شنبه 22 آبان 1395

چراغ خاموش مغازه چراغ‌سازی

   نوشته شده توسط: حسین زندی    نوع مطلب :روزنامه همشهری ،مشاغل ،

چراغ خاموش مغازه چراغ‌سازی

نویسنده: حسین زندی خبرنگار همشهری -همدان
چراغ خاموش مغازه چراغ‌سازی
در روزگار قدیم و قبل از کشف نفت برای روشنایی منازل از چراغ‌هایی به نام «پی‌سوز» و برای پخت و پز نیز از وسایلی مانند اجاق و تنور استفاده می‌شد. با کشف نفت ابزار جدیدی برای پخت و پز و گرمایش به باز آمد و چراغ‌ها تولید شدند...
1395/08/16
 در روزگار قدیم و قبل از کشف نفت برای روشنایی منازل از چراغ‌هایی به نام «پی‌سوز» و برای پخت و پز نیز از وسایلی مانند اجاق و تنور استفاده می‌شد. با کشف نفت ابزار جدیدی برای پخت و پز و گرمایش به باز آمد و چراغ‌ها تولید شدند. چراغ‌سازی در شهرهای مختلف ایران رونق پیدا کرد و در همدان نیز چراغ سفید فیتیله و مانند آن ساخته شد که کاربری زیادی داشتند. از زمانی که لوله‌کشی گاز به زندگی ایرانیان وارد شد چراغ‌ها هم کنار رفتند و چراغ‌هایی که برای روشنایی مورد استفاده قرار می‌گرفتند در حاشیه قرار گرفتند.

سعید فروغی متولد اول فروردین 1313 در همدان است. او از نوجوانی به شغل چراغ سازی روی آورده و حدود 67 سال است در مغازه اش به این کار مشغول است. اگرچه این روزها کمتر کسی برای تعمیرات چراغ به او مراجعه می‌کند اما می‌گوید برای این‌که خانه نشین نشود به مغازه می آید. با سعید فروغی که یکی از قدیمی‌ترین چراغ‌سازهای همدان است در مورد شغل چراغ‌سازی گفت وگو کرده ایم.
  • در کدام محله متولد شدید؟
محل ما سر گذر بود و در محله ارامنه زندگی می‌کردیم.
  • مکتب می رفتید یا دوران تحصیل را در مدرسه گذراندید؟
آن زمان دیگر مکتب جمع شده بود. من به مدرسه 15 بهمن که در نزدیکی محله حاجی بود می رفتم. آن وقت ها خیابان شورین ساخته شده بود و ساخت خیابان بوعلی و عباس‌آباد هم تقریبا تمام شده بود. اما خیابان اکباتان امتداد پیدا نکرده بود و نزدیک هگمتانه به بن بست خورده بود.
  • تا چه سالی درس خواندید؟
سال دقیق آن  را به خاطر ندارم اما تا ششم ابتدایی درس خواندم و دیگر ادامه ندادم.
  • پس از ترک تحصیل چه کار کردید؟
پدر من خیلی اصرار می کرد که من درس را ادامه بدهم اما من تنبلی کردم و ترک تحصیل کردم. آمدم در این مغازه کنار عمویم شاگرد شدم که چراغ‌سازی می کرد. 3دانگ مغازه متعلق به عمو بود، پس از این‌که سهم او را خریدم 2 سال بعد سهم شریکش را نیز خریدم و از آن زمان چراغ‌ساز شدم.
  • پدرتان چه شغلی داشت؟
پدر من کارمند بود. او رئیس کارپردازی اداره دخانیات همدان بود به همین دلیل با ترک تحصیل من مخالف بود و دوست داشت درس بخوانم.
  • چه چیزهایی در مغازه تعمیر می کردید؟ خودتان هم چراغ تولید می‌کردید؟
انواع چراغ ها را می ساختیم و تعمیر می کردیم. از جمله چراغ تنور نانوایی، چراغ خوراک‌پزی، چراغ سه فتیله همدان، چراغ‌هایی که لوله فلزی داشت و در زمستان ها زیر کامیون ها قرار می دادند تا گرم شود و کامیون روشن شود، شاخه های مشعل کوره ای که برای حمام ها و مراکز صنعتی استفاده می شد، چراغ سه پایه و موارد دیگر.
  • چراغ خاصی هم که مخصوص همدان یا تولید همدان باشد داشتید؟
بله همه این ها را در همدان می ساختیم.
  • شغل شما در این 7 دهه چه تفاوتی کرده است؟
آن زمان نفت بود و کار ما رونق بیشتری داشت اما حالا همه این کارها با گاز انجام می‌شود. چراغ گازی هم نیاز به تعمیر چندانی ندارد و شغل ما تعطیل شده است.
  • مواد اولیه را از کجا تهیه می‌کردید؟
ورق، لوله و مواد اولیه را از تهران می آوردم.
  • در این شغل اتحادیه صنفی داشتید؟
بله اتحادیه همان سال هایی که من شروع کردم راه‌اندازی شد. من 30 سال معاون اتحادیه بودم و آقای جواد صامت رئیس اتحادیه بود.کارهای اتحادیه و کارهای صنفی همه برعهده من بود.
  • در همدان چند مغازه یا کارگاه چراغ‌سازی وجود داشت؟
آن دوران حدود 40 کارگاه و مغازه چراغ‌سازی و تعمیرکار بود. قبلا اتحادیه بخاری‌سازی، حلبی سازی، چراغ و سماورسازی وجود داشت اما حالا مشاغل دیگری را هم  اضافه و درهم ادغام کرده اند و اتحادیه مصنوعات فلزی شامل چراغ سازی، بخاری سازی، سماور سازی، حلبی سازی، مسگری، صندوق سازی، خورده سازی و تشت سازی است.
  • از ابزار کار بگویید.
چکش و انبردست و گاز بود. اما آن زمان دستگاه جوشکاری ما دیگ کاربیت بود.
  • چه چیزی باعث چسبیدن یا جوشکاری می شد؟
برای جوش زدن از ماده ای به نام تنکا استفاده می و با ترکیب سیم برنجی یا نقره صنعتی جوشکاری می کردیم. این سیم ها ذوب می شد و فضایی را که نیاز بود جوشکاری می کردیم. بعدها گاز استیلین آمد و کپسول جای دیگ را گرفت.
  • شما فروشنده مشتری‌مداری هستید. در گذشته هم چنین بودید؟
از روز اول همین برخورد را داشتم اگر کسی پول اجرت را نداشت، می گفتم بعدا بیاور. در گذشته پول و نقدینگی کم بود اما با همان پول کم زندگی مردم می چرخید. مردم نسبت به درآمد شان هزینه می‌کردند و این همه رقابت و زیاده خواهی نبود.
  • برخورد فرزندانتان با شغل شما چه بود؟ راه شما را ادامه دادند؟
من 4 پسر داشتم که 2 نفرشان در اثر تصادف مرحوم شدند. یکی استاد موسیقی و خوشنویسی بود و یکی دیگر کار مرا دنبال می کرد و مغازه داشت. پسر دیگرم به علت آتش گرفتن خانه از دنیا رفت. تنها یک فرزندم زنده است که او هم بیمار است.
  • فکر می‌کنید تا چه زمانی مردم به شما برای تعمیر چراغ مراجعه خواهند کرد؟
دیگر مردم از چراغ نفتی استفاده نمی کنند اما ضرب المثلی هست که می گوید« تاوقتی گدا هست من هم هستم». یعنی وقتی افراد فقیر هستند وصله و پینه هم هست. کار من وصله پینه است. تا وقتی کسانی که از چراغ استفاده می‌کنند هستند من هم اینجا هستم. البته من بیشتر به این خاطر که خانه‌نشین نباشم کار می‌کنم وگرنه درآمدی ندارم. از طرفی اداره دارایی هم سالی 4 میلیون تومان مالیات برای من تعیین می‌کند.
http://ostani.hamshahrilinks.org/Ostan/Iran/Hamedan/Contents/%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA-%D8%AE%D8%A7%D9%85%D9%88%D8%B4-%D9%85%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87-%DA%86%D8%B1%D8%A7%D8%BA%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C?magazineid=


برچسب ها: همشهری همدان ، چراغ سازی همدان ،

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic