هستند؛ اما من زمان بازیگری فکر می‌کردم مرا بیمه کنند و در این سن و سال حقوقی داشته باشم تا مجبور به کار کردن در این سن نباشم. اگر بیمه بودم و حقوق بازنشستگی داشتم بیشتر وقتم را در خانه به نوشتن نمایشنامه می‌گذراندم؛ اما اکنون درآمدی ندارم. هر کسی هنر و کاری انجام می‌دهد، می‌خواهد آتیه و آینده خود و خانواده‌اش را تأمین کند و من حدود ۴۰ سال در اداره ارشاد، رادیو، تلویزیون و سینمای جوان بازی کرده‌ام و گاهی نوشته‌ام، اما نتیجه‌ای حاصلم نشده است. برای مثال ۱۴ ماه که در سریال مکتب‌خانه کار کردم مبلغ ناچیزی به من به‌صورت قسطی پرداخت کردند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C-%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8%E2%80%8C%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87%D8%9B-%D8%B9%DA%A9%D8%A7%D8%B3-%DA%AF%D9%86%D8%AC%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، ناصر صفا ، عکاسی همدان ، تئاتر همدان ،

سه شنبه 11 آذر 1393

روایت هنرمند همدانی از گذشته موسیقی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :گفتگو ،موسیقی ،روزنامه همشهری ،

روایت هنرمند همدانی از گذشته موسیقی

نویسنده: حسین زندی
روایت هنرمند همدانی از گذشته موسیقی
موسیقی همدان مدیون كسانی است كه با محدودیت‌های اجتماعی مبارزه كردند و سینه به سینه حافظ این هنر شدند و راه را برای نسل امروز، علاقه‌مندان ومخاطبان این هنر هموار كردند.
1393/09/10
موسیقی همدان مدیون كسانی است كه با محدودیت‌های اجتماعی مبارزه كردند و سینه به سینه حافظ این هنر شدند و راه را برای نسل امروز، علاقه‌مندان ومخاطبان این هنر  هموار كردند. رضا جعفر‌پور همدانی از جمله این افراد است كه با وجود سختی‌ها به فعالیت خود ادامه داد و امروز یكی از خوانندگان شناخته‌شده همدان به شمار می‌رود.او سال 1316 در همدان متولد شد و با همنشینی با بزرگان این عرصه و استعداد فردی آواز ایرانی را آموخت و آثاری را در زمینه موسیقی سنتی و محلی خلق كرد. گفت‌وگویی با این خواننده همدانی انجام داده‌ایم كه در پی می‌آید.
  • آقای جعفرپورسرچشمه علاقه شما به موسیقی چیست؟
در دوران ابتدایی آقای برق لشكری معلم موسیقی ما در مدرسه محمدی بود. آن زمان مدرسه محمدی كه پشت شهرداری فعلی بود در انتهای كوچه‌ای كه امروزه به‌صورت طاقی باقی مانده و یك در آن هم از سمت محله دوگوران بود اما از سن 15 یا 16سالگی با گوش‌كردن رادیو به خواندن آواز و ترانه تشویق شدم و پس از آن هرچه آموختم با شنیدن رایو و به‌صورت خودجوش بوده است.
  • آن زمان اجرا هم داشتید؟
قبل از انقلاب من هیچ فعالیت موسیقی به‌صورت عمومی نداشتم. از نظر خانوادگی ما محدودیت د‌اشتیم و آن زمان تنها در جمع‌های خصوصی و برای دوستان می‌خواندم. بعد از انقلاب یك مدتی موسیقی مهجور ماند اما ما تشویق شدیم كه این هنر را به جامعه ارائه دهیم. اولین كنسرتی كه اجرا كردیم با همكاری صدا و سیما در سالن اجتماعات باشگاه معلمان بود كه زنده‌یادان داریوش زرگری و جلال دوستی هم از نوازندگان این برنامه بوند و آقای مهرورز هم خواننده بود. من یك ترانه محلی در این كنسرت اجرا كردم كه از ساخته‌های آقای كمال مدنی بود. اجرای این برنامه اوایل دهه هفتاد بود و اولین كنسرت بعد از انقلاب به شمار می‌آمد كه آن زمان اجرا شد.
  • رابطه شما با بزرگان موسیقی همدان مثل استاد دانشفر، استاد جمالی، آسایش و گلپریان چگونه بود؟
با آقای دانشفر دوستی نزدیكی داشتیم و چند برنامه خصوصی هم با ایشان اجرا كردیم، آقای دانشفر هم تدریس آواز داشتند و هم ویلن می‌نواختند. با آقای آسایش هم ارتباط دارم ایشان هم از نوازندگان بنام هستند اما با آقای جمالی ارتباط بسیار خوبی داشتیم به‌ویژه از سال‌های 64 تا 74 كه فوت كردند با هم كارهایی به‌صورت خصوصی اجرا می‌كردیم.
  • ویژگی كارآقای جمالی چه بود؟
آقای جمالی هم استادی نداشت و گاهی با افراد گمنام كار كرده بود اما هنرمندی در سطح استادان جلیل شهناز و فرهنگ شریف بود و در سال‌های 54 و 55 چند اجرا با آقای حسین خواجه امیری (ایرج) اجرا كرده‌اند كه 3 برنامه به دست من رسیده است. این كارها در شور، همایون، اصفهان، سه‌گاه اجرا شده است. آثار آقای جمالی در اختیار فرزندشان ساسان جمالی است و او محبت كرد چند اثر از كارهای ایشان را به من داد.
  • از خوانندگان همدان چه كسانی را می‌شناختید؟
سیدرضا شاهد كه به سید رضا عطار مشهور بود و در زمان نوجوانی من می‌خواند. آقای یوسف محبی، آقای مهرورز و آقای حسین مقربی كه تقریباً از هم‌نسلان من هستند.
  • چرا بیشتر این هنرمندان آموزش ندیده‌اند و استاد نداشتند؟
موسیقی ما گوشی و شنیداری است. هنرمندان و نوازندگان ما سینه به سینه كار می‌كردند. آموزشگاهی هم وجود نداشت. استاد می‌نشست و شاگرد هم در مقابلش به‌صورت شفاهی كار می‌كردند. پیش از كلنل وزیری كه نت را وارد ایران كرد، موسیقی ما سینه به سینه منتقل می‌شد. آواز هم از همین قاعده پیروی می‌كرد.
  • شما هیچ آموزشی ندیدید؟
من تا سال 64 آموزشی در مورد ردیف‌های موسیقی ندیده بودم اما گوشه‌ها و دستگاه‌های موسیقی ایرانی را می‌شناختم. آن سال به تشویق یكی از دوستانم به نام رضا بختیاری دوره‌های آموزشی ردیف را گذراندم.
  • تقسیم‌بندی‌هایی كه به نام مكاتب موسیقی اصفهان، تبریز و تهران وجود دارد آیا همدان را هم در بر می‌گیرد؟
همدان موسیقی محلی ندارد و سبك خاصی هم ندارد، هنرمندان بنابر علاقه خود به دنبال یكی از این مكاتب می‌روند. من هم سبك اصفهان و تاج اصفهانی را كار می‌كنم.
  • چرا تاكنون آلبومی منتشر نكرده‌اید؟
چند كار محلی دارم كه در صدا و سیمای مركز همدان اجرا كرده‌ام اما متأسفانه از پخش برخی از آنها جلو‌گیری می‌كنند. آلبوم هم منتشر نكرده‌ام و امروز هم در 78 سالگی از آن صدایی كه در 50سالگی داشتم، خبری نیست. كیفیت صدای جوانی دیگر نیست.
  • وضعیت موسیقی همدان را چگونه می‌بینید؟
موسیقی همدان خیلی خوب است. از گذشته بهتر است. جوانان مستعدی در نوازندگی و خوانندگی داریم. پیش از انقلاب چندان آموزش موسیقی معمول نبود و به اهالی موسیقی به‌عنوان مطرب نگاه می‌كردند.
  • به جز فعالیت اجرایی و خواندن آواز فعالیت دیگری هم در زمینه موسیقی داشتید؟
در سال 76 با همكاری دوستان انجمن موسیقی را در همدان راه‌اندازی كردیم در همان سال كه مهندس خرم استاندار همدان بود، توسط اداره ارشاد 2میلیون تومان به انجمن كمك كرد و از آقای بختیاری ساختمانی اجاره كردیم و به‌ ترویج موسیقی اقدام كردیم.
3 سال به‌عنوان مدیر داخلی و مسئول آموزش انجمن فعالیت كردم و با همكاری انجمن كنسرت‌های خوبی در همدان اجرا ،اما متأسفانه پس از 4سال تعطیل شد حالا حدود 6 یا 7 آموزشگاه در همدان وجود دارد و شرایط بهتر است.


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، هنرمندان همدان ،

چهارشنبه 6 شهریور 1392

راه‌های تنفسی شهر همدان تنگ‌تر شد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،تهران امروز ،زیست بوم ،میراث فرهنگی ،

روزنامه تهران امروز

 

 

 

کد خبر: 137354

تاریخ خبر: پنجشنبه, 07 شهریور 1392

 

راه‌های تنفسی شهر همدان تنگ‌تر شد

داد هنرمندان از تخریب بدیع الحكما و ذوالریاستین

 

 

حسین زندی- همدان: در ادامه تخریب باغ و عمارت بدیع الحكمای همدان و به رغم همه اعتراضات صورت گرفته باغ ذوالریاستین هم در خفا نابود شد. این موضوع به ظاهر استانی آنچنان سر و صدا كرد كه داد هنرمندان كشوری درآمد و تعدادی از چهره های سرشناس هنری كه به اصالت شهر و ریه های همدان اهمیت می دهند درصدد برآمدند، جلوی ادامه این تخریب‌ها را بگیرند. ریه های شهری كه قرن‌ها پیش هرودت در مورد همدان چنین می نویسد:

«سرزمین واقع در شمال هگمتانه کوهستانی و پوشیده از جنگل است.» بیش از بیست قرن پس از این مورخ شاعری غربی به نام « کلینتن سکالرد» بازهم می نویسد:«بر گرد دیوارهای همدان باغ‌های پرشکوفه دامن کشیده‌اند.» گویی پس از دوهزار سال طبیعت این شهر زیبا همچنان دست نخورده باقی مانده بود. ویلیام جکسن، سیاح و ایران شناس آمریکایی وقتی در سال 1903 وارد همدان می شود از بیشه‌زارها و باغ هایی می نویسد که به شعاع 25 کیلومتر به سمت غرب امتداد دارد. دیگر مستشرقین و سیاحتنامه نویسان نیز از این شهر با عنوان شهر باغ‌ها و درختان یاد می کنند و می نویسند:«همدان شهری است که آن را درختان احاطه کرده‌اند.» اما امروز نه فقط از آن درختان و بیشه ها خبری نیست بلکه اغلب باغ های منتهی به کوه الوند نیز نابود شده و برج ها و آپارتمان های ناموزون جایگزین آن شده است كه چشم انداز طبیعی شهر را نابود کرده اند.

سرنوشت یكسان باغ ذوالریاستین و بدیع‌الحكما

این روزها همان نمونه های کوچک هم در حال نابودی است. پس از باغ بدیع‌الحكما كه خبر تخریب و فروش زمین‌های آن منتشر شد، باغ 12هزارمتری ذوالریاستین در انتهای منطقه پردیس که روزی بهشت برین بود هم با مجوز شهرداری تفکیک و سپس نابود شد همچنین درختان کهنسالش قلع وقم شد. میرزا ابوالقاسم ذوالریاستین از عالمان همدان بود که در زمان صدارت قائم مقام فراهانی نماینده او در همدان بود و شاگردان زیادی از جمله ریاض همدانی در مکتب او به درجه دیوانی رسیدند. عمارتی که در این باغ ساخته بود در آستانه تخریب است. این عمارت تنها بنای باقی‌مانده از خانه های همدان است که دارای در سنگی بودند. به دلایل امنیت و سرما در گذشته در خانه‌ سنگ یک تکه بود و محله‌ای به نام درسنگی وجود داشت که ساکنانش نام خانوادگی در سنگی را برای خود برگزیدند. «مهدی خاکیان» مستاجر این باغ که با همکاری پدرش مرحوم «شکرالله خاکیان» از سال 1328 در این باغ ساکن بوده‌اند، می گوید: بخشی از عمارت به دلیل قدمت زیاد ومرمت نشدن از بین رفت اما آنچه باقی ماند توسط پدرم باز سازی شد، اما در بازسازی‌ها به در سنگی باغ و پایه ستون های عمارت و حوض های سنگی دست نزدیم، زیرا اعتقاد ما این بود كه در سنگی این خاك نمونه ای از هنر دستان چیره هنرمندان همدانی است كه حتی با تغییرات صورت گرفته در باغ باید پایدار بماند . بر اساس مدارك ارائه شده از سوی مهدی خاکیان از سال 1332 مستاجران فعلی به مالک آن اجاره سالیانه پرداخت کرده‌اند اما نه فروشنده و نه خریدار توجهی به حق و حقوق مستاجر نكرده و حقوق آنها از عرصه واعیان را نادیده گرفته اند. تلخ تر از همه آنكه مزایده را به نام خانواده خاکیان منتشر کردند، و در نهایت باغ نابود شد.

نابودی چشمه 700 ساله باغ به صورت عمدی

سال جاری باغ توسط یك شرکت خصوصی به نام انصار به شهرداری واگذار و پس از آن هم به مزایده گذاشته شد. به گفته خاكیان چشمه 700 ساله باغ را با لودر کور کردند تا درختان خشک شود اما منتظر خشک شدن هم نماندند و درختان را جلو چشم مردم شهر بریدند. همه می دانند كه همدان همیشه از خنک‌ترین شهرهای کشور بوده، حالا سوال این است كه چه اتفاقی افتاده است كه عده ای ظرفیت های مطلوب هوای همدان را فراموش كرده و آنها را اتفاقی می دانند؟ غیر از این است که پس از بریدن درختان و نابودی باغ‌ها كم كم همدان خنكی خود را از دست داده و تبدیل به شهری سیمانی و آجری می شود؟ نابودی باغ ذوالریاستین زمانی اتفاق می افتد كه بلدوزرها در حال تخریب باغ بدیع الحکما، حکیم و پزشک نامدار همدانی بودند. در همان زمان عکاس و روزنامه نگاری که در حال عکاسی از تخریب باغ بود به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفت .با نابودی این باغ‌ها آخرین شاهراه تنفسی همدان نیز نابود شده و دیگر درختی باقی نخواهد ماند تا هوای شهر را تصفیه کند و مهم‌تر از هر چیز حریف ریزگردها شود.

به دنبال انتشار گزارش تهران امروز و گزارش های متعدد در دیگر رسانه ها از تخریب عمارت بدیع‌الحكما و باغ ذوالریاستین در همدان، جمعی از هنرمندان كشور و فرهنگ دوستان همدانی با امضای نامه ای كه نسخه ای از آن در اختیار روزنامه تهران امروز قرار گرفته است، خطاب به مسئولان خواستار توقف این مسئله و پیگیری مسئولان امر در این خصوص شدند. جمع كثیری كه تعداد آنها بالغ بر 250 نفر است این نامه را امضا كرده‌ و خواستار توقف این تخریب شده اند. پرویزپرستویی، احمدرضا درویش، محمد حسین حلیمی، قباد شیوا، امیرشهاب رضویان، هانیه توسلی، عبدالله باکیده، مجید برزگر، بهرام توکلی، جهانبخش نورایی، یاشار نورایی، محمد پرویزی، جواد محقق، پرویز شکری، اصغر پورهاجریان، حسن گوهرپور، شهرام گلپریان، دکتر پرویز اذکایی، دکتر علیرضا ذکاوتی قراگزلو، اشکان جنابی و ایرج عاشوری از امضا كنندگان این نامه هستند. هفته گذشته كه باغ بدیع‌الحکما در معرض تخریب کامل قرار گرفت و بولدوزرها به این بنای تاریخی حمله کردند، خبرنگار محلی یكی از روزنامه های سراسری که برای پوشش خبر این تخریب به محل رفته بود ، مضروب شد. خانه بدیع‌الحكما در ابتدای جاده دره مرادبیک همدان واقع شده است که در فهرست میراث ملی ایران قرار دارد. دکتر بدیع‌الحکما از پزشکان خوشنام و خادم به مردم همدان بوده كه عارف قزوینی شاعر بزرگ مشروطیت دوره ای از تبعید خود را در باغ بدیع الحکما زندگی کرده است و بزرگانی چون شهید کلنل محمدتقی پسیان، از معاشران دکتر بدیع الحکما بوده اند. در حال حاضر علاوه بر این باغ، بخش بزرگی از باغ‌های سبز حاشیه شهر که حکم ریه‌های شهر همدان را دارند و همچنین از جاذبه های گردشگری شهرند، توسط زمین خواران نابود شده اند و باغ بدیع‌الحكما یکی آخرین آنهاست.

 

 http://www.tehrooz.com/1392/6/7/TehranEmrooz/1255/Page/15/

 

روزنامه تهران امروز


برچسب ها: باغ بدیع الحکما ، باغ ذوالریاستین ، همدان ، نامه اعتراضی هنرمندان به نجفی ، هنرمندان همدان ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic