دوشنبه 25 خرداد 1394

مفاخر فرهنگی، ویترین دولتمردان نیستند

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :مطالب در خبر گزاری ها ،

مفاخر فرهنگی، ویترین دولتمردان نیستند
به بهانه نکوداشت استاد پرویز اذکایی و علیرضا ذکاوتی قراگوزلو؛
مفاخر فرهنگی، ویترین دولتمردان نیستند
چندی پیش سالن ابن سینای اداره ارشاد همدان شاهد حضور ده ها نفر از مدیران دولتی، نویسندگان، پژوهشگران و علاقمندان به دو چهره فرهنگی و دوپژوهشگر صاحب نام استان یعنی دکتر پروز اذکایی و استاد علیرضا ذکاوتی قراگوزلو بود مراسمی که برای نکوداشت این دو استاد و به پاس یک عمر تلاشی که در جهت بازشناسی و معرفی فرهنگ، ادب و تاریخ ایران زمین، به ویژه زادگاهشان همدان انجام داده اند برگزار شده بود.
 
تاریخ : شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۲۷
در نگاه اول این مراسم قابل تقدیر است، چراکه احترام به هر نویسنده و پژوهشگری کاری پسندیده و مورد قبول است واحترام به بزرگان فرهنگی و دانشمندان از گذشته در همه نقاط دنیا متداول و مرسوم بوده و هست به ویژه برای دانشی مردانی چون دکتر پرویز اذکایی که بیش از ۴۰۰ مقاله و کتاب از خامه هنر آفرینش خلق شده و استاد علیرضا ذکاوتی قراگوزلو با کارنامه ای پربار که بیش از ۳۵ جلد کتاب ارزشمند و ده ها مقاله کم نظیر نگاشته است. این دو استاد پایه و استوانه فرهنگی تاریخ معاصر این شهرند و مجموعا به اندازه یک پژوهشگاه و یا دانشگاه اثر تولید کرده اند پس سزاوار است افزون بر این که هرساله بزرگداشتی در خور نام ومنزلت آنان برگزار شود مجسمه آنان نیز در بهترین نقطه شهر نصب شود.
اما آیا این کار به تنهایی کافی است که برنامه ای برگزار شود ، مسولان در آن به سخنرانی بپردازند، کارنامه تبلیغاتی خود را پربارترکنند و در بوق و کرنا بدمند که ما طرفدار و حامی نویسندگان هستیم؟ این برنامه کدام یک از مشکلات این نویسندگان را برطرف کرد؟ آنچه مسلم است جنبه تبلیغاتی و بهره گرفتن از نام بلند این دو مرد فرهنگ و دانش استان بیشتر از دلجویی آنان بود.
مدیران فرهنگی استان هرگز از خود پرسیده اند یک پژوهشگر و نویسنده به چه منظور می نویسد؟ مگرنه این است که می نویسد تا منتشر کند و همنوعان خود را به پاسخ پرسش های حل نشده نزدیک کنند؟
این نویسنده ها همیشه در خلوت زیسته اند و از ظاهر شدن و مورد بهره برداری سوء استفاده کنندگان پرهیز کرده اند. بیشتر نوشته اند و کمتر سخن گفته اند پس نیازی به ظاهر شدن درویترین مدیران ندارند. استاد علیرضا ذکاوتی در این مراسم تنها یک جمله گفت: «من در این مراسم به این حساب آمده ام که تجلیل از علم، هنر و ادبیات باشد وگرنه من هیچ توهمی نسبت به خود ندارم» او در این یک جمله پیامش را به گوش های شنوا رساند که از چنین مراسمی بی نیاز است و هرآنچه در طول عمرش تلاش کرده برای فرهنگ و علم بوده است. دکتر اذکایی هم در این مراسم تنها به این سروده گویای عین القضات همدانی بسنده کرد« برده دلم به غمزه ای، جان نیز ببر/ بردی دل و دین نام و نشان نیز ببر/ گر هیچ اثرنماند از من به جهان/ تاخیر روامدار آن نیز ببر». 

برگزاری نکوداشت اتفاق مبارکی است همیشه در طول تاریخ آن آیین و مراسمی ماندگار بوده که از سوی مردم برگزار شده است وخودنمایی مدیران پیش از این که مراسم تبلیغاتی از سوی نهادهای دولتی برای این بزرگان برگزار شود بهتر بود دلجویی از آنان به عمل می آمد با اطمینان خاطر باید بگویم که در دوره بیماری استاد ذکاوتی که ماه ها است هر هفته برای دیالیز به بیمارستان می رود هیچ نهاد و مسئول دولتی حمایتی نکرده است و به جزهمسرش که همراه همیشگی او است و خانواده اش کسی حتی در مسیر بیمارستان و خانه همراهی اش نمی کند اگر چه به قول دکتر حسین معصومی« استاد ذکاوتی قلندری است بی اعتنا به ظاهر سازی وبی نیازاست از توجه» اما ای کاش این مسئولان تنها هر هفته یک آژانس برای رفت و آمد به بیمارستان دراختیار او قرار می دادند که در این صورت به قول استاد تجلیل بهتری از دانش صورت می گرفت.در هرجای دنیا حتی کشورهای جهان سوم و توسعه نیافته اگر برای بزرگی همچون ذکاوتی عارضه ای پیش بیاید به درمانش می کوشند اما در این شهر تنها وقتی نیاز تبلیغاتی دارند مفاخر را می شناسند.
مهمترین تجلیل برای یک نویسنده این است که شرایطی فراهم شود تا او بتواند بدون دغدغه بنویسد و منتشر کند اما امروز برای ما اسباب شرمندگی است که کتاب ارزشمند دکتر پرویز اذکایی- درگزین تا کاشان- توسط ناشران کاشانی منتشر می شود تنها به این دلیل که بخشی از کتاب با کاشان مرتبط است و هرگز به قبای اطلس مدیران بر نمی خورد که اذکایی و ذکاوتی مفاخر این استان هستند اما آثارشان در قم، کاشان، مشهد و تهران منتشر می شود.
مجموعه مقالات دکتر اذکایی در ۵ جلد گردآوری شده و آماده انتشار است اما سالهاست در گوشه کتابخانه اش خاک می خورد کاری سترگ که حاصل ۵۰ سال دود چراغ خوردن است از مدیران فرهنگی استان باید پرسید چه نکوداشتی از این بهتر که این کتاب ها منتشر شود و هم نویسنده حاصل عمر خود را ببیند و هم خوانندگان چراغ راهی دیگر از اذکایی را تجربه کنند؟

دکتر پرویز اذکایی یکی از نوادر روزگار معاصر است او یک شخصیت دانشگاهی است اما دانشجویان را از حضور دکتر اذکایی در کلاس درس محروم کرده اند وسال هاست به کمک سیاستگذاران فرهنگی او نمی تواند در دانشگاه تدریس کند.
انسان وقتی به نیمه خالی این لیوان بنگرد متوجه می شود که چه بر سر فرهنگ، دانش و دانشی مردان این استان آمده است.

حسین زندی


برچسب ها: هنر نیوز ، نفاخر استان ، پرویز اذکایی ، علیرضا ذکاوتی قراگوزلو ،

دوشنبه 21 اردیبهشت 1394

«روزنامه‌ گلگون» در نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :معرفی کتاب ،روزنامه همشهری ،

«روزنامه‌ گلگون» در نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران

نویسنده: حسین زندی
 «روزنامه‌ گلگون» در نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران
كتاب «روزنامه گلگون» به كوشش «مهدی به‌خیال» نویسنده و پژوهشگر همدانی گردآوری شده و در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران عرضه شده است...
1394/02/21
كتاب «روزنامه گلگون» به كوشش «مهدی به‌خیال» نویسنده و پژوهشگر همدانی گردآوری شده و در بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی كتاب تهران عرضه شده است. این كتاب توسط سازمان اسناد و كتابخانه ملی به ‌چاپ رسیده است. علاوه بر متن كامل روزنامه، كتاب مشتمل بر مقدمه‌ای مفصل از دكتر «پرویز اذكایی» است.
پژوهشگر و نویسنده كتاب نیز به اجمال با اشاره به تاریخ مطبوعات همدان به ارتباط فریدالدوله‌ گلگون با عارف قزوینی و دیگر چهره‌های مطرح آن زمان  پرداخته است. نكته مهم و قابل توجه كتاب روزنامه گلگون استخراج فهرست اعلام متن روزنامه شامل امكنه، اشخاص، جراید و اصطلاحات است که در 2 بخش تنظیم شده است.
در مقدمه كتاب دكتر پرویز اذكایی می‌نویسد: «فریدالدوله از زمره‌ مشروطه‌خواهان در میدان مبارزه با مستبدان و در شورش نان‌خواهی مردم همدان علیه «خوانین سته» (بزرگ فئودال‌های طایفه‌ قراگزلویی) همه‌جا حاضر و فعال بود و ظهیرالدوله او را جزو همراهان خود، از جمله در «دارالظلم» شورین (13رجب 1324) یا در بررسی غارِ كوه خورزنه، و جز اینها یاد كرده است.»
این استاد تاریخ و فلسفه در ادامه مقدمه آورده است: «خانه‌ فریدالدوله (واقع در كنار آرامگاه بوعلی) در دوره مشروطه‌خواهی، همواره محل اجتماع آزادی‌خواهان، وطن‌دوستان و ستم رسیدگان بود. مثلا هنگامی كه تلگراف احضار ظهیرالدوله‌ حكمران مخابره شد، رجال شهر در منزل او اجتماع كرده بودند. (7 ذی‌قعده‌ 1324)و نیز مجلس عقدكنان او را ظهیرالدوله به قدوم خویش تشریف بخشید...»
به‌خیال در گفت‌وگو با همشهری به زندگی و آثار گلگون اشاره و می‌گوید: میرزا محمدحسن‌خان همدانی مشهور به فریدالدوله‌ی گلگون در سال 1256 تا 1316 خورشیدی می‌زیسته كه چندی هم در سمت ریاست بلدیه‌ همدان بوده است . بلدیه نام قدیمی شهرداری است. وی روزنامه‌ گلگون را به صاحب‌امتیازی و مدیرمسئولی خود در تاریخ 16 فروردین 1307 خورشیدی در 4 صفحه 2 ستونی منتشر كرد.
پژوهشگر كتاب روزنامه گلگون در ادامه می‌افزاید: این روزنامه در 54 شماره از تاریخ 16 فروردین تا 25 دی 1307 منتشر و احتمالاپس از 54 شماره توقیف شده  است که بر اثر تهدید مدیرمسئول، از ادامه انتشار آن جلوگیری می‌كنند.
وی در خصوص آشنایی با روزنامه گلگون می‌افزاید: سال‌ها پیش كه در مورد عارف قزوینی تحقیقاتی انجام می‌دادم با نام و عنوان روزنامه‌ گلگون آشنا شدم. آن آشنایی از آن سبب بود كه عارف در یكی دو شماره از این روزنامه شعر و یادداشت چاپ كرده بود. از همان زمان پیگیر این روزنامه شدم، تا اینكه سال‌ها بعد موضوع روزنامه را با دكتر پرویز اذكایی در میان گذاشتم. مجموعه ذی‌قیمت آرشیو كامل روزنامه در كتابخانه استاد موجود بود كه با بزرگواری ایشان این مجموعه در اختیارم قرار گرفت.
این پژوهشگر با تأكید بر اهمیت این اثر ادامه داد: این نشریه در بین سایر نشریات آن دوران همدان از حال و هوای دیگری از نظم و‌ترتیب در انتشار گرفته تا صفحه‌آرایی برخوردار بوده است. نكته مهم‌تر انتشار نوشته‌هایی از چهره‌های مطرح آن دوران از جمله اسدالله كیوان، رحیم نامور، علی‌اصغر شمیم، عارف قزوینی، عنایت‌الله شكیباپور در روزنامه است. به همین دلیل روزنامه بین عموم مردم روزنامه‌ای پرخواننده به حساب می‌آمده است. حتی امروزه كه در حدود 81 سال از انتشار آن می‌گذرد مطالب خواندنی بسیاری در آن وجود دارد و به خواننده اطلاعات قابل توجهی در مورد تاریخ آن دوره‌ همدان می‌دهد. جمعیت شهر، خیابان‌كشی، حكمرانان «سردار انتصار و مخبرالدوله»، مدرسه آمریكایی، مریض‌خانه‌ها، تقی‌زاده در همدان، نقشه شهر، برق‌كشی در خیابان‌ها و حتی مسائل ساده و پیش‌ پا‌ افتاده‌ای چون دزدی، مرگ و میر و دیگر قضایا كه همه این موارد از اهمیت بالایی برخوردار بوده و در روزنامه آمده است.
به‌خیال افزون بر این كتاب آثار دیگری را نیز در دست انتشار دارد. او در این‌باره گفت: «یادنامه‌ عارف قزوینی» و مجموعه «نامه‌های عارف» به‌زودی منتشر می‌شود. كتاب «گیاه‌داروها» با معرفی و خاصیت گیاهان سنتی به‌زودی توسط انتشارات رائین چاپ می‌شود. كتاب «پزشكی مردمانه در همدان» روایت طبابت عوامانه در فرهنگ عامه در دست انتشار است. همچنین كتاب «یادنامه‌ امیرمهدی بدیع» را در دست گردآوری دارم. علاقه‌مندان می‌توانند كتاب روزنامه گلگون را از غرفه انتشارات مركز اسناد و كتابخانه ملی واقع در شبستان اصلی، نبش راهروی 6 و 7 تهیه ‌كنند. از این نویسنده اثر دیگری با عنوان «زیست‌كتابنامه» دكتر پرویز اذكایی منتشر و در غرفه انتشارات «آوا‌متن» واقع در شبستان، راهروی 6 غرفه 5 عرضه شده است.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%C2%AB%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C-%DA%AF%D9%84%DA%AF%D9%88%D9%86%C2%BB-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%D9%84%DB%8C-%D9%83%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، روزنامه گلگون ، پرویز اذکایی ، نشریات همدان ،

چهارشنبه 6 شهریور 1392

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه ها ،مطالب در خبر گزاری ها ،تاریخ ،جشن ها ،زیست بوم ،

 

روزهمدان ، روزی برای همه مردم استان

مراسم گرامی داشت روز همدان با یاد دکتر علی اقبالی

حسین زندی

 دکتر پرویز اذکایی :باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم .

 

یکی از مولفه های توسعه فرهنگی ، خصوصی سازی در عرصه فرهنگ است.پررنگ شدن نقش حکومت هاودولت ها در امور فرهنگی ، کارکرد و نتیجه رنگارنگ بودن  را از تولیدات فرهنگی می گیرد وبه یک پدیده  تکراری تبدیل می شود. متولی گری در اجرای مراسم ها ومناسبت های فرهنگی نیز هم جنبه مردمی بودن آنرا کمرنگ می کند وهم ازمشارکت سلیقه های مختلف جلو گیری می کند . پس به نظر می رسد سپردن اجرای مراسم و مناسک فرهنگی نتیجه مطلوب تری داشته باشد . برگزاری روز همدان توسط سازمان های غیردولتی استان که با حضور شخصیت های برجسته فرهنگی ، اعضای شورای شهر قدیم وجدید ، برخی از مقامات شهرستان و فعالان عرصه فرهنگ تجربه موفقی بود که پس از هشت سال اتفاق می افتاد.اعضای سازمان های غیر دولتی امیدوارند این گونه مراسم را بیشترتجربه کنند.

  پس از اجرای آیین های رسمی ،عباس زند با معرفی بابک مغازه ای مجری برنامه برای سخنرانی دعوت شد موضوع سخنرانی این پژوهشگروضعیت چشمه های همدان بود.عباس زندگفت:« شهر همدان را شهر هزار چشمه می گفتند که از زیر قله کوه الوند این چشمه ها تا انتهای شهر جریان داشتند و هرساله توسط مالکان لایروبی می شدند. این چشمه با اینکه از مناطق مختلفی عبور داده شده بودند و در طول مسیر مدام توسط مردم استفاده می شد هرگز گل آلود و آلوده نمی شدند این فرهنگ غنی در بین مردم بود که آلوده کردن آب را گناهی نابخشودنی می پنداشتند و پیش از اسلام هم ایزد آب و آناهیتا نشانگر این مدعاست که مورد احترام بود و معابدی برای آناهیتا ساخته اند .

زند در ادامه گفت:در خانه هایی که دارای چشمه بودند از بامداد تا شامگاه به روی مردم جهت استفاده باز بود و آن را برای اجر اخروی می دانستند

. عباس زند در پایان سخنانش با برشمردن ده ها چشمه در شهر همدان ابراز تاسف کرد که این چشمه ها نابود شده اند.

سخنران دوم فرزند زنده یاد دکتر علی اقبالی ، بنیانگذار رشته های نقشه برداری ، زمین شناسی و کشاورزی در ایران بود که به شخصیت علمی دکتر اقبالی پرداخت. خانم اقبالی با تبریک روز همدان و روز پزشک از آرزوهای بزرگ پدر درباره همدان گفت :دکتر اقبالی عاشق بزرگی ایران بودند و  علاقه خاصی به زادگاهشان استان همدان داشتند . تاسیس مدرسه عالی کشاورزی همدان در سال 1345 و پایه گذاری موسسه عالی آموزش عمران و توسعه روستایی از آن جمله است. او ادامه داد: پدرم همیشه دنبال باران بود وچشمه چون عاشق محیط زیست بود، دوست داشت زمین ها همیشه سبز باشند و آب و آبادانی را دوست داشت. اقبالی ادامه داد: من که فرزند ایشان هستم هرگز نتوانستم مثل ایشان برنامه داشته باشم دکتر اقبالی در آستانه 100سالگی همچنان کلی برنامه توسعه و آبادانی در سر داشت و او عاشق ایران بود و یک ایرانساز به تمام معنا بود، او می گفت من اول ایران را دوست دارم بعد بقیه فکرم برای بچه های خودم هست چون بقیه بچه های ایران هم حق دارند موفق و تحصیلکرده باشند.

پس از دکتر شکوفه اقبالی  سخنران سوم ،مهندس جعفر محمد علیزاده بنیانگذار موزه تاریخ طبیعی همدان و موزه بزرگ دانشگاه آزاد همدان و از شاگردان دکتر اقبالی پس از اینکه از حاضران درخواست کرد به احترام دکتر اقبالی بایستند و یک دقیقه سکوت کنند .او گفت:« آقای دکتر انار بودند که هزاران دانه مثل من را در سراسر ایران دارند». مهندس علیزاده ادامه داد من یکی از شاگردان دکتر اقبالی هستم که شاید گاهی باهم اصطکاک داشتیم اما نمی توانم بگویم ایشان الگوی من نبودند .در این زندگی که من کم تر شادی داشتم بزرگ ترین شادی من این بود که یک روز رفتم عکاسی دیدم عکس آقای دکتر اقبالی بالا دست و عکس من زیردست ایشان است و حاصل زحمات ایشان باعث شد که به عنوان شاگرد ایشان نفر اول ترویج علم در کشور در سال 1384باشم. من در آغاز سخنرانی اشاره کردم اولین دانشگاه جهان در همدان با کمک صد نفر از طلبه های زرتشتی تاسیس شد و بعد از هزاران سال دکتر اقبالی دانشگاه تاسیس کردند ، دکتر اقبالی برای تاسیس موزه همدان یک فولکس داشت که فروخت و چهار هزار تومان کمک کرد تا ما موزه را ایجاد کنیم. علیزاده در پایان با اشاره به اینکه ما همدانی ها به الوند پایبند بودیم و می گفتیم ما آب الوند خورده ایم اما الوند این روزها متاسفانه فراموش شده و شعری در وصف کوه الوند خواند : اجنبی می خواست تو را از من بگیرد الوندم / نتوانست/ اما ریزدانه های  خاکش ،ای اسف تورا محو کرده.

پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است

دکتر پرویز اذکایی پژوهشگر ارزنده تاریخ که بیش از چهارصد مقاله ، پنجاه رساله علمی و سی جلد کتاب در کارنامه خود دارند ، در روز همدان به تاریخ همدان در دوره قاجار پرداخت .اما در این سخنرانی استثنایی که به همه جنبه های محیط زیستی ، جغرافیا و فرهنگ و جامعه شناسی را در برداشت ومانند همیشه احساسات حاضران را برانگیخت.

 دکتر پرویز اذکایی سخنانش را اینگونه آغاز کرد:با درود به روان دکتر اقبالی و با تشکر از شاگرد خلفش دکتر غلامی و دکتر فرهانچی به خصوص از جناب آقای حسین زندی، امتثال امر کردم و با وجود این که در حال نقاهت هستم بیایم. فرمودند در باب تاریخ قاجاریه صحبت کنم برای شما از بس که درباره تاریخ باستان و مفاخر گذشته داد سخن سر داده اند و شعار دادند، اول تعجب کردم بعد دیدم اتفاقا موضوع خوبی است اما بسیار وقت کم به بنده مرحمت فرمودند و گفتند اگر آخر سوالی بود جواب دهم من از وقت مقرر تجاوز نخواهم کرد.

دکتر پرویز اذکایی گفت: قرن سیزدهم هجری قمری برابر با قرن 17و18میلادی حدود 140 سال تمام دوره قاجاریه در ایران حکومت کردند که از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این جهت که آخرین دولت عشایری حاکم بر ایران بوده است، دولت هایی که طی 2700 سال در این آب و خاک حکمراندند منشا عشایری داشتند و این آخرین دولت عشایری است راز ماندگاری سرزمین هم توالی حکومت های عشایری است.  نکته مهم این است که ما در عصر قاجاریه بود که با تمدن غربی آشنا شدیم دوره مدرنیسم یا تجدد از اواسط دوره قاجاریه از ایران آغاز شده دوره آغاز سرمایه داری و به اصطلاح چپ ها برژوازی در همین دوره بود. با این مقدمه باید گفت دوره تجدد، همواره با مشکلات زیادی مواجه شده که هنوز ادامه دارد در سال1201 هجری قمری آغامحمدخان قاجار پس از شکست دادن آخرین امرای سلسله زندیه مثل علیمرادخان در شیراز محمدخان زندی را که به همدان گریخته بود شکست داد . قلعه اشکانی روی تپه مصلای همدان را خراب کرد و تنها برج کوچکی از آن باقی ماند که در زمان ما به آن (تاکه برج) می گفتند ، امروزه از آن تاکه برج هم آثاری باقی نمانده دکتر اذکایی ادامه داد آن چه مسلم است این که تحکیم و دوام حکومت قاجاریه به مدت 150سال از حیث نیروی نظامی غالبا با ایل قراگوزلوی همدان بود . این ایل از بقایای قزلباش های زمان صفوی است اصلشان ترکمان است ، ترک نیستند در ایران ما ترک نداریم ولی قوم ترک و ترکمان داریم به صورت مجازی و استعاری می گوییم ترک. ترکمان اصیل و آن هایی که دعوی ترک بودن دارند همان قبایل مغول و ایغور و آشینوهای مغولی هستند ترکمان هم یعنی مانند ترکان که زبانشان ترک بوده است وگرنه همه ایشان اقوام ایرانی هستند حتی ترکمان ها از لحاظ نژاد هم آریاتر هستند. همچنین قوم فارس نداریم اما زبان ملی ما زبان فارسی است مثلا ما قومی داریم به نام بلوچ که پارتی خالص یعنی اشکانی خالص هستند. کردها را داریم در مغرب ایران که این ها بقایای مادها هستند و از اینها اصیل تر و آریایی تر پیدا نمی شود زبان ها متفاوت است اما همه تحت عنوان ایرانی هستیم. خواه آذربایجانی خواه ترک زبان ، خواه کرد تمام اینان اقوام ایرانی اند و حاصل جمع آن ملت ایران را تشکیل می دهد. بنابراین اگر من در این جا به ترکان اشاره می کنم منظور ترکمانان ایرانی است . قراگوزلوها ترکمان بودند و به زبان ترکمانی صحبت می کردند و حتی نه به زبان ترکی ، زبان ترکی اصیل تفاوت دارد و هرکه مدعی پان ترکیست و زبان ترکی اصل است باید برود زبان مغولی یادبگیرد.من نمی خواهم خارج از موضوع بروم اما مسائلی هست که یک عده از روی جهل و نادانی دامن می زنند .به این مسائل ملی، حتی این ترکان عثمانی یا این ترکمانانی که در آذربایجان هستند و اسم آن را آذربایجان شمالی گذاشته اند و اسم آن "اران" است و ما آذربایجان شمالی نداریم. قراباغ و اران که 6میلیون جمعیت دارد و متوقع هستند که آقای الهام علی اف 15 میلیون ترک زبان دلیر رشید ایران زمین را به خودشان متصل کنند. زهی خیال باطل!.

-دکتر اذکایی در ادامه گفت : من فقط به چند واقعه اشاره می کنم یکی این که افواج قراگوزلو (تیپ ها) تا آخرین دم پادشاهی خاندان قاجار از این خاندان و سلطنت قاجار حمایت کردند و به پاداش خدمات هم رسیدند و بیش تر مناصب نظامی را هم به سران قراگوزلو دادند .

-قراگوزلوها که از آق قویونلوها و قراقویونلوهای سابق بودند دو دسته متمایز بودند ، یکی عاشقلو و یک دسته دیگر حاجیلو و یا ازبک ها، از لحاظ اخلاق و هنجار اجتماعی به کلی با هم متفاوت بودند . عاشقلوها رزمی، جنگنده، ستمگر و ظالم بودند برعکس حاجیلوها اشخاص خیر، دانشمند، نیکوکار و عارف بیرون آمدند. سردسته این ها مجذوبعلیشاه کبودرآهنگی است و خاندان مجذوبی از بقایای ایشان دوست دانشمند ما دکترذکاوتی قراگوزلو است. عاشقلوها چند فوج مشهور داشتند یکی بهادران، یکی دیگر مختاران و فوج قراگوزلوها که البته خدماتی هم داشتند.

-درعین حال تیول از روستاهای اطراف همدان راهم گرفتند بعدها به شش خانواده و طایفه معروف انقسام پیدا کردند که در دوران مشروطیت و قبل از آن به آنان خوانین "سته "یعنی خوانین شش گانه می گفتند  خاندان امیرنظام شورینی (حسام الملک قراگوزلو) وپسرش احتشام الدوله معروف بود. به مرکز خاندان شورین همدانی ها دارالظلم می گفتند چه ظلم هایی که بر این مردم بیچاره همدان در این 150 سال رفته خدا داند؟ 

اذکایی ادامه داد:خاندان ضیاء الملک  و بهاءالملک که روستاهای فقیره و آبشینه را داشتند و خاندان بسیار مشهور ناصرالملک نایب السلطنه ، اولین نایب السلطنه ایران ، ناصرالملک قراگوزلو بود که بهار و حومه آن در اختیار آن ها بود و اقوام دیگر...

-مهم تر از همه طایفه معممین همدان بودند ایشان دو فرقه بودند به طور کلی از زمان صفویه به دو فرقه اخباری و اصولی منقسم شدند اصولی ها اهل اجتهاد بودند و خاندان موجهی بودند و به امور مردم رسیدگی می کردند و حسن شهرت داشتند و آخرین اصولی مشهور هم شیخ مرتضی انصاری در نجف بود که به نام خاتم الفقها مشهور بود. اما تمام اخباری ها برخلاف اصولیون لطمات زیادی به این مملکت زدند و باعث جنگ های ایران و روس شدند . موجبات قراردادهای ننگین گلستان و ترکمنچای را همین ها باعث شدند که شیخ محمد اخباری در تهران لطمات زیادی وارد کرد و فتوای همین اخباریون بود که مردم را تجهیز می کردند که با روس ها بجنگند درحالی که شاه زاده دلیر عباس میرزا که از مفاخر مملکت بود بسیار کوشش کرد و این جنگ باعث شد سوم ایران 17یعنی شهر قفقاز را از دست بدهیم. من نام دو تن از اخباریون که موجبات آشوب ها و بلواها و کشتار نفوس و قتل مردم بی گناه در همدان شدند را می برم. آن چه امروزه می گویند اراذل و اوباش ، لمپن به اصطلاح فرنگی ها و اصطلاح همدانی آن خزی است . خزی ها ،لات ها ،عرق خورها، لواطی ها و چاقوکش ها به دنبال این آقایان بودند آقای محمدحسین اردستانی (مختارانی) بود که با پشتوانه اراذل یادشده با صوفیه می جنگیدند. همدان همواره چهارراه حوادث بود همان طور که فلات ایران مورد تهاجم بود درمقیاس کوچک همدان یک ایران کوچک است با همه بلایا و مصائب 2700 ساله ،قدیمی به یاد دارند در هر محله همدان یک قبرستان بود این قبرستان چه کسانی بود ؟ مردم بی دفاع ، دلیر و حماسه آفرین این شهر بود . مردم همدان در مقابله و کارزار با عساکرعثمانی برادران ترک مسلمان ،هفت تا قبرستان برای ما به یادگار گرفتند. شیخ محمد علی حزین  آخرین کسی بود که بعد از حمله افغان از اصفهان فرار کرده و از همدان می گذرد می گوید70 از هزار جمعیت 25 نفر از همدان به جای مانده است آن هم پیر زن و پیرمرد ، قوم های دیگر هم که تعدادی از آنان باقی مانده بود ارامنه بودند ،یهودیان بودند و طایفه رضویان که از قم آمدند و در محله کبابیان متوطن شدند . اذکایی ادامه داد: ناگفته نماند هم ارامنه به این شهر خدمت کردند ، هم یهودیان زمان حمله عساکر عثمانی ، کشیش های ارمنی و آشوری توپ در اختیار مردم قرار می دادند یکی از خدمات بزرگ ایشان به این شهر که دلیل پایداری این شهر هم هستند یهودیان شهر بودند قومی که از دست ما بسیار آزار می دیدند "خدا پدران ما را ببخشاید" .که این ها را آزار می دادند . آن ها به ما فرهنگ می آموختند و دبستان و دبیرستان اتحاد و آلیانس را برای ما تاسیس می کردند که باسواد شویم و ما یا خودشان را اذیت می کردیم یا بچه هایشان را. یهودآزاری را اشاره خواهم کرد. 

-یکی از این آقایان اخباری متعصب ملاعبدالله بروجردی بود. خوشبختانه این هایی که اسم می برم همدانی نبودند . محمدحسین مختارانی از اردستان بود و ملاعبدالله هم از بروچرد که کورگاهش در کنار مدرسه دامغانی است. یهودی ها با تاسیس مدارس مخصوصا از دوره مغول که ما در تواریخ به یاد داریم یک مدرسه به نام مدرسه ربانی داشتند که تدریس طب هم می کردند . یکی از منجیان این مملکت و طراحان اقتصادی که در بین علمای جهان به عنوان نابغه مشرق زمین می شناسند خواجه رشیدالدین همدانی بود . بعد از مغول این جا برهوت بود آن که اقتصاد و سیاست دیوانی ما را احیا کرد و بزرگ ترین بنیاد وقف را در دنیا به نام موقوفه ربع رشیدیه بنیان گذاشت .آن بزرگوار در همدان مدرسه ربانی را دارالشفاء، داروخانه تاسیس کرد. این جماعت به فرهنگ ما هم خدمت کردند که در کتاب فرهنگ همدان رجوع کنید آورده ام که موجبات این بقای زبان ما را هم فراهم کرده اند. آن چه از زبان باستانی پهلوی رسوب کرده در زبان همدانی موجبش یهودی بودند چرا؟ چون یهودی های یک گتو داشتند گتو یعنی محله جدا، اقوامی که به اینجا تهاجم می کردند با این جماعت کار نداشتند تجارت همدان را یهودی ها احیا کردند اقتصاد شهر را همینطور . این که من می گویم باید حق ایشان ادا شود و من با هزار لفظ نمی توانم ادا کنم. دبیرستان آلیانس یکی از مراکزی شد که ما در عصر قاجاریه رفته رفته تمدن پیدا کنیم اجداد ما "خزی" بودند بپذیریم . اگر امروز مامتمدنانه این جا نشسته ایم پدران ما، اجداد ما از دبیرستان آلیانس آموختند که بعدا مدارس مسلمانان تاسیس شد و اولین آن مدرسه نصرت که مرحوم شیخ موسی نثری آن را تاسیس کرد کسانی که زبان های خارجی و زبان های فرانسه تدریس می کردند ارامنه و یهودیان بودند . بنده در همان جا هم عبری و هم فرانسه یاد گرفتم .

- اما برگردیم به ملا محمدحسین مختارانی ،اخیرا وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران سندی را منتشر کرده است که نشان می دهد این شیخ "روسوفیل "بوده است این سند را آقای ابراهیم تیموری از وزارت خارجه منتشر کرده  و در آن آمده است ملامحمدحسین مختارانی به سفارت روسیه نامه می نویسد "که تو را به خدا به تزار بگویید که به ایران لشکر بفرستد من با سید باقر شفتی اصفهانی( که به دست خود30 هزار نفر را کشته است) توافق کرده ایم  همدان را من تحویل میدهم و اصفهان را سیدباقرشفتی اصفهانی تحویل خواهد داد و شما شاه را اعدام کنید." این سند اشتباها به دست راولینسون می افتد و بعد از یک قرن منتشر می شود .

محمدشاه قاجار در سال 1250 حکمران ایران بوده و مرکز حکومت محمدشاه همدان بوده است چون که او حاج میرزاآقاسی صوفی را نایب السلطنه می کند اخباری ها با او مخالفت می کنند .

گرانی 1288 را شاید از اجدادتان شنیده باشید جمعیت همدان 30هزار نفر بوده که حدود 20هزار نفر کشته می شود.

ملاعبدالله بروجردی هم در واقعه شیخیه همدان دخیل بود شیخیه پیشتاز تجارت همدان بود و تجددخواهی آن ها بعدها اسباب مشروطه را فراهم کردند آنان پیرو شیخ احمد احصایی بودند و به گفته احمد کسروی و سید حسن تقی زاده پیشتاز انقلاب مشروطیت در ایران همدان بوده است 6 ماه پیش از تهران در همدان مجلس مشروطه درست می شود به اسم مجلس فوائد عامه ، چه کسی باعث آن بود ؟ شخص بزرگواری به اسم علی خان صفاالحق ظهیرالدوله، داماد ناصرالدین شاه که دستور داد هر همدانی یک آجر و یک کم گچ بیاورد که مجلس درست کنیم که در محل شهرداری فعلی قرار داشته است.

به همین دلیل چون شیخیه متحد بودند با اراذل الناس همدان در می افتند رئیس آن ها ملاعبدالله بروجردی بوده است.

پرویز اذکایی همچنین اشاره کرد: در دوسه روز گذشته جگرم خون است اگر تا حالا سکته نکرده ام نمی دانم چرا؟ باغ بدیع الحکما را دارند ویران می کنند بلدوزر گذاشته اند و دارند خرابش می کنند خبرنگاری را کتک زده اند 120 هکتار باغ را از بین برده اند حالا 62هزار متر باغ عمارت بدیع الحکما پدر امیر مهدی بدیع فیلسوف همدان را دارند نابود می کنند عجب مردمانی هستیم . با اشاره به شعری از عین القضات که در زندان بغداد برای همدان، همدانی که می گفتند یکی از چهار جنات جهان است  سروده است چند سطری درمورد الوند گفت: اما دریغا امروزه، بی هیچ پرده پوشی و بدون وطن دوستی ریایی، باید گفت که از آن همه لطف و طراوت ، سرسبزی و خرمی، جمال و نزاهت الوند، زیاده چیزی برجای نمانده است. بلای آلودگی های دم افزون زیست محیطی از یک طرف ، ولی خصوصا توسعه ویران گرانه و ساختمان سازی از طرف دیگر تمام فضای حیاتی سبزینه و بیشه زارهای مصفا و باغ های پردارو باروبر را که حالا معلوم می شود چقدر هم منافع اقتصادی داشته اند یکسره به وسعت هزاران هکتار از دامنه الوند زدود و یکباره از میان برد که هنوز هم می برد . طبیعت بی نظیری که جامه زیبای آفرینش آن را دست خداوند (جمیل و یحب الجمال) طی میلیون ها سال تطور طبیعی بر قامت الوند سرفراز ما پوشانده بود ، ظرف سی سال اخیر به یک طرفة العین با دست انسان طماع «ظلوم جهول» تجاوزکار معاصر پاره پاره ، دریده و گسیخته، نابود و ویران گشت مظهر آیات الهی در وطن ما اینک مزبله رجس آدمیان ناسپاس و نادان شده است.

خسارت های مطلقا جبران ناپذیری که طی چند دهه اخیر به بافت و ساخت طبیعی شهرو کوه و دشت ما وارد شده، فقط می تواند خیانت محض باشد،تخریبی که بر آن رفته ومی رود، هیچ قوم یاجوج و ماجوج و چنگیز مغول چنین بلایی برجای دیگرنازل نکرده است.اگر زمانی میلتون انگلیسی از کوهپایه های الوند به عنوان « بهشت بازیافته» سخن گفته بود اینک دریغ آمیز و سوگبار به واقع تنها می توان از آن «بهشت گمشده » یاد کرد . حالا مضمونی جز مرثیه یا«سوگ بر الوند» متبادر به ذهن نشد . دریغا که این کوه لخت بلند بالا دیگر آن « الوند» نیست خدا را ، الوند ما کجاست ؟ همدان ما کجاست؟

برنامه بعدی اجرای گروه موسیقی شهسواران بود که به آهنگسازی و نوازندگی قادر شهسواری و خوانندگی پرویز نظری اجرا شد در این برنامه پس از اجرای قطعه ای با عنوان الوند و آوازی در مایه اصفهان با شعر مولانا با تقدیم قطعه ای به نام مهد دلیران به دکتر پرویز اذکایی به پایان رسید. آخرین سخنران برنامه میلاد وندایی از باستان شناسان جوان همدان بود که به باستان شناسی همدان در دوران تاریخی پرداخت وندایی آثار مادی، هخامنشی، اشکانیو ساسانی اشاراتی داشت.و گفت هیچ اثر مادی از هگمتانه یافت نشده و همچنان پایتخت مادی هگمتانه در ابهام است.

دراین برنامه که به همت  موسسه آموزش عالی عمران وتوسعه ونهادهای مدنی همدان از جمله انجمن دوستان زمین، کانون تبلیغاتی راد، بنیاد مهر ، پویشگران سفر پاک ،بهار ثمین الوند واتاق فکر انجمن های زیست محیطی همدان برگزار شد ، نمایشگاهی از دستاوردهای اعضای انجمن ها در زمینه صنایع دستی و کتاب هایی که درهمدان منتشر شده بود درحاشیه مراسم برقرار شد که با استقبال حاضران مواجه شد.  

                      

 

 

 


برچسب ها: روز بوعلی ، روز همدان ، پرویز اذکایی ، همدان شناسی ، سازمان های مردم نهاد ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic