تبلیغات
همدان نامه (همدان بلاگ) - مطالب ابر هنرمندان همدان
جمعه 27 اسفند 1395

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،ادبیات ،

از شاعری تا روزنامه‌نگاری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از شاعری تا روزنامه‌نگاری
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم....
1395/12/23
نصرالله آژنگ از نویسندگان شناخته‌شده کشور است که از دوران جوانی به تهران مهاجرت کرده و در کنار آموزگاری به نویسندگی و روزنامه‌نگاری نیز مشغول بوده است. او 23 عنوان کتاب منتشرشده دارد و سابقه کار در نشریات گوناگون را نیز در کارنامه خود دارد. در این گفت وگو از فعالیت ها و خاطراتش می پرسیم.
  • در کدام محله به دنیا آمدید؟
سال 1317خورشیدی در کوچه چشمه عبدالعظیم محله «چمن چوپانان» به دنیا آمدم. دوره ابتدایی را در چند مدرسه طی کردم و بعد به تهران آمدم و ضمن ادامه تحصیل در دبیرستان با مشفق همدانی در مجله کاویان همکاری داشتم.
  • چه کار می‌کردید؟
مشفق همدانی در اوایل اعتماد چندانی نداشت که نوجوانی 13 ساله بتواند کارهای مطبوعاتی انجام دهد. طی انجام کار، رفته‌رفته اطمینان خاطر حاصل شد و تصحیح فرم های چاپی در اختیار من گذاشته شد. در همان زمان با کسی که از من 10 سال بزرگ‌تر بود و کارهای سنگین تری به او محول می شد، یعنی هوشنگ ابتهاج (سایه) همکار شدم.
  • مشفق همدانی آثار ترجمه نیز بسیار دارد...
مشفق همدانی کارهایی انجام می داد که همه کسی نمی توانست از پس آنها برآید. آن زمان کتاب‌های داستایوفسکی از جمله «برادران کارامازوف» را ترجمه می کرد که برای همه میسر نبود. با زبان روسی هم آشنا بود اما نه به حدی که بتواند ترجمه کند. چندین کتاب را ترجمه کرد. کتابی را هم به نام «تحصیل‌کرده ها» که نوشته خودش بود منتشر کرد.
  • تا چه زمان با او همکار بودید؟
تا مرداد 1332 که کودتا شد پیش او بودم. بعد از آشفتگی اوضاع، جای دیگر از جمله چاپ میهن همدان و چاپ تجدد ایران در تهران مشغول شدم که کار تصحیح انجام می دادم.به خودم جرات دادم که به عنوان روزنامه‌نگار در مجلات کار کنم. مطالبی با عنوان انگولک را با نام مستعار در مطبوعات می نوشتم.
  • چگونه به سمت نوشتن رفتید؟
دبیری در دبیرستان مولوی تهران به نام دکتر حسن سادات ناصری داشتیم که بعدها استاد دانشگاه شد. ایشان به من جرات داد که بتوانم کتاب شعرم را چاپ کنم. اولین کتاب شعرم به نام «محکوم بی‌گناه» در سال 1335 چاپ شد و به تدریج در راه تالیف و تحقیق قدم برداشتم. در حال حاضر 23 تالیف چاپ‌شده دارم. نام خانوادگی من باب‌الحوائجی بود که به  علت طولانی‌بودن برای روی جلد کتاب با پیشنهاد چندین نام به آژنگ تغییر یافت.
یکی از کتاب های من هم با عنوان باب الحوائجی و هم آژنگ چاپ شده است. به این ترتیب بود که دیپلم را در سال 1336 در دبیرستان مولوی گرفتم و وارد دانشگاه ادبیات شدم. ضمن ادامه تحصیل به همدان رفتم و به‌عنوان آموزگار استخدام شدم. بعدها که مدرک گرفتم از سال 1338 تا 1347 در همدان بودم. چند سال به عنوان معلم در مدارس تدریس کردم و 3 سال به عنوان مسئول نگارش و انتشارات و تبلیغات در آموزش و پرورش کل همدان مشغول به کار شدم. سال 47 به تهران منتقل و در منطقه 12 و 6 و 5 مشغول به تدریس شدم.
  • از خاطرات تحصیل در تهران بگویید.
من در تهران به 3 دبیرستان رفتم. 3 سال اول و دوم و سوم را در دبیرستان نوشیروان طی کردم و سال چهارم و پنجم را در دبیرستان بهبهانی. سال ششم را در دبیرستان مروی گذراندم که یکی از معتبرترین دبیرستان‌های تهران بود.
رئیس دبیرستان هم آقای همایونی برادر آقای همایونی بود که خطاط بود. مدیر زبده و برنده ای بود و استادان خوبی را هم جمع کرده بود که اکثرا نویسنده کتاب های درسی بودند.
  • از دانشگاه بگویید.
من در دانشکده حقوق و علوم سیاسی تحصیل کردم. با دانشجوهایی هم که اهل کتاب بودند کار می کردم. کتاب پرویز علوی را که دکترای علوم سیاسی، استاد دانشگاه و نویسنده کتابی به نام «چه کسانی در آمریکا حکومت می کنند» بود به انتشارات خرد دادم و در لاله‌زار پاساژ اخوان چاپ شد. چون من با ناشرین آشنا بودم، سعی می‌کردم راهگشا باشم.
  • علت مهاجرت به تهران چه بود؟
دوره تدریس و تحصیلات در تهران بودم و علت تهران رفتنم هم به‌خاطر منتقل شدن خانواده بود. ما هم به ناگزیر باید می آمدیم. برای تامین بهتر معاش مجبور به کار شدم و با مطبوعات آغاز کردم و در گردونه چاپ و نشر افتادم.
  • در آموزش وپرورش تنها در کار تدریس بودید یا مشاغل دیگری هم داشتید؟
در وزارت آموزش و پرورش یک اداره‌کل به نام اداره‌کل نگارش وجود داشت که برادر ذبیح‌الله صفا، دکتر فضل‌الله صفا ریاست این اداره را به عهده داشت.
شعبه هایی در استان ها و شهرستان ها داشت که هرازگاهی سمیناری تشکیل می‌شد و مسئولان اداره‌کل نگارش و ادارات نگارش را در دانشسرای عالی جمع می‌کردند وتبادل افکار و نظر و مشورت و ارائه طریق می کردند. حدود 3 سال در آن اداره مشغول به‌ کار بودم .
  • در دانشگاه هم تدریس داشتید؟
در دبیرستان تدریس می کردم و در فواصل مختلف وقتی که دانشگاه آزاد دایر شد ادبیات تدریس کردم.در دانشکده های علمی کاربردی هم تدریس داشتم. در آنجا ادبیات تدریس می کردم اما اکنون به علت بیماری همسرم تدریس را رها کرده‌ام و تمام کارهای منزل را من انجام می دهم.
  • وقتی همدان بودید با زنده‌یاد قاسم برنا که از روزنامه‌نگاران قدیم بود همکاری داشتید؟
ایشان از دوستان صمیمی من و نویسنده بود. چندین کتاب نوشت و اهل مطالعه بود و کتابخانه بسیار بزرگی هم داشت. ارتباط کاری که با وی پیدا کردم در اولین انجمنی بود که در کتابخانه عمومی همدان سال 1346 شکل گرفت. ما به‌عنوان اعضای انجمن کتابخانه همدان برگزیده شدیم .آن زمان قرار بر این بود که شهرداری‌ها یک و نیم درصد از درآمد خود را برای خرید کتاب و توزیع کتاب اختصاص دهند. 70هزار تومان در اختیار ما قرار دادند که پول زیادی بود. من، ابوالحسن آذری کنگاوری و قاسم برنا چند روز به تهران آمدیم تا کتاب تهیه کنیم. من هم که با کتاب‌فروش‌های تهران آشنا بودم هر جا که ممکن بود با بیشترین تخفیف بهترین کتاب ها را خریداری می‌ کردیم.
  • علاوه بر شهرداری با چه نهادهای دیگری همیاری می‌کردید؟
سراغ ایرج افشار که رئیس کتابخانه دانشگاه تهران و رئیس انتشارات دانشگاه بود، رفتیم و گفتیم قضیه از این قرار است. ما بودجه‌ای نداریم و اگر ممکن است کمکی به ما کنید. ایشان دست خطی نوشتند که هرچه خواستیم از انتشارات دانشگاه نصف قیمت برداریم. گفت اگر پولتان نرسید یا پرداخت نکنید یا دوست داشتید بعد بیاورید. بهترین کتاب ها را به همدان آوردیم. آن زمان کتابخانه در سر رودخانه ای بود که در محل میدان دانشگاه فعلی بود و حالا خراب شده است. سالن و میز مطالعه درست کردیم. من در سال 47 به تهران آمدم و کارها را به عباس زند محول کردم.
  • سرنوشت آذری کنگاوری چه شد؟
آذری کنگاوری در همدان کارمند فرمانداری بود و به‌خاطر همین مقیم همدان بود. کتاب های زیادی نوشت اما چاپ نشد. فهرست کتاب هایش را برای من فرستاد که با ناشرها صحبت کنم که چنانچه تمایل دارند چاپ شود. آذری کنگاوری شعر بی‌نقطه ای درباره هفت سین و عید دارد که برای من فرستاده بود.
  • از کتابخانه های خصوصی همدان بگویید.
کتابخانه های مهمی در همدان بود. آقایی به نام پنبه‌چی بود که کتابخانه بسیار بزرگی داشت و در کوچه استرمردخای زندگی می کرد. بعد از فوت ایشان فرزندانش کتاب ها را نگهداری نکردند. من از چند نفری در همدان که کتابخانه داشتند بهره گرفتم. یکی آقایی به نام نقوی دبیر دینی و فقه و مردی روحانی بود. آقایی هم در روستای یعقوب شاه بود که نامش را فراموش کردم. از کتابخانه برنا و کتاب های آرامگاه بوعلی و اوقاف هم استفاده کردم.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

جمعه 27 اسفند 1395

عرصه تنگ فرهنگ

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

عرصه تنگ فرهنگ

نویسنده: حسین زندی روزنامه نگار
عرصه تنگ فرهنگ
اگرچه انتقادات فراوانی به جریان فرهنگی استان وارد است اما در یک نگاه کلی می‌توان از عملکرد مدیران فرهنگی دفاع کرد و اگر واقع‌نگر باشیم زبان تمجید از زبان نقد کوتاه‌تر است....
1395/12/25
اگرچه انتقادات فراوانی به جریان فرهنگی استان وارد است اما در یک نگاه کلی می‌توان از عملکرد مدیران فرهنگی دفاع کرد و اگر واقع‌نگر باشیم زبان تمجید از زبان نقد کوتاه‌تر است. شهر همدان در جشنواره تئاتر فجر سال 59 مانند سال‌های گذشته حضور نداشت و یکی از غایبان اصلی مهم‌ترین رویداد نمایش کشور بود. جشنواره بین‌المللی تئاترکودک و نوجوان همدان ضعیف‌ترین سال برگزاری را پشت سر گذاشت و انتقادهای علیه برگزارکنندگان منتشر شد.  چندین متن در انتظار مجوز ماندند یا مجوز نگرفتند. گرچه نمایش همدان همیشه از ضعف‌های همیشگی رنج می‌برد.شرایط برای موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان در همدان دشوارتر از سایر هنرها است. چه آنانی که به عنوان هنرمند میهمان به همدان می‌آیند و چه کسانی که در همدان به فعالیت‌های موسیقی می‌پردازند. سختگیری‌ها  در مواجهه با کنسرت‌های موسیقی سنتی بیشتر است. با این حال کنسرت‌های حسین علیزاده و کیهان کلهر از برنامه‌های موفق سال گذشته بود.
یکی از اتفاقات بازگشایی سینما فلسطین و سینما تئاتر الوند بود که حق انتخاب مردم همدان در زمینه تماشای فیلم بیشتر شد. اما همچنان همدان با کمبود سالن سینما درگیر است. شهری که زمانی با 012 هزار نفر جمعیت 6 سینما داشت امروز با 4سینما روزگار می‌گذراند.  در زمینه تولیدات آثار سینمایی نیز همدان هنوز حرفی برای گفتن ندارد اما اتفاق خوبی نیز در این زمینه افتاد آن هم اینکه به نظر می رسد حضور و رفت و آمدهای سینماگران نسل قبل به همدان و برگزاری کارگاه‌های آموزشی بتواند تاثیری در تولید آثار سینمایی شهرداشته باشد.
با اینکه در همدان افراد زیادی در زمینه‌های مختلف هنرهای تجسمی فعالیت می‌کنند اما موفق‌ترین هنرمندان همدانی در این حوزه خارج از همدان زندگی می‌کنند. گالری‌هایی که در آنها آثار هنری به نمایش در می‌آید معمولا دور از دسترس هستند و بیشتر کسانی که کارهای خود را به نمایش می‌گذارند چندان در قید و بند مخاطب و بازخورد عمومی نیستند. اما سال‌جاری نمایشگاه‌های مختلفی با آثار متفاوت در همدان دیده شد و هنرجویان و هنرمندان از هر فرصتی برای ارائه آثار استفاده کردند. اتفاق خوب این حوزه افتتاح  گالری شهر کتاب بود که اولین نمایشگاه آن با نمایش آثار استاد احمد فتوت برگزار شد. اما با اینکه از مراسم کلنگ‌زنی ساختمان انجمن خوشنویسان همدان سال گذشته زمین باعث شده کلنگ این مجموعه همچنان بر زمین بماند.
در شرایطی نه چندان خوب مدیران میراث استان تمام تلاش خود را برای حفاظت از آثار موجود به کار می‌گیرد اما دست خود را در عملیات اجرایی بسته می‌بیند. صنایع دستی استان، حتی سفال و سفالگری، حال و روز خوشی ندارند.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

جمعه 27 اسفند 1395

فرهنگ در کوچه‌های همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،گفتگو ،صنایع دستی ،هنر ،موسیقی ،

فرهنگ در کوچه‌های همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
فرهنگ در کوچه‌های همدان
بررسی سال فرهنگی همدان از نگاه فرهنگیان اتفاق مثبتی است. در ادامه نظر برخی از این افراد را درباره اتفاقات فرهنگی سال 95 جویا می‌شویم....
1395/12/25
 بررسی سال فرهنگی همدان از نگاه فرهنگیان اتفاق مثبتی است. در ادامه نظر برخی از این افراد را درباره اتفاقات فرهنگی سال 95 جویا می‌شویم.

علی اصغر طاهری، رئیس خانه آواز همدان
به ‌طور کلی با  توجه به جو سنگینی که در حوزه موسیقی نقاط مختلف کشور به وجود آمده موسیقی همدان در سال 95 موقعیت خوبی داشت، اما کافی و صد درصد ایده‌آل نبود امیدوارم وضع مناسب‌تری دراین باره به وجودآید. از سوی مسئولان اظهار امیدواری شده که در سال آینده شرایط از سال قبل بهتر و مناسب‌تر شود اما در عین حال هیچ چیز قابل پیش‌بینی نیست.
خانه آواز در صدد است بتواند با همبستگی هنرمندان رشته موسیقی به فعالیت خود ادامه دهد، منشا اثر باشد و به جایگاه هنری خود ارتقا بخشد. این امر همفکری و همکاری اعضا را می‌طلبد تا به سوی هدفی واحد پیش روند.

کاظم مرادی، نوازنده و خواننده همدانی
ارزیابی من از وضعیت کنسرت در سال گذشته چه کمی و چه کیفی زیاد مثبت نیست و بازتاب کنسرت‌ها در میان مردم دلیل گویای این مطلب است. وقتی مردم از وضعیت کنسرت‌ها راضی نیستند یعنی ما کیفیت لازم را در نحوه اجرای کنسرت نداشتیم. گروه‌های موسیقی باید تلاش و خلاقیت بیشتری داشته باشند تا مخاطب با شوق و استقبال صندلی‌های سالن را پر کند اما متاسفانه ما این شوق را در مخاطب نمی‌بینیم. امیدوارم سال بعد شاهد بهتر شدن این فضا باشیم. کنسرتی موفق است که مخاطب و بیننده بگوید کنسرت بعدی این گروه کی و کجاست. تنوع در ملودی سازی، تنوع در ارکستراسیون واستفاده از خواننده توانمند ضروری‌ترین بخش است. در غیر این صورت رخوت و خواب مخاطب را فرا می‌گیرد.
مساله بعدی این است که بعضی از ارگان‌های متولی اخذ مجوز چندان با اجراکنندگان کنسرت همکاری نمی کنند که این امر باعث از بین رفتن انگیزه گروه‌های بومی می شود.
سرپرست‌های گروه‌ها در سال گذشته با تنش و استرس مجوز دریافت کردند. از متولیان فرهنگی شهر می‌خواهم اگر حمایتی لااقل سنگ‌اندازی نکنند.

معصومه مومنی مدرس دانشگاه و فعال گردشگری
بهره‌مندی از گردشگری که در سال‌های اخیر قدرتش را بیش از پیش نشان داده است در سال گذشته كم و بیش نصیب استان ما نیز شد و مدیران ارشد ما روی خوشی به سرمایه‌پذیری در این حوزه نشان دادند.
شاید پذیرش این صنعت برای كشورهای جهان سوم كمی زمانبر باشد اما تكیه بر اقتصاد تک‌محصولی و صادرات نفت در دراز مدت توجیه اقتصادی ندارد و جایگزینی آن با صنعت سبز كه همان گردشگری است، امری ضروری است. این مهم در بهبود اقتصاد استان ما نیز واجب‌الاجراست و اهمیت آن در سال‌های اخیر مورد توجه مسئولان قرار گرفت.
مدت‌هاست اقتصاد استان ما بر پایه‌هایی سنتی است. امروز با بحران‌های ایجاد شده این وضعیت نمی‌تواند پاسخگوی شرایط حال و كمی دورتر باشد.  با توجه به طبیعت ارزشمند و پیشینه تاریخی و فرهنگی استان كه هر كدام به نوعی ظرفیت قوی در جذب گردشگر محسوب می‌شود، با فراهم آوری بسترهای مناسب تكیه بر اقتصادی مبتنی بر صنعت گردشگری در استان قابل توجیه است. سال گذشته فراز و فرودهایی در بخش‌های مختلف گردشگری داشتیم اما در نهایت شاهد اتفاقات خوبی در این حوزه بودیم.  از جمله می‌توان به بالا رفتن آمار گردشگران خارجی نسبت به  سالِ گذشته اشاره کرد یا افتتاح اقامتگاه‌های بومگردی كه گام ارزشمندی در حوزه گردشگری پایدار بود و البته این موارد به‌تنهایی كافی نیست. ما ابتدای راه هستیم و لازم است برنامه‌ریزی‌هایی منسجم برای ارتقا و بهبود كیفیت زیرساخت‌ها داشته باشیم. هم‌افزایی در بخش‌های مختلف و مرتبط با این صنعت امری ضروری است و موفقیت در این حوزه منوط به این امر است.

مهدی کریمی منسوب، مجسمه‌ساز
شاید با پس‌زمینه رویدادهای فرهنگی که به‌ صورت تیتروار در سال گذشته از ذهن می‌گذرد در ظاهر بتوان نتیجه‌گیری مثبتی از رویدادهای فرهنگی هنری و صنایع دستی داشت، به‌خصوص با تاکیدی که برمقوله جهانی شدن سفال لالجین پدید آمد اما به‌عنوان یک فعال هنری در استان آرزوی قلبی ماست که بتوانیم اسامی اینچنینی را با صدای بلند فریاد بزنیم اما نه به‌صورتی که صدای خنده منتقدان و بدخواهان در جواب ادعای ما منطقی‌تر و رساتر شنیده شود.
متاسفانه با همه پیشرفت‌ها در سطح نگاه مسئولان هنوز شمه‌هایی از نوع نگاه صرفا غیرتخصصی وجود دارد که تنها برای پرکردن سیاهه‌ای از فعالیت فرهنگی و هنری سراغ هنر و هنرمند می‌آیند. شهر جهانی سفال عبارتی سه جزئی که شجاعت ادای آن مسئولیت‌پذیری بالایی می‌طلبد.
استانداردهای شهر، پدیده و اتفاقاتی در سطح جهانی و سفال واقعا چند دقیقه ذهن متولیان را مشغول کرد و اگر کسی در این موارد سوالی بپرسد چه کسی جوابگوست؟ تا کی می‌توان مبنای عمل سوال کننده را بر سوء‌نیت و دشمنی قرار داد؟ وقت آن نیست که خودمان خودمان را نقد کنیم تا مورد طعنه و تهمت غریبه و بدخواه نباشیم؟ فارغ از مبحث شهر و استانداردهایش و مبحث جهانی بودن و جهانی شدن فقط در گفتاری مختصر به خود سفال اگر توجه کنیم خواهیم دید مسائل آنقدر گسترده هستند که همچنان نیازمندیم دامنه را کوچک‌تر کنیم.
برای مثال تنها در مورد پدید آورنده اثریا سفالگر استانداردهای لازم فعالیت یک هنرمند واقعا و انصافا چقدر در این اتوپیای فرهنگ و هنر که دلسوزانمان خلق کردند پیش‌بینی شده؟! بطور مثال حاصل 8سال لطف و محبت مسئولان و متولیان مدعی عدالت برای هنرمند سفالگر که عمرش را خرج فرهنگ و هنر خاکش کرده بود بیمه‌ای بود که درگیر و دار سرو صدای تبلیغات بر او منت گذاشته بودند.
اما آنقدر در اختصاص همان بودجه نیز کوتاهی شد تا لاجرم صدایش در دولت فعلی به گوش رسید و بالاخره در اقدامی دردآور شروع به قطع بیمه بیمه‌شدگان گذشته به بهانه های غیرمنطقی و همچنین قطع روند بیمه‌شدگان جدید کردند. کوچک‌ترین سهم هنرمند از رفاه به آسانی به فراموشی سپرده شد و نمایندگان و مسئولان تنها تماشاچی بودند و در تدارک شهر جهانی سفال.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%88%DA%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ،

شنبه 14 اسفند 1395

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،فرهنگ عامه ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
از تماشاخانه اکباتان تا تئاتر بوعلی
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت...
1395/12/14
منصور جمشید آبادی متولد 1316 در همدان است. پدر او حیدر جمشیدآبادی از بازاریان بنام همدان بود. او از مشروطه‌خواهان تبریز و از دوستان سردار ملی بود که به همدان مهاجرت کرده بود. جمشیدآبادی در یک خانواده فرهنگی بزرگ شد و از نوجوانی با تئاتر و ادبیات آشنایی یافت.
این شناخت تا امروز ادامه داشته و افزون بر کار تئاتر و سرودن شعر یکی از کسانی است که فرهنگ عامه همدان را خوب می‌شناسد.وی در این گفت‌‌‌وگو از خاطراتش از تئاتر همدان می‌گوید.
  • دلبستگی به تئاتر از کجا شروع شد و به کجا ختم شد؟
تئاتر در همدان از اول خیابان عباس‌آباد جایی که الان بانک صادرات است، آغاز شد. در زمانی که من حدودا ده ساله بودم یعنی سال‌‌‌های 27 یا 28 که تئاتر سعدی در تهران فعالیت داشت، عده‌ای از شاگردان عبدالحسین نوشین به همدان آمدند. یکی از آنها کهنمویی بود، مشعشعی و نویدی نیز آمدند و آنجا را نمایش‌خانه اکباتان نامگذاری کردند.
  • مالک نمایش‌خانه اکباتان چه کسی بود؟
بانی آن را اطلاع ندارم اما می‌دانم که این سه بزرگان هنر بودند. من از اینکه چه کسی از این افراد خواست که به همدان بیایند اطلاعی ندارم اما شاید به علت گستره تئاتر بوده یا فردی خواسته که من بی‌اطلاع هستم. فکر می کنم آقایی که نام خانوادگی‌اش نویدی و اهل همدان بود و نامش را به خاطر ندارم، این افراد را به همدان آورد.
سیف‌الله گلپریان و امیر ساسان دهگان هم با این گروه تئاتر هم بازی و همنوازی می‌کردند. اینها آمدند و در همدان تئاتر را شروع کردند. پدرم من و برادرانم را گاهگاهی برای تماشای تئاتر می‌آورد.
  • چه سالی بود؟ نام نمایش را به خاطر دارید؟
من متولد 1316هستم و در آن موقع 10 ساله بودم. چون در آن زمان من سن کمی داشتم خوب به یاد ندارم که موضوع نمایش چه بود. زنده‌یاد مشعشعی، گریمور پرقدرتی بود و چهره‌‌‌ها را طوری تغییر می‌‌‌داد که به هیچ وجه کسی شخص را نمی‌‌‌شناخت.
  • تئاتر اکباتان تا چه سالی برپا بود؟
دقیقا اطلاع ندارم اما فکر می‌کنم دو یا سه سالی بیشتر نبود. بعد از اینکه آن تئاتر به هر دلیلی جمع شد آن مکان به زغال‌فروشی تبدیل شد. مدت‌ها طول کشید تا برای بار دوم همان محل زغال‌فروشی به تئاتر بازگشت. این بار بنیانگذار این تئاتر زنده‌یاد سیدرضا همراه بود که با چند نفر شراکت کرد از جمله مرحوم زین العابدین شاملو که دبیر ریاضی بود و برادران علی و اصغر باب الحوائجی و  تئاتر را شروع کردند.
  • در دوره دوم تئاتر اکباتان چه کارهایی روی صحنه می‌رفت؟
از آنجایی که تئاتر در همدان پایه نداشت ابتدا از هنرمندان سایر نقاط ایران به‌‌‌ خصوص تهران دعوت می‌کردند که  نمایشنامه‌‌‌هایی اجرا کنند. یکی از آن نمایشنامه‌‌‌ها «ماهی طلایی» بود که حدود  سال1334 اجرا شد. این اتفاق همزمان با وقفه 5 ساله در تئاتر همدان بود. نمایش ماهی طلایی برنامه تقریبا کمدی و شیرینی بود که دربار خلیفه و آنچه  را در آنجا می‌‌‌گذشت نشان می‌داد.
  • بازیگران را به خاطر دارید؟
عزیز گرجی برادر نعمت گرجی آن زمان به همدان آمد. زنده‌یاد سیف الله گلپریان در آنجا برنامه تئاتر گذاشت که برنامه زیبایی بود و برای اجرای آن نمایشنامه از همه هنرمندان همدان استفاده کرد. من نبودم اما برادر بزرگ‌ترم پژمان بود و علی بهاری و  نصرالله عبادی و زنده‌یاد جلالی هم بازی می کردند. نمایشنامه بسیار قشنگی بود، موضوع اجتماعی داشت و استقبال شایانی از آن شد.
سیف الله گلپریان نقش بسزایی در تئاتر همدان دارد و اگرچه زنده‌یاد امیرساسان دهگان علاقه فراوانی به تئاتر داشت اما علاقه گلپریان چیز دیگری بود و با تمام وجود برای تئاتر تلاش می‌‌‌کرد. معمولا کارگردان گلپریان بود و دهگان بازی نداشت. من بازی ایشان را ندیدم. گلپریان هم نقش بازی نمی‌کرد و فقط کارگردان بود. آنجا هم به دلایلی تعطیل شد.
  • آقای همراه فقط در راه اندازی تئاتر نقش داشت یا کار نویسندگی و بازی هم می کرد؟
زنده‌یاد رضا همراه هم مترجم بود و هم نویسنده. اما در زمینه تئاتر و نمایشنامه‌نویسی و بازیگری من چیزی از ایشان ندیدم.
  • بعد از تعطیلی دوباره اکباتان، سرنوشت این گروه چه شد؟
تئاتر در آن مکان تعطیل شد و به اول خیابان بوعلی آمد که مکان فعلی باشگاه بانک تجارت است. طبقه بالا و نمایش‌خانه اکباتان شد تئاتر بوعلی. دیگر گلپریان همکاری نداشت. عده‌‌‌ای که در آن مکان بودند   با مالک آنجا مشکل داشتند و مجبور شدند مکان را عوض کنند و به اول خیابان بوعلی منتقل شدند. رضا همراه ، شاملو و برادران باب‌الحوائجی ادامه تئاتر را در پیش گرفتند و زنده‌یاد امیرساسان دهگان کارگردانی را به عهده گرفت.
در ابتدا که آمده بودند برای انجام برنامه‌‌‌های تئاتر از تهران هنرپیشه می‌‌‌آورند ما که آنجا بودیم اعتراض کردیم و گفتیم اساس تئاتر را به خطر می‌اندازند.
  • مصطفی اسکویی یا کهنمویی آمده بود؟
خیر. مصطفی اسکویی جزو هنرمندان خیلی قدرتمند، همسر مهین اسکویی و از شاگردان مهین اسکویی بود.  مصطفی اسکویی شاید به نمایش‌خانه اکباتان آمده بود که من به خاطر ندارم اما در تئاتر بوعلی نبود.
  • حقوق شما چقدر بود؟
در آن زمان من شبی 2 تومان می‌گرفتم و نقش بازی می‌‌‌کردم. روزهای جمعه که مجبور بودیم 3 سئانس بازی کنیم دستمزدمان 3 تومان می‌شد. نصرالله عبادی هم این طور بود. ما گله می‌‌‌کردیم و آنها هم می‌گفتند که نمی‌چرخد، راست هم می‌گفتند. روز جمعه بعدازظهر و شب شنبه بیننده زیاد می‌شد .در روزهای دیگر بیننده کم بود. هنوز هنر تئاتر در ذهن مردم شکل نگرفته بود و با توجه به اینکه سینما هم در آن زمان تازه داشت پا می‌گرفت، به سینما هم مردم آنچنان گرایشی نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B4%D8%A7%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%A7%DA%A9%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%A7-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، منصور جمشیدآبادی ،

یکشنبه 8 اسفند 1395

دستی بر نقش فرش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مشاغل ،روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،صنایع دستی ،

دستی بر نقش فرش

نویسنده: حسین زندی /خبرنگار همشهری -همدان
دستی بر نقش فرش
یکی از هنرمندان عرصه فرش همدان که همچنان حرفه خود را رها نکرده محمود گیلانی طراح و نقشه‌کش فرش است. او فرزند «محمد گیلانی» و متولد21مهر 1336 در همدان است...
1395/12/08
یکی از هنرمندان عرصه فرش همدان که همچنان حرفه خود را رها نکرده محمود گیلانی طراح و نقشه‌کش فرش است. او فرزند «محمد گیلانی» و متولد21مهر 1336 در همدان است. بیش از 30 سال است در حجره کوچک خود در بازار همدان به این پیشه مشغول است. گیلانی نه‌تنها با مشکلات کنار آمده و درحال نقش آفرینی و نقشه کشی است بلکه تلاش می‌کند شاگردانی را آموزش دهد تا کار او را ادامه دهند. گفت‌وگوی همشهری با این طراح فرش را می‌خوانید.
  • چگونه به این هنر وارد شدید؟
من پدر این  پیشه هستم و 30 سال است در این کار مشغولم.
  • چرا به شما گیلانی می‌گویند؟
ریشه و اصالت ما همدانی است، حال چرا به ما گیلانی می‌گویند، نمی‌دانم اما نسل‌هاست در همدان هستیم.
  • از ابتدا در کار طراحی بودید؟
من طراحی را از کودکی آموختم. به مدت 7 سال از سال 60 تا 67 به صورت حق‌التدریس و مدتی هم پیمانی کار کردم. اما معلمی را رها کردم و به پیشه پدر برگشتم. بعدها مدتی هم از سال 1380تا 84 در دبیرستان دخترانه فرزانگان فامنین طراحی و نقوش درس دادم.
  • هنوز شاگرد دارید؟
دانش‌آموزان هنرستان‌ها باید 120 ساعت کار عملی بگذرانند. تابستان‌ها دانش‌آموزان را به اینجا می‌فرستند تادوره را در اینجا بگذرانند. همکاری با هنرستان تجسمی همدان را ادامه دادم و آنها دانش‌آموزان خود را به اینجا می‌فرستند. من طراحی سنتی می‌کنم و تعدادی شاگرد و کارآموز دارم که به صورت رایگان به آنها آموزش می‌دهم. به شرطی آموزش می‌دهم که بعد از یادگیری برای من کارکنند و حقوق دریافت کنند.
  • پدرتان در همین حجره کار می‌کرد؟
پدر من 50 سال در همین حجره بود. اولین کسی که برق را به این کاروانسرا آورد پدر من بوده است. جدم هم بازاری بوده است.
  • از استادان قدیم این کار یا از استادان پدر کسی را به خاطر دارید؟
استادان پدر من میرزا شهاب کوثری و میرزا اسحاق ایرانپور بودند. پدرم در شرکت فرش هم کار کرده است. وی زمان مستر سیمون آمریکایی در شرکت فرش بود. آن زمان میرزا شهاب کوثری طراح بود و پدر من نقشه‌کشی و رنگ می‌کرد و نقطه چین ماهری بود.پدرم پس از اینکه از شرکت فرش بیرون می‌آید به نزد میرزا اسحاق ایرانپور می‌رود و طراحی، رنگ‌آمیزی و نقطه چینی را نزد او کامل یاد می‌گیرد و مستقل می‌شود. پس از آن افراد زیادی را آموزش می‌دهد، نقشه‌کش‌های معروف همدان از جمله آصادق، علی‌اصغر ملکی که دایی من بود، احمد رحیمی و چند نفر دیگر.
  • منظور از نقطه‌چین در نقشه فرش چیست؟
پس از این که طرح و کسی که مسئول رنگ‌آمیزی است کارش را انجام داد، نقطه‌چین عیب طراح را می‌گیرد. یعنی تمامی خط‌های اضافه را رفع می‌کند و گل و برگ‌ها را به چارچوبی به نام ایلمه هدایت می‌کند تا بافنده بتواند راحت ببافد.
  • از دوران کار با  پدر چه خاطره‌ای دارید؟
آنقدر کار زیاد بود که شاگردها در شب‌های بهار و تابستان به خانه ما می‌آمدند و تا 12 شب کار می‌کردند. خانه ما در محله قاشق‌تراشان بود و حیاط قدیمی و بزرگی به مساحت حدود 300 متر داشت. مادرم پیش از آمدن پدر و شاگردها حیاط را آب‌پاشی می‌کرد، میز پدر را می‌چید و رنگ‌ها را روی میز قرار می‌داد، شام آنها را می‌داد و تا نیمه شب کار می‌کردند. فردا صبح که به کاروانسرا می‌آمدیم مقابل در حجره مثل مطب دکترها مشتری‌ها صف می‌کشیدند تا نقشه ببرند. ماه بهمن که می‌شد مشتری‌ها را جواب می‌کردیم و برای سال بعد سفارش قبول می‌کردیم. اسامی مشتری‌ها را در دفتر جدیدی می‌نوشتیم و سفارش می‌گرفتیم و سال بعد می‌آمدند و کارها را می‌بردند.
  • خودتان هم فرش می‌بافتید؟
آنقدر کار زیاد بود که در هر خانه یک یا چند دار قالی برپا بود. در خانه ما 2 دار قالی بود و مستاجرها هم فروش  می‌بافتند. در روستاها هم که تقریبا همه قالیباف بودند. فرش همدان بنام بود. امروز فقط اسم فرش همدان مانده است. امروز شما نمی‌دانید درجایی که دار قالی برپا شده به چه منظور است. امکان دارد خانمی برای بیمه ثبت‌نام کرده و برای اینکه بیمه او قطع نشود باید دار قالی برپا کند آن ‌هم نه نقشه بزرگ بلکه تابلو فرش یا پشتی یا نیم‌زرع و دو زرعی می‌بافد.
  • علت کمرنگ شدن فرش دستباف همدان چیست؟
چند دلیل باعث شد فرش دستباف از بین برود. آپارتمان‌نشینی و فرش ماشینی مهم ترین آنهاست. دیگر کسی وقتش را برای بافت فرش صرف نمی‌کند، چرا که نتیجه‌اش نخریدن است. من 16 دار فعال دارم که در روستاهای مهدی آباد، برفجین و قهرد سفلی می‌بافند. هرچه بافته اند جمع کرده‌ام و خانه‌ام مثل سمساری شده است.
  • چه طرح‌هایی را می‌بافید؟
نقشه‌ها را خودم طراحی می‌کنم. بیشتر نقشه‌های گلدانی است. هر طرحی می‌زنم 2 تا قالی هم براساس طرح سفارش می‌دهم می‌بافند. نقشه‌های مختلفی از جمله بیجار و نقشه‌های بته کردستانی نیز کار کرده‌ام.
  • مهم‌ترین کارتان از نظر خودتان چیست؟
نقشه فرش پازیریک را کار کردم. فرش پازیریک سال‌ها پیش از زیر برف در شوروی پیدا شد. حالا هم در موزه نگهداری می‌شود. بخشی از این فرش پاره شده و از بین رفته است. از آلمان به من سفارش دادند و عکس فرش را برای من فرستادند. ابعاد آن 2 مترو 5 در 2 متر و 10 سانتی‌متر به صورت مربع است و روی 110 رج بافته شده است. پس از اینکه طراحی کردم، فرستادم مورد قبول واقع شد سپس رنگ‌آمیزی کردم. این اتفاق سال 1372همزمان شد با جشنواره‌ای در موزه فرش تهران که‌من هم کار فرستاده بودم و برگزیده شد. با دخترم به جشنواره رفتیم چشمم به فرشی افتاد که از روی پازیریک توسط تبریزی‌ها بافته شده بود اما ریزبافت بود و اندازه پازیریک نبود. نمی‌توانستیم عکس بگیریم. من و دخترم مشخصات را نوشتیم برگشتیم و نقشه را تکمیل کردم.
  • بافت آن هم در همدان بود؟
این فرش را سفارش دادم گفتند چله آن هم باید پشم باشد. رفتم سراغ حاج آقا ملونی که قدیم ریسندگی هم داشت. چله‌کشی کردند و در محله جوادیه همدان بافتند. تقریبا شبیه پازیریک اصلی شد و فرستادم آلمان بعدها طرح پازیریک را به صورت گرد و مدور کشیدم که در روستای برفجین بافتند و هنوز آن را  نگه داشته‌ام.
  • به جز پازیریک طرح قدیمی دیگری کار کرده اید؟
یک بار تکه‌ای از فرش زرع و نیم قم برای من آوردند که از مواد گیاهی رنگرزی شده بود اما صاحبانش ارزشش را نمی‌دانستند و چون بین وراث افتاده بود تکه‌تکه شده بود. یکی از وارثان این تکه را برای من آورده بود که من نقشه آن را بکشم من طراحی کردم و در اندازه 2 زرع کشیدم که اندازه آن 1/20 در2/20  سانتی‌متر می‌شود. من یک نقشه هم برای خودم کشیدم و سفارش دادم برایم بافتند. معمولا از طرح‌های کمیاب یک نمونه هم برای خودم می‌بافم.

   گذشته فرش همدان
شهر همدان یكی از مراكز اصلی تجارت فرش در منطقه غرب ایران بوده و بسیاری از فرش‌های مركز و غرب ایران به‌ویژه بافته‌های نواحی مختلف استان همدان از این شهر روانه كشورهای عربی و اروپایی می‌شد. به دلیل وجود چنین بازاری هزاران نفر از مردم استان از راه مشاغل مرتبط با فرش بافی و فراورده‌های این صنعت روزگار می‌گذراندند. اما در 3دهه گذشته فرش دستباف همدان در سایه مدیریت و برنامه‌ریزی نادرست در معرض تهدید و تقریبا در حال نابودی است. در سایه همین نگرش بازارهای سنتی كه با شكل‌گیری ساختار و هویت شهری پیوند داشته از بین رفته است.
دوران اوج فرشبافی در همدان روبه فراموشی است.اگر در خانه‌ای روستایی یک دارقالی برپا باشد بر اساس نقشه‌های جدید فرش تبریز و مصالح غیربومی بافته می‌شود که این در کنار فرش ماشینی از اصلی‌ترین دلایل از بین رفتن فرش دستباف همدان است. با کمرنگ شدن صنعت فرش استان حرفه‌های مرتبط با آن نیز در حال از بین رفتن است؛ ریسندگی، چله کشی و نقشه کشی از آن جمله است.
https://goo.gl/fUpXZP


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، فرش همدان ، نقشه فرش همدان ،

شنبه 7 اسفند 1395

«باز باران» در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،کتاب ،روزنامه همشهری ،

«باز باران» در همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار -همدان
«باز باران» در همدان
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم....
1395/12/07
حسین صفی را در همدان به عنوان مدرس و کارگردان تئاتر می‌شناسند. اما او از نویسندگان پرکار این استان نیز به شمار می‌آید. رمان پرحجم «و اما آن شب برفی»، کتاب تحلیلی «ناشناخته‌های حیوانی در درام مدرن» و نمایشنامه «جاده لغزنده است» آثار اوست. کتاب «بازباران» سه‌گانه نمایشی که شامل نمایشنامه‌های «باز باران»، «بارون میاد شرشر» و «اون شب که بارون اومد» است،نام تازه‌ترین اثر نمایشی صفی است که از سوی انتشارات نگیما به بازار آمده است. به همین بهانه با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
  • از نمایشنامه « باز باران»  بگویید.
مجموعه نمایشنامه « باز باران»  یک سه‌گانه نمایشی یا تریلوژی است که می‌توان به صورت جداگانه  نیز خواند و اجرا کرد. به این دلیل که هر نمایشنامه ظرفیت اجرای مستقل را دارد و هم می‌تواند به دنبال هم اجرا شود.
  • این نمایشنامه‌ها با چه سبک و سیاقی نوشته شده است؟
به نظرم این 3نمایشنامه تجربه‌ای فرمالیستی در آثار درام نویسی من است. به دلیل این‌که سال‌ها در ژانر اسطوره و حماسه کار کرده بودم و مدت‌ها درباره اساطیر نوشته بودم. مثلا کتاب «جاده لغزنده است» مجموعه 5 نمایشنامه را شامل می‌شود که متاثر از شاهنامه فردوسی است.
در کتاب «باز باران» هم تلاش کردم در فرم، کار متفاوتی کرده باشم. در نوع نگاه نیز منتقدانه به آسیب‌های اجتماعی پرداخته‌ام. این آسیب‌ها از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه را در بر می‌گیرد تا آدم‌ها به عنوان الگوهای این جامعه.
  • کدام یک از کارها پیش از این اجرا شده است؟
هرسه نمایشنامه به صورت جداگانه در همدان اجرا شده است.
  • در اجراها از چه الگویی پیروی می‌کردید؟
در اجراهای خودم تلاش کردم نگاه فرمالیستی بر نگاه محتوایی و متنی اثر غالب شود و خود را نشان دهد. تلاش کردم تجربه‌ای از روایت مدرن را ارائه کنم و فکر می‌کنم کم و بیش موفق بوده ام. البته من قاطعانه نمی‌توانم نظری ارائه کنم.
  • تاکید بر فرم به زیبایی آسیب نمی‌زند؟
در حوزه درام نویسی تلاش شده ساختار و استاتیک کار در نظر گرفته شود و عنصر زیبایی‌شناسانه چاشنی کار بوده است. هرچند حرف‌هایی که در قالب نمایشنامه زده می‌شود اهمیت خود را دارد اما باز هم تأکید می‌کنم بحث فرم برای من مهم‌تر بود.
  • نمایشنامه «باز باران»  چه چیزی را به حوزه نمایشنامه‌نویسی اضافه می‌کند؟
حس کردم با توجه به شرایط جدیدی که به صورت طبیعی به‌وجود آمده و چالش‌های فرهنگی موجود در حوزه رسانه‌ای که در تمامی دنیا حاکم شده و گریبان جامعه ما را هم گرفته است، با قالب‌های قدیمی و ساختار کلاسیک نمی‌توان تاثیرگذار بود پس در این کار نیز تلاش کردم با توجه به شکاف و گسستی که بین نسل‌ها به وجود آمده کار کنم. همیشه یکی از مباحثی که برای من مهم بوده شکاف بین نسل‌ها بوده است و همیشه بر این باور بودم که کشمکش‌های بین نسلی را در قالب نمایشنامه بیاورم. با وجود این شکاف ارتباط به‌سختی برقرار می‌شود. در این کار ساختار ارسطویی و کلاسیک دستکاری شده و همان‌طور که گفتم تجربه جدیدی برای من بوده است.
  •  بازخورد اجراها در همدان چگونه بود؟
خوشبختانه در اجراها بازخورد خوب بود اما هنوز بازخورد چندانی از نمایشنامه‌خوان‌ها ندیدم. در اجرا ما توانستیم آدم‌هایی را برای تماشای این کارها به سالن‌ها بیاوریم که تئاتر را به عنوان یک رسانه اصلا قبول نداشتند. اولین اجرا که در سالن بوعلی بود کف سالن هم پر شد.
  • جذب مخاطب به نمایش از طریق نوشتن چگونه اتفاق می‌افتد تا نمایش از مخاطب‌گریزی فاصله بگیرد؟
عنصری که هنر مدرن امروز به آن می‌پردازد عنصر آشنایی‌زدایی است که به آن غریب‌نمایی یا برجسته‌سازی هم می‌گویند.
 اگر نویسنده و درام‌نویس ما این جسارت را نداشته باشد که از پوسته خود خارج شود نمی‌تواند اثری را ارائه کند که مورد نظر مخاطب قرار بگیرد. مخاطب امروز دنبال آشنایی‌زدایی است و مسائل متعارف و آشنا او را جذب نمی‌کند، این ویژگی هنر مدرن و هنر پسامدرن است. الگوهای کهنه چندان پاسخگوی او نیست به دلیل این‌که مخاطب امروز با حجم زیادی از رسانه‌ها و اطلاعات روبه‌رو است و در واقع مورد هجوم اطلاعات است پس به راحتی نمی‌تواند با الگوهای قدیمی ارتباط برقرار کند و جذب شود. یک نمایش معمولی را به راحتی نمی‌پذیرد.
  • نویسنده باید چه کاری انجام دهد؟
نویسنده باید این جسارت را داشته باشد هرچند این جسارت هزینه هم دارد و ممکن است در گام اول مخاطب نپذیرد اما به هر حال تجربه‌گرایی بهترین ویژگی هنر است که هنرمند جسور می‌تواند داشته باشد.
  • دیالوگ‌های نمایش شما بسیار عامیانه است. علت انتخاب این سبک چه بوده است؟
وقتی شما به حوزه‌های تاریخی وارد می‌شوید طبیعتا زبان شما هم باید کلاسیک باشد آدم‌های شما همان آدم‌های جامعه‌ای است که در آن زندگی می‌کنید. باید« باز باران» با همان مردم حرف بزند تا باور کنند و همذات‌پنداری شکل بگیرد پس برای باورپذیری زبان باید هماهنگ باشد.
  • برای این‌که نویسنده به دام عوام‌زدگی نیفتد چه باید کرد؟
این موضوع متفاوتی است و ارتباطی به زبان یا دیالوگ ندارد.بحث نوع استفاده ادبیات و نوع استفاده از زبان محاوره‌ای یا کلاسیک نیست، بیشتر به دلیل پرداخت و انتخاب موضوع یا درونمایه است. سال‌های گذشته این عوام‌فریبی بسیار اتفاق افتاده است. برخی به جای پرداختن به عمق جریان‌های اجتماعی با استفاده از احساسات مردم و ارزش‌های جامعه به مسائل سطحی می‌پردازند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%A8%D8%A7%D8%B2-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ، نویسندگان همدان ،

دوشنبه 25 بهمن 1395

مقام برتر موسیقی مقامی همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

مقام برتر موسیقی مقامی همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مقام برتر موسیقی مقامی همدان
یکی از گونه‌های موسیقی ایرانی، موسیقی مقامی است. اینگونه موسیقی در همدان نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. گروه موسیقی «آیین» همدان که در حوزه موسیقی مقامی- عرفانی فعالیت می‌کند در روزهای اخیر 2 مقام کسب کرده است....
1395/11/24
یکی از گونه‌های موسیقی ایرانی، موسیقی مقامی است. اینگونه موسیقی در همدان نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. گروه موسیقی «آیین» همدان که در حوزه موسیقی مقامی- عرفانی فعالیت می‌کند در روزهای اخیر 2 مقام کسب کرده است. این گروه در جشنواره استانی فجر همدان به مقام دوم در گروه‌نوازی و در جشنواره نیایش قزوین نیز به رتبه اول دست پیدا کرد. تصنیف «گویا و خموش» با شعر خیام و آهنگسازی پژمان رضوی، تصنیف «خِیل عشقبازان» با شعر غبار همدانی و آهنگسازی مصطفی رشیدی مطلق و تصنیف« ساقیا» با شعر حافظ و آهنگسازی مصطفی رشیدی مطلق از جمله آثاری بودند که گروه موسیقی آیین در این جشنواره اجرا کرد.
مصطفی رشیدی مطلق سرپرست گروه آیین است که امسال علاوه بر درخشش گروهش رتبه دوم تکنوازی را در رشته تنبور جشنواره استانی فجر به دست آورد. او زمستان سال گذشته نیز در جشنواره موسیقی همدان مقام اول را برای تکنوازی ساز تنبور به دست آورد و شهریورماه 1393در جشنواره سراسری موسیقی زاگرس‌نشینان مقام سوم را برای همین ساز کسب کرد.با وی درباره فعالیت‌های خودش و گروهش گفت وگو کرده ایم.
  • چگونه به موسیقی و ساز تنبور علاقه‌مند شدید؟
ساز تنبور همیشه در خانه ما بود و موسیقی به ویژه موسیقی مقامی از گذشته در خانواده ما موروثی بود، در نتیجه من هم آموختن موسیقی را با ساز تنبور شروع کردم. رفته رفته با سازهای سنتی و موسیقی سنتی آشنا شدم. وقتی سن و سالم بالاتر رفت با اهالی موسیقی آشنا شدم و ساز تار را به‌صورت تخصصی ادامه دادم. در عین حال موسیقی مقامی را ادامه می‌دادم تا این‌که رشته موسیقی در دانشکده علمی کاربردی افتتاح شد من هم وارد دانشگاه شدم و در این رشته تحصیل کردم. در تهران هم پیش استادان برجسته ساز عود و تار را آموختم. این روزها در آموزشگاه‌های موسیقی ساز تنبور درس می‌دهم.
  • از پیشینه شکل گیری گروه بگویید.
از آنجا که ساز تنبور جزئی از پیشینه فرهنگی تاریخی استان ماست و یک ساز مقامی به شمار می‌آید نام گروه را آیین گذاشتیم تا اشاره‌ای به موسیقی آیینی این منطقه داشته باشد. این گروه پس از حضور من در جشنواره موسیقی مقامی زاگرس‌نشینان شکل گرفت. شرکت در این جشنواره انگیزه‌ای پدید آورد تا بتوانم دست‌اندرکاران موسیقی مقامی همدان را با سایر استان‌ها مقایسه کنم و به این نتیجه برسم که شرایط و ظرفیت خوبی در این زمینه داریم. وقتی به دوستان و هنرمندان گرامی پیشنهاد دادم استقبال کردند.
  • گروه آیین و موسیقی شما چه شاخصه‌ای دارد؟
کاری که گروه ما ارائه می‌کند سنتی مقامی است. مهم‌ترین شاخصه گروه آیین حضور افراد شناخته شده موسیقی مقامی استان در یک گروه است. بیشتر اعضای گروه افرادی هستند که سال‌ها سرپرستی گروه‌های شناخته شده موسیقی سنتی یا مقامی را در شهر همدان داشتند و دل‌سوخته این ساز و این‌گونه از موسیقی بودند. ما در این گروه دنبال خواننده‌ای بودیم که ایده‌آل‌های مورد نظر ما را داشته باشد و بتواند لحن‌های مقامی را ارائه دهد. این گروه با این اسم اولین بار است که کنسرت و برنامه عمومی برگزار می‌کند اما با اعضای گروه سال‌ها همکاری کرده‌ایم و همان‌طور که گفتم دوستان هریک گروهی را سرپرستی می‌کنند.
  • از حضورتان در جشنواره‌های دیگر بگویید؟
ما در سال‌ جاری 2 کنسرت موفق در همدان و تهران داشتیم و در 2 جشنواره شرکت کردیم. جشنواره فجر همدان و جشنواره نیایش در قزوین. البته تمامی نوازنده‌های این گروه تجربه فراوانی برای شرکت در جشنواره‌های داخلی و خارج از استان را دارند اما با گروه آیین این دومین تجربه جشنواره‌ای است که پشت سر گذاشتیم.
  • از نحوه ارسال آثار به جشنواره استانی موسیقی فجر بگویید.
بحث حضور در جشنواره‌ها چند جنبه دارد. بحث دیده شدن، موضوع رقابت و بالارفتن کیفیت کار گروه‌ها از جمله این موارد است. آثار ابتدا به‌صورت لوح فشرده به دبیرخانه جشنواره ارائه شد و بعد از بازبینی شورای فنی مجوز نهایی اجرای صحنه را پیدا کردیم.
  • با چه آثاری در جشنواره فجر شرکت کردید و جشنواره شامل چه بخش‌هایی بود؟
ما با 3کار متفاوت شرکت کردیم. در فراخوان جشنواره گفته شده بود جشنواره شامل 2 بخش موسیقی سنتی و مقامی است. در بخش موسیقی سنتی تکنوازی، آواز و گروه‌نوازی داشتیم و در بخش موسیقی مقامی تکنوازی ساز تنبور و گروه نوازی مقامی داشتیم که گروه آیین جزو گروه مقامی بود. متاسفانه درروز و هنگام قرائت بیانیه هیأت داوران متوجه شدیم که در یک کار غیراصولی و غیرحرفه‌ای گروه‌های سنتی و مقامی را تفکیک شده داوری نکردند.
  • نحوه داوری‌ها چگونه بود؟
داوران از استادان و داوران شناخته شده و نامی کشور بودند به خصوص استاد مسلم تنبور کیخسرو پورناظری در این جشنواره حضور داشتند.
  • برای بهبود و تقویت چنین جشنواره‌هایی چه باید کرد؟
اولین نیاز موسیقی استان حمایت متولیان امر به‌خصوص اداره ارشاد استان همدان است. برگزار کردن هرچه بیشتر کنسرت‌های موسیقی در استان به خصوص با همکاری هنرمندان بومی می‌تواند راهگشاباشد و استقبال مردم و ایجاد حس انگیزه بین هنرمندان و هنرجویان تازه کار را در پی داشته باشد. جشنواره‌ها به نوبه خود حکم سکوی پرتاب را دارند. به ویژه برای هرچه بهتر دیده شدن نوازندگان مهم هستند.
  • از حضور در جشنواره نیایش بگویید؟ از همدان چه گروه‌هایی شرکت کرده بودند؟
چهارمین جشنواره کشوری نیایش چند روز پیش در استان قزوین برگزار شد. این افتخار نصیب گروه ما شد که بعد از جشنواره فجر استانی در این جشنواره شرکت کرده و به عنوان نماینده استان همدان کارهایی را که در جشنواره همدان اجرا کردیم ارائه کنیم.
تفاوت‌های جشنواره نیایش و جشنواره استانی فجر را در چه مواردی دیدید؟
جشنواره‌ای که فراخوان کشوری دارد در مقایسه با جشنواره‌ای که در استان برگزار می‌شود تفاوت‌ها و گستردگی‌های خاصی دارد. بحث کمیت و کیفیت را داریم و مهم‌تر این‌که حمایت مسئولان از نظر مادی و معنوی در جشنواره‌های کشوری بیشتر است.
  • از کارنامه یکساله گروه رضایت دارید؟
می‌توان گفت در تولد یک سالگی گروه هدیه خوبی گرفتیم. قرار گرفتن بین 3 گروه برتر استان و کسب رتبه دومی جشنواره موسیقی فجر و شرکت در جشنواره نیایش و کسب رتبه در این جشنواره و برگزاری 2 کنسرت در داخل و خارج از استان در آغاز راه امیدبخش است.
  • پیشنهاد شما برای رهایی از مسائلی که در موسیقی استان حاکم است، چیست؟
من پیشنهاد کردم به میزبانی همدان جشنواره موسیقی مقامی برگزار کنیم. سال گذشته اولین جشنواره موسیقی دانشجویی را با همکاری دانشگاه فرهنگ و هنر برگزار کردیم. ما خیلی از دانشجویان را داریم که رشته مرتبط ندارند اما نوازنده هستند باید این استعدادها شناسایی شوند و وارد عرصه شوند. جامعه به نشاط نیاز دارد و موسیقی فاخر ما بهترین ظرفیت را در این زمینه دارد.
  • در این زمینه نقش دولت را پررنگ می‌بینید یا نوازندگان را؟
کم‌کاری همکاران را نمی‌توان نادیده گرفت و این‌که نقدهای غیرمنصفانه در مورد هم دارند. البته حمایت نکردن نهادهای دولتی نیز وجود دارد.
 مثلا من در جشنواره نفر اول می‌شوم و 200 یا 300 هزار تومان به من می‌دهند. این چه مبلغی است؟ با این حمایت من چگونه انگیزه برای کار کردن داشته باشم؟
https://goo.gl/R0IC5w


برچسب ها: همشهری همدان ، موسیقی همدان ، هنرمندان همدان ،

چهارشنبه 13 بهمن 1395

همدان؛ نشان نقاشی ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

همدان؛ نشان نقاشی ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ نشان نقاشی ایران
سیدامیر فاضلیان متولد 1365در همدان است. او مدرک کارشناسی ارشد طراحی شهری دارد اما حرفه دیگر او نقاشی است. فضلیان که همدان را برند نقاشی ایران می‌داند، سال‌هاست آثارش در گالری‌های گوناگون به نمایش در می‌آید....
1395/11/13
 سیدامیر فاضلیان متولد 1365در همدان است. او مدرک کارشناسی ارشد طراحی شهری دارد اما حرفه دیگر او نقاشی است. فضلیان که همدان را برند نقاشی ایران می‌داند، سال‌هاست آثارش در گالری‌های گوناگون به نمایش در می‌آید.
آخرین نمایشگاه او از 16 دی در گالری شهر کتاب همدان برپاشده و فعلا ادامه دارد. فاضلیان در این نمایشگاه آثاری را با موضوع بناهای تاریخی همدان در کنار نقاشی‌های استادش احمد فتوت به بازدید گذاشته است. به همین بهانه با این نقاش همدانی گفت‌وگو کرده ایم.
  • از روزهایی که با بوم نقاشی آشنا شدید بگویید.
نقاشی را از کودکی نزد استاد احمد فتوت آغاز کردم و بعدها به صورت حرفه‌ای نزد استادانی مانند بابک روشنی‌نژاد، علی نصیر و آیدین آغداشلو کار کردم. فکر می‌کنم کسی به آدم نمی‌گوید نقاش خواهی شد بلکه این یک موضوع درونی است. در واقع نقاشی جزئی از وجود من است.
  • منشأ این حس درونی کجاست؟
نقاشی یک امر ناخودآگاه است که در آن درونیات آدمی به زبان تصویری بیان می‌شود. هیچ پدیده خودآگاهی نیست. قبل از این‌که خودآگاه وارد شود، من ناخودآگاه شروع به نقاشی می‌کنم. هنر نیاز و احتیاج درونی انسان است.
  • پس نقاشی کردن برای شما یک مساله فردی است؟
کاملا فردی است و بیان اتفاقاتی که درون خودم می‌افتد جدا از آن که چه نوع و چه موضوعی را نقاشی می‌کنم. خود امرنقاشی برای من مهم است.
  • اگر موضوع فردی است پس بازخورد چقدر برای شما مهم است؟
اگر بگویم مهم نیست حرف نادرستی است اما اگر بدترین بازخورد را هم بگیرم باز ادامه می‌دهم و استقبال می‌کنم. نقاشی کردن برای من احتیاج است. شاید برخی این هنر را به عنوان یک شغل یا وسیله امرار معاش انتخاب کنند اما من ترجیح دادم نقاشی کردن را برای نقاشی انتخاب کنم نه برای درآمدزایی یعنی هنر برای بیان حقیقت.
  • استقبال از آثار شما در این نمایشگاه چگونه بود؟
خوشبختانه استقبال خوبی را شاهد هستیم. در روز افتتاحیه فضا مملو از جمعیت بود و تابلوها دیده نمی‌شدند. به نظر من یک نیاز فرهنگی از طرف مردم همدان بود و باید به این نیاز پاسخ داده می‌شد. مردمی که حتی از نقاشی سررشته‌ای نداشتند در این نمایشگاه یک ساعت به تابلوها با دقت نگاه می‌کردند. پیش‌بینی ما این بود که کارهایی ارائه کنیم که مردم دوست داشته باشند. فروش رفتن کارها نشان می‌دهد مردم با هنر ارتباط خوبی دارند.
  • میزان خرید آثار رضایت بخش بود؟
مردم از کار من استقبال خوبی کردند، اما خرید نقاشی جزو فرهنگ عمومی جامعه نیست. البته به تازگی این مسأله در تهران شروع شده که افزایش تعداد گالری‌ها و مراکز فرهنگی گواه این موضوع است. اقبال به هنرهای دیگر مانند تئاتر،کنسرت و سینما رفتن هم بیشتر شده و کالاهای فرهنگی در سبد خانوارها قرار گرفته است. امیدوارم در شهرستان‌ها نیز شاهد این اتفاقات باشیم.
  • پیش از این هم در نمایشگاه‌ها حضور داشته‌اید؟
نمایشگاه‌های مختلفی از جمله در گالری سین تهران، دانشگاه آزاد همدان و گالری ده هنر داشته ام.این نمایشگاه اخیر هم بخشی از یک پروژه بود که قرار است به صورت یک کتاب کار شود. در نظر دارم فضاهای شهری همدان با یک نگاه نقاشانه در قالب یک کتاب حفظ شود. افتخاری برای من بود که در کنار استاد فتوت قرار بگیرم. موضوع هم همدان بود و یک حرکت فرهنگی در شهر.
  • چرا همدان و چرا بناهای تاریخی در ناخودآگاه شما نقش بسته و به نقاشی بدل شده است؟
بحث معنوی قضیه این است که فضاهای تاریخی و میراث تاریخی شهر همدان درحال از بین رفتن است و اگر به این صورت به آن پرداخته نشود، از بین می‌رود و نابود می‌شود.
  • فضاهای خصوصی مانند شهر کتاب چقدر می‌توانند در همه گیر شدن پدیده هنر اثرگذار باشند؟
به نظرم مهم توسعه و رشد هنر است، فضای دولتی و غیردولتی تفاوتی ندارد. البته در بسیاری از کشورها دولت‌ها از هنرمندان حمایت می‌کنند و آنان را زیر چتر خود می‌گیرند. به نظر من هر دو باید سهم داشته باشند. آمدن شهر کتاب به همدان اتفاق بسیار خوبی بود.
  • وضعیت نقاشی همدان را چگونه می‌بینید؟
همدان در عرصه نقاشی هنرمندان خوب و سابقه درخشانی دارد. در تهران وقتی من می‌گفتم همدانی هستم می‌گفتند همدانی‌ها در نقاشی معاصر یک برند هستند. محمدحسین حلیمی، قباد شیوا، احمد فتوت و در نسل جدید بابک روشنی‌نژاد، علی شایسته، رضا عظیمیان، عادل یونسی و یوسف عبدی‌نژاد شناخته شده‌اند.
  • نقاشی نقاشان همدان چه ویژگی مهمی دارد که یک برند محسوب می‌شود ؟
نقاشی همدانی‌ها معاصر و از نظر تکنیک و محتوا پیشرفته است. نقاشان ما می‌دانند چه کاری انجام می‌دهند. خوشبختانه در گذشته نیز چهره‌های خوبی داشتیم. وجود این پیشینه باعث شده نقاشی حرفه‌ای تداوم داشته باشد و روزبه‌روز بهتر شود.
  • این هنرمندان چه تاثیری بر ذائقه هنری شهروندان دارند؟
شهری که این همه نقاش دارد مردم نیز یاد می‌گیرند که نقاشی ببینند، نقاشی بخرند و با این هنر رابطه برقرار کنند. یک اثر نقاشی که ارزشمند باشد حتما استقبال خواهد شد و خوشبختانه کار با ارزش در شهر ما زیاد است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D9%86%D8%B4%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%A7%D8%B4%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، نقاشی همدان ، همشهری همدان ،

چهارشنبه 22 دی 1395

مادر صمیمی سینمای ایران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،گفتگو ،هنر ،

مادر صمیمی سینمای ایران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
مادر صمیمی سینمای ایران
رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است....
1395/10/22
  رابعه مدنی بازیگر سینما و تلویزیون سال 1320 در همدان متولد شد. وی بازیگر مطرح همدانی است که در سینما و تلویزیون ایران خوش درخشیده و بارها نقش مادر را در فیلم‌ها برعهده داشته است. مدنی در زندگی شخصی نیز مادری خوش‌برخورد و زنی شوخ‌طبع و صمیمی است. وی مادر امیرشهاب رضویان سینماگر همدانی است و در برخی از فیلم‌های فرزندش نیز نقش‌آفرینی کرده است. فیلم‌ها و سریال‌های «شمس‌العماره»، «وضع سفید»، «بوسیدن روی ماه« و« پایتخت 2»  از جمله آثاری است که این بازیگر همدانی در آنها نقش‌آفرینی کرده است. مدنی در این گفت وگو از ورود خود به عرصه بازیگری می‌گوید.
  • از کارهای سال گذشته تان بگویید.
سال گذشته چند کار کوتاه با جوانان داشتم. کارکردن با جوانان برای من لذت‌بخش است. در فیلم «خانه دیگری» بازی کردم، در «بغض» که در قزوین ساخته شد. در فیلم
« تعبیر وارونه یک رویا» کار آقای جیرانی هم مادرخوانده سیاوش مشرقی بودم.
  • چرا دوست دارید با جوانان کار کنید؟
آدم وقتی با جوان می‌نشیند سن و سال را فراموش می‌کند و من هم ترجیح می‌دهم با جوانان کار کنم.اگر کاری از دستم بر بیاید و کاری از من بخواهند همکاری می‌کنم. هر کس بخواهد فیلم بسازد به شهاب می‌گوید که به مادرت بگو. او هم می‌گوید مامان بیا و کمک کن و من هم مجبور می‌شوم و نمی‌توانم پاسخ منفی بدهم.
  • اولین کار شما مربوط به چه زمانی است؟
حقیقت این است از روزی که شهاب دانشجوی رشته سینما شد، من هم بازیگر شدم. نه تنها شهاب بلکه هریک از دوستان و همکلاس‌هایش می‌خواست فیلمی بسازد به سراغ من می‌آمد.
  • خیلی از بازیگران از دوره نوجوانی و جوانی به بازیگری علاقه‌مند می‌شوند و وارد این حرفه می‌شوند اما شما خیلی دیر شروع کردید. این اتفاق از روی علاقه بود؟
من بی‌علاقه نبودم اما برایم مسأله و دغدغه هم نبود. امیدوارم سایه همه بزرگان بر سر خانواده باشد اما پس از فوت همسرم زندگی من تهی بود، هنوز هم تهی است. ما 2 نفر معلم بودیم که از زندگی رضایت داشتیم و خوش بودیم. جای خالی همسرم و تهی بودن مرا به بازیگری کشاند. پس از فوت همسرم افسرده بودم و در همین زمان‌ها شهاب از من خواست بازی کنم.‌گفتم من که بازیگر نیستم اما او اصرار کرد و من پذیرفتم. همین کار کردن تاثیر خوبی بر زندگی من گذاشت.
  • زمانی شما به عنوان معلم با کودکان و دانش‌آموزان ارتباط داشتید اما امروز با هنرمندان در صحنه فیلم‌سازی کار می‌کنید. این 2 عرصه چه تفاوت‌هایی دارد؟
من آموزش اولیه را از پدر و مادرم گرفتم. آنها به من آموختند با هر موقعیتی خود را سازگار کنم و وفق دهم. به همین دلیل فکر می‌کنم صحنه بازیگری هم مانند یک موقعیت آموزشی است و روابط من با مردم  چندان تفاوتی نکرده است.
  • رابطه با فرزندان چطور؟
آدم ناشکری نیستم. 3 فرزند خوب دارم که 3فرشته هستند. آنها دوست و رفیق من هستند. همه نگران و مواظب من هستند. البته من نمی‌خواهم بچه‌ها را اذیت کنم.
  • امیرشهاب رضویان امروز یک چهره ملی و یک سینماگر مطرح است. مادر چنین شخصیتی بودن چقدر در شما تاثیر داشته است؟
من اگر نانی می‌خورم به خاطر وجود شهاب است. شهاب مرا وارد عرصه بازیگری کرد،هرچند خودم را هنوز به عنوان بازیگر قبول ندارم.
  • در همدان شما را به عنوان آموزگاری خوب می‌شناسند. این معلمی چقدر در بازیگری شما نقش دارد؟
بسیار موثر بوده است. من مدت‌ها در کودکستان بودم. وقتی در کودکستان برای کودکان قصه می‌گفتم، همان قصه‌ها را بازی می‌کردم و بعد از بچه‌ها می‌خواستم همان را بازی کنند. یک تئاتر سیار داشتیم.
البته این قدر که من مادر هستم بازیگر نیستم. سر صحنه بازیگری هم مدام مواظب دوستان و همکاران هستم به ویژه نگران بچه‌های کوچک هستم که دستشان نسوزد، چای نریزد و ...
  • بیشتر دوست داشتید مثل کدام بازیگر باشید و چه کارهایی را بازی کنید؟
تفاوتی ندارد. هر کاری را بازی می‌کنم و همیشه از جایگاه خودم راضی هستم. کارها مناسب سن من است و کارگردان‌ها مرا و نقش مرا دوست دارند. با این‌که در سینما رقابت زیاد است اما من کاری به کار دیگران ندارم. به همین دلیل گروه با من راحت هستند.
  • دوست دارید یک کار همدانی با لهجه همدانی بازی کنید؟
بله، دوست دارم با لهجه همدانی کار کنم اما پیشنهادی نداشته‌ام. من این لهجه را بسیار دوست دارم. شهر من همدان یکی از بهترین شهرهای سرزمین زیبای ایران است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B5%D9%85%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، رابعه مدنی ، سینماگران همدان ،

دوشنبه 13 دی 1395

پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،موسیقی ،

پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پیوند‌ نوای عاشیق‌ها با موسیقی امروزی
مراسم بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه‌سرا و خواننده همدانی که می‌توان وی را پیوند‌دهنده موسیقی عاشیقی و موسیقی امروزی در همدان دانست، روز جمعه در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. این مراسم به همت حوزه هنری همدان در قالب برنامه پنجمین شب آواز هگمتانه برگزار شد....
1395/10/13
 مراسم بزرگداشت علی اصغر طاهری ترانه‌سرا و خواننده همدانی که می‌توان وی را پیوند‌دهنده موسیقی عاشیقی و موسیقی امروزی در همدان دانست، روز جمعه در سالن سینما تئاتر الوند سینما فلسطین برگزار شد. این مراسم به همت حوزه هنری همدان در قالب برنامه پنجمین شب آواز هگمتانه برگزار شد.

یادی از یاران
علی اصغر طاهری در این مراسم گفت: حوزه هنری همدان فعالیت‌های خوبی درزمینه موسیقی داشته و با برگزاری برنامه‌های مختلف سهم بسزایی در اشاعه فرهنگ وهنر این سامان دارد. در سال‌های گذشته چند برنامه کنسرت با عنوان « شب آواز هگمتانه»  برگزار کرده و از هنرمندان پیشکسوت نیز تحت عنوان بزرگداشت تقدیر به عمل آورده است.
وی با اشاره به هنرمندانی که در سال گذشته از دنیا رفته‌اند، ادامه داد: از جمله برای هنرمندان فقید همدانی زنده‌یاد ناصر مهرورز و مرحوم رضا جعفرپور که از پیشکسوتان موسیقی استان بودند، مراسم تقدیر برگزار شد اما متاسفانه این 2 هنرمند بزرگوار از میان ما رفتند و ما نتوانستیم بهره کافی از وجودشان کسب کنیم.
این هنرمند موسیقی با انتقاد از عملکرد نهادهای فرهنگی در همدان افزود: در حق این هنرمندان کوتاهی شد و قصوری از طرف نهادهای ذیربط به عمل آمد که در نتیجه از این دوستان آثار برجسته‌ای در آرشیوهای نهادهای فرهنگی همدان باقی نمانده است، هیچ آلبوم تصویری و صوتی که درخور شخصیت آنان باشد تهیه نشده است.
 تهیه چنین آثاری مستلزم حمایت‌های لازم از سوی نهادهای فرهنگی استان است و جای تاسف دارد که چنین اقدامی تاکنون صورت نگرفته است.
وی در پایان گفت: انتظار داریم از هنرمندانی که در رشته موسیقی منشأ اثر هستند و فعالیت‌های مستمر دارند از آهنگسازان، ترانه سرایان، نوازندگان، خوانندگان، تنظیم‌کنندگان و مخترعان سازهای ابداعی حمایت کنند. باید از سوی تشکیلات مربوطه توجه بیشتری را شاهد باشیم تا رشد و شکوفایی را در این زمینه ببینیم.

 برنامه
برنامه بزرگداشت علی اصغر طاهری با اجرای موسیقی آغاز شد. بخش اول با آواز مرتضی والایی و همنوازی تعدادی از هنرمندان همدانی از جمله مهدی پاک‌نیا، پریسا زارعی، محمدامین امیربیگی و علیرضا زارعی اجرا شد.
پس از معرفی کارهای استاد علی اصغر طاهری و اهدای لوح تقدیر از سوی برگزارکنندگان برنامه به این هنرمند همدانی، علی اصغر طاهری 2 قطعه از ساخته‌های خود را با همنوازی شاهین ترکمان، مرتضی حسابی و فردین قاسمی برای حاضران اجرا کرد.
 در بخش پایانی نیز ترانه‌هایی از  این  هنرمند به خوانندگی علی اصغر طهماسبی و نوازندگی حسین رضازارعی، جواد حسینقلی‌پور، مهدی بیگلری، حسن آقا محمدی و احسان آقا محمدی اجرا شد.

   نگاهی به زندگی علی اصغر طاهری
علی اصغر طاهری متولد سال 1322 در همدان است و شغل او طراحی و اجرای دکوراسیون داخلی بوده. طاهری علاوه برخوانندگی و ترانه‌سرایی ذوقی هم در نقاشی دارد. این هنرمند همدانی علاوه بر ترانه‌های فارسی به زبان‌های آذری و ترکی نیز ترانه می‌گوید و می‌خواند.
فعالیت هنری او از زمان تحصیل در دبیرستان با انجمن‌های نمایش و موسیقی و بازیگری آغاز می‌شود. سال 1342 در آزمون خوانندگی رادیو ایران شرکت می‌کند و پذیرفته می‌شود اما به دلیل مشکلات مالی پس از مدتی به همدان باز می‌گردد و نمی‌تواند کلاسها را ادامه دهد.
طاهری سال 1345 پس از پایان تحصیلات بار دیگر به تهران می‌رود و به عضویت انجمن هنرهای ملی و محلی در می‌آید. طاهری از سال 1350 فعالیت هنری را رها میکند و به حرفه و شغل اصلی خود یعنی طراحی داخلی مشغول می‌شود.
او از سال 1376 بار دیگر به دعوت رضا رهبر، مسئول واحد موسیقی صدا و سیمای همدان به رادیو تلویزیون همدان می‌رود و با این واحد همکاری میکند.
طاهری روی برخی از ملودیهای قدیمی که از آثار برجسته موسیقیدانان ایران  به شما می روند  شعر ترکی تنظیم کرده و در سال 2012 بیش از 40 اثر را در اتحادیه حرفهای صاحبان آثار موسیقی (سام) وابسته به وزارت فرهنگ و هنر ترکیه به ثبت رساند. او اکنون عضو رسمی این تشکل هنری است. طاهری علاوه بر ایران در مراکز هنری و رادیو تلویزیون کشورهای ترکیه و آذربایجان با گروه‌های مختلف برنامه اجرا کرده است. او دارای رتبه هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد است و در حال حاضر به عنوان مدیر مسئول خانه آواز همدان فعالیت می‌کند .
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF%E2%80%8C-%D9%86%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D9%82%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، موسیقی همدان ، بزرگداشت علی اصغر طاهری ،

یکشنبه 12 دی 1395

هنرمندان انگیزه می خواهند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

هنرمندان انگیزه می خواهند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
هنرمندان انگیزه می خواهند
تقی حجاریان متولد 1323 در همدان است. او یکی از نقاشان شناخته شده استان و از اولین دانش‌آموختگان این رشته به شمار می‌رود. وی نزدیک به 6دهه به هنر نقاشی پراخته و شاگردان بسیاری را آموزش داده است. حجاریان در این گفت‌وگو از زندگی هنری خود می‌گوید....
1395/10/12
  تقی حجاریان متولد 1323 در همدان است. او یکی از نقاشان شناخته شده استان و از اولین دانش‌آموختگان این رشته به شمار می‌رود. وی نزدیک به 6دهه به هنر نقاشی پراخته و شاگردان بسیاری را آموزش داده است. حجاریان در این گفت‌وگو از زندگی هنری خود می‌گوید.
  •  از دوران کودکی‌تان بگویید.
من در خیابان شورین سابق متولد شدم. امروز هم بیشتر مواقع به محله قدیمی‌مان سر می‌زنم. همه فرزندانم را نیز برده‌ام و خانه و محله قدیم را به آنها نشان داده‌ام. در خانه کوچکی زندگی می‌کردیم که متعلق به پدرو مادرم بود. آنها اتاق بزرگ‌تر را به ما داده بودند و خودشان در یک اتاق کوچک زندگی می‌کردند. پس از مدتی مادرم اصرار کرد که باید خانه بخریم. به مبلغ 2400 تومان یک خانه خریدیم که 2000تومان آن وام بود.
  • در کدام محله؟
این خانه در کوچه وزیری واقع شده بود که در محل میدان پروانه‌های امروز قرار داشت. از یک سو به تپه مصلی و از سوی دیگر به خیابان شهدای امروز می‌رسید. وزیری کسی بود که سال 1332 مجسمه شاه را پایین کشید. وزیری‌ها از خانوادهای متمول شهر بودند.
  • شغل پدر چه بود؟
پدر من سنگ‌تراش بود. تمام قوم و خویش من سنگ‌تراش بودند. وقتی شناسنامه می‌دادند می‌پرسیدند شغلتان چیست و بر اساس آن فامیلی تعیین می‌کردند. سنگ‌تراشی یکی از مشاغل سخت در همدان بود. تمام بنای آرامگاه بوعلی را با قلم و چکش تراشیدند. این بنا کار زنده یاد هوشنگ سیحون است پدر من هم آنجا کار می‌کرد. ساختن آرامگاه را سال 1330 شروع کردند و تا سال 1333 ادامه داشت. شغل دشواری بود. تمام زیر بنای ساختمان‌ها و حوض‌ها سنگی بود. دور پنجره‌ها را با سنگ می‌ساختند. آن زمان یک متر از پایه خانه‌ها را با سنگ و بقیه را با خشت یا آجر می‌ساختند.
  • محله سنگ‌تراشان کجا بود؟
راسته حکیم خانه در خیابان باباطاهر همه سنگ‌تراشی بود. پدر من هم 2 دهنه مغازه داشت. تعدادی از آنها سنگ قبر می‌تراشیدند. البته مرگ و میر کمتر بود. کوچه یا راسته استر هم سراسر سنگ تراش بودند و دایی‌های پدرم آنجا بودند. سنگ‌تراشی کار تزیینی بود و مجسمه می‌تراشیدند. می‌توان گفت کار نقش برجسته انجام می‌دادند. هنرمندان خوبی بودند و پیش‌بخاری می‌ساختند. کارهایی را که در تخت جمشید می‌بینیم در یک فضای کوچک‌تر در کار سنگ‌تراشان همدان می‌دیدیم. خلاقیت عجیبی داشتند و به صورت ذهنی اثر خلق می‌کردند. شغل بسیار مهم و حساسی بود و به نظرم اگر من امروز دستی در هنر دارم تحت تاثیر پدرانم بوده که سنگ‌تراش بودند.
  • تحصیلات را از کدام مدرسه آغاز کردید؟
دبستان پرورش در خیابان شورین بودم و سال هفتم و هشتم را در دبیرستان امیر کبیر گذراندم. بعد از آن خانه ما به خیابان لرد سابق یا مهدیه منتقل شد و به دبیرستان رضا‌شاه رفتم. بعد از دبیرستان به دانشکده هنرهای زیبا رفتم.
  • نقاشی به سراغ شما آمد یا شما به سراغ آن رفتید؟
کلاس‌های نقاشی یا هنر در مدرسه اهمیت چندانی نداشت. ساعت تفریح بود و مانند ادبیات یا ریاضی به آن اهمیت نمی‌دادند. در دبیرستان امیرکبیر معلمی به نام آقای ترابی داشتیم. روزی یک موضوع نقاشی داد و من وقتی نشانش دادم گفت خیلی بد است. از او خواستم یک مدل بکشد تا من ببینم او هم با خوش‌رویی پذیرفت و با آبرنگ شروع کرد به نقاشی.  من با لذت و دقت تمام تماشا کردم و با نگاه کردن تمام لحظات را به خاطر سپردم. یک هفته کارکردم و شاید 50 بار کشیدم و پاره کردم اما آخرین بار متوجه شدم به کار معلم نزدیک است. هفته بعد وقتی نشان دادم گفت چقدر تمرین کردی گفتم یک هفته و به من گفت به کلاس من بیا. آن زمان یک کلاس خصوصی نقاشی را در خیابان بوعلی کنار عکاسی یونان اداره می‌کرد و من مدت‌ها شاگرد او بودم. رنگ روغن خریدم و با سماجت ادامه دادم.
  • آن زمان نمایشگاه هم برگزار می‌کردید؟
نمایشگاه ما تابلوهای عکس عکاسخانه یونان بود. ما وقتی فکر می‌کردیم کار خوبی کشیده‌ایم از یونان خواهش می‌کردیم جای یکی از عکس‌ها را به ما بدهد. نقاشی را نصب می‌کردیم و خودمان کنارش می‌ایستادیم تا ببینیم رهگذران توجهی به کار ما نشان می‌دهند یا نه.
  • چه سالی به هنرستان هنرهای زیبا رفتید؟
من حدود سال 1344 بود که برای ادامه تحصیل به تهران رفتم و در هنرستان هنرهای زیبا نقاشی را ادامه دادم.
  • از نقاشان همدان کسی همراه شما بود؟
منوچهرفرهپور، محمد دادگر، ناصر آراسته و محسن اعتمادی کسانی بودند که پیش از من به هنرستان هنرهای زیبا رفته بودند. با برخی از دوستان در ارتباط هستم، فرهپور ایتالیاست و گاهی به همدان می‌آید و آراسته آتلیه‌ای به نام پل در تهران دارد.
  • به جز نقاشی هنرهای دیگر را هم یاد گرفتید؟
آن زمان درسی به نام هنرهای تزئینی داشتیم که امروز به آن گرافیک می‌گویند. در قالب این واحد درسی همه اینها را کار کرده‌ام. ویترای هم کار کردم اما ادامه ندادم. موارد دیگر هم مانند مجسمه و مرمت کار کرده‌ام. استاد مجسمه‌سازی ما دکتر علی قهاری بود.
از ویترای در ایران بگویید.
نقاشی پشت شیشه را باید در غرب ببینیم. در دوره ساسانیان کاشیکاری متدوال و پیشرفته بود اما ویترای در ایران خیلی رواج نداشته. البته در شاه چراغ صنعتی به نام آلت‌سازی داریم که بسیار زیباست.
  • چرا ایران در این هنرها ضعیف است؟
این جا ما مواد اولیه نداریم. لالجین چرا لالجین است؟ به خاطر خاک و مواد اولیه است که توانسته خود را نشان دهد.
  • چرا کمتر نمایشگاه برگزار می‌کنید؟
من در همدان دوبار نمایشگاه انفرادی داشته‌ام. در کرمانشاه هم داشته‌ام اما چون کار جدید ندارم باید گروهی کار کنیم.
  • چرا نهادی برای گردهمایی نقاشان در همدان وجود ندارد؟
چرا باید نقاشان همدانی جمع شوند؟ با چه انگیزه‌ای؟ انگیزه‌ای که هنرمندان را دور هم گردهم می‌آورد، حتی رقابت ایجاد می‌کند فروش آثار هنری است. انجمن درست شد، گروه درست شد اما تداوم نداشت. وقتی کاری تولید می‌شود، دیده نمی‌شود و فروش نمی‌رود انگیزه‌ای نمی‌ماند تا کنار هم جمع شوند.
  • از نقاشان قدیمی همدان بگویید.
یکی از نقاشان الهام‌بخش من گرادنر همسر خانم میرهادی است. البته من خود ایشان را ندیدم. تعدادی از نقاشی‌های او در هتل بوعلی همدان است. من فکر می‌کنم بیش از 10 نقاشی کم‌نظیر از آثار او در هتل بوعلی باقی مانده است.
  • نگاهتان به کارهای قدیمی خودتان چگونه است؟
اگر بار دیگر به من بگویند یکی از آثار قدیمی خود را کار کنم نمی‌توانم، مانند آدمی که در جوانی کایت‌سوار و قهرمان است؛ در پیری هم بگویند سوار کایت شو و نتواند. نمی‌خواهم بگویم موضوع الهام است بلکه انسان لحظه‌هایی دارد که خلق آثارش هم مربوط به همان لحظه‌هاست. یک بار خواستم به سفارش کسی یکی از کارهای قدیم را تکرار کنم نتوانستم و دیدم جرات ندارم. گاهی نیمه شب بیدار می‌شوم و چند خط می‌زنم و کاری انجام می‌دهم که همه به خاطر حالت‌هایی است که انسان با خود دارد. زمان و شرایط بسیار مهم است. پیکاسو بیشتر نیمه‌های شب به بعد کار می‌کرد. برخی کارها آدم را وابسته می‌کند و نمی‌توان از آن دور شد.
  • در هنرستان رابطه شما با استادان چگونه بود؟
خیلی حمایت می‌شدیم. وقتی می‌دانستند شهرستانی هستیم بسیار همکاری می‌کردند. رنگ، بوم و مواد اولیه همیشه در اختیارمان بود. همه کسانی که امروز مطرح هستند حاصل آموزش‌های آن دوره هنرهای زیبا هستند. کسانی که به ما آموزش می‌دادند بسیار هنرمندان با اخلاق و بزرگی بودند. چه در درس‌های نظری و چه عملی همه خوب بودند. مهرداد اوستا و یحیی ذکا از جمله استادان من بودند. فضا، فضای آموزش و یادگرفتن بود. هدف ما این بود چندسالی که اینجا هستیم ثمربخش باشد و ما هم بتوانیم بعدها در شهرمان ثمربخش باشیم.
  • شما کار سفال هم کرده‌اید؟
کانون پرورش فکری پیش‌تر در خیابان مهدیه بود. من یک سال آنجا کار کردم و دیدم همدان ارتباط خوبی با سفال و سرامیک دارد. کوره‌ای ساختم و سفال و لعاب را می‌پختیم اما پس از مدتی اجازه ندادند ادامه دهیم و اساس و شالوده آن کار از بین رفت.
  • آینده نقاشی همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
خوب است و جوانان خوبی داریم. سعید دولتی جوانی است که تمامی کارهایی را که من دوست داشتم و انجام ندادم  انجام می‌دهد، بسیار خوب کار می‌کند .
  • مشکلات نقاشی همدان از نگاه شما کدامند؟
مشکل این است که اگر شما به رم و آمریکا بروید می‌بینید در کنار سوپرمارکت‌ها و مراکز فروش، مراکز هنری نیز وجود دارد که برای نمایش و فروش آثار هنرمندان است. اما اینجا همه همکاران و دوستان من  آثاری خلق کرده‌اند که خریدار ندارد. ما چقدر برای دل خودمان کار کنیم؟ مسأله مادی و مالی کار چه می‌شود ؟ هیچ مرکزی نیست که آثار ما را بخرد و به نمایش بگذارد. اینجا مردم مقصر نیستند، دستگاه‌های متولی مقصرند؛ یاد نمی‌دهند، برنامه‌ریزی نمی‌کنند تا خانه‌ای که 10 تا دیوار دارد 2 تابلو در آن نصب شود. در نمایشگاه‌ها نیز جز به‌به و چه‌چه چیزی نیست. حمایت‌های دولتی تداوم ندارد، یک بار می‌خرد و ادامه نمی‌دهد. هنرمند هم بدبین می‌شود. این روند باعث شده جلوی خلاقیت گرفته شود. مردم برای خرید نقاشی هزینه نمی‌کنند. در تلویزیون‌های خارجی ده‌ها شبکه وجود دارد که آثار نقاشی را تبلیغ می‌کنند اما رسانه‌های ما چنین کاری را انجام نمی دهند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تقی حجاریان ،

چهارشنبه 8 دی 1395

«گل خندان» همدان در مازندران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

«گل خندان» همدان در مازندران

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«گل خندان» همدان در مازندران
ماه گذشته را باید ماه تئاتر در کشور نامید. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، جشنواره رضوی در بندرعباس، جشنواره نمایش‌های خیابانی کاشان و اینک جشنواره نمایش سیاه بازی تبرستان که از 6تا 9 دی ماه در شهر ساری برگزار می‌شود. نماینده استان همدان در این جشنواره محمود حکمتی اطهر بازیگر و کارگردان با سابقه تئاتر همدان است که با نمایش «گل خندان و علیمردان خان» روی صحنه خواهد رفت....
1395/10/08
ماه گذشته را باید ماه تئاتر در کشور نامید. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان، جشنواره رضوی در بندرعباس، جشنواره نمایش‌های خیابانی کاشان و اینک جشنواره نمایش سیاه بازی تبرستان که از 6تا 9 دی ماه در شهر ساری برگزار می‌شود. نماینده استان همدان در این جشنواره محمود حکمتی اطهر بازیگر و کارگردان با سابقه تئاتر همدان است که با نمایش «گل خندان و علیمردان خان» روی صحنه خواهد رفت.

همراه با نسیم‌آور
محمود حکمتی‌اطهر از ابتدای دهه 60 با گروه هنری نسیم‌آور به صورت حرفه‌ای وارد حوزه تئاتر همدان شد و بیش از 30 سال است در عرصه بازیگری و کارگردانی فعالیت می‌کند. نمایش ایران به کارگردانی او از پربیننده‌ترین نمایش‌های همدان در سال‌های گذشته به شمار می‌رود.
حکمتی اطهر می‌گوید: از دوران تحصیل در مدرسه ابتدایی وارد کار نمایش شدم و از سال 1358به ‌صورت نیمه حرفه‌ای در همدان کار نمایش را تجربه می‌کنم. با دوستان زیادی در این سال‌ها اجرا داشته‌ام. چه به عنوان بازیگر و چه به عنوان کارگردان با اهالی تئاتر استان همراه بوده‌ام.

همدان پیشگام در نمایش‌های سنتی
وی با اشاره به سابقه نمایش‌های آیینی سنتی در همدان می‌گوید: همدان یکی از شهرهای پیشگام در کار نمایش به‌ خصوص نمایش‌های سنتی و سیاه بازی است. سابقه سیاه بازی در همدان به سال‌های دور می‌رسد.
این کارگردان همدانی به تجربه‌های خود در زمینه سیاه بازی اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: چند کار سنتی و سیاه بازی را در کنار اساتید بزرگی چون استاد عاشورپور تجربه کرده‌ام. نمایش گل خندان و علیمردان خان نوشته نیاز اسماعیل پور است. این کار 3سال پیش در جشنواره بین‌المللی کودک و نوجوان همدان، بخش نمایشنامه‌نویسی مقام نخست را کسب کرد و برگزیده شد. یکی از دوستان کار را به من معرفی کرد و وقتی مطالعه کردم، دیدم متن خوبی است. تمرین این کار را سال 94با هنرمندان شهر همدان شروع کردیم و بهمن ماه 1394 اجرای عمومی و در مدارس داشتیم که متأسفانه از طرف اداره ارشاد همکاری مناسبی نشد و بسیار متضرر شدم.

تلفیقی از چند سبک نمایشی
وی در ادامه با اشاره به داستان نمایش می‌گوید: این نمایش تلفیقی از چند سبک نمایشی است که در آن نویسنده شعر معروف «داشت عباسقلی خان پسری/پسر بی هنر و بی ادبی» سروده ایرج میرزا را با افسانه گل خندان تلفیق کرده است. در افسانه گل خندان مرد تاجری که صاحب فرزند نمی‌شود پس از ورشکستگی و خرابه نشینی صاحب دختری شده است. دختر وقتی می‌خندد از لب‌هایش گل می‌ریزد و وقتی گریه می‌کند اشک‌هایش تبدیل به مروارید می‌شود.
حکمتی اطهر می‌افزاید: نویسنده، شعر علی‌مردان خان ایرج میرزا را که مربوط به دوره قاجار است با افسانه گل خندان تلفیق کرده و با استفاده از ادبیات شفاهی و اشعار عامیانه نمایشنامه را نوشته است. به نظر من اسماعیل پور چند سبک را ترکیب کرده و کار نویی را پدید آورده است.

اهمیت انتقال پیام
این کارگردان تئاتر با اشاره به ارتباط مخاطب امروز با افسانه‌های کهن می‌گوید: مسأله این است که ما چقدر بتوانیم انتقال‌دهنده پیام باشیم. موضوع دیگر به روز شدن قصه، شعر و داستان است. این کار برای گروه سنی نوجوان است و به روز شدن و استفاده از کلمات و اصطلاحات امروزی طبیعتا برای این رده سنی جذابیت ایجاد می‌کند. از کلمات غریب در متن نمایشنامه استفاده نشده، نویسنده در امروزی شدن و این‌که ترکیبی از بیان امروز و دوره قاجار را همزمان داشته باشد عمد داشته است. ما هم خواستیم مناسبات خانوادگی امروز و تکنولوژی روز را داشته باشیم. همچنین پیام اصلی را که برگرفته از شعر مرحوم ایرج میرزا است به تماشاچی رسانده باشیم.
حکمتی اطهر با اشاره به جشنواره سیاه بازی تبرستان می‌گوید: جشنواره ملی سیاه بازی ساری تبرستان سومین دوره خود را سپری می‌کند. در این جشنواره از47نمایش ارسال شده 7 اثر پذیرفته شده است که گل خندان هم جزو آنهاست. جشنواره قرار بود شهریورماه برگزار شود که به دلایلی به دی ماه موکول شد و این تاخیر 4ماهه باعث مشکلات عمده‌ای شد اما گروه نهایت تلاش خود را به کار برده است تا در ساری اجرای خوبی داشته باشیم.

از ارشاد توقع کمک داشتیم
وی ادامه می‌دهد: ما از انجمن نمایش به خصوص اداره ارشاد که متولی فرهنگ و هنر است انتظار داشتیم کمک کنند. متأسفانه اداره ارشاد نه تنها کمک نکرد بلکه مشکلاتی هم افزود و هرگاه گله یا نقدی می‌کنیم مغضوب واقع و طرد می‌شویم. بهمن 94 گفتم که بعد از این کار با این شرایط کار نمی‌کنم؛ توبه‌ای که امیدوارم خدا یاری کند و نشکند. در بخش فرهنگ هنر به ویژه تئاتر مسائل زیادی داریم و آنچه جایی نرسد فریاد است. تنها آرزو می‌کنیم که روزی بخشی از مشکلات تئاتر کم شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%DA%AF%D9%84-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86%C2%BB-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D8%A7%D8%B2%D9%86%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ،

یکشنبه 5 دی 1395

لالایی برای تئاتر کودک

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

لالایی برای تئاتر کودک

نویسنده: حسین زندی
لالایی برای تئاتر کودک
بیست و سومین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شنبۀ گذشته با اعلام برگزیدگان به کار خود پایان داد. درهای دبیرخانه تا جشنواره سال آینده بسته شد، اما پرونده آن همچنان باز است....
1395/10/04
 بیست و سومین دوره جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شنبۀ گذشته با اعلام برگزیدگان به کار خود پایان داد. درهای دبیرخانه تا جشنواره سال آینده بسته شد، اما پرونده آن همچنان باز است. برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان و میزبانی این رویداد هنری در همدان، مهم است. اگر به آسیب‌ها توجه نشود، هر روز از کیفیت آن کاسته و دچار روزمرگی و تکرار می‌شود. روند فعلی نشان می‌دهد که جشنواره دچار افول است. به نظر می‌رسد یکی از راه‌های رهایی از رخوت این است که نقدهای موجود و پیشنهادها از طریق رسانه‌های جمعی در طول سال مطرح شود تا دست‌اندرکاران و برگزارکنندگان اگر گوش شنوایی داشته باشند، برای بهبود کیفیت این رخداد تلاش کنند.
 جای خالی منتقد و نقد در تئاتر همدان و جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان مشهود است. بیشتر خبرها و گزارش‌ها بازتاب سخنان مسئولان برگزاری جشنواره، مدیران استانی و برخی چهره‌های هنری که به عنوان داور یا میهمان در این جشنواره حضور داشتند، بود و نقدی از آثار در رسانه‌ها ارائه نشد. حتی نشستی برای نقد آثار برگزار نشد. گفته می‌شد حضور برخی آثار راه یافته از همدان به دلیل امتیاز میزبانی همدان بود و این آثار از کارهای دیگر استان‌ها ضعیف‌تر به نظر می‌رسید. شایسته بود برگزارکنندگان پاسخ این شبهات را می‌دادند. بی‌پاسخ ماندن نظر مخاطبان منطقی به نظر نمی‌رسد. دیگر این که با راه‌یابی آثار ضعیف نه فقط سطح کیفی جشنواره سقوط می‌کند، سطح سلیقه مخاطب را هم تنزل می‌دهد. انتظار می‌رود پس از 23 سال برگزاری یک جشنواره، میهمانان یک گروه تشریفات حرفه‌ای را ببینند. چنین چیزی در جشنواره امسال دیده نشد. همچنان گروه تشریفات به خبرنگاران و تماشاگران بی‌احترامی می‌کردند و به غیر از چند پیشکسوت تئاتر که مسئول سالن بودند، دیگران برخورد مناسبی با تماشاگران نداشتند.
 از نقدهای شفاهی به راه یافتگان جشنواره، دوری از تخصص در تئاتر ایرانی بود. از جمله این‌که به طور مثال تعداد محدودی نویسنده و کارگردان تئاتر با روان‌شناسی آشنا هستند. متولیان جشنواره، برگزاری کارگاه‌های آموزشی از جمله آموزش تئاتر خلاق را از امتیازهای جشنواره امسال برشمردند. در حاشیه جشنواره بیست وسوم بیشتر کارگاه‌های آموزشی تقریبا خالی بود و گاهی کمتر از 5 فراگیر در این کارگاه‌ها و کلاس‌های آموزشی شرکت می‌کردند در حالی که می‌توانستند این فرصت را در اختیار دانشجویان هنر در همدان یا حتی مهدکودک‌ها قرار دهند تا مربیان با این فعالیت‌ها آشنا شوند. جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان به 2 هفته پیش از برگزاری و زمان برگزاری آن محدود است. بقیۀ سال، دبیرخانه تعطیل است. این روند نمی‌تواند در تقویت تئاتر کودک و نوجوان کشور مفید
باشد. گفته می‌شود بیشترین رقم در این جشنواره برای اقامت و خوراک هزینه می‌شود. در شهری که قیمت اقامت در هتل و غذاخوری حدود 50 درصد از سایر استان‌های کشور گران‌تر است، این رقم نادرست به نظر نمی‌رسد. ضمن این‌که بیشتر میهمانان از غذاها و اقامت ناراضی بودند و این که میهمانان هرسال فقط در یک هتل اقامت کنند، رویۀ درستی نیست. در جشنوارۀ بیست و سوم تعداد غایبان تئاتر همدان بیشتر از حاضران بود و در طول برگزاری جشنواره کسی ندانست چه عاملی باعث رنجش این کارگردانان و بازیگران  شده بود که در این رویداد مهم هنری سال استان حضور نداشتند.
 از ضعف اطلاع‌رسانی، نداشتن لوگو و نادیده گرفتن ظرفیت‌های استانی مانند استفاده نکردن از سفال لالجین در جشنواره که بگذریم درون‌مایه بیشتر نمایش‌های این جشنواره به ویژه در بخش بین‌الملل صلح، محیط زیست و موسیقی بود. کاش این پیام‌ها به گوش متولیان فرهنگ در بخش دولتی استان و برگزارکنندگان جشنواره می‌رسید.
حسین زندی
روزنامه‌نگار
https://goo.gl/zYKBWN


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ،

یکشنبه 5 دی 1395

پیوند تئاتر همدان و خوزستان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

پیوند تئاتر همدان و خوزستان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
پیوند تئاتر همدان و خوزستان
محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. مهیمنی دوره‌ای از زندگی خود را در شوشتر گذراند و نقش مهمی در رشد تئاتر این خطه داشت به همین دلیل می‌توان وی را پیونددهنده تئاتر همدان و شوشتر دانست....
1395/10/04
 محمدعلی مهیمنی شاعر، نویسنده و پیشکسوت تئاتر همدان 20 آذرماه در سن 71 سالگی از دنیا رفت. مهیمنی دوره‌ای از زندگی خود را در شوشتر گذراند و نقش مهمی در رشد تئاتر این خطه داشت به همین دلیل می‌توان وی را پیونددهنده تئاتر همدان و شوشتر دانست.مهیمنی اواخر دهه 70پیش از دچار شدن به بیماری 3کتاب منتشر کرد؛ مجموعه شعر «سفر سفر» که تعدادی از سروده‌های اجتماعی و عاشقانه او را در برمی‌گیرد، «نخبه‌شناسی در جامعه کشی» که به جامعه شناسی استبداد می‌پردازد و اوضاع اجتماعی ایران، تاریخ، جنبش‌ها و قیام‌ها را در دوره‌های مختلف بررسی می‌کند و کتاب «گ‍ف‍ت‌‌و گ‍وی‌ ف‍ره‍ن‍گ‌ و ت‍م‍دن‌ه‍ا» که مسائل صلح جهانی را تحلیل می‌کند.

از زبان همسر
مریم رازانی همسر زنده‌یاد مهیمنی می‌گوید: شاید هستی در آخرین دم‌های حیات دستی به شفقت پیش آورده بود تا آن کوه رنج را برای حرکت به سوی «آنجا که اینجا نیست» یاریگر بشود و کوه نه به پای خویش‌ که بردست یاریگرش برخاست، به راه افتاد، در راه جان داد، دردها از او گریخت و آرام شد.
رازانی می‌افزاید: پایانی نه آن چنان تلخ برای کوه مردی که عمری رنج هستی و آدمیان را به دوش کشیده بود و در بستر مرگ هم حتی برای آوارگان جهان می‌گریست. هیچ‌گاه به جرأت از ته دل نخندید، به جرأت دست به غذا نبرد و خود را به هیچ اندوخته‌ای نیالود. و پایان انسانی که تارو پودش از عشق بود، نفسش از درد و دغدغه‌اش «باور» جز این چه می‌توانست؟

گلایه یک فعال فرهنگی
یک فعال فرهنگی با اشاره به همزمانی درگذشت محمدعلی مهیمنی و برگزاری جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان در همدان می‌گوید: انتظار می‌رفت گوشه‌ای از این رویداد هنری به استاد محمدعلی مهیمنی اختصاص می‌یافت و یادی از او و تلاش‌هایش در عرصه تئاتر می‌شد. درست است که زنده‌یاد مهیمنی در حوزه کودکان کار نکرده است اما کودکان و نوجوانان زیادی را با تئاتر و بازیگری آشنا کرده است. تعداد زیادی از اهالی تئاتر همدان که امروز به عنوان نویسنده، بازیگر و کارگردان فعالیت می‌کنند شاگرد او بودند.
علی نائینی ادامه می‌دهد: در طول جشنواره بارها از برگزارکنندگان آن تقاضا کردیم برنامه کوچکی به این آموزگار هنرمند اختصاص دهند اما برای رفع تکلیف تنها دوبار اسم او را بردند. اگر امروز ما از تئاتر همدان نام می‌بریم یا در این شهر به تماشای نمایشی می‌نشینیم آن را مدیون بزرگانی چون سیف‌الله گلپریان، رضا همراه، حسن بیابانی، برادران بیابانی، ایراندخت میرهادی و محمدعلی مهیمنی هستیم. نباید دیگران فکر کنند ما مردم فراموشکاری هستیم پس بهتر است قدر بزرگان را بدانیم.

دلنوشته‌های زنده‌یاد
در یکی از آخرین نوشته‌های او در صفحه خصوصی‌اش آمده است: «بیماری، سخت، به جانم چنگ انداخته و رهایم نمی‌کند. هر بار روزهای بیشتری را در بیمارستان سپری می‌کنم. در برابر، با بار بیشتری بیرون می‌آیم. پرسش برانگیز است که من هرگاه به بیماری پیش پا افتاده‌ای دچار بودم، می‌بایست پزشکان خیلی پیش بدان پی‌برده بودند. درگذشت زنده‌یاد کیارستمی و آنچه در گوشه وکنار درباره‌ مرگ وی شنیده می‌شود ‌، انسان را به اندیشه می‌برد که آیا به‌راستی بهداشت و درمان ما نیز بیمار است؟ نکته‌ای شایان بررسی ژرف است و من چنان دردمند‌م که بیش از این توان نوشتن ندارم. تا چه پیش آید!...»

   زندگی نوشت
محمد علی مهیمنی سال 1324 در همدان به دنیا آمد و پس از پایان دوران تحصیل به استخدام آموزش و پرورش درآمد. او از اوخر دهه 40 خورشیدی تا اوایل دهه 60 در شوشتر و اهواز به شغل معلمی مشغول بود و شاگردان زیادی را پرورش داد. مهیمنی نقش مهمی در رشد تئاتر شوشتر داشت، بیشتر اهالی تئاتر شوشتر به طور مستقیم و غیرمستقیم خود را شاگرد او می‌دانند. به همین دلیل خوزستانی‌ها او را بنیانگذار تئاتر نوین شوشتر می‌دانند.
محمدعلی مهیمنی در شوشتر نمایش «سفر به کره مریخ» را در سال 1348و نمایش «رنگ سرخ اسکانس‌ها» را در سال 1349نوشت و کارگردانی کرد. او همچنین نمایش «عاقبت قلم‌فرسایی» نوشته زنده‌یاد غلامحسین ساعدی را در سال 1350 کارگردانی کرد.
مهیمنی اوایل دهه 60 به زادگاه خود همدان منتقل شد و واپسین سال‌های خدمت معلمی را در دبیرستان‌های همدان سپری کرد. تسلط او بر درس‌هایی که باید ارائه می‌کرد و قدرت بیان او در تدریس در کنار تحلیل مسائل گذشته و حال، او را محبوب شاگردان کرده بود. به همین دلیل مهیمنی را نماد روشنفکری دهه60در آموزش و پرورش همدان می‌دانند.او چه در زمان آموزگاری و چه پس از بازنشستگی هنر را رها نکرد و گروه‌ نمایشی او تولیدات زیادی را برجا گذاشت. پس از بازنشستگی چند نمایش و تله تئاتر از جمله تله فیلم «سربخش» را تولید کرد و در چند نمایش از کارگردانان همدانی بازی کرد. از جمله «تراژدی فرود» به کارگردانی حسین صفی. او همچنین در 2 فیلم سینمایی به نام‌های « آلبوم»( 1383) و« توکیو بدون توقف »(۱۳۸۱) بازی کرد. مهیمنی دستی نیز در موسیقی داشت و نوازنده تار بود اما  به دلیل سال‌ها بیماری ساز را کنار نهاده بود.
این هنرمند پس از یک دوره بیماری روز شنبه 20 آذرماه 1395 در همدان از دنیا رفت و در قطعه هنرمندان باغ بهشت این شهر به خاک سپرده شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%BE%DB%8C%D9%88%D9%86%D8%AF-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%AE%D9%88%D8%B2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، محمد علی مهیمنی ،

دوشنبه 29 آذر 1395

آموزش زیست محیطی به کودکان با نمایش

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

آموزش زیست محیطی به کودکان با نمایش

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
آموزش زیست محیطی به کودکان با نمایش
فاطمه ابرار پایدار هنرمند همدانی با نمایش «هیزم شکن» در بیست وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور داشت.با او درباره این نمایش و وضع تئاتر کودک در همدان گفت وگو کرده ایم....
1395/09/29
فاطمه ابرار پایدار هنرمند همدانی با نمایش «هیزم شکن» در بیست وسومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور داشت.با او درباره این نمایش و وضع تئاتر کودک در همدان گفت وگو کرده ایم.

شرایط رو به پیشرفت
ابرارپایدار می‌گوید: زمانی که وارد حوزه تئاتر شدم، نوجوان بودم و عنصر کارگروهی، مشارکت و همکاری جمعی مرا جذب این هنر کرد. همچنان گرایش عجیبی به هنر تئاتر دارم و در حال حاضر، قدرت خارق‌العاده و زیبای نهفته در زبان تئاتر برای بیان دیدگاه‌هایم بسیار جذابیت دارد.این هنرمند تئاتر با اشاره به وضع هنر نمایش در استان می‌افزاید: به نظر من شرایط هنر نمایش در استان رو به بهبود و پیشرفت است. البته اگر همدلی بین هنرمندان بیشتر باشد این پیشرفت بهتر احساس خواهد شد و نگاه تخصصی به تئاتر کودک و ارائه تجربه‌های جدید در کشور گسترش و ارتقا می‌یابد.

تامین نیاز
ابرار پایدار درباره تئاتر کودک و نوجوان می‌گوید: برای بهبود وضع اجراها باید تحولی ایجاد شود به طور مثال زمان اجراها کوتاه ‌شود تا با حوصله این گروه سنی باشد. عنصر فانتزی بسیار قوی و مهم است و باید پررنگ شود و نیز استفاده از رنگ‌های شاد و خالص و موسیقی از دیگر ویژگی‌های این گروه سنی است اما کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد.او به تاثیر استفاده از روان‌شناسی در تئاتر کودک و نوجوان تأکید دارد و اضافه می‌کند: تا از نیازهای روحی و جسمی کودک آگاه نباشیم نمی‌توانیم اثر مناسب کودک تهیه کنیم. ممکن است نمایش‌های خوبی تولید شود اما مناسب سنی این گروه  سنی نباشد و نتواند نیازهای آنها را عنوان کند. همین طور باید بدانیم نیازهای کودکان در هر طبقه اجتماعی چیست و جامعه‌های مختلف نیازهای متفاوت دارند.

حضور در جشنواره
ابرار پایدار با نمایش «هیزم شکن» در بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان حضور داشت که کار مشترکی بود از او و خواهرش ندا ابرارپایدار.
وی با اشاره به داستان نمایش می‌گوید: این نمایش قصه 2 مرد هیزم‌شکن است، یکی راستگو و دیگری دروغگو. طی اتفاقاتی هر دو از سوی فرشته‌ای مورد آزمون قرار می‌گیرند و در نهایت مرد راستگو به خاطر مهربانی‌اش صاحب ثروت می‌شود و مرد بدجنس تمام دارایی خود را به خاطر دروغگویی از دست می‌دهد.این هنرمند می‌افزاید: نمایش ما برای مقطع سنی 3تا 6 سال است. این نمایش پیش از جشنواره اجرای عمومی نداشت اما در کلاس‌های آموزشی نمایش خلاق، بارها قصه آن را با کودکان کار کردیم و بازخورد خوبی گرفتیم. نویسنده کار خودم بودم اما در حین تمرین تعدادی از صحنه‌ها و دیالوگ‌ها تغییر کرد. البته ایده اصلی قصه ثابت مانده است.وی درباره توجه به محیط زیست در این نمایش می‌گوید: بی‌توجهی عمیق به مسائل زیست محیطی و بی‌دفاع بودنش در برابر ظلمی که به آن می‌شود و نیز فاجعه‌ای که به خاطر نابودی کره زمین در انتظار آیندگان است موجب شد گوشه چشمی هرچند اندک در این نمایش به این موضوع داشته باشیم تا ذهن کودکان را نسبت به این موضوع حساس و آگاه کنیم.

 جشنواره رقابتی
این کارگردان همدانی با اشاره به بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان همدان می‌گوید: دوست داشتم بخش خردسالان مانند گذشته به‌ صورت مسابقه‌ای برگزار نمی‌شد تا هدف هنرمندان به طور اخص ارائه و دریافت تجربه باشد.وی اضافه می‌کند : در این صورت نه گروهی برتر بود و گروهی پایین‌تر، نه کسی از گرفتن جایزه شادتر بود و نه کسی از نگرفتن آن ناراحت و همه در یک سطح بودند و از یک میزان شادی برای حضور در جشنواره بهرمند می‌شدند نه این‌که رقابت برای گرفتن جایزه برتر با یکدیگر رقابت کنند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%85%D8%AD%DB%8C%D8%B7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%A7-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

یکشنبه 21 آذر 1395

همدان؛ رنگین‌کمان نمایش کودک و نوجوان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

همدان؛ رنگین‌کمان نمایش کودک و نوجوان

نویسنده: حیدر زند خبرنگار همشهری -همدان
همدان؛ رنگین‌کمان نمایش کودک و نوجوان
بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان از 22 تا 27 آذرماه در همدان برگزار می‌شود. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می‌پردازند....
1395/09/21
بیست و سومین دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان از 22 تا 27 آذرماه در همدان برگزار می‌شود. بیش از 30 گروه داخلی و۱۰ نمایش از کشورهای آلمان، ایتالیا، استرالیا، آفریقای جنوبی، جمهوری چک، کره جنوبی و روسیه در بخش تئاتر بین‌الملل این جشنواره به رقابت می‌پردازند.
افتتاحیه این جشنواره عصر فردا 22 آذرماه در سالن ابن‌سینا نمایشگاه بین‌المللی همدان برگزار خواهد شد و در طول برگزاری این رویداد فرهنگی هنرمندان شناخته‌شده عرصه‌های نمایشنامه‌نویسی، بازیگری و کارگردانی حضور خواهند داشت.
بر اساس تصمیم شورای سیاست‌گذاری جشنواره تئاتر کودک و نوجوان، مراسم بزرگداشت این دوره جشنواره به رضا فیاضی پیشکسوت هنر نمایش اختصاص مییابد. همچنین امسال بخش ویژه‌ای به 100 سالگی تئاتر کودک و نوجوان اختصاص خواهد یافت.

10 بخش
به گفته دبیر جشنواره، آثار نمایشی از 10 بخش در 12 سالن به اجرا در خواهد آمد. در این دوره 50 گروه نمایشی با 60 اجرا میزبان علاقه‌مندان به هنر نمایش می‌شوند که در این میان 550 هنرمند شرکت‌کننده خواهیم داشت که 51 هنرمند آن خارجی هستند.
بخش مسابقه پوستر و عکس جشنواره بیست و سوم تئاتر کودک و نوجوان همدان نیز داوران خود را از میان چهره‌های شناخته‌شده عکاسی تئاتر و طراحان پوستر معرفی کرد. حمید جبلی بازیگر و کارگردان تئاتر، سینما و تلویزیون که آثار متعددی برای کودکان و نوجوانان دارد و یکی از عکاسان پیشکسوت تئاتر است در کنار سیف‌الله صمدیان عکاس، فیلمساز و فیلمبردار و سیامک زمردی مطلق آثار رسیده به بخش عکس بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را در همدان داوری خواهند کرد.قباد شیوا طراح و گرافیست، آرش تنهایی طراح گرافیک و نویسنده که از نسل پنجم طراحان گرافیک ایران محسوب می‌شود و در حوزه طراحی پوستر، پژوهش و آموزش گرافیک فعالیت دارد در کنار امیر اسمی گرافیست تئاتر که دبیری بخش پوستر و عکس جشنواره‌های متعدد تئاتری را بر عهده داشته داوری بخش پوستر بیست و سومین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان را بر عهده گرفتند.
نمایشگاه عکس و پوستر جشنواره همزمان با برگزاری این رویداد هنری از ۲۲ آذرماه در همدان آغاز به کار می‌کند و تا پایان جشنواره برپا خواهد بود.

 نمایشنامه‌نویسی
شورای داوری بخش مسابقه نمایشنامه‌نویسی جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شامل منصور خلج، حسن دولت‌آبادی، احمد بیگلریان، سید حسین فدایی حسین و جواد عاطفه با ارزیابی آثار متقاضی در 2 بخش آثار چاپ‌شده و نمایشنامه‌های تولیدی فهرست نامزدهای هر دو بخش را معرفی کرد .این شورا 5 نمایشنامه چاپ شده و ۶ نمایشنامه تولیدی را به عنوان نامزد این بخش معرفی کرد.
نمایشنامه‌های برگزیده در 2 بخش آثار چاپ‌شده و در بخش آثار تولیدی در مراسم اختتامیه جشنواره معرفی خواهد شد.
بخش نمایشنامه‌خوانی جشنواره با حضور ٤ کارگردان تئاتر از ٢٤ تا ٢٦ آذر ماه برگزار می‌شود که ٤ نمایشنامه از زنده یاد باغچه‌بان را می‌خوانند.
امسال مانند سال‌های گذشته کارگاه‌های آموزشی نیز برپا خواهد شد. رویکرد اصلی کارگاه‌های امسال مخاطب‌شناسی است. مدیر کارگاه‌های آموزشی جشنواره تئاتر کودک و نوجوان از حضور یک مدرس ایرانی مقیم آمریکا در این دوره از جشنواره خبر داد و گفت: گنجعلی از هنرمندان ایرانی مقیم آمریکاست که کارگاه خود را بر اساس تجربیاتی که در حوزه تئاتر عروسکی و ساخت عروسک دارد، برگزار می‌کند.


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ،

یکشنبه 21 آذر 1395

کپی برداری؛ بلای جان آثار هنری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،

کپی برداری؛ بلای جان آثار هنری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
کپی برداری؛ بلای جان آثار هنری
هفته گذشته گزارش «نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان» پس از انتشار در روزنامه همشهری با بازخوردهای گوناگونی روبه‌رو شد...
1395/09/21
 هفته گذشته گزارش «نقاشی پشت شیشه؛ از ونیز تا همدان» پس از انتشار در روزنامه همشهری با بازخوردهای گوناگونی روبه‌رو شد. تعدادی از خوانندگان در تماس با دفتر روزنامه ابراز کردند هنوز نقاشی پشت شیشه در همدان رواج دارد و جوانان نیز راه استاد فتوت و جمشیدآبادی را پی گرفته و ادامه داده‌اند.مهدی کریمی‌منسوب یکی از این هنرمندان است که در کنار آموزش هنرجوها و شاگردان خود، آثار نقش برجسته و کتیبه‌های سفالی و تابلوهای نقاشی پشت شیشه آثار زیادی را خلق کرده است. او متولد 1358 در همدان و فارغ‌التحصیل کارشناسی هنر و کارشناسی ارشد باستان‌شناسی است. با این هنرمند همدانی گفت‌وگویی داشته‌ایم که در ادامه می‌آید:
  • چه شد که به هنر گرایش پیدا کردید؟
از آنجا که خانواده و اطرافیانم عمدتا دارای مشاغل و تخصص‌های هنری بودند از کودکی درگیر مسائل و اتفاقات هنری بودم. علاقه به رشته‌های هنری مختلف را از سنین پایین احساس کردم و به نوعی توانایی خودم را در رشته‌های مختلف محک زدم.
  • چرا سراغ باستان‌شناسی رفتید؟
هنر و باستان شناسی بدون هم به نوعی ناقص و نیمه کاره هستند و درواقع جزء جدایی‌ناپذیرند. فلسفه وجودی بسیاری از آثار هنری را تنها با جست‌و‌جو در دنیای باستان می‌توان درک کرد. به‌وجود آورنده آثار هنری یعنی انسان درگذر زمان درگیر سیر اتفاقات تاثیرگذار تاریخی دست به آفرینش می‌زند و به نوعی می‌توان گفت هنر تجلی درونیات آفریننده‌ای است که خود در فراز و نشیب تاریخ از محیط اطرافش تاثیر پذیرفته است. پس برای درک بهتر آثار هنری نیازمند مطالعه شرایط مکانی و زمانی آفریننده آن هستیم و بنابراین هنرمند به نوعی به مطالعه باستان‌شناسانه نیاز پیدا خواهد کرد. من در زمان تحصیل در رشته هنر به مواردی برخورد کردم که از نظر هنری قابل توجه بود اما بدون مطالعه تخصصی در مورد آنها نمی‌توانستم به مبحث ورود پیدا کنم.
  • در حوزه سفال و سفالگری چه کارهایی کرده‌اید؟
با سفال و سفالگری سال‌ها پیش از شروع تحصیلات به‌صورت آکادمیک آشنا شدم به طوری که برای من یادآور خاطرات شیرین سال‌های نوجوانی است. سال‌هایی که به‌ سختی برای آوردن گل مورد نیاز به لالجین می‌رفتم و ساعت‌ها در کارگاه‌هایی که دیگر از آنها به آن شکل و شمایل معماری کمتر اثری مانده است، به دست‌های هنرمند خیره می‌شدم. مدتی که گذشت کم‌کم با درخواست‌ها و سفارش‌هایی روبه‌رو شدم که فعالیت تفریحی‌ام را با انگیزه مالی توام کرد و اعتماد به نفس مرا برای شروع فعالیت حرفه‌ای‌تر بالا برد. در آن زمان هنوز اثری از کتیبه‌های سفالی و مجسمه‌ها به‌شکل امروزی نبود و سفال را به عنوان ظرف می‌شناختند و بعضا در لالجین نوع فعالیت من مورد سوال بود. به‌دلیل غریب بودن این هنر در استان من به اساتید بزرگ کشور چون استاد قان بیگی، استاد دیلمغانی و استاد نجیبی روی آوردم که خوشبختانه درهای ذهنم را به دنیای بزرگی باز کرد و به نوعی باعث شد جزو پیشگامان موج نو این هنر در آن دوره باشم.
  • ارتباط کارهای شما با سفالگری لالجین چقدر است؟
زندگی هنری من با سفال و لالجین به نوعی آمیخته است. به دلیل این‌که طبیعتا در طول مدت سال‌های طولانی این ارتباط ادامه داشته و دوستان زیاد و متعددی در لالجین دارم. مدتی هم به لطف تدریس در دانشگاه علمی کاربردی لالجین ارتباط تنگاتنگی با مردم لالجین و هنرمندان داشتم که متاسفانه این فعالیت به‌دلیل سیاست‌گذاری اشتباه مسئولان وقت و به دنبال آن کاهش استقبال دانشجوها از سال 90 تقریبا قطع شد.
تفاوت آثار شما با تولیدات لالجین در چیست؟
ارتباط کار هنری من با سفال لالجین یا اشتراک محصولات ما تنها در ماده اولیه و متریال هنری هست و می‌توان گفت جدای از کارهای هنری و تحقیقاتی که مربوط به سفال و ظروف است سایر محصولات و آثار بنده نقاط اشتراک کمی با نوع فعالیت در لالجین دارد. یکی از تفاوت‌های ملموس بین 2 نوع اثر تفاوت در محتوای طرح است. آثار هنرمندان لالجین متاسفانه در اکثر موارد مطیع بازار از پیش تعیین شده است و هنرمند را وادار به کپی از طرح‌های پیشنهادی می‌کند و راه خلاقیت را روی هنرمند سد می‌کند. در صورتی که عمده آثار من متکی به خلق اثر جدید و جوشش درونیات شخصی است.
  • رابطه بازار و تولید را چگونه می‌بینید؟
به نظر بنده اثر هنری باید با معرفی خودش بازار را در اطرافش ایجاد کند نه این‌که ما اثری را تولید کنیم که به خاطر رعایت چارچوبی خاص حتی از سوی سفارش دهنده مانع بروز خلاقیت شود. متاسفانه عادت به کپی آزاردهنده‌ترین مقوله این روزهای هنر در کشور و همچنین لالجین است که به نوعی یادآور آثار کپی کشور چین در فضایی کوچک‌تر است.
  • به فعالیت‌های آموزشی اشاره کردید؛ از این حوزه بیشتر بگویید.
علی‌رغم موج کاهش دانشجو به خصوص در رشته‌های هنری خوشبختانه هنوز با تلاش همکاران شاهد حفظ رشته‌های معدود هنری مثل نقاشی و گرافیک در دانشگاه‌های همدان هستیم و بنده هم افتخار دارم در کنار دیگر همکاران گروه هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی همدان در خدمت این گروه بسیار فعال و پرانرژی باشم. البته در بیرون از محیط دانشگاهی نیز  با بسیاری از هنرجویان مشتاق مرتبط هستم و به نوعی سعی کرده‌ام با حفظ ارتباط با نسل بعدی در گسترش این هنر سهمی داشته باشم.
  • از نوآوری‌هایی که در سفالگری و پخت سفال داشتید بگویید.
بعد از تمرکز روی سفال‌های باستانی و تحقیقات گسترده، بازسازی تکنیک‌های تولید آثار سفالی باستانی در مرکز توجه من قرار گرفت و در یک دوره 2 ساله موفق به بازتولید نوع خاصی از این آثار با نام سفال خاکستری رنگ شدم که محور اصلی تولید آن تحقیقات روی تکنیک‌های پخت و معماری کوره‌ها بود و با بازسازی همه فاکتورها موفق به تولید دوباره آن سفال شدم.
  • نقاشی پشت شیشه را چگونه آموختید؟
تکنیک نقاشی پشت شیشه به نوعی زیرمجموعه و زیرشاخه نقاشی است. در بسیاری موارد با نقاشی اشتراکاتی دارد و بسیار طبیعی است که هنرمند علاقه‌مند به محک زدن خودش در این تکنیک باشد؛ حتی برای کسی  مثل من و کاملا شخصی و بدون بهره بردن از استادی خاص.
  • چه تاریخچه‌ای برای این هنر در همدان می‌توان متصور شد؟
با توجه به حضور طولانی مدت اساتید شناخته شده نقاشی همدان در کشور می‌توان تاریخچه این شاخه هنری را به نوعی درآمیخته با تاریخچه نقاشی همدان دانست. اساتیدی که جزو اولین تحصیل‌کردگان هنر کشور بودند با دسترسی به منابع هنری خارج از کشور به خصوص ایتالیا و فرانسه توانستند سرمنشا تحول در انواع سبک‌ها و روش‌های هنری ایران  باشند.
  • شما چه کارهایی در این زمینه انجام داده‌اید؟
با توجه به محدود بودن آثار شناخته‌شده‌ای که از نسل اساتید گذشته به‌جا مانده بنده بر آن شدم که به صورت کاملا شخصی و در گالری هنری خودم که متشکل از تعدادی از هنرجویانم است به نوعی به باززنده‌سازی این هنر و تلفیق آن با فضاهای خشک ساختمان‌های امروزی بپردازم که خوشبختانه در مدت کوتاهی با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد.
  •  ویترای در همدان چه وضعی دارد و شما چه چشم‌اندازی را برای این هنر تصور می‌کنید؟
کمترین اثر قابل تصور ویترای در معماری در بند مدرنیته و خشک امروز تلطیف فضاهای سرد و بی‌روح به‌وسیله عناصر رنگ و نور است که متاسفانه بنا به دلایل مختلف تا به امروز از آن محروم بوده. بنابراین قطعا خلا فراوانی برای خلق چنین آثاری متصور است که می‌توان با برنامه‌ریزی و معرفی خوب این نوع هنر باب خوبی را در زیرمجموعه شاخه‌های نقاشی و ترکیب آن با معماری امروز گشود.
  • ویترای چه رابطه‌ای با سفالگری دارد؟
در دنیای هنر امروز دیگر مرز بین رشته‌های مختلف هنری کسته شده و هنرمند بیشتر از شکل اولیه و رعایت چارچوب‌ها خود را پایبند به خلق تکنیک‌های نو می‌داند. چه بسا با احساس برآورده شدن نیاز از امکانات رشته‌ای دیگر بهره برده یا ابزار و تکنیک‌های 2 یا چند رشته را در هم بیامیزد. به طور مثال نوع و شکل طراحی مرا گاهی مجاب می‌کرد تا تکنیک‌ها و متریال مختلف را در مسیر اجرای قدرتمند تر محک بزنم که یکی از این تلاش‌ها منجر به خلق آثاری با تکنیک ویترای شد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%A9%D9%BE%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%9B-%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D9%87%D9%86%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، نقاشی پشت شیشه همدان ، سفالگری همدان ،

چهارشنبه 17 آذر 1395

کوبیدن سازهای کوبه‌ای د ر همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

کوبیدن سازهای کوبه‌ای د ر همدان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
کوبیدن سازهای کوبه‌ای د ر همدان
« مرتضی فطری» نوازنده و آهنگساز همدانی 19 آذرماه همراه با گروه سازهای کوبه‌ای در مجتمع ابن سینای همدان به روی صحنه خواهد رفت. او یکی از شناخته‌شده ترین هنرمندان موسیقی سنتی و مقامی همدان است که در همدان طرفداران زیادی دارد. به بهانه این کنسرت با او به گفت وگو نشسته ایم...
1395/09/17
« مرتضی فطری»  نوازنده و آهنگساز همدانی 19 آذرماه همراه با گروه سازهای کوبه‌ای در مجتمع ابن سینای همدان به روی صحنه خواهد رفت. او یکی از شناخته‌شده ترین هنرمندان موسیقی سنتی و مقامی همدان است که در همدان طرفداران زیادی دارد. به بهانه این کنسرت با او به گفت وگو نشسته ایم.
  • آموختن موسیقی را نزد چه کسانی آغاز کردید و چه کسی بیشترین تاثیر را روی شما داشت؟
پس از آموزه‌های پدر، در سن 10 سالگی نزد استاد زنده‌یاد جلال دوستی نواختن تار و سه‌تار را آغاز کردم و پس از آن نیز نزد استاد ارشد طهماسبی شاگردی کردم.
  • با کدام یک از سازهایی که می‌نوازید ارتباط بیشتری دارید؟
در میان سازهایی که در نواختن آنها تسلط دارم با تار رابطه خاصی دارم. البته به تمام سازها عشق می‌ورزم، به طور مثال با صدای تنبور آرامش خاصی پیدا می‌کنم یا با نواختن سه‌تار از موسیقی لذت می‌برم.
  • از سابقه تدریس بگویید و این‌که چه سازهایی را تدریس می‌کنید؟
من از سن ۱۷ سالگی تدریس موسیقی را آغاز کردم. مدت زمان زیادی هم در بیشتر آموزشگاه‌های همدان تدریس کرده ام. چند سالی هم در شهر تهران و رشت مشغول به تدریس بوده ام و اکنون تار، 3تار، تنبور و دیوان را هم آموزش می‌دهم.
  • از اجراها و کنسرت‌هایی که پیش از این داشته‌اید بگویید.
تعداد کنسرت‌هایی که داشته ام زیاد است. در شهرهای مختلف ایران با گروه‌های مختلف به اجرای کنسرت پرداخته‌ام که در بعضی از گروه‌ها به عنوان آهنگساز یا سرپرست گروه بوده‌ام و در برخی به عنوان نوازنده همکاری کرده ام.
  • اجرای کنسرت در خارج از کشور چه تفاوتی با داخل دارد؟
در کنسرت‌هایی که در خارج از کشور داشته‌ایم خیلی راحت بوده ایم؛ به دلیل این که دغدغه گرفتن مجوز نداشته ایم. اما در ایران دوندگی برای گرفتن مجوز کنسرت یکی از مشکلات ما است. امیدوارم این مشکل هم به زودی از سر راه نوازندگان برای اجرای کنسرت برداشته شود.
  • از کارها و آلبوم‌های منتشر شده بگویید.
من مدت زیادی را در سازمان صدا و سیما در واحد موسیقی مشغول به آهنگسازی بوده‌ام که حاصل این همکاری با صدا و سیما ضبط بیش از ۱۵۰ قطعه موسیقی بوده است که در برخی به عنوان آهنگساز بوده‌ام و در برخی به عنوان نوازنده. البته در این مدت موسیقی متن چند فیلم را نیز کار کرده‌ام که بیشتر این فیلم‌ها انیمیشن بوده‌اند. از آلبومهایی که در آن حضور داشته‌ام «نغمه‌های نواحی» که از سوی شرکت سروش منتشر شد به عنوان آهنگساز همکاری داشته‌ام، در آلبوم «صدای شاعر» که از سوی حوزه هنری تولید شد به عنوان نوازنده تار حضور داشته‌ام. آلبومی هم در حال ضبط دارم که شامل  ملودی‌های محلی همدان در بخش ترکی با خوانندگی پدرم حق‌رضا فطری است که  به زودی روانه بازار خواهد شد.
  • اینکه در همدان کمتر کنسرت برگزار می‌کنید و به صورت گزیده کار می‌کنید چه دلیلی دارد؟
بحث کم کار کردن نیست. شاید دوستان ما فکر کنند که فعالیت من کم شده، در صورتی که فعالیت من تنها در زمینه برگزاری کنسرت کم شده چون من بیشتر وقت خودم را در این مدت مشغول ضبط موسیقی فیلم بوده‌ام. آخرین موسیقی متن فیلمی که کار کردم مربوط به مجموعه انیمیشن «حکمت پنهان» به کارگردانی همسرم مریم خوش‌اقبال است که این روزها از شبکه 2 در حال پخش است.
  • وضعیت موسیقی استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ما در موسیقی استان همدان ظرفیت‌های خیلی خوبی داریم. نوازنده‌های بسیار خوب که هر کدام در کشور زبانزد هستند اما از این عزیزان انتظارهای بیشتری نیز داریم. دلیلش را نمی‌دانم اما بعضی از این نوازنده‌ها اصلا فعالیت نمی‌کنند مطمئن هستم اگر کمی فعال‌تر باشند به درجات بالاتری از موسیقی دست پیدا خواهند کرد و موسیقی استان متحول می‌شود.
  • امکانات و وضع سالن‌ها چگونه است؟
اگرچه امکانات سالن‌های همدان زیاد خوب نیست اما خدا را شاکریم که همین سالن‌ها را در همدان داریم. در بعضی از شهرها همین هم وجود ندارد. یکی از مشکلات ما در سالن‌های شهر مشکل آکوستیک سالن است. ما سال هاست از نداشتن سیستم صوتی خوب در سالن‌ها رنج می‌بریم، برای هر بار کنسرت دادن مجبور هستیم هزینه زیادی برای صدابرداری پرداخت کنیم اما باز از عزیزانی که در اداره ارشاد همین سالن را برای اجرای کنسرت‌ها تا آنجا که ممکن است به شرایط ایده‌آل نزدیک می‌کنند تشکر می‌کنیم.
  • تعامل اهالی موسیقی در همدان با اداره ارشاد چگونه است؟
کم و بیش تعامل خوبی داریم. در جلساتی که با هم داریم در مورد مشکلات اهالی موسیقی صحبت می‌کنیم، بالاخره دوستان ما در ارشاد تا آنجا که ممکن است همکاری می‌کنند. در بعضی از موارد نیز کم کاری می‌شود که پذیرفته‌ایم.
  • کنسرت 19 آذر را معرفی کنید. چه قطعاتی اجرا خواهد شد؟
کنسرت ۱۹ آذر برنامه‌ای است که بیشتر آهنگ‌های آن از ساخته‌های خودم است. در این کنسرت من با یک گروه کوبه‌ای همکاری می‌کنم و از ساز زدن در کنار این عزیزان لذت می‌برم. این کنسرت شامل ۴بخش است. هر بخش از این کنسرت شنونده را با صدای متفاوتی روبه رو می‌کند . در بخش اول با 3تار، بخش دوم دیوان و در بخش سوم و چهارم با ساز تنبور گروه را همراهی می‌کنم، البته خوانندگی این کنسرت هم بر عهده خودم است.
  • ایده این کار چگونه شکل گرفت؟
در ابتدای شکل‌گیری این کنسرت قرار بود من و جلال گودرزی‌سروش نوازنده و مدرس تنبک به صورت دونوازی این کنسرت را برگزار کنیم. پس از مدتی به پیشنهاد گودرزی سروش تصمیم بر اجرا به صورت گروه کوبه‌ای شد که در این گروه احمد رسولی ثمر، مسعود قاری، توحید رادفر، احسان رسولی ثمر و پویا موسویان به عنوان نوازندگان سازهای کوبه‌ای فعالیت دارند.
  • این کنسرت چه تفاوتی با کنسرت‌های پیشین دارد؟ دلیل استفاده از سازهای کوبه‌ای چیست؟
در کنسرت‌های قبلی گروه به صورت کامل بود. منظورم از گروه کامل، دارا بودن بیشتر سازهای ملودیک از جمله سنتور، کمانچه، عود ونی است اما در این کنسرت تصمیم بر این شده که بیشتر روی سازهای کوبه‌ای تکیه کنیم. تجربه جدیدی است و کار بسیار خوشرنگی خواهد شد.
  • با توجه به این‌که از کنسرت‌های شما همیشه استقبال خوبی شده، فکر می‌کنید این بار استقبال چگونه خواهد بود و چه بازخوردی خواهید گرفت؟
امیدوارم که باز هم مثل کنسرت‌های قبلی شاهد حضور هنردوستان عزیز در شب کنسرت باشم. حضور این عزیزان در این روزهای سرد نزدیک به زمستان مایه دلگرمی من و دوستان همراه من در این کنسرت خواهد بود. در پایان از همه عزیزانی که من و گروه را برای رسیدن به این کنسرت یاری کرده‌اند، سپاسگزارم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%A9%D9%88%D8%A8%DB%8C%D8%AF%D9%86-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%DB%8C-%D8%AF-%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86


برچسب ها: موسیقی همدان ، مرتضی فطری ، هنرمندان همدان ، همشهری همدان ،

دوشنبه 1 آذر 1395

یک شهر؛ یک گالری

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :هنر ،روزنامه همشهری ،

یک شهر؛ یک گالری

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
یک شهر؛ یک گالری
همدان یک گالری دارد که آن هم در تمامی طول سال فعال نیست. این شهر به گالری‌های تخصصی نیاز داردکه به شاخه‌های هنری مختلف بپردازند...
1395/09/01
همدان یک گالری دارد که آن هم در تمامی طول سال فعال نیست. این شهر به گالری‌های تخصصی نیاز داردکه به شاخه‌های هنری مختلف بپردازند.
این سخنان را ساجد بابایی هنرمند طراح و نقاش همدانی می‌گوید. وی که اولین نمایشگاه آثارش شامل 50 اثر از 22 تا 27 آبان ماه در گالری استاد زنگنه مجتمع آوینی برگزار شد متولد 1368 است و از دانشگاه آزاد همدان در رشته نقاشی مدرک کارشناسی دارد. به بهانه برگزاری اولین نمایشگاهش با این هنرمند همدانی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که با هم می‌خوانیم.
  • طراحی و نقاشی را از چه سالی آغاز کردید؟
سال 1389همزمان با این‌که در دانشگاه آزاد همدان قبول شدم به صورت حرفه‌ای کارم را شروع کردم. البته در هنرستان گرافیک خوانده بودم و دیپلم گرافیک گرفتم اما همزمان با ورود به دانشگاه به صورت تخصصی وارد این حوزه شدم. همچنان علاقه مند به هنر هستم و می‌خواهم نگاه خالصی به هنر داشته باشم. دوست دارم آن حسی راکه پیش از ورودم به این عرصه و شناخت کامل از هنر داشتم بار دیگر تجربه کنم.
  • آموزش‌های اولیه را کجا فرا گرفتید؟
خارج از مراکز آموزشی دولتی یعنی به غیر از هنرستان و دانشگاه هیچوقت آموزش ندیده‌ام اما پدرم خوشنویس و نقاش تجربی بود و مرا تشویق کرد این رشته را انتخاب کنم.
  • با توجه به آثار این نمایشگاه به نظر می‌رسد گرایش شما بیشتر به طراحی است. این علاقه از کجا می‌آید؟
موضوعی که همیشه برای من اهمیت داشته طراحی بوده. باور دارم که طراحی دید انسان را باز می‌کند . نقاشی، مجسمه‌سازی و دیگر رشته‌های هنری بر پایه طراحی صورت می‌گیرد. طراحی راه را باز می‌کند تا هنرمند نگاه دیگری داشته باشد. در واقع طراحی پایه تمام هنرها است حتی موسیقی و سینما، یعنی اگر یک موسیقیدان یا آهنگساز طراحی را بشناسد روی کار او تاثیر خواهد گذاشت و خلق اثرش را متحول می‌کند.
  • از کارهایی که در نمایشگاه ارائه شده بگویید. به نظر می‌رسد در خلق کارها از شیوه‌های مختلف بهره گرفته‌اید؟
کارهایی که در این نمایشگاه ارائه شده حدود 50 اثر است. بیشتر آنها با مداد و زغال کشیده و به 3 بخش تقسیم شده‌اند. بخشی از کارها با زمانبندی اجرا شده بدین معنی که هر اثر در مدت زمان بین 30 ثانیه تا 90 ثانیه خلق شده است. بخش دیگر کارهایی بوده که زمان در آنها چندان اهمیتی نداشته و طراحی‌های بلند مدت است. بخش سوم کارها هم به صورت انتزاعی خلق شده‌اند. آنچه در ذهن داشتم را روی کاغذ کشیده‌ام.
  • نقدی که به کارهای شما وارد است ناهماهنگی کارهاست. این نقد را می‌پذیرید؟
بله. این نقد وارد است که کارها با هم هماهنگی ندارد. این اولین نمایشگاه طراحی‌های من است. زمانی که تصمیم گرفتم این نمایشگاه را برگزار کنم تنها هدفم انتقال یک تجربه در شهر همدان بود. دوست داشتم از هر تکنیکی که کار کرده‌ام نمونه‌هایی را در این نمایشگاه ارائه کنم اما در نمایشگاه بعدی به صورت تخصصی و تحت یک عنوان کار خواهم کرد.
  • نقاشی‌هایی که با کاردک داشتید هم به طراحی نزدیک است.این طور نیست؟
بله همین‌طور است. اینجا همه کارها طراحی است حتی آن آثاری که با رنگ کار کرده‌ام. بازدیدکنندگان فکر می‌کنند نقاشی است اما طراحی با رنگ است. شما نقاشی نمی‌بینید. طرحی است که با رنگ کارشده و از ضربه‌های آزاد و رها استفاده شده و این چیزی بوده که مدت‌ها دنبال آن بودم.
  • زمان تعیین کردن چه تاثیری بر خلاقیت دارد؟
از وقتی کارم را آغاز کردم حس کردم زمان تولید و خلق اثر باید کوتاه شود و برای خودم محدودیت وقت تعیین کردم. زمان همیشه برای من اهمیت بسیاری دارد و این مساله در نقاشی‌هایم اثر بخش بوده. فکر می‌کنم تاثیر محدودیت زمان و تکرار این شیوه روی کیفیت کار تاثیر دارد و اجازه می‌دهد احساس شما خالصانه وارد کار شود. یک بخش کار، خالق اثر است، یک بخش دیگر اتفاق است. شما آنقدر سریع کار می‌کنید که ناخودآگاه خطایی از شما بر جا می‌ماند که زیباست و شما فرصت ترمیم و برطرف کردن خطا را ندارید. گاهی این سرعت منجر به پاره شدن کاغذ می‌شود یا کار خاصی خلق می‌شود که غیرمنتظره است.
  • نگاه شما به سایر هنرمندان نقاشی همدان چگونه است؟
واقعیت این است که در همدان علاوه بر پیشکسوت‌های هنر نقاشی، هنرمندان جوان بسیار خلاق و فوق‌العاده‌ای حضور دارند اما مسأله‌ای که وجود دارد این است که همه این هنرمندان به صورت منفرد در آتلیه شخصی خود کار می‌کنند و هنرمندان هیچ هماهنگی با یکدیگر ندارند.
  • عامل این منفرد بودن چیست؟
متاسفانه فردگرایی یکی از ویژگی‌های هنرمندان جامعه امروز شده است. معمولا در شهرهای کوچک این مسأله مشهودتر است. دلایل مختلفی مانند محدودیت‌های موجود در جامعه باعث جمع گریزی هنرمندان شده است. به نظرم اولین دلیل به خود هنرمند برمی گردد. وقتی ما می‌دانیم هنرمندی در یک شهر زندگی می‌کند. اما نمی‌دانیم کجاست و کسی او را نمی‌بیند در نتیجه آثارش هم دیده نمی‌شود و نمی‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند.
  • فکر می‌کنید فضاهایی که برای ارائه و نمایش آثار در شهر وجود دارد جوابگوی سلایق مختلف هست؟
همدان یک گالری دارد که آن هم در تمامی طول سال فعال نیست. در این شهر گالری تخصصی که به یک شاخه هنری بپردازد نداریم. اگر گالری‌های متعدد وجود داشته باشد که  هنرمندان آثار خود را ارائه کنند، شیوه‌ها و مکتب‌های جدید شکل می‌گیرد، ارتباط به وجود می‌آید و خلاقیت وارد آثار می‌شود اما این روند و چرخه را در همدان نمی‌بینیم. همدان پیشینه خوبی در زمینه هنر دارد. دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی نیز در این زمینه تأثیر دارند. نبود گالری خصوصی از رشد هنر جلوگیری می‌کند. علاوه بر این‌که ساختن موزه هنرهای معاصر استان منتفی شد یکی دیگر از اتفاق‌های بد در این شهر از چرخه خارج شدن گالری شهرداری بود، تغییر کاربری این گالری آسیب بزرگی به هنرهای تجسمی وارد کرد.
  • شما برطرف شدن  این ضعف‌ها را چگونه مطالبه می‌کنید؟ آیا به سمت ایجاد تشکل‌های هنری رفته‌اید تا خواست‌های صنفی خود را از این طریق پیگیری کنید؟
نه تنها من بلکه تمامی دوستانم نیز پیگیری نمی‌کنند و این پیگیری نکردن دلایل گوناگونی دارد. اگر هنرمندان در کنار هم قرار بگیرند مطمئنا فضای کوچک فعلی تبدیل به فضای بزرگ تر می‌شود. یک هنرمند نمی‌تواند اثر تولید و انبار کند بلکه نیاز به فضایی دارد که آثارش را در معرض دید مردم قرار دهد.
  • خروج و مهاجرت هنرمندان از همدان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا شما هم به فکر رفتن هستید؟
واقعیت این است که در همه استان‌های ایران وقتی فردی در زمینه رشته‌های هنری رشد می‌کند به حدی می‌رسد که احساس می‌کند باید بیشتر یاد بگیرد، بیشتر بفهمد و افراد بیشتری آثار او را ببینند، اما در شهرستان این امکان فراهم نیست. طبیعی است که برای جست‌و‌جوی بیشتر به شهر بزرگ‌تری برود. فعال‌‌ترین شهر هنری ایران تهران است. مورد دیگر محدودیت‌هایی است که در شهرستان‌ها وجود دارد. تمامی دوستان من در دانشکده نتوانستند در همدان نمایشگاه برپا کنند اما در تهران این اتفاق راحت‌تر می‌افتد. همین وجود گالری‌ها جذابیتی برای هنرمندان است که در یک شهر بمانند که متاسفانه در شهر و استان همدان ما از آن محروم هستیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%9B-%DB%8C%DA%A9-%DA%AF%D8%A7%D9%84%D8%B1%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، طراحی همدان ، نقاشی همدان ،

سه شنبه 25 آبان 1395

قصه آرش‌های سرزمین من

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،گفتگو ،

قصه آرش‌های سرزمین من

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قصه آرش‌های سرزمین من
نمایش «آرش کمانگیر» به کارگردانی فریبا یعقوبلو از اول تا پانزدهم آذرماه ساعت 17 در کانون فرهنگی تربیتی مهدیه به روی صحنه خواهد رفت. یعقوبلو لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی در دانشگاه هنر و معماری است. وی در این گفت‌و‌گو از فعالیت‌هایش و نمایش آرش کمانگیر می‌گوید...
1395/08/25
نمایش «آرش کمانگیر» به کارگردانی فریبا یعقوبلو از اول تا پانزدهم آذرماه ساعت 17 در کانون فرهنگی تربیتی مهدیه به روی صحنه خواهد رفت. یعقوبلو لیسانس زبان و ادبیات فارسی دارد و در حال حاضر دانشجوی کارشناسی ارشد کارگردانی در دانشگاه هنر و معماری است. وی در این گفت‌و‌گو از فعالیت‌هایش و نمایش آرش کمانگیر می‌گوید.
  • نمایش آرش کمانگیر نوشته کیست و از چه آثاری الهام گرفته است؟
نمایش آرش کمانگیر برگرفته از منظومه‌ای به همین نام از سروده‌های سیاوش کسرایی با دراماتورژی بنده است.
  • نمایش پیش از این اجرا شده، چه عاملی باعث شد بار دیگر آن را اجرا کنید؟
نمایش آرش کمانگیر به سفارش دبیرستان الزهرا برای اجرا در همایش ادبی استانی سال گذشته برای کارگردانی به من پیشنهاد شد. اولین اجرای نمایش در همایش با اقبال بسیار عالی اساتید ادبیات و فرهنگ و هنر روبه‌رو شد و در چند همایش مختلف نیز به اجرا درآمد و مورد توجه مخاطبان مختلف قرار گرفت.
این نمایش در مسابقات تئاتر دانش‌آموزی ناحیه و استانی مقام اول را کسب کرد. سپس با حضور در مسابقات کشوری نیشابور در سال 1394 حائز مقام دوم اجرا و بازیگری شد.
  • این نمایش در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان که آذرماه سال جاری در همدان برگزار خواهد شد حضور دارد؟
از آنجا که 2، 3سالی است بخشی در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان به نام بخش دانش‌آموزی پایه‌ریزی و برنامه‌ریزی شده، نمایش آرش کمانگیر بعد از پشت سرگذاشتن اولین مرحله داوری از بین آثار ارسالی به دبیرخانه جشنواره، اقبال حضور در بیست و سومین جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان را به دست آورد. نمایش آرش کمانگیر منتخب شرکت در بخش ویژه همدان نیز است که به دلیل تداخل اجرا در 2 بخش مجبور به اکتفا در اجرا در یک بخش از جشنواره است.
  • از مضمون و قصه کار بگویید.
نمایش آرش کمانگیر برگرفته از حماسه ملی و ریشه‌ای و فرهنگ ایران است. آرش و آرش‌های فراوانی از اعصار گذشته تاکنون با نثار جان خود که ارزنده‌ترین دارایی هر انسان است نام بلندآوازه ایران و ایرانی را در جای جای این کره خاکی در بلندای ابدیت و انسانیت فریاد کشیدند و با شهادت پرافتخار خود، مرزهای پاک و پرافتخار کشورمان را از تعدی و تجاوز بیگانگان مصون نگه داشتند.
 من افتخار تقدیم نمایش را به روح پرفتوح و افتخارآفرین آرش، آرش‌ها و شهدای ۸ سال دفاع مقدس و همچنین تمامی جانبازان و ایثارگران از گذشته تاکنون دارم. آرش، هویت و ملیت من به عنوان یک ایرانی است. دیدن این نمایش فاخر ملی را به همه اقشار جامعه، خانواده‌ها، دانشگاهیان، دانش‌آموزان، اساتید شعر و ادب پارسی، دانش‌آموزان از سنین ابتدایی تا دبیرستان از هر سن و موقعیت اجتماعی توصیه می‌کنم.
  • عوامل نمایش چه کسانی هستند؟
بازیگران نمایش هما زند، غزال طالبی، مریم یوسفی، مبینا امینی، پرتو پیروویسی، شیما باقراسیجان، نازنین ملکی، فاطمه صادقی، مبینا زمانیان و فاطمه بابایی هستند. نور و صدا کار سیدناصر اسدی و سیدعلیرضا اسدی، منشی صحنه سیده گلبرگ اسدی، انتخاب موسیقی فریبا یعقوبلو و نوازنده دف مبینا زمانیان هستند.
  • وضعیت تئاتر همدان در سال جاری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
تئاتر در همدان امسال اتفاقات متفاوت و چشمگیری را نسبت به سال‌هاى گذشته تجربه نکرده و فقط ممیزی‌ها و مسائل مالی پررنگ‌تر از گذشته بود.
  •    از چه سالی وارد عرصه تئاتر شدید؟
از سال 1371 فعالیت هنری خود را در زمینه بازیگری آغاز کردم که تاکنون ادامه دارد. از سال 1387 در زمینه نویسندگی و کارگردانی به فعالیت خود ادامه دادم. من بازیگری را با حضور در نمایش‌های متفاوت در خدمت اساتید و کارگردانان بنام شهر و کشورم آموختم. حال این وظیفه را برعهده خود می‌دانم که آموخته‌ها و آموزه‌هایم را با هنردوستان کودک و نوجوان و جوانی که به این عرصه وارد می‌شوند به  اشتراک بگذارم و نقشی هرچند کوچک را در آموزش طالبان عرصه هنر ایفا کنم.
  • از کارهایی که در آنها به عنوان بازیگر و کارگردان حضور داشتید بگویید.
در جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی، استانی، منطقه‌ای، فجر، عاشورائیان، دفاع مقدس و غیره حضور داشته‌ام. از سال 1391 تاکنون نیز در چند دوره جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان حضور دارم. تئاتر پرفورمنس را در همدان در سال 1392 با نمایش «زیر گنبد کبود» پایه‌گذاری و تجربه کردم. سال 1393 با نمایش «همه جا به رنگ زمین» در خدمت شهروندان بودم و در سال 1394 اولین تجربه درام مدرن را با نمایش «یه دنیای رنگی» داشتم. در حال حاضر نمایش پرفورمنسی به نام «رؤیای حوا» را آماده اجرا دارم.
همچنین اولین تجربه نمایش «تخته، حوضی» به نویسندگی احمد بگلریان را دارم که این نمایش به دلیل مشکل کاری بازیگر نقش سیاه هنوز به روی صحنه نرفته است. امیدوارم این اثر را به زودی روی صحنه ببینیم.
  • از حضورتان در جشنواره‌ها و مقام‌هایی که کسب کرده اید بگویید.
در سال 1393 اولین تجربه در زمینه نقالی را در هشتمین جشنواره نقالی و شاهنامه‌خوانی مناطق زاگرس‌نشین در شهر لردگان استان چهارمحال و بختیاری داشتم که مقام نخست در رده سنی بزرگسالان را کسب کردم. در همان سال با اجرای نمایش «زیرگنبد کبود» در شهر فرانکفورت آلمان افتخار اولین اجراى خارج از کشور را برای شهر همدان به همراه تیم اجرایی داشتم. در اسفند سال گذشته به عنوان هنرمند بین‌المللی به جشنواره اشتارک اشتوک در فرانکفورت آلمان دعوت شدم. در حال حاضر پیشنهاد انجام یک کار مشترک نمایشی را از کشور آلمان دارم که به دلیل مشکلات مالی هنوز آغاز نشده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D8%B5%D9%87-%D8%A7%D8%B1%D8%B4%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86-%D9%85%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ، نمایش آرش کمانگیر همدان ،

دوشنبه 24 آبان 1395

لذت تراش سنگ

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،صنایع دستی ،

لذت تراش سنگ

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
لذت تراش سنگ
سنگ‌تراشی و جواهرسازی در همدان سابقه‌ای دیرینه دارد. در ایران باستان این شهر یکی از مهم‌ترین مراکز طلاسازی بوده و یکی از کارگاه‌های طلاسازی در منطقه تاریخی گنجنامه قرار داشته است....
1395/08/24
 سنگ‌تراشی و جواهرسازی در همدان سابقه‌ای دیرینه دارد. در ایران باستان این شهر یکی از مهم‌ترین مراکز طلاسازی بوده و یکی از کارگاه‌های طلاسازی در منطقه تاریخی گنجنامه قرار داشته است.
امروز در بازار سنگ‌های قیمتی غرب کشور نام محمدحسن صفایی فرد شناخته شده است. وی که متولد 1353 است و در رشته ادبیات درس خوانده در مدت کمتر از 10 سال فعالیت به یکی از استادان صاحبنام این حوزه بدل شده است. او خدمات زیادی به صنعت گوهرتراشی استان کرده است که شنیدن این خدمات و تجربه‌هایش از زبان خودش لذت‌بخش  است.

آشنایی با سنگ
صفایی‌فرد با اشاره به شروع فعالیت‌های هنری خود می‌گوید: کارم را با سازسازی آغاز کردم اما به چوب ساز حساسیت داشتم و چند سالی کار را کنار گذاشتم. در آن مدت به مشاغل صنعتی روی آوردم اما بار دیگر برگشتم و به صورت جدی کار نقش برجسته چوبی و مجسمه چوبی را شروع کردم و در اولین سال کارم در چند نمایشگاه عمومی سراسری شرکت کردم.
این گوهرتراش همدانی می‌گوید: سال 86 در اولین نمایشگاه سراسری که شرکت کردم با این‌که آثار چوبی ارائه کرده بودم با کارهای سنگی آشنا شدم و به آن سمت کشیده شدم.

ساخت آثار تاریخی
وی ادامه می‌دهد: یک ماه بعد به تبریز رفتم و چند تکه سنگ به امانت گرفتم. سنگ‌ها را با دستگاه برش دانشگاه بوعلی بریدم.از آنجا که به کارهای تاریخی علاقه داشتم 2 کار در این زمینه ساختم.سرعصای سلطنتی یا سر شاپور دوم ساسانی را که اصل آن در مترو پولیتن آمریکاست از سنگ یشم و سر شیر  راکه در موزه لوور پاریس است از لاجورد تراشیدم. وقتی مجسمه‌ها را به تبریز فرستادم خیلی از آن‌ها استقبال شد.
این هنرمند با اشاره به گرایش خود به سنگ می‌گوید: به خاطر ماندگاری سنگ علاقه بیشتری به آن دارم و لذت جنگیدن با سنگ را نیز دوست دارم. در ابتدا نمی‌دانستم سنگ این‌قدر سخت است و فکر می‌کردم می‌توانم آن را مانند چوب تراش بدهم.
وی به ویژگی کارهای حجیم نیز اشاره کرده و می‌گوید: از کارهای حجیم و بزرگ در نمایشگاه‌ها بیشتر استقبال می‌کنند. من هم دوست دارم اما از نظر درآمد خوب نیست چون در کشور ما برخی هنوز برای هنر ارزش چندانی قائل نمی‌شوند. آرام آرام به سمت جواهرات کشیده شدم چون به هر حال کار باید درآمد هم داشته باشد.

 سنگ یاقوت
این هنرمند به وجود سنگ‌های نیمه‌قیمتی در کوه‌های همدان اشاره می‌کند و می‌گوید: اوایل روی سنگ‌های نیمه‌قیمتی کار می‌کردم. از کوه سنگ‌هایی مانند آندولوزیت، رز کوارتز، کیانیت و گوارنت می‌آوردم و آنها را می‌تراشیدم. این‌ها سنگ‌های نیمه‌قیمتی هستند که در کوه‌های همدان یافت می‌شوند.
چند سال پیش گفته شد در همدان معدن بزرگی از سنگ قیمتی یاقوت کبود پیدا شده است. چند نفر از افراد با نفوذ شهر همدان شرکتی در کنار روستای حیدره راه‌اندازی کردند و با گرفتن وام‌های کلان در زمینی بزرگ از منابع طبیعی شروع به ساختن بازارچه جواهرات کردند اما با گذشت نزدیک به یک دهه هنوز نه از یاقوت کبود همدان خبری هست و نه از کارگاه‌ها و فروشگاه‌ها.
صفایی‌فرد در این زمینه می‌گوید: یاقوت کبود هنوز بهره‌برداری نشده است و واقعیت داشتن آن منوط به فاش شدن مکان بهره‌برداری است. در صورتی می‌توان از این ادعا دفاع کرد که بتوان سنگی را مشاهده کرد و تراشید.

شاگرد پروری
وی می‌گوید: پیش از من در همدان‌ تنها یک نفر نگین‌تراش به نام سعید فلاح بود که به صورت سنتی کار می‌کرد. آن زمان اگر کسی یک سنگ داشت باید تا قم می‌رفت تا آن را بتراشد. وقتی من وارد این کار شدم مشکل غرب کشور حل شد. بیشتر مشتری‌های من از کرمانشاه و سنندج بودند. من از این استان‌ها شاگرد گرفتم و هنوز این آموزش‌ها ادامه دارد. آنها حتی از طریق تلفن و فضای مجازی از من مشورت می‌گیرند. به بسیاری از مسافران که از استان‌های دیگر مراجعه می‌کردند کلیات کار را می‌گفتم و از طریق تلفن تماس می‌گرفتند و من به آنها آموزش می‌دادم.
این هنرمند ادامه می‌دهد: همدان حدود 10 کارگاه سنگ‌تراشی دارد که 90 درصد آنها شاگردان من هستند. هنوز با آنها ارتباط دارم و به آنها مشاوره می‌دهم. از این‌که کار یادشان داده‌ام بسیار خوشحالم، امیدوارم رشد کنند و یک سرو گردن از من بالاتر شوند.

خلاقیت
صفایی‌فرد از عشق خود به کار سنگ تراشی می‌گوید: از نظر من تراش سنگ بهترین کار دنیاست. دستگاه‌ها ظریفند. روی یک میز کوچک می‌توان کار کرد. شغل تمیزی است، هرکس می‌تواند با یک میز کار در خانه و با کمترین سرمایه یک کارگاه جواهرسازی راه بیندازد. اگر فرد خلاق باشد و یک آموزش مقدماتی ببیند موفق می‌شود.
این هنرمند همدانی در ادامه با اشاره به ظرفیت‌های این صنعت می‌گوید: این رشته آن‌قدر ظرفیت دارد که می‌تواند کشوری را نجات دهد. بخش بزرگی از درآمد کشور تایلند از جواهرتراشی است در حالی که مواد اولیه ندارد. ما علاوه بر نیروی کار، معادن زیادی هم داریم.
تایلند امروز بورس جواهر دنیاست اما ما بهترین فیروزه دنیا را داریم.
وی درباره تفاوت‌های جواهرتراشی در همدان و مشهد توضیح می‌دهد: مشهدی‌ها سری‌کار هستند. مثلا یک فیروزه‌تراش صبح تا عصر در حال تراشیدن نگین‌های یک شکل و یک قالب است اما من اگر یک سنگ فیروزه به دستم برسد تلاش می‌کنم بهترین کار عمرم را بسازم و وقت بیشتری برای آن می‌گذارم. نکته دیگر این‌که من اگر هزار سنگ بتراشم هیچ کدام با دیگری یکی نیست و تراش‌های من در هر کدام تفاوت دارد. مشهدی‌ها فیروزه و عقیق می‌تراشند اما شیراز، اصفهان، تبریز و همدان جواهرتراش هستند.

رکورد تراش سنگ
صفایی فرد به دیگر فعالیت‌های خود در این حوزه نیز اشاره کرده و می‌گوید: استاندارد تراش سنگ را برای 7 رشته نوشته‌ام که سازمان فنی و حرفه‌ای در سراسر کشور استفاده می‌کند.هر کس بخواهد در رشته‌های حکاکی، مشبک، فیروزه‌کوبی، مجسمه سازی، نقش برجسته و دیگر رشته‌ها آزمون بدهد به صورت مجزا امتحان می‌دهد.
وی ادامه می‌دهد: 1576 تراش را در یک سنگ کوارتز همدان زدم و با این رکورد نشان ملی دریافت کردم در حالی که پیش از من رکورد ایران 980 تراش بود.امروز حاضرم هرکس هر رکوردی بزند 2 برابر آن را بزنم. هدف من از این رکورد زیبایی دادن به سنگ است چون هرچه تراش بیشتر باشد زیبایی بیشتر است. در این سال‌ها ده‌ها نقشه جدید در زمینه جواهرتراشی ارائه کرده‌ام.

اختراع
این هنرمند اضافه می‌کند : 2 سال فناور برتر استان در زمینه تراش سنگ بودم و سنگی را که اندازه سر کبریت است 96 تراش زده‌ام.
وی به اختراعات خود هم اشاره کرده و می‌گوید: 2 دستگاه ساخته‌ام که در حال گذراندن مراحل ثبت است. دستگاه تراش چوب مدل خاصی از تراش چوب را ارائه می‌کند که برای تلفیق چوب و جواهر به کار می‌آید. همچنین دستگاه تراش جواهر که باعث تلالو بیشتر اثر می‌شود.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%84%D8%B0%D8%AA-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%B4-%D8%B3%D9%86%DA%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، جواهرتراشی همدان ، سنگ تراشی همدان ،

سه شنبه 11 آبان 1395

قلم خوشنویسی در دست بانوان همدانی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،گفتگو ،

قلم خوشنویسی در دست بانوان همدانی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
قلم خوشنویسی در دست بانوان همدانی
بانوان خوشنویس همدان در سال جاری حضور پررنگی در همایش ها و جشنواره ها داشته اند. در آخرین نمایشگاه فصلی انجمن خوشنویسان همدان که مهرماه برگزار شد بیش از نیمی از آثار به نمایش درآمده مربوط به زنان خوشنویس بود. به همین دلیل با تنی چند از خوشنویسان استان در مورد حضور زنان در این عرصه به گفت وگو نشسته ایم...
1395/08/11
بانوان خوشنویس همدان در سال جاری حضور پررنگی در همایش ها و جشنواره ها داشته اند. در آخرین نمایشگاه فصلی انجمن خوشنویسان همدان که مهرماه برگزار شد بیش از نیمی از آثار به نمایش درآمده مربوط به زنان خوشنویس بود. به همین دلیل با تنی چند از خوشنویسان استان در مورد حضور زنان در این عرصه به گفت وگو نشسته ایم.

علاقه به شکسته نستعلیق
فاطمه زارعى یکی از زنان خوشنویس همدانی است. 22 سال سن دارد و دانشجوى سال آخر کارشناسى مترجمى زبان انگلیسى است.
وی با اشاره به چگونگی ورودش به حوزه خوشنویسی می گوید: خودم در ابتدا به خوشنویسى علاقه نداشتم، اما یک روز مادرم به خانه آمد و گفت مرا در آموزشگاه خوشنویسی ثبت‌نام کرده است.با وجود اینکه کم سن و سال بودم به مادرم اعتماد کردم و فکر کردم حتما استعدادى در زمینه این هنر در من دیده است.از همان روز شروع به فعالیت در زمینه خوشنویسى کردم و با خودکار و قلم به طور همزمان کار کردم.
زارعی با اشاره به استادان خود ادامه می دهد: از ابتدا خط نستعلیق را در محضر میرعلى سرمدى شروع کردم. مدتى کوتاه شاگرد عطاءالله سرمدى بودم و براى دوره عالى تا ممتاز دوباره در محضر میرعلى سرمدى مشغول به فراگیرى شدم. بعد از سال 92 خدمت کیوان کاظمى مشغول گذراندن دوره هاى عالى و ممتاز شکسته نستعلیق شدم و در سال 93 ممتاز کامل بودم. در حال حاضر فوق ممتاز نستعلیق را در محضر مهدى غفورى و فوق ممتاز شکسته را در محضر کیوان کاظمى یاد می گیرم. رشته اصلى را براى فوق ممتاز، شکسته‌نستعلیق در نظر گرفته ام. در نمایشگاه اخیر به مناسبت هفته خوشنویسى شرکت کردم و 2 اثر ارائه دادم.

دست قوی زنان خوشنویس
این خوشنویس همدانی به پررنگ تر شدن حضور زنان در خوشنویسی همدان اشاره کرده و توضیح می‌دهد: به نظرم زنان به این دلیل فعالیت بیشترى دارند که این هنر، هنر ظریفکارى است. البته تا آنجایى که من می‌دانم در گذشته مردان زیادى در این زمینه فعالیت می کردند. اما امروزه زنان بیشترى به این هنر روی آورده‌اند که شاید به دلیل تغییر دیدگاه عمومى نسبت به این هنر است. اینکه این هنر هرچند بسیار اصیل است اما هنرى صرفا مردانه نیست و اینکه زنان هم دستان قوى دارند و هنرمندی خود را در این هنر اثبات کرده اند.وی همچنین می گوید: بانوان هنرمند بسیارى در محضر استادان بزرگ تعلیم گرفته اند اما اتفاق بسیار خوب در بین هنرجویان خانم این است که همگى با هم به نوعى رقابت سالم دارند. همین که همگى سعى مى‌کنیم به مرحله ممتاز برسیم تا بتوانیم در نمایشگاه کار ارائه دهیم و همیشه در حال به اشتراک‌گذارى کارهایمان با یکدیگر براى پیشرفت و ارتقاى دانش در این زمینه هستیم، گواه بر این مساله است که خوشنویسى جایگاه خود را در میان بانوان پیدا کرده و به عنوان هنر اصیل شناخته شده است.

ارتباط با خوشنویسان کشور
زارعی در پاسخ به این پرسش که آیا زنان خوشنویس در همدان توانسته اند با خوشنویسان شناخته‌شده زن در کشور ارتباط بگیرند، می گوید: پاسخگویى به این سوال سخت است. به این دلیل که مجالى براى ما خوشنویسان ایران نبوده که نمایشگاه، انجمن یا همایشى براى شناخت هنرمندان کشور در یک مجمع داشته باشیم.
وی اضافه می کند: نمایشگاه هاى متعددى در سراسر ایران برگزار می شود اما این که جامعه هنرمندان خوشنویس بتوانند در سطح کشورى و در کنار هم کار ارائه کنند تا همدیگر را بشناسند و سطح کار همدیگر را بسنجند تا به  حال حداقل براى بنده پیش نیامده است که ببینم.

جایگاه ویژه خوشنویسی
این هنرمند به رشد خوشنویسی در سال های اخیر اشاره می‌کند و می افزاید: در سال هاى پیش تا آنجایى که سن من اقتضا می کند این هنر در گوشه کنارهاى انجمن هاى رشته هاى هنرى جا داشت. زمانى که همه به نقاشى، موسیقى و هنرهاى گرافیکى روی می آوردند خوشنویسى جایگاه چندان مستقل و محکمى نداشت. فعالیت اساتید و هنرجویان زیاد بود اما شاید کسى قدر این هنر اصیل را نمی دانست.
وی اظهارمی کند: در همین یکى 2 سال اخیر، خوشنویسى جایگاه ویژه و قابل احترامى پیدا کرده و روز به روز حضور هنرجویان در عرصه فعالیت و حضور مردم در عرصه بازدید از نمایشگاه ها بیشتر و بیشتر می شود. هرچند داشتن آینده اى پربار براى این هنر مستلزم کار گروهى بیشتر و همکارى مضاعف اعضاى این جامعه است. اما امیدوارم در آینده شاهد فعالیت، وحدت و همکارى بیشتر هنرجویان و هنردوستان در زمینه خوشنویسى باشیم تا میراث این هنر اصیل و قدیمى به خوبى به آیندگان هم منتقل شود.

هنر خانوادگی
زهرا حیدریان متولد 1357 در همدان است که از سال 1389 خوشنویسی را در همدان آغاز کرده و سال 1393 موفق به اخذ درجه ممتازی از انجمن خوشنویسان همدان شده است.
وی با اشاره به چگونگی ورود خود به خوشنویسی می گوید: دایی های من خوشنویس بودند. یک علاقه خانوادگی به خط و خوشنویسی داشتیم که من هم به سمت این هنر رفتم. البته در رشته زیست‌شناسی تحصیل کردم که چندان ارتباطی به هنر ندارد و شغل من هم آموزگاری است اما علاقه به هنر بود که من را به سمت خوشنویسی کشید.
حیدریان می‌افزاید: پیش از این‌که به صورت حرفه ای وارد خوشنویسی شوم تمرین می کردم اما بعدها در کلاس های استادان آذرپیرا، مومنی، نجومی و حیدری نستعلیق و شکسته نستعلیق را آموختم. من در نمایشگاه ها و جشنواره ها شرکت می‌کنم و بارها رتبه کسب کرده ام از جمله در جشنواره مجمع خیران سلامت و نمایشگاه های فصلی انجمن خوشنویسان. آخرین حضور من نیز نمایشگاه مهر ماه سال جاری بود که 3 اثر از من پذیرفته شده بود.

علاقه به دیوان حافظ
وی از علاقه اش به دیوان حافظ می گوید و می افزاید: بیشتر شکسته نستعلیق کار می‌کنم اما نستعلیق و نسخ هم کار می‌کنم. بیشتر از دیوان حافظ استفاده می کنم و از میان شاعران معاصر هم به حسین منزوی علاقه دارم.این خوشنویس همدانی با تأکید بر رشد گرایش زنان به خوشنویسی در همدان می گوید: علاقه خانم ها به خوشنویسی در سال‌های اخیر بیشتر شده و به نظر من دلیل آن تشویق استادان و همین جشنواره ها و نمایشگاه نیز موثر بوده است.حیدریان با اشاره به ویژگی خوشنویسی زنان ادامه می دهد: خانم ها دقت بیشتری دارند. از نظر ظرافت هم زنان بهتر کار می‌کنند. اما باید بپذیریم آقایان قلم محکم تر و دستان قدرتمندی دارند و در نستعلیق جلوتر هستند، اما در شکسته نستعلیق زنان پیشروترند چون به ظرافت نیاز دارد.

کمبودها
این هنرمند همدانی با اشاره به کمبودهای خوشنویسی همدان به ویژ در حوزه زنان می گوید: یکی از کمبودها نبود خانه و ساختمانی برای انجمن خوشنویسان همدان است.اگر بین انجمن و نهادهای دولتی و فرهنگی همکاری صورت بگیرد این کمبودها برطرف خواهد شد. در زمینه خوشنویسی زنان در ماه های اخیر وضع بهتر بوده اما انتظارات ما برآورده نشده است. در مقایسه با استان هایی مانند قزوین و اصفهان استادان همدانی حمایت نمی شوند به همین دلیل رشد خوشنویسی ما هم کند است. آن ها نمایشگاه های دائمی دارند اما ما هنوز ساختمانی برای اعضا نداریم.
حیدریان با تأکید بر نقش زنان در همه‌گیر شدن خوشنویسی می گوید: زنان علاوه بر این که خود می‌توانند آموزش ببینند و خوشنویسان چیره‌دستی شوند، می توانند در ورود تابلوهای خوشنویسی به منازل موثر باشند. زنان می توانند در چیدمان منزل از تابلوهای خوشنویسی استفاده کنند. وی اضافه می کند: اگر خوشنویسی در مدارس و در همه مقاطع تحصیلی به عنوان واحد درسی خوشنویسی درنظر گرفته شود گرایش به آن بیشتر می شود و رشد می کند. متاسفانه دبیران ساعت هنر را به درس های دیگر مانند درس فنی واگذار می کنند یا بیشتر معلمان هنر اصلا خوشنویسی نمی دانند در نتیجه چگونه می خواهند خوشنویسی آموزش دهند؟این زمینه مدرسه، معلم و آموزش و پرورش را از همایش و جشنواره مهم تر می دانم.

زنان فعال‌تر از مردان
کیوان کاظمى مسئول فرهنگی انجمن خوشنویسان همدان و مدرس خوشنویسی که سال هاست در حوزه آموزش فعالیت دارد و شاگردان زیادی را تربیت کرده درباره وضع خوشنویسی بانوان می گوید: زن ها پشتکار بیشتری دارند، هم از نظر علاقمه‌ندی و هم این که تداوم بیشتری در آموزش دیدن دارند. نمی توان نادیده گرفت که در همه نمایشگاه ها و جشنواره ها نیز حضور دارند. تعداد قابل توجهی از زنان فارغ‌التحصیل ما در دوره جدید به موفقیت دست پیدا کردند و از بین فارغ‌التحصیلان این دوره زنان فعال تر از آقایان بودند.
کاظمی ادامه می دهد: در آخرین نمایشگاه فصلی که مهرماه برگزار شد 90 اثر از 58 هنرمند شرکت داشت که بیش از 55 درصد آثار مربوط به خانم ها بود. تعداد نسبت به گذشته بیشتر و از نظر کیفی هم بهتر بود.
این مدرس خوشنویسی در همدان می افزاید: در آموزشگاه ها نیز تعداد شاگردان دختر و زن بیشتر از پسران و آقایان است. زنان خوشنویس شرایط خوبی دارند اما مشکلات آقایان کمتر از خانم هاست. زنان بیشتر درگیر مناسبات خانوادگی هستند. به طور مثال ایاب و ذهاب و ارتباط با استادان تراز اول برای آنها مشکل تر است هرچند تعدادی از زنان به تهران و قزوین برای گذراندن دوره‌های فوق ممتاز می روند اما کار دشواری است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%82%D9%84%D9%85-%D8%AE%D9%88%D8%B4%D9%86%D9%88%DB%8C%D8%B3%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، خوشنویسان همدان ،

یکشنبه 9 آبان 1395

او معماری همدان را زنده کرد

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،میراث فرهنگی ،گفتگو ،

او معماری همدان را زنده کرد

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
او معماری همدان را زنده کرد
هفته اول آبان‌ماه سالگرد درگذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار برجسته همدانی است. به همین مناسبت با همسر زنده‌یاد قهوه‌ای گفت‌و‌گو کردیم.ناهید ارژنگی سال 1333 در همدان متولد شد و سال 50 با مهندس محمد قهوه‌ای یکی از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین معماران همدان ازدواج کرد...
1395/08/08
هفته اول آبان‌ماه سالگرد درگذشت مهندس محمد قهوه‌ای معمار برجسته همدانی است. به همین مناسبت با همسر زنده‌یاد قهوه‌ای گفت‌و‌گو کردیم.ناهید ارژنگی سال 1333 در همدان متولد شد و سال 50 با مهندس محمد قهوه‌ای یکی از مطرح‌ترین و تاثیرگذارترین معماران همدان ازدواج کرد. وی در حدود 4 دهه زندگی مشترک به عنوان همسر، همراه و دستیار یک معمار تجربه‌های زیادی کسب کرد. ساختمان استانداری، مسجد شهرک مدرس، مدرسه آمنه، رستوران تپه عباس‌آباد، ساختمان شرکت سیاحتی علیصدر و ده‌ها اثر ماندگار دیگر از یادگارهای این معمار بزرگ همدانی است.دی ماه سال 94 مدرسه آمنه به عنوان یکی از 10 اثر برتر معماری ایران از سوی انجمن مفاخر معماری انتخاب و معرفی شد. اما چنان که باید حق این معمار پیش و پس از مرگش ادا نشده است. امیررضا یوسفیان شهردار سابق همدان در مراسم گرامیداشت یاد او قول داد یک خیابان و دانشگاه آزاد همدان نیز قرار بود دانشکده‌ای را به نام او نامگذاری کنند. این 2 وعده اما هنوز عملی نشده است. ناهید ارژنگی (قهوه‌ای) از زندگی خود با مهندس محمد قهوه‌ای با ما می‌گوید.
  • چگونه با مهندس قهوه‌ای آشنا شدید و چه سالی ازدواج کردید؟
پدرم حاج محمدباقر ارژنگی سینمادار معروف همدان و مالک سینما تاج بود و از اشخاص سرشناس همدان به شمار می‌آمد. خانه ما در خیابان باباطاهر بود که بعدها پدرم با ما همسایه شد. کلاس 11 بودم که مهندس به خواستگاری من آمد. پدرم گفت محمدآقا جوان بسیار خوبی است و من نتوانستم جواب رد بدهم. آن زمان موقع خواستگاری پیش از ازدواج قند می‌شکستند. پدرم گفت باید یک سال صبر کنید تا دیپلم بگیرد. سال 50 بود که  عقد کردیم و یک سال بعد دیپلم گرفتم و بعد ازدواج کردیم.
  • نپرسیدید نام خانوادگی قهوه‌ای از کجا آمده است؟
پرسیدم، پدرم گفت چون پدرشان کامیون داشتند و در کار واردات قهوه بودند این نام خانوادگی را انتخاب کرده‌اند.
  • چند فرزند دارید؟
3 فرزند داریم. سال 53 اولین دخترم متولد شد که بعدها معماری خواند و با پدرش همکار شد. دختر دومم مهندس کامپیوتر است و سومی نیز حقوقدان است.
  • از وقتی با مهندس قهوه‌ای ازدواج کردید شغلشان معماری بود؟
حدود 2سال در تهران زندگی کردیم. مهندس در خیابان تخت طاووس(عباس‌آباد کنونی) دفتر مهندسی داشت اما همیشه می‌گفت من باید به همدان برگردم. تهران معمار زیاد دارد و باید برگردم، درسی که خوانده‌ام و زحمتی را که کشیده‌ام در همدان هزینه کنم. باید معماری همدان را زنده کنم. او علاقه خاصی به همدان داشت. وقتی به همدان برگشتیم استانداری یک خانه سازمانی به ما داد و بعد هم مهندس قهوه‌ای در همان دهه 50 خانه خودمان را ساخت. از سال 56 تاکنون در همین خانه هستیم. او بعدها می‌گفت این خانه بهترین خانه من است. آن زمان، خانه ما خیلی لوکس و خاص بود. همه می‌آمدند و نگاه می‌کردند. این خانه از اولین کارهای مهندس قهوه‌ای است و همزمان با خانه دکتر خویی ساخته شده است.
  • ایشان در همدان با چه کسانی همکار بود؟
دفتر کار همسرم در خیابان خواجه رشید بود. حاج‌محمد رنجبران معمار بود و همسرم مهندسی می‌کرد و تیمی از بناها، جوشکارها، گچکارها و کارکنان خودش را جمع کرده بود و با آنها کار می‌کرد. ایشان بسیار دقیق بودند.
  • بازگردیم به همراهی شما با مهندس، آیا در مسائل حرفه‌ای هم به ایشان کمکی می‌کردید؟
تمام مسئولیت‌های خانه و کارهای بانکی مهندس با من بود. حتی چک‌های او را من امضا می‌کردم. گاهی صدها بار نقشه را تغییر می‌داد. 5 صبح که بیدار می‌شد به من می‌گفت ناهید چای بیاور و روی نقشه‌ها کار می‌کرد. آن زمان کامپیوتر و تجهیزات مهندسی وجود نداشت. یک دفتر کروکی داشت که طرح‌ها و نقشه‌ها را روی آن می‌کشید.
  • چه تعداد اثر از مهندس برجا مانده است؟
بیش از 300 خانه ساخته اما 2 نمونه مشابه و شکل هم پیدا نمی‌کنید. همه متفاوت هستند. مهندسان دیگر وقتی یک کار خوب می‌سازند بقیه را از روی آن تکرار می‌کنند اما مهندس قهوه‌ای کار خوب و متفاوت می ساخت. از تقلید متنفر بود و وقتی از کارهای او به شکل ناشیانه‌ای کپی و تقلید می‌کردند ناراحت می‌شد. می‌گفت کاش لااقل مثل کار من بسازند، کار من را خراب می‌کنند. می‌گفت شومینه بزرگی که من در یک سالن بزرگ می‌سازم این معمارها در یک اتاق 12 متری کار گذاشته‌اند!
با توجه به تحصیلات ایشان در دانشکده هنرهای زیبا، بیشتر از معماری مدرن غربی تاثیر می‌گرفت یا معماری ایرانی؟
از معماری ایرانی الهام می‌گرفت و با آموخته‌های خودش از دانشگاه ترکیب می‌کرد. مهندس برای اجرای کارها و نقشه‌هایش بسیار وقت می‌گذاشت. طراحی خاص پله‌ها، شومینه، حوض‌خانه و آبنما از خصوصیات کارهای اوست.
  • پس از درگذشت مهندس، آیا تیم کاری ایشان به دیدار شما می‌آیند؟
مهندس قهوه‌ای همیشه در کنار ما بوده و هست. به همین خاطر هنوز در قلب ماست. استاد اکبر گچکار، استاد حاج‌رضای کاشیکار، استاد جلال جوشکار و استاد بیاض همه با معرفت هستند و به ما سر می‌زنند. حتی استاد جلال پس از درگذشت مهندس برای تعمیر خانه آمد و بسیار زحمت کشید.
  • شغل معماری بر زندگی مشترک شما سایه نمی‌انداخت؟
مهندس قهوه‌ای معماری از درونش می‌جوشید و عشق به معماری همیشه با او بود. برای زیباتر شدن گنبد مدرسه آمنه شب‌ها تا صبح نمی‌خوابید تا کار بی‌نقص و زیبایی ارائه کند. وقت می‌گذاشت، برای معماری همدان از جانش گذشت. خیلی وقت‌ها با او که صحبت می‌کردم به من می‌گفت فعلا صبر کن بعد درباره‌اش حرف می‌زنیم، فکرم جای دیگری است.
  • با سفارش‌دهندگان و کارفرمایان چه برخوردی داشت؟
بنا بر آنچه در طول 40 سال زندگی مشترک دیدم یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های شخصیتی مهندس این بود که حتی در اوج جوانی از حق شخصی خود می‌گذشت اما راضی نمی‌شد کارش مطابق نظرش اجرا نشود. با کسی قرارداد نمی‌بست، گاهی مشتریان مراجعه می‌کردند و می‌گفتند فعلا شرایط پرداخت مالی را نداریم می‌گفت اگر داشتید بدهید اگر نداشتید هم ندهید.
  • همانطور که می‌دانید معماری بومی همدان در حال نابودی است. با معماری جدید همدان خو گرفته بود؟
مالکان یکی از برج‌های همدان سراغ مهندس آمدند و گفتند که چنین برنامه‌ای داریم. شما نقشه و اجرا را بر عهده بگیرید، مشکل مالی هم نداریم. مهندس گفت این کارها از من بر نمی‌آید. او با ساخت‌وسازهایی که به صورت عمودی و بی‌قواره در شهر رشد می‌کند مخالف بود. مهندس وقتی از کنار برخی ساختمان‌ها و برج‌ها می‌گذشت، رنج می‌برد، ناراحت می‌شد و می‌گفت زحمت کشیده‌اند، مصالح را کار کرده‌اند اما خوب ساخته نشده و غصه می‌خورد. می‌گفت برخی بساز بفروش‌ها، هماهنگی معماری با همدان، گذشته همدان و طبیعت این شهر را درک نکرده‌اند.
  • چه پیشنهادی داشت؟
می‌گفت همدان نقشه شهری و طرح جامع استاندارد ندارد. بنابراین مسئولان نباید به من بگویند چه بسازم. شهر علاوه بر ساختمان‌های عمودی، بناها و ساخت و ساز افقی هم نیاز دارد.
  •  مهم‌ترین میراث مهندس قهوه‌ای برای شما چه بود؟
بچه‌های خوبی که تربیت کردیم. اخلاق و رفتار مهندس به هر 3فرزندم درست منتقل شده است.
  • با کدام یک از معمارها ارتباط داشت؟
با زنده‌یاد مهندس ضیاءالدین جاوید، مهندس سیدرضا هاشمی و دکتر سیاوش تیموری.
  • نقاشی را از کجا آموخته بود؟
نقاشی در وجودش بود. در کودکی با نقاشی روی سفال آغاز کرد. این هنر را همچنان ادامه داد به طوری‌که اکنون ده‌ها تابلو از او به یادگار مانده است.
  • چه مدت در دانشگاه حضور داشت؟
از دهه 70 مدتی در دانشگاه آزاد تدریس می‌کرد اما مدرسان این دانشگاه برخورد خوبی با او نداشتند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A7%D9%88-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%B1%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، مهندس محمد قهوه ای ،

چهارشنبه 28 مهر 1395

نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،کتاب ،

نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نگاه نرگسان؛ داستان عاشقان
«نگاه نرگسان» نوشته علی اکبر تمسکی نویسنده و منتقد سینما در همدان امسال روانه بازار شده است. این کتاب دربر گیرنده 2 فیلمنامه کوتاه به نام‌های «نگاه نرگسان» و «راه صبح آفتابی است» که با شمارگان 1100 نسخه از سوی انتشارات نهالستان در تهران منتشر شده است. به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت‌وگو کرده ایم....
1395/07/28
«نگاه نرگسان» نوشته علی اکبر تمسکی نویسنده و منتقد سینما در همدان امسال روانه بازار شده است. این کتاب دربر گیرنده 2 فیلمنامه کوتاه به نام‌های «نگاه نرگسان» و «راه صبح آفتابی است» که با شمارگان 1100 نسخه از سوی انتشارات نهالستان در تهران منتشر شده است. به همین بهانه با این نویسنده همدانی گفت‌وگو کرده ایم.
  • نوشتن را از چه زمانی آغاز کردید؟
در دوران تحصیل، انشاهای من بچه‌ها را خوشحال می‌کرد چون یک ساعت کامل کلاس را با خواندن انشا پر می‌کردم. از همان دوران نوشتن برایم جدی‌تر شد.
  • چه شد به کتابخوانی گرایش پیدا کردید؟
بوی کاغذ کتاب‌های درسی در ابتدای سال مرا جذب می‌کرد.کتاب‌ها و مجلات تا همین امروز برای من عطر جذابی دارند و مرا وا می‌دارند آنها را ورق بزنم. ورق زدن عطر را پخش می‌کند و بعد یک کنجکاوی بی‌نام و نشان است که مرا می‌کشاند به دنیای خواندن.
  • از معلم‌ها چه تاثیری می‌گرفتید؟ فضای مدرسه شما را به کتابخوانی تشویق نمی‌کرد؟
بسیار زیاد. آن زمان بیشتر معلم‌ها کتابخوان بودند و بدون شک روی دانش‌آموزان هم تأثیر می‌گذاشتند. تمام کتاب‌هایی را که دبیران معرفی می‌کردند بدون استثنا می‌خریدم و می‌خواندم.
  • پس از دوران تحصیل رابطه شما با کتاب چگونه بود؟
هرگز به یاد ندارم رابطه‌ام با کتاب قطع شده باشد. حال و هوای عطر کاغذ کتاب و دفتر هنوز با من هست و هر کتاب خوبی که می‌بینم، جذب می‌شوم.
  • در همدان شما را به عنوان یک منتقد جدی سینما می‌شناسند، سینما چقدر در نوشتن شما نقش داشت؟
سینما اولین بود برای من. با تمام جذابیت‌هایی که داشت و دارد. از زمانی که به گوشه پرده نگاه می‌کردم که ببینم این آدم‌ها از کجا به روی پرده می‌آیند تا امروز که خیره می‌شوم به کارهای آقای عباس کیارستمی تا ببینم آیا صحنه‌ها کارگردانی می‌شوند یا نه.
  •  گرایش شما به ادبیات داستانی بیشتر است یا فیلمنامه؟
صد در صد فیلمنامه. با این اندیشه که فیلمنامه‌ای باشد برای خواندن. با گریز به فضای قصه و داستان در پرداختن سکانس‌ها می‌توان آن‌را خواندنی‌تر کرد. یعنی ایجاد یک فصل مشترک بین فیلمنامه و داستان.
  • همدان چقدر در نوشته‌های شما حضور دارد؟
من هرگز این شهر را ترک نکردم و نخواهم کرد. هر گوشه‌اش دنیایی است. محله‌ها هر کدام شبه فرهنگ خاص خود را دارند. کوچه‌ها و آدم‌ها تمام زاویه‌های باز و بسته این شهر شناور در تمدنی است که می‌توان سال‌ها از آن‌ها گفت.
  • وضعیت نویسندگان همدانی را چگونه می‌بینید؟ کارهایشان را دنبال می‌کنید؟
نویسندگان ما بیشترشان خوبند. هریک به قسمتی از فرهنگ این شهر پرداخته‌اند.من به دوستانم توصیه می‌کنم ابتدا باید کتاب همشهریان و هموطنان خود را مطالعه کنند.
  • در نوشتن از چه مکتبی پیروی می‌کنید؟
از مکتب مادرم با قصه‌هایی که برایم می‌گفت و دوستانم وقتی فیلمی را تعریف می‌کردند که من ندیده بودم. بعد که فیلم را می‌دیدم جذابیت فیلمی را که آنها تعریف کرده بودند نداشت.
  • نگاه نرگسان برآیند سال‌ها زندگی است.عشق در کوچه پس کوچه‌های خاکی و پشت بام‌های گل اندود و صحراهای گسترده با رودخانه‌های خروشان با آدم‌هایی که درخانه‌های بدون برق زندگی می‌کردند و عشق می‌ورزیدند. همان داستان ازلی و ابدی عشق. داستان عاشقانه نیست داستانی است از عشق درباره عشق.
  • ایده فیلمنامه نگاه نرگسان چگونه پدید آمد؟
راه صبح آفتابی چطور؟
ایده داستان از زندگی چندماهه در روستای تازه کند از توابع ماکو در سال 1349 شکل گرفت.
  • این نکته که اسامی شخصیت‌ها ساخته و پرداخته خود شماست و منحصر به فیلمنامه‌های شماست چه علتی دارد؟
آدم‌های خاص زندگانی خاص خودشان را دارند. اسم‌های خاص فاصله‌ای را ایجاد می‌کند برای آن‌ها در تفاوت‌هایشان با آدم‌های معمولی.
  • شما شناخت خوبی از سینما دارید. چقدر به فکر ساختن فیلم با  این فیلمنامه‌ها هستید؟
هدف اصلی من از انتشار این 2 فیلمنامه خواندن شان برای عموم است. بعدها شاید خدا خواست و یک تهیه‌کننده هم پیدا شد و فیلمی نیز تهیه شد.در واقع ساختن فیلم اولویت بعدی است.
  • در سال‌های اخیر کمتر کسی در همدان اقدام به انتشار فیلمنامه کرده است. فکر می‌کنید کار شما چه تاثیری بر فیلمنامه‌نویسی استان خواهد داشت؟
نمی‌توانم بگویم چه تاثیری دارد. ابتدا باید کتاب خوانده شود تا بازخورد آن مشخص شود. همدان نویسندگان خوبی دارد، امیدوارم در همدان شاهد انتشار فیلمنامه نیز باشیم.
  • چرا کتابتان را به ناشران همدان نسپردید؟
مدیر انتشاراتی که کتاب را چاپ کرد دوست من بود، به همین دلیل کتاب را در تهران منتشر کردم.
  • از کارهای بعدیتان بگویید.
یک مجموعه قصه آماده انتشار دارم. پس از انتشار آن فیلمنامه‌های بعدی را منتشر خواهم کرد.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%9B-%D8%AF%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%82%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، قیلم نامه نویسی در همدان ،

شنبه 10 مهر 1395

برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،تئاتر ،

برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان

نویسنده: حیدر زند همدان - خبرنگار همشهری
برنامه‌های کانون تئاتر کودک و نوجوان در همدان
کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان از اردیبهشت سال گذشته به صورت رسمی آغاز به کار و برنامه‌های مختلف آموزشی، فرهنگی و هنری در طول این مدت برگزار کرده است....
1395/07/10
کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان از اردیبهشت سال گذشته به صورت رسمی آغاز به کار و برنامه‌های مختلف آموزشی، فرهنگی و هنری در طول این مدت برگزار کرده است. این کانون قرار است برنامه‌های مشترکی با کانون تئاتر کودک تهران در طول جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان که آذرماه امسال در همدان برگزار می‌شود  اجرا کند.برای بررسی عملکرد کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان به ویژه در فصل تابستان به سراغ نوشین بیگلریان مدیر این کانون رفته ایم.
  •  تابستان گذشته با توجه به تعطیلی نهادهای آموزشی مانند دانشگاه ها و مدرسه‌ها چه برنامه هایی در کانون داشتید؟
در این مدت کارهایی که کانون تئاترکودک انجام داده متنوع و گوناگون بوده است. از جمله می‌توانم به برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته کارگردانی از سوی دکتر حسن دولت آبادی، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته بازیگری حامد سلیمان زاده، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته نویسندگی علیرضا نادری، برگزاری کارگاه آموزشی پیشرفته عروسکی استادعلی پاکدست و مریم اقبالی اشاره کنم. همچنین برگزاری مراسم اختتامیه بیست‌و یکمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان در سال گذشته، حضور غرفه کانون تئاتر کودک و نوجوان در نمایشگاه تخصصی کتاب کودک، برگزاری همایش تابستانی در تابستان 94، برگزاری همایش ورزشی، فرهنگی، هنری در تاریکدره، برگزاری جلسه نقد و بررسی نمایش های اجرا شده از سوی کانون، معری اعضای کمیته داوران کودک و نوجوان جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان و عقد قرارداد بین کانون تئاتر کودک و نوجوان استان همدان و تئاتر هووس فرانکفورت از دیگر فعالیت های کانون در فصل‌های گذشته است.
  • آموزش در کانون چه وضعی داشت و چه تعداد و گروه هایی از فرصت های آموزشی کانون در فصل گذشته استفاده کردند؟
در تابستان گذشته برگزاری کلاس های تابستانی آموزش تئاتر برای کودکان و نوجوانان را داشتیم که کلاس های کودک با 10نفر از 6تا 10سال تشکیل شد و در کلاس های نوجوان 28نفر از 12تا16سال بودند. در پایان گواهی پایان دوره به هنرجویان تعلق گرفت. همچنین امسال کارهای تولیدی از سوی کانون داشتیم که می‌توانم به نمایش موش وگربه به کارگردانی فرزاد لباسی، نمایش تیک‌تاک به کارگردانی محسن پورقاسمی، نمایش اون طرف دریاها کجاست به کارگردانی سعید باغبانی و نمایش اکو به کارگردانی امید انصاری اشاره کنم. از فروردین هر گروهی که آماده اجرا بود، اجرای عمومی خود را در سالن های همدان انجام می‌داد.
  • اعضای اصلی کانون همه از اهالی تئاتر هستند؟
بله هیأت مدیره کانون تئاتر کودک عبارتند از خود من (نوشین بیگلریان) مدیر کانون، فرزاد لباسی نایب رئیس، محسن پورقاسمی عضو هیأت مدیره، نیما بیگلریان عضو هیأت مدیره، سعید باغبانی عضو هیأت مدیره و صابر دارپوی بازرس که همه افراد از فعالان این عرصه هستند.
شکل‌گیری یونیما (اتحادیه جهانی نمایشگران عروسکی) در همدان چقدر
  •  می تواند در فعالیت های کانون تاثیر بگذارد؟
شکل‌گیری یونیما در همدان اتفاق مبارکی است. یونیما چون مربوط به نمایشگران عروسکی است طبیعی است که رابطه تنگاتنگی با کانون تئاتر کودک داشته باشد. در اصل من فکر می کنم این تشکل هایی که شکل می گیرند همگی مکمل همدیگر هستند و فرصتی برای تئاتر استان به شمار می رود. به دلیل این‌که تئاتر هنر انفرادی نیست.پس انجمن نمایش، کانون تئاترکودک و یونیما تشکل هایی هستند تئاتری و گره خورده به هم. باید در کنار هم باشند تا اتفاق های بزرگ در تئاتر همدان رقم بخورد.
  • یکی از اتفاق‌های خوب در حوزه تئاتر ایجاد خانه عروسک بود. ایده خانه عروسک همدان از کجا آمد؟
خانه عروسک که به تازگی در همدان افتتاح شده در محل تئاتر شهر یا مجتمع شهید آوینی واقع شده است. ایده اصلی از سوی اعضای هیأت مدیره کانون مطرح شد و 3 ماه چیدمان و راه‌اندازی آن طول کشید. جا دارد از رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان همدان تشکر ویژه داشته باشم که در راه‌اندازی خانه عروسک کمک های فراوانی به کانون کرد. همچنین اداره‌کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان همدان در این مورد همکاری هایی داشت.
  • برنامه‌های کانون برای فصل بعدی چیست؟
کانون در فصل پاییز برگزاری یک کارگاه آموزشی پیشرفته و بازدید از تمرینات نمایش عروسکی استاد بهروز غریب‌پور را در تهران خواهد داشت.
  • کانون در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان چه برنامه و نقشی دارد؟
با توجه به پیش رو بودن جشنواره بین المللی تئاتر کودک در آذرماه قطعا امسال وظایف بیشتری به کانون محول خواهد شد. بر اساس صحبت هایی که با مدیرکل ارشاد فاضل عبادی و دبیر جشنواره شهرام کرمی انجام شده، حضور کانون پررنگ تر از سال گذشته خواهد بود. همچنین کانون تئاتر کودک همدان و کانون تئاتر کودک تهران در حال بررسی و انجام یکسری برنامه‌های اجرایی مشترک در طول جشنواره هستند اما با توجه به این‌که تقریبا 2 ماه ونیم به برگزاری جشنواره مانده هنوز کارهایی که قرار است به کانون محول شود اعلام نشده است.
دواریم با مرور زمان این مشکلات حل شود.
  • از عملکرد اعضای کانون رضایت دارید؟
کانون تئاتر کودک مانند نوزادی بود که در دامان ما متولد شد و شکل گرفت، روزهای سختی را طی کرد تا به اینجا رسید. حال 3ساله شده است.
هیأت مدیره کانون تئاتر کودک پس از برگزاری جشنواره، مقدمات انتخابات را آماده می کنند وطبق اساسنامه اعضایی که شرایط کاندیداتوری دارند می توانند  آمادگی خودشان را برای انتخابات و وارد شدن به هیأت مدیره کانون آماده کنند، با اعلام کردن برنامه‌هایشان در انتخابات شرکت کنند و وارد این نهاد شوند. انتخابات رسمی کانون در 14اردیبهشت 96صورت می گیرد و پیش‌بینی ما این است افراد جدیدی هم وارد این نهاد هنری بشوند.
  • آینده را چگونه می‌بینید؟
روزهای طلایی برای کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان آرزو می کنم و دوست دارم در سال های آینده کانون به قدرتی دست پیدا کند که بتواند جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجوان را برگزار کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D8%AA%D9%8A%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، تئاتر همدان ،

سه شنبه 6 مهر 1395

نوای درمانگرسازها در برابر اوتیسم

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،هنر ،موسیقی ،

نوای درمانگرسازها در برابر اوتیسم

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نوای درمانگرسازها در برابر اوتیسم
گروه موسیقی آوای فاخته در همدان با همکاری انجمن اوتیسم این شهر اقدام به برگزاری کنسرتی خیریه کرد تا ضمن گوشزد کردن وجود چنین بیماری در اجتماع عواید آن را صرف امور این بیماران کند....
1395/07/06
گروه موسیقی آوای فاخته در همدان با همکاری انجمن اوتیسم این شهر اقدام به برگزاری کنسرتی خیریه کرد تا ضمن گوشزد کردن وجود چنین بیماری در اجتماع عواید آن را صرف امور این بیماران کند.
مصطفی افشارلر  مدیرعامل انجمن اوتیسم همدان گفت: گروه فاخته زحمت بسیاری کشیدند تا این کنسرت را برگزار کردند. هدف ما این بود که از طریق هنر موسیقی مردم با اوتیسم آشنا شوند.

 هنردرمانی
وی اظهار کرد: موسیقی جزئی از درمان اوتیسم است و ما در اوتیسم معتقد به هنردرمانی هستیم. یکی از درمان های اوتیسم موسیقی است. به طور مثال ما کودکی داشتیم که نمی‌توانست با انگشت خود در خانه را باز کند یا بند کفش خود را ببندد اما امروز با 10 انگشت خود از طریق آموزش پیانو می زند.
افشارلر افزود: شما وقتی موسیقی فیلم امام علی(ع) را می شنوید اولین چیزی که به ذهن شما می رسد یاد امام علی (ع) است، این موسیقی است که ما را به یاد امام علی (ع) می اندازد و حتی موسیقی است که به فیلم روح می دهد. موسیقی مسأله ساده ای نیست. موسیقی در کشور ما سابقه زیادی دارد. فرهاد فخرالدینی  این موسیقی را از طریق حروف ابجد قرن نهم از روی آثار عبدالقادر مراغه ای بازسازی کرده است.
مدیرعامل انجمن اوتیسم همدان اظهار کرد: استفاده ازموسیقی در درمان سابقه زیادی دارد و نباید موسیقی را ساده بگیریم. موسیقی که مدنظر من است موسیقی سنتی و اصیل کشور است. به همین دلیل ما به سراغ یگ گروه سنتی رفته‌ایم.

حمایت
وی با اشاره به مشکلات افراد مبتلا به اوتیسم گفت: اصلی‌ترین مشکل افراد مبتلا به اوتیسم این است که از کودکی تا آخر عمر نیاز به پشتیبانی دارند. بیمار اوتیسم مانند بیمار های دیگر نیست که پس از طی یک دوره درمان بتواند از خودش مراقبت کند. بیمار مبتلا به اوتیسم نیاز به پشتیبانی و مراقبت دارد و نمی تواند مستقل باشد. به همین دلیل نیاز است نهادهای غیر دولتی و تشکل های مختلف شکل بگیرند و این مسئولیت را بر عهده بگیرند.
افشارلر با اشاره به نبود آمار مبتلایان به اوتیسم در همدان گفت: آمار دقیقی از شیوع اوتیسم در ایران نداریم و در همدان هم با چنین مسأله ای مواجه هستیم. اما در کشورهایی مانند آمریکا از هر 80 نفر یک نفر مبتلا به این بیماری هستند. پس باید پیشگیری کرد و این موضوع نیاز به توجه بیشتری دارد.

یک سال تلاش برای بیماران اوتیسم
رضا عباسی سرپرست گروه موسیقی آوای فاخته نیز گفت: این کنسرت حاصل یک سال تمرین و تلاش هنرمندان عزیز شهرمان در گروه آوای فاخته بود. 2 اجرا در 29 مرداد داشتیم که آن هم کار خیریه بود و به نفع کودکان بی‌سرپرست اجرا شد. این اجرای اخیر نیز در حمایت از بیماران مبتلا به اوتیسم بود که به پیشنهاد دکتر افشارلر اجرا شد. هدف از برگزاری این برنامه معرفی اوتیسم در همدان بود تا کاری انجام شود و مردم با این بیماری آشنا شوند.
عباسی ادامه داد: کنسرت 3 بخش تهیه داشت. بخش اول  اجرای آثار هنرمندان قدیمی  و خواننده تصنیف ها جواد عیلمرادی بود. بخش دوم نیز اجرای آهنگ های بی کلام بود و در بخش سوم آثاری از ساخته های خودم اجرا شد که شعر و آهنگ را من ساخته بودم و توسط هنرمند گرامی حسن زندی اجرا شد.

استفاده از هنرمندان جوان
سرپرست گروه موسیقی آوای فاخته در پاسخ به این پرسش که چرا تعداد نوازندگان در کنسرت‌هایش زیاد است، توضیح داد: یک ارکستر خوب باید از نظر بصری برای مخاطب جذاب باشد و هم آهنگساز آزادی عملی داشته باشد تا قطعات را بهتر تنظیم کند. به همین دلیل برای رنگ‌آمیزی و سازبندی بهتر از افراد بیشترو همیشه از تعدادی از هنرمندان جوان هم استفاده می‌کنم.
عباسی گفت: مراحلی که برای اخذ مجوز طی شد بسیار مشکل‌ساز بود. ما صبوری می کنیم و هدف این است که همیشه کار کنیم .
وی با اشاره به برنامه های آوای فاخته در ماه های آینده گفت: کاری را به نام «کوچه» سال گذشته اجرا کردیم که به زودی ضبط خواهد شد و یک کار ایرانی هم برای کنسرت پایان سال جاری آماده خواهد شد.

مشکلات کارهای خیریه
حسن زندی خواننده گروه آوای فاخته  که خوانندگی بخش سوم کنسرت را برعهده داشت گفت: برای اجرای کنسرت به دلیل اینکه زمان اجرا مدام جابه جا می شد با مشکل روبرو می‌شدیم. همانطور که می دانید نوازندگان از همین راه گذران زندگی می‌کنند پس با سختی هماهنگ شدیم و هدف تنها کمک به کودکان مبتلا به اوتیسم بود.
این خواننده همدانی ادامه داد: ما برای اجرای موفق برنامه در استان مشکل تبلیغات داریم. بنر و فضایی برای تبلیغات برنامه های هنری در اختیار گروه ها  قرار نمی گیرد. ما در همدان مشکل صدابرداری داریم و امیدوارم این مسأله حل شود. در این کنسرت هم  این مشکل مشهود بود. برخی صدابرداران همدان امکانات و دستگاه های خوبی دارند اما هنوز توانایی صدابرداری استاندارد در اینجا وجود ندارد.
زندی در پاسخ به این سوال که به چه دلیل  قطعه آوازی و تصنیف « خوشه چین»  مورد استقبال بیشتر مخاطبان قرار گرفت، گفت: قطعه خوشه چین از آثار استاد روح الله خالقی است و توسط استاد بنان خوانده شده و مردم از آن خاطره دارند. به دلیل اینکه شور و حال به مخاطبان کنسرت داده شود این قطعه حماسی اجرا شد. قطعه آوازی نیز در دستگاه نوا بود که با شعری از سعدی اجرا شد و خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/نوای-درمانگرسازها-در-برابر-اوتیسم?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، موسیقی همدان ، گروه موسیقی آوای فاخته ، همشهری همدان ، اوتیسم همدان ،

شنبه 3 مهر 1395

نسل امروز هنرمندان همدانی درخشانند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،سینما ،

نسل امروز هنرمندان همدانی درخشانند

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
نسل امروز هنرمندان همدانی درخشانند
اوایل دهه 70 خورشیدی انجمن سینمای همدان را نسلی اداره می‌کرد که امروز 45 سالگی را پشت سر نهاده اند و به چهره‌های مشهور هنری کشور تبدیل شده اند...
1395/07/03
اوایل دهه 70 خورشیدی انجمن سینمای همدان را نسلی اداره می‌کرد که امروز 45 سالگی را پشت سر نهاده اند و به چهره‌های مشهور هنری کشور تبدیل شده اند. از اواسط دهه 70 افراد موفق این نسل، جلای وطن کرده و از همدان کوچیده‌اند. آنها در شهر میزبان و حتی خارج از کشور حرفی برای گفتن دارند و بیشترشان اکنون هنرمندان شناخته شده ای هستند که بخشی از تولیدکنندگان آثار فرهنگی - هنری کشور را تشکیل می‌دهند.
هنرمندان دهه 70 افراد موفقی بودند و آثار زیادی را در زمینه عکاسی و فیلمسازی به دنیای هنر ارائه کردند اما پس از مهاجرت جای خالیشان در فضای فرهنگی استان بیش از پیش مشهود شد. این خلأ تا جایی است که در 2 دهه گذشته کمتر درخششی از هنرجوها و هنرمندان انجمن سینمای همدان دیده شده است.
محمدحسین عناصری یکی از همین سرمایه‌های فرهنگی استان همدان است که این روزها در پایتخت زندگی می‌کند و یکی از هنرمندان شناخته شده رشته گرافیک است.
محمدحسین عناصری متولد 1350 در همدان است. او فارغ‌  التحصیل کارشناسی گرافیک از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و فارغ  ‌التحصیل کارشناسی ارشد گرافیک از دانشگاه آزاد-تهران مرکز است. عناصری عضو رسمی انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران و عضو مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر نیز هست. او از سال ۱۳۷۸ تاکنون در دانشکده  های هنر تدریس می‌کند و مدیر هنری و طراح گرافیک چندین انجمن، مؤسسه انتشاراتی، مجله و روزنامه است. این هنرمند همدانی در چندین جشنواره بین  المللی مدیر هنری و طراح گرافیک از جمله جشنواره‌های پویانمایی، فیلم فجر، فیلم کودک، فیلم کوتاه و موارد دیگر بوده است. همچنین عضویت هیأت انتخاب و داوری چندین جشنواره و نمایشگاه   تجسمی در کشور را نیز برعهده داشته است.
همه افراد این نسل رابطه خود را با همدان و انجمن سینمای جوانان همدان حفظ کرده  اند و تعلق خاطری شدید به این نهاد آموزشی - فرهنگی دارند. محمدحسین عناصری نیز رابطه اش را با زادگاهش حفظ کرده است. به بهانه حضور این هنرمند در کارگاه مبانی سواد بصری «هفته فیلم وعکس همدان» گفت‌و‌گویی داشته  ایم که با هم می  خوانیم.
  • چگونه وارد انجمن سینمای جوانان شدید؟
بگذارید به کمی عقب تر برگردم. من دوره دبیرستان در رشته تجربی درس می‌خواندم پس از یک سال متوجه شدم هنرستانی داریم که رشته‌ای به نام گرافیک در آن تدریس می‌شود. تابستان سال 1367 تصمیم گرفتم پرونده ام را از دبیرستان امام (ره) بگیرم و در رشته گرافیک ثبت‌نام کنم. خانواده موافق بودند و تشویقم می‌کردند اما مدیران دبیرستان پرونده مرا نمی‌دادند و می‌گفتند: «رشته هنر مخصوص آدم‌های گوشه‌نشین است و آینده‌ای ندارد». با دردسر زیادی پرونده را گرفتم و به هنرستان چمران رفتم آنجا نیز ثبت‌نام نمی‌کردند و می‌گفتند: «تو چطور رشته تجربی را رها کردی و به هنرستان آمدی». یک ماه پس از آغاز سال تحصیلی به هر حال مرا ثبت‌نام کردند و مشغول تحصیل شدم. یک سال پس از آن نیز با انجمن سینمای جوان آشنا شدم و فکر کردم عکاسی و فیلمسازی می‌تواند به رشته تحصیلی من، طراحی گرافیک کمک کند و در دوره فیلمسازی ثبت نام کردم در واقع از سال 1368 وارد سینمای جوان شدم.
  • مدرسان شما آن زمان چه کسانی بودند؟
آقای بابک رضاپور و آقای محمدعلی رهبر از استادان تأثیرگذار آن دوره بودند. آنها در نوع نگاه من نیز بسیار تاثیرگذار بودند. این نگاه به مسیری که برای حرفه خودم انتخاب کرده بودم یعنی گرافیک کمک کرد.
  • در انجمن چه رشته ای را دنبال می‌کردید؟
به لحاظ رشته تحصیلی و تقویت آن به دنبال عکاسی رفتم. فیلمسازی را پیگیری نکردم تنها چند تجربه هنرجویی و پروژه   کلاسی بود اما در همان دوره در عکاسی رتبه اول را به دست آوردم و در جشنواره جایزه گرفتم. همین کار انگیزه  ای شد و عکاسی را پیگیری کردم.
  • در دوره شما انجمن بسیار فعال و تاثیرگذار بود اما با مهاجرت هم نسلان شما فاصله ای افتاد و انجمن دچار ضعف شد که تا امروز نیز ادامه داشته، این فاصله را چگونه تحلیل می‌کنید؟
آن زمان پیوستگی خیلی خوبی بین بچه  های انجمن بود. در محوطه فضای سبز مقابل در ورودی آرامگاه بوعلی پیاده راهی بود که دوستان جمع می  شدند و ما اسم آن محل را «کوچه هنر» گذاشته بودیم؛ آنجا پاتوق دوستان بود. شاید یکی از دلایل گردهمایی  ها این بود که منابع آموزشی مکتوب چندانی در دسترس نبود و این پاتوق بهانه  ای بود تا گپ و گفت  های کاری، شرایط انتقال اطلاعات و تجربیات را برای دیگران فراهم کند تا بخشی از خلأ منابع مطالعاتی جبران شود. در این جمع بچه  های اهل ادبیات و نقاشی حضور داشتند، کسانی که عکاسی می  کردند، فیلم می  ساختند و طراحی می  کردند هم حضور داشتند. این نسل بزرگ‌تر شدند و وارد کار حرفه  ای شدند و هر کدام رشته خود را دنبال کردند. این حرفه  ای شدن با توجه به شرایط اجتماعی امروز ملزوماتی و ضرورت  هایی دارد که ناچار برخی از ما را مجبور به مهاجرت کرد.
  • در 2 سال گذشته بسیاری از هنرمندان در همدان کارگاه‌هایی برگزار کرده اند. از جمله امیرشهاب رضویان، عباس عربزاده، علیرضا محمودی، حمیدرضا لطفیان و شما. چه عاملی باعث این بازگشت بوده؟
2 سال پیش مدیر جدید انجمن از بچه  های قدیمی برای یک گردهمایی دوستانه دعوت کرد و مقدمات برگزاری کارگاه  های آموزشی و نشست  ها برای دوستانی که در این سال  ها از انجمن دور بودند فراهم شد. من حتی خیلی از دوستان را بیش از 20 سال بود ندیده بودم. شاید اگر برای این کارگاه امروز من در همدان هستم تأثیر نشستی بود که 2 سال پیش برگزار شد و باعث شد بار دیگر آن پیوند قدیمی و ارتباط شکل بگیرد.
  • آیا حضور این هنرمندان می‌تواند بازگشت به گذشته درخشان انجمن را رقم بزند؟
تبادل تجربه  ای که پس از سال  ها انجام می  گیرد و این که نسل جدید نیاز دارد اتصال و ارتباط با نسل گذشته را حفظ کند اتفاق خوبی است. باید این ارتباط را تقویت کرد تا کارگاه  ها با جدیت بیشتری برگزار شود به ویژه این‌که فضای مجازی و شبکه  های اجتماعی که کم و بیش با کارهای غیر قابل قبول به میدان آمده، کارهایی که ارزش ارائه ندارد و ذائقه و نگاه جوانان را تغییر می  دهد. تجربه دوستان من می  تواند اثر مثبتی بر نگاه نسل پس از خود بگذارد.
  • به نظر می‌رسد این نسل فعال هستند اما عشق نسل شما را ندارند. با توجه به کارگاهی که برگزار کردید هنرجویان جدید انجمن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همدانی  ها امروز در همه جای دنیا خوب کار می  کنند و امیدوارم در استان نیز چنین باشد. بدون اغراق اگر بگویم، بچه  ها در همه حوزه  ها به خصوص سینما و عکاسی خوب کار می  کنند و هوشمند هستند. گاهی کارهایشان را می  بینم تعجب می  کنم، نگاه اندیشمندانه و ظرفیت خوبی دارند اما باید هدایت شوند تا به بیراهه نروند. امروز من با بچه  های پرکار و خوش  فکری روبه‌رو شدم. پلی که بین نسل قبل و بچه  ها زده شده می  تواند روحیه عاشقانه کار کردن را در آنها تقویت کند.
  • پیشنهاد شما برای تقویت انجمن چیست؟
امیدوارم این نشست  ها و کارگاه  ها منظم برگزار شود و با توجه به نیاز بچه  ها در بخش  هایی که ضعف دارند ادامه پیدا کند. از معلم  هایی که بسیار تواناتر هستند نیز دعوت شود چون اگر کسی از این دوستان هنوز نیامده است و یا کارگاه و نشستی برگزار نشده دال بر بی‌توجهی یا بی  علاقگی آنها نیست. پیشگامی انجمن برای دعوت از آنها از بچه  های امروز نسل حرفه  ای  تر و باسوادتری می  سازد. مطمئنم همه با جان و دل می  آیند، کسانی که بر نیمکت  های انجمن نشسته  اند امروز ناقل عشق و نگاه حرفه  ای هستند. آنها قدرشناسند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D9%86%D8%B3%D9%84-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%87%D9%85%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%A7%D9%86%D9%86%D8%AF?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، محمد حسین عناصری ، گرافیک همدان ، انجمن سینمای جوانان همدان ،

چهارشنبه 31 شهریور 1395

همدان زن و طبیعت در چارچوب گرافیک

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،

زن و طبیعت در چارچوب گرافیک

نویسنده: حسین زندی ‌ همدان- خبرنگار همشهری
زن و طبیعت در چارچوب گرافیک
زن و طبیعت نمایشگاه گروهی آثارتصویر سازی هنرجویان خسرو انصاری است که از روز شنبه 27 شهریور ماه در گالری فرهنگسرای آوینی مورد بازدید عموم قرار گرفته و تا یک مهرماه ادامه خواهد داشت...
1395/06/31
زن و طبیعت نمایشگاه گروهی آثار تصویر سازی هنرجویان خسرو انصاری است که از روز شنبه 27 شهریور ماه در گالری فرهنگسرای آوینی مورد بازدید عموم قرار گرفته و تا یک مهرماه ادامه خواهد داشت.
در این نمایشگاه آثار 17نفر از طراحان تصویرسازی جوان از جمله هدی افشار، زهرا برهانی، آرزو پاشا، نادیا جاودانی یکتا، زهرا جهانی، عادله حسینی، مهسا حسینیان، فائزه خزایی، گلناز خطیب، رویا شیدا، مریم صاحب دیوانی، پریسا صادقی، مهسا صدیق، پریسا ضرابی، فاطمه فرحزاد، سمیه مستوفی و شادی مددی به نمایش عمومی درآمده است.
خسرو انصاری متولد ۱۳۵۹ در همدان است. او از دوران هنرستان شروع به فعالیت هنری در زمینه گرافیک کرده و پس از اخذ لیسانس گرافیک، فوق لیسانس تصویرسازی و فوق لیسانس گرافیک از میلان ایتالیا در دانشگاه هنر و معماری تهران شرق به تدریس مشغول است. انصاری همچنین مدرس تصویرسازی و مجسمه‌سازی است و تاکنون برگزاری بیش از ۵ نمایشگاه درخارج از کشور و برگزاری چندین نمایشگاه انفرادی تصویرسازی و مجسمه سازی و همچنین بیش از ۲۰ نمایشگاه گروهی داخلی را در کارنامه خود دارد. او همچنین تجربه‌هایی در برگزاری ورکشاپ‌های تصویرسازی برای کودکان و بزرگسالان و فعالیت‌هایی در طراحی صحنه تئاتر دارد.

ایده نمایشگاه
خسرو انصاری با اشاره به شکل‌گیری ایده نمایشگاه زن و طبیعت می‌گوید: بیش از ۱۲سال تحقیق و کار در مورد پروژه درخت مقدس و درخت زندگی در ایران و جهان انجام داده ام به این علت که درخت، نماد زیبایی، نماد زندگی و زن است. ارتباط بین این 2 عنصر ایده شکل گیری این پروژه را به وجود آورد.
این هنرمند همدانی همچنین با اشاره به دلیل گروهی بودن نمایشگاه و این‌که هنرمندان شرکت‌کننده نمایشگاه در چه سطحی هستند می‌گوید: یکی از شیوه‌های من در آموزش این است که در پایان کلاس‌های تصویرسازی با هنرجویان، همیشه دنبال یک اتفاق خوب برای هنرجویانم هستم. با توجه به این‌که هنرجویان من از شهرهای مختلف هستند فکر کردم که یک مجموعه ای شکل بگیرد و در شهرهای مختلف به صورت تور نمایشگاه برگزار کنیم.
وی می‌افزاید: در مجموع حدود ۱۵ شهر در این نمایشگاه حضور دارند. نمایشگاه از تهران شروع شده و دومین شهری که این نمایشگاه برگزار شده همدان است و به امید خدا در فاصله زمانی کوتاه در 15 شهر ادامه خواهد یافت.

استقبال گسترده
انصاری در مورد نمایشگاه تهران و استقبال عمومی از این رویداد می‌گوید: پیش از همدان، این نمایشگاه در تهران برگزار شد چون هنر جویان من بیشتر از دانشجویان رشته هنر هستند. این نمایشگاه از ۸ تا ۱۸ شهریور در تهران برگزار و با استقبال خوبی از سوی استادان، دانشجویان و افراد عام روبه‌رو شد. مکان برگزاری فرهنگسرای سرو در خیابان ولیعصر بود که همکاری زیادی با گروه ما داشتند.
وی توضیح می‌دهد: در مورد تفاوت نمایشگاه همدان و تهران بهتر است صحبتی نکنم اما تشکر می‌کنم از ریاست ارشاد شهرستان که حداقل حمایت را با گروه ما داشتند.
این تصویر ساز همدانی ادامه می‌دهد: علاوه بر موضوع نمایشگاه که زن و طبیعت است با همکاری همین هنرجوها کارگاه آموزشی ۵ روزه ای برگزار کردیم و از اواسط مرداد ماه مقدمات حضور در نمایشگاه تصویرسازی کشور ایتالیا فراهم شد اما متاسفانه هیچ هنرمندی از همدان در گروه ما نیست.

سکوت هنرمند
این مدرس دانشگاه با اشاره به وضعیت هنر به ویژه گرافیک در همدان می‌گوید: من در مورد وضعیت هنر در ایران فقط سکوت می‌کنم. امیدوارم بتوانیم با همکاری ارگان‌ها و استادان هنر اتفاقات خوبی را به وجود بیاوریم. در همدان نیز هنرمندان خوبی داریم که نیاز به حمایت دارند. عرصه هنر بدون هنرمند معنا ندارد، امیدوارم دوستان و همشهریان همدانی از این نمایشگاه استقبال کنند، رضایت داشته باشند و پس از این نمایشگاه‌های بیشتری در استان ببینیم.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%D8%B2%D9%86-%D9%88-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%86%D8%A7%D8%B1%DA%86%D9%88%D8%A8-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C%DA%A9?magazineid=


برچسب ها: هنرمندان همدان ، همشهری همدان ، گرافیک همدان ، تصویر سازی همدان ،

چهارشنبه 24 شهریور 1395

«تیک تاک» دوباره روی صحنه

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

«تیک تاک» دوباره روی صحنه

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
«تیک تاک» دوباره روی صحنه
«محسن پورقاسمی» متولد سال 1352 در همدان است و از سال 1368 فعالیت در زمینه نمایش را آغاز کرده است. او نویسنده، کارگردان و بازیگر بیش از 60 نمایش صحنه‌ای (عروسکی) و خیابانی است و در طول این سال‌ها سابقه فعالیت در صدای مرکز همدان به عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر، حضور در چندین مجموعه تلویزیونی، تله تئاتر و تله فیلم، عضویت هیأت امنای انجمن نمایش همدان، عضویت هیأت موسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان همدان را در کارنامه خود دارد....
1395/06/24
«محسن پورقاسمی» متولد سال 1352 در همدان است و از سال 1368 فعالیت در زمینه نمایش را آغاز کرده است. او نویسنده، کارگردان و بازیگر بیش از 60 نمایش صحنه‌ای (عروسکی) و خیابانی است و در طول این سال‌ها سابقه فعالیت در صدای مرکز همدان به عنوان نویسنده، کارگردان و بازیگر، حضور در چندین مجموعه تلویزیونی، تله تئاتر و تله فیلم، عضویت هیأت امنای انجمن نمایش همدان، عضویت هیأت موسس انجمن تئاتر کودک و نوجوان همدان را در کارنامه خود دارد.
پورقاسمی کارشناس ارشد ادبیات نمایشی است و همچنین نویسندگی و کارگردانی نمایش‌هایی چون سفید سیاه خاکستری، دختر آدای، دلنگوان، لنگ درازها، حسنی باهوش دیو درازگوش، عروسک، قاب شیشه‌ای، شهر زیبا، غوره و کوره، دارو دایره، فرش آهو، ایوان طلا، رویای شیرین، مهره ریزان، قصه‌های ننه متل، کمند گیسو، گلاب ومن و برادرم اقبال را برعهده داشته و در ده‌ها جشنواره منطقه‌ای و کشوری شرکت کرده است. آخرین کار محسن پورقاسمی به عنوان کارگردان، نمایش عروسکی تیک تاک است که در جشنواره بیست و یکم تئاتر کودک و نوجوان حضور داشت.
این نمایش عروسکی با تکنیکی متفاوت و بدون کلام، زندگی یک انسان را از تولد تا مرگ به تصویر می‌کشد و با نگاهی جدید درگیری انسان قرن 21 را با دنیای مجازی به چالش می‌کشد. نمایش تیک تاک بار دیگر از 20 شهریور روی صحنه رفت و تا 5 مهر ماه 1395 هرشب 2 سئانس در سالن پلاتو تئاتر شهر همدان اجرا می‌شود. به بهانه اجرای دوباره این نمایش با کارگردان همدانی آن گفت‌وگویی کردیم که با هم می‌خوانیم:
  • نمایش تیک تاک را معرفی کنید.
نمایش تیک تاک از تجربه‌های آخر من بود که سال گذشته در جشنواره بین‌المللی تئاتر کودک و نوجوان پذیرفته شد و در بخش مسابقه کودک، رتبه ویژه کارگردانی را دریافت کرد و در بخش موسیقی نیز جایزه اول را از این جشنواره گرفت. تیک تاک از کارهای تحسین شده جشنواره به شمار می‌آید این نمایش کار رومیزی است و کاری که به صورت رومیزی اجرا می‌شود معمولا با تکنیک سیاه است.
  • ایده نمایش چگونه شکل گرفته است؟
من مدت‌ها به دنبال یک کار بی‌کلام در ژانر عروسکی بودم. 2 سال پیش وقتی پدرم را از دست دادم مرگ را خیلی ساده دیدم یعنی مرگ یک اتفاق روزمره به نظرم رسید که اگرچه تلخ است اما مانند به دنیا آمدن، عاشق شدن و سرکار رفتن است. وقتی دیدم دخترم برای پدربزرگش گریه می‌کند به نظرم رسید که یک قصه‌ای را از قبل از تولد یک انسان تا مرگ بنویسم و تبدیل کنم به یک نمایش عروسکی بدون کلام که این کار نتیجه آن ایده است.
  • این نمایش برای دومین بار است که به روی صحنه می‌رود، دلیل خاصی دارد؟
این کار پیش از جشنواره بین‌المللی اجرا شد اما آن زمان فرصت خوبی برای اجرای عمومی پیدا نکردیم و تراکم کارها باعث شد اجرای عمومی به تعویق افتد. در سال جاری قرار شد بار دیگر در شهریور تیک تاک را به روی صحنه ببریم که خوشبختانه در حال اجراست.
  • این اجرا چه تفاوت و تغییری نسبت به اجرای جشنواره کرده است؟
2 نفر از عروسک‌گردان‌های ما تغییر کرده‌اند و عروسک‌ها به دلیل گذر زمان و آسیب‌دیدگی عوض شده‌اند اما محتوا کمترین تغییر را داشته و فقط حدود 5درصد تغییر کرده است.
  • به نظر شما به عنوان فعال این حوزه وضعیت نمایش عروسکی در استان چگونه است؟
خوشبختانه وضعیت رو به رشد است. یکی از رخدادهای خوب در سال جاری این بود که ما «یونیمای استان» ( شعبه استانی اتحادیه جهانی نمایشگران عروسکی) را راه‌اندازی کردیم. هفته گذشته دکتر اردلان رئیس یونیمای کشور حکم من را به عنوان مسئول یونیمای استان ابلاغ کرد و فعالیتمان را آغاز کردیم. اولین گام ما برگزاری کارگاه 3 روزه‌ای بود که با مشارکت کانون تئاتر کودک و نوجوان همدان برگزار کردیم. مریم اقبالی و علی پاکدست که از بازی‌دهندگان و کارگردانان نمایش عروسکی کشور هستند مدرس این کارگاه بودند. کار دیگر ما راه‌اندازی خانه عروسک بود که هفته گذشته در فرهنگسرای آوینی اتفاق افتاد. این خانه تاریخ 15 ساله نمایش عروسکی همدان را در خود جای داده و به صورت موزه عروسک‌ها را با شرح حال به نمایش گذاشته است.
  • با توجه به حضور فعال همدان در جشنواره تهران - مبارک امسال فکر می‌کنید نقش یونیما در آینده نمایش عروسکی استان و حضور در این جشنواره‌ها چگونه است؟
قطعا در سال‌های آینده وجود یونیما در استان تأثیرگذار خواهد بود. ما امسال برای جشنواره تهران- مبارک 7 گروه متقاضی داشتیم که در بازبینی 3 گروه به جشنواره راه پیدا کردند، 2 گروه در بخش خیابانی و یک گروه در نمایش صحنه‌ای از استان در جشنواره حضور داشتند. امیدواریم در سال‌های آینده نمایندگان بیشتری در این جشنواره و جشنواره‌های بین‌المللی داشته باشیم.
  • چه برنامه‌ای در این زمینه دارید؟
برنامه‌هایی داریم در زمینه آموزش تا در آینده دوستانی را که در حوزه نمایش عروسکی فعال هستند شناسایی و ساماندهی کنیم تا دوستان تولیدات خود را در مسیر درستی به روی صحنه ببرند. پاییز امسال جشنواره نمایش‌های 5 دقیقه‌ای را داریم که بعد از ماه محرم و صفر برگزار خواهد شد. این جشنواره باعث می‌شود کمک کند دوستان به خودباوری برسند و ایده‌های خود را عملی کنند.
  • محتوا در نمایش‌های عروسکی چه وضعیتی دارد؟
در نمایش عروسکی، تجربه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد بحث قصه تقریبا به حاشیه رفته است و در حال فراموش شدن است. در این نمایش‌ها بیشتر مسأله موقعیت مطرح است یعنی در یک فضای نمایشی با قرار دادن یک شخصیت در موقعیتی خاص نمایش تولید می‌شود. این روند در جهانی شدن یک نماش بسیار موثرتر است و نمایش مبتنی بر کلام محلی نیست بیشتر نمایش‌های عروسکی به این سمت می‌روند.
  • وضعیت سالن‌های همدان برای نمایش عروسکی مناسب است؟
ما در استان هیچ سالنی نداریم که مناسب نمایش عروسکی باشد. سالن استاندارد و تخصصی نداریم مجبور هستیم با سالن‌های موجود کنار بیاییم و نمایش را با سالن‌های فعلی تطبیق بدهیم.
  • لطفا عوامل نمایش عروسکی تیک‌تاک را معرفی کنید.
عوامل نمایش عروسکی تیک تاک عبارتند از: نویسنده و کارگردان محسن پورقاسمی، تهیه‌کننده میلاد فضلیان، آهنگساز رضا عباسی، دستیار کارگردان مهدی رضایی منش، مشاور کارگردان اعظم ترابی، طراحی لباس مهناز کرمی، طراح عروسک طیبه آنجدانی ، نوازندگان رضا عباسی، افشین چوبریزان علی ایرانپور، بازی‌دهندگان فاطیما پورقاسمی، حامد ترابی، ندا هادیان، سید مهرداد کاووسی حسینی.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D8%AA%D8%A7%DA%A9%C2%BB-%D8%AF%D9%88%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D9%88%DB%8C-%D8%B5%D8%AD%D9%86%D9%87?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، تئاتر همدان ، نمایش در همدان ، تیک تاک ،

شنبه 20 شهریور 1395

تماشای ماندن در وضعیت آخر

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :تئاتر ،روزنامه همشهری ،

تماشای ماندن در وضعیت آخر

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
تماشای ماندن در وضعیت آخر
ماندن در وضعیت آخر، آخرین اثر نمایشی محمدمهدی کلهری کارگردان همدانی است که تا 20 شهریور در سالن اصلی تئاتر شهر همدان (آوینی) به روی صحنه رفت....
1395/06/20
ماندن در وضعیت آخر، آخرین اثر نمایشی محمدمهدی کلهری کارگردان همدانی است که تا 20 شهریور در سالن اصلی تئاتر شهر همدان (آوینی) به روی صحنه رفت.
کلهری رئیس اداره فرهنگ و ارشاد شهرستان فامنین است. او همچنین یکی از کارگردانان شناخته‌شده تئاتر در همدان به شمار می‌رود. به همین دلیل دغدغه تئاتر او را رها نکرده و در کنار کار اداری به تولید آثار هنری و آموزش تئاتر نیز مشغول است. از نمایش‌هایی که نویسندگی و کارگردانی کرده می‌توان به «ساده اما اجق وجق» ، «نمایش موش و گربه» ، «پادشاه خوابش می‌آید» ، «سه به‌علاوه یک» و «اینجا وضعیت غیر طبیعیه» اشاره کرد. به بهانه اجرای نمایش ماندن در وضعیت آخر با این کارگردان شناخته شده گفت وگو کرده‌ایم.

  • از چگونگی ورودتان به عرصه تئاتر بگویید؟

از سال ۷۹ با ثبت نام در کلاس‌های بازیگری انجمن نمایش همدان به عنوان هنرجو وارد دنیای نمایش شدم و پس از بهره مندی از دانش و تجربه اساتید خوب این شهر استاد حسین صفی، استاد نصرالله عبادی و استاد احمد بگلریان دوران مقدماتی را پشت سر گذاشته و پس از مدتی کوتاه با استاد صادق عاشورپور آشنا شدم. در چند نمایش به عنوان بازیگر در خدمت این کارگردان خوب شهر بودم. جدیت استاد عاشورپور و ایمان قوی  او به هنر نمایش باعث می‌شد که شاگردانش با پشتکار، جدیت و شور هنری، پا به عرصه صحنه نمایش بگذارند.
  • با توجه به این‌که امروز خود شما وارد عرصه آموزش شده اید به نظرتان شیوه آموزش کدام یک از مدرسان در همدان تاثیرگذارتر بوده است؟
البته هرکدام از اساتید نمایش در جای خود و هر کدام به نحوی اثر گذار بوده اند چه اساتیدی که بنده افتخار شاگردی آنها را داشته ام و چه اساتیدی که در محضرشان نبوده ام. اما به جرات می‌توان گفت حضور استاد حسین صفی در جریان‌سازی علمی هنر نمایش استان و نگاه علمی وی به این هنر را نمی‌توان منکر شد او همواره به شاگردانش تأکید می‌کند که تنها راه موفقیت و ماندگاری در تئاتر امروز داشتن دیدگاه آکادمیک و علمی است و گسترش همین دیدگاه چه مستقیم و چه غیرمستقیم هنرجویان رشته نمایش همدان را به سمت تحصیلات آکادمیک رهنمون شد که بنده هم از این قاعده مستثنی نبودم.
  • نوشتن را در چه دوره ای تجربه کردید؟
رشته نمایش را با گرایش کارگردانی در دانشگاه ادامه دادم، کم کم در خلال انجام پروژه‌های دانشگاهی قلم خود را نیز آزمودم، رفته رفته علاقه شدیدم به بازیگری مبدل به گرایش به کارگردانی و نویسندگی شد، شوری که در بازی دنبال می‌کردم در کارگردانی یافتم وکم کم علاقه‌مند شدم آنچه را کارگردانی می‌کنم فکر، ایده و شیوه مخصوص به خودم باشد. این شد که دست به قلم شدم و نمایشنامه‌هایی برای اجرا نوشتم، نمایشنامه‌هایی که گاهی برای اجرای گروه‌های دیگر و شیوه‌های کارگردانی دیگر مناسب به نظر نمی‌رسد.
  • در هنر نمایش به دنبال چه بودید؟
من نمایش را موجود زنده ای می‌دانم که عوامل و عناصر آن دارای حیاتی ارگانیک است. نمایش از دیدگاه من قلب دارد، مغز دارد، چشم دارد، دست، زبان و بازو دارد. موجودی زنده است که حرکت می‌کند، از مبدأ به مقصدی، سفری عینی و سفری ذهنی دارد. هرکدام از عناصر آن باید در هماهنگی کامل با عنصر دیگر باشد، من نمایشی را نمی‌توانم متصور باشم که معلولیت داشته باشد، به همین خاطر در طول دوران تحصیل و تجربه کاری خودم سعی کردم در تمام شاخه‌های مرتبط نمایش تجربه ای اگر چه در حد مبانی کشف کنم. مدتی سرگرم مطالعه در خصوص طراحی صحنه، گریم، طراحی لباس، سبک‌ها و شیوه‌های مختلف بازیگری شدم، هرکدام از این عناصری که اشاره کردم دریایی از دانش را در خود نهفته دارد. من تنها به اندازه تشنگی خود از آنها سیراب شدم و سعی کردم آنقدر از آنها بدانم که به کارم بیاید. رفتن در دریای ژرف هرکدام امکان دارد پژوهشگر را در خود غرق سازد اما من تکلیفم را با خودم روشن کرده بودم. من پژوهشگر نبودم، همه را مطالعه می‌کردم که کارگردانی کنم باید زبان مشترک کارگردان با دیگر شاخه‌های مرتبط با این رشته را می‌آموختم.
  • ایده نمایش‌های شما از کجا می‌آید؟
گاهی در رشته‌های مختلف هنرهای نمایشی تدریس کرده ام بیش از آن که آموزش داده باشم آموخته ام. در این رشته سرو کار ما با انسان است؛ انسان اندیشمندی که قادر به گفت‌وگو است. تمام نمایش‌های مهم جهان در خصوص گفت وگوی اندیشه‌هاست، هر فرد از افراد جامعه برای قشر نمایشنامه نویس و کارگردان فردی جالب است، هر فرد به تنهایی می‌تواند شگفتی‌آفرین باشداز آنجاست که در خلال همین ارتباطات و تأملات ایده‌های نمایشی در ذهن من شکل می‌بندد.
  • در نمایش‌های شما انتقال پیام چگونه صورت می‌گیرد؟
ما باید تماشاگر را با اندیشه آشنا کنیم. ماهی به او ندهیم ماهی‌گیری را یادش بدهیم، این یاد دادن به معنای پیام دادن نیست بلکه اندیشه باید اثری کیفی داشته باشد نه کمی.
  • گفته می‌شود «ماندن در وضعیت آخر» را بدون متن کار کرده اید؟
نمایش «ماندن در وضعیت آخر» با روش کارگاهی که در مورد آن توضیح دادم شکل گرفت، در ابتدای کارگاه با ایده‌های مبهم و کلی، کار را در کنار بازیگران آغاز کردیم، کم کم و ناخودآگاه ایده اصلی که مطابق با سلیقه جمع بود تقویت شد و راه خود را بسط داد و پیشرفت کرد. هر چیزی که پیش می‌رفت در ادامه تعهد به ایده و پیش زمینه خود شکل می‌گرفت به شکل مبسوط بین من و بازیگران درباره تحلیل ایده صحبت می‌شد. از خلال همین مباحث در ذهن من راه نمایش روشن می‌شد همان روز چند صفحه نمایشنامه نوشته می‌شد و بازیگران نقش‌ها را تمرین می‌کردند. در این روش، گویی تمام عوامل در اتاقی تاریک گرد هم جمع شده اند و کم کم اتاق روشن و روشن‌تر می‌شود تا این‌که به طور کامل تمام جزئیات اتاق و شخصیت‌ها نمایان می‌شوند و این برای گروه شگفت انگیز است.
  • داستان نمایش چیست؟
داستان فردی است به نام دکتر که وسیله ای به نام «کش خنده» را به شکلی مجازی برای مخاطبان خود تبلیغ می‌کند. او طرفداران زیادی دارد و به خاطر محبوبیتش آمار فروش کش خنده خیلی بالاست. اما دکتر دچار نقصی است، او به شدت از پاهای خود متنفر است به همین دلیل باید مدام جوراب در پاهایش باشد، طی اتفاقی یک لنگه جوراب او نخ کش می‌شود و ناگهان چشمش به پاهای زشت خود می‌افتد پس از آن دچار افسردگی شدید می‌شود و دیگر قادر نیست برای تبلیغات جلوی دوربین حاضر شود. او همکاری به نام خانم پرستار دارد که کم کم متوجه می‌شویم منفعت اصلی از فروش کش خنده‌ها عاید او می‌شود. همین جاست که تصمیم می‌گیرد از وجود دکتر به شکلی دیگر بهره‌برداری کند و ماجراهایی که پس از این تصمیم در نمایش رقم می‌خورد.
  • مخاطب نمایش شما چه کسانی هستند؟
نمایش برای نوجوانان آماده شده اما گستره مخاطبی با حضور تمامی سنین را در سالن نمایش می‌تواند در بر بگیرد، چرا که معضل شبکه‌های مجازی یک معضل اجتماعی گسترده است هر چند که نوجوانان ما بیشتر از همه به این بیماری روز جوامع بشری مبتلا هستند.
  • آیا قرار است پس از اجرا در جشنواره ای حضور داشته باشد؟
بله قصد شرکت در جشنواره کودک و نوجوان را دارم که امیدوارم زحمات گروه اجرایی در جشنواره نمود مناسبی داشته باشد.
  • از مخاطبان رضایت دارید؟
به طور کلی می‌توان گفت در قرنی که زندگی می‌کنیم هنر تئاتر یکی از تاثیر گذارترین هنرهای هفتگانه است، با وجود تمام رسانه‌های دیداری و شنیداری نوین هنوز تماشاگرانی هستند که زمانی را برای دیدن نمایش اختصاص می‌دهند و مسیری را طی می‌کنند تا به دیدن نمایش بنشینند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/تماشای-ماندن-در-وضعیت-اخر?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، هنرمندان همدان ، نمایش در همدان ، نمایش ماندن در وضعیت آخر ،

تعداد کل صفحات: 2 1 2